Forwarded from ɴᴀᴍᴇʟᴇss ғᴀᴄᴇs ᴏғ ᴀ ᴄʀᴀᴢʏ ʟɪᴛᴛʟᴇ ᴍɪɴᴅ
اینو دوستم واسم نوشته وایوایواییی
Forwarded from ɴᴀᴍᴇʟᴇss ғᴀᴄᴇs ᴏғ ᴀ ᴄʀᴀᴢʏ ʟɪᴛᴛʟᴇ ᴍɪɴᴅ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Bot_Apandics~
https://t.me/squirrelmindset/37611
دوسش دارمممیمیمیمیمسمسم
دوسش دارمممیمیمیمیمسمسم
Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
دیگه از این فکرای اشتباه نکنیا فولفولی قشنگم
Forwarded from مُـردآبــ» (سین.)
مناسبتی ندارم که برایت تبریک بگویم یا زندگی را خسته نباشید.
معمولا عادتِ احوال پرسی با دوستان را نیز در نامه نوشتن ندارم. میدانم که شاید سریع وارد حواشی شوم اما خب چه میشود شما که غریبه نیستی با عادتهایم...
این روزها که میگذرد زندگیات به دور و محور عشق میچرخد یا شادی؟ شاید گاهی از یاد ببرم اما تو مرا هرگز فراموش نکردی. هرگاه که تنها مانده بودم، آمدی و بذر لبخند کاشتی، آمدی و قطرههای اشکم را پاک کردی. میدانم که کمی یا شاید زیادی بی معرفت باشم اما همیشه در جایی از قلبم، دلم برایت تنگ میشود، بعضی لحظات دلم میرود برای یک لحظه آغوش گرمت. چون میدانم آنقدر مهربانی و عشق در آغوشت جا خوش کردهاند، که میتوانی بهمن تزریق کنی. نگاهت، آرامش را تزریق میکند و دلواپسیهایت خبر از این میدهد که هنوز کسی هست که در گوشهای از این عالمِ نامرد مرا دوست بدارد و ندیده مرا زیبا بخواند...
عزیزم بمان برایم، ماندنت ان بخش تاریک زندگیام را روشن میکند...
برای زیباروترین بانو.
گفت حوصلش سر رفته گفتم برا من نامه بنویس... به شوخی گفتم ولی برام نامه نوشته... 😭😭
مُـردآبــ»
مناسبتی ندارم که برایت تبریک بگویم یا زندگی را خسته نباشید. معمولا عادتِ احوال پرسی با دوستان را نیز در نامه نوشتن ندارم. میدانم که شاید سریع وارد حواشی شوم اما خب چه میشود شما که غریبه نیستی با عادتهایم... این روزها که میگذرد زندگیات به دور و محور…
نامهات را دریافت کردم، و در ژرفای اقینوس افکار خویش، لبحنوی زدم که کابوس هایم چند لحظه ای همانطور با سردرگمی به من خیره ماندند.
همیشه نیاز نیست احوالی بپرسی. گاهی یک سلام خشک هم ممکن است روز فرد دیگری را دگرگون کند، همانگونه که نامهات حالم را بهتر کرد.
زندگی را بر عشق ورزیدن به دیگران و لبخند کردنشان متمرکز کردهام،تا گرچه دنیای خویش تلخ است، اما دنیای دوستان تلخ نباشد.
بانوی سرشت زیبایی ها، نیازی به نگرانی برای فراموشی من نیست، چرا که میدانم فراموش نمیکنی. آمدم و درکنارت ماندم در لحظاتی که خیال کردم تنهایی، تا شاید کمی از گرمی آغوش را بتوانم به قلب خستهات دهم و خستگیات را در کنم.
بیمعرفت نیستی، اینگونه با خود سخن مگو. میدانم حواست هست، و میدانم همه چیز را ریز به ریز به یاد داری، و این معرفت والای تورا میرساند، سیمین ترین جانان من.
تک تک کلماتت را به گوش جان سپردهام، و نامه ات درون صندوقچهی کوچک قلبم پنهان میکنم و همیشه مهربانیت را به یاد خواهم آوردم.
به احترام به بانوی سرو های بلند،
ماتیلدا
همیشه نیاز نیست احوالی بپرسی. گاهی یک سلام خشک هم ممکن است روز فرد دیگری را دگرگون کند، همانگونه که نامهات حالم را بهتر کرد.
زندگی را بر عشق ورزیدن به دیگران و لبخند کردنشان متمرکز کردهام،تا گرچه دنیای خویش تلخ است، اما دنیای دوستان تلخ نباشد.
بانوی سرشت زیبایی ها، نیازی به نگرانی برای فراموشی من نیست، چرا که میدانم فراموش نمیکنی. آمدم و درکنارت ماندم در لحظاتی که خیال کردم تنهایی، تا شاید کمی از گرمی آغوش را بتوانم به قلب خستهات دهم و خستگیات را در کنم.
بیمعرفت نیستی، اینگونه با خود سخن مگو. میدانم حواست هست، و میدانم همه چیز را ریز به ریز به یاد داری، و این معرفت والای تورا میرساند، سیمین ترین جانان من.
تک تک کلماتت را به گوش جان سپردهام، و نامه ات درون صندوقچهی کوچک قلبم پنهان میکنم و همیشه مهربانیت را به یاد خواهم آوردم.
به احترام به بانوی سرو های بلند،
ماتیلدا