این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و ۲۱ ثانیه ؛ تنها وقتی هست که تمام اعداد کنار هم قرار میگیرن و هر 100 سال فقط یکبار اتفاق می افتد.
میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱
این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان💐❤️
@SpecialSelect
میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱
این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان💐❤️
@SpecialSelect
شخصی جهنم را اینطور برایم
تعریف کرد :
در آخرین روز زندگیت روی زمین آن شخصی که از خود ساختی، شخصی را که میتوانستی باشی ملاقات خواهد کرد!
@SpecialSelect
تعریف کرد :
در آخرین روز زندگیت روی زمین آن شخصی که از خود ساختی، شخصی را که میتوانستی باشی ملاقات خواهد کرد!
@SpecialSelect
سخنرانی هانری ماسه در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه:
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
_ فردوسي
_ سعدی
_ حافظ
_ مولانا
فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او...
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد...
اما مولانا...
در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.
او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.
او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.
قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید.
@SpecialSelect
۸ مهر سالروز گرامیداشت مولانا بر عاشقان او فرخنده باد
من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای اینکه به شما استادان و روشنفکران جهان بشناسانم که این ادبیات عجیب چیست، چاره ای ندارم جز اینکه به مقایسه بپردازم، كه بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است :
_ فردوسي
_ سعدی
_ حافظ
_ مولانا
فردوسی، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او...
سعدی، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او...
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است، که او خود را شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده، می شمارد...
اما مولانا...
در جهان هیچ چهره ای را نیافتم که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم.
او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند.
او فقط شاعر نیست، بلکه بیشتر جامعه شناس است و بویژه روانشناسی کامل که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد.
قدر او را بدانید و بوسیله ی او خود را و خدا را بشناسید.
@SpecialSelect
۸ مهر سالروز گرامیداشت مولانا بر عاشقان او فرخنده باد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برو اگه میخوای بری....
چقدر از دیدن این ویدئو خوشحال و ناراحت شدم. آدم های بزرگ، تصمیم های بزرگ می گیرن و تصمیم های بزرگ همیشه انتخاب های سخت ترند.
@SpecialSelect
چقدر از دیدن این ویدئو خوشحال و ناراحت شدم. آدم های بزرگ، تصمیم های بزرگ می گیرن و تصمیم های بزرگ همیشه انتخاب های سخت ترند.
@SpecialSelect
انتقاد از مردم ایران در یک روزنامه ایتالیایی
اين مقاله را روزنامهنگار ایتالیایى «اناکاندا» در روزنامه پرتیراژ کوریه دلاسرا انتقاد دوستانهای از مردم ایران منشتر کرد
@SpecialSelect
نیتن آناکاندا در مقالهای مینویسد:
ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند.
آنها در درازای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان دادهاند.
زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار میگیرد گویا نمیتوانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آنهاست. به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن میزنند.
تقریبا بسیاری از دودمانهای پادشاهی ایران به همین شکل ازمیانرفتهاند.
ایرانیان یا خود شورش کردهاند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزدهاند
حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر
بازهم این ویژگی حفظ شده است
در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت.
رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود ایران محلی برای گردهمایی توریستها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان بهعنوان یک کشور کهن اما متمدن بود. بهطوریکه رسانههای مهم جهان هرروز مصاحبههایی با مقامات ایرانی پخش میکردند.
متخصصین این کشور در سازمانهای جهانی دارای پستهای مهمی بودند و سازمانهایی نیز به دست ایران راهاندازی شده بود ازجمله گات [تجارت جهانی امروزی] اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمانها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.
طرحهای اقتصادی ایران آنچنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آنها استفاده میشود. برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرحهای دیگر برجایمانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ میباشد.
استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازیها از سوی روحانیون برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.
تقریبا میتوان گفت رشد چشمگیر در همه زمینهها وجود داشت.
درزمینه سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.
آنچه از این اتفاقات برمیآید نشانگر خودکشی دستهجمعی ملتی است که نمیتواند رفاه خود را ببیند.
ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان میگوید برای تسلط بر اعراب آنها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آنها را گرسنه.
اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچگاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد.
چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد
بررسی شرایط ایران در ۴۰ سال گذشته نیز نشان میدهد
حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است.
ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد
اما بهطورکلی هیچگاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی رها نخواهند شد.
اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریمهای اخیر کشورشان متحول شود.
چیزی که آنان درک نمیکنند این است که حاکمیت نمیخواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.
خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدینژاد ۴۰ درصد خراب کرد
این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیکتر کند.
فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر میرسد واقعا هیچیک از مسئولان نمیخواهند جلوی آن را بگیرند.
اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی میافتاد حکومت بهطور دستهجمعی استعفا میداد
و به گونهای گم میشد که اثری از هیچیک از آنها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک میسازند و میخندند.
به نظر میرسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند.
با این اوصاف به نظر نمیرسد تا دو نسل آینده
شرایط جامعه ایرانی بهویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
روزنامه دلاسرا
اين مقاله را روزنامهنگار ایتالیایى «اناکاندا» در روزنامه پرتیراژ کوریه دلاسرا انتقاد دوستانهای از مردم ایران منشتر کرد
@SpecialSelect
نیتن آناکاندا در مقالهای مینویسد:
ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند.
آنها در درازای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان دادهاند.
زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار میگیرد گویا نمیتوانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آنهاست. به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن میزنند.
تقریبا بسیاری از دودمانهای پادشاهی ایران به همین شکل ازمیانرفتهاند.
ایرانیان یا خود شورش کردهاند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزدهاند
حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر
بازهم این ویژگی حفظ شده است
در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت.
رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود ایران محلی برای گردهمایی توریستها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان بهعنوان یک کشور کهن اما متمدن بود. بهطوریکه رسانههای مهم جهان هرروز مصاحبههایی با مقامات ایرانی پخش میکردند.
متخصصین این کشور در سازمانهای جهانی دارای پستهای مهمی بودند و سازمانهایی نیز به دست ایران راهاندازی شده بود ازجمله گات [تجارت جهانی امروزی] اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمانها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.
طرحهای اقتصادی ایران آنچنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آنها استفاده میشود. برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرحهای دیگر برجایمانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ میباشد.
استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازیها از سوی روحانیون برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.
تقریبا میتوان گفت رشد چشمگیر در همه زمینهها وجود داشت.
درزمینه سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.
آنچه از این اتفاقات برمیآید نشانگر خودکشی دستهجمعی ملتی است که نمیتواند رفاه خود را ببیند.
ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان میگوید برای تسلط بر اعراب آنها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آنها را گرسنه.
اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچگاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد.
چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد
بررسی شرایط ایران در ۴۰ سال گذشته نیز نشان میدهد
حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است.
ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد
اما بهطورکلی هیچگاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی رها نخواهند شد.
اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریمهای اخیر کشورشان متحول شود.
چیزی که آنان درک نمیکنند این است که حاکمیت نمیخواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.
خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدینژاد ۴۰ درصد خراب کرد
این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیکتر کند.
فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر میرسد واقعا هیچیک از مسئولان نمیخواهند جلوی آن را بگیرند.
اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی میافتاد حکومت بهطور دستهجمعی استعفا میداد
و به گونهای گم میشد که اثری از هیچیک از آنها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک میسازند و میخندند.
به نظر میرسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند.
با این اوصاف به نظر نمیرسد تا دو نسل آینده
شرایط جامعه ایرانی بهویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند.
باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.
روزنامه دلاسرا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرشته ای در لباس انسان
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
«عشق می تواند وجودت را شعلهور سازد و زیستن بی نور
و زیستن بی عشق
ابدا زندگی نیست، ادعا است
خزیدن است
خودکشی آهسته است
اما به هیچ عنوان زندگی نیست»
@SpecialSelect
شامپانزه 59 ساله به نام ماما، سالخورده ترین شامپانزه در میان گروه خود در باغ وحش برگرز هلند بود.
همه می دانستند که مرگ او بسیار نزدیک بود.
مامای پیر بسیار خسته بود و دیگر دوست نداشت که هیچ چیزی بنوشد و یا بخورد.
پروفسور جان ون هووف، در گذشته از ماما نگهداری می کرد و بعد از شنیدن حال وخیم ماما، به محل نگهداری او آمده بود تا دوباره او را ملاقات نماید.
در ابتدا، ماما، پروفسور جان را نشناخت. اما زمانی که او را بیاد آورد، واکنش او بسیار فوق العاده و تکان دهنده بود.
صورت ماما بیدرنگ شکفت!
ماما به آرامی پروفسور جان را لمس می کرد گویی که بسیار دلتنگ او شده بود.
این دو یکدیگر را از سال 1972 می شناختند و از آن زمان رابطه بسیار ویژه ای با یکدیگر برقرار کرده بودند.
بعد از دیدار مجدد پروفسور جان، او انرژی تازه ای پیدا کرد و شروع به خوردن غذا از دستان پروفسور نمود.
«عشق می تواند وجودت را شعلهور سازد و زیستن بی نور
و زیستن بی عشق
ابدا زندگی نیست، ادعا است
خزیدن است
خودکشی آهسته است
اما به هیچ عنوان زندگی نیست»
@SpecialSelect
🍃
"خاک مهر آیین" نام ترانه ای بسیار زیبا با صدای وحید تاج با همخوانی "گروه آوازی تهران" است که بر اساس سرودهای از اسماعیل فرزانه ، ﺁﻫﻨﮕﺴــﺎﺯی ﻋلی اﻛﺒﺮ قﺮﺑﺎنی و سرپرستی میلاد عمرانلو اجرا شده است.
این ترانه بدون استفاده از هرگونه ساز اجرا شده است.
این سبک اجرا در موسیقی "اَکاپلا" (A cappella) نام دارد و به نوعی موسیقی آوازی بدون همراهی ساز گفته میشود که تنها با صدای خروجی از حنجره انسان و دهان اجرا میشود.
متن ترانه:
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آئینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیوندی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
@SpecialSelect
🍃
"خاک مهر آیین" نام ترانه ای بسیار زیبا با صدای وحید تاج با همخوانی "گروه آوازی تهران" است که بر اساس سرودهای از اسماعیل فرزانه ، ﺁﻫﻨﮕﺴــﺎﺯی ﻋلی اﻛﺒﺮ قﺮﺑﺎنی و سرپرستی میلاد عمرانلو اجرا شده است.
این ترانه بدون استفاده از هرگونه ساز اجرا شده است.
این سبک اجرا در موسیقی "اَکاپلا" (A cappella) نام دارد و به نوعی موسیقی آوازی بدون همراهی ساز گفته میشود که تنها با صدای خروجی از حنجره انسان و دهان اجرا میشود.
متن ترانه:
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله می جوشد
سحر از چشمانت ژاله می نوشد
وطنم ای دل ها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم
آئینه ی دریاست ، این شوری که من دارم
در جان تو جاری ، آواز بیداری
با آسمان عهد و پیوندی دیرینه داری
ای سرزمین من ، شورآفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن
ای خاک مهر آئین ، آئینه ی ایمان
ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران
@SpecialSelect
🍃
تصویری نایاب از دکتر مصدق ، سیاستمدار،نخست وزیر ایران در دوره دانشجویی در سوئیس
@SpecialSelect
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظهور دریاچه در دل کویر لوت!
تصاویرش را که دیدم باورم نشد اینجا کویر لوت و حوالی گندم بریان است. حوالی گرمترین نقطه زمین دریاچهای میان کویر سر برآورده که آدم را متحیر میکند.باور کنید تا نرفتم و از نزدیک ندیدم، باورم نشد.
حتما بارشهای هشت ماه پیش را یادتان هست و حتما به یاد دارید که سیل چگونه
جاده شهداد- نهبندان را ویران کرد.
آن بارانها و آن سیل ویرانگر حالا کویر شهدادمان را دیدنیتر از همیشه کرده است.
کلوتها زیبا بودند، زیباتر شدند.
عبور پرندگان مهاجر هم این زیبایی را صد چندان کرده است.
به قول یکی از دوستان این منظره حتی برای اهالی کرمان و شهداد هم بدیع است.
@SpecialSelect
تصاویرش را که دیدم باورم نشد اینجا کویر لوت و حوالی گندم بریان است. حوالی گرمترین نقطه زمین دریاچهای میان کویر سر برآورده که آدم را متحیر میکند.باور کنید تا نرفتم و از نزدیک ندیدم، باورم نشد.
حتما بارشهای هشت ماه پیش را یادتان هست و حتما به یاد دارید که سیل چگونه
جاده شهداد- نهبندان را ویران کرد.
آن بارانها و آن سیل ویرانگر حالا کویر شهدادمان را دیدنیتر از همیشه کرده است.
کلوتها زیبا بودند، زیباتر شدند.
عبور پرندگان مهاجر هم این زیبایی را صد چندان کرده است.
به قول یکی از دوستان این منظره حتی برای اهالی کرمان و شهداد هم بدیع است.
@SpecialSelect
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خونه های قدیمی واقعا ساخته شده بودند تا گوشه دنجی فارغ از قیل و قال بیرون باشند
آن صفا و صميمت خونه و محله قديم كجا و آپارتمان و همسايه هاى غريبه الان كجا 😑
@SpecialSelect
آن صفا و صميمت خونه و محله قديم كجا و آپارتمان و همسايه هاى غريبه الان كجا 😑
@SpecialSelect
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سنگینی غیر قابل تحملِ تنهایی از نبود و غیابِ دیگری نیست،سنگینی تنهایی بهخاطر جدایی و دور ماندن از خود است.
آن که دلتنگش شده ای، خودت هستی.
ما در کنارِ کسانی که دوستشان داریم حسِ بهتری به خودمان داریم . در جوارِ این عزیزان بخش هایی از خود را #ملاقات میکنیم که برایِ خودمان هم تازگی دارند.
در حقیقت فرصتِ عشق ورزی به دیگری شبیه به یک ماجراجویی ژرف در وجود خودمان است .من شیفته تصویر خوشایند و شیرینی میشوم که از دیگری در ذهنم ساخته ام ، در حالیکه این تصویر همان گمشده درونی خودم است که مدت هاست دست نخورده و پنهان در نهانخانه وجودم در انتظار بارقه های طلایی رنگِ نورِ #آگاهی و شناخته شدن است ...
@SpecialSelect
🎼 موزیک #قلعه_تنهایی از #فرامرز_اصلانی عزیز
آن که دلتنگش شده ای، خودت هستی.
ما در کنارِ کسانی که دوستشان داریم حسِ بهتری به خودمان داریم . در جوارِ این عزیزان بخش هایی از خود را #ملاقات میکنیم که برایِ خودمان هم تازگی دارند.
در حقیقت فرصتِ عشق ورزی به دیگری شبیه به یک ماجراجویی ژرف در وجود خودمان است .من شیفته تصویر خوشایند و شیرینی میشوم که از دیگری در ذهنم ساخته ام ، در حالیکه این تصویر همان گمشده درونی خودم است که مدت هاست دست نخورده و پنهان در نهانخانه وجودم در انتظار بارقه های طلایی رنگِ نورِ #آگاهی و شناخته شدن است ...
@SpecialSelect
🎼 موزیک #قلعه_تنهایی از #فرامرز_اصلانی عزیز
شعری که باعث شد اسم بانو سیمین بهبهانی از لیست شاعران معاصر ایران حذف شود
شدم گمراه و سرگردان،
میان این همه ادیان
میان این تعصب ها،
میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
خوشحالم ولی،
از اختلافِ
مغز و دل با ریش می ترسم
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...
@SpecialSelect
شدم گمراه و سرگردان،
میان این همه ادیان
میان این تعصب ها،
میان جنگ مذهب ها!
یکی افکار زرتشتی،
یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی،
یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است،
یکی هم هست نصرانی!
هزاران دین و مذهب هست،
در این دنیای انسانی... خدا،
یکی... ولی... اما... هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را
گرفتاران ادیانیم!
تعصب چیست در مذهب؟!
مگر نه این که انسانیم؟!
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیز پس برای چیست؟!
برای خود پرستی هاست...
من از عقرب نمی ترسم
ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد
لباس میش می ترسم
از آن جشنی
که اعضای تنم دارند،
خوشحالم ولی،
از اختلافِ
مغز و دل با ریش می ترسم
هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم
تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
کلام آخر این شعر
یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیش و میش و ریش
وهم از خویش میترسم...
@SpecialSelect
فیه مافیه میخوندم چقدر این قسمتش برام جالب بود:
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه ی خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و آن خود عین فساد است ...
@SpecialSelect
هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، ورا دغدغه ی خود را نمودن بیشتر شود و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی و آن خود عین فساد است ...
@SpecialSelect