#Delta_flights
دیروز و امروز بدلیل بروز مشکل در کامپیوترهای شرکت هواپیمایی دلتا (که یکی از بهترین خطوط هواپیمایی آمریکا محسوب می شود) 1300 پرواز کنسل شد. (رادیو NPR این رقم را 1500 پرواز ذکر کرد)...⬇️
دیروز و امروز بدلیل بروز مشکل در کامپیوترهای شرکت هواپیمایی دلتا (که یکی از بهترین خطوط هواپیمایی آمریکا محسوب می شود) 1300 پرواز کنسل شد. (رادیو NPR این رقم را 1500 پرواز ذکر کرد)...⬇️
اگر ماجرا در ایران بود چقدر خودمان را تحقیر می کردیم؟
دیروز و امروز بدلیل بروز مشکل در کامپیوتر های شرکت هواپیمایی دلتا (که یکی از بهترین خطوط هواپیمایی آمریکا محسوب می شود) هزار و سیصد پرواز کنسل شد. (رادیو ان. پی. آر آمار را 1500 پرواز ذکر کرد) چندین هزار مسافر در فرودگاههای آمریکا و خارج از آمریکا سرگردان شدند و شرکت دلتا در تلاش است تا این مشکل را حل و فصل کند. دلتا گفت که قطع برق در آتلانتا اتفاق افتاد و باعث از کار افتادن سیستم های کامپیوتری شد. این اتفاق مصادف شده با شلوغ ترین روزهای سفر در تابستان. اگر چنین اتفاقی در کشور ما رخ داده بود اکنون "سونامی خود تحقیری" فضای شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام و هرچه گرام و اَپ بود را پر کرده بود و فیس بوک پر شده بود از تصاویرِ مسافرانِ سرگردان در فرودگاه ها و انواع جملات مبنی بر "ناکارآمد" بودن مدیریت در این دیار و بی سامان بودن فرودگاههایمان و ... . جنس و نوع واکنش نشان دادن ها در شبکه های اجتماعی ایرانیان جای تأمل جدی دارد. اتفاقات بد و ناشایست در کشور به شکل سونامی واری دستگردان و همخوان می شوند و البته نه در قالبی از عبرت گیری که در فُرمی از یأس و ناله و تاسف بر احوال کشوری که در آنیم . اگر اتفاقات تلخ در کشورهای عراق و افغانستان رخ دهد، چندان موجی از تألم در شبکه های اجتماعی بر نمی خیزد و اگر سوء مدیریتی در ممالک راقیه و کشورهای پیشرفته پدید آید هم باز با سکوت از کنارش عبور می شود. اما امان از روزی که سوء مدیریت یا رخداد تلخی را در ایران زمین شاهد باشیم. مثنوی ها هفتاد من کاغذ می شود. ایمیل اظهار نظر مهندس ژاپنی مبنی بر بیخود بودن برج میلاد یا وجود ایراد در فلان سد، هزاران بار "فوروارد" می شود ، راجع به سگ کشی در شهرک صنعتی شیراز هزاران پیام تولید می شود و ... راستی چند پیام راجع به هزار و چندصد پرواز کنسلی در آمریکا به شما فوروارد شد؟
- - - - - - - - - - -ه
پ.ن. ذیلا چند لینک از خبر مذکور.
پ.ن.2 دلتا همه روزه از فرودگاه ناریتا توکیو به دیترویت پرواز دارد که در سال 2009 با این پرواز به آمریکا آمده و به ژاپن برگشتم. کیفیت خوب خدمات دهی و گستردگی پروازها از ویژگی های این ایرلاین است. بدیهی است که مقصود از این نوشتار نقد مدیریتِ آمریکایی یا دلتا یا ... نیست بلکه تاملی در کیفیتِ فضای شبکه های اجتماعی و مطالبِ "فورواردی"، لازم است. فورواردهایی توأم با انرژی های منفی.
پ.ن.جدید. در خصوصِ مطلب بالا یکی از دوستان اعتراضی برایم نوشته بودند که مگر خودت را غیر ایرانی می دانی که اینچنین نوشته ای؟ این یادداشت به عرضشان رسید:
صحبت از "فضای غالب" در یک رفتار اجتماعی بود و قصد تأمیم به همه نبوده و نیست. با سکوت عبور کردن از کنار انفجار بیمارستان پاکستان و با سکوت و ملایم گذشتن از ماجرای تلخ تظاهرات روشنایی کابل رو شاهدیم از یک سو . در سمت دیگه هم ایرانیان مقیم ممالک راقیه با سکوت برگزار می کنن اتفاقات ناشی از سوء مدیریت در اون کشور ها رو. یک شهر آمریکا (فیلینت) آب شرب اش ماه ها هست که آلوده شده و مردم بی آب اند. سرچی الان در وب بزنید ببینید چند ورق مطلب راجع بهش نوشته شده توسط چند میلیون ایرانی ای که در آمریکا زندگی می کنند؟ اما اگر فردا یک اتفاقِ سوء مدیریت/ اخلاق در کشور به بار بیاد. فرداش فضای فیس بوک رو ببینید. فیس بوکِ سکوت زده رو ببینید چه سونامی ماتمی درش به پا میشه. من خودم رو غیر ایرانی فرض نمی کنم اما از خواندن "ماتم نوشته" ها در باب اتفاقات داخلی ، و سکوت و بی تفاوتی در برابر اتفاقات بیرون این گربه متعجبم
#Delta_flights
#پروازهای_دلتا
@soslseghalam
دیروز و امروز بدلیل بروز مشکل در کامپیوتر های شرکت هواپیمایی دلتا (که یکی از بهترین خطوط هواپیمایی آمریکا محسوب می شود) هزار و سیصد پرواز کنسل شد. (رادیو ان. پی. آر آمار را 1500 پرواز ذکر کرد) چندین هزار مسافر در فرودگاههای آمریکا و خارج از آمریکا سرگردان شدند و شرکت دلتا در تلاش است تا این مشکل را حل و فصل کند. دلتا گفت که قطع برق در آتلانتا اتفاق افتاد و باعث از کار افتادن سیستم های کامپیوتری شد. این اتفاق مصادف شده با شلوغ ترین روزهای سفر در تابستان. اگر چنین اتفاقی در کشور ما رخ داده بود اکنون "سونامی خود تحقیری" فضای شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام و هرچه گرام و اَپ بود را پر کرده بود و فیس بوک پر شده بود از تصاویرِ مسافرانِ سرگردان در فرودگاه ها و انواع جملات مبنی بر "ناکارآمد" بودن مدیریت در این دیار و بی سامان بودن فرودگاههایمان و ... . جنس و نوع واکنش نشان دادن ها در شبکه های اجتماعی ایرانیان جای تأمل جدی دارد. اتفاقات بد و ناشایست در کشور به شکل سونامی واری دستگردان و همخوان می شوند و البته نه در قالبی از عبرت گیری که در فُرمی از یأس و ناله و تاسف بر احوال کشوری که در آنیم . اگر اتفاقات تلخ در کشورهای عراق و افغانستان رخ دهد، چندان موجی از تألم در شبکه های اجتماعی بر نمی خیزد و اگر سوء مدیریتی در ممالک راقیه و کشورهای پیشرفته پدید آید هم باز با سکوت از کنارش عبور می شود. اما امان از روزی که سوء مدیریت یا رخداد تلخی را در ایران زمین شاهد باشیم. مثنوی ها هفتاد من کاغذ می شود. ایمیل اظهار نظر مهندس ژاپنی مبنی بر بیخود بودن برج میلاد یا وجود ایراد در فلان سد، هزاران بار "فوروارد" می شود ، راجع به سگ کشی در شهرک صنعتی شیراز هزاران پیام تولید می شود و ... راستی چند پیام راجع به هزار و چندصد پرواز کنسلی در آمریکا به شما فوروارد شد؟
- - - - - - - - - - -ه
پ.ن. ذیلا چند لینک از خبر مذکور.
پ.ن.2 دلتا همه روزه از فرودگاه ناریتا توکیو به دیترویت پرواز دارد که در سال 2009 با این پرواز به آمریکا آمده و به ژاپن برگشتم. کیفیت خوب خدمات دهی و گستردگی پروازها از ویژگی های این ایرلاین است. بدیهی است که مقصود از این نوشتار نقد مدیریتِ آمریکایی یا دلتا یا ... نیست بلکه تاملی در کیفیتِ فضای شبکه های اجتماعی و مطالبِ "فورواردی"، لازم است. فورواردهایی توأم با انرژی های منفی.
پ.ن.جدید. در خصوصِ مطلب بالا یکی از دوستان اعتراضی برایم نوشته بودند که مگر خودت را غیر ایرانی می دانی که اینچنین نوشته ای؟ این یادداشت به عرضشان رسید:
صحبت از "فضای غالب" در یک رفتار اجتماعی بود و قصد تأمیم به همه نبوده و نیست. با سکوت عبور کردن از کنار انفجار بیمارستان پاکستان و با سکوت و ملایم گذشتن از ماجرای تلخ تظاهرات روشنایی کابل رو شاهدیم از یک سو . در سمت دیگه هم ایرانیان مقیم ممالک راقیه با سکوت برگزار می کنن اتفاقات ناشی از سوء مدیریت در اون کشور ها رو. یک شهر آمریکا (فیلینت) آب شرب اش ماه ها هست که آلوده شده و مردم بی آب اند. سرچی الان در وب بزنید ببینید چند ورق مطلب راجع بهش نوشته شده توسط چند میلیون ایرانی ای که در آمریکا زندگی می کنند؟ اما اگر فردا یک اتفاقِ سوء مدیریت/ اخلاق در کشور به بار بیاد. فرداش فضای فیس بوک رو ببینید. فیس بوکِ سکوت زده رو ببینید چه سونامی ماتمی درش به پا میشه. من خودم رو غیر ایرانی فرض نمی کنم اما از خواندن "ماتم نوشته" ها در باب اتفاقات داخلی ، و سکوت و بی تفاوتی در برابر اتفاقات بیرون این گربه متعجبم
#Delta_flights
#پروازهای_دلتا
@soslseghalam
فردی در خارج از ایران متولد شود و زندگی کند و در عین حال هزاران بیت به فارسی بسراید... حیرتی که با ما خواهد ماند...به مصداق "خون چو میجوشد مَنَش از شعری رنگی می دهم ( مولانا)". اقبال خود را ادامه ی مسیر مولانا می دانست و با نگاه حافظانه به هستی شدت مخالف بود.
*پ.ن. عکس را یکشنبه عصری که گذشت در مجاورت دریاچه Hawk island گرفتم.
Telegram.me/solseghalam
*پ.ن. عکس را یکشنبه عصری که گذشت در مجاورت دریاچه Hawk island گرفتم.
Telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
"یک وزارتخانه کار و موسیقی نواحی ایران"
جلال آل احمد در کتاب ارزیابی شتابزده صحبتی قریب به این مضمون دارد که: « گاه یک نفر یک تنه می تواند کاری کند که کل دم و دستگاه یک وزارتخانه و اداره کل و... در قالب های راکد و کُندِ اداری یشان نکرده باشند. یک نفر اگر که اهل تولید باشد گاه می تواند بقدر چند اداره ی کل محتوا تولید کند بی سر و صدا»... حال این شده مصداق کاری که جناب خان یک تنه برای موسیقی مقامی-نواحی ایران کرده این مدت. چند روز پیش لُری خواند چنان که دیدم یکی از دوستان اینجا تا چندساعت بعد همچنان از یوتیوب لری گوش می کرد. این بوشهری خواندنش دراین برنامه دیروز برای مرحوم پدر سام درخشانی، و اساسا هر آنچه که می خواند از نغمه ها و آواهای نواحی ایران چقدر به دل می نشیند ؛ آنهم با آن لهجه و گویش زیبای جنوبی. گویی بیش از دفترِ موسیقی یک وزارتخانه شناساند زیبایی این آواها را به مردمان ایران زمین.
موسیقی نواحی خراسان، بندری، لری، کردی ... و هرآنچه که این مدت خوانده زیبا بوده . دلنشین .
خداقوت و دست مریزاد. هِله
- - - - - -ه
پ.ن. لینک نغمه لری "سـیت بـیـارِم" که با همراهی کمانچه در برنامه چند روز پیش خواند، در ذیل.
پ.ن.2. تا پیش از سال 1350 موسیقیدانان ایرانی دو واژه ی عمومی برای این نوع موسیقی را بکار می بردند: " موسیقی محلی و موسیقی فولکلور". اما بعد از آن به این گونه ی موسیقی که به نغمه ها و سازها و نواهای مناطق ایران نظر دارد، موسیقی نواحی گفته می شود.
@solseghalam
جلال آل احمد در کتاب ارزیابی شتابزده صحبتی قریب به این مضمون دارد که: « گاه یک نفر یک تنه می تواند کاری کند که کل دم و دستگاه یک وزارتخانه و اداره کل و... در قالب های راکد و کُندِ اداری یشان نکرده باشند. یک نفر اگر که اهل تولید باشد گاه می تواند بقدر چند اداره ی کل محتوا تولید کند بی سر و صدا»... حال این شده مصداق کاری که جناب خان یک تنه برای موسیقی مقامی-نواحی ایران کرده این مدت. چند روز پیش لُری خواند چنان که دیدم یکی از دوستان اینجا تا چندساعت بعد همچنان از یوتیوب لری گوش می کرد. این بوشهری خواندنش دراین برنامه دیروز برای مرحوم پدر سام درخشانی، و اساسا هر آنچه که می خواند از نغمه ها و آواهای نواحی ایران چقدر به دل می نشیند ؛ آنهم با آن لهجه و گویش زیبای جنوبی. گویی بیش از دفترِ موسیقی یک وزارتخانه شناساند زیبایی این آواها را به مردمان ایران زمین.
موسیقی نواحی خراسان، بندری، لری، کردی ... و هرآنچه که این مدت خوانده زیبا بوده . دلنشین .
خداقوت و دست مریزاد. هِله
- - - - - -ه
پ.ن. لینک نغمه لری "سـیت بـیـارِم" که با همراهی کمانچه در برنامه چند روز پیش خواند، در ذیل.
پ.ن.2. تا پیش از سال 1350 موسیقیدانان ایرانی دو واژه ی عمومی برای این نوع موسیقی را بکار می بردند: " موسیقی محلی و موسیقی فولکلور". اما بعد از آن به این گونه ی موسیقی که به نغمه ها و سازها و نواهای مناطق ایران نظر دارد، موسیقی نواحی گفته می شود.
@solseghalam
"عشقِ قدیم شهریار و سکانسی زیبا از داستان یوسف"
در تصویر پردازیهای زیبا و سرشار از ظرافت داستان یوسف ، پرده ای تصویر شده که برادرانِ یوسف پس از دیدارِ نوبتِ دوم شان با یوسف، پیراهن او را به سمت مصر می برند بدین توصیه که یوسف گفته "اين پيراهن مرا ببريد اگر برچشمانِ نابینایِ یعقوب بنهید بینا می شود" (اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذَا ) . نکته ی شگفت این ماجرا (که البته همه ی اجزای این داستان شگفت است!) عصبانیت برادران است از لحظه ای که می شنوند یعقوب می گوید: "رایحه" و بوی یوسف را استشمام می کنم (لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُف) . در هنگامه ی قرارگیری در متنِ چنین معجزه ی بزرگی ، برادران، نه شگفت زده از اینکه یعقوب چگونه رایحه پیراهن یوسف استشمام می کند بلکه عصبانی بر پدر پیر و عشقِ قدیم اش ، می خروشند که : قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ . به خدا سوگند كه تو سخت در گمراهىِ ديرينِ خود هستى. ضَلالِ قدیم. برادران نادان و بی مهر، عشقِ قدیم و مهرِ دیرین را ، "ضَلالِ قدیم" خطاب می کنند.
در لطافت و برق ذهنِ شعرای کهن، هر جزئی از داستانِ مهرِ یوسف، تصویری زیبا در شهد کلام یافته ، اما این پرده را ببینیم که شهریار در بیان آتش عشق دوران جوانی اش (و به تعبیر خودش: ضَلالِ قدیم) از آن قطعه ی داستان و آن دو تعبیر، وام گرفته و چنین می سرآید که نشسته در اتاقی سرشار از حزن، می گوید: پنجره ها بگشائید که عطر محبوب می شنوم. و "هنوزم بر آن ضَلالِ قدیم! "
بخشی از این غزل:
اَشَمُّ رائِحَهَ یوسفی و کیفَ شَمیم
عجب! که باز نمی آیم از ضَلالِ قدیم
اسیرِ بیتِ حزن، گو دریچه ها بُگشای
اَشَمُّ رائِحَهَ یوسفی و کیفَ شَمیم*
- - - - - - - -ه
* استشمام می کنم رایحه ی یوسفم را و عجب عطری ست.
پ.ن. بیت آخر غزل انصافا برحق است:
به شهریاریِ مُلکِ سخن برندم نام
برایِ خاطرِ لطفِ کلام و طبعِ سلیم
Telegram.me/solseghalam
در تصویر پردازیهای زیبا و سرشار از ظرافت داستان یوسف ، پرده ای تصویر شده که برادرانِ یوسف پس از دیدارِ نوبتِ دوم شان با یوسف، پیراهن او را به سمت مصر می برند بدین توصیه که یوسف گفته "اين پيراهن مرا ببريد اگر برچشمانِ نابینایِ یعقوب بنهید بینا می شود" (اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذَا ) . نکته ی شگفت این ماجرا (که البته همه ی اجزای این داستان شگفت است!) عصبانیت برادران است از لحظه ای که می شنوند یعقوب می گوید: "رایحه" و بوی یوسف را استشمام می کنم (لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُف) . در هنگامه ی قرارگیری در متنِ چنین معجزه ی بزرگی ، برادران، نه شگفت زده از اینکه یعقوب چگونه رایحه پیراهن یوسف استشمام می کند بلکه عصبانی بر پدر پیر و عشقِ قدیم اش ، می خروشند که : قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلَالِكَ الْقَدِيمِ . به خدا سوگند كه تو سخت در گمراهىِ ديرينِ خود هستى. ضَلالِ قدیم. برادران نادان و بی مهر، عشقِ قدیم و مهرِ دیرین را ، "ضَلالِ قدیم" خطاب می کنند.
در لطافت و برق ذهنِ شعرای کهن، هر جزئی از داستانِ مهرِ یوسف، تصویری زیبا در شهد کلام یافته ، اما این پرده را ببینیم که شهریار در بیان آتش عشق دوران جوانی اش (و به تعبیر خودش: ضَلالِ قدیم) از آن قطعه ی داستان و آن دو تعبیر، وام گرفته و چنین می سرآید که نشسته در اتاقی سرشار از حزن، می گوید: پنجره ها بگشائید که عطر محبوب می شنوم. و "هنوزم بر آن ضَلالِ قدیم! "
بخشی از این غزل:
اَشَمُّ رائِحَهَ یوسفی و کیفَ شَمیم
عجب! که باز نمی آیم از ضَلالِ قدیم
اسیرِ بیتِ حزن، گو دریچه ها بُگشای
اَشَمُّ رائِحَهَ یوسفی و کیفَ شَمیم*
- - - - - - - -ه
* استشمام می کنم رایحه ی یوسفم را و عجب عطری ست.
پ.ن. بیت آخر غزل انصافا برحق است:
به شهریاریِ مُلکِ سخن برندم نام
برایِ خاطرِ لطفِ کلام و طبعِ سلیم
Telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
ارزیابی شتابزده
در اتوبوس نشسته ام در اتوبوسِ مسیر شیکاگو به میشیگان. مسیری حدوداً پنج ساعته با توقف هایش در شهرهای بین راه . ابتدای مسیر، ترافیک عصرگاهی شهر شیکاگو که هیچ کم از عصرهای تهران ندارد حرکت را شدیدا کند می کند. مسیر بزرگراه ها بسته است و تا خروج از شهر چهل و…
در ادامه ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه ها و سازه های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه ها در نقاط مختلف کشور را با هم مرور خواهیم کرد. جالب اینکه در هفته ی گذشته، هم ترامپ و هم هیلاری در سخنرانی هایشان اشاره صریحی داشتند به اینکه پول ویژه ای باید اختصاص داده بشود برای بازسازی و نوسازی infrastructure ها در کشور. این یکی از محورهای برنامه های اقتصادی هردو بود. شاید نگاهی به وضعیت اسفناک فعلی فراسازه ها بهترین گواه باشد بر آمریکای گذشته و آمریکای امروز. زمانی انفجاری از ثروت منجر به ساخت و سازهای حیرت آور و گسترده شده، ولی امروز حتی برای نگهداری مناسب این سازه ها (که اموال و سرمایه های شهری هستند) پولی نیست. باتوجه به اینکه در نوبت های قبل راجع به شیکاگو صحبت کردیم، سری به وضعیت شهری نیویورک بزنیم. تصویر زیر در منهتن ، تیر فولادی یک پل در محل تقاطع خیابان 45 شرقی (E 45th St) با خیابان وندربیلت ( Vanderbilt Ave) است. نمونه این پل (بزرگراه یا قطار) را در نقاط مختلف منهتن به تعدد می توان مشاهده نمود. برای اطمینان دوستان مجددا تصاویر گوگل مپ از محل و زیر عرشه پل هم در ادامه قرار گرفته است 👇⬇️⬇️
@solseghalam
@solseghalam
ارزیابی شتابزده
در ادامه ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه ها و سازه های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه ها در نقاط مختلف کشور را با هم مرور خواهیم کرد. جالب اینکه در هفته ی گذشته، هم ترامپ و هم هیلاری در سخنرانی هایشان اشاره صریحی داشتند به اینکه پول ویژه ای باید…
وضعیت تیر فولادی پلی که در محل تقاطع خیابان 45 شرقی (E 45th St) با خیابان واندربیلت ( Vanderbilt Ave) منهتن است. نمونه این پل (بزرگراه یا قطار) را در نقاط مختلف نیویورک به تعدد می توان مشاهده کرد.
ارزیابی شتابزده
در ادامه ی این بحث پوسیدگی و فرسودگی فراسازه ها و سازه های زیربنایی در آمریکا، نمونه برخی از سازه ها در نقاط مختلف کشور را با هم مرور خواهیم کرد. جالب اینکه در هفته ی گذشته، هم ترامپ و هم هیلاری در سخنرانی هایشان اشاره صریحی داشتند به اینکه پول ویژه ای باید…
تصویر گوگل مپ در جهت این پل از مجاورت ساختمان مجلّل Fred French . ساختمانی که هنوز معماری فاخر و زیبایش نشان ثروت سازندگانش است در نیویورک چند دهه قبل.
@solseghalam
@solseghalam
"آنگاه که زمین لرزان است"
Its really an impressive issue that in Japanese history, architectes were familiar with the concept of seismic design and energy dissipation. In Kyoto and Nara perfecture, there are wooden structures which could sustaine several earthquakes during centuries. Application of semi-rigid beam-to-column connections was the key. Admirable!
یکی از موضوعات بسیار جالب در تاریخ ژاپن باستان ، آشنایی معماران زِبردست با مفهوم طرح لرزه ای و جذب انرژی (energy dissipation) در سازه ها بوده است. اینکه برخی بناهایِ چوبی از پسِ گذرِ سالها و قرن ها و عبورِ صدها یا هزاران زمین لرزه همچنان دلبرانه و زیبا ، استوار بر زمینِ لرزان باقی مانده اند، ریشه در این دانشِ کهن دارد. رمز و فوت کوزه گری کار ، استفاده ی اساتید معمار از اتصالات تیر-به-ستونِ نیمه گیر دار (به زبان ساده: دارای لقّی) بوده است. قطعات چوب را به یکدیگر "چفت" نمی کرده اند و تا حد امکان از "بست" استفاده نمی شده است چرا که زمین لرزان است و سازه نباید "صلب" باشد. شکل پذیری ، رمزِ باقیماندن در برابر زلزله است. نارا ، (یا شیرازِ ژاپن) ، جایی است که باید کلاه از سر برداشت در دیدار تلفیقِ تاریخ و هنر و مهندسی. بناهایِ چوبی شهر نارا، جلوه های هوش و هنر بشر است در جزیره ای لرزان که زمانی به سختی و مرارت ، فن آوریِ ساختمانهای چندطبقه را از برادر بزرگش ، چین ، آموخته بوده، لیکن مجبور بوده برای احوالِ سرزمینِ لرزه خیزِ ژاپن، به کارش بندد.
تصویر زیر : ⬇️⬇️
معبد هوریو-جی، بزرگترین سازه چوبی باستانی دنیا در شهر نارا
Hōryū-ji in Nara prefecture is the world's oldest wooden structure.
Telegram.me/solseghalam
Its really an impressive issue that in Japanese history, architectes were familiar with the concept of seismic design and energy dissipation. In Kyoto and Nara perfecture, there are wooden structures which could sustaine several earthquakes during centuries. Application of semi-rigid beam-to-column connections was the key. Admirable!
یکی از موضوعات بسیار جالب در تاریخ ژاپن باستان ، آشنایی معماران زِبردست با مفهوم طرح لرزه ای و جذب انرژی (energy dissipation) در سازه ها بوده است. اینکه برخی بناهایِ چوبی از پسِ گذرِ سالها و قرن ها و عبورِ صدها یا هزاران زمین لرزه همچنان دلبرانه و زیبا ، استوار بر زمینِ لرزان باقی مانده اند، ریشه در این دانشِ کهن دارد. رمز و فوت کوزه گری کار ، استفاده ی اساتید معمار از اتصالات تیر-به-ستونِ نیمه گیر دار (به زبان ساده: دارای لقّی) بوده است. قطعات چوب را به یکدیگر "چفت" نمی کرده اند و تا حد امکان از "بست" استفاده نمی شده است چرا که زمین لرزان است و سازه نباید "صلب" باشد. شکل پذیری ، رمزِ باقیماندن در برابر زلزله است. نارا ، (یا شیرازِ ژاپن) ، جایی است که باید کلاه از سر برداشت در دیدار تلفیقِ تاریخ و هنر و مهندسی. بناهایِ چوبی شهر نارا، جلوه های هوش و هنر بشر است در جزیره ای لرزان که زمانی به سختی و مرارت ، فن آوریِ ساختمانهای چندطبقه را از برادر بزرگش ، چین ، آموخته بوده، لیکن مجبور بوده برای احوالِ سرزمینِ لرزه خیزِ ژاپن، به کارش بندد.
تصویر زیر : ⬇️⬇️
معبد هوریو-جی، بزرگترین سازه چوبی باستانی دنیا در شهر نارا
Hōryū-ji in Nara prefecture is the world's oldest wooden structure.
Telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
معبد هوریو-جی، بزرگترین سازه چوبی باستانی دنیا در شهر نارا
Hōryū-ji in Nara prefecture is the world's oldest wooden structure.
@solseghalam
Hōryū-ji in Nara prefecture is the world's oldest wooden structure.
@solseghalam