✎˖ᝰ✧˖°𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞 𝐅𝐢𝐠𝐡𝐭
⚔️ به رایت فایت خوش اومدید⚔️ این یه رویداد ویژهست برگرفته از بازی سالانه و بینالملل آرت فایت، با یه تفاوت، و اون اینه که این مختص نویسندههاست. =) پس قلمهاتون رو دربیارید. کاراکترهاتون رو پشت ویترین بچینید. نوبتی هم که باشه، وقت جنگ نوشتنه! 🎭 روند مبارزات:…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیلدا
این دختر کوچولوی ما یه دزده. از اون دزد هایی که به سختی میشه گرفتش. تو این دنیایی که بیش از نیمیش رو آب گرفته و قدرت بین دزد های دریایی و امپراطوری در کشمکشه،این دختر کوچولوی ما دشت میزاره رو مشهور ترین و پولدار ترین افراد ممکن.
تا شش سالگی با مادربزرگ مریضش زندگی میکرده، برای درآوردن خرج هم کمک مادربزرگش میکرده، و هم یاد گرفت چجوری و از چه کسایی، چه چیزایی رو کش بره که بتونه یه محله رو سیر کنه. همیشه هر چیزی که بدست میاورد رو تقسیم میکرد(هنوزم انجام میده)
وقتی نه سالش بوده، در حال دزدی از یه کشتی نیروی دریای گرفتار میشه. نیروی دریایی هم که هویت واقعی این بچه رو میفهمه، میسپرتش به قدرت زیر زمینی امپراطوری، جایی که بدترین شکنجه ها قرار دارن. برای یک سال تمام اونجا بوده و سعی کرده بودن آدمش کنه، و در آر بالاخره موفق به فرار میشه. از یادگاری هایی که از اون موقع براش باقی موندن میتونم به سوختگی ها و یه زخم بزرگی که به صورت مورب روی کمرشه اشاره کنم.
الان توی داستان یازده سالشه، و بین کشتی های دزددریایی و اشراف زاده ها میگرده و وسایل گرون قیمتشون رو میدزده.
اگرم گیر بیوفته زبون چربش میتونه نجاتش بده.
#OC
❤🔥8
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
هیلدا این دختر کوچولوی ما یه دزده. از اون دزد هایی که به سختی میشه گرفتش. تو این دنیایی که بیش از نیمیش رو آب گرفته و قدرت بین دزد های دریایی و امپراطوری در کشمکشه،این دختر کوچولوی ما دشت میزاره رو مشهور ترین و پولدار ترین افراد ممکن. تا شش سالگی با مادربزرگ…
احتمالا تایپ mbti این نینی یه چیزی تو مایه های ESFP باشه.
کارش با چاقو های جیبی خوبه و میتونه از دیوار راست بالا بره. بخاطر همین بعضیا گربهی سیاه هم صداش میکنن.
کارش با چاقو های جیبی خوبه و میتونه از دیوار راست بالا بره. بخاطر همین بعضیا گربهی سیاه هم صداش میکنن.
نیازمند توضیحات تکمیلیه هنوز
برای همین یه نقطه میزارم که بعدا بنویسم براش بازم.
برای همین یه نقطه میزارم که بعدا بنویسم براش بازم.
Darius
دُوریوس یا داریوس(نمیدونم) درواقع یه فرشتهی سقوط کردهاست. به قولی میگن یه فالن انجل. اون همینجوری به دنیا اومده. یعنی اینجوری نبوده که یه فرشته بوده باشه و بخاطر کار اشتباهش سقوط کرده باشه. هیچکس نمیدونه اون از کجا اومده، یا چطوری به وجود اومده، ولی وجودش غیر قابل انکاره.
به شدت موجود منزوی و درونگراییه. در دنیایی زندگی میکنه که اسطوره ها یا خدایان مختلفی وجود دارن و البته، همهی اون خدایان درواقع فرزند یک خدای مطلق هستن(که این فرزندان به پدرشون خیانت میکنن و همه قدرت هاشو مهر و موم میکنن و اووو کلی دراما)
ولی خب. نکتهای که اینجا پیش میاد اینه که دُوریوس این وسط چکارهاست؟ اون نگهبان یکی از مهم ترین جنگل های دنیای انسان هاست. اون جنگل پر از موجودات اهریمنی و حیواناتی هست که متعلق به خدای زیرزمین یا دنیای مردگان هست. خود دُوریوس هم خدمتکار وفادار اونه.
اون به شدت روی این جنگل و حیواناتش حساسه. برخلاف ظاهرش که میگه یه مبارز سرسخت، بی رحم و جدیه، درواقع خیلی دل نازک نارنجیای داره. با جونش از جنگل سایه های شب محافظت میکنه و حاضره هر چیزی بزاره وسط تا اون جنگل و موجوداتش سالم بمونن.
#OC
❤3