نامه مینویسم، نامه ای از برای تو، بابونهی قشنگم.
نامهی تا بلکه ذوقت را بازگرداند، قلمت را دوباره زنده کند.
این نامه را از روی دوستی مینویسم، از روی محبت، و از روی احترامی که برای هر کلمهای که میگویی، دارم.
سلام بابونه، ی قشنگم. حالت چطور است؟ روزگار بر وفق مراد است یا دوباره آن حس تنهایی خفقان آور تورا در آغوش گرفته؟
به چه فکر میکنی؟ به اینکه کسی دوستت ندارد؟ یا اینکه کسی تورا نمیبیند؟
یادت رفته من تورا میبینم؟ آیای باید یادآوری کنم که همیشه از دور حواسم به توست، حتی وقتی خودت حواست به خودت نیست؟
اینجا هستم، بابونه. به عنوان هر چیزی که بخواهی. از دور نگاهت میکنم، قلمت را تشویق میکنم، هر انگشت هنرمندت را میبوسم، و از دوباره برای تو ذوق میکنم. گویی که نویسندهی موردعلاقهام برایم جملهای نوشته باشد.
در اطرفت بودن را دوست دارم. آرام است، دوست داشتنی است، ملایم است. مانند شبی در ساحل، وقتی که به صدای امواج آرام دریا گوش میدهی و برای ماهی ها لالایی میخوانی.
راسی، گفتمت که چقدر دلتنگت بودم؟ اگر نگفتم، الان میگویم. دوست دارت هستم و دلتنگ قلم زیبایت.
به خودت سخت نگیر، که زندگی همینگونه به تو سخت میگیرد.
دوست دارت،
ماتیلدا.
برای بابونهای که خنده هایش درختان را به وجد میآورد.
نامهی تا بلکه ذوقت را بازگرداند، قلمت را دوباره زنده کند.
این نامه را از روی دوستی مینویسم، از روی محبت، و از روی احترامی که برای هر کلمهای که میگویی، دارم.
سلام بابونه، ی قشنگم. حالت چطور است؟ روزگار بر وفق مراد است یا دوباره آن حس تنهایی خفقان آور تورا در آغوش گرفته؟
به چه فکر میکنی؟ به اینکه کسی دوستت ندارد؟ یا اینکه کسی تورا نمیبیند؟
یادت رفته من تورا میبینم؟ آیای باید یادآوری کنم که همیشه از دور حواسم به توست، حتی وقتی خودت حواست به خودت نیست؟
اینجا هستم، بابونه. به عنوان هر چیزی که بخواهی. از دور نگاهت میکنم، قلمت را تشویق میکنم، هر انگشت هنرمندت را میبوسم، و از دوباره برای تو ذوق میکنم. گویی که نویسندهی موردعلاقهام برایم جملهای نوشته باشد.
در اطرفت بودن را دوست دارم. آرام است، دوست داشتنی است، ملایم است. مانند شبی در ساحل، وقتی که به صدای امواج آرام دریا گوش میدهی و برای ماهی ها لالایی میخوانی.
راسی، گفتمت که چقدر دلتنگت بودم؟ اگر نگفتم، الان میگویم. دوست دارت هستم و دلتنگ قلم زیبایت.
به خودت سخت نگیر، که زندگی همینگونه به تو سخت میگیرد.
دوست دارت،
ماتیلدا.
برای بابونهای که خنده هایش درختان را به وجد میآورد.
Forwarded from "بانوی قرن 19ام"
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
نامه مینویسم، نامه ای از برای تو، بابونهی قشنگم. نامهی تا بلکه ذوقت را بازگرداند، قلمت را دوباره زنده کند. این نامه را از روی دوستی مینویسم، از روی محبت، و از روی احترامی که برای هر کلمهای که میگویی، دارم. سلام بابونه، ی قشنگم. حالت چطور است؟ روزگار…
:)))))
کوششی کوتاه؟
هر کسی نامه میخواد، بگه براش بنویسم.
هر کسی که امشب غمگین است، بگوید تا برایش نامهای بنویسم
هر کسی که احساس تنهایی میکند، بگوید تا از تنهاییش بکاهم.
نامه مینویسم،از برای شما.
نامههای رایگان، از زبان این سنجاب کوچک.
نامعلومان؛ @Apandicsishere_bot
کرانه؛ تا هر کجا که بتوانم
جواب های خود را در اینجا دنبال کنید:
@SquirrelChallenge
#challenge
🌚1
Forwarded from "بانوی قرن 19ام"
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
نامه مینویسم، نامه ای از برای تو، بابونهی قشنگم. نامهی تا بلکه ذوقت را بازگرداند، قلمت را دوباره زنده کند. این نامه را از روی دوستی مینویسم، از روی محبت، و از روی احترامی که برای هر کلمهای که میگویی، دارم. سلام بابونه، ی قشنگم. حالت چطور است؟ روزگار…
:)))))
Forwarded from "بانوی قرن 19ام"
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
در اطرفت بودن را دوست دارم. آرام است، دوست داشتنی است، ملایم است. مانند شبی در ساحل، وقتی که به صدای امواج آرام دریا گوش میدهی و برای ماهی ها لالایی میخوانی.
راسی، گفتمت که چقدر دلتنگت بودم؟ اگر نگفتم، الان میگویم. دوست دارت هستم و دلتنگ قلم زیبایت.
به خودت سخت نگیر، که زندگی همینگونه به تو سخت میگیرد.
راسی، گفتمت که چقدر دلتنگت بودم؟ اگر نگفتم، الان میگویم. دوست دارت هستم و دلتنگ قلم زیبایت.
به خودت سخت نگیر، که زندگی همینگونه به تو سخت میگیرد.
این خانومه لبخند آورده به لبم :)))
Forwarded from "بانوی قرن 19ام"
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
برای بابونهای که خنده هایش درختان را به وجد میآورد.
:)))
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 pinned «کوششی کوتاه؟ هر کسی نامه میخواد، بگه براش بنویسم. هر کسی که امشب غمگین است، بگوید تا برایش نامهای بنویسم هر کسی که احساس تنهایی میکند، بگوید تا از تنهاییش بکاهم. نامه مینویسم،از برای شما. نامههای رایگان، از زبان این سنجاب کوچک. نامعلومان؛ @Apandicsishere_bot…»