دوستان کنکوری خسته نباشید میگم بهتونننن(البته کنکور فردا هنوز مونده ولی خب-)
یه چیز بامزه که از کنکور بخوام براتون تعریف کنم اینه که من پارسال پنج تا کنکور دادم
حالا هر کی تو همون یه دونه کنکورشم مونده من پنج تا دادم
اونم تو یه سال
تو یه روز سه تا
تو یه روز دیگه دو تا
اونم تو یه سال
تو یه روز سه تا
تو یه روز دیگه دو تا
یعنی توی اردیبهش کنکور بود یه سری
با توی تیر ماه
اردیبهشتم اینجوری بود که
ریاضی، فرهنگان
عصر هم کنکور هنر
برای تیر هم صبح رفتم کنکور ریاضی دادم عصر هم زبان(آخه تو یه روز بودن)
با توی تیر ماه
اردیبهشتم اینجوری بود که
ریاضی، فرهنگان
عصر هم کنکور هنر
برای تیر هم صبح رفتم کنکور ریاضی دادم عصر هم زبان(آخه تو یه روز بودن)
اتفاقا دوستان همون موقع گفتن که داری چکار میکنی؟... چجوری این همه کنکور داری میدی؟
کنکور هنر خیلی بامزه بود یه مرحلهی دوم هم داشت که میرفتی تا نقاشی بکشی
حالا من نقاشیم خیلی جالب نشد ولی مال بقیه رو که دیدم(وقتی داشتم از جلسه بیرون میومدم)
خیلی خیلی قشنگ کشیده بودن بعضی
قشنگ آرت استایل های مختلف رو میشد دید
خیلی خیلی قشنگ کشیده بودن بعضی
قشنگ آرت استایل های مختلف رو میشد دید
یه چیز باحال که از کنکور هنر یادمه اینه که گفتن پاک کن برقی نباید همراهتون باشه
تقلبه🙏
تقلبه🙏
نامهای مینویسم، تا برسد به دست فلفلی کوچک که در این دنیای بزرگ گم شده، و خود را نگاه داشته تا در درمانگی غرق نشود.
سلام فلفل، در چه حالی؟ هماکنون از کنکور آمدهای و خستهی راهی؟ یا که نشسته ای گوشه ای و به این فکر میکنی که هیچوقت موفق نخواهی شد؟ میدانی که این فکرت اشتباه است، نه؟ میدانی که حقیقت جور دیگرست، مگرنه؟
هفتهی گذشته را زیر فشار درس گذراندی، از این موضوع به شدت با خبرم، ولی آیا عزیزانت حواسشان به تو بود، یا باز هم آنقدر مراقبه کاری کردی تا آنکه خودت را درمانده و غمزده کردی؟
فولفول قشنگم، این نامه را برایت مینویسم تا به تو بگویم که مطمئنم موفق خواهی شد و هر چه دلت بخواهد، بر سر راهت قرار خواهد گرفت. برایت مینویسم تا به تو بگویم که نگران نباش، تو تمام تلاشی را که میتوانستی کردی، و همین کافی خواهد بود. همین، برای موفقیتی که در انتظارش هستی کافی خواهد بود.
اگر درین چند صباحی که گذشت، روزگارت سیاه شد، آگاه باش که دیدمت، شنیدمت، و سعی کردم تورا در آغوش بگیرم تا از پلیدی ها و نامردی های این دنیای ناجوانمرد در امان باشی.
هنوز حس میکنم که تورا به خوبی نمیشناسم، اما از اینکه با من دوستی، مفتخرم و تورا با افتخار به همه نشان میدهم و میگویم که تو دوست منی، رفیق منی، و خیلی انسان جالبی هستی.
این نامه را به یادگار برایت مینویسم، تا به تو گفته باشم که چقدر دوستت دارم و چقدر به تو افتخار میکنم، تشویقت میکنم،و دوست دارم ستاره های درخشان را بعد از موفق شدنت، در چشمان زیبایت ببینم.
حواسم به توست، و همیشه خواهد بود. همیشه و همیشه و همیشه... تورا در آغوشم تبدیل به ساندویچی میکنم و تورا در بوسه هایی که بر لپ ها و پیشانیت میزنم غرق خواهم کرد، که یادت نرود چقدر دوست داشتنی و مهربان هستی.
دوست دارت،
ماتیلدا.
برای فلفلی که خود در غم میسوزد، ولی نمیگذارد دیگران در آن غم بسوزند.
سلام فلفل، در چه حالی؟ هماکنون از کنکور آمدهای و خستهی راهی؟ یا که نشسته ای گوشه ای و به این فکر میکنی که هیچوقت موفق نخواهی شد؟ میدانی که این فکرت اشتباه است، نه؟ میدانی که حقیقت جور دیگرست، مگرنه؟
هفتهی گذشته را زیر فشار درس گذراندی، از این موضوع به شدت با خبرم، ولی آیا عزیزانت حواسشان به تو بود، یا باز هم آنقدر مراقبه کاری کردی تا آنکه خودت را درمانده و غمزده کردی؟
فولفول قشنگم، این نامه را برایت مینویسم تا به تو بگویم که مطمئنم موفق خواهی شد و هر چه دلت بخواهد، بر سر راهت قرار خواهد گرفت. برایت مینویسم تا به تو بگویم که نگران نباش، تو تمام تلاشی را که میتوانستی کردی، و همین کافی خواهد بود. همین، برای موفقیتی که در انتظارش هستی کافی خواهد بود.
اگر درین چند صباحی که گذشت، روزگارت سیاه شد، آگاه باش که دیدمت، شنیدمت، و سعی کردم تورا در آغوش بگیرم تا از پلیدی ها و نامردی های این دنیای ناجوانمرد در امان باشی.
هنوز حس میکنم که تورا به خوبی نمیشناسم، اما از اینکه با من دوستی، مفتخرم و تورا با افتخار به همه نشان میدهم و میگویم که تو دوست منی، رفیق منی، و خیلی انسان جالبی هستی.
این نامه را به یادگار برایت مینویسم، تا به تو گفته باشم که چقدر دوستت دارم و چقدر به تو افتخار میکنم، تشویقت میکنم،و دوست دارم ستاره های درخشان را بعد از موفق شدنت، در چشمان زیبایت ببینم.
حواسم به توست، و همیشه خواهد بود. همیشه و همیشه و همیشه... تورا در آغوشم تبدیل به ساندویچی میکنم و تورا در بوسه هایی که بر لپ ها و پیشانیت میزنم غرق خواهم کرد، که یادت نرود چقدر دوست داشتنی و مهربان هستی.
دوست دارت،
ماتیلدا.
برای فلفلی که خود در غم میسوزد، ولی نمیگذارد دیگران در آن غم بسوزند.