𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
عام... سلام ابرکی جانِ من ، راستش خیلی وقت نیست که میشناسمت؛ اونقدری هم نیست که بشه نشست و از هزار تا خاطرهی مشترک حرف زد یا گفت «یادته فلان روز...» ولی با این حال، یه چیزی باعث شد دلم بخواد برات نامه بنویسم... بعضی آدما مدت زیادی توی زندگی آدم نیستن، ولی…
سلامی به گرمای آفتابی که در زمستان پوستت را نوازش میکند، از من به تو، خانوم مهندسِ عزیزم؛
درست است که زمان زیادی از آشناییمان نگذشته است و شناخت کمی ز هم داریم، ولی نامه نوشتن که این حرف هارا ندارد... گاهی حتی برای غریبههای آشنا میشود نامه نوشت، گاهی برای آشناهای غریبه، مهم این است که تو با نوشتن نامه حال خودت خوب باشد و در کنار آنها احساس خوبی داشته باشی.
حق مینوازی بانو جان، مانند وجود رنگینِ خودت که با هر قدمش رنگی جدید به جهان اضافه میکند و با هر لبخندش، گلی جدید میشکوفد.
اگر مرا دوستداشتنی میبینی، باید بدانی که اول خودت، وجودت و ذاتت دوستداشتنی بوده که مرا اینگونه میبینی؛ چراکه میگویند آدمها، دگران را آنگونه که خود را متصور هستند، میبینند.
نامه نوشتن حتما مناسبت خاصی نمیخواهد داشته باشد، درک میکنم. اینکه نامهای نوشتی، صرفا برای آن بوده که دوست داشتهای، برای این بوده که نشانم دهی چقدر دوستم داری، و من برای وقتی که برایم گذاشتهای ارزشی بالاتر از ابرهای در آسمانِ آبی قائل هستم. و به اینامهی عزیز نگو کماهمیت، که با دیدنش، حتی قبل از خواندنش، به درون قلبم نفوذ کرد، کنجی را انتخاب، و حال با لبخندی کوچک به من زل زده است تا شیرکاکائویی به دستش دهم.
هیچگاه با خواندن مجدد این نامه، نخواهم گفت «خب که چی؟»، حتی اگر روزی دنیا تصمیم گرفت گرهِ سرنوشت مارا باز کند. من برای تکتکِ کلماتی که نوشته، ای ارزش قائلم، برای ثانیهبهثانیهای که وقت میگذاری احترام قائلم، و بسیار بسیار شاد و خرسند شدم از اینکه دیدم نامهای بیدلیل دریافت کردم.
حس خوبی که میخواستی به من انتقال بدهی را با موفقیت دریافت کردم، صحبت های زیادت را دوست دارم، و دلم میخواهد رفاقت شیرینمان تا زمانی که فسیل میشویم باقی بماند.
و چقدر که دوست داشتم نامهات را. در گنجینهی قلبم نگاهش خواهم داشت، و از خودم بیشتر مراقبش خواهم بود. ممنونم از تو و مهربانیت، بانو جان.
ارادتی دارم خدمتت بزرگ،
دوست دارت،
ابرکی کوچک
درست است که زمان زیادی از آشناییمان نگذشته است و شناخت کمی ز هم داریم، ولی نامه نوشتن که این حرف هارا ندارد... گاهی حتی برای غریبههای آشنا میشود نامه نوشت، گاهی برای آشناهای غریبه، مهم این است که تو با نوشتن نامه حال خودت خوب باشد و در کنار آنها احساس خوبی داشته باشی.
حق مینوازی بانو جان، مانند وجود رنگینِ خودت که با هر قدمش رنگی جدید به جهان اضافه میکند و با هر لبخندش، گلی جدید میشکوفد.
اگر مرا دوستداشتنی میبینی، باید بدانی که اول خودت، وجودت و ذاتت دوستداشتنی بوده که مرا اینگونه میبینی؛ چراکه میگویند آدمها، دگران را آنگونه که خود را متصور هستند، میبینند.
نامه نوشتن حتما مناسبت خاصی نمیخواهد داشته باشد، درک میکنم. اینکه نامهای نوشتی، صرفا برای آن بوده که دوست داشتهای، برای این بوده که نشانم دهی چقدر دوستم داری، و من برای وقتی که برایم گذاشتهای ارزشی بالاتر از ابرهای در آسمانِ آبی قائل هستم. و به اینامهی عزیز نگو کماهمیت، که با دیدنش، حتی قبل از خواندنش، به درون قلبم نفوذ کرد، کنجی را انتخاب، و حال با لبخندی کوچک به من زل زده است تا شیرکاکائویی به دستش دهم.
هیچگاه با خواندن مجدد این نامه، نخواهم گفت «خب که چی؟»، حتی اگر روزی دنیا تصمیم گرفت گرهِ سرنوشت مارا باز کند. من برای تکتکِ کلماتی که نوشته، ای ارزش قائلم، برای ثانیهبهثانیهای که وقت میگذاری احترام قائلم، و بسیار بسیار شاد و خرسند شدم از اینکه دیدم نامهای بیدلیل دریافت کردم.
حس خوبی که میخواستی به من انتقال بدهی را با موفقیت دریافت کردم، صحبت های زیادت را دوست دارم، و دلم میخواهد رفاقت شیرینمان تا زمانی که فسیل میشویم باقی بماند.
و چقدر که دوست داشتم نامهات را. در گنجینهی قلبم نگاهش خواهم داشت، و از خودم بیشتر مراقبش خواهم بود. ممنونم از تو و مهربانیت، بانو جان.
ارادتی دارم خدمتت بزرگ،
دوست دارت،
ابرکی کوچک
❤2🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
-----------------------00:00---------------------------
عه... دقیقا تو این ساعت نامهات تموم شد😭😭😭😭😭
خدای من😭😭😭🤏✨🤏✨🤏✨
خدای من😭😭😭🤏✨🤏✨🤏✨
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
عه... دقیقا تو این ساعت نامهات تموم شد😭😭😭😭😭 خدای من😭😭😭🤏✨🤏✨🤏✨
و چقدر برام ساعت ها مهمن...
اگه بهت گفته بودم برام بنویس انقدری که الان عمق وجودمو روشن کرد برام لذت بخش نبود :)
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
اگه بهت گفته بودم برام بنویس انقدری که الان عمق وجودمو روشن کرد برام لذت بخش نبود :)
...... 😭😭😭😭
قربونت برم خب😭🩵✨
قربونت برم خب😭🩵✨