صُحُفٍ مُطَهَّرَه
2.11K subscribers
114 photos
23 videos
97 files
321 links
موضوع:
احادیث اهل بیت ع در موضوعات مختلف

مدیر:
@amid3
@Alinajma

کانالهای وابسته:

فضائل اهل بیت علیهم السلام @motahharoun
نقد غلو و تفویض @gholow
Download Telegram
🌱جایگاه امانت و مشورت

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي وَصِيَّةٍ لَهُ اعْلَمْ أَنَّ ضَارِبَ عَلِيٍّ ع بِالسَّيْفِ وَ قَاتِلَهُ لَوِ ائْتَمَنَنِي وَ اسْتَنْصَحَنِي وَ اسْتَشَارَنِي ثُمَّ قَبِلْتُ ذَلِكَ مِنْهُ لَأَدَّيْتُ إِلَيْهِ الْأَمَانَةَ.

امام صادق ع در وصیتی فرمودند: بدان که اگر قاتل امیرالمؤمنین ع اگر مرا امین شمارد و از من نصیحت خواهد و مشورت گیرد، و من بپذیرم، امانت را به نحو کامل به او خواهم رساند.

📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 133، باب الأمانة، ح5.

در همین باب روایات زیادی در این زمینه آمده است. و در آن تصریح شده که لزوم ادای امانت و وفای به عهد نسبت به نیکوکار و بد کار استثنایی ندارد. (ح1) و علاوه بر ذکر مثال در امانت قاتل امیر المؤمنین ع (در ح4و 5)، به بنی امیه و مجوس، (ح2) قاتل انبیاء، (ح3) و قاتل سید الشهداء (عوالي اللئالي، ج‏3، ص: 251) و... نیز اشاره شده، که نشان گر اوج اهمیت قبول امانت و نصیحت است.

در روایت دیگری آمده:
عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِه‏... فَإِنَّ مَنْ لَمْ يُمْحِضِ النَّصِيحَةَ لِمَنِ اسْتَشَارَهُ سَلَبَهُ اللَّهُ رَأْيَهُ وَ نَزَعَ عَنْهُ الْأَمَانَة.

هر کس نصیحت خود را نسبت به کسی که از او مشورت می خواهد، خالص نگرداند، خداوند رأی و فهم او را بگیرد، و امانت را از او بردارد.

📚 المحاسن، ج‏2، ص: 375، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 348، من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 297

در عهد محمد بن ابی بکر از امیر المؤمنین ع نیز آمده: «...انْصَحْ لِمَنِ اسْتَشَارَك‏» (الغارات، ط - الإسلامي، ج‏1، ص: 158)
نسبت به هر کس که از تو مشورت خواست، نصیحت بورز!

و در صفات مؤمن نیز ارشادگری او نسبت به مشورت گیرنده به چشم می خورد: «يُرْشِدُ مَنِ اسْتَشَارَه‏» (الكافي، ط - الإسلامية، ج‏2، ص: 231، الخصال، ج‏2، ص: 571)
@sohof2
🌱زمین از حجت خالی نمی ماند!

حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو عَلِيِّ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِيَّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ سُئِلَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنِ الْخَبَرِ الَّذِي رُوِيَ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً فَقَالَ ع إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَكَ فَقَالَ ابْنِي مُحَمَّدٌ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَيْبَةً يَحَارُ فِيهَا الْجَاهِلُونَ وَ يَهْلِكُ فِيهَا الْمُبْطِلُونَ وَ يَكْذِبُ فِيهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ يَخْرُجُ فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْأَعْلَامِ الْبِيضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ بِنَجَفِ الْكُوفَةِ.

🔸 محمد بن عثمان الْعَمْري گوید که شنیدم از پدرم که نقل می کرد که از امام حسن عسكری (عليه السلام) سؤال شد در حالی كه من در نزد ایشان حضور داشتم، دربارۀ اين روايت كه از پدرانش (علیهم السلام) نقل شده بود: «زمين هيچ گاه از حجت خدا بر خلق، تا روز قيامت خالی نخواهد بود و اگر كسی بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است» امام حسن عسكری عليه السلام فرمودند: اين سخن حقی است؛ همان طور كه [روشنایی] روز حق است. پس از ايشان سؤال شد: ای فرزند رسول خدا! امام و حجت بعد از شما كيست؟ فرمود: فرزندم محمد، او امام و حجت بعد از من است. هر كس بميرد و او را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است، امّا براى او غيبتى است كه نادانان در آن سرگردان شوند و اهل باطل در آن هلاك گردند و كسانى كه براى آن وقت [زمان] معيّن كنند دروغ گويند، سپس خروج می كند؛ پس گويا به پرچمهاى سپيدى می نگرم كه بر بالاى سر او در نجف و‏ كوفه‏ به اهتزاز در آمده است.

📚 كمال الدين و تمام النعمة، (الشيخ الصدوق)، ج‏٢، ص: ٤٠٩, ح ٩.
@dajjale_basreh
⚠️ انحراف سخت مردم دوران ظهور!

«أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ بْنِ عُقْدَةَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ‏ الْمُفَضَّلِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهْلِ النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِيَّةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ ذَاكَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ يَعْبُدُونَ الْحِجَارَةَ وَ الصُّخُورَ وَ الْعِيدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَةَ وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ كُلُّهُمْ يَتَأَوَّلُ عَلَيْهِ كِتَابَ اللَّهِ يَحْتَجُّ عَلَيْهِ بِهِ ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَيَدْخُلَنَّ عَلَيْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَمَا يَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ.»

فضَیل بن یسار گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
«ناملایماتی که قائم ما از سوی جاهلان زمان ظهور خود متحمّل می‌شود، بیش از آزاری است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله از مردم دوران جاهلیّت تحمّل فرمود.» گفتم: «چگونه ممکن است؟» فرمود: «پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در زمانی برانگیخته شد که مردم سنگ و کلوخ و چوبهای تراشیده شده را می‌پرستیدند؛ ولی آنگاه که قائم ما قیام کند، همه مردم بوسیله قرآن به مخالفت با او بر می‌خیزند و کتاب خدا را بر طبق میل خود و بر علیه او تفسیر و تأویل می‌کنند.»
سپس فرمود: «امّا به خدا قسم، همان‌گونه که سرما و گرما وارد خانه‌هایشان می‌شود (و از آن گریزی ندارند)، او عدل خود را حتی اگر داخل خانه‌هایشان باشند، بر آنان وارد خواهد نمود.»

📚 الغیبة للنعماني، ص: 297، و در همین باب اخبار دیگری در این معنا آمده است.
@sohof2
☀️لزوم شناخت امام زمان علیه السلام و تسلیم ایشان بودن

عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ الْأَوَّلَ.

از حضرت باقر یا حضرت صادق علیهما السلام روایت است که فرمود: بنده خدا مؤمن نخواهد بود مگر اینکه خدا و رسول و همه امامان را بشناسد و نیز امام زمانش را بشناسد و در تمام امور خود به او مراجعه کند و تسلیم امر او باشد. سپس فرمود: چگونه می شود که آخرین امام را بشناسد در صورتی که اوّلین امام را نشناخته باشد؟

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 180
@sohof2
🌱امید مخلصان!

حَدَّثَنَا الصَّقْرُ بْنُ أَبِي دُلَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا ع يَقُول‏... قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّيَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَيْبَةً يَكْثُرُ أَيَّامُهَا وَ يَطُولُ أَمَدُهَا فَيَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ يُنْكِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ يَسْتَهْزِئُ بِذِكْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ يَكْذِبُ فِيهَا الْوَقَّاتُونَ وَ يَهْلِكُ فِيهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ يَنْجُو فِيهَا الْمُسْلِمُونَ.

از امام جواد عليه السلام سوال شد:
چرا امام زمان عليه السلام را «منتظَر» مى نامند؟!
پس فرمود: «چون او را غيبتي است طولاني كه در آن زمان مخلصين انتظار ظهور او را دارند، اهل شك و شبهه منكر وجود حضرت مى شوند، بى دينان نام و ياد او را به استهزاء و مسخره مى گيرند، گروهى به دروغ براي ظهور وقت تعيين مى كنند، كسانى كه عجله كنند هلاك مى شوند، و اهل تسليم نجات پيدا مى كنند.»

📚 كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 378، كفاية الاثر، ص: 238
@sohof2
🔨پاسخ کوبنده امام صادق علیه السلام به غالیان

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ‏ آلِهَةٌ يَتْلُونَ بِذَلِكَ عَلَيْنَا قُرْآناً وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ‏ فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ شَعْرِي مِنْ هَؤُلَاءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِينِي وَ لَا عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اللَّهِ لَا يَجْمَعُنِي اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ عِنْدَنَا قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ رُسُلٌ يَقْرَءُونَ عَلَيْنَا بِذَلِكَ قُرْآناً يا أَيُّهَا الرُّسُلُ‏ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ‏ فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي مِنْ هَؤُلَاءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِينِي وَ لَا عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اللَّهِ لَا يَجْمَعُنِي اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ ...

سدیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گروهی مدعی اند که شما «اله» هستید و به این آیه استناد می کنند: «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» حضرت فرمود: ای سدیر گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موی من از اینان بیزار است و خداوند نیز از آنان بیزار است. اینان بر دین من و دین پدرانم نیستند و خداوند مرا با آنان در روز قیامت در یک جا جمع نمی کند مگر آن که بر آنان خشمگین است. گفتم: نزد ما گروهی هم هستند که مدعی اند شما «رسول» هستید و به این آیه استناد می کنند: «یا ایها الرسل کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا انی بما تعملون علیم» امام فرمود: ای سدیر گوش و چشم و مو و پوست وگوشت و خون من از اینان بیزار است و خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) نیز از آنان بیزارند. اینان بر دین من و دین پدرانم نیستند و خداوند مرا با آنان در روز قیامت کنار هم جمع نمی کند مگر آن که بر آنان خشمگین است ...

📚الكافي، دار الکتب الإسلامية، ج‏1، ص269
@sohof2
🌷صلوات و آمرزش گناهان

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا سلام اللّه علیه مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى‏ مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَوَاتِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

كسي كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش (عليهم السلام) صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش محو و نابود گردد.

📚 الأمالي (للصدوق)، ص: 73

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
@sohof2
⚠️ غالیان بدتر از مشرکان

مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا، رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ جَعْفَرُ بْنُ وَاقِدٍ وَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي الْخَطَّابِ، فَقِيلَ إِنَّهُ صَارَ إِلَى بِيرُوذَ، وَ قَالَ فِيهِمْ: وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ‏، قَالَ، هُوَ الْإِمَامُ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) لَا وَ اللَّهِ لَا يَأْوِينِي وَ إِيَّاهُ سَقْفُ بَيْتٍ أَبَداً، هُمْ شَرٌّ مِنَ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَ الْمَجُوسِ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا، وَ اللَّهِ مَا صَغَّرَ عَظَمَةَ اللَّهِ تَصْغِيرَهُمْ شَيْ‏ءٌ قَطُّ، إِنَّ عُزَيْراً جَالَ فِي صَدْرِهِ مَا قَالَتْ فِيهِ الْيَهُودُ فَمَحَا اللَّهُ اسْمَهُ مِنَ النُّبُوَّةِ، وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ عِيسَى أَقَرَّ بِمَا قَالَتِ النَّصَارَى لَأَوْرَثَهُ اللَّهُ صَمَماً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ اللَّهِ لَوْ أَقْرَرْتُ بِمَا يَقُولُ فِيَّ أَهْلُ الْكُوفَةِ لَأَخَذَتْنِي الْأَرْضُ، وَ مَا أَنَا إِلَّا عَبْدٌ مَمْلُوكٌ لَا أَقْدِرُ عَلَى شَيْ‏ءٍ ضَرٍّ وَ لَا نَفْعٍ.

علي بن حسان از يكى از صحابه نقل كرد كه در خدمت حضرت صادق عليه السّلام صحبت از جعفر بن واقد و چند نفر از ياران ابو الخطاب شد يكى از حاضرين گفت او براى گمراه كردن من رفت آمد داشت با من و ميگفت اين آيه در باره امام نازل شده وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ گفت منظور امام است كه در زمين و آسمان خدا است.
حضرت صادق عليه السّلام فرمود نه بخدا قسم هرگز من و او در زير يك سقف جمع نشده‏ايم آنها بدتر از يهود و نصارى و مجوس و مشركين هستند بخدا قسم توهين بخدا نكرده بقدرى كه ايشان كرده‏اند عزير در دلش خطور كرد آنچه يهود در باره او ميگفتند خداوند نامش را از جمله پيامبران محو كرد بخدا قسم اگر عيسى اقرار كند به آنچه نصرانيان در باره‏اش ميگفتند خداوند او را تا روز قيامت كر و ناشنوا ميكرد من نيز اگر بپذيرم آنچه اهل كوفه در باره‏ ام ميگويند زمين آن را فرو خواهد برد من جز بنده ‏اى تحت فرمان خداوند نيستم كه اختیار سود و زيانى ندارم.

📚 رجال الكشي، نشر دانشگاه مشهد، ص: 301/ 538
@sohof2
🌺 چند مطلب مفید در نقد الحاد

اخلاق و حقوق با وجود الحاد، توجیه پذیر نیست:
alasar.blog.ir/1396/05/29/elhad-hoghoogh

عفو مطلق برای سلطان قبیح است؛ از این رو قهر دینی و مجازات شرعی و تکوینی لازم است:
alasar.blog.ir/1396/05/29/afw-ghahr

بدون پذیرش مالکیت مطلق و حقّ ذاتی خداوند، سخن گفتن از هر گونه حقّ و از جمله آزادی، بی معنا و نامعقول است:
alasar.blog.ir/1396/05/29/malekiyyat
▶️ @zecra
🔴حدوث عالم و وجود صانع

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ ره قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع‏ أَنَّهُ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا الدَّلِيلُ عَلَى حَدَثِ الْعَالِمِ قَالَ أَنْتَ لَمْ تَكُنْ ثُمَّ كُنْتَ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّكَ لَمْ تُكَوِّنْ نَفْسَكَ وَ لَا كَوَّنَكَ مَنْ هُوَ مِثْلُكَ.»

📚 التوحيد للصدوق، جامعة المدرّسین، ص293

مردی بر امام رضا علیه السلام وارد شد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا (ص) دلیل بر حدوث عالم [و وجود خالق قدیم] چیست؟ فرمود: تو نبودی سپس به وجود آمدی؛ و می دانی که خودت، خودت را به وجود نیاورده ای و کسی هم که مثل تو باشد تو را به وجود نیاورده است.
@sohof2
🔵آیا فرضیه ی بیگ بنگ به تنهایی می تواند پیدایش جهان را تبیین عقلانی نماید؟

فرض کنیم جهان در ابتدا یک ذرّه کوچک بوده باشد. یا این ذرّه کوچک همیشه بوده است و یا نبوده و پدید آمده است؛

- اگر نبوده و پدید آمده است، از دو حال خارج نیست:
یا با تغییر در مادّه ای پیشین (مادّه به معنای فلسفی-کلامی) به وجود آمده است، که در این صورت همین بحث ها بر سر آن منتقل می شود؛
و یا بدون سابقه و مادّه پیشین به وجود آمده، که در این صورت عقل نمی پذیرد که در نیستی مطلق، چیزی بدون علّت به وجود آید و لا جرم خالقی فرای این جهان ثابت می شود؛
-اگر همیشه بوده است -گذشته از این که این فرض چنان که خواهیم گفت معقول نیست، ولی اکنون آن را مفروض می گیریم- تغییر و تبدّل تدریجی آن به جهان کنونی یا از ذات آن ذرّه ناشی شده است، یا از عاملی بیرونی؛
امّا ممکن نیست از ذات آن ذرّه ناشی شده باشد، زیرا فرض ما این بود که این ذرّه همیشه بوده است و اگر این تغییر مقتضای ذات آن بود، هر زمانی که برای آغاز این تغییر در نظر گرفته شود، عقلاً نادرست است و لازم است پیش از آن زمان، تغییر آغاز شده باشد. لازم است ازلاً این تغییر آغاز شده باشد و در نتیجه ازلاً پایان یافته باشد و ازلاً جهان کنونی پدید آمده باشد؛ در نتیجه این فرض به یک پارادوکس نامعقول و لا ینحل می انجامد؛ بنابراین ناچار باید برای این تغییرات، فاعلی بیرون از دایره این جهان در نظر گرفت.

نتیجه این که فرضیه بیگ بنگ بدون در نظر گرفتن چیزی فراتر از عالم تغییر و حدوث نمی تواند، پیدایش آن را تبیین عقلانی کند.

دقت شود که در این جا لازم نیست به صحّت و سقم این فرضیه بپردازیم و بحث کنیم که آیا اساساً معقول و ممکن است که با یک سری مشاهده تجربی در دامنه ی تجربه ی محدود بشر و تحلیل بر اساس آن درباره پیدایش مجموعه جهان -که اندازه آن فراتر از تصور ما است- در زمانی بسیار دور -که قدمت آن فراتر از درک ما است- اظهار نظر کرد؟ و نیز کمّ و کیف و جزئیات این فرضیه اثری در بحث ندارد؛ آن چه مهم است یک طرح کاملاً کلّی از آن است که در هستی شناسی عقلانی قابل بحث باشد.
@sohof2
⌛️ابطال ازلی بودن زمان و اثبات وجود خالق قدیم

در مطلب سابق وعده دادیم که نشان دهیم فرض ازلی بودن اشیاءِ زمانمند درست نیست.

تحقّق نامتناهی مقداری در عالم واقع ممکن نیست؛ زیرا:

هر چه مقداری باشد، قابل کم و زیاد شدن است.
فرض کنیم که نامتناهیِ مقداری در عالم واقع محقق شود؛ در این صورت فرض می کنیم، یک جزء از آن کم کنیم؛
آن چه باقی مانده است، از دو حال خارج نیست: یا متناهی است یا نامتناهی؛
اگر آن چه مانده متناهی باشد، جمع متناهی با یک جزء -که آن هم متناهی است- متناهی می شود که این خلاف فرض و باطل است؛
اگر آن چه مانده نامتناهی باشد؛ لازم می آید نامتناهی از نامتناهی کوچکتر باشد و این هم عقلاً باطل است؛
بنابراین تحقّق نامتناهی مقداری در عالم واقع محال است.

همین استدلال را بر زمان تطبیق می دهیم:

فرض کنیم زمان از بی نهایت لحظه پیش آغاز شده باشد و به اکنون رسیده باشد. اگر زمان گذشته تا یک ساعت پیش نامتناهی بوده و تا اکنون نیز نامتناهی باشد؛ لازم می آید که نامتناهی از نامتناهی بزرگتر باشد و این محال است؛ و اگر فرض شود که زمان گذشته تا یک ساعت پیش متناهی بوده است؛ در این صورت با گذشت یک ساعت نیز متناهی خواهد بود و این خلاف فرض است؛ بنابراین فرض نامتناهی بودن زمان گذشته باطل است.

بیان دیگر:

اگر فرض شود زمان گذشته بی نهایت است، ثانیه کنونی هیچ وقت محقّق نمی شود؛ زیرا آمدن ثانیه فعلی متوقف است بر گذشتن ثانیه ی پیشین و گذشتن ثانیه ی پیشین متوقف است بر گذشتن ثانیه ی قبل از آن و همین طور تا بی نهایت و چون امر به تسلسل می انجامد، زمان حال هرگز محقق نمی شود و این نیز باطل است؛ پس فرض نخست باطل است و زمان گذشته متناهی است.

به این ترتیب بطلان عقیده فلاسفه، زنادقه، غلات و ... معلوم شد.

ثابت شد که زمان گذشته نمی تواند نامتناهی باشد؛ بنابراین هر موجودی که زمانمند باشد، حادث زمانی است و چون محال است حادث بدون علّت پدید آید و از طرفی خود زمان و همه اشیاءِ زمانمند حادث اند، پس وجود خالقی غیر زمانمند و به اصطلاح «قدیم» ثابت می شود. «قدیم» موجودی است که محدود به زمان نیست و قبل و بعد و گذشته و آینده و زوال و عدم در آن راه ندارد.
@sohof2
بیان ساده ریاضی، در اینکه بینهایت مقداری وجود خارجی ندارد.
بعضی از محققان در این زمینه به آیاتی از قرآن کریم نیز استناد جسته اند. (معرفة الله بالله، ص56)
@sohof2
✂️آیا می توان یک شیء را به بی نهایت جزء تجزیه نمود؟

أَنَّ مَا سِوَى‏ الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ وَ اللَّهُ وَاحِدٌ لَا مُتَجَزِّئٌ وَ لَا مُتَوَهَّمٌ بِالْقِلَّةِ وَ الْكَثْرَةِ وَ كُلُّ مُتَجَزِّئٍ أَوْ مُتَوَهَّمٍ بِالْقِلَّةِ وَ الْكَثْرَةِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ دَالُّ عَلَى خَالِقٍ لَه‏...

🔸آنچه جز خداى واحد است تجزيه پذير است و خدا واحدى است كه نه تجزيه پذير است و نه كم و بيش در ذات او تصور شود و هر آنچه تجزيه پذير است يا آنچه در آن تصور كم و بيش شود مخلوقى است كه دلالت بر خالق خويش دارد.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 116 و التوحيد (للصدوق)، ص: 193 (و ر.ک به t.me/sohof2/564)

گفتیم که غیر خدا تجزیه پذیر است و تحقّق نامتناهی مقداری در عالم واقع محال است؛ در این جا اشکالی مطرح کرده اند:

«هر جسم متناهی از بی نهایت ذره تشکیل شده؛ زیرا یک جسم را می توان به دو بخش تقسیم کرد و باز هر یک از دو بخش را می توان به دو قسمت تجزیه کرد که چهار بخش حاصل می شود و می توان این تقسیم را پیوسته و بدون نهایت، ادامه داد و به این ترتیب ثابت می شود که هر جسم از بی نهایت جزء تشکیل شده است. لازم نیست این تقسیم حقیقی باشد و همین که در ذهن، امکان چنین تقسیمی وجود دارد، کفایت می کند.»

🔹پاسخ:

در این جا خلط بین حقیقت عینی و فرض ذهنی منجر به تناقض شده است؛ زیرا در عالم واقع برای هر جزء ناچار باید مقداری هر چند کوچک فرض کرد و لازمه تجمّع بی نهایت ذرّه ی کوچک، نامتناهی بودن جسم است که خلاف فرض و باطل است.
در این جا توجه نشده که در هر مرتبه از تقسیمِ حقیقی یا فرضی، تعداد محدودی جزء پدید می آید؛ در یک مرتبه 2 جزء، در مرتبه بعد 4 جزء، سپس 8 جزء، سپس 16 جزء و ... . این تقسیم را در ذهن یا واقع تا هر کجا پیش ببریم؛ باز تعداد اجزاء متناهی است نه نامتناهی.
این که میگوییم تقسیم تا بی نهایت ممکن است؛ معنایش این نیست که بالفعل بی نهایت جزء با مقدار معیّن وجود دارد!! بلکه معنایش این است که تقسیم توقف پذیر نیست.

به عبارتی: «تقسیمِ جسم به اجزاء متناهی، نهایتی ندارد؛ نه آن که تقسیم جسم، منتهی شود به اجزاء نامتناهی»

🔸دو نکته مهمّ:

1. بی دقّتی در ریشه ی مفاهیم ریاضی و حقیقت مجموعه های اعتباری اعداد و دلیل وضع آنها و نسبتشان با عالم واقع، اوهام و شبهاتی را درباره نامتناهی و موضوعات فلسفی-کلامی مشابه، ایجاد کرده است که با قدری دقّت و ژرف اندیشی، مرتفع می شود.

2. این مباحث انتزاعی عقلی، هیچ ربطی به دریافت های تجربی و آزمایشهای طبیعی ندارد و نه با آن قابل اثبات اند و نه قابل ردّ.
@sohof2
تعیین وقت ظهور ممنوع❗️

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلامُ) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ : کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ لَا نُوَقِّت.‏

ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که از ایشان دربارۀ قائم علیه السلام سوال کردم و چنین فرمود: وقت گزاران (تعیین کنندگان زمان ظهور) دروغ گویند ما خاندانی هستیم که وقت را تعیین نمی کنیم‏.

📚 الکافی، ج ١، ص ٣٦٨
@sohof2
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
💠 نگاه صحیح به دنیا و آخرت (3) اميرالمؤمنين عليه السلام: «لاَ يَصْغَرُ مَا يَنْفَعُ‏ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ لاَ يَصْغَرُ مَا يَضُرُّ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَكُونُوا فِيمَا أَخْبَرَكُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَمَنْ عَايَنَ‏» 🔸آنچه در روز قيامت سودمند است،…
💠 نگاه صحیح به دنیا و آخرت (4)

عم هِشامِ بنِ الحَكَم عن الإمام الكاظم عليه السلام:
... يَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ نَظَرَ إِلَى الدُّنْيَا وَ إِلَى أَهْلِهَا فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ وَ نَظَرَ إِلَى الْآخِرَةِ فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا يَا هِشَامُ إِنَّ الْعُقَلَاءَ زَهِدُوا فِي الدُّنْيَا وَ رَغِبُوا فِي الْآخِرَةِ لِأَنَّهُمْ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْيَا طَالِبَةٌ مَطْلُوبَةٌ وَ الْآخِرَةَ طَالِبَةٌ وَ مَطْلُوبَةٌ فَمَنْ طَلَبَ الْآخِرَةَ طَلَبَتْهُ الدُّنْيَا حَتَّى يَسْتَوْفِيَ مِنْهَا رِزْقَهُ وَ مَنْ طَلَبَ الدُّنْيَا طَلَبَتْهُ الْآخِرَةُ فَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ فَيُفْسِدُ عَلَيْهِ دُنْيَاهُ وَ آخِرَتَه‏...

امام كاظم عليه السلام:
اى هشام! خردمند، درباره دنيا و اهل آن انديشيد و دريافت كه دنيا جز با رنج به دست نمى آيد، و در باره آخرت نيز انديشيد و دريافت كه به آن نيز جز با رنج نمى توان رسيد. پس با قبول رنج، در طلب پاينده تر از آن دو بر آمد. اى هشام! خردمندان، از دنيا دل بر كندند و به آخرت، دل بستند؛ زيرا دريافتند كه دنيا خواهان است و خواسته شده و آخرت نيز خواهان است و خواسته شده، و كسى كه آخرت را بطلبد، دنيا در طلب او بر مى آيد تا او روزى اش را به طور كامل از دنيا بر گيرد، و كسى كه دنيا را طلب كند، آخرت در طلب او بر مى آيد. و مرگش در مى رسد و دنيا و آخرتش را بر او تباه مى گرداند.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 19، ح 12 عن هشام بن الحكم و ر.ک به تحف العقول، ص: 387 و بحار الأنوار، ج 78 ص: 301 ح 1.
@sohof2
💠 نگاه صحیح به دنیا و آخرت (5)

عن هشام بن الحکم عن موسی بن جعفر ع
... انّ اَعظَمَ النّاسِ قَدْراً اَلّذيِ لايَريَ الدُّنيا لِنَفسِهِ خَطَراً.

امام كاظم عليه السّلام:
بالاترين قدر و منزلت را كسي داراست كه دنيا و ماديات در نظر او قدر و منزلتي نداشته باشند.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 19، ح12.
@sohof2
💠 نگاه صحیح به دنیا و آخرت (6)

انَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ‏ وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا فَكُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخِرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ.

امیرالمؤمنین علیه السلام:
دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلفند هر کس دنیا را دوست بدارد و ولایتش را بپذیرد از آخرت بیزار شده و با آن دشمن است و آن دو به منزله مشرق و مغرب اند و کسی که بین آن دو راه می رود هر قدر به یکی نزدیک شود از دیگری دور می شود و آن دو مانند دو هوو هستند.

📚 نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 486، خصائص الأئمة عليهم السلام، ص: 96

دنیا و آخرت در برخی روایات به ولایتین (دو ولایت حق و باطل) تاویل شده است.
موید خبر این روایت مستفیض است که «علی یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الکافرین.» (إعلام الورى بأعلام الهدى، مؤسسة آل البيت‏، ج‏1، ص: 360، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏13، ص: 228) ولایت امیرالمؤمنین علی ع در مقابل مال دنیا قرار گرفته است.
بحث ولایت خدا و ولایت طاغوت و رابطه آن با دنیا و آخرت بسیار جالب و قابل توجه است. البته منظور اصلْ قراردادن دنیا یا آخرت است، وگرنه استفاده از دنیا خودش ممکن به تعبیر روایت کافی، آخرت خواهی باشد. (هَذَا طَلَبُ الْآخِرَةِ) و گرچه دنیا دوستی زمینه همه گناهان است، اما نه این دنیا خواهی با بهره بری از دنیایی که مزرعه آخرت است، تفاوت آشکار دارد. «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ الدُّنْيَا دُنْيَاءَانِ دُنْيَا بَلَاغٌ وَ دُنْيَا مَلْعُونَةٌ.» (الكافي، ج‏2، ص: 317)
@sohof2
Forwarded from استدلال ما
🌑 شهادت اما باقر شکافنده علم را بر همه اعضای عزیز و مسلمانان تسلیت عرض میکنیم 🌑

💠 حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذَا وَجْهَيْنِ وَ ذَا لِسَانَيْنِ يُطْرِي أَخَاهُ فِي اللَّهِ شَاهِداً وَ يَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِيَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِيَ خَذَلَهُ.

⛔️ ترجمه: زهرى از امام باقر (ع) نقل مى‏كند كه فرمود: چه بد بنده‏اى است بنده‏اى كه دو صورت و دو زبان داشته باشد، در حضور برادر دينى‏اش او را ستايش كند و در غياب او، او را بخورد(غیبت کند) و اگر به او چيزى عطا شد حسد كند و اگر گرفتار گرديد خوارش سازد.

📚الخصال، ج‏1، ص: 38
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
💠 نگاه صحیح به دنیا و آخرت (6) انَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ‏ وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا…
💠نگاه صحیح به دنیا و آخرت (7)

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ نُحِبُّ أَنْ نُؤْتَاهَا فَقَالَ تُحِبُّ أَنْ تَصْنَعَ بِهَا مَا ذَا قَالَ أَعُودُ بِهَا عَلَي نَفْسِي وَ عِيَالِي وَ أَصِلُ بِهَا وَ أَتَصَدَّقُ بِهَا وَ أَحُجُّ وَ أَعْتَمِرُ فَقَالَ ع لَيْسَ هَذَا طَلَبَ الدُّنْيَا هَذَا طَلَبُ الْآخِرَةِ.

ابن ابی یعفور روایت می‌کند که: مردی به امام صادق ع عرض کرد: به خدا سوگند ما دنیا طلب هستیم و دوست داریم که از (مال) دنیا به ما برسد، پس امام صادق ع فرمود: دوست داری که با آن چه کار کنی؟ عرض کرد: با آن خرج خودم و خانواده ام فراهم کنم، و با آن صله رحم را بجا آورم (یعنی مثلا به برادرم هدیه دهم یا اگر مبلغی نیاز داشت به او قرض دهم) و صدقه دهم و حج و عمره بجا آورم، پس امام صادق علیه السلام فرمود: این دنیا طلبی نیست، این طلب آخرت است.

📚 الکافی، ط - الإسلامية، ج5، ص: 72، باب الاستعانة بالدنيا على الآخرة، ح10
در روایات دیگری در همین باب آمده است:

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى الْآخِرَةِ الدُّنْيَا.»
دنیا چه کمک گر خوبی برای آخرت است. (همان باب، احادیث 1، 8، 9، 14، و 15)
@sohof2
💠نگاه صحیح به دنیا و آخرت (8)

امام باقر علیه السلام:
«مَنْ طَلَبَ الرِّزْقَ فِي‏ الدُّنْيَا اسْتِعْفَافاً عَنِ‏ النَّاسِ‏ وَ تَوْسِيعاً عَلَى أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ»

هركس دنیا را به یكى از این سه جهت طلب كند:
1️⃣بى نیازى از مردم،
2️⃣آسایش و رفاه خانواده و عائله اش،
3️⃣كمک و رسیدگى به همسایه اش،
روز قیامت خداوند را ملاقات خواهد کرد در حالی كه صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است.

📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 78، باب الحث على الطلب و التعرض للرزق، ح5
@sohof2