صُحُفٍ مُطَهَّرَه
2.11K subscribers
114 photos
23 videos
97 files
321 links
موضوع:
احادیث اهل بیت ع در موضوعات مختلف

مدیر:
@amid3
@Alinajma

کانالهای وابسته:

فضائل اهل بیت علیهم السلام @motahharoun
نقد غلو و تفویض @gholow
Download Telegram
مجلس اهل بیت یا مجلس هوای نفس؟

به یاد دارم که سال های گذشته در مسجد محله ای که در آن بودم، (در یکی از مراکز استان ها) در جشنی بزرگ با نام مجلس امام مجتبی ع آلات موسیقی را درون مسجد می آوردند و فضای مجلس را با آهنگ های تند آلوده می ساختند! حتی اعتراض های ما در سال های آینده هم در این حد راهگشا بود که آهنگ های فاسد را از شبستان به فضای حیاط مجلس برند!
آخر نمی دانم اگر واقعاً مجلس برای اهل بیت ع است، آیا حاضرید امام در این جلسات حاضر شوند؟! هرگز...
این تنها یکی از نمونه هایی است که خواسته های خود را با نام دین ترویج داده ایم!

میلاد مولای کریم، امام مجتبی و امام جواد علیهما السلام مبارک باد.🌹
💠 ارزش صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا قَالَ: قُلْتُ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیهم السلام) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ دَاهَنْتَ مُعَاوِيَةَ وَ صَالَحْتَهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ الْحَقَّ لَكَ دُونَهُ وَ أَنَّ مُعَاوِيَةَ ضَالٌّ بَاغٍ فَقَالَ يَا أَبَا سَعِيدٍ أَ لَسْتُ حُجَّةَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ إِمَاماً عَلَيْهِمْ بَعْدَ أَبِي ع قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ لَسْتُ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِي وَ لِأَخِي الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا قُلْتُ بَلَى- قَالَ فَأَنَا إِذَنْ إِمَامٌ لَوْ قُمْتُ وَ أَنَا إِمَامٌ إِذْ لَوْ قَعَدْتُ يَا أَبَا سَعِيدٍ عِلَّةُ مُصَالَحَتِي لِمُعَاوِيَةَ عِلَّةُ مُصَالَحَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَنِي ضَمْرَةَ وَ بَنِي أَشْجَعَ وَ لِأَهْلِ مَكَّةَ حِينَ انْصَرَفَ مِنَ الْحُدَيْبِيَةِ أُولَئِكَ كُفَّارٌ بِالتَّنْزِيلِ وَ مُعَاوِيَةُ وَ أَصْحَابُهُ كُفَّارٌ بِالتَّأْوِيلِ يَا أَبَا سَعِيدٍ إِذَا كُنْتُ إِمَاماً مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ لَمْ يَجِبْ أَنْ يُسَفَّهَ رَأْيِي فِيمَا أَتَيْتُهُ مِنْ مُهَادَنَةٍ أَوْ مُحَارَبَةٍ وَ إِنْ كَانَ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِيمَا أَتَيْتُهُ مُلْتَبِساً أَ لَا تَرَى الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ سَخِطَ مُوسَى ع فِعْلَهُ لِاشْتِبَاهِ وَجْهِ الْحِكْمَةِ عَلَيْهِ حَتَّى أَخْبَرَهُ فَرَضِيَ هَكَذَا أَنَا سَخِطْتُمْ عَلَيَّ بِجَهْلِكُمْ بِوَجْهِ الْحِكْمَةِ فِيهِ وَ لَوْ لَا مَا أَتَيْتُ لَمَا تُرِكَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ.

🔸از ابو العلا خفاف، از ابى سعيد عقيصا نقل كرده اند كه وى گفت: محضر مبارك حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاويه مداهنه و صلح نموديد و حال آن كه مى‏دانستيد حقّ مال شما است نه مال او و نيز مى‏دانستيد كه معاويه گمراه و ستمگر است؟
حضرت فرمودند: آيا بعد از پدرم عليه السّلام من حجّت خدا بر مردم و امام ايشان نيستم؟
عرضه داشتم: چرا؟
فرمود: آيا مگر من نه آن كسى هستم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در باره من و برادرم فرمودند: حسن و حسين دو امام بوده چه قيام كرده و چه بنشينند؟
عرض كردم: آرى همين طور است.
فرمود: پس من امام بوده چه قيام كنم و چه بنشينم، اى ابا سعيد به همان علّتى كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حديبيّه صلح فرمودند من نيز با معاويه صلح نموده‏ام، آنها كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با ايشان صلح فرمود بنصّ كتاب كافر بودند و معاويه و اصحابش به مقتضاى تأويل قرآن كافر مى‏باشند، اى ابا سعيد وقتى من امام از جانب خدا بودم نبايد رأى مرا تخطئه كنى و عملى را كه انجام داده‏ام چه مهادنه و صلح بوده و چه محاربه و جنگ باشد مى‏بايد بپذيرى اگر چه حكمت كردار من بر تو مخفى و مشتبه باشد، مگر نمى‏بينى جناب خضر عليه السّلام وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و ديوار را تعمير كرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از كردارش سخت برآشفت، جهت غضبناك شدن موسى اين بود كه حكمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن كه خضر عليه السّلام آن را بازگو كرد و موسى راضى گشت، عمل و كردار من نيز همين طور مى‏باشد يعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلكه غضبناك هستند زيرا حكمت آن بر شما پنهان مى‏باشد و آن اين است كه اگر من غير از اين مى‏نمودم يك نفر از شيعيان ما روى زمين باقى نمى‏ماند مگر آن كه او را مى‏كشتند.

📚 علل الشرائع، شیخ صدوق ره؛ ط- داوری؛ جلد1؛ صفحه211، به سند ضعیف. و در همین باب کتاب به سندی قوی تر در تأیید بخش پایانی خبر آمده است.
@sohof2
Forwarded from اتچ بات
🔥 غناء و نوازندگی؛ آشیانه نفاق (2)

از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود: «ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ‏ النِّفَاقَ‏ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ.»
نواختن عود، در دل، نفاق می رویاند؛ آن چنان که آب، سبزه می رویاند. (الكافي؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج‏6؛ ص434)

عود یکی از سازهای زهی است و در این حدیث، نواختن عود، بدون قید و شرط، مذّمت شده و روشن است که ذکر عود، از باب مثال است و سخن امام، شامل همه سازها است.

همچنین از آن امام بزرگوار روایت شده است: «الْغِنَاءُ يُورِثُ النِّفَاقَ‏ وَ يُعْقِبُ الْفَقْرَ.» غناء، نفاق بر جای می گذارد و فقر را در پی دارد. (الخصال؛ ج‏1؛ ص24 - دعائم الإسلام؛ ج‏2؛ ص207)

شاید کسی بپرسد: پس چرا برخی خواننده ها ثروتمندند؟ پاسخ این است که آثاری که در روایات برای اعمال برشمرده اند، بنا بر بیان عرفی است. مثلاً ممکن است پزشکی بگوید: سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می شود؛ اگر کسی اشکال کند: من افراد زیادی را می شناسم که سیگار می کشند و مبتلا به سرطان هم نشده اند؛ پاسخ می دهیم: مقصود این است که سیگار کشیدن مداوم در شرایط مساعد و با فرض نبود موانع، می تواند باعث سرطان شود؛ نه این که هر کسی به هر مقدار و کیفیتی و در هر شرایطی سیگار کشید، مبتلا به سرطان شود!

از امام باقر علیه السلام هم نقل شده است: «الْغِنَاءُ يُنْبِتُ النِّفَاقَ‏ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ النَّخْلُ الطَّلْعَ.» غناء (آواز) در دل، نفاق می رویاند؛ چنان که درخت خرما، شکوفه می دهد. (دعائم الإسلام؛ ج‏2؛ ص208)
و پیشتر در همین معنا چند سند ارائه شد: t.me/sohof2/738

همین مضمون را اهل سنّت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل کرده اند. (سنن أبي داود؛ ج‏4؛ ص2099 - الدر المنثور فى التفسير بالماثور؛ ج‏5؛ ص 159- الجامع لأحكام القرآن؛ ج‏14؛ ص 52 و ...)

در روایتی دیگر، ایشان پس از مذمّتِ شطرنج، چوگان، شکارِ لهوی و غناء می فرمایند: «... وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِيعِ ذَلِكَ لَفِي شُغُلٍ، مَا لَهُ وَ لِلْمَلَاهِي؟ فَإِنَّ الْمَلَاهِيَ تُورِثُ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ‏.» ... مؤمن از همه اینها [به امر آخرت] مشغول است؛ مؤمن چه کار دارد به ملاهی؟ ملاهی، قساوت قلب بر جای می گذارد و نفاق را در پی دارد. (الأصول الستة عشر، اصل الزید النرسی، ص 199، دار الحدیث)

و فرموده اند: خرید و فروش کنیزان آوازه خوان حرام و تعلیمشان کفر و گوش دادن به آوازشان نفاق است. (الكافي؛ ج‏5؛ ص120 - تهذيب الأحكام؛ ج‏6؛ صص356 و 357 - الإستبصار؛ ج‏3 ؛ ص61- دعائم الإسلام؛ ج‏2؛ ص209)
@sohof2
🔹آیا حضرت داود (ع) نوازنده بود؟!

یهود، نصاری و منافقان این امّت دروغهای زیادی بر حضرت داود (ع) بسته اند و گناهان عجیب و غریبی به ایشان نسبت داده اند. (نمونه: افسانه اوریا) نوازندگی و چنگ زدن حضرت داود (ع) نیز از جمله این تهمت ها است!! انسان از برخی متدینان که این نسبتها را به انبیاء خدا باور می کنند، تعجّب می کند!

به حدیث زیر از «حضرت داود» علیه السّلام توجّه کنید:

یکی از یاران امیرالمؤمنین ع به نام «نوف» می گوید: شبی امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ای نوف، نبیّ خدا، داود (ع) در چنین ساعتی برخاست و فرمود: «إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ‏ عَرْطَبَةٍ ... أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ ...» این ساعتی است که دعای هر بنده ای مستجاب می شود؛ مگر آن که باج گیر و مأمور مالیات يا گزارشگر حكومت یا گزمه [در دولت ستمکاران] يا نوازنده تار و ساز یا نقاره چی و دهل زن باشد.

📚نهج البلاغة، حکمت101 - الأمالي للمفيد، ص132 - الخصال، ج‏1، ص 338 - خصائص الأئمة، ص97 - حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، ج‏6، صص52 و 53 - المعيار و الموازنة، ص263 - الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم ؛ ص381 - إرشاد القلوب، ج‏1، ص20 - غرر الأخبار، ص362 - أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص123 و ...

گفتنی است تعبیر مزامیر داوود که در چند روایت منابع ما نیز آمده، بنا بر فرض صحت آن بر اساس تنها سند متصل گویا اثری نوشته و یا کتابی بدین نام بوده است. (الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 478) که خود موافق با آثار بر جامانده از آن در عهد عتیق است. روایت نهج البلاغه نیز توضیحی در مورد معنای آن نمی دهد. در این میان تنها روایتی در فاسد ترین کتاب نصیریه با غالیانه ترین اسناد در بابی در اباحه شراب و قمار و شطرنج و غنا و ملاهی، مزامیر داود را آلتی موسیقی دانسته و آن را عودی با 48 تار وصف کرده است! (حقائق اسرار الدین، ص131) خبر سعد السعود، ص: 48 نیز گرچه مؤید این معناست، اما سند ندارد و متن آن نیز خالی از اشکال نیست.
@sohof2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️امّت نامقدّس

از امام سجّاد علیه السّلام روایت شده است که فرمود: «لَا يُقَدِّسُ‏ اللَّهُ‏ أُمَّةً فِيهَا بَرْبَطٌ يُقَعْقِعُ و ...»
خداوند پاک نمی گرداند امّتی را که در آن بربط نواخته شود و ...

📚الكافي؛ ج‏6؛ ص434؛ دار الکتب الاسلامیة

این روایت به سند و لفظ دیگری نیز از امام سجّاد علیه السّلام نقل شده است: «مَا قُدِّسَتْ أُمَّةٌ فِيهَا الْبَرْبَطُ»
امّتی که در آن بربط باشد، پاک و مقدّس نیست.

📚ذم الملاهی لابن ابی الدنیا، ص55، ح58 - الدر المنثور ؛ ج‏5 ؛ ص160- النهاية لابن اثیر ؛ ج‏1 ؛ ص112 - العباب الزاخر، ج1، ص232 - لسان العرب ؛ ج‏7 ؛ ص258 - تاج العروس ؛ ج‏10 ؛ ص191

بربط یکی از سازهای زهی است.
@sohof2
🔺گذری بر مباحث غنا و موسیقی

روایات در مذمت شدید غنا، خوانندگان، و آلات موسیقی و گوش سپردن به آن بسیار است و در میان آن اسناد معتبر بسیاری به چشم می خورد، و عمل به این روایات مورد اتفاق علمای امامیه بوده است. و ما در اینجا تنها گوشه ای از روایات را ارائه نمودیم.
بسیاری از فقهای بزرگ متقدم غنا را به کلی حرام می دانستند، و هیچ استثنایی ولو در مجلس غیر مختلط عروسی زنان و با قیود متعدد هم برای آن قائل نبوده اند، و البته برخی از فقها مورد اخیر را به استناد روایتی استثنا کرده اند. اما در دوران اخیر بعضی فراتر از آن رفته به استناد اندک اخبار ضعیف السند و موافق عامه در تجویز غنا، که معارض ها و گاه تکذیب های صریحی از احادیث معتبر تر هم دارد، از فتوای مشهور امامیه عدول نموده اند!
اما از این عجیب تر سخن یکی از معاصرین است که از بسیاری از آرای پیشین خود بازگشته، و گفته است فلان موسیقی مبتذل «اگر در حکومت اسلامی پخش شود، اشکال ندارد، ولی همان موسیقی (مثلاً) در حکومت سعودی پخش شود حرام است»! و در همین حال دیگری از معاصرین با زدن مهر تأیید بر تغییر فتوای او گفته: «بنده کاملاً موافق هستم که باید نوآوری شود!»
نوآوری ترجمه دقیق کلمه بدعت در زبان عربی است. براستی آیا دین جایگاه نوآوری است و یا کشف سنت؟

🔻 مورد معنا شناسی غنا نیز در حد فحصی که در اخبار و آثار داشته ام، تعریف آن به مطلق لحن و مد صوت که برخی از لغت نویسان آورده اند، (مثلاً کتاب العین، ج‏4، ص: 450) تعریف دقیقی نیست، و شاید به جهت آشکار بودن معنا متعرض بحث دقیق نشده اند. هم چنان که گاه در لغت نامه های فارسی برای معنای «آواز» به کلماتی مانند «صوت»، «آوا» و «بانگ» اکتفا شده، و گاه توضیحات یا معانی بیشتری ذکر شده. (مثلاً ر.ک فرهنگ دهخدا)
از احادیث متعدد فریقین (مانند الكافي، الإسلامية، ج‏2، ص: 614) و نیز روایات تاریخی مانند گزارش های متعدد کتاب «الاغانی» چنین بر می آید که گویا غنا را در معنایی مشابه استعمال امروزی خوانندگی و آواز خوانی به کار می برده اند، که در برابر چیزهایی مانند نوحه، رهبانیت و قرائت قرآن قرار می گرفته است. و تعبیر تغنی با قرآن در برخی از اخبار نیز با این گفتار ما منافاتی ندارد.
و البته تفصیل بیشتر و دقیق تر این مباحث از حوصله این مجموعه خارج است.
@sohof2
بعد از ارائه روایات مذمت غنا و آواز، به مناسبت ماه مبارک رمضان، و شب های قدر، ان شاء الله روایات و مباحثی در مورد کیفیت قرائت قرآن در کانال صحف تقدیم خواهد شد.
👇👇👇
@sohof2
حکم قرائت بی تدبر قرآن چیست؟ (1)

قرآن و تدبر

عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع و عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقّاً قَالُوا بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ فِي مَعَاصِي اللَّهِ وَ لَمْ يَتْرُكِ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلَى غَيْرِهِ أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ أَلَا لَا خَيْرَ فِي‏ عِبَادَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَفَقُّهٌ.

به چند طریق امير مؤمنان عليه السلام مي فرمايند: آيا مى‏ خواهيد از فقيه راستين به شما خبر دهم؟ كسى است كه مردمان را از رحمت خدا نوميد نكند، و آنان را از عذاب خداوند ایمن مدارد، در معصیت خداوند رخصتی به آنان ندهد، و براى تمايل پيدا كردن به افكار ديگر، دست از قرآن برندارد. آگاه باشيد كه در علمى كه با تفهم و دريافت درست همراه نباشد، خيرى نيست، و در قرائتى كه با تدبر نباشد خيرى نيست، و در عبادتى كه با فهم و تفقّه (جستن درك عمیق و درست دين) همراه نباشد خيرى نيست.

📚 الكافي، ج‏1، ص: 36/ 3 به سند صحیح و معاني الأخبار، ص: 226/ 1 به سند دیگر، و المحاسن، ج‏1، ص: 5 بسند سوم، و الجعفريات (الأشعثيات)، ص: 238 بسند چهارم. و تحف العقول، ص: 204 مرسلاً.

مسنداً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ: كَانَ الرِّضَا ع يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ ثَلَاثٍ وَ يَقُولُ لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَخْتِمَهُ فِي أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثٍ لَخَتَمْتُهُ وَ لَكِنْ مَا مَرَرْتُ بِآيَةٍ قَطُّ إِلَّا فَكَّرْتُ فِيهَا وَ فِي أَيِّ شَيْ‏ءٍ أُنْزِلَتْ وَ فِي أَيِّ وَقْتٍ فَلِذَلِكَ صِرْتُ أَخْتِمُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ‏.

روايت شده که امام رضا ع قرآن را در هر سه روز ختم مي فرمودند و مي گفتند: اگر مي خواستم، مي توانستم در کمتر از سه روز هم ختم کنم. لکن هرگز به آيه اي نمي رسم، مگر آنکه در آن و در اينکه در چه موردي و وقتي نازل شده، تفکر مي کنم. و به همين خاطر شده که هر سه روز آن را ختم مي کنم.

📚 عيون أخبار الرضا ع، ج 2، ص: 180. و الأمالي للصدوق، ص: 660.

مسنداً عَنْ رَجَاءِ بْنِ الضَّحَّاكِ قَالَ: كَانَ الرِّضَا ع فِي طَرِيقِ خُرَاسَانَ يُكْثِرُ بِاللَّيْلِ فِي فِرَاشِهِ مِنْ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ فَإِذَا مَرَّ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ جَنَّةٍ أَوْ نَارٍ بَكَى وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّارِ...

... امام رضا ع در راه خراسان... چون شب ها به بستر مي رفت، زياد تلاوت قرآن مى‏ كرد، و هر گاه به آيه‏ اى كه در آن ذكرى از بهشت يا دوزخ بود مي رسيد مي گريست، و از خداوند درخواست بهشت ميكرد و از آتش دوزخ بدو پناه مي برد...

📚 عيون اخبار الرضا ع، ج 2، ص: 183

👌این روایات بسیار تأمل بر انگیز است! بسیاری از متدینین هر ساله ختم قرآن دارند، اما چرا گاه این قرائت چیزی به معرفت آنان نمی افزاید؟
@sohof2
حکم قرائت بی تدبر چیست؟ (2)

عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ‏ آيَاتُ الْقُرْآنِ خَزَائِنُ الْعِلْمِ فَكُلَّمَا فَتَحْتَ خِزَانَةً فَيَنْبَغِي لَكَ أَنْ تَنْظُرَ فِيهَا.

آيات قرآن گنجينه هاي علم است. پس هر گاه گنجينه اي را گشودي، پس سزاوار است که در آن نظر و تأمل کني.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 609، و مشابه آن در همین باب به سند صحیح.

و در دعاي حين باز کردن مصحف از امام صادق ع مي خوانيم:
اللَّهُمَّ إِنِّي نَشَرْتُ عَهْدَكَ وَ كِتَابَكَ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرِي فِيهِ عِبَادَةً وَ قِرَاءَتِي فِيهِ فِكْراً وَ فِكْرِي اعْتِبَاراً وَ اجْعَلْنِي مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَيَانِ مَوَاعِظِكَ فِيهِ وَ اجْتَنَبَ مَعَاصِيَكَ وَ لَا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرَاءَتِي كِتَابَكَ عَلَى قَلْبِي وَ لَا عَلَى سَمْعِي وَ لَا تَجْعَلْ عَلَى بَصَرِي غِشَاوَةً وَ لَا تَجْعَلْ قِرَاءَتِي قِرَاءَةً لَا تَدَبُّرَ فِيهَا بَلِ اجْعَلْنِي أَتَدَبَّرُ آيَاتِهِ وَ أَحْكَامَهُ آخِذاً بِشَرَائِعِ دِينِكَ وَ لَا تَجْعَلْ نَظَرِي فِيهِ غَفْلَةً وَ لَا قِرَاءَتِي مِنْهُ هَذَراً إِنَّكَ أَنْتَ الرَّءُوفُ الرَّحِيم‏

در بخشي از دعاي شريف آمده: پروردگارا همانا من عهد تو و کتابت را گشوده ام، پس نگاه مرا در آن عبادت، و قرائتم را تفکر و فکر مرا مايه عبرت گيري قرار ده. و مرا از کساني قرار ده که با بيان مواعظ تو پند گرفته اند و از نافرمانى‏ تو بپرهيز کرده اند. و در حين قرائت کتابت بر دل و گوشم مهر مزن و بر چشمم پرده ميفکن، (تا به خاطر نا فهمي ام از حقايقش محروم شوم) قرائت من را قرائت بدون تدبر قرار مده، بلکه چنانم (توفيق) ده که در آيات و احکامش تدبر کنم، و شرائع دين تو را عمل کنم. و نگاه من را در آن غفلت قرار مده و خواندنم را بيهوده خوانى مكن، كه تو قطعاً مهربان و بخشنده‏اى.

📚 الإختصاص، ص: 141، مكارم الأخلاق، ص: 343 و إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 110 فصل فيما نذكره مما يدعى به عند نشر المصحف لقراءة القرآن‏ رَوَيْنَا ذَلِكَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَيْمُونٍ الصَّائِغِ أَبِي الْأَكْرَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏.

👌در اين روايت شريفه خوب دقت کنيد که از آن فهميده مي شود که گاه قرائت در حال نافهمي است و گاه نظر در قرآن غفلت است و خواندن بيهوده!
البته این بدان معنا نیست که قرآن خواندن کسی که توان فهم آن را ندارد، لزوماً بی ارزش است، بلکه بنا بر برخی از اخبار نظر به مصحف هم فضیلت دارد! اما این شرایطی دارد که از روایات آینده مطلب بیشتر روشن خواهد شد.
@sohof2
🏴«فصبرت و فی العین قذیً و فی الحلق شجاً اری تُراثی نهباً»

صبر کردم در حالی که به کسی می ماندم که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته و با چشم خود می دیدم که میراثم را به غارت می برند.
🌙 شب آمرزش گناهان

بالأسانید، قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: مَنْ قَامَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَاناً وَ احْتِسَاباً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.‏

رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هر كس از روى ايمان و براى رضاى خدا شب قدر را شب زنده دارى و عبادت كند، خداوند خطاهاى گذشته‏ اش را مى ‏آمرزد.

📚 فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 105، و ص: 136 به سند دیگر. و روضة الواعظين، ج‏2، ص349.

عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع‏ مَنِ اغْتَسَلَ‏ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْيَاهَا إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ

حضرت کاظم علیه السلام فرمود: هر كس شب قدر غسل كند و تا طلوع سپيده، شب ‏زنده‏ دارى كند، از گناهان خود بيرون مى‏ رود.

📚 فضائل الأشهر الثلاثة، ص: 137 و در همین باب اسناد دیگری در این معنا آمد. و روضة الواعظين، ج‏2، ص348.
@sohof2
🌺 قرائت، تأمل و تدبر (3)

تبيين و اعتدال در سرعت و انتخاب فراز های قرائت:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص بَيِّنْهُ تِبْيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَفْزِعُوا قُلُوبَكُمُ الْقَاسِيَةَ وَ لَا يَكُنْ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ.

عبد الله بن سليمان، از امام صادق روايت كرده است كه أمیر المؤمنین على ع در بيان اين آيه: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا فرمود: «قرآن را شمرده و روشن بخوان، نه چندان تند بخوان مانند شعر، و نه چون ريگ افشان از هم، بلكه با خواندن قرآن دلهاى سخت‏شده خود را بكوبيد (تكان دهيد)، و به هنگام خواندن قرآن، نبايد تلاشتان بر اين باشد كه سوره را (هر طور شده است) تمام كنيد! (زيرا در چنين حالتى از تأمّل در قرآن و دقّت در معانى آن باز مى‏مانيد).

📚الكافي، ج‏2، ص: 614/ ‏1

قَالَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ص قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى- وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا قَالَ بَيِّنْهُ‏ تِبْيَاناً وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الْبَقْلِ وَ لَا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعْرِ قِفُوا عِنْدَ عَجَائِبِهِ حَرِّكُوا بِهِ الْقُلُوبَ وَ لَا يَكُونُ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ.

امام صادق عليه السّلام از پدر و اجداد خود، از أمیر المؤمنین ع روايت مى‏كنند، كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از معناى «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» سؤال شد.
حضرت ص فرمود: قرآن را واضح و شمرده و روشن بخوانيد، مانند ريگ و شن آن را به هم نريزيد، و مانند شعر خواندن با عجله و سرعت قرائت نكنيد، بلكه به هنگام برخورد با عجايب و اسرار آن توقّف كنيد، دلهاى خود را متوجه معانى قرآن نماييد، و همت نورزيد كه زود به آخر سوره برسيد.

📚 الجعفريات (الأشعثيات)، ص: 180، دعائم الإسلام، ج‏1، ص: 161، النوادر (للراوندي)، ص: 30

👌از این روایات یکی از اشکالات قرائات عمومی مردم در ماه مبارک که تا حدی اهتمام بر تمام کردن سوره هاست، معلوم می شود.
هم چنین بسياري از قرائت های قراء نیز نه تنها با عنايت به معاني نيست؛ بلکه اشکالات زير مانعي براي تبيين آيات نيز هست:
1. پيچش هاي عجيب لحني که مستمع و خواننده را متوجه به خود مي کند و از معاني آيات غافل مي سازد.
2. کلیشه ای بودن و سادگي بيش از حد لحن که تغییر معنا هیچ در آن اثر نمي گذارد.
3. نا هماهنگی فرازها با فضاي معنا.
4. عدم تناسب لحن و آهنگ کلمات با معنا.
و...
تبيين صحيح آيات علاوه بر تسلط بر معاني و تفسير آيات مستلزم دقت در تناسب الحان با معناست. که در مرحله اول بايد از الحان تصنعي و سرگرم کننده در تلاوت پرهيخت و در مرحله بعد بايست شيوه تطبيق لحن با معنا و ساير شرايط روايت را آموخت، تا تلاوت روشنگر حاصل شود.
قرائت تحدير (تند خوانی) و عبور فوري از کلمات و يا تسريع در اجراي فواصل نغمات به طور معمول انسان را از تبيين و دقت کافي در آيات باز مي دارد. و چه بسا مانند «هذ شعر» مورد نهی شود.
از سوي ديگر تقطيع بيش از اندازه فراز ها و مکث بي جا و ملال آور نيز نادرست و با هدف قرائت ناسازگار است.
به عنوان نمونه در قرائت يکي از مشهور ترين قراء (عبد الباسط) قول زليخا «هيت لک» در سوره يوسف بارها به شکل هاي مختلف تکرار شده است که با روح قرآن که مسائل جنسي را در پرده عنوان مي کند تناسب زيادي ندارد.
@sohof2
... در تبيين بيشتر معناي ترتيل نيز با عنايت به روايات مطلب روشن تر مي شود:
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 306/ 26- جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْأَذَانُ تَرْتِيلٌ وَ الْإِقَامَةُ حَدْرٌ .
که ترتيل در مقابل حدر قرار داده شده است که مؤيد به معناي لغوي آن دو است. چنانکه خليل نيز در كتاب العين، ج‏8، ص: 113 آورده: رَتَّلْتُ‏ الكلام‏ تَرْتِيلًا إذا أمهلت فيه و أحسنت تأليفه، و هو يَتَرَتَّلُ‏ في كلامه، و يترسل إذا فصل بعضه من بعض‏. و حدر را نيز به اسراع معني کرده اند. و توضيح بيشتر بعض روايات:
تهذيب الأحكام، ج‏2، ص: 58/ - 43- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏ الْأَذَانُ جَزْمٌ بِإِفْصَاحِ الْأَلِفِ وَ الْهَاءِ وَ الْإِقَامَةُ حَدْرٌ.
که اين معنا با «حفظ الوقوف» مورد سفارش تناسب دارد که در آن از وصل بین فراز ها پرهيخته شود. و مروي است:
تهذيب الأحكام، ج‏2، ص: 58/ - 44- مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ: التَّكْبِيرُ جَزْمٌ فِي الْأَذَانِ مَعَ الْإِفْصَاحِ بِالْهَاءِ وَ الْأَلِفِ.
@sohof2
🌺قرائت قرآن و صوت نيکو

بِالْإِسْنَادِ إِلَى دَارِمٍ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ‏ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ حَسِّنُوا الْقُرْآنَ بِأَصْوَاتِكُمْ فَإِنَّ الصَّوْتَ الْحَسَنَ يَزِيدُ الْقُرْآنَ حُسْناً وَ قَرَأَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ .

قرآن را با صداهايتان زيبا کنيد، چرا که صوت نيکو بر زيبايي قرآن مي افزايد. و بعد حضرت آيه شريفه را تلاوت کردند.

📚عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص:69/322.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص‏ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ حِلْيَةٌ وَ حِلْيَةُ الْقُرْآنِ الصَّوْتُ الْحَسَنُ.

هر چيز را آرايش و زينتى است، و آرايش قرآن صوت نيكو است.

📚 الكافي، ج‏2، ص: 615/ 9

و از طرق عامه: رُوِيَ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ زَيِّنُوا الْقُرْآنَ‏ بِأَصْوَاتِكُمْ فَإِنَّ [الصَّوْتَ‏] الْحَسَنَ يَزِيدُ الْقُرْآنَ حُسْناً. (جامع الأخبار، للشعيري، ص: 49)

قرآن را با صداهايتان زينت دهيد، زيرا صداي زيبا، زيبائي قرآن را بيشتر مي كند.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع- الرَّجُلُ لَا يَرَى أَنَّهُ صَنَعَ شَيْئاً فِي الدُّعَاءِ وَ الْقِرَاءَةِ حَتَّى يَرْفَعَ صَوْتَهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع‏ كَانَ أَحْسَنَ النَّاسِ صَوْتاً بِالْقُرْآنِ وَ كَانَ يَرْفَعُ صَوْتَهُ حَتَّى يُسْمِعَهُ أَهْلَ الدَّارِ وَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ أَحْسَنَ النَّاسِ صَوْتاً بِالْقُرْآنِ وَ كَانَ إِذَا قَامَ مِنَ اللَّيْلِ وَ قَرَأَ رَفَعَ صَوْتَهُ فَيَمُرُّ بِهِ مَارُّ الطَّرِيقِ مِنَ السَّقَّاءِينَ وَ غَيْرِهِمْ فَيَقُومُونَ فَيَسْتَمِعُونَ إِلَى قِرَاءَتِهِ‏ .

معاوية بن عمار گوید: به امام صادق عليه السلام عرض كردم، اگر كسي در دعا و قرائت صدايش را بلند كند، آيا ريا نكرده است؟ فرمودند: مهم نيست. همانا، زين العابدين عليه السلام، خوش صداترين مردم بود و صدايش را بحدي بلند مي فرمود كه اهل خانه مي شنيدند.

📚 السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي (و المستطرفات)، ج‏3، ص: 604 و نیز الكافي، ج‏2، ص: 616/ 11 و تکرار مطلب در مورد امام باقر ع. و مشابه آن در الكافي، ج‏2، ص: 615/ 4 به سند دیگر. و در همین معنا در المناقب (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص: 318 و الخرائج و الجرائح، ج‏2، ص: 603.

👌نکته:
گرچه در این روایات بر اهمیت صوت نیکو تأکید شده است، اما باید دقت شود، باید دقت شود کارکرد این زیبایی «حلیة» و «زیادت حُسن» قرآن است؛ نه آنکه خودش اصالت داشته باشد. و به تعبیر یکی از بررسندگان «قرائت قرآن هنری دینی و معنوی است. هنر برای هنر در اینجا معنا ندارد؛ بلکه آن وسیله انتقال پیام های قرآنی است.»
این معنا از روایات پیشین و آنچه خواهد آمد بیشتر تبیین می شود.
@sohof2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️خطبه امام حسن علیه السلام در صبح شهادت امیرالمؤمنین

رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنِي أَشْعَثُ بْنُ سَوَّارٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ وَ غَيْرِهِ قَالُوا: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع صَبِيحَةَ اللَّيْلَةِ الَّتِي قُبِضَ فِيهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ‏ يَسْبِقْهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ ع فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ. ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.

صبح شهادت امیرالمؤمنین ع امام حسن بن علی ع خطبه خواند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمود:

«دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ. باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد.»

سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس فرمود:

«منم پسر بشارت دهنده. منم پسر انذار کننده. منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً» پس حسنة، دوستی ما اهل بیت است.»

📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ مؤسسة آل البیت علیهم السلام؛ ج‏2؛ ص7، و نیز الكافي، الاسلامیة، ج1، ص457، ح8 به سند دیگر از امام باقر ع.
@sohof2
🌙 اهمیت روز بعد از شب قدر

ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْلَةُ الْقَدْرِ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ يَوْمُهَا مِثْلُ لَيْلَتِهَا.

🔸شب قدر در هر سال وجود دارد و روز آن مانند شب آن است.

📚 تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏4، ص331/ ح1033 به سند صحیح.

شیخ صدوق نیز روایت نموده:
رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: صَبِيحَةُ يَوْمِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِثْلُ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَاعْمَلْ وَ اجْتَهِدْ

از امام صادق علیه السلام:
صبح روز شب قدر مثل شب قدر است؛ پس عمل کن و تلاش و کوشش کن‌.

📚 الأمالي للصدوق، (كتابچى‏)، ص654

اللهم عجل لولیک الفرج - ملتمس دعا
▶️ @sohof2
ارزش و ضرورت دعا (2)

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لِي‏: يَا مُيَسِّرُ ادْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَة...

🔸اى ميسّر، دعا كن و نگو كار از كار گذشته است [و آنچه مقدّر شده همان مى شود] همانا نزد خداوند عزّ و جلّ مقام و منزلتى است كه جز با درخواست به دست نمى آيد.

📚 الكافي، الإسلامية، ج 2، ص 466، ح 3
و نیز در زمینه ارزش دعا ببینید:
t.me/sohof2/574 و t.me/sohof2/306 و t.me/sohof2/317
🌙 احیای شب مشکوک به شب قدر!

رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ اللَّيْلَةُ الَّتِي يُرْجَى فِيهَا مَا يُرْجَى فَقَالَ فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ أَوْ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ قَالَ فَإِنْ لَمْ أَقْوَ عَلَى كِلْتَيْهِمَا فَقَالَ مَا أَيْسَرَ لَيْلَتَيْنِ فِيمَا تَطْلُبُ قَالَ‏ قُلْتُ فَرُبَّمَا رَأَيْنَا الْهِلَالَ عِنْدَنَا وَ جَاءَنَا مَنْ يُخْبِرُنَا بِخِلَافِ ذَلِكَ فِي أَرْضٍ أُخْرَى فَقَالَ مَا أَيْسَرَ أَرْبَعَ لَيَالٍ تَطْلُبُهَا فِيهَا...

از ابوبصیر اسدی روایت شده که از امام در مورد شب امید به تقدیرها پرسید، حضرت فرمودند: شب بیست و یکم و بیست و سوم (از ماه رمضان). ابوبصیر پرسید اگر نتوانم (احیا و عبادت) هر دو شب را درک کنم؟ پس فرمود: دو شب برای این خواسته بزرگ چیز اندک و آسانی است! ابو بصیر پرسید: گاهی اوقات ما در محل زندگی خود هلال (اول) ماه رمضان را روزی می بینیم، و از سرزمین های دیگر خبر خلاف آن به ما می رسد. پس فرمود: چهار شب برای این خواسته بزرگ چیز اندک و آسانی است!

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 156، من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 159، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏3، ص: 59.
@sohof2
🌺 معنا گرايي قرائت و اصالت ندادن به آهنگ (1)

بالأَسَانِيدِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمُ اسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ وَ بَيْعَ‏ الْحُكْمِ وَ قَطِيعَةَ الرَّحِمِ وَ أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ تُقَدِّمُونَ أَحَدَكُمْ وَ لَيْسَ بِأَفْضَلِكُمْ فِي الدِّين‏

از امام رضا ع نقل شده كه امیر المؤمنین ع فرموده از فرستاده خدا ص شنيدم كه مى‏ فرمود:
من بر شما بيمناكم كه شما در آينده دين را كوچك و بى‏اهميّت شماريد و بدان بى‏اعتنائى كنيد، و در مورد حكم رشوه گيريد و منصب قضاء و داورى را خريد و فروش نمائيد، و قطع رحم كنيد، قرآن را آلت لهو و لعب قرار دهيد و با قرائت آن مجلس انس آوازخوانى و نوازندگى تشكيل دهيد، و كسانى را مقتدا قرار دهيد كه در دين برترین شما نيستند!

📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 42. و صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ص: 78، مشابه اين حديث در کتب ديگر با تعابير مشابه نقل شده است. مانند تفسير القمي، ج‏2، ص: 306 به سندی عامی، المجازات النبوية، ص: 221 و معدن الجواهر و رياضة الخواطر ص53 و روضة الواعظين(ط - القديمة) ج‏2 ص338 و جامع الأخبار(للشعيري) ص48 شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد ج‏9 ص17 و... نقل شده است.

👌 در مورد معناي تعبير «أَنْ تَتَّخِذُوا الْقُرْآنَ مَزَامِيرَ» در حديث احتمالاتي داده شده است. از جمله:
1. مطرب بودن قرائت؛ اما اين احتمال چندان قريب نيست چون اين چنين نيست که آهنگ ني دائماً مطرب (به معنای متداول) باشد.
2. ملحن بودن؛ که اين احتمال نيز به دليل ورود روايات تجويز لحن و صوت خوش چندان وجيه نيست.
اما آن چه نگارنده آن را به واقع نزديک مي داند آن است که اگر چه اتحاد قرآن و مزمار بدون مجاز ممکن نيست؛ اما بنا بر مجاز نزدیک ترین معنا در مورد اين تعبير گرفتن قرآن به جاي ني است. يعني همان طور که ني وسيله آهنگ زدن است، قرآن هم وسيله آهنگ زدن باشد. شاهدي ديگر بر اين معنا روایتی از يکي از حواريين است: «اتَّخَذُوا الْقُرْآنَ أَلْحَاناً وَ مَزَامِيرَ فِي أَصْوَاتِهِمْ.» (كنز الفوائد؛ ج‏1؛ ص141). هرچند که استفاده از الحان در روايات سفارش شده، اما الحان گرفتن قرآن ذم شده است. و شاهد ديگر آن است که ظاهرا در بعضي روايات از مزمار معنايي وسيع اراده شده است، که چه بسا به کلی بر آلات موسیقی اطلاق شود. (الكافي، ج‏6، ص: 433/ 12 و ج‏6، ص: 396/ 1. مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص: 156/ 219. الأمالي للصدوق ص417. تحف العقول، ص: 40)
@sohof2