ارزیابی شتابزده
13.6K subscribers
957 photos
330 videos
35 files
927 links
یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2
Download Telegram
خلاصه اخبار دوشنبه 17 اکتبر

یک - بالاخره پس از غیبت و سکوت ملینا ترامپ که از روز جمعه گذشته ناپدید شده بود، اندرسون کوپر با او مصاحبه ای کرده و خلاصه صحبت ها اینکه گفته: به "مَرد"م باور دارم و کنارش می مونم.
دو- اندرسون کوپر می پرسد که بعد از انتشار نوار ترامپ چه احساسی داشتی؟ می گوید: من متعجب شدم. چون او [کسی که در نوار صداش پخش میشه] ، مردی که من میشناسم نیست. بعد از انتشار نوار او از من معذرت خواست. من عذرخواهی اش رو پذیرفتم و امیدوارم که آمریکایی ها هم بپذیرند. او مرد صاف و ساده ای هست.
Real and raw.
اینها صحبت های پسرانه بوده(Boys talk). من همیشه می گفته ام که من در خانه دوتا پسربچه دارم .
...
رسانه ها صادق نیستند.
من چند پرونده در دادگاه شروع کرده ام علیه کسانی که به من تهمت زده اند.

سه- سی. ان. ان. در خصوص صحبت های ملینا ترامپ که از "مَردش" دفاع کرده، میز میگرد مانندی را با شرکت چهار خانم جهت تحلیل مسایل برگزار کرد و منتقدین می گفتند این را چطوری "صحبت های پسرانه" تلقی کنیم در شرایطی که ترامپ در زمان گفتن آنها پنجاه و نه سال سن داشته و آن موقع مقارن با مقطع زمانی بوده که ایشان تازه با ملینا ازدواج کرده بوده ... مدافعین هم همچنان می گفتند شما چرا راجع به بنیاد کلینتن که رفته و از عربستان سعودی پول گرفته چیزی نمی گویید. اگر نگران حقوق زن هستید که عربستان وضعیتش با حقوق زن ها آنچنانی است.
چهار- در ادامه سفرهای ایالتی (معادل سفرهای استانی!) امروز ترامپ به ویسکانسین رفت. جایی که ایالتِ پُل رایان [رئیس مجلس نمایندگان] هست و البته بعد از ماجراهای اخیر، پل رایان در برنامه ی کاندیدای حزب متبوعش حاضر نشده و ترامپ هم حسابی از خجالت سیستم درآمده (مستقیما حرفی خطاب به رایان نزده) ولی همچنان تاکید کرده که این سیستم و انتخابات ناسالم است . سیستم رأی گیری سرشار از فساد است با این رسانه های فاسد.
Rigged election
پنج- پس فردا ، چهارشنبه، سومین و آخرین مناظره ی بین هیلاری کلینتون و ترامپ خواهد بود.
- - - -
ویدئوها:
یک- بخشی از صحبت های ملینا که نشان از ضعف در برابر شرایط اخیر دارد.
[و البته حرف جالبی هم می زند: بجای اینکه نگران من باشید بروید و نگران خانواده خودتون باشید]

دو- خبرنگار سی. ان. ان. امروز به میان مردمی که به استقبال ترامپ رفته اند می رود و مردم شعارهایی علیه پل رایان(نماینده ایالت شان که علیه ترامپ موضع گرفته) با خود به همراه آورده اند!
به خانمی که پلاکاردی را همراه دارد و روی آن نوشته "رایان دلال" می گوید: اسپل دلال رو درست ننوشتی که. خانم میگوید بله چون من یک آمریکایی تحصیل نکرده یِ سفیدِ کاتولیک دیپلورابل اهل ویسکانسین هستم. (!)

* دیپلورابل یا رقت انگیز (deplorable)کلمه ای بوده که یک بار هیلاری راجع به طرفداران ترامپ استفاده کرده.
رفته بودم ماشین بخرم

چند ماهی بود وارد این کشور شده بودم و از همان ابتدای کار مشخص بود که سیستم حمل ونقل بر این مبنا بنا نهاده شده که افراد خودروی شخصی باید داشته باشند. سیستم حمل ونقل عمومی محدود...
رفته بودم ماشین بخرم

چند ماهی بود وارد این کشور شده بودم و از همان ابتدای کار مشخص بود که سیستم حمل و نقل بر این مبنا بنا نهاده شده که افراد خودروی شخصی باید داشته باشند. سیستم حمل و نقل عمومی محدود و غیر راحت است. چند بار سر زدن به نمایشگاهها هم نشان داد وضعیت دلال ها بدتر از ایران است. روی یک ماشین می خواهند هزار و پانصد یا حداقل هزار دلاری سود کنند. با کمک دوستی پرمهر، وب سایت ها را زیر رو کردیم و از وب سایت کِرگلیست، چند قراری با چند نفری از فروشنده ها[ی غیر دلال] گذاشتم. یکی از ماشین ها، "آزِرا"ی تمیزی می زد که برای دیدنش به خیابان اُکموس رفتیم.
پس از رسیدن به محلِ قرار
چهره مرد فروشنده آشنا می زد.
نامش را پرسیدم، گفت حسین.
اهل کجایی؟ گفت عراق.
گفتم حسین، پس از شیعیانِ عراق هستی. گفت بله.
-کدام شهر؟
-بصره
-پس به ما نزدیک هستی.
پرسیدم اینجا چه میکنی؟ گفت دانشجوی دپارتمان عمران دانشگاه میشیگان. گفتم چه جالب من هم همان جا هستم. راستی! دوست دیگری هم داریم در همین عمران که اهل عراق است به نام عزیز. می شناسی اش؟ گفت چه عجیب دانشجوی عراقی دیگری در عمران و من نشناسم؟ گفتم معروف هست و در آر.ای سازه فولادی گاهی بجای استاد درس میدهد. گفت اهل کجاست. گفتم اربیل. تا گفتم اربیل چهره اش به هم رفت و اَخمی کرد و گفت: نه اینها آدمهای خوبی نیستن. این کردها خوب نیستن.
جا خوردم. چطور با طرفِ آمریکایی زندگی می کنید و کار می کنید ولی همدیگر را ندیده "آدم بد" قضاوت می کنید. گفتم ولی عزیز برایِ من دوست خوبی بوده . گفت اینها می خوان از ما جدا بشن. گفتم خب آزرا رو چند می دی؟
- - - - - - - -
عملیات آزاد سازیِ موصل شروع شده ولی "موصلِ نقشه ای" هم که آزاد بشود امّا موصلِ در ذهن ها مگر آزاد شدنی است؟ وقتی پیش قضاوت ها در منطقه ای چنین است و مردمِ پیرامونِ هم ، یکدیگر را خوب یا بد می انگارند ، گرفتنِ "زمین" چه مشکلی را حل می کند؟ موصل، آزاد هم که بشود ولی عراق در ذهن ها از هم گسسته است. ذهن ها باهم زندگی و با هم کارکردن را اگر نپذیرند امروز موصل آزاد می شود و فردا اربیل دعوا شروع می شود. پس فردا فلوجه یا بصره. چگونه است که در خاورمیانه و در آن خاک عجیب، مردمان باهم زندگی کردن نمی توانند ولی می آیند آمریکا و با این انبوهِ تفاوت های فرهنگی، تحمل پذیر و با رواداری و با آرامش سر به کار می دهند.
چه حکایتی است که دو شهرند از دو شهر به فاصله چندصدکیلومتر می گویند ما با هم اختلافِ فرهنگی[مذهبی] داریم ولی همین دو می آیند و در قاره ای دیگر ، در یک شرکت آمریکایی در دوطبقه ی مجاور کار می کنند؟ بی صدا.
چقدر زیبا سروده این شعر را :
خاورمیانه را آفرید 
از رویِ چشم هایِ شرقی ات
پر آشوب ، رنجور ، خسته ، زیبا...

(*شعر: عباس حسین نژاد)
#موصل #عراق #زمین #ذهن

https://telegram.me/solseghalam
👍1
شروع مناظره [این پست آپدیت می شود]

سوال اول- چرا محل مناظره نهایی در لاس وگاس؟
چرا دانشگاه؟
چرا دانشگاه نوادا؟
سوال دوم- سخنرانی رئیس دانشگاه قبل از همچین رویداد مهمی تبلیغات برای دانشگاه ...⬇️⬇️⬇️
شروع مناظره [این پست آپدیت می شود]

سوال اول- چرا محل مناظره نهایی در لاس وگاس؟
چرا دانشگاه؟
چرا دانشگاه نوادا؟
سوال دوم- سخنرانی رئیس دانشگاه قبل از همچین رویداد مهمی تبلیغات برای دانشگاه نیست؟ تبلیغات در همچین وقتی؟!
#مناظره #راند_آخر #چیزی_تغییر_خواهد_کرد؟
#debate
#مناظره_سوم
چندان صحبت زیادی برای نوشتن نمانده. به شکل محسوسی ترامپ از #مناظره دوم هم قوی تر بود. نقطه ضعف های متعدد [کارنامه طولانی] هیلاری یکی از دلایل حمله های متعدد ترامپ است. باید روند اتفاقات این چند روز آتی را ببینیم. با وجود جلو بودنِ فعلی هیلاری ، ولی همچنان بعید نیست که حریف بتواند برنده ی ماجرا باشد.
روزهای حساس در پیش است.
#debate
دریکی از گروههای تلگرامی دوستی عزیز تصویر چند نمونه اثر خوشنویسی ازجمله این تصویر را به اشتراک گذاشته بودند. نوشتم که "به شکل محسوسی کیفیت انحناها متفاوت هست. تا امروز هیچ دستی قدرت ایجاد چنین خم...⬇️
شکسته نویسی

در یکی از گروههای تلگرامی دوستی عزیز تصویر چند نمونه اثر خوشنویسی از جمله این تصویر بالا را به اشتراک گذاشته بودند.
نوشتم که "به شکلِ محسوسی کیفیتِ انحنا ها متفاوت هست. تا امروز هیچ دستی قدرت ایجاد چنین خم و پیچش هایی را نداشته که یداله کابلی خوانساری می تواند". یکی از دوستان جویا شده بودند دلیل "ویژه " بودن آثار شکسته نویسی استاد کابلی را؟ در توضیح، این چند کلام به عرض رسید:
" در پاسخ به این سوال شما خوبه نگاهی به سابقه ی موضوع داشته باشیم که در تاریخ کهن، ایرانیان بنا به طبع هنرپسندی و هنردوستی شان، خطوطِ مختلفی رو ابداع کردن برای منظور های خاص.
مثلا خط ثُلث برای کتیبه های مساجد. نشانه ای از استحکام و استقرار. خط نستعلیق [در اوج زیبایی و کمال] جهت نگارشِ متون و دیوان ها. اما خط شکسته نستعلیق خط عشاق هست.
خطی با پیچش ها و رهایی ای که برای تحریر اشعار و عاشقانه ها ابداع شد و سید گلستانه در کمال آن نقش داشت. اما در زمانه ی ما یداله کابلی خوانساری شکسته را به اوج رساند.
در این خط، کیفیتِ "تحریر منحنی های رها" بسیار مهم است اما علاوه بر آن، خطاط باید هارمونیِ بین منحنی ها و قوس های رها در صفحه ی کاغذ را هم مدّ نظر داشته باشه. به نحوی که این رهایی و آزادیِ حروف، اسباب گستگی بصریِ کار نشه. وقتی که نگاه میکنیم باید هم زیباییِ انحنا ها رو به صورت مفرد ببینیم و همزمان، هم آواییِ جمع منحنی ها رو در ترکیب با هم ببینیم. أمری که در تحریر این قطعه ی عاشقانه ی مولوی در اوج خودش اتفاق افتاده. انگار سماع کلام مولانا رو میشه با چشم دید. "من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/ پیشِ من جز سخنِ شهد و شکر هیچ مگو"... گفته میشه برخی از منحنی ها و پیچش هایی که دستِ ایشان تحریر می کنه شاید تا دویست سال آینده کسی نتواند تحریر کند به لحاظ ظرافت کار. در این کار شاهدیم که انگار پیچش هایی در اوج ظرافت با کامپیوتر کنار هم چیده شده اند از بس که "چیدمان و ترکیب" اثر زیباست.
کارگاه آب و خاک ایران، هنوز این دست مفاخر را پروراندن می تواند. خدایش عمر دهاد و قوت دست.
- - - -
پ.ن. از اتفاقات خوب در مورد هنر شکسته ی معاصر اینکه این قریحه ی جوشان[برخلاف بسیاری اساتید] در امرِ تربیت شاگرد کوتاهی ننموده و سخاوتمندانه به کارِ تربیت طیفی از جوانان خوش قریحه اهتمام نمود که ثمره و میوه ی کارهای این عزیزان را امروز شاهدیم.
تا باد چنین بادا ! پ.ن.2 در این گالری نمونه ای از برخی آثار را ببینیم:
http://www.yadollahkaboli.com/Farsiartwork.html
ارزیابی شتابزده
رفته بودم ماشین بخرم چند ماهی بود وارد این کشور شده بودم و از همان ابتدای کار مشخص بود که سیستم حمل و نقل بر این مبنا بنا نهاده شده که افراد خودروی شخصی باید داشته باشند. سیستم حمل و نقل عمومی محدود و غیر راحت است. چند بار سر زدن به نمایشگاهها هم نشان داد…
موصل موصل پریشب که راجع به موصل می نوشتم و دوستان عراقی که این مدت در آمریکا دیده ام نمی دانستم که دیشب در مناظره هیلاری-ترامپ اینقدر "موصل موصل" خواهند کرد. کاری به مضمونِ صحبت هایی که ترامپ در رابطه با موصل کرد ندارم . همین طور وارد ارزیابی جزئیاتِ بحث هیلاری هم نمی شوم. چیزی که از هر دوی اینها برایم جالب و حیرت آور بود اینکه چطور راحت ، راجع به "تصرف" موصل حرف می زنند. این یکی با آن یکی مخالف است راجع به استراتژی "تصرف" موصل. اینکه تاخیر کردی یا نکردی. اینکه تصرفش به سود توست یا به سود دیگری... داستان اما داستان یک چیز است: گرفتن. انگار عقلِ آمریکایی بعد از اینهمه تجربه ی این شانزده سال هنوز اینقدر بالغ نشده که بفهمد بابا "تصرف زمین" آخرِ ماجرا نیست. تازه اول ماجراست. شما شانزده سال پیش "زمینِ افغانستان" را گرفتید که طالبانش پاک شود، شُد؟ به پاکستان رفتید که پاکش کنید ولی پاک شد؟ طالبان یک تفکر است در آن سرزمین، یک جورِ نگاهِ به هستی است مگر با گرفتنِ زمین ، پاک می شود. توی ذهن هاست. شما پانزده سالِ پیش همین عراق را که موصل یکی از شهرهایش هست را "سه ماهه" گرفتید. همه ی زمین اش شد مالِ شما. حالا می گویید چرا شده مال یکی دیگر؟ هنوز نفهمیده بابای آمریکایی که با گرفتن زمینی ، آن زمین «مالِ تو» نمی شود. البته در این داستان، مشکل از کم هوشی آمریکایی نیست که در سرزمین آمریکا ، هوشمندان کم نیست. شاید مشکل، سابقۀ تاریخی ماجراست . آمریکا بر مبنایِ مهاجرت بنا نهاده شد و «اجدادِ آمریکایی» یک بار ، زمینی را گرفتند و شد مالِ آنها. آمریکاییان مثل انگلیسی ها [یا فرانسوی ها و ...] سابقه تاریخی انواع و اقسامِ "تصرف" را ندارند. یک بار وارد زمین شدی و آنجا شد مال تو. فرق دارد با آن سابقه ذهنی انگلستان که سالها در هند بود و آفریقا و ... و فهمید که روحِ هند، انگلیسی نمی شود حتی اگر چندصدسال آنجا بمانی. حتی اگر مهاتما گاندی اش فارغ التحصیل از کالجِ دانشگاهی لندن باشد. اما اینجا هنوز که هنوز است تو یِ مهاجر، اگر فرزندت در آمریکا متولد شود ، آمریکایی می شود. پاسپورت آمریکایی می گیرد. پای ات رسیده به این خاک کافی است : فرزندت آمریکایی محسوب خواهد شد. خب چنین تفکری باید هم هنوز به فتحِ موصل فکر کند. نه فتحِ قلوب . نه فتح ذهن ها . نه . تصرفِ خاک . اینجاست که می بینی دعوای هیلاری و ترامپ جنس اش از جنس تجربه ی این شانزده سال گذشته نیست. هنوز در سودای «بیرون کردن داعش از خاک است». اما داعش یک تفکر است یک جهان بینی. امروز موصل نبود و راه «رقّه» را هم برایش بستی ، سر از روزن برآرد. تابِ مستوری ندارد. این را فهمیدنش شاید ذهنِ انگلیسی می خواهد نه آمریکایی!
عجب دعوایی کردند بر سر موصل ترامپ و هیلاری .
https://telegram.me/solseghalam
👍1
مست شوند چشم‌ها از سکراتِ چشمِ او
رقص کنان درخت‌ها پیشِ لطافتِ صبا

بلبل، با درختِ گل، گوید چیست در دلت؟
این دم، در میان بِنِه، نیست کسی تویی و ما

گوید تا "تو" با "تو"یی هیچ مدار این طمع...
مست شوند چشم‌ها از سکراتِ چشمِ او/
رقص کنان درخت‌ها پیشِ لطافتِ صبا

بلبل، با درختِ گل، گوید چیست در دلت؟/
این دم، در میان بِنِه، نیست کسی تویی و ما

گوید تا "تو" با "تو"یی هیچ مدار این طمع/
جهد نمای تا بری رختِ "تو"ی از این سرا
[مولوی-غزل45]
تصویر؛ صبح شنبه 22 اکتبر
پریشب و در هفتادویکمین مراسم شام بنیاد آلفرد اسمیت، که هدفش جمع آوری اعانه برای کودکان نیازمند نیویورک است، کلینتون و ترامپ هردو حاضر شده و متن "طنز مانند" خودرا قرائت کردند. آنها در این متن باشوخی..
مجلسی پر از طنز و زخم زبان

پریشب و در هفتادویکمین مراسم شام بنیاد آلفرد اسمیت، که هدفش جمع آوری اعانه برای کودکان نیازمند است، کلینتون و ترامپ هردو حاضر شده و متن "طنز مانند" خودرا قرائت کردند. آنها در این متن با شوخی و زخم زبان به یکدیگر کنایه های متعدد زدند که با خنده های پی در پی حضار همراه شد. این مراسم سنتی است که اﺯ ﺳﺎﻝ 1945 ﺩﺭ ﺳﻮﻣﻴﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻣﺎﻩ اﻛﺘﺒﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ برگزار می شود و ﺑﻨﻴﺎﺩ اﺳﻤﻴﺖ Alfred Smith Foundation ﺷﺎﻣﻲ را ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪاﻥ برای ﻓﺎﻧﺪﺭﻳﺰﻳﻨﮓ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ نیویورک ﺑﺮﮔﺬاﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ و ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭼﻨﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﺟﻤﻊ آوری ﻣﻴﺸﻮﺩ. در ایام انتخابات، این مراسم وسیله ای برای کنار هم جمع شدن دموکرات ها و جمهوری خواه ها محسوب می شود. امسال این برنامه به فاصله یک شب بعد از سومین و آخرین مناظره آتشین بین دو کاندیدا برگزار شد و فضای پر از خنده ی آن - به رغم کنایه های متعدد دو کاندیدا به هم- حائز اهمیت و جالب توجه بود. در دیدن این مراسم گاه فکر می کردم که چقدر نمی فهممشان. برنامه بسیار دیدنی بود و همراه با علامت سوالهای بسیار که به ذهن می آورد. انگار که این ضیافت شام خیریه را درک کردن باید رفت و دوباره فیلم پدرخوانده را دید!! یا خضر فرخ پی باید بیاید و دستگیر شود در این ظلمات... واقعا نمی دانم این فضا و متن طنازانه و گزنده ای که هر یک خواندند را باید نمادی از «ظرفیت» و رفتار civil انگاشت در بین دو نفر [یا دو تفکر] ، که تا شبِ قبلش آنگونه به هم تاخته اند؟ یا آنکه باید متاسف بود برای مردمی که فکر می کنند دعوا بینِ این سران جدی است ولی واقعیت این است که می نشینند و با هم فالوده می خورند؟ [البته نه فالوده شیرازی - که فالوده ای که آنجور چهره همه شان رو سرخ و گلگلون کرده بود!] علی ایحال، نکاتی که به ذهن می رسد در دیدن این مجلس بذله گویی و دیدار میلیاردرهای نیویورکی :
یک - متن ترامپ عالی بود و اجرایش عالی تر. واقعا این پیرمرد سرشار از استعدادهای مختلف است! وقف هایی که روی کلمات می کرد و نگاههایی که به اطراف و هیلاری می کرد. انصافا بعد مدتها خندیدم.
دو- کاملا محسوس است که این جماعت "هم را" می شناسند . و با هم بوده اند . در بین مردم اینجا بارها می شنویم که ترامپ game changer است. یا He is the change agent. یا The person who shakes the Washington. ولی آیا چنین است؟ ترامپ از بیرونِ بازی، وارد شده؟ ترامپ هم در این بازی بوده. بچه محل هم بوده. بار اولش نیست که در این مجلس اِلیت نیویورک می آید. اول متنش گفت از جوانی بابا جانش او را با خودش به همراه می آورده اینجا. اما چیزی که هست "ترامپ مانندها" همیشه جایگاهشان در قد و قامتِ یک کازینو دارِ ثروتمند بوده در این مجلس ؛ و نه الیت واقعیِ فارغ التحصیلِ پرینستون و هاروارد . اما دیشب در قالب کاندیدای ریپابلیکن ها.
سه- نهایتا حدود شش میلیون دلار جمع آوری شد.
آخر- نظرسنجی ها همچنان می گویند هیلاری جلو تر است ولی واقعا هنوز مستبعد نیست برنده شدن این پیرمرد.
هفده روز بیشتر نمانده تا مشخص شدن نتیجه.
سفر از خویشتن باید
چو با خویشی
سفر چِبْودَ؟

سر از بهرِهوس باید،چو خالی گشت سر چِبوَد؟

چو جان بهرِنظر باشد،روانِ بی‌نظر چِبوَد؟

نظر درروی شَه باید،چو آن نَبوَد که راشاید؟
سفر ازخویشتن باید..
مولانا
حالا که صحبت سفر شد و جاده و ... این هم نمونه ماشین هایی که در کارولینا و این مناطق جنوب نام کاندیدای متبوعشان رو پشت ماشین سرافرازانه درج می کنند تا در مسیر اتوبان هم تبلیغ شود برای آن عزیز ☺️😉...
2
در انتظار دوباره "گریت" شدن کشورش ...
ای حسین بن علی!
من امسال به درک جدیدی در مرور داستان تو وخانواده ارجمندت رسیده ام. برای سالهایِ سال در بازتعریف حکایت تو و همراهانت،این سکانس داستان رادر مجالس گوناگون روضه می شنیدم که: "شبِ عاشورا...
1