محمد سهرابی (معنی زنجانی)
13.6K subscribers
74 photos
14 videos
1 file
13 links
Download Telegram
به درباری که جبرائیل اندازد کلاه آنجا
اگر مردی بقدر نیم مژگان کن نگاه آنجا

بغیر از یاد او در محضرش تمهید بی شرمی است
گنه دارد که فکر توبه باشی از گناه آنجا

تو ای معنی خجالت ساز کن از شیوه زشتت
اگر دنیا و عقبایت دهد، جز او مخواه آنجا
·
در ایام میلاد حضرت امیرالمومنین علی بن ابيطالب سلام الله علیهما به یاد تمام موالیان آن جناب عظیم الشأن هستم انشاءالله
بنازم سادگی را در بساط اشتیاق اینجا
تکامل طالبی بیرون رو از سبک و سیاق اینجا

تکلف در مذاق عاشقان آسایش محض است
فراغ آید به گوش جان اهل دل فراق اینجا

به سین و شین تفاوت نیست نزد طفل نو آموز
ز کار شاق می جوید دلم راهی به ساق اینجا

نوک تسرخت
فردا یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ماه جلسه صائب خوانی برقرار است انشاءالله
میدان قبا. فرهنگسرای رسانه. ساعت هيجده الی بیست
جلسه مختص آقایان است
چسان توقع کنم به محشر که پاک بینم خیال او را
گناه کردم که با دلی خون خیال کردم جمال او را

شکسته بالی و خسته حالی نداد کامم نبرد پیشم
سراسر آغوش محض گشتم، بغل نکردم وصال او را
·
جناب استاد کربلایی محمد سراج و کربلایی امیر کرمی و بنده حقیر
به نورش زندگانی داده ام رنگ مثالم را
به شش دانگ صدا آورده ام آواز لالم را

به استقلال ذاتی نیست کارم، نشئه فیضم
به شمعی داده ام جان نقش فانوس خیالم را
·
فانوس خیال توسط انتشارات جمهوری منتشر شده است؛
·
انشاءالله پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ماه، ساعت دو بعد از ظهر در غرفه نشر جمهوری در نمایشگاه کتاب با دوستان دیداری تازه خواهم کرد.
: ﷽
به همت دوست و برادر ارجمندم جناب آقای رضوی، مدیریت محترم دبیرستان علامه حلی برگزار می شود :
«گوشهٔ عراق»
● جلسات ادبی با محوریت آثار شاعران سبک عراقی
.
ـ شرح و خوانش:
"محمّد سهرابی"
@sohrabimohammad
● فصل اوّل:
"گلستان سعدی"
.
ـ چهارشـنبه‌ها
ساعت ۱۸ الی ۲۰
.
ـ خیابان کارگرجنوبی، چهارراه لشگر، خیابان کمالی، خیابان غفّاری،
دبیرستان علّامه‌حلّی تهران
@helli_research
● «ویژهٔ آقایان»
.
.
.
#گوشهٔ_عراق
#شاعران_سبک_عراقی
#محمّد_سهرابی #معنی
#دبیرستان_علّامه_حلّی_تهران

·
Forwarded from گوشهٔ عراق
گرچه به پای معنی خون حنای هند است
در گوشه عراق است هر ناله ای که دارد

@gusheyeeraq
در خون دل از بس به هوای تو تپیدم
باقی است به پیکر سر و خوانند شهیدم

کیفیت بیچارگی ام پیش تو این است:
در محضر ارباب غزل، شعر سپیدم

در وصل تو حال دل من مصرع تلخی است:
نومیدی اطفال ز نقل شب عیدم

معنی سخن تلخ زدی، کام گرفتی
مثل تو به تهران نه شنیدم نه که دیدم
چشمش زبان ندارد معشوق و با همین حال
من خود به گوشم از او بس حرفها شنیدم

در ساحت بلندش پامال جلوه اش باش
این نکته را به بزمش من از حنا شنیدم

فرمود کشته ات را در مسلخم ببینم
نفرین حوالتم کرد اما دعا شنیدم
·
روز چهارشنبه دوازدهم خرداد ماه، دومین جلسه ادبی گوشه عراق برگزار شد.
خنده آغاز غضب بود نمی دانستیم
صبحدم اول شب بود نمی دانستیم

هر که زین خاک سفر کرد مرا سوخت و رفت
مرگ پیدایش تب بود نمی دانستیم

شدت غفلت ما بود که مقصد زایید
همه راه، طلب بود نمی دانستیم

جهل پنداشت عطش نهر ندارد در خود
رمضان نیز رجب بود نمی دانستیم

بوسه چیز دگری بود پس از این همه عشق
آخرین قافیه لب بود نمی دانستیم
·