This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازهم آتش سوزی در دبی
🔹 دیروز (سیزدهم فروردین) ساختمان 60 طبقۀ Fountain Views complex در شرایطی در آتش سوخت که شب اول ژانویه 2015 برج آدرس در نزدیکی آن، دچار آتش سوزی شده بود.
@solseghalam
🔹 دیروز (سیزدهم فروردین) ساختمان 60 طبقۀ Fountain Views complex در شرایطی در آتش سوخت که شب اول ژانویه 2015 برج آدرس در نزدیکی آن، دچار آتش سوزی شده بود.
@solseghalam
احمد آرام و کتاب روح ملّتها
🔷14 فروردین ماه سالروز مرگ احمد آرام است. یکی از پرکار ترین مترجمان و نویسندگان دوران معاصر. ذیلا "خلاصه" یکی از بهترین ترجمه هایش، "#کتاب_روح_ملتها"، را با هم ببینیم.
اقامت در ژاپن و مشاهده تفاوتهای جدی بین سبک زندگی ژاپنی با سبک زندگی غربی، باعث شکل گیری سوالات بسیاری شده بود که یکی از دوستانِ عزیز، کتاب روح ملّتها نوشته #آندره_زیگفرید را ارسال کرد. مرحوم #احمد_آرام ، کار ترجمه این متن ارزشمند را انجام داده ، اما با چه هنرمندی و استادی قابل ستایشی. آرام در کار ترجمه هایش ضمن پایبندی به نسخه اصلی ، با چنان متن روان و واژه گزینی هنرمندانه ای نوشتارهای خود را تنظیم می نموده که سلالت متنِ آرام برای خواننده همواره لذت بخش است . با توجه به تجربه ناچیزی که در وادی ترجمه دارم بارها در طول مطالعه کتاب به روح این استاد بزرگ سلام فرستادم. براستی نقش ترجمه ی خوب، در انتقال یافته هایِ علمی دیگر ملتها نقشی اساسی و بسیار مهم است که امروز جای خالی امثال استاد احمد آرام را بسیار حس می نمائیم.
خلاصه کتاب :
🔷کتاب روح ملّتها
❇️این کتاب پرمغز را زیگفرید استاد علوم سياسي واقتصاددان فرانسوي ،در خصوص تفاوتها و ویژگیهای ملتهای - یا به تعبیر بهتر کشورهای - تاثیرگذار در سرنوشت قرن بیستم نگاشته است.
کلمه "روح ملّتها" را بدان جهت انتخاب کرده که منظور از "روح" را، روحیه، مغز، منشأ و ساختمان باطنی ملتها گرفته . یعنی آن چیزی که ریشه و مبنای همه اعمال و احوال آنهاست. جوهره یا ماهیت اخلاق و محتوای یک کشور.
❇️با وجود گذشت سالیان نسبتاً زیاد از تنظیم کتاب، لیکن دیدگاههای زیگفرید در تحلیل ریشه های چگونه بودن ملّتها انصافاً عمیق و متاثر از اطلاعات گسترده و جامع نگری این نویسنده فرانسوی است. پیش از اینکه راجع به کتاب صحبت کنیم خوب است نگاهی داشته باشیم به عناوین فصلهای کتاب :
فصل اول: چهرۀ جهان جدید
فصل دوم: واقع بینیِ لاتینی
فصل سوم: هوشمندی و ابتکارِ فرانسوی
فصل چهارم: سرسختی انگلیسی
فصل پنجم: حس انضباط آلمانی
فصل ششم: صوفی مَنشیِ روسی
فصل هفتم: بالندگی آمریکایی
فصل آخر: نتیجه ،تعریف و سرنوشت تمدن غربی
ضمیه کتاب (نوشته مهندس بازرگان) : روحیّه ایرانی
*******
❇️۱- نویسنده کتاب، زیگفرید، خود یک فرانسوی است و فرانسوی ها اساساً حس تعصب وطنی شدیدی دارند که گاهی به خودستایی زننده ای منجر می شود. اما نه تنها با بیطرفی نسبی به تحلیل روحیات و ویژگیهای ملل مختلف پرداخته ، بلکه زیباترین فصل کتاب شاید فصلی است که درخصوص ذکر ویژگیهای مردم انگلستان ، به وادی مقایسه بین روحیات انگلیسی و فرانسوی می رود.
❇️۲- در انتهای کتاب مهندس بازرگان ضمیمه ای تحت عنوان روحیّه ایرانی اضافه کرده و به تحلیل ریشه های مسائل موجود در جامعه ایرانی پرداخته است.
❇️۳- زیگفرید بحث نژاد و ژن را در ابتدای هر فصل به شکل ظریفی مطرح کرده است. بحث نژاد و در واقع بحث ژن را بسیار اساسی می داند٬ لیکن بلافاصله از آن عبور کرده و در دومین بحث به تاثیرات آب و هوا در شکل گیری خلقیات ملل سرزمینهای مورد بحثش می پردازد. بحث موقعیت جغرافیایی و حتی تاثیر" بادهایی" که به یک سرزمین می وزد را در شکل گیری "خلقیات" مردم آن سرزمین بسیار تعیین کننده می داند.
در تحلیل ژن و نژاد یکی از تعابیری که زیاد استفاده می کند اینکه: فلان کشور دارای نژاد کهن یا پیر است و فلان ملت نژادش هنوز جوان است.
❇️۴- یکی از زیباترین فصول کتاب مربوط به تحلیل نویسنده در خصوص "انگلیسی ها"ست. انگلستان و نقش و جایگاه آن در تمدن چند قرن اخیر دنیا را بسیار ظریف بررسی نموده . زیگفروید می نویسد: یکی از اساتید درس تاریخ در کلاسهایش در خصوص تاریخ انگستان در اولین جلسه می گفت : «انگلستان ، یک "جزیره" است... ، خوب حالا شما هم به اندازه من درباره انگستان می دانید!». درواقع درک ما از مفهوم جزیره بودن این کشور در شناخت آن بسیار تاثیرگذار است.
کشوری با تنها ۳۲۰هزار کیلومتر مربع ( مقایسه کنیم با ایران خودمان ۱میلیون و ۶۴۰ هزار کیلومتر مربع!) بی هیچ اتصالی به خشکی و جدا مانده از اروپا در میان اقیانوس، چنان تاثیری در سرنوشت بشریت داشت که زمانی یکی از زمامداران بریتانیایی گفت : «پهناوری مستعمره های ما چنان است که هیچ وقت خورشید در مستعمره های بریتانیای کبیر غروب نمی کند... از مشرق کره زمین تا مغرب آن مستعمرات ما گستره است» . چرا چنین است ؟
زیگفرید در پاسخ این سوال "هوش انگلیسی" را تحلیل می کند و به عنوان یک فرانسوی کاملاً با حسرت در این خصوص سخن می گوید. مثالی که در این بحث می آورد اینکه: در تفاوت باهوش تر بودن انگلیس ها همین که آنها موفق بوده اند که در دوره های مختلف، ایجاد تغییرات و پیشرفت در کشورشان را با جریان ملایمی از اصلاحات به سامان برسانند. لذا...👇
[بخش دوم این یادداشت در پایین⬇️👇]
@solseghalam
🔷14 فروردین ماه سالروز مرگ احمد آرام است. یکی از پرکار ترین مترجمان و نویسندگان دوران معاصر. ذیلا "خلاصه" یکی از بهترین ترجمه هایش، "#کتاب_روح_ملتها"، را با هم ببینیم.
اقامت در ژاپن و مشاهده تفاوتهای جدی بین سبک زندگی ژاپنی با سبک زندگی غربی، باعث شکل گیری سوالات بسیاری شده بود که یکی از دوستانِ عزیز، کتاب روح ملّتها نوشته #آندره_زیگفرید را ارسال کرد. مرحوم #احمد_آرام ، کار ترجمه این متن ارزشمند را انجام داده ، اما با چه هنرمندی و استادی قابل ستایشی. آرام در کار ترجمه هایش ضمن پایبندی به نسخه اصلی ، با چنان متن روان و واژه گزینی هنرمندانه ای نوشتارهای خود را تنظیم می نموده که سلالت متنِ آرام برای خواننده همواره لذت بخش است . با توجه به تجربه ناچیزی که در وادی ترجمه دارم بارها در طول مطالعه کتاب به روح این استاد بزرگ سلام فرستادم. براستی نقش ترجمه ی خوب، در انتقال یافته هایِ علمی دیگر ملتها نقشی اساسی و بسیار مهم است که امروز جای خالی امثال استاد احمد آرام را بسیار حس می نمائیم.
خلاصه کتاب :
🔷کتاب روح ملّتها
❇️این کتاب پرمغز را زیگفرید استاد علوم سياسي واقتصاددان فرانسوي ،در خصوص تفاوتها و ویژگیهای ملتهای - یا به تعبیر بهتر کشورهای - تاثیرگذار در سرنوشت قرن بیستم نگاشته است.
کلمه "روح ملّتها" را بدان جهت انتخاب کرده که منظور از "روح" را، روحیه، مغز، منشأ و ساختمان باطنی ملتها گرفته . یعنی آن چیزی که ریشه و مبنای همه اعمال و احوال آنهاست. جوهره یا ماهیت اخلاق و محتوای یک کشور.
❇️با وجود گذشت سالیان نسبتاً زیاد از تنظیم کتاب، لیکن دیدگاههای زیگفرید در تحلیل ریشه های چگونه بودن ملّتها انصافاً عمیق و متاثر از اطلاعات گسترده و جامع نگری این نویسنده فرانسوی است. پیش از اینکه راجع به کتاب صحبت کنیم خوب است نگاهی داشته باشیم به عناوین فصلهای کتاب :
فصل اول: چهرۀ جهان جدید
فصل دوم: واقع بینیِ لاتینی
فصل سوم: هوشمندی و ابتکارِ فرانسوی
فصل چهارم: سرسختی انگلیسی
فصل پنجم: حس انضباط آلمانی
فصل ششم: صوفی مَنشیِ روسی
فصل هفتم: بالندگی آمریکایی
فصل آخر: نتیجه ،تعریف و سرنوشت تمدن غربی
ضمیه کتاب (نوشته مهندس بازرگان) : روحیّه ایرانی
*******
❇️۱- نویسنده کتاب، زیگفرید، خود یک فرانسوی است و فرانسوی ها اساساً حس تعصب وطنی شدیدی دارند که گاهی به خودستایی زننده ای منجر می شود. اما نه تنها با بیطرفی نسبی به تحلیل روحیات و ویژگیهای ملل مختلف پرداخته ، بلکه زیباترین فصل کتاب شاید فصلی است که درخصوص ذکر ویژگیهای مردم انگلستان ، به وادی مقایسه بین روحیات انگلیسی و فرانسوی می رود.
❇️۲- در انتهای کتاب مهندس بازرگان ضمیمه ای تحت عنوان روحیّه ایرانی اضافه کرده و به تحلیل ریشه های مسائل موجود در جامعه ایرانی پرداخته است.
❇️۳- زیگفرید بحث نژاد و ژن را در ابتدای هر فصل به شکل ظریفی مطرح کرده است. بحث نژاد و در واقع بحث ژن را بسیار اساسی می داند٬ لیکن بلافاصله از آن عبور کرده و در دومین بحث به تاثیرات آب و هوا در شکل گیری خلقیات ملل سرزمینهای مورد بحثش می پردازد. بحث موقعیت جغرافیایی و حتی تاثیر" بادهایی" که به یک سرزمین می وزد را در شکل گیری "خلقیات" مردم آن سرزمین بسیار تعیین کننده می داند.
در تحلیل ژن و نژاد یکی از تعابیری که زیاد استفاده می کند اینکه: فلان کشور دارای نژاد کهن یا پیر است و فلان ملت نژادش هنوز جوان است.
❇️۴- یکی از زیباترین فصول کتاب مربوط به تحلیل نویسنده در خصوص "انگلیسی ها"ست. انگلستان و نقش و جایگاه آن در تمدن چند قرن اخیر دنیا را بسیار ظریف بررسی نموده . زیگفروید می نویسد: یکی از اساتید درس تاریخ در کلاسهایش در خصوص تاریخ انگستان در اولین جلسه می گفت : «انگلستان ، یک "جزیره" است... ، خوب حالا شما هم به اندازه من درباره انگستان می دانید!». درواقع درک ما از مفهوم جزیره بودن این کشور در شناخت آن بسیار تاثیرگذار است.
کشوری با تنها ۳۲۰هزار کیلومتر مربع ( مقایسه کنیم با ایران خودمان ۱میلیون و ۶۴۰ هزار کیلومتر مربع!) بی هیچ اتصالی به خشکی و جدا مانده از اروپا در میان اقیانوس، چنان تاثیری در سرنوشت بشریت داشت که زمانی یکی از زمامداران بریتانیایی گفت : «پهناوری مستعمره های ما چنان است که هیچ وقت خورشید در مستعمره های بریتانیای کبیر غروب نمی کند... از مشرق کره زمین تا مغرب آن مستعمرات ما گستره است» . چرا چنین است ؟
زیگفرید در پاسخ این سوال "هوش انگلیسی" را تحلیل می کند و به عنوان یک فرانسوی کاملاً با حسرت در این خصوص سخن می گوید. مثالی که در این بحث می آورد اینکه: در تفاوت باهوش تر بودن انگلیس ها همین که آنها موفق بوده اند که در دوره های مختلف، ایجاد تغییرات و پیشرفت در کشورشان را با جریان ملایمی از اصلاحات به سامان برسانند. لذا...👇
[بخش دوم این یادداشت در پایین⬇️👇]
@solseghalam
[ادامه یادداشت مربوط به #احمد_آرام از بالا👆]
👆...لذا هنوز حتی پادشاهشان را حفظ کرده اند و همزمان تمام ساختارهایِ مدنیِ جدید را هم پیاده کرده اند . ولی ما فرانسویان همیشه در مواقعِ تصمیم به ایجاد تغییر ، در کشورمان ناچار به انجام انقلاب های متعدّد و «واکنشهای شدید»ی چون"انقلاب کبیر فرانسه" شده ایم.(!)
بحث دیگری که در مقایسه انگلیس و فرانسه دارد اینکه "جزیره بودن انگلیس" باعث شده تا نژاد در این کشور جوان باشد. یعنی سابقه و مدرکی بیش ازحدود هزار سال از انگلیسیها در تاریخ نداریم . برخلاف فرانسه که سابقه ای دوهزارساله دارد و نژاد کهنه شده است. لذا در انگلستان هیچ چیز بیشتر از توپ بازی افراد را خوشحال نمی کند. انگلیسی، هر وقت که کار دیگری نداشته باشد به توپ زدن می پردازد. توپ بازی اعم از توپ گلف، توپ تنیس ، توپ پولو یا ... ٬ هر چیزی که به شکلی به توپ مرتبط شود! در حالی که شهروند فرانسوی را ادبیات، هنر ، موسیقی یا گفتگو با دیگران است که سیراب می کند.
❇️۵ - در بحث آلمان، پس از اشاره به جغرافیای آلمان و وجود سه نژاد مختلف ژرمن ، آلپی و اسلاو و سابقه هر یک می گوید : هیچ ملتی نیست که بیش از ملت آلمان دم از نژاد خویش زده باشد ( به رغم عدم وجود وحدت نژاد! ). در این فصل سه نکته جالب توجه است : یکی بحث علل وجود حس نظم در فرد آلمانی ، دوم نگرانی شدید نویسنده ازسقوط اخلاق در این کشور و سوم تاریخچه حضور عمیق یهودیان در آلمان و اشاره به علت کشتار آنها در جریان جنگ جهانی .
❇️ ۶- در بحث آمریکا تحلیل های دقیقی از مراحل و «امواج مختلف مهاجرت» به آمریکا ارائه می دهد . ولی در ابتدای بحث می گوید: اساساً در بحث مقایسه آمریکا با کشورهایی مثل فرانسه، آلمان، انگلیس و... باید معنی کلمه «قارّه» را خوب فهمید و به این مطلب توجه داشت که مقایسه این کشورها با آمریکا مقایسه صحیحی نیست . چرا که عظمتِ طبیعت در آمریکا باید یکی از مهمترین مسائلی باشد که مطمح نظر ما قرار گیرد. مثالی که زیگفرید در این باب می آورد جالب توجه است: "برای ما اروپائیان تسخیر زمین و مستعمره کردن یک سرزمین کاملا مفهوم روشنی دارد (!) ٬ امّا آمریکائیان هرگز بر سَرِ زمین و تسلط اراضی نزاع نمی کنند چه هر اندازه زمین که بخواهند در اختیار دارند. لذا آنان بیشتر به تسلّطِ مالی و صنعتی و تجاری می اندیشند."
یکی دیگر از نکات مورد اشاره در خصوص آمریکا، بحث نژاد است و اینکه در آمریکا به دلیل امتزاجِ نژادهایِ ملل مختلف، هنوز "تثبیت نژاد" صورت نپذیرفته و نژاد همچنان در حالِ جوشش و تکامل است. در واقع هنوز چیزی به عنوان "نژاد آمریکایی" وجود ندارد.
***********
🔵مجال تنگ تلگرام اجازه بیشتر همخوان نمودن این ترجمه زیبای #احمد_آرام را نمی دهد. اما این بحثِ تفاوت ها، گویی سؤالات همراه و هر روزه است. اینکه اساساً بدانیم در کجای تاریخ ایستاده ایم و به کدام سمت و سو در حرکتیم و حرکت ما الهام گرفته از کدامین الگوهاست و اینکه چه میزان در "الگوی" فرهنگی و توسعه ای که اتخاذ کرده ایم دخل و تصرف آگاهانه نموده ایم ، اینها همه سؤالاتی است که در خواندن اندیشه های امثال زیگفرید و دیدن رفتارِ مردم کشورهای مختلف از ذهن عبور می کند. قرن گذشته با شتاب خاصی از توسعه برای برخی کشورها طی شده، و آیا ما مطالعۀ عمیقی در چگونگیِ الگوهای آنها و تطوّر احوالشان نموده ایم؟ اینکه آیا طرحِ مشخص و دقیقی در حوزه های گوناگون طرح ریزی کرده ایم یا اینکه با الهام گیری از یک شمای کلی در حرکتیم؟ آیا مطالعات عمیقی در احوالِ مسیرهای طی شده کشورهایِ مذکور داشته ایم و آیا سره آنها را از ناسره جدا کرده ایم ؟ طرحِ ما برای حوزۀ آموزش عالی یا آموزش و پرورش بیشتر به مسیرِ کدام یک از این کشورها نزدیک است؟ آیا می توان گفت که می توانیم دستاوردهای تجارب بشری را نا دیده، خود "طرحی نو" به تعبیر حافظ دراندازیم؟ کلّا.
🔵اکنون پس از گذشت سالها از تحلیل های زیگفرید، "بررسی روح ملّتها" نگاهِ نو و جديدی را طلب مينمايد امّا امروز بیشتر مشتاقم تا بیش از شناختن دیگران، خود را بشناسم و بدانم در کدامین راه و بر کدامین مدار در حرکتم؟ شاخصه های حرکت امروز جامعۀ من چیست؟ مولوی عزیز با بیان هنرمندانه خود ابیات کنایه آمیزی دارد که گاهی بر ذهن خطور می کند که نکند که شرح احوال ما باشد
هر کسی رويی به سويی برده اند
وين عزيزان رو به بی سو کرده اند
هر کبوتر می پَرد زی جانبی
وين کبوتر جانب ِ بی جانبی
هر عقابی می پرد از جا به جا
وين عقابان راست بی جايی سرا
ما نَه مرغانِ هوا ، نِی خانگی
دانۀ ما دانۀ بی دانگی
#کتاب #خلاصه_کتاب #روح_ملتها
https://telegram.me/solseghalam
👆...لذا هنوز حتی پادشاهشان را حفظ کرده اند و همزمان تمام ساختارهایِ مدنیِ جدید را هم پیاده کرده اند . ولی ما فرانسویان همیشه در مواقعِ تصمیم به ایجاد تغییر ، در کشورمان ناچار به انجام انقلاب های متعدّد و «واکنشهای شدید»ی چون"انقلاب کبیر فرانسه" شده ایم.(!)
بحث دیگری که در مقایسه انگلیس و فرانسه دارد اینکه "جزیره بودن انگلیس" باعث شده تا نژاد در این کشور جوان باشد. یعنی سابقه و مدرکی بیش ازحدود هزار سال از انگلیسیها در تاریخ نداریم . برخلاف فرانسه که سابقه ای دوهزارساله دارد و نژاد کهنه شده است. لذا در انگلستان هیچ چیز بیشتر از توپ بازی افراد را خوشحال نمی کند. انگلیسی، هر وقت که کار دیگری نداشته باشد به توپ زدن می پردازد. توپ بازی اعم از توپ گلف، توپ تنیس ، توپ پولو یا ... ٬ هر چیزی که به شکلی به توپ مرتبط شود! در حالی که شهروند فرانسوی را ادبیات، هنر ، موسیقی یا گفتگو با دیگران است که سیراب می کند.
❇️۵ - در بحث آلمان، پس از اشاره به جغرافیای آلمان و وجود سه نژاد مختلف ژرمن ، آلپی و اسلاو و سابقه هر یک می گوید : هیچ ملتی نیست که بیش از ملت آلمان دم از نژاد خویش زده باشد ( به رغم عدم وجود وحدت نژاد! ). در این فصل سه نکته جالب توجه است : یکی بحث علل وجود حس نظم در فرد آلمانی ، دوم نگرانی شدید نویسنده ازسقوط اخلاق در این کشور و سوم تاریخچه حضور عمیق یهودیان در آلمان و اشاره به علت کشتار آنها در جریان جنگ جهانی .
❇️ ۶- در بحث آمریکا تحلیل های دقیقی از مراحل و «امواج مختلف مهاجرت» به آمریکا ارائه می دهد . ولی در ابتدای بحث می گوید: اساساً در بحث مقایسه آمریکا با کشورهایی مثل فرانسه، آلمان، انگلیس و... باید معنی کلمه «قارّه» را خوب فهمید و به این مطلب توجه داشت که مقایسه این کشورها با آمریکا مقایسه صحیحی نیست . چرا که عظمتِ طبیعت در آمریکا باید یکی از مهمترین مسائلی باشد که مطمح نظر ما قرار گیرد. مثالی که زیگفرید در این باب می آورد جالب توجه است: "برای ما اروپائیان تسخیر زمین و مستعمره کردن یک سرزمین کاملا مفهوم روشنی دارد (!) ٬ امّا آمریکائیان هرگز بر سَرِ زمین و تسلط اراضی نزاع نمی کنند چه هر اندازه زمین که بخواهند در اختیار دارند. لذا آنان بیشتر به تسلّطِ مالی و صنعتی و تجاری می اندیشند."
یکی دیگر از نکات مورد اشاره در خصوص آمریکا، بحث نژاد است و اینکه در آمریکا به دلیل امتزاجِ نژادهایِ ملل مختلف، هنوز "تثبیت نژاد" صورت نپذیرفته و نژاد همچنان در حالِ جوشش و تکامل است. در واقع هنوز چیزی به عنوان "نژاد آمریکایی" وجود ندارد.
***********
🔵مجال تنگ تلگرام اجازه بیشتر همخوان نمودن این ترجمه زیبای #احمد_آرام را نمی دهد. اما این بحثِ تفاوت ها، گویی سؤالات همراه و هر روزه است. اینکه اساساً بدانیم در کجای تاریخ ایستاده ایم و به کدام سمت و سو در حرکتیم و حرکت ما الهام گرفته از کدامین الگوهاست و اینکه چه میزان در "الگوی" فرهنگی و توسعه ای که اتخاذ کرده ایم دخل و تصرف آگاهانه نموده ایم ، اینها همه سؤالاتی است که در خواندن اندیشه های امثال زیگفرید و دیدن رفتارِ مردم کشورهای مختلف از ذهن عبور می کند. قرن گذشته با شتاب خاصی از توسعه برای برخی کشورها طی شده، و آیا ما مطالعۀ عمیقی در چگونگیِ الگوهای آنها و تطوّر احوالشان نموده ایم؟ اینکه آیا طرحِ مشخص و دقیقی در حوزه های گوناگون طرح ریزی کرده ایم یا اینکه با الهام گیری از یک شمای کلی در حرکتیم؟ آیا مطالعات عمیقی در احوالِ مسیرهای طی شده کشورهایِ مذکور داشته ایم و آیا سره آنها را از ناسره جدا کرده ایم ؟ طرحِ ما برای حوزۀ آموزش عالی یا آموزش و پرورش بیشتر به مسیرِ کدام یک از این کشورها نزدیک است؟ آیا می توان گفت که می توانیم دستاوردهای تجارب بشری را نا دیده، خود "طرحی نو" به تعبیر حافظ دراندازیم؟ کلّا.
🔵اکنون پس از گذشت سالها از تحلیل های زیگفرید، "بررسی روح ملّتها" نگاهِ نو و جديدی را طلب مينمايد امّا امروز بیشتر مشتاقم تا بیش از شناختن دیگران، خود را بشناسم و بدانم در کدامین راه و بر کدامین مدار در حرکتم؟ شاخصه های حرکت امروز جامعۀ من چیست؟ مولوی عزیز با بیان هنرمندانه خود ابیات کنایه آمیزی دارد که گاهی بر ذهن خطور می کند که نکند که شرح احوال ما باشد
هر کسی رويی به سويی برده اند
وين عزيزان رو به بی سو کرده اند
هر کبوتر می پَرد زی جانبی
وين کبوتر جانب ِ بی جانبی
هر عقابی می پرد از جا به جا
وين عقابان راست بی جايی سرا
ما نَه مرغانِ هوا ، نِی خانگی
دانۀ ما دانۀ بی دانگی
#کتاب #خلاصه_کتاب #روح_ملتها
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
👍1🙏1
دربارۀ نامۀ دعوت جمعی از نخبگان، اساتید، متخصّصین، دانشجویان و شاغلین ایرانی ساکن در آمریکا از آقای رئیسی جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
🔵نامه ای تحت عنوانِ مذکور منتشر شده است. موضوعِ این نامه همچنان که از نامش پیداست دعوت از آقای رئیسی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری است. نکته ای که در خصوص این نامه محل تأمل است اینکه تعدادی از نویسندگان (امضاکنندگان) و منتشرکنندگان این نامه دانشجوی دکترا یا پژوهشگر مقطع پسا دکترا در دانشگاههای آمریکا هستند.
افرادی که در طیِ ماههای اخیرِ انتخاباتِ ریاست جمهوری آمریکا در این کشور، حضور داشته اند و از نزدیک شاهدِ روندِ مسایل در جامعۀ چهل تکه آمریکایی بوده اند اگر چنین متنی را امضا کنند اسباب حیرت است.
در بخشی از این نامه آمده است:
«مردم و شما مستحضرید که معضلاتی چون دستور اخیر رئیس جمهور امریکا در ممنوعیت و محدودیت صدور ویزا برای ایرانیان، انسداد برخی حسابهای بانکی و آزار رساندن مادی و معنوی به هموطنان در فرودگاهها و مبادی ورودی و برخوردهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با مسلمانان موجب بروز مشکلاتی برای ایرانیان ساکن امریکای شمالی شده است. این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند»
🔵سؤالی که پیش می آید اینکه آیا واقعاً این جملات از لسان افرادی برآمده که در آمریکا حضور دارند؟ اینگونه بیان کردنِ بخشی از واقعیت و بیان نکردن بخش دیگر واقعیت چه جور رَویه ای است؟ آیا نویسندگان پاراگراف مذکور خبر ندارند که دستورِ مورد اشارۀ رئیس جمهور آمریکا در خودِ کشورِ آمریکا هم با انبوهی از مخالفت ها مواجه شد؟ آیا شکل گیری مخالفت هایِ مردمی در آمریکا هم به دولت مستقر ایران مربوط بود؟! آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره می کرد در صدورِ دستور مذکور فرقی حاصل می شد؟ آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره کند در شکل گیری مخالفت هایِ گستردۀ مردمِ آمریکایی علیه دستورِ ترامپ فرقی حاصل می شد؟ اینکه در ایران آقای روحانی باز رئیس جمهور شود یا آقای رئیسی ، مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی صداقت است در نوشتار و مشی زندگی که آیا اولویت اول ما هست یا نیست؟
🔵نویسندگان این نامه همچون بسیاری دیگر، نیک خبر دارند که در سال گذشته حدود 3000 دانشجوی ایرانی در آمریکا با پایان تحصیلاتشان مدرک دکترا دریافت کرده اند. نویسندگان این نامه خبر دارند که هزینه یک سال تحصیل در آمریکا حدود سی و پنج هزار دلار است و نویسندگان این نامه خبر دارند که بخش زیادی از ایرانیانی که سالِ گذشته مدرک دکترایشان را در دانشگاههای آمریکایی گرفته اند با بورس تحصیلی بوده اند. یعنی برای هر مدرک بین صدوبیست تا صدوپنجاه هزار دلار هزینه صرف شده است. آیا این به دلیلِ حضورِ اوباما بوده است یا ترامپ؟ نویسندگان این نامه به خوبی خبردارند که جامعۀ آمریکا یک توپ چهل تکه است که در محیط های دانشگاهی اش هزاران نفر از کشورهای مختلف (ازجمله ایران) حضور دارند. این عزیزان همچنین به خوبی خبر دارند که صدورِ دستورِ ترامپ هیچ ربطی به اینکه چه کسی رئیسِ دولت در ایران باشد ندارد. شخصیت ترامپ را در این ماههای گذشته از نزدیک دیده اند. اما چرا عنوان می شود: « این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» ؟
🔵گفتنِ بخشی از حقیقت و نگفتن بخشهای دیگرش، گاه انسان را به وادی های نامناسبی هدایت می کند. اینکه افرادی در آمریکا زندگی کنند و نگویند که پس از صدورِ دستور ترامپ به تک تک آنها از ادارۀ بین المللِ دانشگاهشان ایمیل یا تلفن زده شده و عذرخواهی شده است، نگویند چه میزان در جامعه آمریکایی و در میان مردم نسبت به این حرکت زشت موضع گیری شده است ، و فقط عنوان کنند : « سیاستهای دولتِ مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» نمونه ای از نگفتن ها، یا "بخشی گفتن ها" ست.
اینها جنس ترامپ را و مستبعد بودن رفتارش در همه حوزه ها را نمی شناسند؟!
🔵کسی که در گوشه آزمایشگاهی، پشت میزی مشغول به تحقیق است، مسئول گفتن ها و نگفتن های فردی خویش است. اما کسی که در عرصۀ امور اجتماعی ورود می کند، برای "گفتن" ها و "نگفتن" هایش در حوزه ای وسیع مسئول است. اینکه آقای رئیسی رئیس جمهور شود یا آقای روحانی به گمانم نه باعث صددرصد بهتر شدن اوضاع می شود و نه صددرصد بدتر شدن اوضاع . رَوَندی است که کشور طی می کند. اما نگفتنِ بخشی از حقیقیت یا به گونۀ دیگر جلوه دادن حقیقت، بی شک سبب دروغگو شدن من می شود و این آیا می ارزد؟
چه برای آقای رئیسی باشد چه برای آقای روحانی .
https://telegram.me/solseghalam
🔵نامه ای تحت عنوانِ مذکور منتشر شده است. موضوعِ این نامه همچنان که از نامش پیداست دعوت از آقای رئیسی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری است. نکته ای که در خصوص این نامه محل تأمل است اینکه تعدادی از نویسندگان (امضاکنندگان) و منتشرکنندگان این نامه دانشجوی دکترا یا پژوهشگر مقطع پسا دکترا در دانشگاههای آمریکا هستند.
افرادی که در طیِ ماههای اخیرِ انتخاباتِ ریاست جمهوری آمریکا در این کشور، حضور داشته اند و از نزدیک شاهدِ روندِ مسایل در جامعۀ چهل تکه آمریکایی بوده اند اگر چنین متنی را امضا کنند اسباب حیرت است.
در بخشی از این نامه آمده است:
«مردم و شما مستحضرید که معضلاتی چون دستور اخیر رئیس جمهور امریکا در ممنوعیت و محدودیت صدور ویزا برای ایرانیان، انسداد برخی حسابهای بانکی و آزار رساندن مادی و معنوی به هموطنان در فرودگاهها و مبادی ورودی و برخوردهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با مسلمانان موجب بروز مشکلاتی برای ایرانیان ساکن امریکای شمالی شده است. این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند»
🔵سؤالی که پیش می آید اینکه آیا واقعاً این جملات از لسان افرادی برآمده که در آمریکا حضور دارند؟ اینگونه بیان کردنِ بخشی از واقعیت و بیان نکردن بخش دیگر واقعیت چه جور رَویه ای است؟ آیا نویسندگان پاراگراف مذکور خبر ندارند که دستورِ مورد اشارۀ رئیس جمهور آمریکا در خودِ کشورِ آمریکا هم با انبوهی از مخالفت ها مواجه شد؟ آیا شکل گیری مخالفت هایِ مردمی در آمریکا هم به دولت مستقر ایران مربوط بود؟! آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره می کرد در صدورِ دستور مذکور فرقی حاصل می شد؟ آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره کند در شکل گیری مخالفت هایِ گستردۀ مردمِ آمریکایی علیه دستورِ ترامپ فرقی حاصل می شد؟ اینکه در ایران آقای روحانی باز رئیس جمهور شود یا آقای رئیسی ، مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی صداقت است در نوشتار و مشی زندگی که آیا اولویت اول ما هست یا نیست؟
🔵نویسندگان این نامه همچون بسیاری دیگر، نیک خبر دارند که در سال گذشته حدود 3000 دانشجوی ایرانی در آمریکا با پایان تحصیلاتشان مدرک دکترا دریافت کرده اند. نویسندگان این نامه خبر دارند که هزینه یک سال تحصیل در آمریکا حدود سی و پنج هزار دلار است و نویسندگان این نامه خبر دارند که بخش زیادی از ایرانیانی که سالِ گذشته مدرک دکترایشان را در دانشگاههای آمریکایی گرفته اند با بورس تحصیلی بوده اند. یعنی برای هر مدرک بین صدوبیست تا صدوپنجاه هزار دلار هزینه صرف شده است. آیا این به دلیلِ حضورِ اوباما بوده است یا ترامپ؟ نویسندگان این نامه به خوبی خبردارند که جامعۀ آمریکا یک توپ چهل تکه است که در محیط های دانشگاهی اش هزاران نفر از کشورهای مختلف (ازجمله ایران) حضور دارند. این عزیزان همچنین به خوبی خبر دارند که صدورِ دستورِ ترامپ هیچ ربطی به اینکه چه کسی رئیسِ دولت در ایران باشد ندارد. شخصیت ترامپ را در این ماههای گذشته از نزدیک دیده اند. اما چرا عنوان می شود: « این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» ؟
🔵گفتنِ بخشی از حقیقت و نگفتن بخشهای دیگرش، گاه انسان را به وادی های نامناسبی هدایت می کند. اینکه افرادی در آمریکا زندگی کنند و نگویند که پس از صدورِ دستور ترامپ به تک تک آنها از ادارۀ بین المللِ دانشگاهشان ایمیل یا تلفن زده شده و عذرخواهی شده است، نگویند چه میزان در جامعه آمریکایی و در میان مردم نسبت به این حرکت زشت موضع گیری شده است ، و فقط عنوان کنند : « سیاستهای دولتِ مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» نمونه ای از نگفتن ها، یا "بخشی گفتن ها" ست.
اینها جنس ترامپ را و مستبعد بودن رفتارش در همه حوزه ها را نمی شناسند؟!
🔵کسی که در گوشه آزمایشگاهی، پشت میزی مشغول به تحقیق است، مسئول گفتن ها و نگفتن های فردی خویش است. اما کسی که در عرصۀ امور اجتماعی ورود می کند، برای "گفتن" ها و "نگفتن" هایش در حوزه ای وسیع مسئول است. اینکه آقای رئیسی رئیس جمهور شود یا آقای روحانی به گمانم نه باعث صددرصد بهتر شدن اوضاع می شود و نه صددرصد بدتر شدن اوضاع . رَوَندی است که کشور طی می کند. اما نگفتنِ بخشی از حقیقیت یا به گونۀ دیگر جلوه دادن حقیقت، بی شک سبب دروغگو شدن من می شود و این آیا می ارزد؟
چه برای آقای رئیسی باشد چه برای آقای روحانی .
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
فرش گلبرگ / ریزش گلبرگ های شکوفه های ساکورا / ژاپن / این روزها
@solseghalam
@solseghalam
ریزش گلبرگ های شکوفه های ساکورا / فرش گلبرگ / ژاپن / این روزها
@solseghalam
@solseghalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترامپ بعدازحمله به پایگاه هوایی سوریه:
🔹من فرمان حمله به پایگاهی درسوریه راصادر کردم که ازآنجاحملات شیمیایی انجام شد
🔹ازهمه کشورهاوحامیان صلح میخواهم برای پایان این جنگ به مابپیوندند
@solseghalam
🔹من فرمان حمله به پایگاهی درسوریه راصادر کردم که ازآنجاحملات شیمیایی انجام شد
🔹ازهمه کشورهاوحامیان صلح میخواهم برای پایان این جنگ به مابپیوندند
@solseghalam
در خصوص حمله آمریکا به پایگاه هوایی سوریه
[ویدئوی بالا⬆️ ]
🔷سوال اصلی این است که آیا جنگی جدید شروع شد؟ و آیا این "آغاز" مداخلۀ نظامی آمریکا در ماجرای سوریه است؟
🔷در این خصوص تحلیل های زیادی خواهد شد و اتفاقات هفته های آتی روشنگر پاسخ این سوال خواهد بود. اما گمان من از برخوردهای این ماههای اخیر با مردم و جامعۀ آمریکایی این است که بدنۀ جامعۀ امریکایی کشش و ظرفیتِ جنگ جدید را ندارد. انتظار واکنشِ محدود، در این حد و حدود از ترامپ کاملاً وجود داشت اما، گمان بر این است که به همین سطح واکنشِ محدود باقی خواهد ماند.
باید منتظر حوادث بعدی شد ولی باید این نکته را مد نظر داشت که ترامپ بسیار نسبت به بدنۀ جامعه آمریکایی آگاه ، هشیار و باهوش هست. اصلاً گمان نمی کنم او کشور را درگیر یک جنگ جدید کند. مسئلۀ مردم آمریکا امروز ، اقتصاد هست و شغل هایشان . ترامپ از الآن به فکر رای چهار سال دیگر هست [سه سال و نه ماه دیگر] و با هوشی که نسبت به نبضِ جامعه و خواسته های مردم دارد به راحتی درگیر یک جنگِ تمام عیار دیگر نخواهد شد. این عربده ای بود که یعنی شیر در بیشه هنوز نمرده!
- - - - - - -
🔵پی نوشت: فراسازه ها و مستحدثات زیربنایی در آمریکا به شدت پوسیده و زنگ زده هست. نیاز جدی به بازسازی شبکه هایِ شهری و زیرساخت ها هست. شبکۀ آبرسانی در شهری مثل فیلینت در میشیگان مدتهاست آسیب دیده و آب آلوده به خانه ها می رساند ولی پولی برای بازسازی اش نیست. شبکه های بزرگراهی شهرهای بزرگ دچار مشکلات سازه ای جدی است. پول درشتی اگر قرار باشد خرج شود الآن در این حوزه هاست و این را تمام عقلای قوم می دانند. این جدای از حجم زیاد افراد فقیر موجود در متنِ جامعه است. ترامپ به راحتی دست به کاری نخواهد زد که آراء سه سال و نه ماه دیگرش را لرزان کند. او همین سه ماه پیش هم لب مرزی و با دوپینگ الکترال از صندوق برآمد. این میزان واکنش از او کاملاً انتظار بود ولی بیشترش خیر.
واکنشِ بیشتر تنها در صورتی محتمل است که پولش را رفقایِ اروپایی تقبل بفرمایند.
https://telegram.me/solseghalam
[ویدئوی بالا⬆️ ]
🔷سوال اصلی این است که آیا جنگی جدید شروع شد؟ و آیا این "آغاز" مداخلۀ نظامی آمریکا در ماجرای سوریه است؟
🔷در این خصوص تحلیل های زیادی خواهد شد و اتفاقات هفته های آتی روشنگر پاسخ این سوال خواهد بود. اما گمان من از برخوردهای این ماههای اخیر با مردم و جامعۀ آمریکایی این است که بدنۀ جامعۀ امریکایی کشش و ظرفیتِ جنگ جدید را ندارد. انتظار واکنشِ محدود، در این حد و حدود از ترامپ کاملاً وجود داشت اما، گمان بر این است که به همین سطح واکنشِ محدود باقی خواهد ماند.
باید منتظر حوادث بعدی شد ولی باید این نکته را مد نظر داشت که ترامپ بسیار نسبت به بدنۀ جامعه آمریکایی آگاه ، هشیار و باهوش هست. اصلاً گمان نمی کنم او کشور را درگیر یک جنگ جدید کند. مسئلۀ مردم آمریکا امروز ، اقتصاد هست و شغل هایشان . ترامپ از الآن به فکر رای چهار سال دیگر هست [سه سال و نه ماه دیگر] و با هوشی که نسبت به نبضِ جامعه و خواسته های مردم دارد به راحتی درگیر یک جنگِ تمام عیار دیگر نخواهد شد. این عربده ای بود که یعنی شیر در بیشه هنوز نمرده!
- - - - - - -
🔵پی نوشت: فراسازه ها و مستحدثات زیربنایی در آمریکا به شدت پوسیده و زنگ زده هست. نیاز جدی به بازسازی شبکه هایِ شهری و زیرساخت ها هست. شبکۀ آبرسانی در شهری مثل فیلینت در میشیگان مدتهاست آسیب دیده و آب آلوده به خانه ها می رساند ولی پولی برای بازسازی اش نیست. شبکه های بزرگراهی شهرهای بزرگ دچار مشکلات سازه ای جدی است. پول درشتی اگر قرار باشد خرج شود الآن در این حوزه هاست و این را تمام عقلای قوم می دانند. این جدای از حجم زیاد افراد فقیر موجود در متنِ جامعه است. ترامپ به راحتی دست به کاری نخواهد زد که آراء سه سال و نه ماه دیگرش را لرزان کند. او همین سه ماه پیش هم لب مرزی و با دوپینگ الکترال از صندوق برآمد. این میزان واکنش از او کاملاً انتظار بود ولی بیشترش خیر.
واکنشِ بیشتر تنها در صورتی محتمل است که پولش را رفقایِ اروپایی تقبل بفرمایند.
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
شِبهِ مرد نامیدن اکبر هاشمی رفسنجانی و سرکشیدن جامِ فحش دهی
🔹چند نفر تحت عنوان دانشجویان و متخصصان ایرانی در آمریکا، چند روز پیش نامه ای نوشتند و در آن نامه از ... ادامه⬇️👇
@solseghalam
🔹چند نفر تحت عنوان دانشجویان و متخصصان ایرانی در آمریکا، چند روز پیش نامه ای نوشتند و در آن نامه از ... ادامه⬇️👇
@solseghalam
شِبهِ مرد نامیدن اکبر هاشمی رفسنجانی و سرکشیدن جامِ فحش دهی
🔷چند نفر تحت عنوان دانشجویان و متخصصان ایرانی در آمریکا ، چند روز پیش نامه ای نوشتند و در آن نامه از آقای رئیسی برای شرکت در انتخابات دعوت کردند. این افراد در بخشی از نامه مذکور چنین آورده بودند:
« برخوردهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با مسلمانان موجب بروز مشکلاتی برای ایرانیان ساکن امریکای شمالی شده است. این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولتِ مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند.»
نکته جالب در خصوص این جمله از نامه این است که نویسندگان نامه «برخوردهای نژادپرستانه» در آمریکای شمالی را ناشی از «عملی نشدن وعده های دولتِ ایران» می دانند. ارتباطِ بینِ برخورد نژادپرستانه «با مسلمانان» در یک کشور، با عملی نشدن وعده های دولتِ ایران، استنتاجی حیرت آور است. «مسلمان» واژه ای گسترده و در برگیرنده طیف وسیعی از مومنین به اسلام است اما در تلقی این افراد برخوردهای نژادپرستانه «بامسلمانان» به دلیل قصورِ دولت ایران است. به تعبیر مولانا "از قیاسش خنده آمد خلق را".
چه آقای رئیسی رئیس جمهور شود و چه دوباره آقای روحانی، کشور رَوندهای خود را طی خواهد کرد و مهم این است که افراد تحصیلکرده با اصول اولیۀ استنتاج و نگارش ، آشنا شده باشند.
🔷این افراد متن دیگری را منتشر کرده اند
(@K1inUSA)
و حملۀ موشکی اخیر ترامپ به سوریه را به همین سیاقِ استنتاج، به گزاره های دیگری دوخته اند و ابراز امیدواری کرده اند فرد مورد نظرشان رئیس جمهور شود. تا اینجای ماجرا هنوز قابل چشم پوشی است. اما در ادامه آورده اند:
« دعا کنیم آن روز برای میهن نرسد که زیردستانِ آن شِبهِ مردی که رفت و دنیای فردا را دنیای گفتمانها میدانست نه موشکها، در این کشور قدرت بیشتری بگیرند و برای یک مشت دلار و چند هواپیمای مسافری بیشتر، توان دفاعیمان را بفروشند».
آنان که از جام شراب دوساله چنین سرمست اند و از پسِ حضور کوتاهشان در عرصۀ سیاست چنین فحش های آبداری را نثار هر اندیشۀ مخالفی می کنند را باید دید که از پسِ گذر سالها و نوشیدن شراب چهل ساله چه خواهند کرد؟ آنان که امروز با دوسال سابقۀ فعالیت سیاسی، رئیس جمهور اسبقِ کشورشان را در روز روشن «شِبه مرد» می خوانند باید دید که چهل سال دیگر حکمِ تکفیر چه کسانی را صادر خواهند نمود؟ این جام فحش دهی را سرکشیدن تازه آغازِ ماجراست و رقصِ تکفیرِ این نسل را باید در سالهای آتی به تماشا بنشینیم.
🔷این نگارنده در هیچ یک از دو دورۀ انتخابات 76 و 80 به سیدمحمد خاتمی و اندیشۀ « گفتگوی تمدّن ها» رای نداده است. ولی اینگونه فحش و کف به دهان آوردن را [چه ناظر به سید محمدخاتمی باشد و چه اکبرهاشمی رفسنجانی و «دنیای گفتمانها»] در مسیر اسلام « اُمَّةً وَسَطًا » (سوره بقره آیه 143) نمی داند.
آنچه اسباب شگفتی است اینکه افرادی در آمریکا مشغول به "کار" باشند و سرزمینی که [پس از تحصیل] اسباب اشتغال شان را فراهم آورده «نژاد پرست» خطاب کنند و همزمان رئیس جمهور اسبق کشورِ خودشان را هم شِبهِ مرد ، بخوانند. اگر آمریکا نژاد پرست هست چرا پس از پایانِ تحصیلتان آنجا مانده اید و بعد از دکترا به پسادکترا مشغول شده اید؟! و اگر آمریکا بد ، رفتار حَسنۀ اسلامی آیا این است؟ این روزها رجب طیّب اردوغان را شاهدیم که چگونه خویش و بیگانه را از دمِ تیغ فحش رد می کند. آلمان و ایران و هلند و شهروند ترکیه برایش فرقی ندارد او فحش اش را می دهد به هر اندیشۀ مخالفی. ظهور رفتارهای اردوغان مسلکِ وطنی را هم باید به تاسف و دریغ به نظاره نشست. تحصیلکردگانی که اردوغانِ دورنشان سخت فعّال است.
https://telegram.me/solseghalam
🔷چند نفر تحت عنوان دانشجویان و متخصصان ایرانی در آمریکا ، چند روز پیش نامه ای نوشتند و در آن نامه از آقای رئیسی برای شرکت در انتخابات دعوت کردند. این افراد در بخشی از نامه مذکور چنین آورده بودند:
« برخوردهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با مسلمانان موجب بروز مشکلاتی برای ایرانیان ساکن امریکای شمالی شده است. این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولتِ مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند.»
نکته جالب در خصوص این جمله از نامه این است که نویسندگان نامه «برخوردهای نژادپرستانه» در آمریکای شمالی را ناشی از «عملی نشدن وعده های دولتِ ایران» می دانند. ارتباطِ بینِ برخورد نژادپرستانه «با مسلمانان» در یک کشور، با عملی نشدن وعده های دولتِ ایران، استنتاجی حیرت آور است. «مسلمان» واژه ای گسترده و در برگیرنده طیف وسیعی از مومنین به اسلام است اما در تلقی این افراد برخوردهای نژادپرستانه «بامسلمانان» به دلیل قصورِ دولت ایران است. به تعبیر مولانا "از قیاسش خنده آمد خلق را".
چه آقای رئیسی رئیس جمهور شود و چه دوباره آقای روحانی، کشور رَوندهای خود را طی خواهد کرد و مهم این است که افراد تحصیلکرده با اصول اولیۀ استنتاج و نگارش ، آشنا شده باشند.
🔷این افراد متن دیگری را منتشر کرده اند
(@K1inUSA)
و حملۀ موشکی اخیر ترامپ به سوریه را به همین سیاقِ استنتاج، به گزاره های دیگری دوخته اند و ابراز امیدواری کرده اند فرد مورد نظرشان رئیس جمهور شود. تا اینجای ماجرا هنوز قابل چشم پوشی است. اما در ادامه آورده اند:
« دعا کنیم آن روز برای میهن نرسد که زیردستانِ آن شِبهِ مردی که رفت و دنیای فردا را دنیای گفتمانها میدانست نه موشکها، در این کشور قدرت بیشتری بگیرند و برای یک مشت دلار و چند هواپیمای مسافری بیشتر، توان دفاعیمان را بفروشند».
آنان که از جام شراب دوساله چنین سرمست اند و از پسِ حضور کوتاهشان در عرصۀ سیاست چنین فحش های آبداری را نثار هر اندیشۀ مخالفی می کنند را باید دید که از پسِ گذر سالها و نوشیدن شراب چهل ساله چه خواهند کرد؟ آنان که امروز با دوسال سابقۀ فعالیت سیاسی، رئیس جمهور اسبقِ کشورشان را در روز روشن «شِبه مرد» می خوانند باید دید که چهل سال دیگر حکمِ تکفیر چه کسانی را صادر خواهند نمود؟ این جام فحش دهی را سرکشیدن تازه آغازِ ماجراست و رقصِ تکفیرِ این نسل را باید در سالهای آتی به تماشا بنشینیم.
🔷این نگارنده در هیچ یک از دو دورۀ انتخابات 76 و 80 به سیدمحمد خاتمی و اندیشۀ « گفتگوی تمدّن ها» رای نداده است. ولی اینگونه فحش و کف به دهان آوردن را [چه ناظر به سید محمدخاتمی باشد و چه اکبرهاشمی رفسنجانی و «دنیای گفتمانها»] در مسیر اسلام « اُمَّةً وَسَطًا » (سوره بقره آیه 143) نمی داند.
آنچه اسباب شگفتی است اینکه افرادی در آمریکا مشغول به "کار" باشند و سرزمینی که [پس از تحصیل] اسباب اشتغال شان را فراهم آورده «نژاد پرست» خطاب کنند و همزمان رئیس جمهور اسبق کشورِ خودشان را هم شِبهِ مرد ، بخوانند. اگر آمریکا نژاد پرست هست چرا پس از پایانِ تحصیلتان آنجا مانده اید و بعد از دکترا به پسادکترا مشغول شده اید؟! و اگر آمریکا بد ، رفتار حَسنۀ اسلامی آیا این است؟ این روزها رجب طیّب اردوغان را شاهدیم که چگونه خویش و بیگانه را از دمِ تیغ فحش رد می کند. آلمان و ایران و هلند و شهروند ترکیه برایش فرقی ندارد او فحش اش را می دهد به هر اندیشۀ مخالفی. ظهور رفتارهای اردوغان مسلکِ وطنی را هم باید به تاسف و دریغ به نظاره نشست. تحصیلکردگانی که اردوغانِ دورنشان سخت فعّال است.
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
👍1
#امروز_با_حافظ
خوش می کنم به بادۀ مشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه بویِ ریا شنید
اینکه حافظ اینقدر در اشعار خود، درگیر با واعظ و زاهد و شیخ و مفتی ومحتسب هست نشان ازسه أمر دارد...👇⬇️
@solseghalam
خوش می کنم به بادۀ مشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه بویِ ریا شنید
اینکه حافظ اینقدر در اشعار خود، درگیر با واعظ و زاهد و شیخ و مفتی ومحتسب هست نشان ازسه أمر دارد...👇⬇️
@solseghalam
#امروز_با_حافظ
خوش می کنم به بادۀ مشکین مشامِ جان/ کز دلق پوشِ صومعه، بویِ ریا شنید
🔺دلق پوش: پوشندۀ دلق؛ آنکه لباس مندرس پوشیده است. (دلق پوشِ صومعه، ناظر به کسی است که در صومعه و پرستشگاه حتی از پوشیدن لباس نو، احتراز می کند؛ نمادی از اوج زهد)
🔷اینکه حافظ اینقدر در اشعار خود، درگیر با واعظ و زاهد و شیخ و مفتی و محتسب هست، نشان از سه أمر دارد:
یک - احساس مسئولیت و بی تفاوت نبودنش نسبت به جامعه و آنچه در جامعۀ پیرامونش می گذشته است. حافظ یک منتقد است . یک منتقد جدی ولی هنرمند.
دو- حجم زیاد ریا و دورویی و دین فروشی در آنزمان. کلمه "ریا" یک کلید واژه هست در اشعار او.
سه- حساسیت روح حافظ
🔷حافظ شدیداً به جنسِ دین و دینداریِ زمان خودش نقد دارد و در این مسیر، هنرِ آراسته اش را بکار می گرفته و با کلام فاخر ، نقدش را بیان می داشته:
◀️غلام همّتِ آن نازنینم /
که کارِ خیر ، بی روی و ریا کرد
حتی در یک «غزل بهاری» هم که حافظ احوالی خوش و بهاری داشته [هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای] باز کنایه ای به بحث ریا می زند:
◀️زِ خانقاه به میخانه میرود حافظ /
مگر زِ مستیِ زهدِ ریا ، به هوش آمد
این نقّادی و ناراحتی و مسلکِ اعتراض به زهد فروشی ، گاه به شکلی توأم با عصبانیت در غزلیات منعکس می شود:
◀️درِ میخانه بِبَستند ، خدایا مَپَسند/
که درِ خانۀ تزویر و ریا بُگشایند
🔷حافظ چشمانی نگران بوده . نگرانِ جامعه و آنچه در جامعه در گذر بوده است.
@solseghalam
خوش می کنم به بادۀ مشکین مشامِ جان/ کز دلق پوشِ صومعه، بویِ ریا شنید
🔺دلق پوش: پوشندۀ دلق؛ آنکه لباس مندرس پوشیده است. (دلق پوشِ صومعه، ناظر به کسی است که در صومعه و پرستشگاه حتی از پوشیدن لباس نو، احتراز می کند؛ نمادی از اوج زهد)
🔷اینکه حافظ اینقدر در اشعار خود، درگیر با واعظ و زاهد و شیخ و مفتی و محتسب هست، نشان از سه أمر دارد:
یک - احساس مسئولیت و بی تفاوت نبودنش نسبت به جامعه و آنچه در جامعۀ پیرامونش می گذشته است. حافظ یک منتقد است . یک منتقد جدی ولی هنرمند.
دو- حجم زیاد ریا و دورویی و دین فروشی در آنزمان. کلمه "ریا" یک کلید واژه هست در اشعار او.
سه- حساسیت روح حافظ
🔷حافظ شدیداً به جنسِ دین و دینداریِ زمان خودش نقد دارد و در این مسیر، هنرِ آراسته اش را بکار می گرفته و با کلام فاخر ، نقدش را بیان می داشته:
◀️غلام همّتِ آن نازنینم /
که کارِ خیر ، بی روی و ریا کرد
حتی در یک «غزل بهاری» هم که حافظ احوالی خوش و بهاری داشته [هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای] باز کنایه ای به بحث ریا می زند:
◀️زِ خانقاه به میخانه میرود حافظ /
مگر زِ مستیِ زهدِ ریا ، به هوش آمد
این نقّادی و ناراحتی و مسلکِ اعتراض به زهد فروشی ، گاه به شکلی توأم با عصبانیت در غزلیات منعکس می شود:
◀️درِ میخانه بِبَستند ، خدایا مَپَسند/
که درِ خانۀ تزویر و ریا بُگشایند
🔷حافظ چشمانی نگران بوده . نگرانِ جامعه و آنچه در جامعه در گذر بوده است.
@solseghalam
ارزیابی شتابزده
📍ژاپن و چند عدد و رقم 🔵یک- در آمریکا ، فقط مساحت ایالت #تگزاس، دوبرابر کلِ مساحت کشور #ژاپن است. [حدوداً] 🔴دو- از #سیصدوهشتادهزارکیلومترمربع #مساحت_ژاپن ، بخش زیادی از آن کوهستان است و قابل سکونت و استفاده نیست. 🔵 سه- مزیت اصلی آمریکا در برابر ژاپن ، فقط…
انتخابات شورای شهر و فرمول زلزله
🔵استاد ژاپنی که در یکی از پروژه ها با او کار می کردم یکبار دوفرمول از دو استاندارد زلزلۀ آمریکا و ژاپن را داد و گفت این دو را مقایسه کن! فرمول ها مربوط به محاسبۀ طول موثر بتن تیر کامپوزیت در اتصال بود. مطالبی نوشتم. دید و گفت این ها نه! حرفت را روی نمودار ارایه کن. نمودارهایی رسم کردم. گفت نه! این نمودارها خیلی سطحِ ابتدایی درک از فرمول است، بیشتر فکر کن! نمودارهای دیگری کشیدم. گفت مکتوب بنویس تفسیر این نمودارها را. احساس کردم ماجرا به ایرادگیری رسیده ولی امتثال امر شد. فردایش آمد و قلم دست گرفت و نموداری کشید و گفت این دوفرمول را می شد اینطور هم مقایسه کرد. اگر دقت کنی اینگونه، پارامترهای فرمول ها بهتر بیان شده است. در ضمن در درکِ از فرمول، به اثر فلان پارامتر و فلان بحث و ... اشاره نکرده ای.
هنوز نمی فهمیدم که هدف از این بحث طولانی روی مقایسه دو فرمول چیست. به سیاق ژاپنی که حرفِ مستقیم نمی زنند مگر در موارد معدود، بالاخره به سخن آمد و گفت: هدف من از ارایه این بحث به تو این بود که بفهمی تو هم مانند من، یک فرد باهوش ولی هوشِ متوسط هستی. ما یک تیپ افراد محدودی را داریم که بعد از چند دقیقه تمرکز روی بحث و فرمول ها «به این نتایج» می رسند. این ها افراد باهوشِ زیاد هستند مثلاً پروفسور سوئیتا در [دپارتمان سازه] دانشگاه کیوتو. امثال "من" باید این «مابه التفاوت هوش» با سوئیتا را با "کارِ بیشتر" کردن جبران کنیم تا به درک او از فرمول ها و مفاهیم برسیم. یک افراد خیلی محدودی هم داریم که با نگاهی به فرمول ، به این نتیجه ها می رسند. در ژاپن اینها سیاستمدار می شوند.
در حالی که سرانجام متوجهِ منظور از ایرادگیری از فرمول ها شده بودم و قدری متعجب بودم از جایگاهِ ذهنی ای که برای خودش، نسبت به دکتر سوئیتا قایل است، ولی بیشتر متعجب بودم که نگاه ژاپنی به افرادی که باید وارد عرصه سیاست شوند اینچنین است!
* * * * *
🔵این روزها که بحثِ شورای شهر و ثبت نام لشکری از انبوهِ متقاضیان ادارۀ کلان شهرها مطرح شده به یاد آن صحبت استاد ژاپنی می افتم. به تعبیر #مولوی
شُکر که آن ماه را ، هر طرفی مشتری است!
هرچند سِمت شورای شهر سِمتی سیاسی نیست ولی همین نوعِ نگاه در انتخابات مجلس هم برقرار است. اینکه بسیاری (واقعاً بسیاری) خود را در سطح و حدِ حضور در چنین جایگاههایی می بینند بدون ارزیابی واقعی از میزان هوش و تجربۀ خود. این با خود صادق بودن کار بسیار سختی است. شاید در ژاپن تا حدودی سیستم، افراد را مجبور می کند که نگاه واقعی به توانمندیهای خودشان داشته باشند ولی در هر صورت پذیرفتن پتانسیل ها و ظرفیت های فردی در یک حوزه ، کار آسانی نیست.
* * * * * * * * * * * * * * * * *
📍پی نوشت: پروفسور کئیچیرو سوئیتا که در دپارتمان سازه دانشگاه کیوتو (کمپس کاتسورا) تدریس می کرد و مدتی پیش فوت کرد یکی از بهترین کتاب های مرجع سازه فولادی در ژاپن را نوشته است. خدایش رحمت کند. بسیار کم صحبت، جدی و آرام بود. تعداد قابل توجهی از مهندسان طراح سازه برجسته ژاپن تربیت شده او هستند.
📍پی نوشت2: شاید الزاماً این نگرشِ تمام اساتید دانشگاه ژاپنی نباشد، ولی حداقل می توان چنین گفت که نگاهِ بخش قابل توجهی از آنها به موضوع حضور در مدیریت های کلان و جایگاههای سیاسی است.
https://telegram.me/solseghalam
🔵استاد ژاپنی که در یکی از پروژه ها با او کار می کردم یکبار دوفرمول از دو استاندارد زلزلۀ آمریکا و ژاپن را داد و گفت این دو را مقایسه کن! فرمول ها مربوط به محاسبۀ طول موثر بتن تیر کامپوزیت در اتصال بود. مطالبی نوشتم. دید و گفت این ها نه! حرفت را روی نمودار ارایه کن. نمودارهایی رسم کردم. گفت نه! این نمودارها خیلی سطحِ ابتدایی درک از فرمول است، بیشتر فکر کن! نمودارهای دیگری کشیدم. گفت مکتوب بنویس تفسیر این نمودارها را. احساس کردم ماجرا به ایرادگیری رسیده ولی امتثال امر شد. فردایش آمد و قلم دست گرفت و نموداری کشید و گفت این دوفرمول را می شد اینطور هم مقایسه کرد. اگر دقت کنی اینگونه، پارامترهای فرمول ها بهتر بیان شده است. در ضمن در درکِ از فرمول، به اثر فلان پارامتر و فلان بحث و ... اشاره نکرده ای.
هنوز نمی فهمیدم که هدف از این بحث طولانی روی مقایسه دو فرمول چیست. به سیاق ژاپنی که حرفِ مستقیم نمی زنند مگر در موارد معدود، بالاخره به سخن آمد و گفت: هدف من از ارایه این بحث به تو این بود که بفهمی تو هم مانند من، یک فرد باهوش ولی هوشِ متوسط هستی. ما یک تیپ افراد محدودی را داریم که بعد از چند دقیقه تمرکز روی بحث و فرمول ها «به این نتایج» می رسند. این ها افراد باهوشِ زیاد هستند مثلاً پروفسور سوئیتا در [دپارتمان سازه] دانشگاه کیوتو. امثال "من" باید این «مابه التفاوت هوش» با سوئیتا را با "کارِ بیشتر" کردن جبران کنیم تا به درک او از فرمول ها و مفاهیم برسیم. یک افراد خیلی محدودی هم داریم که با نگاهی به فرمول ، به این نتیجه ها می رسند. در ژاپن اینها سیاستمدار می شوند.
در حالی که سرانجام متوجهِ منظور از ایرادگیری از فرمول ها شده بودم و قدری متعجب بودم از جایگاهِ ذهنی ای که برای خودش، نسبت به دکتر سوئیتا قایل است، ولی بیشتر متعجب بودم که نگاه ژاپنی به افرادی که باید وارد عرصه سیاست شوند اینچنین است!
* * * * *
🔵این روزها که بحثِ شورای شهر و ثبت نام لشکری از انبوهِ متقاضیان ادارۀ کلان شهرها مطرح شده به یاد آن صحبت استاد ژاپنی می افتم. به تعبیر #مولوی
شُکر که آن ماه را ، هر طرفی مشتری است!
هرچند سِمت شورای شهر سِمتی سیاسی نیست ولی همین نوعِ نگاه در انتخابات مجلس هم برقرار است. اینکه بسیاری (واقعاً بسیاری) خود را در سطح و حدِ حضور در چنین جایگاههایی می بینند بدون ارزیابی واقعی از میزان هوش و تجربۀ خود. این با خود صادق بودن کار بسیار سختی است. شاید در ژاپن تا حدودی سیستم، افراد را مجبور می کند که نگاه واقعی به توانمندیهای خودشان داشته باشند ولی در هر صورت پذیرفتن پتانسیل ها و ظرفیت های فردی در یک حوزه ، کار آسانی نیست.
* * * * * * * * * * * * * * * * *
📍پی نوشت: پروفسور کئیچیرو سوئیتا که در دپارتمان سازه دانشگاه کیوتو (کمپس کاتسورا) تدریس می کرد و مدتی پیش فوت کرد یکی از بهترین کتاب های مرجع سازه فولادی در ژاپن را نوشته است. خدایش رحمت کند. بسیار کم صحبت، جدی و آرام بود. تعداد قابل توجهی از مهندسان طراح سازه برجسته ژاپن تربیت شده او هستند.
📍پی نوشت2: شاید الزاماً این نگرشِ تمام اساتید دانشگاه ژاپنی نباشد، ولی حداقل می توان چنین گفت که نگاهِ بخش قابل توجهی از آنها به موضوع حضور در مدیریت های کلان و جایگاههای سیاسی است.
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
👍1
به نام پدر
چند بیتی از شهریار به بهانۀ #روز_پدر
دلتنگِ غروبی خفه ، بیرون زدم از در /
در مُشت گرفته ، مُچِ دستِ پسرم را
یا رب به چه سنگی زنم از دستِ غریبی /
این کلّه یِ پوکُ و سرُ و مغزِ پَکرم را ؟
هم در وطنم بارِ غریبی به سرِ دوش /
کوهی است که خواهد بِشِکاند کمرم را
مَهد ی ، که نه پاسِ پدرم داشته زین پیش/
کِی پاسِ مرا دارد و زین پس ، پسرم را ؟ (!) 😔🙁
...
ناگه پسرم گفت ، "چه می خواهی از این در ؟" /
گفتم پسرم ، بویِ صفایِ پدرم را
این شعر بسیار زیبای شهریار غزل را با صدای خود شاعر و شوردگی و شیدایی اش بشنویم👇🔽
@solseghalam
چند بیتی از شهریار به بهانۀ #روز_پدر
دلتنگِ غروبی خفه ، بیرون زدم از در /
در مُشت گرفته ، مُچِ دستِ پسرم را
یا رب به چه سنگی زنم از دستِ غریبی /
این کلّه یِ پوکُ و سرُ و مغزِ پَکرم را ؟
هم در وطنم بارِ غریبی به سرِ دوش /
کوهی است که خواهد بِشِکاند کمرم را
مَهد ی ، که نه پاسِ پدرم داشته زین پیش/
کِی پاسِ مرا دارد و زین پس ، پسرم را ؟ (!) 😔🙁
...
ناگه پسرم گفت ، "چه می خواهی از این در ؟" /
گفتم پسرم ، بویِ صفایِ پدرم را
این شعر بسیار زیبای شهریار غزل را با صدای خود شاعر و شوردگی و شیدایی اش بشنویم👇🔽
@solseghalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷شعر در "جستجوی پدر" با صدای استاد شهریار ، شهریار غزل و شوریدگی
🔹ناگَه، پسرم گفت: "چه میخواهی ازین در؟" /
گفتم، "پسرم، بویِ صفای پدرم را"
@solseghalam
🔹ناگَه، پسرم گفت: "چه میخواهی ازین در؟" /
گفتم، "پسرم، بویِ صفای پدرم را"
@solseghalam
برای بیستم فروردین و سید مرتضی آوینی
🔵۱- بهار ۱۳۸۱ بود و هوا پر از طراوت فروردین ماه...
یادداشت ذیل⬇️
@solseghalam
🔵۱- بهار ۱۳۸۱ بود و هوا پر از طراوت فروردین ماه...
یادداشت ذیل⬇️
@solseghalam
برای سید مرتضی آوینی
🔵۱- بهار ۱۳۸۱ بود و هوا پر از طراوت فروردین ماه . صبح تا ظهر در گروه صنعتی سدید به جلسات طولانی بحث ساخت سازۀ فولادی گذشته بود. عصر پس از پایان کار از کارگاه برج میلاد به خیابان حجاب رفتم، مراسمی تحت عنوان " فردایی دیگر" جهت سالگرد شهادت سیّد مرتضی آوینی. سخنرانان عبارت بودند از بهروز افخمی، سیف اله داد، نادر طالب زاده و اکبر نبوی. دیدن جمعیت حاضر در سالن باعث تعجّب بود. سالنِ بزرگ حجاب پر بود از جمعّیت جوان و به سختی می شد صندلی خالی پیدا کرد. دیدن اینهمه علاقمند به مرتضی آوینی در میان نسل جوان آنهم نزدیک به یک دهه پس از رفتنش، انتظار نبود.
محور صحبت های نادر طالب زاده راجع به سرمقالۀ دوروز قبل مجله نیوزویک بود. نیوزویک راجع به تاثیر آمریکایی ها روی همسان سازیِ فرهنگی سایر ملل نوشته بود. افخمی از خاطراتش راجع به سیدمرتضی می گفت و از نوشتار آوینی در تحسین ساخت فیلم "عروس". اینکه عروس یک نوآوری در سینمای ایران بود و همه به آن تاختند امّا آوینی آن نوشتۀ معروف را راجع به عروس نوشت. سیف اله داد راجع به شخصیت آوینی صحبت کرد و از اینکه وی با شناخت عمیقش نسبت سینما و شرایط جامعه، متناسب با نیاز عمل می کرد. "داد" جمله ای بکار برد با این مضمون که "آوینی یک روشنفکر بود". بعد از آن، جلسه به پرسش و پاسخ اختصاص داشت. اما انگار پس از این صحبتِ داد محور گفتگوها دیگر نه شهید آوینی که نقد حرف سیف اله بود. به شدت بر او تاختند که این چه حرفی است می زنی؟ چرا کلمۀ روشنفکر را برای شهید آوینی بکار می بری؟ و...از این قِسم صحبتها. داد جوابهای مختلفی داد تا نهایتاً استناد کرد به نوشته ای از امام خمینی در خصوص یکی از روحانیون بزرگ که در پیامی پس از مرگ آن عالم، ایشان را روشنفکری بزرگ خطاب کرده بودند.
🔵 ۲- بعد از مراسم تعدادی از جوانان پیرامون هر یک از سخنرانان حلقه زده بودند و مسلماً دور بهروز افخمی از همه شلوغ تر بود. افخمی طبق معمول مشغول تعریف کردن داستان فیلم شوکران و ماجراهای پس از آن بود. بعد هم راجع به خاطراتش از فیلم عروس و نوشته مرتضی آوینی راجع به عروس. به نزد "داد" آمدم. عده ای از جوانان پرشور مذهبی او را در حلقه گرفته بودند و هنوز به شدت به سخنان او انتقاد می کردند. اینکه چرا گفته بود "آوینی یک روشنفکر بود". دوستان جوانمان با تیغ تند نقد به شدت بر او می تاختند و کاملاً واضح بود که آنچه بر داد می رفت و چیزهایی که به او می گفتند نه به صِرف صحبتی بود که راجع به آوینی کرده بود. بل گناه او را معاونت وزارت ارشاد در مقطعی که به مدیریتِ آن وزاتخانه انتقاد وارد بود، می دانستتند. مجال سخن نمی دادند و به شدت او را نقد کرده و می کوبیدند.
🔵۳- بعد از رفتن دوستانِ جوان و پرشور و پر انتقاد، در خصوص چند مورد با سیف اله صحبت می کردم. دیدگاههای عمیق و بدیعی داشت. می گفت در حوزۀ سینماو عرصه تولیدات فرهنگی، راهی نداریم بغیر از اینکه قائل به تنوّع و تکثّر تولیدات باشیم. گفتم اینها که شما می گویی مباحث ارزنده ای در حوزه مبانی نظریِ سینماست، چرا شما هم مثل دوستتان آوینی آنها را در قالب کتاب منتشر نمی کنی؟ گفت من اینقدر خسته و دلگرفته هستم که نه رمقی برای این کارها دارم و نه رغبتی. در میان این بحث ها با "داد" بودم که خانمی چادری با دختر خانمش با سرعت آمدند. آن خانم به محض رسیدن با لحن معترض و ناراحتی شروع به صحبت کرد که : آقای داد ، چرا اینها با شما اینطور کردند؟ مگر شما چه گفتید؟ من همسر شهید آوینی هستم و فقط آمدم که از شما عذرخواهی کنم . من جدّاً متعجّبم از این برخوردها...
حسابی یکّه خوردم از این برخورد تحسین آمیز خانم امینی. سیف اله با کمال ادب و با همان خستگی در چهره، از ایشان سپاسگزاری کرد.
🔵۴- حرفها با سیف اله به فیلم "بازمانده" رسید. گفت: زمانی که بازمانده را ساختم در دنیا بحث صلح اعراب و اسرائیل باب شده بود و اذهان عمومِ دنیا منتظر نتایجِ مذاکرات عرفات و اسرائیلی ها بودند. زمانی که برای نمایش فیلم به یکی از جشنواره های خارجی رفته بودم در فضای سنگین آن جشنواره به شدت مورد انتقاد قرار گرفتم که "همه دنیا راجع به صلحِ اینها حرف می زنند، شما ایرانی ها هنوز ول نمی کنید و می آئید و فیلم راجع به اشغال فلسطین می سازید؟" می گفت اینقدر جوّ سنگین بود و اینقدر گفتند که من گفتم: اصلا من یک فیلم خانوادگی ساخته ام. حالا چه می گوئید؟
وقتی که به ایران برگشتم به قدری در مطبوعات به من توپیدند که چرا یک فیلم ارزشمند راجع به فلسطین را خانوادگی خطاب کرده ای؟ چقدر نوشته ها که علیه من به خاطر دفاعِ بد از فیلمی که خودم ساخته بودم(!) نوشته شد.
🔵۵- سیف اله داد صحبت می کرد و در ذهن به اواخر سال ۱۳۷۵ رفتم. در یک برنامۀ سخنرانی به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه از "مهدی نصیری" مدیر مسئول نشریه صبح دعوت...
[بخش دوم یادداشت در پایین👇]
@solseghalam
🔵۱- بهار ۱۳۸۱ بود و هوا پر از طراوت فروردین ماه . صبح تا ظهر در گروه صنعتی سدید به جلسات طولانی بحث ساخت سازۀ فولادی گذشته بود. عصر پس از پایان کار از کارگاه برج میلاد به خیابان حجاب رفتم، مراسمی تحت عنوان " فردایی دیگر" جهت سالگرد شهادت سیّد مرتضی آوینی. سخنرانان عبارت بودند از بهروز افخمی، سیف اله داد، نادر طالب زاده و اکبر نبوی. دیدن جمعیت حاضر در سالن باعث تعجّب بود. سالنِ بزرگ حجاب پر بود از جمعّیت جوان و به سختی می شد صندلی خالی پیدا کرد. دیدن اینهمه علاقمند به مرتضی آوینی در میان نسل جوان آنهم نزدیک به یک دهه پس از رفتنش، انتظار نبود.
محور صحبت های نادر طالب زاده راجع به سرمقالۀ دوروز قبل مجله نیوزویک بود. نیوزویک راجع به تاثیر آمریکایی ها روی همسان سازیِ فرهنگی سایر ملل نوشته بود. افخمی از خاطراتش راجع به سیدمرتضی می گفت و از نوشتار آوینی در تحسین ساخت فیلم "عروس". اینکه عروس یک نوآوری در سینمای ایران بود و همه به آن تاختند امّا آوینی آن نوشتۀ معروف را راجع به عروس نوشت. سیف اله داد راجع به شخصیت آوینی صحبت کرد و از اینکه وی با شناخت عمیقش نسبت سینما و شرایط جامعه، متناسب با نیاز عمل می کرد. "داد" جمله ای بکار برد با این مضمون که "آوینی یک روشنفکر بود". بعد از آن، جلسه به پرسش و پاسخ اختصاص داشت. اما انگار پس از این صحبتِ داد محور گفتگوها دیگر نه شهید آوینی که نقد حرف سیف اله بود. به شدت بر او تاختند که این چه حرفی است می زنی؟ چرا کلمۀ روشنفکر را برای شهید آوینی بکار می بری؟ و...از این قِسم صحبتها. داد جوابهای مختلفی داد تا نهایتاً استناد کرد به نوشته ای از امام خمینی در خصوص یکی از روحانیون بزرگ که در پیامی پس از مرگ آن عالم، ایشان را روشنفکری بزرگ خطاب کرده بودند.
🔵 ۲- بعد از مراسم تعدادی از جوانان پیرامون هر یک از سخنرانان حلقه زده بودند و مسلماً دور بهروز افخمی از همه شلوغ تر بود. افخمی طبق معمول مشغول تعریف کردن داستان فیلم شوکران و ماجراهای پس از آن بود. بعد هم راجع به خاطراتش از فیلم عروس و نوشته مرتضی آوینی راجع به عروس. به نزد "داد" آمدم. عده ای از جوانان پرشور مذهبی او را در حلقه گرفته بودند و هنوز به شدت به سخنان او انتقاد می کردند. اینکه چرا گفته بود "آوینی یک روشنفکر بود". دوستان جوانمان با تیغ تند نقد به شدت بر او می تاختند و کاملاً واضح بود که آنچه بر داد می رفت و چیزهایی که به او می گفتند نه به صِرف صحبتی بود که راجع به آوینی کرده بود. بل گناه او را معاونت وزارت ارشاد در مقطعی که به مدیریتِ آن وزاتخانه انتقاد وارد بود، می دانستتند. مجال سخن نمی دادند و به شدت او را نقد کرده و می کوبیدند.
🔵۳- بعد از رفتن دوستانِ جوان و پرشور و پر انتقاد، در خصوص چند مورد با سیف اله صحبت می کردم. دیدگاههای عمیق و بدیعی داشت. می گفت در حوزۀ سینماو عرصه تولیدات فرهنگی، راهی نداریم بغیر از اینکه قائل به تنوّع و تکثّر تولیدات باشیم. گفتم اینها که شما می گویی مباحث ارزنده ای در حوزه مبانی نظریِ سینماست، چرا شما هم مثل دوستتان آوینی آنها را در قالب کتاب منتشر نمی کنی؟ گفت من اینقدر خسته و دلگرفته هستم که نه رمقی برای این کارها دارم و نه رغبتی. در میان این بحث ها با "داد" بودم که خانمی چادری با دختر خانمش با سرعت آمدند. آن خانم به محض رسیدن با لحن معترض و ناراحتی شروع به صحبت کرد که : آقای داد ، چرا اینها با شما اینطور کردند؟ مگر شما چه گفتید؟ من همسر شهید آوینی هستم و فقط آمدم که از شما عذرخواهی کنم . من جدّاً متعجّبم از این برخوردها...
حسابی یکّه خوردم از این برخورد تحسین آمیز خانم امینی. سیف اله با کمال ادب و با همان خستگی در چهره، از ایشان سپاسگزاری کرد.
🔵۴- حرفها با سیف اله به فیلم "بازمانده" رسید. گفت: زمانی که بازمانده را ساختم در دنیا بحث صلح اعراب و اسرائیل باب شده بود و اذهان عمومِ دنیا منتظر نتایجِ مذاکرات عرفات و اسرائیلی ها بودند. زمانی که برای نمایش فیلم به یکی از جشنواره های خارجی رفته بودم در فضای سنگین آن جشنواره به شدت مورد انتقاد قرار گرفتم که "همه دنیا راجع به صلحِ اینها حرف می زنند، شما ایرانی ها هنوز ول نمی کنید و می آئید و فیلم راجع به اشغال فلسطین می سازید؟" می گفت اینقدر جوّ سنگین بود و اینقدر گفتند که من گفتم: اصلا من یک فیلم خانوادگی ساخته ام. حالا چه می گوئید؟
وقتی که به ایران برگشتم به قدری در مطبوعات به من توپیدند که چرا یک فیلم ارزشمند راجع به فلسطین را خانوادگی خطاب کرده ای؟ چقدر نوشته ها که علیه من به خاطر دفاعِ بد از فیلمی که خودم ساخته بودم(!) نوشته شد.
🔵۵- سیف اله داد صحبت می کرد و در ذهن به اواخر سال ۱۳۷۵ رفتم. در یک برنامۀ سخنرانی به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه از "مهدی نصیری" مدیر مسئول نشریه صبح دعوت...
[بخش دوم یادداشت در پایین👇]
@solseghalam
[بخش دوم یادداشت بالا👆- برای سالگرد سید مرتضی آوینی]
از "مهدی نصیری" مدیر مسئول نشریه صبح دعوت شده بود. بعد از سخنرانی به اتفاق سیدمهدی طاهری با مهدی نصیری در دفتر انجمن گفتگوی طولانی داشتیم. مهدی نصیری به شدّت انتقاد می کرد از اینکه برخی متدیّنین جرأت دفاع از ارزشها را ندارند.
- "... یک کارگردان رفته یک فیلمِ خوب راجع به فلسطین ساخته، بعد خودش در مصاحبه ای گفته من فیلم خانوادگی ساخته ام. اینطور می ترسند از دفاع از ارزشها"
چقدر ارزشمند بود که بعد از اینهمه زمان پاسخ آن انتقادِ مهدی نصیریِ کیهان و صبح را، از زبان خود سیف اله داد می شنیدم.
🔵۶- این روزها فضای انتخابات ریاست جمهوری است. حواسمان باشد هنرمندان را فارغ از فضاهای سیاسی و فراتر از آن ببینیم. مرتضی آوینی ها و سیف اله داد هایمان را نیازاریم. هنرمندانمان را در قالبِ کلیشه های متداولِ فکری ارزیابی نکنیم. "روح هنرمند" را باید گوهری حساس و آبگینه ای شفّاف اما آسیب پذیر دید. روحی که نباید طراوت و حسّاسیتش را در میان تندی های سیاست آلود آزُرد ... مراقب باشیم با هم اگر نه، لااقل با هنرمندانمان و روشنفکرانمان، مهربان تر باشیم.
* * *
📍پی نوشت: سیف اله داد، ۱۳۸۸-۱۳۳۴. پنجاه و چهارسال. مرتضی آوینی، ۱۳۷۲-۱۳۲۶. چهل و شش سال. فقط . نمی دانم امروز اگر بودند و این میزان تخاصم و منازعاتمان باهم را می دیدند چه حالی بودند. بازمانده آنزمان تنها قصیدۀ شاعرانه سینمای ایران برای فلسطین بود. آیه الکرسیِ انتهایِ بازمانده چه قلبها را که در سینه لرزاند. مراقب شاعرانمان باشیم. چه آنها که قصیده سینمایی می سرایند چه آنها که بر کاغذ غزل می نویسند. مراقب میرکریمی ها و مجید مجیدی ها و فاضل نظری هایمان باشیم. ایام انتخابات است.
*نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۰۶- وبلاگ ارزیابی شتابزده (بازنشر با اندکی تلخیص و تغییر)
https://telegram.me/solseghalam
از "مهدی نصیری" مدیر مسئول نشریه صبح دعوت شده بود. بعد از سخنرانی به اتفاق سیدمهدی طاهری با مهدی نصیری در دفتر انجمن گفتگوی طولانی داشتیم. مهدی نصیری به شدّت انتقاد می کرد از اینکه برخی متدیّنین جرأت دفاع از ارزشها را ندارند.
- "... یک کارگردان رفته یک فیلمِ خوب راجع به فلسطین ساخته، بعد خودش در مصاحبه ای گفته من فیلم خانوادگی ساخته ام. اینطور می ترسند از دفاع از ارزشها"
چقدر ارزشمند بود که بعد از اینهمه زمان پاسخ آن انتقادِ مهدی نصیریِ کیهان و صبح را، از زبان خود سیف اله داد می شنیدم.
🔵۶- این روزها فضای انتخابات ریاست جمهوری است. حواسمان باشد هنرمندان را فارغ از فضاهای سیاسی و فراتر از آن ببینیم. مرتضی آوینی ها و سیف اله داد هایمان را نیازاریم. هنرمندانمان را در قالبِ کلیشه های متداولِ فکری ارزیابی نکنیم. "روح هنرمند" را باید گوهری حساس و آبگینه ای شفّاف اما آسیب پذیر دید. روحی که نباید طراوت و حسّاسیتش را در میان تندی های سیاست آلود آزُرد ... مراقب باشیم با هم اگر نه، لااقل با هنرمندانمان و روشنفکرانمان، مهربان تر باشیم.
* * *
📍پی نوشت: سیف اله داد، ۱۳۸۸-۱۳۳۴. پنجاه و چهارسال. مرتضی آوینی، ۱۳۷۲-۱۳۲۶. چهل و شش سال. فقط . نمی دانم امروز اگر بودند و این میزان تخاصم و منازعاتمان باهم را می دیدند چه حالی بودند. بازمانده آنزمان تنها قصیدۀ شاعرانه سینمای ایران برای فلسطین بود. آیه الکرسیِ انتهایِ بازمانده چه قلبها را که در سینه لرزاند. مراقب شاعرانمان باشیم. چه آنها که قصیده سینمایی می سرایند چه آنها که بر کاغذ غزل می نویسند. مراقب میرکریمی ها و مجید مجیدی ها و فاضل نظری هایمان باشیم. ایام انتخابات است.
*نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۰۶- وبلاگ ارزیابی شتابزده (بازنشر با اندکی تلخیص و تغییر)
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2