"اشتباهاتِ استراتژیکِ هیلاری و مشاوران"
امروز را شاید می توان نقطۀ عطفِ اشتباهاتِ کمپینِ هیلاری و مشاورانش دانست. امروز همزمانی دو اتفاق با هم، شرایطی را بوجود خواهد آورد که رأیِ سرگردانِ بخشی از مردمی که هنوز در دو راهی ترامپ-هیلاری ، به تصمیم نرسیده بودند به سبدِ ترامپ ریخته شود.
پس از ماه ها جنجال بر سر ایمیل هایی که هیلاری کلینتون در دوران وزارت خارجه اش بدون توجه به پروتکل های امنیتی زده بوده است ، پلیس فدرال آمریکا سرانجام حکم بر عدمِ پیگیریِ قضائی موضوع را صادر کرد و رییس پلیس فدرال در سخنرانی ای با اذعان به مشکل دار بودن بخشی از ایمیل ها ، اعلام کرد که نیازی به پیگیری (pursue) موضوع نیست .
مشخص بود که جناب ترامپ که پیوسته از خراب بودن سیستم دادِ سخن می دهد و پیوسته مشکلات کشور را به گردنِ سیاستمدارانِ همه جا دست دار، می اندازد به قدر کافی از این موضوع برآشوبد و فریادهایِ قبلی را بلندتر برآورد که: ببینید سیستم خرابه (The system is rigged)...
اما این داستان باید بالاخره روزی به اینجا می رسید. و موضوعِ ایمیل ها باید روزی تعیین تکلیف می شُد. چیزی که امروز را در ذهنِ مردمِ کلافه از سیستمِ مدیریت کشور پررنگ می کند ، حضورِ اوباما در کمپین هیلاری و سخنرانی و دفاع جانانۀ اوباما از هیلاری است. اوباما هر آنچه که در کف داشت برای هیلاری خرج کرد و گفت و گفت آنچه می توانست. این باعث خواهد شد تا بخشِ زیادی از مردم به این باور برسند که "سیستم" «می خواهد» که هیلاری انتخاب شود. سیستمی که پلیسِ فدرالش دارد از اشتباه امنیتی این وزیرِ سابقِ خارجه عبور می کند [ به واسطه خاندان قدرتمندش و نفوذش و همراهی "الیت" با او ] و همزمان هم رئیس جمهور تمام قد پشتِ او می ایستد. اینها باعث خواهد شد تا بشود آنچه که فردی چون ترامپ از ابتدا به دنبال آن بوده و هست . اینکه مردم را بیشتر به سمت این باور سوق دهد که :«سیستم مرا نمی خواهد». سیستم می خواهد یکی از همین سیاستمدارانِ به تعبیر او فاسد و همه جا دست دار (هزاردستان) دوباره انتخاب شود و سرنوشت کشور بشود همان که نباید بشود و ما باز فاصله دار تر بشویم از دوران اوجِ آمریکایمان و ...
پ.ن. نکته با نمک در زمان پخش صحبت های رئیس پلیس فدرال ، پخش زنده ی آن از فیس بوک بود . به یُمنِ این قابلیتِ جدیدِ فیس بوک ، می توان علاوه بر دیدنِ زندۀ مصاحبه رسانه ای ، اعلام احساسات شنودگان را هم به واسطه پرواز «لایک» ها و «دیس لایک» ها بروی صفحه دید. رئیس پلیس دارد سخنرانی می کند و بی آنکه نیاز به رفتن به کوچه و بازار باشد ، صحفه فیس بوک نشان می دهد حجم چهره های عصبانیِ "دیس لایک" را بر روی مونیتور به شکلِ زنده! انبوهِ پیامهایِ (کامنت های) سرشار از عصبانیت به کنار. ( تصویرِ پرواز عصبانیت ها در کامنت! ) آنگاه در همچین روزی حظورِ رئیس جمهور دموکراتِ آفریقایی تبار (چیزی که به خودیِ خود موجبات کلافگی سفیدهای ریپابلیکن است) در کنارِ هیلاری و برافراشتنِ دست او ، عصبانی تر کردن عصبانی هایی است که از "سیستم" عصبانی اند.
پ.ن.2. متنِ ایمیلِ ستاد ترامپ به هواداران را در زیر ببینید . بی نیاز به هیچ توضیحی .
The system is rigged:
It's unbelievable,
The FBI confirms - Hillary lied and compromised National Security
I'm sure you saw the news today . . .
Despite finding 110 emails containing highly classified information, in 52 different email chains, the FBI has recommended no charges against Hillary Clinton for her dangerous email practices.
The system is rigged – we must hold Lying Crooked Hillary accountable at the ballot box in November.
STOP HILLARY
FBI Director James Comey described Hillary Clinton as "extremely careless" in her handling of classified information.
He even detailed how her terrible decisions led to huge security risks as she gallivanted across the globe.
And what did Lying Crooked Hillary say less than a year ago?
"I'm confident that this process will prove that I never sent nor received any e-mail that was marked classified."
110 emails were found containing classified material . . . including "top secret" information, AFTER Hillary and her cronies deleted 30,000 emails and failed to turn over hundreds more.
She's careless. She's incompetent. And she thinks she's above the law. Yet no charges are recommended against Crooked Hillary.
Plain and simple: this reckless behavior should disqualify Hillary Clinton from the Presidency.
Unfortunately, the FBI's announcement today should come as no surprise. The system is rigged for the powerful elites like Lying Crooked Hillary.
@solseghalam
امروز را شاید می توان نقطۀ عطفِ اشتباهاتِ کمپینِ هیلاری و مشاورانش دانست. امروز همزمانی دو اتفاق با هم، شرایطی را بوجود خواهد آورد که رأیِ سرگردانِ بخشی از مردمی که هنوز در دو راهی ترامپ-هیلاری ، به تصمیم نرسیده بودند به سبدِ ترامپ ریخته شود.
پس از ماه ها جنجال بر سر ایمیل هایی که هیلاری کلینتون در دوران وزارت خارجه اش بدون توجه به پروتکل های امنیتی زده بوده است ، پلیس فدرال آمریکا سرانجام حکم بر عدمِ پیگیریِ قضائی موضوع را صادر کرد و رییس پلیس فدرال در سخنرانی ای با اذعان به مشکل دار بودن بخشی از ایمیل ها ، اعلام کرد که نیازی به پیگیری (pursue) موضوع نیست .
مشخص بود که جناب ترامپ که پیوسته از خراب بودن سیستم دادِ سخن می دهد و پیوسته مشکلات کشور را به گردنِ سیاستمدارانِ همه جا دست دار، می اندازد به قدر کافی از این موضوع برآشوبد و فریادهایِ قبلی را بلندتر برآورد که: ببینید سیستم خرابه (The system is rigged)...
اما این داستان باید بالاخره روزی به اینجا می رسید. و موضوعِ ایمیل ها باید روزی تعیین تکلیف می شُد. چیزی که امروز را در ذهنِ مردمِ کلافه از سیستمِ مدیریت کشور پررنگ می کند ، حضورِ اوباما در کمپین هیلاری و سخنرانی و دفاع جانانۀ اوباما از هیلاری است. اوباما هر آنچه که در کف داشت برای هیلاری خرج کرد و گفت و گفت آنچه می توانست. این باعث خواهد شد تا بخشِ زیادی از مردم به این باور برسند که "سیستم" «می خواهد» که هیلاری انتخاب شود. سیستمی که پلیسِ فدرالش دارد از اشتباه امنیتی این وزیرِ سابقِ خارجه عبور می کند [ به واسطه خاندان قدرتمندش و نفوذش و همراهی "الیت" با او ] و همزمان هم رئیس جمهور تمام قد پشتِ او می ایستد. اینها باعث خواهد شد تا بشود آنچه که فردی چون ترامپ از ابتدا به دنبال آن بوده و هست . اینکه مردم را بیشتر به سمت این باور سوق دهد که :«سیستم مرا نمی خواهد». سیستم می خواهد یکی از همین سیاستمدارانِ به تعبیر او فاسد و همه جا دست دار (هزاردستان) دوباره انتخاب شود و سرنوشت کشور بشود همان که نباید بشود و ما باز فاصله دار تر بشویم از دوران اوجِ آمریکایمان و ...
پ.ن. نکته با نمک در زمان پخش صحبت های رئیس پلیس فدرال ، پخش زنده ی آن از فیس بوک بود . به یُمنِ این قابلیتِ جدیدِ فیس بوک ، می توان علاوه بر دیدنِ زندۀ مصاحبه رسانه ای ، اعلام احساسات شنودگان را هم به واسطه پرواز «لایک» ها و «دیس لایک» ها بروی صفحه دید. رئیس پلیس دارد سخنرانی می کند و بی آنکه نیاز به رفتن به کوچه و بازار باشد ، صحفه فیس بوک نشان می دهد حجم چهره های عصبانیِ "دیس لایک" را بر روی مونیتور به شکلِ زنده! انبوهِ پیامهایِ (کامنت های) سرشار از عصبانیت به کنار. ( تصویرِ پرواز عصبانیت ها در کامنت! ) آنگاه در همچین روزی حظورِ رئیس جمهور دموکراتِ آفریقایی تبار (چیزی که به خودیِ خود موجبات کلافگی سفیدهای ریپابلیکن است) در کنارِ هیلاری و برافراشتنِ دست او ، عصبانی تر کردن عصبانی هایی است که از "سیستم" عصبانی اند.
پ.ن.2. متنِ ایمیلِ ستاد ترامپ به هواداران را در زیر ببینید . بی نیاز به هیچ توضیحی .
The system is rigged:
It's unbelievable,
The FBI confirms - Hillary lied and compromised National Security
I'm sure you saw the news today . . .
Despite finding 110 emails containing highly classified information, in 52 different email chains, the FBI has recommended no charges against Hillary Clinton for her dangerous email practices.
The system is rigged – we must hold Lying Crooked Hillary accountable at the ballot box in November.
STOP HILLARY
FBI Director James Comey described Hillary Clinton as "extremely careless" in her handling of classified information.
He even detailed how her terrible decisions led to huge security risks as she gallivanted across the globe.
And what did Lying Crooked Hillary say less than a year ago?
"I'm confident that this process will prove that I never sent nor received any e-mail that was marked classified."
110 emails were found containing classified material . . . including "top secret" information, AFTER Hillary and her cronies deleted 30,000 emails and failed to turn over hundreds more.
She's careless. She's incompetent. And she thinks she's above the law. Yet no charges are recommended against Crooked Hillary.
Plain and simple: this reckless behavior should disqualify Hillary Clinton from the Presidency.
Unfortunately, the FBI's announcement today should come as no surprise. The system is rigged for the powerful elites like Lying Crooked Hillary.
@solseghalam
👍1
ادامه متن ایمیل از بالا 👇
That WILL change if I am elected to serve as the next President of the United States. But I need friends like you helping us continue building momentum behind Team Trump.
STOP HILLARY
I had been aggressively urging the FBI to hold Lying Crooked Hillary accountable. Now it is clear that is not going to happen – we must hold her accountable this November at the ballot box.
This election is the trial, and the American people are the jury.
I will be counting on your help to defeat Clinton and her cronies, to end the rigged system and Make America Great Again.
Best Wishes,
Donald Trump
Candidate for President of the United States
@solseghalam
That WILL change if I am elected to serve as the next President of the United States. But I need friends like you helping us continue building momentum behind Team Trump.
STOP HILLARY
I had been aggressively urging the FBI to hold Lying Crooked Hillary accountable. Now it is clear that is not going to happen – we must hold her accountable this November at the ballot box.
This election is the trial, and the American people are the jury.
I will be counting on your help to defeat Clinton and her cronies, to end the rigged system and Make America Great Again.
Best Wishes,
Donald Trump
Candidate for President of the United States
@solseghalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشمِ آسایش که دارد ، از سپهرِ تیز رُو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
[حافظ -غزل 470
از آلبوم آستان جان ؛ شجریان و مشکاتیان در آواز بیات ترک]
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
[حافظ -غزل 470
از آلبوم آستان جان ؛ شجریان و مشکاتیان در آواز بیات ترک]
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"حقّ غزل"
کلامِ حافظ؛ در اوج فخر کلام. صدایِ آلبوم معمای هستی؛ در اوج صدا؛
ظاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست/ درحقِ ما هر چه گوید، جایِ هیچ اکراه نیست
* غزل، خواندنی نیست، شنیدنی است. صدا باید که...
کلامِ حافظ؛ در اوج فخر کلام. صدایِ آلبوم معمای هستی؛ در اوج صدا؛
ظاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست/ درحقِ ما هر چه گوید، جایِ هیچ اکراه نیست
* غزل، خواندنی نیست، شنیدنی است. صدا باید که...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چنددقیقه بعدتر
آتش گرفته انگار آسمان؛ کلام حافظ:
چیست این سقفِ بلندِساده ی بسیار نقش /زین معمّاهیچ دانا درجهان آگاه نیست
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است؟/کین همه زخمِ نهان هست ومجالِ آه نیست
آتش گرفته انگار آسمان؛ کلام حافظ:
چیست این سقفِ بلندِساده ی بسیار نقش /زین معمّاهیچ دانا درجهان آگاه نیست
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است؟/کین همه زخمِ نهان هست ومجالِ آه نیست
❤1👍1
یک - هنوز نمی توانم درک کنم که در ساختارِ قدرتِ تعریف شده در یک کشور ، رئیس جمهور رسماً برود در ستاد انتخاباتی یک کاندیدا و برایش تبلیغات کند. این آیا استفاده از امکانات دولتی در جهت حمایت از یک شخص نیست؟ یا این یک جور برداشت است ، و جور دیگرش می شود گفت که نشانه ای است از آزادی و رواداری در سیستم؟
دو - متوجه می شوم احساس خطر اینها را از حضور ترامپ . ولی هنوز متوجه نمی شوم که یک "فرد" تا چه پایه می تواند در سیستمی رشد کند که باید مثلث هیلاری-سندرز-اوباما تشکیل شود تا "شاید" حرکت او را متوقف کنند. اینها امروز در برابر یک حزب (جمهوریخواه ها) متحد نشده اند، بلکه همه دست به دست هم داده اند تا "شاید" یک "فرد" را متوقف کنند. فردی که همه ی بزرگان حزب مقابل را هم له و لورده کرده است. سوال مشخص: آیا سیستم تا این حد باز است که یک تن بتواند به خلاف قاعده ی همه شنا کند و تا مرز پیروزی هم برسد؟
سه - هنوز متوجه نمی شوم استراتژی اینها را در مقابله با ترامپ. آن کیمیایی که ترامپ با آن زرگری کرده و تا بدینجا چشم ها را خیره کرده ، پادزهرش "اتحاد" سندرز-هیلاری-اوباما نیست. پادزهرش اینجور سخنرانی های کلیشه ای هم نیست. ترامپ ذهن ها را خیره کرده . علاج مقابله با ذهن های خیره شده ، شعبده ای است هم ارز همان سِحر که در کار بسته. سخنرانی های بی رمق و حرفهای تکراری ؟ کار می کند؟ "Don't boo, vote" خیلی کار کرد در برابر فرد هوشمندی که در روزِ انتخاباتِ جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا می رود و در اسکاتلند با هلی کوپتر شخصی اش زمین گلف افتتاح می کند؟ بازی ترامپ دو برگ برنده دارد ، بخشی از اذهان عمومی را شکوه و جلال ثروت اش به تحسین وا می دارد ، اما بخش بیشتر را ، تاکید او بر "ترس" های آمریکائیانی که نگران از دست رفتن جلال و جبروت سرزمینشان اند ، به همراهی میکشاند. در این بازیِ دو کارتیِ تحسین-ترسِ اذهان ، چقدر ضعیف دارند جلو می آیند اینها. هیچ حرکت خلاقانه ای در کمپین هیلاری و این مثلث دیده نمی شود. طرف با اسم "دیوار" صدها هزار طرفدار و رأی جمع کرده ، و اینها هم می خواهند با همین "اِی وای دیوار-ای داد دیوار" صدها هزار رأی و طرفدار جمع کنند. خلاقیت تا بدین پایه ابتدایی و بی رمق.
چهار- تمام تحلیل ها و یادداشت های گذشته ام مبتنی بر دو پیش بینی بود. یکی وجود ماههای پر حادثه و پر تنش در پیش روی کشور (کشوری که از زمان لینکلن منازعات داخلی را هوشمندانه حل می نموده و این باعث قدرتش در عرصه های خارجی بوده). و دومی پیش بینی اینکه رقابت هیلاری - ترامپ میلیمتری جلو خواهد رفت ، ولی سرانجام با فاصله ای ناچیز برنده هیلاری خواهد بود (بنا به دلایلی که ذکرش پیشتر رفته بود). ولی اگر نحوه عملکرد و حرکت و خلاقیت این سمت ، در این حد باشد که این روزها و هفته ها می بینیم ، هیچ امیدی به موفقیت شان نیست . هیچ ابتکار و خلاقیتی در کار نیست.
غیرِ این نکته که حافظ زِ تو ناخشنود است
در سراپایِ وجودت ، هنری نیست که نیست
دو - متوجه می شوم احساس خطر اینها را از حضور ترامپ . ولی هنوز متوجه نمی شوم که یک "فرد" تا چه پایه می تواند در سیستمی رشد کند که باید مثلث هیلاری-سندرز-اوباما تشکیل شود تا "شاید" حرکت او را متوقف کنند. اینها امروز در برابر یک حزب (جمهوریخواه ها) متحد نشده اند، بلکه همه دست به دست هم داده اند تا "شاید" یک "فرد" را متوقف کنند. فردی که همه ی بزرگان حزب مقابل را هم له و لورده کرده است. سوال مشخص: آیا سیستم تا این حد باز است که یک تن بتواند به خلاف قاعده ی همه شنا کند و تا مرز پیروزی هم برسد؟
سه - هنوز متوجه نمی شوم استراتژی اینها را در مقابله با ترامپ. آن کیمیایی که ترامپ با آن زرگری کرده و تا بدینجا چشم ها را خیره کرده ، پادزهرش "اتحاد" سندرز-هیلاری-اوباما نیست. پادزهرش اینجور سخنرانی های کلیشه ای هم نیست. ترامپ ذهن ها را خیره کرده . علاج مقابله با ذهن های خیره شده ، شعبده ای است هم ارز همان سِحر که در کار بسته. سخنرانی های بی رمق و حرفهای تکراری ؟ کار می کند؟ "Don't boo, vote" خیلی کار کرد در برابر فرد هوشمندی که در روزِ انتخاباتِ جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا می رود و در اسکاتلند با هلی کوپتر شخصی اش زمین گلف افتتاح می کند؟ بازی ترامپ دو برگ برنده دارد ، بخشی از اذهان عمومی را شکوه و جلال ثروت اش به تحسین وا می دارد ، اما بخش بیشتر را ، تاکید او بر "ترس" های آمریکائیانی که نگران از دست رفتن جلال و جبروت سرزمینشان اند ، به همراهی میکشاند. در این بازیِ دو کارتیِ تحسین-ترسِ اذهان ، چقدر ضعیف دارند جلو می آیند اینها. هیچ حرکت خلاقانه ای در کمپین هیلاری و این مثلث دیده نمی شود. طرف با اسم "دیوار" صدها هزار طرفدار و رأی جمع کرده ، و اینها هم می خواهند با همین "اِی وای دیوار-ای داد دیوار" صدها هزار رأی و طرفدار جمع کنند. خلاقیت تا بدین پایه ابتدایی و بی رمق.
چهار- تمام تحلیل ها و یادداشت های گذشته ام مبتنی بر دو پیش بینی بود. یکی وجود ماههای پر حادثه و پر تنش در پیش روی کشور (کشوری که از زمان لینکلن منازعات داخلی را هوشمندانه حل می نموده و این باعث قدرتش در عرصه های خارجی بوده). و دومی پیش بینی اینکه رقابت هیلاری - ترامپ میلیمتری جلو خواهد رفت ، ولی سرانجام با فاصله ای ناچیز برنده هیلاری خواهد بود (بنا به دلایلی که ذکرش پیشتر رفته بود). ولی اگر نحوه عملکرد و حرکت و خلاقیت این سمت ، در این حد باشد که این روزها و هفته ها می بینیم ، هیچ امیدی به موفقیت شان نیست . هیچ ابتکار و خلاقیتی در کار نیست.
غیرِ این نکته که حافظ زِ تو ناخشنود است
در سراپایِ وجودت ، هنری نیست که نیست
بعد از یک روز دوندگی
خواستم چند لحظه ای ساکن بنشینم
نگاهی کنم حرکت نور در ابرها را
اخبار را دیدم ... تلخی خبر...
تلخی آنچه آدم می کند در این خاک
مجالی نمی گذارد برای دیدن نور و لذت نگاهی به آسمان
این خاکِ پر خون و تنفر پیچیده در جنون کور و بی عقلی محض. چه باید کرد؟
"آدمی" در عالمِ خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو، آدمی
(حافظ)
خواستم چند لحظه ای ساکن بنشینم
نگاهی کنم حرکت نور در ابرها را
اخبار را دیدم ... تلخی خبر...
تلخی آنچه آدم می کند در این خاک
مجالی نمی گذارد برای دیدن نور و لذت نگاهی به آسمان
این خاکِ پر خون و تنفر پیچیده در جنون کور و بی عقلی محض. چه باید کرد؟
"آدمی" در عالمِ خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو، آدمی
(حافظ)
👍2
مرگ برای همسایه فقط نیست
پیش بینی ها تا این لحظه بیشتر مبتنی بر این است که کودتا شکست خواهد خورد. هر آنچه که بشود، (شکست نخورد یا بخورد) اتفاقات خوبی در پیش رویِ کشور ترکیه نیست. یا بی ثباتی های پس از کودتا، یا تشفّی و انتقام کشی های پس از شکست کودتا. یکی ازین دوحالت. بیچاره آن چند میلیون مردمی که تا پنج سال پیش خانه و زندگی و سامانی داشتند و بعد از جنگ در کشورشان ، چشم انتظار به "ترکیه" پناهنده شده اند. ذیلا یادداشتی است که دوماه پیش نوشتم -و البته فحش هایش را هم خوردم- راجع به تناظرِ زمانی اوضاع آن روز در آنکارا و تهران.
از متن :
...امنیت و ثباتِ کشورها در دنیایِ شکنندۀ امروز، -خصوصا برای کشورهای در حال توسعه- امری است که برایش کارت گارانتی ای صادر نشده ، به مجرد گرفتن تصمیمات استراتژیک اشتباه ، باید به انتظار جنگ و خون و ناامنی و فقر نشست....
پس از اتفاقاتِ پنج سال اخیر در کشورهای مختلف، کاملاً واضح است که بزرگترین گسل زلزله ای که ثبات یک کشور را به لرزش های چند ریشتری در می آورد، از محل اختلافات داخلی رُخ نمایی می کند.
http://www.khabaronline.ir/detail/533803/weblog/eslami
پیش بینی ها تا این لحظه بیشتر مبتنی بر این است که کودتا شکست خواهد خورد. هر آنچه که بشود، (شکست نخورد یا بخورد) اتفاقات خوبی در پیش رویِ کشور ترکیه نیست. یا بی ثباتی های پس از کودتا، یا تشفّی و انتقام کشی های پس از شکست کودتا. یکی ازین دوحالت. بیچاره آن چند میلیون مردمی که تا پنج سال پیش خانه و زندگی و سامانی داشتند و بعد از جنگ در کشورشان ، چشم انتظار به "ترکیه" پناهنده شده اند. ذیلا یادداشتی است که دوماه پیش نوشتم -و البته فحش هایش را هم خوردم- راجع به تناظرِ زمانی اوضاع آن روز در آنکارا و تهران.
از متن :
...امنیت و ثباتِ کشورها در دنیایِ شکنندۀ امروز، -خصوصا برای کشورهای در حال توسعه- امری است که برایش کارت گارانتی ای صادر نشده ، به مجرد گرفتن تصمیمات استراتژیک اشتباه ، باید به انتظار جنگ و خون و ناامنی و فقر نشست....
پس از اتفاقاتِ پنج سال اخیر در کشورهای مختلف، کاملاً واضح است که بزرگترین گسل زلزله ای که ثبات یک کشور را به لرزش های چند ریشتری در می آورد، از محل اختلافات داخلی رُخ نمایی می کند.
http://www.khabaronline.ir/detail/533803/weblog/eslami
خبرآنلاین
ترکیه دیروز ؛ تهران دیروز
دیروز سرانجام پس از سلسله شایعاتی که از اختلافات احمد داوود اوغلو و اردوغان بر سر زبانها و در رسانه ها دست به دست می شد، خبر کنارگیری نخست وزیر، به دلیل اختلافاتش با رئیس جمهور منتشر شد.
دیروز ظهر ؛ شیکاگو خیابان واکر جنوبی
مجاور برج Willis (بلندترین برج شیکاگو) پرچم ها هنوز نیمه افراشته بود. در سوگ پنج مأمور پلیسی که چند روز پیش کشته شدند در دالاس. هنوز چند روز نگذشته ، امروز در ایالت لوئیزیانا، باز شلیکی دیگر و جنازه سه پلیس دیگر بر زمین، کشته و هفت تن دیگر بر تخت بیمارستان ... و با این وجود موضوع اسلحه در این کشور حل شدنی نیست .
پ.ن. باز هم عده ای ممکن است همان تحلیل ساده انگارانه ی "بخاطر لابی کمپانی های اسلحه" را بگویند. ولی مگر تا "مردم" جایی یک چیزی را نخواهند می شود که ساختاری برقرار بماند. تا جمهور مردم (مجوریتی) اردوغانی را نخواهند که اردوغان برسرکار نمی ماند. سلاح در دست مردم جزوی از هویت این کشور است. جزو مبانی کشور آمریکا.
مجاور برج Willis (بلندترین برج شیکاگو) پرچم ها هنوز نیمه افراشته بود. در سوگ پنج مأمور پلیسی که چند روز پیش کشته شدند در دالاس. هنوز چند روز نگذشته ، امروز در ایالت لوئیزیانا، باز شلیکی دیگر و جنازه سه پلیس دیگر بر زمین، کشته و هفت تن دیگر بر تخت بیمارستان ... و با این وجود موضوع اسلحه در این کشور حل شدنی نیست .
پ.ن. باز هم عده ای ممکن است همان تحلیل ساده انگارانه ی "بخاطر لابی کمپانی های اسلحه" را بگویند. ولی مگر تا "مردم" جایی یک چیزی را نخواهند می شود که ساختاری برقرار بماند. تا جمهور مردم (مجوریتی) اردوغانی را نخواهند که اردوغان برسرکار نمی ماند. سلاح در دست مردم جزوی از هویت این کشور است. جزو مبانی کشور آمریکا.
تاتامی در ژاپن، اسلحه در آمریکا و...
تاتامی (tatami) کف پوشی حصیر مانند است که در منازل ژاپنی ، نه به عنوان زیرانداز ، که به عنوان پوشش سطح برخی از اتاق ها استفاده می شود. یعنی بجای استفاده از سرامیک یا چوب یا موکت، در بسیاری از خانه های ژاپنی یک یا دو اتاق، با کف پوش تاتامی وجود دارد. تاتامی به طور سنتی از کاه برنج ساخته میشود. ابعادِ تاتامی واحدی است که برخی از اندازهها و مفاهیم مربوطه را به همراه دارد. به عنوان مثال اتاق چهار تاتامی برای یک فرد مجرد و شش تاتامی برای یک زوج کافی میباشد. در ابتدای ورود به ژاپن زمانی که وارد یک ساختمان مدرن و مهندسی ساز می شوی و می بینی که کف برخی از اتاق ها بجای سرامیک و سنگ و موکت و... حصیر هست، بسیار احساس خوبی به همراه دارد؛ خصوصاً اینکه تاتامی بویِ خاص خود را هم به همراه دارد و باعث می شود که احساسِ حضور در طبیعت با تو همراه شود.
اما ماجرای تاتامی در منازل ژاپنی از کجاست؟ زندگی در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به نحو چشمگیری تغییر می کند و در اصطلاح غربی تر می شود. ترکیبی از عناصر ژاپنی و غربی در زمینه های غذایی، پوشاک و مسکن در کشور رایج می شود. در مقطعی از زمان تلاش می شود تا مؤلفه هایی از زندگی سنتی و باستانی ژاپنی حفظ شود. در همین راستا در حوزه معماری ، خانه های ژاپنی به نحوی ساخته می شوند که آمیزه ای از قدیم و جدید را در بر داشته باشند. بیشتر منازل در ژاپنِ پیش از جنگ دارای ساختاری از چوب با بامهایی از پوشش سفال بود و تقریباً تمامی اتاق ها با پوششِ تاتامی، مفروش شده بود. در فصل تابستان در ژاپن هوا بسیار گرم و شرجی است. به همین دلیل در گذشته خانه ها را به گونه ای می ساختند که نسیم بتواند از داخل آنها عبور کند. اتاق ها معمولاً دارای درها و پنجره های کشویی بودند. با برداشتن این درها و پنجره ها می توان دو اتاق کوچک تر را به یک اتاق بزرگ تر تبدیل کرد. خانه های جدید بیشتر از فولاد، بتون و چوب ساخته می شوند. ساختمان های مسکونی امروزه عموماً اتاق هایی به سبک غربی با کف های چوبی دارند. لذا امروزه در یک خانه ژاپنی، کفِ کفش کن یا گنکان (genkan) ، راهروها و آشپزخانه چوبی است در حالی که برای پایبندی به سنت گذشته ها، عمدتاً کفِ سایر اتاقها (یا حداقل یک اتاق) با فرش های حصیری یا تاتامی مفروش می شود.
تا اینجایِ کار خیلی خوب است. تاتامی هم نمادی است از فرهنگِ گذشتۀ ژاپنی و هم همراه آور بویِ طبیعت و مزارعِ برنج. اما این تاتامی ها مایه ی دردسرهای بسیاری هم هستند. به دلیلِ رطوبتِ هوای ژاپن، بعضاً حشرات کوچکی در آنها تولید مثل می کنند که می تواند باعث بروز آلرژی جدی در برخی از افراد شود و رها شدن از دست آلرژی و این حشرات مستلزم تزریق پیوسته ی سمّ به درون تاتامی یا عوض کردن تاتامی پس از دوسه سال و خرید تاتامی های جدید می باشد. بعد از مدتی که ترکیب آلرژی با آسمِ ناشی از رطوبتِ هوا برایم باعث شرایط تنفسی وحشتناکی شده بود و کلافه از تنگی نفس به دکترها می گفتم، «با اینهمه دردسر هایش چرا همچنان تاتامی می کنند کف اتاق ها رو؟» عمدتا جواب می شنیدم که: تاتامی بخشی از فرهنگِ سنّتیِ ژاپنی است.
شبِ کریسمس امسال برای شام میهمان خانوادۀ مهربانی درشهر هُلت میشیگان بودیم. عروس ها، نوه ها، فرزندان و یکی از والدینِ زوجی که ما را دعوت کرده بودند بر گردِ میز ، حضور چهارنسل آمریکایی در کنارِیکدیگر در آستانۀ تعطیلاتِ سال جدید بود. حرفها به این سو و آن سو رفت تا اینکه بحث به سلاح و اسلحه در آمریکا رسید. ناگهان پدر خانواده که تا آن زمان با مهربانی و گرمی ازین در و آن در سخن میگفت با عصبانیت گفت: دیدید که نزدیک بود سیاستمداران کم فکر و بی مایه این بخش از هویت آمریکایی را از ما بستانند؟! نزدیک بود کار به حدی در این مملکت خراب شود که قوانین محدودیت سلاح هم وضع شود... و ازین دست صحبت ها. تعجب در چهره من را که دیدند پدر و پسر خانواده توضیح دادند که: سلاح در آمریکا از ابتدا قرار بوده که در دستِ مردمان باشد و این از اصول مترقی کشور آمریکاست. اسلحه یعنی «زور» و قدرت، و سلاح نباید فقط در دستِ دولت باشد، تا که بداند قدرت در دستِ مردم هم، هست و بداند که لازم اگر شد، مردم با زبانِ زوری که در دستشان هست دولت را ادب می کنند(!) و مثال زد که: مثلا فقط در ایالت میشیگان تعداد کسانی که مجوز قانونی شکار(در فصل شکار حیوانات) را دارند از تعدادِ کل پلیسهایِ ایالات متحده بیشتر است. سلاح باید در دست مردم پخش باشد تا که قدرت پخش باشد. این یعنی جلوگیری از تمرکزِ قدرت در دستِ ارتش یا پلیس.
در میانه ی این بحث ها و حرف ها بود که مادر خانواده (که از همکارانمان در دانشگاه است) گفت: مثلا ما فقط در این خانه یازده جور اسلحه ی مختلف داریم.
بحث که به اینجا رسید به یاد تاتامی های ژاپن افتادم و اینکه گاه ملتی ، بخشی از هویتش را گره خورده به اخلاقی/رسمی/سنتی
تاتامی (tatami) کف پوشی حصیر مانند است که در منازل ژاپنی ، نه به عنوان زیرانداز ، که به عنوان پوشش سطح برخی از اتاق ها استفاده می شود. یعنی بجای استفاده از سرامیک یا چوب یا موکت، در بسیاری از خانه های ژاپنی یک یا دو اتاق، با کف پوش تاتامی وجود دارد. تاتامی به طور سنتی از کاه برنج ساخته میشود. ابعادِ تاتامی واحدی است که برخی از اندازهها و مفاهیم مربوطه را به همراه دارد. به عنوان مثال اتاق چهار تاتامی برای یک فرد مجرد و شش تاتامی برای یک زوج کافی میباشد. در ابتدای ورود به ژاپن زمانی که وارد یک ساختمان مدرن و مهندسی ساز می شوی و می بینی که کف برخی از اتاق ها بجای سرامیک و سنگ و موکت و... حصیر هست، بسیار احساس خوبی به همراه دارد؛ خصوصاً اینکه تاتامی بویِ خاص خود را هم به همراه دارد و باعث می شود که احساسِ حضور در طبیعت با تو همراه شود.
اما ماجرای تاتامی در منازل ژاپنی از کجاست؟ زندگی در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به نحو چشمگیری تغییر می کند و در اصطلاح غربی تر می شود. ترکیبی از عناصر ژاپنی و غربی در زمینه های غذایی، پوشاک و مسکن در کشور رایج می شود. در مقطعی از زمان تلاش می شود تا مؤلفه هایی از زندگی سنتی و باستانی ژاپنی حفظ شود. در همین راستا در حوزه معماری ، خانه های ژاپنی به نحوی ساخته می شوند که آمیزه ای از قدیم و جدید را در بر داشته باشند. بیشتر منازل در ژاپنِ پیش از جنگ دارای ساختاری از چوب با بامهایی از پوشش سفال بود و تقریباً تمامی اتاق ها با پوششِ تاتامی، مفروش شده بود. در فصل تابستان در ژاپن هوا بسیار گرم و شرجی است. به همین دلیل در گذشته خانه ها را به گونه ای می ساختند که نسیم بتواند از داخل آنها عبور کند. اتاق ها معمولاً دارای درها و پنجره های کشویی بودند. با برداشتن این درها و پنجره ها می توان دو اتاق کوچک تر را به یک اتاق بزرگ تر تبدیل کرد. خانه های جدید بیشتر از فولاد، بتون و چوب ساخته می شوند. ساختمان های مسکونی امروزه عموماً اتاق هایی به سبک غربی با کف های چوبی دارند. لذا امروزه در یک خانه ژاپنی، کفِ کفش کن یا گنکان (genkan) ، راهروها و آشپزخانه چوبی است در حالی که برای پایبندی به سنت گذشته ها، عمدتاً کفِ سایر اتاقها (یا حداقل یک اتاق) با فرش های حصیری یا تاتامی مفروش می شود.
تا اینجایِ کار خیلی خوب است. تاتامی هم نمادی است از فرهنگِ گذشتۀ ژاپنی و هم همراه آور بویِ طبیعت و مزارعِ برنج. اما این تاتامی ها مایه ی دردسرهای بسیاری هم هستند. به دلیلِ رطوبتِ هوای ژاپن، بعضاً حشرات کوچکی در آنها تولید مثل می کنند که می تواند باعث بروز آلرژی جدی در برخی از افراد شود و رها شدن از دست آلرژی و این حشرات مستلزم تزریق پیوسته ی سمّ به درون تاتامی یا عوض کردن تاتامی پس از دوسه سال و خرید تاتامی های جدید می باشد. بعد از مدتی که ترکیب آلرژی با آسمِ ناشی از رطوبتِ هوا برایم باعث شرایط تنفسی وحشتناکی شده بود و کلافه از تنگی نفس به دکترها می گفتم، «با اینهمه دردسر هایش چرا همچنان تاتامی می کنند کف اتاق ها رو؟» عمدتا جواب می شنیدم که: تاتامی بخشی از فرهنگِ سنّتیِ ژاپنی است.
شبِ کریسمس امسال برای شام میهمان خانوادۀ مهربانی درشهر هُلت میشیگان بودیم. عروس ها، نوه ها، فرزندان و یکی از والدینِ زوجی که ما را دعوت کرده بودند بر گردِ میز ، حضور چهارنسل آمریکایی در کنارِیکدیگر در آستانۀ تعطیلاتِ سال جدید بود. حرفها به این سو و آن سو رفت تا اینکه بحث به سلاح و اسلحه در آمریکا رسید. ناگهان پدر خانواده که تا آن زمان با مهربانی و گرمی ازین در و آن در سخن میگفت با عصبانیت گفت: دیدید که نزدیک بود سیاستمداران کم فکر و بی مایه این بخش از هویت آمریکایی را از ما بستانند؟! نزدیک بود کار به حدی در این مملکت خراب شود که قوانین محدودیت سلاح هم وضع شود... و ازین دست صحبت ها. تعجب در چهره من را که دیدند پدر و پسر خانواده توضیح دادند که: سلاح در آمریکا از ابتدا قرار بوده که در دستِ مردمان باشد و این از اصول مترقی کشور آمریکاست. اسلحه یعنی «زور» و قدرت، و سلاح نباید فقط در دستِ دولت باشد، تا که بداند قدرت در دستِ مردم هم، هست و بداند که لازم اگر شد، مردم با زبانِ زوری که در دستشان هست دولت را ادب می کنند(!) و مثال زد که: مثلا فقط در ایالت میشیگان تعداد کسانی که مجوز قانونی شکار(در فصل شکار حیوانات) را دارند از تعدادِ کل پلیسهایِ ایالات متحده بیشتر است. سلاح باید در دست مردم پخش باشد تا که قدرت پخش باشد. این یعنی جلوگیری از تمرکزِ قدرت در دستِ ارتش یا پلیس.
در میانه ی این بحث ها و حرف ها بود که مادر خانواده (که از همکارانمان در دانشگاه است) گفت: مثلا ما فقط در این خانه یازده جور اسلحه ی مختلف داریم.
بحث که به اینجا رسید به یاد تاتامی های ژاپن افتادم و اینکه گاه ملتی ، بخشی از هویتش را گره خورده به اخلاقی/رسمی/سنتی
به اخلاقی/رسمی/سنتی یا مفهومی می پندارد. در آن شرایط کاری مگر می شود کرد؟!
چه بسیار از این تاتامی ها و اخلاق ها و باور ها که در هر کشوری هست و باور عمومی بر این است که اگر از دست رفت ، هویت بر باد رفته . هر سال تعداد زیادی در آمریکا بخاطر قوانین سلاح کشته می شوند. امروز، تنها پنج روز پس از مراسم بزرگداشت کشتار دالاس، سه پلیس دیگر به ضرب گلوله در لوئیزیانا کشته شدند و مطمیناً همچنان بسیاری معتقدند که قانونِ سلاح نباید تغییر کند و "اسلحه باید در دست مردم فراهم باشد".
- - - - - - - - -
پ.ن. رادیو ان. پی. آر برنامه ای داشت در خصوص موضوع اسحله. مجری، شهر شیکاگو را مثال زد و می گفت اگر قرار باشد در نقشه شهر شیکاگو نقاطی را که سال گذشته در آن پلیس ناچار به شلیک گلوله شده ، مشخص کنیم باید بر روی نقشه شهر سه هزار نقطه را علامت بزنیم.
پ.ن.2 وب سایت های مختلف آمار و ارقام مختلفی از تعداد کشته های سالیانه ذکر می کنند. این ارقام از بین ده هزار کشته تا چهارده هزار کشته در سال ذکر می شود. رقمی حیرت آور. تقریبا برابر با کشته های حوادث جاده ای.
چه بسیار از این تاتامی ها و اخلاق ها و باور ها که در هر کشوری هست و باور عمومی بر این است که اگر از دست رفت ، هویت بر باد رفته . هر سال تعداد زیادی در آمریکا بخاطر قوانین سلاح کشته می شوند. امروز، تنها پنج روز پس از مراسم بزرگداشت کشتار دالاس، سه پلیس دیگر به ضرب گلوله در لوئیزیانا کشته شدند و مطمیناً همچنان بسیاری معتقدند که قانونِ سلاح نباید تغییر کند و "اسلحه باید در دست مردم فراهم باشد".
- - - - - - - - -
پ.ن. رادیو ان. پی. آر برنامه ای داشت در خصوص موضوع اسحله. مجری، شهر شیکاگو را مثال زد و می گفت اگر قرار باشد در نقشه شهر شیکاگو نقاطی را که سال گذشته در آن پلیس ناچار به شلیک گلوله شده ، مشخص کنیم باید بر روی نقشه شهر سه هزار نقطه را علامت بزنیم.
پ.ن.2 وب سایت های مختلف آمار و ارقام مختلفی از تعداد کشته های سالیانه ذکر می کنند. این ارقام از بین ده هزار کشته تا چهارده هزار کشته در سال ذکر می شود. رقمی حیرت آور. تقریبا برابر با کشته های حوادث جاده ای.
"نگیرد بهانه"
صوفیّ و کنجِ خلوت،
سعدیّ و طرفِ صحرا
صاحب هنر نگیرد،
بر بی هنر بهانه (!)
عقلم بِدُزد لَختی، چند اختیارِ دانش ؟؟
هوشم بِبَر زمانی، تا کِی غمِ زمانه؟!
#غزلیات_سعدی
@solseghalam
صوفیّ و کنجِ خلوت،
سعدیّ و طرفِ صحرا
صاحب هنر نگیرد،
بر بی هنر بهانه (!)
عقلم بِدُزد لَختی، چند اختیارِ دانش ؟؟
هوشم بِبَر زمانی، تا کِی غمِ زمانه؟!
#غزلیات_سعدی
@solseghalam
