نامهای مینویسم رنگین، برای دختری که در دنیای رنگ ها زندگی میکند و مانند رنگین کمانی پس از باران میماند.
سلام آیلین جان، چطوری؟ بوم های رنگیت کجا هستند؟ هنوز هم نقاشی میکشی، یا که نشستهای و با فنجانی چای خستگی درمیکنی؟ قلممو هایت را شستهای، یا که گذاشتهای رنگ های مختلف رو آن بنشینند و رنگارنگش کنند؟
تابستانت را چگونه میخواهی تمام کنی؟ این روز های پایانی را چگونه میخواهی بگذرانی؟ در حال دویدن در دشتی پر از گل و در حالی که باد میان گیسوانت میگردد، یا که بر قلهی کوهی ایستاده تا نقشِ جهان اطرافت را بکشی؟ دوست داری فقط روی مبل بشینی و اسکچی کوچک در دفترت بکشی، یا که در میان دوستانت غرق صحبت های شیرین بشوی؟
آیلین جان، نمیدانم زمانی که این نامه به دستت برسد، کجا خواهی بود و در حال چه کاری، اما دوست دارم که دوباره دستانت رنگی باشد، تا اثر انگشت زیبایت بر نامه بماند و یادگاری شود برای تو.
اگر این روز ها احساس تنهایی یا غم کردی، ناراحت نباش که من خواهم بود. زمان کمیست که به شناختت پرداختم، ولی همین زمان کافی بود تا با دنیایی پر از محبت و دوستی پیدا کنم که انتها ندارد. قلب پاکت را دوست بدار و از خودت و ذهن خلاقت مراقبت کن.
یادت باشد که از این به بعد دوست تو خواهم بود و اداکهی راهت را نمیگذارم به تنهایی سپری کنی. در کنارت قدم برمیدارم و هر زمان خسته شدی، دستت را میگیرم و به دنبال خویش دوان دوان خواهم کشاند، تا دوباره خودت بتوانی از من جلو زده و سریعتر از همیشه بدَوی.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای بانویی که هنر از هر انگشتش میبارد و زندگی را در بوم هایش میشود یافت.
سلام آیلین جان، چطوری؟ بوم های رنگیت کجا هستند؟ هنوز هم نقاشی میکشی، یا که نشستهای و با فنجانی چای خستگی درمیکنی؟ قلممو هایت را شستهای، یا که گذاشتهای رنگ های مختلف رو آن بنشینند و رنگارنگش کنند؟
تابستانت را چگونه میخواهی تمام کنی؟ این روز های پایانی را چگونه میخواهی بگذرانی؟ در حال دویدن در دشتی پر از گل و در حالی که باد میان گیسوانت میگردد، یا که بر قلهی کوهی ایستاده تا نقشِ جهان اطرافت را بکشی؟ دوست داری فقط روی مبل بشینی و اسکچی کوچک در دفترت بکشی، یا که در میان دوستانت غرق صحبت های شیرین بشوی؟
آیلین جان، نمیدانم زمانی که این نامه به دستت برسد، کجا خواهی بود و در حال چه کاری، اما دوست دارم که دوباره دستانت رنگی باشد، تا اثر انگشت زیبایت بر نامه بماند و یادگاری شود برای تو.
اگر این روز ها احساس تنهایی یا غم کردی، ناراحت نباش که من خواهم بود. زمان کمیست که به شناختت پرداختم، ولی همین زمان کافی بود تا با دنیایی پر از محبت و دوستی پیدا کنم که انتها ندارد. قلب پاکت را دوست بدار و از خودت و ذهن خلاقت مراقبت کن.
یادت باشد که از این به بعد دوست تو خواهم بود و اداکهی راهت را نمیگذارم به تنهایی سپری کنی. در کنارت قدم برمیدارم و هر زمان خسته شدی، دستت را میگیرم و به دنبال خویش دوان دوان خواهم کشاند، تا دوباره خودت بتوانی از من جلو زده و سریعتر از همیشه بدَوی.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای بانویی که هنر از هر انگشتش میبارد و زندگی را در بوم هایش میشود یافت.
شاید بپرسید چرا ویکیپدیا؟
چون ویکتوره و مخففه میشه ویکی پس ویکیپدیاست
چون ویکتوره و مخففه میشه ویکی پس ویکیپدیاست