مست شوند چشمها از سکراتِ چشمِ او/
رقص کنان درختها پیشِ لطافتِ صبا
بلبل، با درختِ گل، گوید چیست در دلت؟/
این دم، در میان بِنِه، نیست کسی تویی و ما
گوید تا "تو" با "تو"یی هیچ مدار این طمع/
جهد نمای تا بری رختِ "تو"ی از این سرا
[مولوی-غزل45]
تصویر؛ صبح شنبه 22 اکتبر
رقص کنان درختها پیشِ لطافتِ صبا
بلبل، با درختِ گل، گوید چیست در دلت؟/
این دم، در میان بِنِه، نیست کسی تویی و ما
گوید تا "تو" با "تو"یی هیچ مدار این طمع/
جهد نمای تا بری رختِ "تو"ی از این سرا
[مولوی-غزل45]
تصویر؛ صبح شنبه 22 اکتبر
مجلسی پر از طنز و زخم زبان
پریشب و در هفتادویکمین مراسم شام بنیاد آلفرد اسمیت، که هدفش جمع آوری اعانه برای کودکان نیازمند است، کلینتون و ترامپ هردو حاضر شده و متن "طنز مانند" خودرا قرائت کردند. آنها در این متن با شوخی و زخم زبان به یکدیگر کنایه های متعدد زدند که با خنده های پی در پی حضار همراه شد. این مراسم سنتی است که اﺯ ﺳﺎﻝ 1945 ﺩﺭ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻣﺎﻩ اﻛﺘﺒﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ برگزار می شود و ﺑﻨﻴﺎﺩ اﺳﻤﻴﺖ Alfred Smith Foundation ﺷﺎﻣﻲ را ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪاﻥ برای ﻓﺎﻧﺪﺭﻳﺰﻳﻨﮓ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ نیویورک ﺑﺮﮔﺬاﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﻨﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ آوری ﻣﻴﺸﻮﺩ. در ایام انتخابات، این مراسم وسیله ای برای کنار هم جمع شدن دموکرات ها و جمهوری خواه ها محسوب می شود. امسال این برنامه به فاصله یک شب بعد از سومین و آخرین مناظره آتشین بین دو کاندیدا برگزار شد و فضای پر از خنده ی آن - به رغم کنایه های متعدد دو کاندیدا به هم- حائز اهمیت و جالب توجه بود. در دیدن این مراسم گاه فکر می کردم که چقدر نمی فهممشان. برنامه بسیار دیدنی بود و همراه با علامت سوالهای بسیار که به ذهن می آورد. انگار که این ضیافت شام خیریه را درک کردن باید رفت و دوباره فیلم پدرخوانده را دید!! یا خضر فرخ پی باید بیاید و دستگیر شود در این ظلمات... واقعا نمی دانم این فضا و متن طنازانه و گزنده ای که هر یک خواندند را باید نمادی از «ظرفیت» و رفتار civil انگاشت در بین دو نفر [یا دو تفکر] ، که تا شبِ قبلش آنگونه به هم تاخته اند؟ یا آنکه باید متاسف بود برای مردمی که فکر می کنند دعوا بینِ این سران جدی است ولی واقعیت این است که می نشینند و با هم فالوده می خورند؟ [البته نه فالوده شیرازی - که فالوده ای که آنجور چهره همه شان رو سرخ و گلگلون کرده بود!] علی ایحال، نکاتی که به ذهن می رسد در دیدن این مجلس بذله گویی و دیدار میلیاردرهای نیویورکی :
یک - متن ترامپ عالی بود و اجرایش عالی تر. واقعا این پیرمرد سرشار از استعدادهای مختلف است! وقف هایی که روی کلمات می کرد و نگاههایی که به اطراف و هیلاری می کرد. انصافا بعد مدتها خندیدم.
دو- کاملا محسوس است که این جماعت "هم را" می شناسند . و با هم بوده اند . در بین مردم اینجا بارها می شنویم که ترامپ game changer است. یا He is the change agent. یا The person who shakes the Washington. ولی آیا چنین است؟ ترامپ از بیرونِ بازی، وارد شده؟ ترامپ هم در این بازی بوده. بچه محل هم بوده. بار اولش نیست که در این مجلس اِلیت نیویورک می آید. اول متنش گفت از جوانی بابا جانش او را با خودش به همراه می آورده اینجا. اما چیزی که هست "ترامپ مانندها" همیشه جایگاهشان در قد و قامتِ یک کازینو دارِ ثروتمند بوده در این مجلس ؛ و نه الیت واقعیِ فارغ التحصیلِ پرینستون و هاروارد . اما دیشب در قالب کاندیدای ریپابلیکن ها.
سه- نهایتا حدود شش میلیون دلار جمع آوری شد.
آخر- نظرسنجی ها همچنان می گویند هیلاری جلو تر است ولی واقعا هنوز مستبعد نیست برنده شدن این پیرمرد.
هفده روز بیشتر نمانده تا مشخص شدن نتیجه.
پریشب و در هفتادویکمین مراسم شام بنیاد آلفرد اسمیت، که هدفش جمع آوری اعانه برای کودکان نیازمند است، کلینتون و ترامپ هردو حاضر شده و متن "طنز مانند" خودرا قرائت کردند. آنها در این متن با شوخی و زخم زبان به یکدیگر کنایه های متعدد زدند که با خنده های پی در پی حضار همراه شد. این مراسم سنتی است که اﺯ ﺳﺎﻝ 1945 ﺩﺭ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻣﺎﻩ اﻛﺘﺒﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ برگزار می شود و ﺑﻨﻴﺎﺩ اﺳﻤﻴﺖ Alfred Smith Foundation ﺷﺎﻣﻲ را ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪاﻥ برای ﻓﺎﻧﺪﺭﻳﺰﻳﻨﮓ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ نیویورک ﺑﺮﮔﺬاﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﻨﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ آوری ﻣﻴﺸﻮﺩ. در ایام انتخابات، این مراسم وسیله ای برای کنار هم جمع شدن دموکرات ها و جمهوری خواه ها محسوب می شود. امسال این برنامه به فاصله یک شب بعد از سومین و آخرین مناظره آتشین بین دو کاندیدا برگزار شد و فضای پر از خنده ی آن - به رغم کنایه های متعدد دو کاندیدا به هم- حائز اهمیت و جالب توجه بود. در دیدن این مراسم گاه فکر می کردم که چقدر نمی فهممشان. برنامه بسیار دیدنی بود و همراه با علامت سوالهای بسیار که به ذهن می آورد. انگار که این ضیافت شام خیریه را درک کردن باید رفت و دوباره فیلم پدرخوانده را دید!! یا خضر فرخ پی باید بیاید و دستگیر شود در این ظلمات... واقعا نمی دانم این فضا و متن طنازانه و گزنده ای که هر یک خواندند را باید نمادی از «ظرفیت» و رفتار civil انگاشت در بین دو نفر [یا دو تفکر] ، که تا شبِ قبلش آنگونه به هم تاخته اند؟ یا آنکه باید متاسف بود برای مردمی که فکر می کنند دعوا بینِ این سران جدی است ولی واقعیت این است که می نشینند و با هم فالوده می خورند؟ [البته نه فالوده شیرازی - که فالوده ای که آنجور چهره همه شان رو سرخ و گلگلون کرده بود!] علی ایحال، نکاتی که به ذهن می رسد در دیدن این مجلس بذله گویی و دیدار میلیاردرهای نیویورکی :
یک - متن ترامپ عالی بود و اجرایش عالی تر. واقعا این پیرمرد سرشار از استعدادهای مختلف است! وقف هایی که روی کلمات می کرد و نگاههایی که به اطراف و هیلاری می کرد. انصافا بعد مدتها خندیدم.
دو- کاملا محسوس است که این جماعت "هم را" می شناسند . و با هم بوده اند . در بین مردم اینجا بارها می شنویم که ترامپ game changer است. یا He is the change agent. یا The person who shakes the Washington. ولی آیا چنین است؟ ترامپ از بیرونِ بازی، وارد شده؟ ترامپ هم در این بازی بوده. بچه محل هم بوده. بار اولش نیست که در این مجلس اِلیت نیویورک می آید. اول متنش گفت از جوانی بابا جانش او را با خودش به همراه می آورده اینجا. اما چیزی که هست "ترامپ مانندها" همیشه جایگاهشان در قد و قامتِ یک کازینو دارِ ثروتمند بوده در این مجلس ؛ و نه الیت واقعیِ فارغ التحصیلِ پرینستون و هاروارد . اما دیشب در قالب کاندیدای ریپابلیکن ها.
سه- نهایتا حدود شش میلیون دلار جمع آوری شد.
آخر- نظرسنجی ها همچنان می گویند هیلاری جلو تر است ولی واقعا هنوز مستبعد نیست برنده شدن این پیرمرد.
هفده روز بیشتر نمانده تا مشخص شدن نتیجه.
ای حسین بن علی!
من امسال به درک جدیدی در مرورِ داستان تو و خانواده ارجمندت رسیده ام. برای سالهایِ سال در بازتعریف حکایت تو و همراهانت، این سکانس داستان را در مجالس گوناگون روضه می شنیدم که: "شبِ عاشورا چراغ ها کم نور کرده ای و به یاران گفته ای هر که بخواهد می تواند برود" و هر سال و هر سال در مجالسِ گوناگون می شنیدم که مداح می پرسید اگر ما بودیم می رفتیم یا می ماندیم؟ و برای سالها در ذهن من چنین بود که «کمال نترسیدنِ از مرگ» در آن لحظه ، مطاعی است سترگ. و با هر کس، و در هر احوالی همراه نمی شود. برای سالهایِ سال من گمان می کردم که نترسیدنِ از مرگ کارِ مردان است و نه بازیچه ی دست بزدلان . برای سالهای سال گمان می کردم که خوشا به احوال آنکه دل به مرگ سپردن "می تواند" و از تعلّقات این دنیا چنان جداست که انتخاب کردنِ مرگ را می تواند.
مرگ اگر مرد است گو نزدِ من آی/
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/
من از او جانی سِتانم جاودان/
او زِ من دلقی ستاند رنگ رنگ/
اما ای حسین بن علی! من امسال از پی این پنج شش سال شومی که بر احوال ملل مسلمان رفت [و می رود] دیدم با چشمهایم که نترسیدن از مرگ، چندان کمالی نیست. با مرگ خفتن و برخواستن، هنری نیست. «مردانه» نیست آنگونه که من می پنداشتم اش. چه در این سالهای شوم هر روز و یا هر چند روز یکبار، می بینم که سیاه جامه ای سیاه روح پیکره ی مرگ را در آغوش کشیده و سرمست ، می تواند خود را در میانه ی بازاری یا مجلسی و محفلی "به انتحار" و به انفجار ، به کام مرگ برساند و در پیرامونش بویِ خون و عزای شهروندانی بیگناه به آسمان رود. من این چندسال در بازار میوه و تره بار جمیله ی بغداد ، در مراسم عروسی کابل ، در خیابانهای فرانسه، در روستاهای پیرامون موصل، در ماراتن بوستن و ... مکرر در مکرر دیدم مردانی را که در راه هدفشان و باورشان هیچ باکی از "انتحار" نداشتند و بازیِ با مرگ را چنان روزمره کردند که انگار در هر بازار و مجلس و محفلی باید این ظن و گمان با ما باشد که "یکی" «از مرگ گذشته» هر آن ممکن است که از پرده درآید و با کشتن و منفجر کردنِ خود، ما و همراهانمان را هم به انتقام، از گردونۀ هستی و حیات بُرون کند.
من امسال از پی اینهمه سال ، تازه آموخته ام که از مرگ نهراسیدن [هرچند که بس دشوار است، اما] هنر نیست. در کجا و برای چه مردن، هنر است. چه ساده دل بودم که گمان می کردم در خیمه گاه تو و آنگاه که چراغ ها را خاموش می کنی اگر ماندگار شوم، هنر کرده ام. نه! چه ساده دل بودم که گمان می کردم اینکه تا پایِ جان، پایِ هدف بمانی هنر است! هنر آن است که در میانه ی اینهمه راه ها و گذر ها و مذاهب و وسعت ها، به «تشخیصِ درست» رسید. هنر، انتخاب راهِ درست از میانه ی هزاران راه است. هنر ، برگزیدنِ « گونۀ درستِ زندگی» است و نه فدا کردن زندگانی. چگونه زیستن یا به قول امروزی ها لایف استایل است که انتخاب کردنش دشوار است و عرق ریزان روح و ذهن می خواهد. ورنه انتخاب کردن مرگ، که امروز می بینم نه فقط کارِ مردان ، که کار رذلانِ سیاه پوش هم شده. هم آنها که خبرنگار ژاپنی را جلو دوربین گردن می زنند و بر باورشان به راهشان جان فدا می کنند.
ای حسین بن علی شرمنده ام که بگویم از پی سالها زیستن تازه آموخته ام انتخابِ گونه ی زندگی کاری ساده نیست. چه کاهل شاگردانی داری که گمان می برند گونه ی زیستن شان بی عیب و زیباست. شرمنده ام از این شیعه که بودم. و هستم .
https://telegram.me/solseghalam
من امسال به درک جدیدی در مرورِ داستان تو و خانواده ارجمندت رسیده ام. برای سالهایِ سال در بازتعریف حکایت تو و همراهانت، این سکانس داستان را در مجالس گوناگون روضه می شنیدم که: "شبِ عاشورا چراغ ها کم نور کرده ای و به یاران گفته ای هر که بخواهد می تواند برود" و هر سال و هر سال در مجالسِ گوناگون می شنیدم که مداح می پرسید اگر ما بودیم می رفتیم یا می ماندیم؟ و برای سالها در ذهن من چنین بود که «کمال نترسیدنِ از مرگ» در آن لحظه ، مطاعی است سترگ. و با هر کس، و در هر احوالی همراه نمی شود. برای سالهایِ سال من گمان می کردم که نترسیدنِ از مرگ کارِ مردان است و نه بازیچه ی دست بزدلان . برای سالهای سال گمان می کردم که خوشا به احوال آنکه دل به مرگ سپردن "می تواند" و از تعلّقات این دنیا چنان جداست که انتخاب کردنِ مرگ را می تواند.
مرگ اگر مرد است گو نزدِ من آی/
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/
من از او جانی سِتانم جاودان/
او زِ من دلقی ستاند رنگ رنگ/
اما ای حسین بن علی! من امسال از پی این پنج شش سال شومی که بر احوال ملل مسلمان رفت [و می رود] دیدم با چشمهایم که نترسیدن از مرگ، چندان کمالی نیست. با مرگ خفتن و برخواستن، هنری نیست. «مردانه» نیست آنگونه که من می پنداشتم اش. چه در این سالهای شوم هر روز و یا هر چند روز یکبار، می بینم که سیاه جامه ای سیاه روح پیکره ی مرگ را در آغوش کشیده و سرمست ، می تواند خود را در میانه ی بازاری یا مجلسی و محفلی "به انتحار" و به انفجار ، به کام مرگ برساند و در پیرامونش بویِ خون و عزای شهروندانی بیگناه به آسمان رود. من این چندسال در بازار میوه و تره بار جمیله ی بغداد ، در مراسم عروسی کابل ، در خیابانهای فرانسه، در روستاهای پیرامون موصل، در ماراتن بوستن و ... مکرر در مکرر دیدم مردانی را که در راه هدفشان و باورشان هیچ باکی از "انتحار" نداشتند و بازیِ با مرگ را چنان روزمره کردند که انگار در هر بازار و مجلس و محفلی باید این ظن و گمان با ما باشد که "یکی" «از مرگ گذشته» هر آن ممکن است که از پرده درآید و با کشتن و منفجر کردنِ خود، ما و همراهانمان را هم به انتقام، از گردونۀ هستی و حیات بُرون کند.
من امسال از پی اینهمه سال ، تازه آموخته ام که از مرگ نهراسیدن [هرچند که بس دشوار است، اما] هنر نیست. در کجا و برای چه مردن، هنر است. چه ساده دل بودم که گمان می کردم در خیمه گاه تو و آنگاه که چراغ ها را خاموش می کنی اگر ماندگار شوم، هنر کرده ام. نه! چه ساده دل بودم که گمان می کردم اینکه تا پایِ جان، پایِ هدف بمانی هنر است! هنر آن است که در میانه ی اینهمه راه ها و گذر ها و مذاهب و وسعت ها، به «تشخیصِ درست» رسید. هنر، انتخاب راهِ درست از میانه ی هزاران راه است. هنر ، برگزیدنِ « گونۀ درستِ زندگی» است و نه فدا کردن زندگانی. چگونه زیستن یا به قول امروزی ها لایف استایل است که انتخاب کردنش دشوار است و عرق ریزان روح و ذهن می خواهد. ورنه انتخاب کردن مرگ، که امروز می بینم نه فقط کارِ مردان ، که کار رذلانِ سیاه پوش هم شده. هم آنها که خبرنگار ژاپنی را جلو دوربین گردن می زنند و بر باورشان به راهشان جان فدا می کنند.
ای حسین بن علی شرمنده ام که بگویم از پی سالها زیستن تازه آموخته ام انتخابِ گونه ی زندگی کاری ساده نیست. چه کاهل شاگردانی داری که گمان می برند گونه ی زیستن شان بی عیب و زیباست. شرمنده ام از این شیعه که بودم. و هستم .
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
❤3
خلاصه اخبار دوشنبه 24 اکتبر
یک- چهارده روز بیشتر تا انتخابات باقی نمانده و این دوسه روز اخیر ترامپ توان و وقتش را گذاشته روی ایالت فلوریدا. دیروز در فلوریدا بود ، امروز هم در دو شهر Augustin و Tampa این ایالت سخنرانی کرد. با این وجود فردا هم باز در دوشهر Sanford و Tallahassee فلوریدا سخنرانی می کند. این نشان می دهد وزن ایالت های کلیدی را نظیر فلوریدا ( یا پنسیلوانیا) که چقدر تاثیرگذارند در نتیجه ، و چقدر باید برایشان انرژی گذاشت.
در سمت دیگر جبهه ، معاونش مایک پنس در همان ایالتی که فرماندار است (ایندیانا) و ایالت مجاور (اوهایو) شهر به شهر و کو به کو برنامه می گذارد . اما این کمپین ترامپ در برابر برنامه هایِ رقیب، به شکل واقعا غریبانه ای دارد کار می کند. رقیب فعالیتهایش به دو نفر(کاندیدا و معاون) خلاصه نمی شود و فقط یک گوشه ی کار با هیلاری و معاونش است اما از یک سو بانوی اول میشل اوباما این سو و آن سو سخنرانی های آتشین برگزار می کند و از سوی دیگر معاون رئیس جمهور جناب "جو بایدن" این ایالت به آن ایالت می رود و هرچه به دهانش می آید علیه ترامپ پرتاب می کند. خود رئیس جمهور اوباما هم که یک خط در میان در یکی از برنامه ها شرکت می کند (از جمله دیروز در نِوادا) و با آن بیان بلیغ اش به اندازه ی همه ی آنهای دیگر بنزین بر آتش "ترامپ سوزی" می پاشد. یک تحرک تمام عیار. نیازی به گفتن هم نیست که همه ی اینها در سخنرانی هایشان براحساسات مهاجران مکزیکی و سیاه ها و زن ها می دمند ولی هنوز هم خیال ها راحت نشده که دسته جمعی دونالدخان را به زانو در آورده اند! [و همه ی اینها به کنار ، فعالیتهای یک رئیس جمهور سابق در پشت پرده هم هست (بیل کلینتون) که به خاطر افتضاحاتی که روزگاری به بار آورده بوده، خیلی در انظار آفتابی نمی شود(!)]
دو- خیلی برایم سؤال هست که این نحوه ی فعالیت زعمای قوم در پشتیبانی از خانم هیلاری کلینتن مصداق آنچه ما "استفاده از اموال دولتی" می شناسیم، محسوب نمی شود؟!
سه- ترامپ همه ی امیدش به بدنه ی سفید آمریکاست و همچنان در سخنرانی های چند روز اخیر آنها را از سه گانه ی "ناامنی مرزها با مکزیک، فرار شغل ها و فاسد بودن رسانه ها[بخوانیم سی. ان. ان] " برحذر می دارد. آیا این بضاعت در برابر لشکرِ رقیب دستگیرش می شود؟!
چهار- ترامپ امروز هم مجدد گفت علیه زن هایی که بدون شاهد و سند او را متهم کردند، بعد از انتخابات پرونده قضائی تشکیل خواهد داد و از این دست خط و نشان ها. به نظر می رسد که با وجود آسیب هایی که دید از هر دوماجرای نوار و زن ها ، ولی در مجموع جان بدر برده و بر اوضاع کمپین نسبتاً مسلط شده.
آخر- شاید بتوان گفت که نتیجه این انتخابات هرچه که بشود ، بافت جمعیتی قالب آمریکا را نشان خواهد داد. ترامپ بشود یعنی که هنوز غلبه بر سفیدهای دو آتشه است . هیلاری بشود یعنی که غلبه بر مهاجرین است و دوران آمریکای سفیدها به سر رسیده و دیگ جوشان هندی- مکزیکی-چینی - آفریقایی است که دارد ژن نسل بعدی این سرزمین را می پروراند.
https://telegram.me/solseghalam
یک- چهارده روز بیشتر تا انتخابات باقی نمانده و این دوسه روز اخیر ترامپ توان و وقتش را گذاشته روی ایالت فلوریدا. دیروز در فلوریدا بود ، امروز هم در دو شهر Augustin و Tampa این ایالت سخنرانی کرد. با این وجود فردا هم باز در دوشهر Sanford و Tallahassee فلوریدا سخنرانی می کند. این نشان می دهد وزن ایالت های کلیدی را نظیر فلوریدا ( یا پنسیلوانیا) که چقدر تاثیرگذارند در نتیجه ، و چقدر باید برایشان انرژی گذاشت.
در سمت دیگر جبهه ، معاونش مایک پنس در همان ایالتی که فرماندار است (ایندیانا) و ایالت مجاور (اوهایو) شهر به شهر و کو به کو برنامه می گذارد . اما این کمپین ترامپ در برابر برنامه هایِ رقیب، به شکل واقعا غریبانه ای دارد کار می کند. رقیب فعالیتهایش به دو نفر(کاندیدا و معاون) خلاصه نمی شود و فقط یک گوشه ی کار با هیلاری و معاونش است اما از یک سو بانوی اول میشل اوباما این سو و آن سو سخنرانی های آتشین برگزار می کند و از سوی دیگر معاون رئیس جمهور جناب "جو بایدن" این ایالت به آن ایالت می رود و هرچه به دهانش می آید علیه ترامپ پرتاب می کند. خود رئیس جمهور اوباما هم که یک خط در میان در یکی از برنامه ها شرکت می کند (از جمله دیروز در نِوادا) و با آن بیان بلیغ اش به اندازه ی همه ی آنهای دیگر بنزین بر آتش "ترامپ سوزی" می پاشد. یک تحرک تمام عیار. نیازی به گفتن هم نیست که همه ی اینها در سخنرانی هایشان براحساسات مهاجران مکزیکی و سیاه ها و زن ها می دمند ولی هنوز هم خیال ها راحت نشده که دسته جمعی دونالدخان را به زانو در آورده اند! [و همه ی اینها به کنار ، فعالیتهای یک رئیس جمهور سابق در پشت پرده هم هست (بیل کلینتون) که به خاطر افتضاحاتی که روزگاری به بار آورده بوده، خیلی در انظار آفتابی نمی شود(!)]
دو- خیلی برایم سؤال هست که این نحوه ی فعالیت زعمای قوم در پشتیبانی از خانم هیلاری کلینتن مصداق آنچه ما "استفاده از اموال دولتی" می شناسیم، محسوب نمی شود؟!
سه- ترامپ همه ی امیدش به بدنه ی سفید آمریکاست و همچنان در سخنرانی های چند روز اخیر آنها را از سه گانه ی "ناامنی مرزها با مکزیک، فرار شغل ها و فاسد بودن رسانه ها[بخوانیم سی. ان. ان] " برحذر می دارد. آیا این بضاعت در برابر لشکرِ رقیب دستگیرش می شود؟!
چهار- ترامپ امروز هم مجدد گفت علیه زن هایی که بدون شاهد و سند او را متهم کردند، بعد از انتخابات پرونده قضائی تشکیل خواهد داد و از این دست خط و نشان ها. به نظر می رسد که با وجود آسیب هایی که دید از هر دوماجرای نوار و زن ها ، ولی در مجموع جان بدر برده و بر اوضاع کمپین نسبتاً مسلط شده.
آخر- شاید بتوان گفت که نتیجه این انتخابات هرچه که بشود ، بافت جمعیتی قالب آمریکا را نشان خواهد داد. ترامپ بشود یعنی که هنوز غلبه بر سفیدهای دو آتشه است . هیلاری بشود یعنی که غلبه بر مهاجرین است و دوران آمریکای سفیدها به سر رسیده و دیگ جوشان هندی- مکزیکی-چینی - آفریقایی است که دارد ژن نسل بعدی این سرزمین را می پروراند.
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنگاه که اعصاب معصاب برای جو بایدن باقی نمونده! پاسخ کلامی طرف مقابل هم با نمکه
VP Joe Biden: "I wish we were in high school so I could take him behind the gym.?
Trump: "...
VP Joe Biden: "I wish we were in high school so I could take him behind the gym.?
Trump: "...
⬆️⬆️آنگاه که اعصاب معصاب برای جو بایدن باقی نمونده! پاسخ کلامی طرف مقابل هم با نمکه!
VP Joe Biden: "I wish we were in high school so I could take him behind the gym.?
Trump: " He wants to bring me to the back of the barn."
VP Joe Biden: "I wish we were in high school so I could take him behind the gym.?
Trump: " He wants to bring me to the back of the barn."
مرور اخبار سه شنبه 25 اکتبر
یک- چهارده روز تا انتخابات باقی مانده و دوهفته دیگر تکلیف این ماجرا مشخص می شود. آنچه این روزها به ذهن می آید اینکه چقدر هزینه بر است این ماجرای انتخابات در آمریکا. چه پول عظیمی باید در این مارتن وحشتناک خرج شود. تا مرحله انتخاباتِ درون حزبی، نامزدهای دموکرات و جمهوریخواه باید "با یکدیگر" مسابقه بگذارند و بعد از آن تازه ماراتن اصلی بین دو نفر نهایی شروع می شود. و همه ی این کمپین ها به انضمام هزینه جابجا شدن های بین ایالت ها و سخنرانی ها و تبلیغات و ... در فضایی رقابتی و نفس گیر انجام می شود. در این سه روز گذشته ترامپ در پنج نقطه ایالت فلوریدا سخنرانی داشته و فردا هم در اوهایو خواهد بود. هر کدام از این نقاط سخنرانی، کلی ملاحظات امنیتی و هماهنگی و برنامه ریزی های رسانه ای مختلف می طلبد و مدیران کمپین باید بتوانند این کار فرسایشی و فشرده را طی چند ماه به شکل رقابتی انجام دهند. و این جدای از حضور در رسانه ها و میزگردهای دائمی است که برگزار می شود و مدیران کمپین هریک از این کاندیدا ها باید مکرر در مکرر در این میزگردها حاضر شوند و ...
دو- گاه فکر می کنم این میزان بگو مگو و اختلاف بین کاندیداها ، اگر که در پاکستان رخ داده بود تا حالا یکی شان با گلوله یا انفجار یا انتحار به سرای دیگر کشانده و رسانده شده بود. در آمریکا، کشوری که همه اسلحه دارند و انواع و اقسامش را هم دارند، اینکه تا این سطح از اختلاف هنوز منجر به بروز تنشی جدی و حاد نشده نشان از ظرفیت سیستم است. در تعریف "رفتار فولاد" چنین گفته می شود که فولاد تحتِ بارگذاری، تا یک جایی رفتار کشسان دارد یعنی بار را که برداری، به جای قبلی خودش برمی گردد. اما اگر بارگذاری را از حدی بیشتر کنی دیگر فولاد به حدی کش می آید که به جای قبلی اش برنمی گردد و "اثرِ تغییر شکل" در آن باقی می ماند. اینکه یک سیستم و محیط اجتماعی تا چه حد ظرفیت بارگذاری دارد را شاید بتوان تشبیه به این رفتار فولاد کرد. این میزان اختلافی که در ساختار جامعه آمریکا بارگذاری شده و ناسزاهایی که این روزها رد و بدل می شود واقعاً حیرت آور است ؛ اما هر آنچه که رخ داده، ولی به مرز کینه ورزی و مظاهرِ تقابل طرفداران نرسیده است . سیستم هنوز در مرزِ کشسان است.
سه- در میانه ی افرادی که دارند به ترامپ فحش می دهند دو تن هستند که خیلی زیادی عصبانی می شوند! یکی جو بایدن معاون رئیس جمهور است(فیلم بالا) . یکی هم خانمی به اسم الیزابت وارن که زمانی سناتور دموکرات بوده از بوستن و نطق و حرص خوردن این دوتن شده مصداق کاسه ی داغ تر از آش . نه اوباما و نه خود هیلاری اینجور حرص نمی خورند!
آخر- مایکل مور، همان مستندسازی که فیلم فارینهایت 9/11 را سال 2004 علیه جورج بوش و در محکوم کردن حمله به عراق ساخت، طاقتش طاق شده و یک مستند ساخته به نام ترامپ لند . فیلم صحبت هایش در ذیل. [جالب اینکه به همان موضوعی اشاره می کند که در پایان یادداشت دیروز نوشتم، اینکه ترکیب جمعیتی آمریکا دیگر عوض شده و این واقعیتی است که باید بپذیرند.] فیلم⬇️⬇️
https://telegram.me/solseghalam
یک- چهارده روز تا انتخابات باقی مانده و دوهفته دیگر تکلیف این ماجرا مشخص می شود. آنچه این روزها به ذهن می آید اینکه چقدر هزینه بر است این ماجرای انتخابات در آمریکا. چه پول عظیمی باید در این مارتن وحشتناک خرج شود. تا مرحله انتخاباتِ درون حزبی، نامزدهای دموکرات و جمهوریخواه باید "با یکدیگر" مسابقه بگذارند و بعد از آن تازه ماراتن اصلی بین دو نفر نهایی شروع می شود. و همه ی این کمپین ها به انضمام هزینه جابجا شدن های بین ایالت ها و سخنرانی ها و تبلیغات و ... در فضایی رقابتی و نفس گیر انجام می شود. در این سه روز گذشته ترامپ در پنج نقطه ایالت فلوریدا سخنرانی داشته و فردا هم در اوهایو خواهد بود. هر کدام از این نقاط سخنرانی، کلی ملاحظات امنیتی و هماهنگی و برنامه ریزی های رسانه ای مختلف می طلبد و مدیران کمپین باید بتوانند این کار فرسایشی و فشرده را طی چند ماه به شکل رقابتی انجام دهند. و این جدای از حضور در رسانه ها و میزگردهای دائمی است که برگزار می شود و مدیران کمپین هریک از این کاندیدا ها باید مکرر در مکرر در این میزگردها حاضر شوند و ...
دو- گاه فکر می کنم این میزان بگو مگو و اختلاف بین کاندیداها ، اگر که در پاکستان رخ داده بود تا حالا یکی شان با گلوله یا انفجار یا انتحار به سرای دیگر کشانده و رسانده شده بود. در آمریکا، کشوری که همه اسلحه دارند و انواع و اقسامش را هم دارند، اینکه تا این سطح از اختلاف هنوز منجر به بروز تنشی جدی و حاد نشده نشان از ظرفیت سیستم است. در تعریف "رفتار فولاد" چنین گفته می شود که فولاد تحتِ بارگذاری، تا یک جایی رفتار کشسان دارد یعنی بار را که برداری، به جای قبلی خودش برمی گردد. اما اگر بارگذاری را از حدی بیشتر کنی دیگر فولاد به حدی کش می آید که به جای قبلی اش برنمی گردد و "اثرِ تغییر شکل" در آن باقی می ماند. اینکه یک سیستم و محیط اجتماعی تا چه حد ظرفیت بارگذاری دارد را شاید بتوان تشبیه به این رفتار فولاد کرد. این میزان اختلافی که در ساختار جامعه آمریکا بارگذاری شده و ناسزاهایی که این روزها رد و بدل می شود واقعاً حیرت آور است ؛ اما هر آنچه که رخ داده، ولی به مرز کینه ورزی و مظاهرِ تقابل طرفداران نرسیده است . سیستم هنوز در مرزِ کشسان است.
سه- در میانه ی افرادی که دارند به ترامپ فحش می دهند دو تن هستند که خیلی زیادی عصبانی می شوند! یکی جو بایدن معاون رئیس جمهور است(فیلم بالا) . یکی هم خانمی به اسم الیزابت وارن که زمانی سناتور دموکرات بوده از بوستن و نطق و حرص خوردن این دوتن شده مصداق کاسه ی داغ تر از آش . نه اوباما و نه خود هیلاری اینجور حرص نمی خورند!
آخر- مایکل مور، همان مستندسازی که فیلم فارینهایت 9/11 را سال 2004 علیه جورج بوش و در محکوم کردن حمله به عراق ساخت، طاقتش طاق شده و یک مستند ساخته به نام ترامپ لند . فیلم صحبت هایش در ذیل. [جالب اینکه به همان موضوعی اشاره می کند که در پایان یادداشت دیروز نوشتم، اینکه ترکیب جمعیتی آمریکا دیگر عوض شده و این واقعیتی است که باید بپذیرند.] فیلم⬇️⬇️
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرور اخبار چهارشنبه 26 اکتبر(6 آبان) یک- رای گیری زودهنگام هم اکنون در 35 ایالت در حال برگزاری است. حدود 7 میلیون نفر رای داده اند. همانطور که پیش بینی...⬇️👇
مرور اخبار چهارشنبه 26 اکتبر (5 آبان )
یک - رای گیری زودهنگام هم اکنون در35 ایالت در حال برگزاری است. حدود 7 میلیون نفر رای داده اند. همانطور که پیش بینی می شد در مجموع کلینتون جلوتر است. ولی امروز برخلاف پیش بینی ها در در ایالت فلوریدا ، ترامپ از کلینتون جلو افتاده و این نسبت 45 به 43 شد. شاید دلیل این امر انرژی زیادی است که روی فلوریدا گذاشته شد در این چند هفته اخیر (که در دو یادداشت قبل هم به آن اشاره شد) شاید هم دلایل دیگری که نمی دانم.
دو- در مجموع تا اینجای کار همه چیز مطابق پیش بینی های "اخیر" سازمان های نظرسنجی جلو رفته. اینکه هیلاری با اندکی فاصله جلو خواهد بود. ولی آنچه که در پیش رو است سیزده روز باقیمانده است و انبوهی از افراد که دل خوشی از هیچ یک ندارند. آیا اتفاق جدیدی خواهد افتاد که دل های اینها یکدله شود به سمتی؟
سه - تا اینجای کار ، انرژی ای که ترامپ از دموکرات ها گرفت خیلی بیش از برآوردهای اولیه بود. و هدف از این نوشته های هفت هشت ماه گذشته ام همین بوده است. اینکه "روند" و سیرِ مسایل را مکتوب نشان دهم. اینکه ما در ایران عادت داریم بشنویم فلانی شد رییس جمهور و بعد هم گمان کنیم «اینها همه سر و ته یک کرباسند». همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و... ازین دست تحلیل ها. و خلاص. اینکه اگر "روز به روز" حرکت کنیم با اتفاقات ، می بینیم که ماجرا واقعا عرصه ی رقابت مهلک و پیچیده ای است و هرکه هر مطاعی که در کف دارد و گزینه هایش را بر روی میز می گذارد. در ماه ژانویه وقتی می نوشتم که یک کازینودار از میان جِب بوش[برادر و فرزند رئیس جمهور] و مارک روبیو [جوان جذاب فرماندار] و بن کارسون [پزشک سیاه پوست] در جمهوری خواه ها بالا خواهد آمد بسیاری می خندیدند. و البته این کارِ نوشتنِ این هفت هشت ماهه برایم زجر آور بوده در کنار جاری کارهای دانشگاه و بچه داری و اسباب کشی از شمال به جنوب و تغییر شغل . ولی روندِ این ماجرا را رها کردن به سبب جاری زندگی نوعی کاهلی و تنبلی است. به هشت سال پیش فکر می کنم که این روزها در ژاپن بودم و روند اخبار را کاهلانه دنبال کردم و ...
چهار- امروز در میانه ی کارزار انتخاباتی، ترامپ بعد از چند روز وقت فشرده ای که روی فلوریدا گذاشته بود، کار کمپین را رها کرد و رفت به واشنگتن و هتل لوکس جدید اش را افتتاح کرد. هتل کجاست؟ چند صد متری با محل کاخ سفید فاصله دارد. که من خودم بدون رفتن به کاخِ سفید، اینجا کاخ دارم!
پنج- خبرنگار سی. ان. ان از او پرسید که این چه کاری بود که کار تبلیغات را رها کرده ای به افتتاح هتل می پردازی؟ گفت که این سوال ات توهین آمیز است. در متن سخنرانی اش گفته بود که : این هتل لوکس نشانی است از این که روی هر پروژه ای دست می گذارم زودتر از موعد و با هزینه کم تر از پیش بینی اجرا می کنم و کشور را هم همین طور اداره خواهم کرد.
آخر- نکته با نمک اتفاقات امروز هم اینکه سرو صدای زیادی به پا شده بود بابت توهینی که آقای گینگریچ (طرفدار ترامپ) به خانم مگین کلی (مجری معروف فاکس نیوز) کرده بود [فیلم بالا] و امروز ترامپ در سخنرانی افتتاح هتل اش گفت ایول گینگریچ دمت گرم خیلی خوب کاری کردی...
#انتخابات
#تحلیل
#هتل_داری #سیزده_روز #واشنگتن #آقای_گینگریچ #نون_به_نرخ_روز
https://telegram.me/solseghalam
یک - رای گیری زودهنگام هم اکنون در35 ایالت در حال برگزاری است. حدود 7 میلیون نفر رای داده اند. همانطور که پیش بینی می شد در مجموع کلینتون جلوتر است. ولی امروز برخلاف پیش بینی ها در در ایالت فلوریدا ، ترامپ از کلینتون جلو افتاده و این نسبت 45 به 43 شد. شاید دلیل این امر انرژی زیادی است که روی فلوریدا گذاشته شد در این چند هفته اخیر (که در دو یادداشت قبل هم به آن اشاره شد) شاید هم دلایل دیگری که نمی دانم.
دو- در مجموع تا اینجای کار همه چیز مطابق پیش بینی های "اخیر" سازمان های نظرسنجی جلو رفته. اینکه هیلاری با اندکی فاصله جلو خواهد بود. ولی آنچه که در پیش رو است سیزده روز باقیمانده است و انبوهی از افراد که دل خوشی از هیچ یک ندارند. آیا اتفاق جدیدی خواهد افتاد که دل های اینها یکدله شود به سمتی؟
سه - تا اینجای کار ، انرژی ای که ترامپ از دموکرات ها گرفت خیلی بیش از برآوردهای اولیه بود. و هدف از این نوشته های هفت هشت ماه گذشته ام همین بوده است. اینکه "روند" و سیرِ مسایل را مکتوب نشان دهم. اینکه ما در ایران عادت داریم بشنویم فلانی شد رییس جمهور و بعد هم گمان کنیم «اینها همه سر و ته یک کرباسند». همه چیز از قبل برنامه ریزی شده و... ازین دست تحلیل ها. و خلاص. اینکه اگر "روز به روز" حرکت کنیم با اتفاقات ، می بینیم که ماجرا واقعا عرصه ی رقابت مهلک و پیچیده ای است و هرکه هر مطاعی که در کف دارد و گزینه هایش را بر روی میز می گذارد. در ماه ژانویه وقتی می نوشتم که یک کازینودار از میان جِب بوش[برادر و فرزند رئیس جمهور] و مارک روبیو [جوان جذاب فرماندار] و بن کارسون [پزشک سیاه پوست] در جمهوری خواه ها بالا خواهد آمد بسیاری می خندیدند. و البته این کارِ نوشتنِ این هفت هشت ماهه برایم زجر آور بوده در کنار جاری کارهای دانشگاه و بچه داری و اسباب کشی از شمال به جنوب و تغییر شغل . ولی روندِ این ماجرا را رها کردن به سبب جاری زندگی نوعی کاهلی و تنبلی است. به هشت سال پیش فکر می کنم که این روزها در ژاپن بودم و روند اخبار را کاهلانه دنبال کردم و ...
چهار- امروز در میانه ی کارزار انتخاباتی، ترامپ بعد از چند روز وقت فشرده ای که روی فلوریدا گذاشته بود، کار کمپین را رها کرد و رفت به واشنگتن و هتل لوکس جدید اش را افتتاح کرد. هتل کجاست؟ چند صد متری با محل کاخ سفید فاصله دارد. که من خودم بدون رفتن به کاخِ سفید، اینجا کاخ دارم!
پنج- خبرنگار سی. ان. ان از او پرسید که این چه کاری بود که کار تبلیغات را رها کرده ای به افتتاح هتل می پردازی؟ گفت که این سوال ات توهین آمیز است. در متن سخنرانی اش گفته بود که : این هتل لوکس نشانی است از این که روی هر پروژه ای دست می گذارم زودتر از موعد و با هزینه کم تر از پیش بینی اجرا می کنم و کشور را هم همین طور اداره خواهم کرد.
آخر- نکته با نمک اتفاقات امروز هم اینکه سرو صدای زیادی به پا شده بود بابت توهینی که آقای گینگریچ (طرفدار ترامپ) به خانم مگین کلی (مجری معروف فاکس نیوز) کرده بود [فیلم بالا] و امروز ترامپ در سخنرانی افتتاح هتل اش گفت ایول گینگریچ دمت گرم خیلی خوب کاری کردی...
#انتخابات
#تحلیل
#هتل_داری #سیزده_روز #واشنگتن #آقای_گینگریچ #نون_به_نرخ_روز
https://telegram.me/solseghalam
Telegram
ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2