نشر سروشگان
15 members
21 photos
2 videos
1 file
1 link
Download Telegram
to view and join the conversation
قاصدک ...
هان چه خبر آوردی ؟
از کجا ، وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی اما ... اما
گرد بام و برِ من
بی ثمر می گردی !

انتظارِ خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار دیاری ...
برو آن جا که بُوَد چشمی و گوشی با کس
برو آن جا که تو را منتظرند

قاصدک...
در دلِ من
همه کورند و کرند !
دست بردار از این در وطنِ خویش ، غریب

قاصدک...
تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید : که دروغی تو ، دروغ ... که فریبی تو ، فریب !

قاصدک...
هان ... ولی آخر ... ای وای !
راستی : آیا رفتی با باد ؟
با توام ! آی ... کجا رفتی ، آی !
راستی : آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی جایی ؟
در اجاقی ــ طمع شعله نمی بندم ــ
خردک شرری هست هنوز ؟

قاصدک...
ابرهای همه عالم ، شب و روز
در دلم می گریند ...


#مهدی_اخوان_ثالث
Forwarded from زنگ ادبیات
بر چهره‌ی زندگانی من
که بر آن
هر شیار
از اندوهی جانکاه حکایتی می‌کند
آیدا
لبخند آمرزشی است

#احمد_شاملو
۲۱ آذرماه زادروز احمد شاملو🌷🌷

@zangeadabiat
Forwarded from زنگ ادبیات
جمعه ۲۵اسفند ۳۸۸ هجری خورشیدی روز پايان يافتن شاهنامه
روز فردوسی وشاهنامه 🌸🌸🌸

سرآمد کنون قصّهٔ يزدگرد
به ماه سپندارمَذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
که گفتم من این نامهٔ شاهوار

@zangeadabiat
Forwarded from @L!
فروشگاه اینترنتی نشر سروشگان www.soroushgan.ir سفارش تلفنی 02166591779
فروشگاه اینترنتی نشر سروشگان

🌐 www.soroushgan.ir

📚 ارسال تلفنی کتاب به سراسر کشور

☎️ 021-66591779

📱 09106730613
 

شاد زی با سیاه چشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
زآمده شادمان بباید بود
وز گذشته نکرد باید یاد
من و آن جعد موی غالیه بوی
من و آن ماهروی حورنژاد
نیک بخت آن کسی که داد و بخورد
شوربخت آن که او نخورد و نداد
باد و ابر است این جهان، افسوس!
باده پیش آر، هر چه باداباد
شاد بوده‌ست از این جهان هرگز
هیچ کس؟ تا از او تو باشی شاد
داد دیده‌ست از او به هیچ سبب
هیچ فرزانه؟ تا تو بینی داد
رودکی سمرقندی
فروشگاه اینترنتی نشر سروشگان

🌐 www.soroushgan.ir

📚 ارسال تلفنی کتاب(دانشگاهی، پیام نور، کنکوری و عمومی) به سراسر کشور

☎️ 021-66591779

📱 09106730613

سفارش از طریق اینستاگرام
🆔 soroushganpub
۲۵اسفند ۳۸۸ هجری خورشیدی روز پايان يافتن شاهنامه
روز فردوسی وشاهنامه 🌸🌸🌸

سرآمد کنون قصّهٔ يزدگرد
به ماه سپندارمَذ روز اِرد
ز هجرت شده پنج هشتاد بار
که گفتم من این نامهٔ شاهوار
این کتاب توسط دکتر حسین بشیریه استاد برجسته دانشگاه تهران فراهم شده است.
هدف از نوشتن چنین کتابهایی آموزش مدنی شهروندان است که می خواهند درزندگی سیاسی خود مشارکت کنند و نقش فعال بازی کنند. نویسنده در سیزده فصل سعی کرده که همین هدف را دنبال کند. 
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است 
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خوش باش و مگو ز دی که امروزخوش است
خیام نیشابوری
نوروزتان مبارک
سپیده که سر بزند 
نخستین روز روزهای بی تو
آغاز می شود 

#منوچهر_اتشی
آهای خبر دار !

مستی یا هو شیار ؟
خوا بی یا بیدار ؟
خا له یا دگار !

تو شب سیاه
تو شب تا ریک
از چپ و از راست
از دور و نز دیک
یه نفر داره
جار می ز نه جار
آهای غمی که
مثل یه بختک رو سینه ی من
شده ای آوار
از گلوی من دستاتو ور دار

تو ی کو چه ها
یه نسیم رفته
پی ولگر دی
تو ی با غچه ها
پاییز اومده
پی نا مر دی
توی آسمون
ما ه رو دق میده
درد بیدر دی

خا له یا دگار !
نمی ای بر یم
شهر رو بگر دیم
قد م به قدم ؟
نمی آی بر یم
چر اغ ور داریم
پر سه بز نیم
دنبال آدم ؟

کو چه های شهر
پر ولگر ده
شهر پر مرد و
پر نا مرده
همه پا دارن
همه دس دارن
اما بعضی ها
دو ر خودشون
یه قفس دارن
بعضیا شو نم
توی دستشون
یه جرس دارن

آره خا له جون!
خا له خبر دار !

باغ داریم تا باغ
یکی غر ق گل
یکی پر خار
مرد داریم تا مرد
یکی سر کار
یکی سر بار
یکی سر دار

آهای خبر دار
خا له یا دگار!
تو میخو نه ها
دیگه کی مسته ؟
دیگه کی هوشیار ؟
تو ویرونه ها
دیگه کی مر ده ؟
کی شده مر دار ؟
تو افسو نه ها
دیگه کی دیو ه؟
دیگه کی دیوار ؟
دیگه خبر دار
خا له یادگار!

می خوان بین ما
دیوار بز نن
میله بکا رن
خندق بکنن
تو رو ببرن
اونور با زار
من رو بیارن
اینور بازار
از من و تو ها
بازار شلو غه
تا ما با همیم
دیوار دروغه

بارون نزنه
آبت نبر ه
من دارم می یام
خوا بت نبر ه

خبر خبر دار
خا له یادگار!
من به یاد تو
بیدار می مو نم
تو به یاد من
می مو نی بیدار ؟

#استاد_حسین_منزوی
10اردیبهشت
#سالروزدرگذشت

خواننده - #همایون_شجریان
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂
Forwarded from 😷 دیر زی
خوابِ آب‌ها

آب‌ها خواب مرا می‌بینند :
بازوانی پنهان
می‌کِشندم به شتاب
می‌برندم به دلِ وحشتِ دریای پُر آب

با چنین دریایی در جان، خوابم اکنون
موج‌ها در من و من در موجم
غم لبریز شده
اشکِ آبم اکنون

می‌شوم ماهی و مرجان و صدف
می‌شوم مروارید
می‌شوم قطره و کف
می‌زنم بر ساحل
می‌خورم بر صخره
روحِ دریا هستم، سخت خرابم اکنون

تا از این خوابِ مشوّش به در آید دریا
و رها دارم از جنبشِ پیوسته‌ی خویش
دست در می‌کنم از هر گوشه
نعره بر می‌دارم از بُنِ جان
از کران تا به کران در تک و تابم اکنون

#سیاوش_کسرایی
#دیرزی

🔆 @dirzeemag
Forwarded from زنگ ادبیات
نگر تا چه کاری همان بدروی
سخن هرچه گویی همان بشنوی

درشتی ز کس نشنود نرم‌گوی
به جز نیکویی درزمانه مجوی

۲۵ اردیبهشت، بزرگداشت #فردوسی 🌹🌹

@Zangeadabiat
22 اسفند سالروز درگذشت ایرج میرزا @soroushganpub