Forwarded from « مهندسِ هنرمندِ غرغرو » (« خانوم مهندس دارابی »)
Wandering Pen
آشپزی چرا انقد سختی آشپزی
کجاش سخته به این خوبی👀
Forwarded from « مهندسِ هنرمندِ غرغرو » (« خانوم مهندس دارابی »)
ظرف شستن سخته
Forwarded from 「𝑪𝒉𝒂𝒐𝒔」
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
نه آشپزی سخته نه ظرف شستن همشون آب خوردنه
پس از این به بعد اشپزی میکنم تو بشور
Forwarded from Wandering Pen
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
من که دارم میرم خوابگاه قراره هر شب ظرف بشورم
صبح نهار شام
تازه گاهی یا اب یهو داغ میشه یا نمیاد(اینکه تجربه من بوده. امیدوارم دانشگاه شما بهتر باشه)
تازه گاهی یا اب یهو داغ میشه یا نمیاد(اینکه تجربه من بوده. امیدوارم دانشگاه شما بهتر باشه)
Wandering Pen
صبح نهار شام تازه گاهی یا اب یهو داغ میشه یا نمیاد(اینکه تجربه من بوده. امیدوارم دانشگاه شما بهتر باشه)
والا یکی از چیزایی که توش مشکل نداریم آبه
چون یاسوج منبع آبه...
و خب فقط خیلی خشکیه
یعنی حمام میری یا ظرف میشوره اگر مرطوب کننده نزنی قشنگ سه لایه پوستاندازی میکنی
چون یاسوج منبع آبه...
و خب فقط خیلی خشکیه
یعنی حمام میری یا ظرف میشوره اگر مرطوب کننده نزنی قشنگ سه لایه پوستاندازی میکنی
Forwarded from 🌋🔥جهنم من و فرزندانم🔥🌋
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
آره.... عه... ولی من فکر میکردم خیلی خشکم بخاطر همین اینقدر جینگلی پینگلی حرف میزنم😭🙏
همین هم باحاله واقعا 😂✨
نامهای مینویسم، تا این بار با دستهای از بادکنک ها، از روی آبشاری بلند عبور کند و به دست بانویی برسد که زیر درخت بیدِ مجنونی جا خوش کرده است.
سلام سارگل عزیز، حالت چطور است؟ امید هایت را که بر شانهی قاصدک، به باد نسپردی؟ هنوز هم لبخند میزنی، یا محبت بیاندازه ورزیدن به دیگران باعث شده روحِ پاکت خسته شود؟ هنوز هم گاهی دست به قلم میشوی، یا که دوری از درختان سبز تورا به کنجنشینی رسانده؟
این روز هارا چگونه میگذرانی؟ تشکچهای کوچک در حیاط خانه پهن کرده و زیر آسمان زیبا دراز میکشی و ستاره هارا دنبال میکنی تا خواب بگیرد، یا که در تاریک ترین گوشهب اتاقت میخوابی و دشت سرسبز بزرگی را در رویایت زندگی میکنی؟
ماهزاد زیبا، امیدوارم زمانی این نامه به دستت برسد که بالاخره در ملبهی درختی خودت جا خوش کردهای و بدور از همه، فنجانی چای با کیک میل میکنی. این نامه باشد به عنوان یادآور تو، که بدانی عزیزی و دوست داشتنی.
اگر هم بر تو سخت گذشت، اشکالی ندارد. میتوانیم با یکدیگر دوست شویم تا کمتر این سختی را حس کنی. سعی میَکنم حوایم بیشتر به تو باشد، پس تو هم کمک کن و خودت را بیشتر دوست بدار.
یادت باشد که تو مهربان و خوب هستی، همانگونه که باید باشی. پس بیشتر از این به خودت سخت مگیر که ارزش ندارد خودت را اینقدر له کنی. پس، خودت و زیبایی هایت حسابی دوست بدار و آنها را در آغوشت سفت بفشار.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای دختری که زیر درخت سیبی مینشیند و با سار های زیبا سخن میگوید.
سلام سارگل عزیز، حالت چطور است؟ امید هایت را که بر شانهی قاصدک، به باد نسپردی؟ هنوز هم لبخند میزنی، یا محبت بیاندازه ورزیدن به دیگران باعث شده روحِ پاکت خسته شود؟ هنوز هم گاهی دست به قلم میشوی، یا که دوری از درختان سبز تورا به کنجنشینی رسانده؟
این روز هارا چگونه میگذرانی؟ تشکچهای کوچک در حیاط خانه پهن کرده و زیر آسمان زیبا دراز میکشی و ستاره هارا دنبال میکنی تا خواب بگیرد، یا که در تاریک ترین گوشهب اتاقت میخوابی و دشت سرسبز بزرگی را در رویایت زندگی میکنی؟
ماهزاد زیبا، امیدوارم زمانی این نامه به دستت برسد که بالاخره در ملبهی درختی خودت جا خوش کردهای و بدور از همه، فنجانی چای با کیک میل میکنی. این نامه باشد به عنوان یادآور تو، که بدانی عزیزی و دوست داشتنی.
اگر هم بر تو سخت گذشت، اشکالی ندارد. میتوانیم با یکدیگر دوست شویم تا کمتر این سختی را حس کنی. سعی میَکنم حوایم بیشتر به تو باشد، پس تو هم کمک کن و خودت را بیشتر دوست بدار.
یادت باشد که تو مهربان و خوب هستی، همانگونه که باید باشی. پس بیشتر از این به خودت سخت مگیر که ارزش ندارد خودت را اینقدر له کنی. پس، خودت و زیبایی هایت حسابی دوست بدار و آنها را در آغوشت سفت بفشار.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای دختری که زیر درخت سیبی مینشیند و با سار های زیبا سخن میگوید.