عام...
سلام ابرکی جانِ من ،
راستش خیلی وقت نیست که میشناسمت؛ اونقدری هم نیست که بشه نشست و از هزار تا خاطرهی مشترک حرف زد یا گفت «یادته فلان روز...» ولی با این حال، یه چیزی باعث شد دلم بخواد برات نامه بنویسم...
بعضی آدما مدت زیادی توی زندگی آدم نیستن، ولی همون مدت کم هم یه جوری به دل میشینن که انگار از اول قرار بوده یه گوشهای از این مسیر رو کنارت باشن!
من هنوز خیلی چیزا ازت نمیدونم، هنوز شاید کلی از اخلاق و فکر و دنیات مونده که بشناسم؛ ولی همین چیزایی که تا الان ازت دیدم، باعث شد حس کنم بودنِ بعضی آدما، حتی اگر تازه باشه، میتونه دوستداشتنی باشه :)
این نامه رو هم نه برای مناسبت خاصی نوشتم، نه قرارِ حرف خیلی عجیب و بزرگی توش بزنم، صرفا مثل یه یادگاری کوچولو و کم اهمیت در نظر بگیرش...
فقط یه لحظه دلم خواست بهت بگم که از آشنا شدن باهات خیلی خوشحالم :)
شاید یه روزی این نامه رو بخونی و بگی «خب که چی؟» و راستش حق هم داری. چون گاهی بعضی حرفا دلیل خاصی ندارن؛ آدم فقط دلش میخواد یه حس خوب رو قبل از اینکه تبدیل به یه فکرِ فراموششده بشه به زبون بیاره و خودت خوب میدونی خدای پر حرفی هستم...
امیدوارم هرچقدر هم که قراره همدیگه رو بشناسیم، بینمون از اون رفاقتهایی شکل بگیره که لازم نیست برای موندنشون هر روز کاری کرد؛ فقط باشن، ساده و بیدردسر...
خلاصه که ابرکی،
همین مدت کم هم برای این کافی بوده که دلم بخواد این چند خط رو برای تو بنویسم...
مواظب خودت باش و
دوستت دارم ابر کوچولویِ پف پفیِ من :) ^^
سلام ابرکی جانِ من ،
راستش خیلی وقت نیست که میشناسمت؛ اونقدری هم نیست که بشه نشست و از هزار تا خاطرهی مشترک حرف زد یا گفت «یادته فلان روز...» ولی با این حال، یه چیزی باعث شد دلم بخواد برات نامه بنویسم...
بعضی آدما مدت زیادی توی زندگی آدم نیستن، ولی همون مدت کم هم یه جوری به دل میشینن که انگار از اول قرار بوده یه گوشهای از این مسیر رو کنارت باشن!
من هنوز خیلی چیزا ازت نمیدونم، هنوز شاید کلی از اخلاق و فکر و دنیات مونده که بشناسم؛ ولی همین چیزایی که تا الان ازت دیدم، باعث شد حس کنم بودنِ بعضی آدما، حتی اگر تازه باشه، میتونه دوستداشتنی باشه :)
این نامه رو هم نه برای مناسبت خاصی نوشتم، نه قرارِ حرف خیلی عجیب و بزرگی توش بزنم، صرفا مثل یه یادگاری کوچولو و کم اهمیت در نظر بگیرش...
فقط یه لحظه دلم خواست بهت بگم که از آشنا شدن باهات خیلی خوشحالم :)
شاید یه روزی این نامه رو بخونی و بگی «خب که چی؟» و راستش حق هم داری. چون گاهی بعضی حرفا دلیل خاصی ندارن؛ آدم فقط دلش میخواد یه حس خوب رو قبل از اینکه تبدیل به یه فکرِ فراموششده بشه به زبون بیاره و خودت خوب میدونی خدای پر حرفی هستم...
امیدوارم هرچقدر هم که قراره همدیگه رو بشناسیم، بینمون از اون رفاقتهایی شکل بگیره که لازم نیست برای موندنشون هر روز کاری کرد؛ فقط باشن، ساده و بیدردسر...
خلاصه که ابرکی،
همین مدت کم هم برای این کافی بوده که دلم بخواد این چند خط رو برای تو بنویسم...
مواظب خودت باش و
دوستت دارم ابر کوچولویِ پف پفیِ من :) ^^
ارادتمندِ شما خانوم مهندسِ غرغرو ؛
🍓6❤2
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
نشورم بو میگیره😭
برو به کارت برس دختر بدو بدو ببینم