تنهاترین نهنگ دنیا؛
عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک وال آبی داد!
قضیه از این قرار بود که تنهاترین نهنگ، نهنگی بود که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهاییاش را کشف کردند!
نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز والهای آبی بین 10 تا 39 هرتز است در حالی که آواز این نهنگ فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت، در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود...
این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد، سخن گفتن و زیستن در آواها، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست.
#شنیده_نمیشد
موسیقی: Iday - Whale
موسیقی تنهاترین نهنگ درکانال سلوان؛
@solvaan
عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک وال آبی داد!
قضیه از این قرار بود که تنهاترین نهنگ، نهنگی بود که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهاییاش را کشف کردند!
نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. محدوده صوتی آواز والهای آبی بین 10 تا 39 هرتز است در حالی که آواز این نهنگ فرکانسی معادل ۵۲ هرتز داشت، در نتیجه توسط هیچ نهنگ دیگری قابل شنیدن و شناسایی نبود...
این داستان شاید حکایت تنهایی خیلی از ما باشد، سخن گفتن و زیستن در آواها، رویاها و دنیاهایی که توسط دیگران قابل دیدن، شنیدن و درک کردن نیست.
#شنیده_نمیشد
موسیقی: Iday - Whale
موسیقی تنهاترین نهنگ درکانال سلوان؛
@solvaan
Forwarded from 🔷 مرتضی طوسی🔷 (Morteza)
اعوذ بالله اعوذبالله از آن دو چشم عسل گرفته
دو قاب کندو و نیش در او که نوش را در بغل گرفته
موذن از شوق چشم مستت دو دست را بر دهن نهاده
که پای حی علی بریده که راه خیرالعمل گرفته
تو شوق مدحی و ذوق ذکری تو مبدا معجزات بکری
بدون تو رفعت غزل را تنزلی مبتذل گرفته
به گرد رویت مه منور به گرد پایت هزار اختر
زحسرتت دود دب اکبر عنان به دور زحل گرفته
بتی و دین جدید باتو شکوه صد بایزید باتو
که ای که اصل مرید با تو مراد خودرا بدل گرفته
سپیده بوسیده زانویت را ندیده خورشید گیسویت را
و رایت طاق ابرویت را به راس برج حمل گرفته
به حور و غلمان به خلد و رضوان نداده ای آشنایی ات را
فرشته قول گدایی ات را یقین که روز ازل گرفته
تو حسن خلاق لایزالی تو معنی عشق بی زوالی
دراین گلستان که تو غزالی زبان شیخ اجل گرفته
#مرتضی_طوسی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
دو قاب کندو و نیش در او که نوش را در بغل گرفته
موذن از شوق چشم مستت دو دست را بر دهن نهاده
که پای حی علی بریده که راه خیرالعمل گرفته
تو شوق مدحی و ذوق ذکری تو مبدا معجزات بکری
بدون تو رفعت غزل را تنزلی مبتذل گرفته
به گرد رویت مه منور به گرد پایت هزار اختر
زحسرتت دود دب اکبر عنان به دور زحل گرفته
بتی و دین جدید باتو شکوه صد بایزید باتو
که ای که اصل مرید با تو مراد خودرا بدل گرفته
سپیده بوسیده زانویت را ندیده خورشید گیسویت را
و رایت طاق ابرویت را به راس برج حمل گرفته
به حور و غلمان به خلد و رضوان نداده ای آشنایی ات را
فرشته قول گدایی ات را یقین که روز ازل گرفته
تو حسن خلاق لایزالی تو معنی عشق بی زوالی
دراین گلستان که تو غزالی زبان شیخ اجل گرفته
#مرتضی_طوسی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
دارم تماشا می کنم خود را در آیینه
یک بامداد دیگر از آیدا در آیینه
شب رد شده از چشمهایم تیره تر شب تر
یک چشم من شب بوست چشم دیگرم شبدر
یک چشم من هرشب فقط بوی تورا دارد
برروی شب بو های خانه اشک می بارد
شب بوی دامان تورا دارد اگر زیباست
هرشب اگر تو نیستی شب بوی تو اینجاست
شب در تمام خاطراتم جاری و ساری است
شب ابتدای زندگی در اوج بیداری است
شب می تواند بهتر ازین باشد اما نیست
یعنی تورا ... اما کسی جز من دراینجا نیست
تو می توانی زینت شبهای من باشی
تعریف یک روح رها در دو بدن باشی
شاید شب از آغاز تو چون روز روشن شد
شاید نفسهایت شبی هم قسمت من شد
چیزی نمی دانم ولی شاید اگر باشی
با من که دورم از خودم نزدیکتر باشی
قبل از تو این دنیا برایم زخم می آورد
روی دوتا ابروی من هی اخم می آورد
قبل از تو چشمم چشمهایم اشک و حسرت داشت
و زخم های سینه ی من واقعیت داشت
قبل از تو شب در کوچه ها مهتاب حیران بود
خورشید را هربار می دیدم هراسان بود
قبل از تو من شب بودم و تاریک و بی روزن
امید ها هر شب کمی نومید شد در من
قبل از تو نه خورشید نه مهتاب نه فانوس
قبل از تو هم فریاد هم بیداد هم افسوس
قبل از تو من بودم جهانی خسته در من بود
و چشمهایم در پی شبهای روشن بود
تا یازده شب بامداد بی صدا با من
تنهایی طولانی آیینه ها با من
تنهایی من در نگاه بی تماشایم
و گفتگوی آینه با من که تنهایم
روز این چنین می آمد و شب آنچنان می رفت
فریاد من تا انتهای آسمان می رفت
لب بسته بودم از تماشایم صدا می ریخت
از دستهای خسته ام بار دعا می ریخت
تو از من قبل از خودت چیزی نمی دانی
هرچند می دانم تو هم با من نمی مانی
تو آمدی تا شعر با مضمون بماند! ها!؟
لیلایی از تنهایی مجنون بماند!ها؟!
قبل از تو بعد از توست با آیینه صادق باش
حالا که هستی لااقل قدری هم عاشق باش
#مرتضی_طوسی
__________________
۱.بامداد؛ نام هنری احمدشاملو
آیدا در آینه؛نام کتاب شعری از ایشان
۲.شبهای روشن؛نام داستانی از فئودور داستایوسکی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
یک بامداد دیگر از آیدا در آیینه
شب رد شده از چشمهایم تیره تر شب تر
یک چشم من شب بوست چشم دیگرم شبدر
یک چشم من هرشب فقط بوی تورا دارد
برروی شب بو های خانه اشک می بارد
شب بوی دامان تورا دارد اگر زیباست
هرشب اگر تو نیستی شب بوی تو اینجاست
شب در تمام خاطراتم جاری و ساری است
شب ابتدای زندگی در اوج بیداری است
شب می تواند بهتر ازین باشد اما نیست
یعنی تورا ... اما کسی جز من دراینجا نیست
تو می توانی زینت شبهای من باشی
تعریف یک روح رها در دو بدن باشی
شاید شب از آغاز تو چون روز روشن شد
شاید نفسهایت شبی هم قسمت من شد
چیزی نمی دانم ولی شاید اگر باشی
با من که دورم از خودم نزدیکتر باشی
قبل از تو این دنیا برایم زخم می آورد
روی دوتا ابروی من هی اخم می آورد
قبل از تو چشمم چشمهایم اشک و حسرت داشت
و زخم های سینه ی من واقعیت داشت
قبل از تو شب در کوچه ها مهتاب حیران بود
خورشید را هربار می دیدم هراسان بود
قبل از تو من شب بودم و تاریک و بی روزن
امید ها هر شب کمی نومید شد در من
قبل از تو نه خورشید نه مهتاب نه فانوس
قبل از تو هم فریاد هم بیداد هم افسوس
قبل از تو من بودم جهانی خسته در من بود
و چشمهایم در پی شبهای روشن بود
تا یازده شب بامداد بی صدا با من
تنهایی طولانی آیینه ها با من
تنهایی من در نگاه بی تماشایم
و گفتگوی آینه با من که تنهایم
روز این چنین می آمد و شب آنچنان می رفت
فریاد من تا انتهای آسمان می رفت
لب بسته بودم از تماشایم صدا می ریخت
از دستهای خسته ام بار دعا می ریخت
تو از من قبل از خودت چیزی نمی دانی
هرچند می دانم تو هم با من نمی مانی
تو آمدی تا شعر با مضمون بماند! ها!؟
لیلایی از تنهایی مجنون بماند!ها؟!
قبل از تو بعد از توست با آیینه صادق باش
حالا که هستی لااقل قدری هم عاشق باش
#مرتضی_طوسی
__________________
۱.بامداد؛ نام هنری احمدشاملو
آیدا در آینه؛نام کتاب شعری از ایشان
۲.شبهای روشن؛نام داستانی از فئودور داستایوسکی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
ترجمه ی شعر به شعر مثنوی آیینه ی من
با هنرمندی و صدای مهربان
دوست عزیزم جناب #سیدجلال_سبحان
"چقدر از این نگاه خسته درد تازه می ریزد"
@solvaan
با هنرمندی و صدای مهربان
دوست عزیزم جناب #سیدجلال_سبحان
"چقدر از این نگاه خسته درد تازه می ریزد"
@solvaan
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در روز اربعین
گلیبدی قبریوه بیر کاروان سولوب سارالانلار
اولن لر اولدی گلیب کربلایه زنده قالانلار
یولون ملالینی دیدارین آرزوسی آلاردی
جداده جلوه لننده گوزوم جداده قالاردی
فدا اولوم باشیوا باشیم اوسته سایه سالاردی
اوخوردی آیه کهف الرقیمی قوم لعینه
ثنا دییردی باجین حی ذوالعلای معینه
نه ظلوم اولوبدی کی باشین دوشوبدی نطق و صدا دن
نه لر اولوبدی کی سس گلمییبدی نوک جدادن
قانا کوله بلشیب دوزدی!دوشمیبدی صفادن
صفاسینی بو باش آغوش مصطفادن آلیبدی
دوداقلاریندا، جبینین ده مهر کوفه قالیبدی
سفرده باشین اولوب زینب حزینه مقابل
سنین باشین،من بی خانمان،قساوت قاتل
بو نوع ائلمیشیق سمت شامه طی منازل
گوزوم باخاردی،عدو طعن ائدردی،شهر گولردی
بیز اهلبیتی مگر قوم دون یهودی بولردی
یول اوسته لیلی بی خانمان قان آغلاردی
رباب گوز یاشی قلب جهانی داغلاردی
اوزه سرشک غمین دانه دانه باغلاردی
دییردی دیلسیز علی اصغریم ربابی آتیبسان
آنا قوجاقین آتیب بس بالا هایاندا یاتیبسان
من ایستمه زدیم اخا ذره جه جسارتیم اولسون
امید کاخینه گوز یاشیله خسارتیم اولسون
دئدیم کی صبر گره شیوه ی اسارتیم اولسون
دایاندیم آغلامادیم،شانیمی سمایه یتیردیم
گینه بو قافله نی دشت کربلایه گتیریدیم
یارالی هر یاراوین عکسی زینبین بدنینده
نه چکمیسن بولورم گل مثالی اوخ چمنینده
بورسمیدیر کی یاتار هر یارالی اوز وطنینده
وطندن آیری دوشن جانیوه باجین اولا قربان
هاچان؟هایاندا؟یارالی،غریب،تشنه وئریب جان
بو دشت ده نچه مدتدی کوه عشق یاتیبدور
بو آلتی گوشه لی قبر ایچره روح عشق یاتیبدور
دئمه کی روح فقط دئ شکوه عشق یاتیبدور
سن عشق سن دل آگاه عاشقیندی حسینیم
نه من!گرک دیه ام اللاه عاشقین دی حسینیم
...
#مرتضی_طوسی
شب اربعین سیدالشهدا حرم سلطان علی بن موسی الرضا
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
گلیبدی قبریوه بیر کاروان سولوب سارالانلار
اولن لر اولدی گلیب کربلایه زنده قالانلار
یولون ملالینی دیدارین آرزوسی آلاردی
جداده جلوه لننده گوزوم جداده قالاردی
فدا اولوم باشیوا باشیم اوسته سایه سالاردی
اوخوردی آیه کهف الرقیمی قوم لعینه
ثنا دییردی باجین حی ذوالعلای معینه
نه ظلوم اولوبدی کی باشین دوشوبدی نطق و صدا دن
نه لر اولوبدی کی سس گلمییبدی نوک جدادن
قانا کوله بلشیب دوزدی!دوشمیبدی صفادن
صفاسینی بو باش آغوش مصطفادن آلیبدی
دوداقلاریندا، جبینین ده مهر کوفه قالیبدی
سفرده باشین اولوب زینب حزینه مقابل
سنین باشین،من بی خانمان،قساوت قاتل
بو نوع ائلمیشیق سمت شامه طی منازل
گوزوم باخاردی،عدو طعن ائدردی،شهر گولردی
بیز اهلبیتی مگر قوم دون یهودی بولردی
یول اوسته لیلی بی خانمان قان آغلاردی
رباب گوز یاشی قلب جهانی داغلاردی
اوزه سرشک غمین دانه دانه باغلاردی
دییردی دیلسیز علی اصغریم ربابی آتیبسان
آنا قوجاقین آتیب بس بالا هایاندا یاتیبسان
من ایستمه زدیم اخا ذره جه جسارتیم اولسون
امید کاخینه گوز یاشیله خسارتیم اولسون
دئدیم کی صبر گره شیوه ی اسارتیم اولسون
دایاندیم آغلامادیم،شانیمی سمایه یتیردیم
گینه بو قافله نی دشت کربلایه گتیریدیم
یارالی هر یاراوین عکسی زینبین بدنینده
نه چکمیسن بولورم گل مثالی اوخ چمنینده
بورسمیدیر کی یاتار هر یارالی اوز وطنینده
وطندن آیری دوشن جانیوه باجین اولا قربان
هاچان؟هایاندا؟یارالی،غریب،تشنه وئریب جان
بو دشت ده نچه مدتدی کوه عشق یاتیبدور
بو آلتی گوشه لی قبر ایچره روح عشق یاتیبدور
دئمه کی روح فقط دئ شکوه عشق یاتیبدور
سن عشق سن دل آگاه عاشقیندی حسینیم
نه من!گرک دیه ام اللاه عاشقین دی حسینیم
...
#مرتضی_طوسی
شب اربعین سیدالشهدا حرم سلطان علی بن موسی الرضا
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
نذر حضرت سلطان
"علی بن موسی الرضا"
سری که مانده کمی تا به خاک ها بگذارم
چه می شود که شبی بر در سرا بگذارم
مراکه سربه هوایم میان صحن رها کن
جسارت است اگر در رواق پا بگذارم
غریب آمده ام بر درت اجازه بفرما
که سر به سایه ی دیوار آشنا بگذارم
ببین که کوچکم،اصلا نمی رسد به تو دستم
مگر که این دل خون را به زیر پا بگذارم
بر آستان تو در دست من سری است بفرما
که این بضاعت ناچیز را کجا بگذارم
میان مروه ی قم عهد کرده ام که بیایم
و نام این حرم امن را صفا بگذارم
کرامتت به من آموخته شبی که نباشم
دوکاسه چشم گدایی در این سرا بگذارم
گدا منم و همین بهتراست بر در سلطان
عنان گریه خودرا کمی رها بگذارم...
#مرتضی_طوسی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
"علی بن موسی الرضا"
سری که مانده کمی تا به خاک ها بگذارم
چه می شود که شبی بر در سرا بگذارم
مراکه سربه هوایم میان صحن رها کن
جسارت است اگر در رواق پا بگذارم
غریب آمده ام بر درت اجازه بفرما
که سر به سایه ی دیوار آشنا بگذارم
ببین که کوچکم،اصلا نمی رسد به تو دستم
مگر که این دل خون را به زیر پا بگذارم
بر آستان تو در دست من سری است بفرما
که این بضاعت ناچیز را کجا بگذارم
میان مروه ی قم عهد کرده ام که بیایم
و نام این حرم امن را صفا بگذارم
کرامتت به من آموخته شبی که نباشم
دوکاسه چشم گدایی در این سرا بگذارم
گدا منم و همین بهتراست بر در سلطان
عنان گریه خودرا کمی رها بگذارم...
#مرتضی_طوسی
@solvaan
Www.instagram.com/mortezaatousi
«تصوف آن بود که ساعتی بنشینی بیتیمار»
گفت: «بیتیمار چه بود!؟»
گفت: «یافت بیجستن و دیدار بینگریستن»
#مجمع_البحرین
#محمد_دارا_شکوه
@solvaan
گفت: «بیتیمار چه بود!؟»
گفت: «یافت بیجستن و دیدار بینگریستن»
#مجمع_البحرین
#محمد_دارا_شکوه
@solvaan
- دختر! اینطور به من نگاه نکن!
این چشمهای تو، بالاخره مرا وادار به یک خبطِ بزرگ در زندگی خواهدکرد..!
+ این خبطِ شما؛ آرزوی من است...
📚چشمهايش
#بزرگ_علوي
@solvaan
این چشمهای تو، بالاخره مرا وادار به یک خبطِ بزرگ در زندگی خواهدکرد..!
+ این خبطِ شما؛ آرزوی من است...
📚چشمهايش
#بزرگ_علوي
@solvaan
هرروز یک نکته ویرایشی
واژهها را احتکار نکینم
برای بهتر و زیباتر نوشتن باید دایره واژگانمان را گستردهتر کنیم. معمولا وقتی حوصله نداریم یا دقت نمیکنیم، برای هرچیزی از صفت« خوب » یا « بد » استفاده میکنیم و میگوییم و مینویسیم:
کتاب خوب، کفش خوب، فیلم خوب، تابلو خوب، غذای بد، جمله بد، صدای بد، جلسه بد و...
در حالی که اگر واژهها را احتکار نکینم، مثلا میتوانیم بنویسیم:
کتاب مفید، کفش راحت، فیلم جذاب، تابلو زیبا، غذای بد مزه، صدای دلخراش، جمله نارسا، جلسه ضعیف و...
#مرتضی_طوسی
@solvaan
واژهها را احتکار نکینم
برای بهتر و زیباتر نوشتن باید دایره واژگانمان را گستردهتر کنیم. معمولا وقتی حوصله نداریم یا دقت نمیکنیم، برای هرچیزی از صفت« خوب » یا « بد » استفاده میکنیم و میگوییم و مینویسیم:
کتاب خوب، کفش خوب، فیلم خوب، تابلو خوب، غذای بد، جمله بد، صدای بد، جلسه بد و...
در حالی که اگر واژهها را احتکار نکینم، مثلا میتوانیم بنویسیم:
کتاب مفید، کفش راحت، فیلم جذاب، تابلو زیبا، غذای بد مزه، صدای دلخراش، جمله نارسا، جلسه ضعیف و...
#مرتضی_طوسی
@solvaan
هرروز یک نکته ویرایشی
الزاماً / لزوماً
ً
الزاماً و لزوماً گاه به اشتباه به جای هم به کار میروند، در حالی که الزاماً به معنای "اجبار" است و لزوماً به معنای" همیشه" و "حتما" است.
قیمت بالای کالا الزاماً به معنای کیفیت خوب نیست. ( نادرست)
قیمت بالای کالا لزوماً به معنای کیفیت خوب نیست. ( درست)
#مرتضی_طوسی
@solvaan
الزاماً / لزوماً
ً
الزاماً و لزوماً گاه به اشتباه به جای هم به کار میروند، در حالی که الزاماً به معنای "اجبار" است و لزوماً به معنای" همیشه" و "حتما" است.
قیمت بالای کالا الزاماً به معنای کیفیت خوب نیست. ( نادرست)
قیمت بالای کالا لزوماً به معنای کیفیت خوب نیست. ( درست)
#مرتضی_طوسی
@solvaan
هرروز یک نکته ویرایشی
در موارد زیر هیچگاه از ویرگول استفاده نمیشود:
۱ـ قبل از «و»، «یا»، «سپس»، «پس»، «که» و کلمات عطف و فعل؛
۲ـ بعد از «را»، «که»، «اگر» و حروف اضافه؛
۳ـ در شعر اگر بین سازه های همپایه «و» عطف قرار گرفته باشد، به دلیل برهم خوردن وزن شعر نمیتوان از ویرگول استفاده کرد.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند.
#مرتضی_طوسی
@solvaan
در موارد زیر هیچگاه از ویرگول استفاده نمیشود:
۱ـ قبل از «و»، «یا»، «سپس»، «پس»، «که» و کلمات عطف و فعل؛
۲ـ بعد از «را»، «که»، «اگر» و حروف اضافه؛
۳ـ در شعر اگر بین سازه های همپایه «و» عطف قرار گرفته باشد، به دلیل برهم خوردن وزن شعر نمیتوان از ویرگول استفاده کرد.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند.
#مرتضی_طوسی
@solvaan
هرروز یک نکته ویرایشی
باید و بایست
اینکه کجا "باید" و "نباید" و کجا "بایست" و "نبایست" به کاربریم، به زمان فعل و جمله بستگی دارد. "باید" و "نباید" برای زمان حال و "بایست" و "نبایست" برای زمان گذشته به کار میرود.
نادرست: بایست امروز به سینما برویم.
درست: باید امروز به سینما برویم.
نادرست: نبایست این حرف را بزنم.
درست: نبایست این حرف را میزدم.
#مرتضی_طوسی
@solvaan
باید و بایست
اینکه کجا "باید" و "نباید" و کجا "بایست" و "نبایست" به کاربریم، به زمان فعل و جمله بستگی دارد. "باید" و "نباید" برای زمان حال و "بایست" و "نبایست" برای زمان گذشته به کار میرود.
نادرست: بایست امروز به سینما برویم.
درست: باید امروز به سینما برویم.
نادرست: نبایست این حرف را بزنم.
درست: نبایست این حرف را میزدم.
#مرتضی_طوسی
@solvaan
ديشب از شما چه پنهان، سر زدم به كوي مستان
گفتم السلام يا مي! گفتم السلام يا خُم!
ساقي قدح به دستان، خنده زد به روي مستان
يعني اجر ميپرستان پيش ما نميشود گم
#علیرضا_قزوه
@solvaan
گفتم السلام يا مي! گفتم السلام يا خُم!
ساقي قدح به دستان، خنده زد به روي مستان
يعني اجر ميپرستان پيش ما نميشود گم
#علیرضا_قزوه
@solvaan
با توام ايرانه خانم زيبا!
دق كه نداني كه چيست گرفتم دق كه نداني تو خانم زيبا
حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در اين جا خانه در آن جا
سَر كه ندارم كه طشت بياري كه سر دَهَمَت سر
با توام ايرانه خانم زيبا!
شانه كني يا نكني آن همه مو را فرق سرت باز منم باز كني يا نكني باز
آينه بنگر به پشت سر آينه بنگر به زيرزمين با تو منم خانم زيبا
چهره اگر صد هزار سال بماند آن پشت با تو كه من پشت پردهام آنجا
كاكل از آن سوي قارهها بپراني يا نپراني با تو خدايي برهنهام آنجا
بيتو گدايم ببين گداي كوچهي دنيا
با توام ايرانه خانم زيبا!
#رضا_براهنی
@solvaan
دق كه نداني كه چيست گرفتم دق كه نداني تو خانم زيبا
حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در اين جا خانه در آن جا
سَر كه ندارم كه طشت بياري كه سر دَهَمَت سر
با توام ايرانه خانم زيبا!
شانه كني يا نكني آن همه مو را فرق سرت باز منم باز كني يا نكني باز
آينه بنگر به پشت سر آينه بنگر به زيرزمين با تو منم خانم زيبا
چهره اگر صد هزار سال بماند آن پشت با تو كه من پشت پردهام آنجا
كاكل از آن سوي قارهها بپراني يا نپراني با تو خدايي برهنهام آنجا
بيتو گدايم ببين گداي كوچهي دنيا
با توام ايرانه خانم زيبا!
#رضا_براهنی
@solvaan

