واقعا تریاک کشیدم اگر یه وقتی تو دایرکت یا ناشناس یا دیلی هاتون چرت و پرت گفتم ببخشید
🍓1
اونقدر خستمه که... دلم میخواد مثل چنل نویسنده ها اینجارو از خاطرات امروز پر کنم ولی از فرط خستگی نمیتونم...
❤1
میشه بگید دفعه اولی که مواد کشیدید چه حسی داشتید؟(صد البته که هیچ کدومتون نکشیدید...)
امروز صبح، با مامان ماشینو برداشتیم رفتیم یاسوج. نمیرفتیم، کی میرفتیم؟ بالاخره باید خوابگاهو تحویل میدادیم دیگه...
پس... امروز شد یه روز مامان دختری، بابا پسری؟
#happenings
پس... امروز شد یه روز مامان دختری، بابا پسری؟
#happenings
❤1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
امروز صبح، با مامان ماشینو برداشتیم رفتیم یاسوج. نمیرفتیم، کی میرفتیم؟ بالاخره باید خوابگاهو تحویل میدادیم دیگه... پس... امروز شد یه روز مامان دختری، بابا پسری؟ #happenings
صبح فقط سه ساعت توراه بودیم تا برسیم. به محض رسیدن... اول رفتیم خوابگاه، اتاقو جمع و جور کنیم. یکی از هم اتاقی هام اونجا بود. بعد از چندین ماه دیدنش، حس خوبی داشت...
خلاصه که، یه سر هم امور دانشگاه رفتیم و بعدش زدیم بیرون.
#happenings
خلاصه که، یه سر هم امور دانشگاه رفتیم و بعدش زدیم بیرون.
#happenings
❤1