... یکی از دلایل افسردگی میتونی نخوردن غذا ها و خوراکی هایی باشه که دوست داری،
و یا حتی ننوشیدن نوشیدنی هایی که بهشون به شدت وابسته بودی و حالتون خوب میکرده.
رهاشون کردی به هر دلیلی.
خاطرات، ترس، گزندی که داشت، و یا هر چیز دیگری...
و یا حتی ننوشیدن نوشیدنی هایی که بهشون به شدت وابسته بودی و حالتون خوب میکرده.
رهاشون کردی به هر دلیلی.
خاطرات، ترس، گزندی که داشت، و یا هر چیز دیگری...
حالا افسردگی هم نه غمگین شدن و سقوط مود و انگیزهی زندگی نداشتن و هر چیز منفیای.
اونقدری که خوراکی رو روحیات و اعصاب آدمی تاثیر داره خودمون متوجه نیستیم.
نپرسید چرا بعد از فروپاشی روانی و شیاف کردن سکته به شما اینجوری رفتم بالا منبر و دارم دوباره حرف میزنم که فقط میتونم بگم چون چای.
شایدم من فقط اینقدر شکموام که با خوردنی و نوشیدنی اینجوری صعود روحیهی زندگی دارم-
Forwarded from Wandering Pen
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
اونقدری که خوراکی رو روحیات و اعصاب آدمی تاثیر داره خودمون متوجه نیستیم.
واقعا موافقم.
هفته اول ترک کافیین دوستام اینجوری بودن که واقعا حالت خوبههه؟!
من: آره...(واقعا خوب بودم فقط بی انرژی)
اونا: ...
و نه فقط اون، وقتی مدت طولانی شیرینی نمیخورم تبدیل به حلزون میشم و هیچ انگیزه ای ندارم.
هفته اول ترک کافیین دوستام اینجوری بودن که واقعا حالت خوبههه؟!
من: آره...(واقعا خوب بودم فقط بی انرژی)
اونا: ...
و نه فقط اون، وقتی مدت طولانی شیرینی نمیخورم تبدیل به حلزون میشم و هیچ انگیزه ای ندارم.
Forwarded from Wandering Pen
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
شایدم من فقط اینقدر شکموام که با خوردنی و نوشیدنی اینجوری صعود روحیهی زندگی دارم-
منم همینطور منم همینطور🤝
Forwarded from Wandering Pen
فردا به زندگی کافئینیم برمیگردم اما اینبار با احتیاط بیشتر☝️
Wandering Pen
واقعا موافقم. هفته اول ترک کافیین دوستام اینجوری بودن که واقعا حالت خوبههه؟! من: آره...(واقعا خوب بودم فقط بی انرژی) اونا: ... و نه فقط اون، وقتی مدت طولانی شیرینی نمیخورم تبدیل به حلزون میشم و هیچ انگیزه ای ندارم.
همچنین...
بعد از سه هفته دیروز کلمپلو خوردیم
و امروز از سر کیف و عادت همیشگی چای خوردم
حالم بهتره
بعد از سه هفته دیروز کلمپلو خوردیم
و امروز از سر کیف و عادت همیشگی چای خوردم
حالم بهتره
Wandering Pen
فردا به زندگی کافئینیم برمیگردم اما اینبار با احتیاط بیشتر☝️
.... تنها دلیلی که براش کافئین میخورم، مامانه. (چون وقتی دلش میخواد قهوه بخوره تنها که حال نمیده، یه لاته برای خودم میزنم میشینم کنارش. اون قهوهاشو میخوره و لاتهامو.)
Forwarded from Wandering Pen
بهت پیشنهاد میدم اینجور مواقع دسر درست کردن رو امتحان کنی( حس خوبی داره، البته اگه وسایلشو دارین)
فقط دسرای پینترستی و سخت نه، مثلا میتونه ترکیب شیرموز و بستنی باشه یا شیرنارگیل و چایی یا هرچیز دیگه
فقط دسرای پینترستی و سخت نه، مثلا میتونه ترکیب شیرموز و بستنی باشه یا شیرنارگیل و چایی یا هرچیز دیگه
Wandering Pen
بهت پیشنهاد میدم اینجور مواقع دسر درست کردن رو امتحان کنی( حس خوبی داره، البته اگه وسایلشو دارین) فقط دسرای پینترستی و سخت نه، مثلا میتونه ترکیب شیرموز و بستنی باشه یا شیرنارگیل و چایی یا هرچیز دیگه
.... شیر موز مگه کاری داره؟
یه موزه یه شیره یا شکره
قاطی میکنی
یه موزه یه شیره یا شکره
قاطی میکنی