This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرشته ای در لباس انسان
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
«عشق می تواند وجودت را شعلهور سازد و زیستن بی نور
و زیستن بی عشق
ابدا زندگی نیست، ادعا است
خزیدن است
خودکشی آهسته است
اما به هیچ عنوان زندگی نیست»
@SpecialSelect
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
«عشق می تواند وجودت را شعلهور سازد و زیستن بی نور
و زیستن بی عشق
ابدا زندگی نیست، ادعا است
خزیدن است
خودکشی آهسته است
اما به هیچ عنوان زندگی نیست»
@SpecialSelect
🍃
"خاک مهر آیین" نام ترانه ای بسیار زیبا با صدای وحید تاج با همخوانی "گروه آوازی تهران" است که بر اساس سرودهای از اسماعیل فرزانه ، ﺁﻫﻨﮕﺴــﺎﺯی ﻋلی اﻛﺒﺮ قﺮﺑﺎنی و سرپرستی میلاد عمرانلو اجرا شده است.
این ترانه بدون استفاده از هرگونه ساز اجرا شده است.
این سبک اجرا در موسیقی "اَکاپلا" (A cappella) نام دارد و به نوعی موسیقی آوازی بدون همراهی ساز گفته میشود که تنها با صدای خروجی از حنجره انسان و دهان اجرا میشود.
متن ترانه:
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آئینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیوندی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
@SpecialSelect
🍃
"خاک مهر آیین" نام ترانه ای بسیار زیبا با صدای وحید تاج با همخوانی "گروه آوازی تهران" است که بر اساس سرودهای از اسماعیل فرزانه ، ﺁﻫﻨﮕﺴــﺎﺯی ﻋلی اﻛﺒﺮ قﺮﺑﺎنی و سرپرستی میلاد عمرانلو اجرا شده است.
این ترانه بدون استفاده از هرگونه ساز اجرا شده است.
این سبک اجرا در موسیقی "اَکاپلا" (A cappella) نام دارد و به نوعی موسیقی آوازی بدون همراهی ساز گفته میشود که تنها با صدای خروجی از حنجره انسان و دهان اجرا میشود.
متن ترانه:
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آئینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیوندی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
@SpecialSelect
🍃
تصویری نایاب از دکتر مصدق ، سیاستمدار،نخست وزیر ایران در دوره دانشجویی در سوئیس
@SpecialSelect
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظهور دریاچه در دل کویر لوت!
تصاویرش را که دیدم باورم نشد اینجا کویر لوت و حوالی گندم بریان است. حوالی گرمترین نقطه زمین دریاچهای میان کویر سر برآورده که آدم را متحیر میکند.باور کنید تا نرفتم و از نزدیک ندیدم، باورم نشد.
حتما بارشهای هشت ماه پیش را یادتان هست و حتما به یاد دارید که سیل چگونه
جاده شهداد- نهبندان را ویران کرد.
آن بارانها و آن سیل ویرانگر حالا کویر شهدادمان را دیدنیتر از همیشه کرده است.
کلوتها زیبا بودند، زیباتر شدند.
عبور پرندگان مهاجر هم این زیبایی را صد چندان کرده است.
به قول یکی از دوستان این منظره حتی برای اهالی کرمان و شهداد هم بدیع است.
@SpecialSelect
تصاویرش را که دیدم باورم نشد اینجا کویر لوت و حوالی گندم بریان است. حوالی گرمترین نقطه زمین دریاچهای میان کویر سر برآورده که آدم را متحیر میکند.باور کنید تا نرفتم و از نزدیک ندیدم، باورم نشد.
حتما بارشهای هشت ماه پیش را یادتان هست و حتما به یاد دارید که سیل چگونه
جاده شهداد- نهبندان را ویران کرد.
آن بارانها و آن سیل ویرانگر حالا کویر شهدادمان را دیدنیتر از همیشه کرده است.
کلوتها زیبا بودند، زیباتر شدند.
عبور پرندگان مهاجر هم این زیبایی را صد چندان کرده است.
به قول یکی از دوستان این منظره حتی برای اهالی کرمان و شهداد هم بدیع است.
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خونه های قدیمی واقعا ساخته شده بودند تا گوشه دنجی فارغ از قیل و قال بیرون باشند
آن صفا و صميمت خونه و محله قديم كجا و آپارتمان و همسايه هاى غريبه الان كجا 😑
@SpecialSelect
آن صفا و صميمت خونه و محله قديم كجا و آپارتمان و همسايه هاى غريبه الان كجا 😑
@SpecialSelect
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سنگینی غیر قابل تحملِ تنهایی از نبود و غیابِ دیگری نیست،سنگینی تنهایی بهخاطر جدایی و دور ماندن از خود است.
آن که دلتنگش شده ای، خودت هستی.
ما در کنارِ کسانی که دوستشان داریم حسِ بهتری به خودمان داریم . در جوارِ این عزیزان بخش هایی از خود را #ملاقات میکنیم که برایِ خودمان هم تازگی دارند.
در حقیقت فرصتِ عشق ورزی به دیگری شبیه به یک ماجراجویی ژرف در وجود خودمان است .من شیفته تصویر خوشایند و شیرینی میشوم که از دیگری در ذهنم ساخته ام ، در حالیکه این تصویر همان گمشده درونی خودم است که مدت هاست دست نخورده و پنهان در نهانخانه وجودم در انتظار بارقه های طلایی رنگِ نورِ #آگاهی و شناخته شدن است ...
@SpecialSelect
🎼 موزیک #قلعه_تنهایی از #فرامرز_اصلانی عزیز
آن که دلتنگش شده ای، خودت هستی.
ما در کنارِ کسانی که دوستشان داریم حسِ بهتری به خودمان داریم . در جوارِ این عزیزان بخش هایی از خود را #ملاقات میکنیم که برایِ خودمان هم تازگی دارند.
در حقیقت فرصتِ عشق ورزی به دیگری شبیه به یک ماجراجویی ژرف در وجود خودمان است .من شیفته تصویر خوشایند و شیرینی میشوم که از دیگری در ذهنم ساخته ام ، در حالیکه این تصویر همان گمشده درونی خودم است که مدت هاست دست نخورده و پنهان در نهانخانه وجودم در انتظار بارقه های طلایی رنگِ نورِ #آگاهی و شناخته شدن است ...
@SpecialSelect
🎼 موزیک #قلعه_تنهایی از #فرامرز_اصلانی عزیز
شعری که باعث شد اسم بانو سیمین بهبهانی از لیست شاعران معاصر ایران حذف شود
شدم گمراه و سرگردان،
میان این همه ادیان
میان این تعصب ها،
میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
خوشحالم ولی،
از اختلافِ
مغز و دل با ریش می ترسم
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...
@SpecialSelect
شدم گمراه و سرگردان،
میان این همه ادیان
میان این تعصب ها،
میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
خوشحالم ولی،
از اختلافِ
مغز و دل با ریش می ترسم
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...
@SpecialSelect
فیه مافیه میخوندم چقدر این قسمتش برام جالب بود:
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه ی خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و آن خود عین فساد است ...
@SpecialSelect
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه ی خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و آن خود عین فساد است ...
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو که با عنوان "آهنگ انگلیسی یه سبک جواد یساری" تو مجازى پخش شده بود در واقع اثر یک گروه لبنانی در دهه 70 میلادی به اسم "خانواده بندلی" هست که این ترانه انگلیسی رو روی یک ملودی معروفی عربی خوندن
@SpecialSelect
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بلند شدن مدول سرنشین دار فضاپیمای آپولو ۱۷ از روی سطح ماه!
فضانوردان نشسته در این اتاقک هرگز تصور نمیکردند، این آخرین باری باشد که انسان پا بر این کره میگذارد!
@SpecialSelect
فضانوردان نشسته در این اتاقک هرگز تصور نمیکردند، این آخرین باری باشد که انسان پا بر این کره میگذارد!
@SpecialSelect
بعد از جنگ آمریکا با کره ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد
یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان
را مورد مطالعه قرار میداد:
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره
در اردوگاهی زندانی شده بودند
که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین
بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.
این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود
و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.
در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما...
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان
در این اردوگاه گزارش شده بود.
عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.
با این که حتی امکانات فرار وجود داشت
اما زندانیان فرار نمیکردند.
بسیاری از آنها شب میخوابیدند
و صبح دیگر بیدار نمیشدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند و در عوض عموماً
با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
دلیل این رویداد سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
در این اردوگاه فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد
بود را به دست زندانیان میرساندند
و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع خاطره
یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند
یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد
سیگار جایزه میگرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود
و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.
در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه
[که خطری هم برای دوستانشان نداشت] عادت کرده بودند.
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم
سربازان را به نقطه مرگ رسانده است
چرا که با دریافت خبرهای منتخب [فقط منفی]
امید از بین میرفت.
با جاسوسی عزت نفس زندانیان تخریب میشد
و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی و مرگ های خاموش کافی بود.
این سبک شکنجه شکنجه خاموش نامیده میشود
نتيجه :
اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم
اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم
و اگر همگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسد
و ما هم استقبال میکنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
زورگیری در ملاءعام...
هواپیما سقوط کرد...
این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
شما چطور فکر میکنید؟
این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند
شما چطور؟
این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند
شما چطور؟
این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره
منتظر مرگ خاموش هستند. شما چطور؟
@SpecialSelect
یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان
را مورد مطالعه قرار میداد:
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره
در اردوگاهی زندانی شده بودند
که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود.
این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین
بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.
این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود
و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.
در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما...
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان
در این اردوگاه گزارش شده بود.
عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.
با این که حتی امکانات فرار وجود داشت
اما زندانیان فرار نمیکردند.
بسیاری از آنها شب میخوابیدند
و صبح دیگر بیدار نمیشدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند و در عوض عموماً
با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
دلیل این رویداد سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
در این اردوگاه فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد
بود را به دست زندانیان میرساندند
و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.
هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع خاطره
یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند
یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد
سیگار جایزه میگرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود
و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.
در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه
[که خطری هم برای دوستانشان نداشت] عادت کرده بودند.
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم
سربازان را به نقطه مرگ رسانده است
چرا که با دریافت خبرهای منتخب [فقط منفی]
امید از بین میرفت.
با جاسوسی عزت نفس زندانیان تخریب میشد
و خود را انسانی پست می یافتند.
با تعریف خیانتها اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی و مرگ های خاموش کافی بود.
این سبک شکنجه شکنجه خاموش نامیده میشود
نتيجه :
اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنويم
اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نيستيم
و اگر همگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستيم
به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ايم.
این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسد
و ما هم استقبال میکنیم ...
دلار گران شده ...
طلا گران شده ...
کار نیست ...
مدرسه ای آتش گرفت ...
زورگیری در ملاءعام...
هواپیما سقوط کرد...
این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
شما چطور فکر میکنید؟
این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند
شما چطور؟
این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند
شما چطور؟
این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره
منتظر مرگ خاموش هستند. شما چطور؟
@SpecialSelect
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 رفتار جالب یک زن در برابر قاتل فرزند دبیرستانیش
کاش ما هم یاد بگیریم ریشه ای به قضایا نگاه کنیم و دست از تنبیه های سطحی و مخرب برداریم تا جامعه سالمتری داشته باشیم.
#حس_خوب
@SpecialSelect
کاش ما هم یاد بگیریم ریشه ای به قضایا نگاه کنیم و دست از تنبیه های سطحی و مخرب برداریم تا جامعه سالمتری داشته باشیم.
#حس_خوب
@SpecialSelect