𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
روز پنج انجام نشد... (چون... نمیدانم.) روز شش... نمیشه از آقای سپهری بخونم؟
(بشینم هشت بهشت بخونم✨)
Forwarded from 1980melody (luna)
این پیام رو فور بزنید چنلتون اسم یوتیوبر مورد علاقتون رو بگید تا یه مود برد مثل این بدم بهتون
اگر دوست داشتی از یوتیوب منم حمایت کن
1980melody
این پیام رو فور بزنید چنلتون اسم یوتیوبر مورد علاقتون رو بگید تا یه مود برد مثل این بدم بهتون اگر دوست داشتی از یوتیوب منم حمایت کن
یوتیوب فارسی که... کوروش
و فانتزی زون
(Fantasy Zone)
یوتیوب خارجی هم...
Technoblade
Jacksepticeye
و فانتزی زون
(Fantasy Zone)
یوتیوب خارجی هم...
Technoblade
Jacksepticeye
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
یوتیوب فارسی که... کوروش و فانتزی زون (Fantasy Zone) یوتیوب خارجی هم... Technoblade Jacksepticeye
دیدید نینی رو یادم رفت؟
Badboyhalo
Badboyhalo
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
بابا یوتیوب من نصفیش محتوای ماینکرفتی و هیروبراینی داره
به کریپی پاستا ها و انیمیشن های ماینکرفتی سلام کنید!
میکو جان نامه مینویسم برات ولی اگر تبدیل به خوراکی شدی و خوردمت لطفا ببخش منو
🐳1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
میکو جان نامه مینویسم برات ولی اگر تبدیل به خوراکی شدی و خوردمت لطفا ببخش منو
(یه لحظه کانالشو یه استاک ریز کنم میام مینویسم)
🐳1
نامه را اینبار برای بانویی مینویسم که خود را درون جنگل به من معرفی کرد و به صرف مقداری توت فرنگی مرا به کلبهاش دعوت کرد.
سلام میکو نکو، خوبی؟ هنوز دلت برای از دست رفتگان تنگ میشود و حسرت میخوری؟ یا که سعی کردهای با غم نبودشان کنار بیایی؟ هنوز هم به گذشته های زیاد فکر میکنی، یا که با اتفاقاتی که افتاده بالاخره کنار آمدهای؟
این روز هارا چگونه میگذرانی؟ در فکر و خیال شوهر گرگینهی شیرینت، یا که غرق در اقیانوس ناراحتی برای هپی؟ در کنار دوستانت به صرف چای و بیسکوییت مینشینی، یا که خود را دوباره از آنها دور کردهای تا درمانگیات به آنها سرایت نکند؟
نکو چان، این نامه را برایت مینویسم، تا به قول خودت بماند به یادگاری. بماند برای یادآوری به تو که من اینجا هستم. حواسم به تو هست، از دور نگاهت میکنم، با لبخند هایت لبخند میزنم و با اشک هایت گریه میکنم. مینویسم تا بدانی که آنقدری تورا عزیز میدانم که هر زمان به آغوش من پناه آوردی، همان چیزی باشم که نیازش خواهی داشت.
اگر روزگار سخت گذشت، اگر خاطرات بر روی دلت سنگینی کرد، اگر دوری از کسانی که دیگر نیستند آزارت داد، من آنجا خواهم بود تا تورا کمی تسکین دهم. تورا در آغوش بگیرم، یا که به لیوانی گرم شکلاتِ داغ مهمان کنم.
پس فراموش نکن که غم تو، غم من نیز هست. در خانهی درختیِ کوچکم همیشه به روی تو باز است و شیرین های عسلی همیشه روی میز آماده. حواسم به تو هست، تا مبادا که دوباره غریق بینجاتی شوی در دریای اشک هایت، میکوی عزیز.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای بانوی گرگینهای با گوش های مخملی تر از پنبه و قلبی بزرگ تر از اقیانوش اطلاس.
سلام میکو نکو، خوبی؟ هنوز دلت برای از دست رفتگان تنگ میشود و حسرت میخوری؟ یا که سعی کردهای با غم نبودشان کنار بیایی؟ هنوز هم به گذشته های زیاد فکر میکنی، یا که با اتفاقاتی که افتاده بالاخره کنار آمدهای؟
این روز هارا چگونه میگذرانی؟ در فکر و خیال شوهر گرگینهی شیرینت، یا که غرق در اقیانوس ناراحتی برای هپی؟ در کنار دوستانت به صرف چای و بیسکوییت مینشینی، یا که خود را دوباره از آنها دور کردهای تا درمانگیات به آنها سرایت نکند؟
نکو چان، این نامه را برایت مینویسم، تا به قول خودت بماند به یادگاری. بماند برای یادآوری به تو که من اینجا هستم. حواسم به تو هست، از دور نگاهت میکنم، با لبخند هایت لبخند میزنم و با اشک هایت گریه میکنم. مینویسم تا بدانی که آنقدری تورا عزیز میدانم که هر زمان به آغوش من پناه آوردی، همان چیزی باشم که نیازش خواهی داشت.
اگر روزگار سخت گذشت، اگر خاطرات بر روی دلت سنگینی کرد، اگر دوری از کسانی که دیگر نیستند آزارت داد، من آنجا خواهم بود تا تورا کمی تسکین دهم. تورا در آغوش بگیرم، یا که به لیوانی گرم شکلاتِ داغ مهمان کنم.
پس فراموش نکن که غم تو، غم من نیز هست. در خانهی درختیِ کوچکم همیشه به روی تو باز است و شیرین های عسلی همیشه روی میز آماده. حواسم به تو هست، تا مبادا که دوباره غریق بینجاتی شوی در دریای اشک هایت، میکوی عزیز.
دوست دارت،
ماتیلدا
برای بانوی گرگینهای با گوش های مخملی تر از پنبه و قلبی بزرگ تر از اقیانوش اطلاس.
🐳1