🔷 مرتضی طوسی🔷
164 subscribers
947 photos
24 videos
18 files
289 links
ترجمه ی بهترین شعرهای کوتاه جهان
اطلاع رسانی اجراها،جلسات و اشتراک شعرها و گاه نوشت های #مرتضی_طوسی

@solvaan









؛
Download Telegram
پدرم می‌گوید: ‌قلب، مهمان خانه نیست که آدم‌ها بیایند، دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانه‌ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد...
قلب، راستش نمی‌دانم چیست، اما این را می‌دانم که فقط جای آدم‌های خیلی خیلی خوب است
برای همیشه


📚 یک قلب کوچولو
#نادر_ابراهیمی

@solvaan
تقریبا همه ی مردم،
بخشی از عمرشان را
در تلاش برای نشان دادنِ
ویژگی هایی که ندارند،
صرف می کنند...

#ساموئل_جانسون

@solvaan
Forwarded from عکس نگار
فراخوان جذب آثار در رثای مدافعان حرم


شرایط؛
۱.قالب آثار آزاد می باشد.
۲.آثار می‌تواند به دو زبان ترکی و فارسی سروده شده‌باشند.
۳.دریافت فقط بصورت تک اثر خواهد بود.


آثار برای چاپ در مجموعه ای مزین به نام شهدای مدافع حرم بانام شاعر چاپ خواهد شد.
ده اثر برتر ارسالی در همایش ملی توسط سراینده اثر قرائت خواهند شد.


💢هدیه ای نفیس به آثار برتر تعلق خواهد گرفت
(فراخوان مختص شهر آذربایجانشرقی می‌باشد)

آخرین مهلت ارسال آثار برای حضور در همایش؛
روز شنبه ۲۸ مردادماه #تمدیدشد

آخرین مهلت ارسال آثار برای چاپ در مجموعه؛
سه شنبه ۳۱ مردادماه.

ارسال آثار👇؛
🆔 @mortezaatousi




@solvaan
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب
که باغ ها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه ی خونین دوباره برگردند

#شفیعی_کدکنی

@solvaan
من هیچکسم؟!
یا که در این خانه کسی نیست!


#بیدل


@solvaan
پیش‌آ که بخوانی رقم سینه‌ی ریشم
من نامه‌ی افتاده به خاک از کف خویشم



#بیدل


@solvaan
بعد از نمایش یک فیلم ایرانی، با دوستان خارجی نشسته بودیم به گفتگو

يكيشان پرسيد:
آن پسرک سر چهار راه چه می‌فروخت؟ مواد مخدر بود يا...
من پاسخ دادم فال می‌فروخت
پرسيد فال چيه؟
گفتم شعر،
شعرهای شاعر بزرگمان حافظ
با هيجان گفت: يعنی شما از كشوری می‌آييد كه در خيابان‌هايش شعر می‌فروشند و مردم عادی پول می‌دهند و شعر می‌خرند؟؟!!
می‌رفت سر ميزهای مختلف و با شگفتی اين را به همه می‌گفت!
و اين يعنی زاويه‌ی ديد؛
يكی سياهی می‌بيند و یکی زیبایی!

از خاطرات اصغر فرهادی


@solvaan
هم بر حذر از عشقم و هم در سفر از خویش
از دست تو مستم که ندارم خبر از خویش

گیسوی تو فرمود که آزادی ازاین دام
ما گرچه ندیدیم گرفتار تر از خویش

در خویش نشستم به غمی کز تو رسیده است
باید بکشانیم به کوه و کمر از خویش

در حشر هم از شیوه لبهای تو مستم
یک ذره بنوشاندم این جام اگر از خویش

هرکس که تورا دید خودش را نپسندید
آیینه ی من باش و مرا هم ببر از خویش

از کیستی ای دسته چوبین خطاکار
پرسید به هر اوج و فرودش تبر از خویش

غافل مشو از قافله برخیز و یقین دار
هرگز نرسی تا که نخیزی مگر از خویش

من زاده ی عصیانم و درمانده ی داغم
اینگونه در آورده ام عمری پدر از خویش


#مرتضی_طوسی



@solvaan



Www.Instagram.com/mortezaatousi
من آن کبوترم که بجز بال و پر نداشت
معشوقه ام گلی است که ازمن خبر نداشت

از من خبر که داشت ولی اشک های من
از عشق بود و در دل سنگش اثر نداشت


از من خبر نداشت ازاینکه بدون او
این بال و پر برای سفر همسفر نداشت

یکروز پشت پنجره رفتم به دیدنش
اما دریغ گل به کبوتر نظر نداشت

من پشت پنجره به هوایش گریستم
گل مست خنده بود و دوچشمان تر نداشت

بی که ببیندم به هوا پر زدم ولی
داغش بدل رسید گل من جگر نداشت

یک روز بعد رفتم و دیدم که نیست نیست
عطر گل مرا کسی آن دور و بر نداشت

پر بود گل درست ولی آن کبوتر آه
از آن دلی که داد یکی بیشتر نداشت

من در میان سنگ و گلوله به سوی او
رفتم ولی گل حال و هوای خطر نداشت

گل بود و بی خبر که به او دل سپرده ام
گل بود و یک کلام سر دردسر نداشت

از من خبر نداشت که معشوقه ی من است
از اینکه عاشق است خودش هم خبر نداشت

در خواب دیدمش که دلش عاشق من است
تعبیر شد که حال و هوای دگر نداشت


گل مست بود مست که من دوست دارمش
من هم خمار اینکه چراعشق اثر نداشت

ما هر دو بی خبر لب آن پنجره شبی
دیوانه تر شدیم شبی که سحر نداشت

افتاد پشت پنجره گل غرق خون،شکست
من با دوبال بسته پریدم به سر نداشت_

_فرقی برای من که بمیرم پس از گلم
این زندگی بدون گل من ثمر نداشت

بی او برای تا به ابد بال ها وبال
بی او برای تا به ابد بال،پر نداشت

من پیش پای او سرم افتاد روی خاک
او هم سری به‌ پای من افکند و بر نداشت


#مرتضی_طوسی


@solvaan



Www.instagram.com/mortezaatousi
اعوذ بالله اعوذبالله از آن دو چشم عسل گرفته
دو قاب کندو و نیش در او که نوش را در بغل گرفته

موذن از شوق چشم مستت دو دست را بر دهن نهاده
که پای حی علی بریده که راه خیرالعمل گرفته

تو شوق مدحی و ذوق ذکری تو مبدا معجزات بکری
بدون تو رفعت غزل را تنزلی مبتذل گرفته

به گرد رویت مه منور به گرد پایت هزار اختر
زحسرتت دود دب اکبر عنان به دور زحل گرفته

بتی و دین جدید باتو شکوه صد بایزید باتو
که ای که اصل مرید با تو مراد خودرا بدل گرفته

سپیده بوسیده زانویت را ندیده خورشید گیسویت را
و رایت طاق ابرویت را به راس برج حمل گرفته

به حور و غلمان به خلد و رضوان نداده ای آشنایی ات را
فرشته قول گدایی ات را یقین که روز ازل گرفته

تو حسن خلاق لایزالی تو معنی عشق بی زوالی
دراین گلستان که تو غزالی زبان شیخ اجل گرفته

#مرتضی_طوسی



@solvaan


Www.instagram.com/mortezaatousi
لینک گروه سلوان🌹

https://t.me/joinchat/AnhUVEMBlLj-XjovVV2j7g
با بغض برای غربت ۳۴ ساله ی #حسن_جنگجو
و ۳۴سال حسرت مادری که با او رفت؛


سی و چهار مرتبه الله اکبری
تو زورق میان گل و خون شناوری

برخیز بر سرت چه عزایی بپا شده
تبریز ما به یمن شما کربلا شده

برخیز مادرت گل پامال گشته را...
قدری نگاه کن الف دال گشته را

واحسرتا که بر سرتو مادر آمده
لیلا مگر به نعش علی اکبر آمده

سی وسی مرتبه پسرم گفت آمدی
من سینه می زدم جگرم گفت آمدی

سی و سی مرتبه نفسم در گلو گرفت
عکس تورا به دیده ی خود روبرو گرفت

چشمم در انتظار تو اشکش تمام شد
خفتن برای دیده ی مادر حرام شد

سی و دو بار اسم تورا ذکر کرده بود
هرشب پس‌از نماز به تو فکر کرده بود

فهمیده بود می رسی از دورها شبی
جانی و می رسی چقدر جان بر لبی

هرسال می گذشت دلش بیقرار تر
چشمش پر اشک تر دل غمدیده زارتر

سی و یک و سی از پی هم رفت و بی خبر
این رسم عاشقی است بیا و مرا ببر

بیست و نهم به قامت در خیره مانده بود
دیگر برای مادرت حالی نمانده بود

تا بیست و هشت و هفت وشش و پنج هم گذشت
کار از مصیبت و الم و رنج هم گذشت

بیست و چهار سال تمام است مانده ام
ذکری به غیر یا حسن از دل نخوانده ام

بیست و سه،بیست دو دل خونین دل حزین
برگرد و اشک های شب مادرت ببین

بیست و یکم به حضرت حیدر دخیل بست
در حسرتو بر لب خود یا کفیل بست

پلکی به هم گذاشتی و بیست سال رفت
از مادرت شکوه و جمال و جلال رفت

این درد را کمی به عقبتر بیاورم
با مادر آن وداع خاطر بیاورم

که مادرت به پشت سرت آب و اشک ریخت
پشت سرت خود پدرت آب و اشک ریخت

هرچند شوق دوست چنین می کشاندت
اما تورا به داغ پدر می نشاندت

داغ تو می کشد پدرت را قبول کن
خون گریه های در سفرت را قبول کن

باید قبول کرد که مادر دلاور است
مادر اگر تورا بزند باز مادر است

آهسته سسلدی بو سفر گئتمه قال اوغول
اوغول
"دوزمه ستاره تک عرق انفعال اوغول"

آرتار غمیم اوره یانار آهیم الولانار
شمع وجودوم هی اریر اوت دوتار یانار

گئتدین سفر آپاردی سنی قان دیارینا
یوخدور آنان آلار سنی اروند باغرینا

گئتدین خبر یتیشدی خبر یوخ نه لر اولوب
گلجاق خبر آتا آناوین گوزلری دولوب

سی و چهار سال گذشت و نیامدی
سی و چهارسال گذشت و نیامدی

سی و چهار سال فقط انتظار تو
کتمان حسرت و الم آشکار تو

سی و چهار خون دل و داغ مادرت
آمد خبرکه می رسد امروز پیکرت

سی و چهار مرتبه الله اکبرم
آلاله ی میان گل و خون شناورم

دیر آمدی به دیدن مادر چقدر دیر
دیر آمدی عزیز برادر چقدر دیر

دیدی که مادر از نفس افتاده آمدی
ای یوسف عزیز چه آماده امدی

شاید دلیل این سفرت مادر تو بود
هرچند این سفر سفر آخر تو بود

تو آمدی و مادر دلتنگ با تو رفت
۳۴ کفتر دلتنگ با تو رفت

۳۴ مرتبه الحمد خوانده بود
غیر از نفس ک چیزی از او هم نمانده بود

تو ذکر دایم حسنم وا حسن شدی
هرچند تا شهید شدی بی کفن شدی

۳۴ سال تن بی نشان حسن
امشب که آمدی کمی اینجا بمان حسن

یا محسن و بحق حسن یاد او حسن
یک محسن مدافع و یک جنگجو حسن

این راز چیست اینهمه آواز از کجاست
اینک صدای آمدنت با من آشناست

می آیی و بپای تو مادر نفس زنان
می آید و به پشت سرش آسمانیان

خیل ملایک اند به تشییع پیکرت
قربان جسم اطهر در خون شناورت

مادر کنار پیکرت از دست رفته بود
جان می دهد بپای تو هرروز گفته بود

تو آمدی و مادر پیر تو جان سپرد
معشوق در بغل که کشید عاشقانه مرد



#مرتضی_طوسی


@solvaan


Www.instagram.com/mortezaatousi


الحَمْدُلِلَّه الَّذی جَعَلَنَا مِنَ‌الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ (ع)
سلام عليكم:

عیــــد سعیــــد "غديرخم" عيد امامت و ولایت امیرمؤمنان(ع) مبارک باد .

#مرتضی_طوسی


@solvaan
فردا که هرکسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم‌مرتضی(ع)


#سعدی


@solvaan
ب﷽


فاطمه گفتی و از لعل لعبت کوثر ریخت
مستم‌از ساقی ومیخانه و جامی که تویی

لفظ در معنی نام تو چه می گوید؟هیچ
هاعلی بشر کیف امامی که تویی


#مرتضی_طوسی



@solvaan
Forwarded from 🔷 مرتضی طوسی🔷 (Morteza)
ادبیات ملل🌍



#ادبیات_غرب
#آمریکا 🇺🇸


جمله‌ ایی که در روز رستاخیز
باعث تخفیف در مجازات می‌شود:
ما از همان ابتدا
نیز علاقه‌ایی به دنیا آمدن، نداشتیم..


#کورت_ونه_گوت




🆔 @solvaan
Forwarded from 🔷 مرتضی طوسی🔷 (Morteza)
ادبیات ملل🌍



#ادبیات_غرب
#آمریکا 🇺🇸



داشت خانه و زندگی‌اش را از دست می‌داد،
آن لذت ناب حمام‌کردن را،
آن قابلمه‌های مسی را
که بالای سکوی وسط آشپزخانه آویزان بود،
خانواده‌اش را. میان چارچوب در ایستاد
و به دقت همه‌چیز را ورانداز کرد.
قدرشان را ندانسته بود.
چطور این اتفاق افتاده بود؟
به خودش قول داده بود قدر همه‌چیز را بداند
و حالا یادش نمی‌آمد این قول را چه روزی فراموش کرده بود.
آیا این بار می‌توانست از پس‌اش بربیاید؟


#جاشوا_فریس




🆔 @solvaan
Forwarded from 🔷 مرتضی طوسی🔷 (Morteza)
ادبیات ملل🌍




#ادبیات_غرب
#اسپانیا🇪🇸



هر فردی بهترین هم که باشد...
اگر زمانی که باید باشد،
نباشد،
همان بهتر که نباشد.

 

#لوئیس_بونوئل




🆔 @solvaan
Forwarded from 🔷 مرتضی طوسی🔷 (Morteza)
ادبیات ملل🌍



#ادبیات_غرب
#اتریش🇦🇹



آنهایی که بهشت زندگی را
برایمان جهنم کرده اند....
مجبورند متقاعدمان کنند که
بهشت جای دیگری است!


#کارل_پوپر




🆔 @solvaan
تا دل دوستان به دست آری
بوستان پدر فروخته به
با بد اندیش هم نکویی کن
دهن سگ به لقمه دوخته به

#سعدی

@solvaan