🌷5 مسأله در مورد وقت روزه
مساله 1. تا چه زمانی فرصت داریم سحری بخوریم؟
آخر شب در آسمان از طرف مشرق، سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را فجر اول يا فجر كاذب گويند، موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم يا فجر صادق می گویند. وقتی فجر صادق دیده شود، اول وقت نماز صبح است و دیگر نباید کاری را که موجب بطلان روزه است، انجام داد.
فجر کاذب عمودی و فجر صادق افقی است و گاه دیده نمی شود. (رجوع شود به وسائل الشيعة؛ ج4؛ ص209)
مساله 2. اگر کسی گمان کند که هنوز زمان فجر نرسیده و به خوردن و آشامیدن ادامه دهد و سپس به آسمان نگاه کند و متوجه شود فجر طلوع کرده بوده و او متوجه نشده و بعد از وقت چیزی خورده است، حکمش چیست؟
اگر از اول بدون این که آسمان را بررسی کند به خوردن ادامه داده است؛ باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا هم بکند ولی کفاره لازم نیست.
اما اگر اول آسمان را بررسی کرده و فجر را ندیده و به خوردن ادامه داده است و بعدا متوجه شده که اشتباها بعد از دخول وقت چیزی خورده است؛ روزه اش صحیح است و نه قضا لازم است و نه کفاره.
(تهذیب الاحکام، ج4، صص268 و 269 و الحدائق الناضرة، ج13، صص92-94)
مساله 3. اگر انسان شک داشته باشد در این که فجر طلوع کرده یا نه آیا می تواند بخورد و بیاشامد یا این که باید خوردن را ترک کند؟
تا زمانی که انسان یقین نداشته باشد که فجر طلوع کرده است می تواند بخورد و بیاشامد. زمانی خوردن و آشامیدن حرام می شود که انسان یقین داشته باشد وقت داخل شده است. همچنین تا زمانی که یقین به دخول وقت نداشته باشد نمی تواند نماز واجب را بخواند.
(وسائل الشیعة، ج10، ص120)
مساله 4. چه زمانی انسان می تواند افطار کند؟
در پایان روز بعد از این که خورشید پنهان می شود، در شرق آسمان، سرخی ای پیدا می شود که به آن «حمره مشرقیه» می گویند. وقتی این سرخی از بین برود انسان می تواند افطار کند و نماز مغرب را بخواند.
اگر اذان را دیرتر از ذهاب حمره مشرقیه بگویند، (از بین رفتن سرخی شرق آسمان) لازم نیست انسان صبر کند تا اذان را بگویند. همچنین لازم نیست صبر کنند تا اذان مؤذن تمام شود.
(وسائل الشیعة، ج10، ص124)
مساله 5. خوردن سحری در ماه رمضان تأکید شده و مستحب است و ملائکه بر روزه دارانی که سحری بخورند صلوات می فرستند. خوب است انسان اگر شده حتی با جرعه ای آب سحری بخورد.
(وسائل الشیعة، ج10، ص142)
👈 نشر احکام:
@sohof2
مساله 1. تا چه زمانی فرصت داریم سحری بخوریم؟
آخر شب در آسمان از طرف مشرق، سفيدهاى رو به بالا حركت مىكند كه آن را فجر اول يا فجر كاذب گويند، موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم يا فجر صادق می گویند. وقتی فجر صادق دیده شود، اول وقت نماز صبح است و دیگر نباید کاری را که موجب بطلان روزه است، انجام داد.
فجر کاذب عمودی و فجر صادق افقی است و گاه دیده نمی شود. (رجوع شود به وسائل الشيعة؛ ج4؛ ص209)
مساله 2. اگر کسی گمان کند که هنوز زمان فجر نرسیده و به خوردن و آشامیدن ادامه دهد و سپس به آسمان نگاه کند و متوجه شود فجر طلوع کرده بوده و او متوجه نشده و بعد از وقت چیزی خورده است، حکمش چیست؟
اگر از اول بدون این که آسمان را بررسی کند به خوردن ادامه داده است؛ باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا هم بکند ولی کفاره لازم نیست.
اما اگر اول آسمان را بررسی کرده و فجر را ندیده و به خوردن ادامه داده است و بعدا متوجه شده که اشتباها بعد از دخول وقت چیزی خورده است؛ روزه اش صحیح است و نه قضا لازم است و نه کفاره.
(تهذیب الاحکام، ج4، صص268 و 269 و الحدائق الناضرة، ج13، صص92-94)
مساله 3. اگر انسان شک داشته باشد در این که فجر طلوع کرده یا نه آیا می تواند بخورد و بیاشامد یا این که باید خوردن را ترک کند؟
تا زمانی که انسان یقین نداشته باشد که فجر طلوع کرده است می تواند بخورد و بیاشامد. زمانی خوردن و آشامیدن حرام می شود که انسان یقین داشته باشد وقت داخل شده است. همچنین تا زمانی که یقین به دخول وقت نداشته باشد نمی تواند نماز واجب را بخواند.
(وسائل الشیعة، ج10، ص120)
مساله 4. چه زمانی انسان می تواند افطار کند؟
در پایان روز بعد از این که خورشید پنهان می شود، در شرق آسمان، سرخی ای پیدا می شود که به آن «حمره مشرقیه» می گویند. وقتی این سرخی از بین برود انسان می تواند افطار کند و نماز مغرب را بخواند.
اگر اذان را دیرتر از ذهاب حمره مشرقیه بگویند، (از بین رفتن سرخی شرق آسمان) لازم نیست انسان صبر کند تا اذان را بگویند. همچنین لازم نیست صبر کنند تا اذان مؤذن تمام شود.
(وسائل الشیعة، ج10، ص124)
مساله 5. خوردن سحری در ماه رمضان تأکید شده و مستحب است و ملائکه بر روزه دارانی که سحری بخورند صلوات می فرستند. خوب است انسان اگر شده حتی با جرعه ای آب سحری بخورد.
(وسائل الشیعة، ج10، ص142)
👈 نشر احکام:
@sohof2
❓آیا اذان صدا و سیما شرعاً معتبر است؟
بعد از ارائه احادیث فوق بعضی از کاربران سوال فوق را پرسیدند.
در پاسخ می گوییم: روشن است که فقهای گرامی مشروعیت هر اذانی را به طور مطلق نپذیرفته، و ملاک ایشان در مسأله وقت نماز چنانکه در رساله ها نیز آمده، همان مواردی است که اشاره شد.
در حد بررسی های انجام شده بسیاری از علما از اذان صبح صدا و سیما علم حاصل نمی کنند، بلکه مؤسسات تحقيقاتی زیادی که در این زمینه فعالیت دارند، نیز اوقات صبح را متفاوت با صدا و سیما اعلام می نمایند، در این میان بعضی از علما اوقات برخی از دیگر موسسات را با قیودی پذیرفته اند؛ مانند آقای شبیری نسبت به موسسه لوا که اذان صبح آن حدود 15-20 دقیقه بعد از صدا و سیما است. و یا نمایندگان آقای سیستانی که به همین میزان و یا بیشتر نماز صبح را به تاخیر می اندازند. برخی نیز مانند آقای بهجت (با وجود آلودگی نوری موجود) صبر می کنند، تا فجر کاملاً روشن شود. و گاه تا 40-50 دقیقه بعد از اذان صدا وسيما نماز می خوانند. جمعی از علما در استفتائات خود بر لزوم احتیاط در شب های مهتابی تأکید کرده اند و...
بنابراین اگر کسی نتواند از اذان صدا وسيما به رویت فجر اطمینان پیدا کند، نمی تواند بلافاصله بعد از آن نماز بخواند. و عادتاً نیز چنین اطمینانی بعید است، زیرا گروه هایی که به رصد فجر در بیابان ها صاف و بی نور نیز می روند، فجر را به مقدار قابل توجهی دیرتر گزارش می نمایند.
تذکر: در مورد اذان ظهر اختلاف چندان زیادی وجود ندارد.
در مورد اذان مغرب نیز می توان گفت اذان صدا و سیما زودتر از وقت شرعی نیست، و به فرض دقایقی تاخیر به نماز و روزه اخلالی وارد نمی کند.
@sohof2
بعد از ارائه احادیث فوق بعضی از کاربران سوال فوق را پرسیدند.
در پاسخ می گوییم: روشن است که فقهای گرامی مشروعیت هر اذانی را به طور مطلق نپذیرفته، و ملاک ایشان در مسأله وقت نماز چنانکه در رساله ها نیز آمده، همان مواردی است که اشاره شد.
در حد بررسی های انجام شده بسیاری از علما از اذان صبح صدا و سیما علم حاصل نمی کنند، بلکه مؤسسات تحقيقاتی زیادی که در این زمینه فعالیت دارند، نیز اوقات صبح را متفاوت با صدا و سیما اعلام می نمایند، در این میان بعضی از علما اوقات برخی از دیگر موسسات را با قیودی پذیرفته اند؛ مانند آقای شبیری نسبت به موسسه لوا که اذان صبح آن حدود 15-20 دقیقه بعد از صدا و سیما است. و یا نمایندگان آقای سیستانی که به همین میزان و یا بیشتر نماز صبح را به تاخیر می اندازند. برخی نیز مانند آقای بهجت (با وجود آلودگی نوری موجود) صبر می کنند، تا فجر کاملاً روشن شود. و گاه تا 40-50 دقیقه بعد از اذان صدا وسيما نماز می خوانند. جمعی از علما در استفتائات خود بر لزوم احتیاط در شب های مهتابی تأکید کرده اند و...
بنابراین اگر کسی نتواند از اذان صدا وسيما به رویت فجر اطمینان پیدا کند، نمی تواند بلافاصله بعد از آن نماز بخواند. و عادتاً نیز چنین اطمینانی بعید است، زیرا گروه هایی که به رصد فجر در بیابان ها صاف و بی نور نیز می روند، فجر را به مقدار قابل توجهی دیرتر گزارش می نمایند.
تذکر: در مورد اذان ظهر اختلاف چندان زیادی وجود ندارد.
در مورد اذان مغرب نیز می توان گفت اذان صدا و سیما زودتر از وقت شرعی نیست، و به فرض دقایقی تاخیر به نماز و روزه اخلالی وارد نمی کند.
@sohof2
🔺 رد یک دروغ مشهور
از آنجا که برخی از علما در قم و مشهد نماز صبح را به تأخیر می اندازند، بعضی از دروغ پردازان شایعه درست کرده اند که علت تاخیر نماز صبح برخی عالمان (مانند آقای بهجت) این است که ابتدا به کربلا یا مکه طی الارض نموده و نماز صبح را پشت سر امام زمان عج می خوانند و بعد دوباره به ایران بر می گردند و نماز جماعت برپا می کنند! و لذا نمازشان تاخیر دارد.
🍁 در پاسخ به این دروغ پردازان می گوییم:
کاش اگر دین ندارید، از اندک علم و عقلی بهره برده بودید و می فهمیدید در آن وقت تأخیر، هنوز در کربلا و مکه اذان صبح نشده است!
بدانید این تأخیر صرفا یک بحث فقهی و برای علم به رویت فجر است، و ربطی به این بافته ها ندارد. عجیب آنکه برخی نیز چندان در بند تعصبات افتاده اند، که با تکذیب این مطلب از سوی برخی از دفاتر باز از خرافات دست نمی دارند!
🔸 از امام صادق ع نقل شده: کفی بالمرء کذبا ان یحدث بکل ما سمع (معانی الاخبار، چاپ جامعه مدرسین، ص 159)
براي دروغ گویی شخص همین کافی که هر چه را شنید، باز گوید.
@sohof2
از آنجا که برخی از علما در قم و مشهد نماز صبح را به تأخیر می اندازند، بعضی از دروغ پردازان شایعه درست کرده اند که علت تاخیر نماز صبح برخی عالمان (مانند آقای بهجت) این است که ابتدا به کربلا یا مکه طی الارض نموده و نماز صبح را پشت سر امام زمان عج می خوانند و بعد دوباره به ایران بر می گردند و نماز جماعت برپا می کنند! و لذا نمازشان تاخیر دارد.
🍁 در پاسخ به این دروغ پردازان می گوییم:
کاش اگر دین ندارید، از اندک علم و عقلی بهره برده بودید و می فهمیدید در آن وقت تأخیر، هنوز در کربلا و مکه اذان صبح نشده است!
بدانید این تأخیر صرفا یک بحث فقهی و برای علم به رویت فجر است، و ربطی به این بافته ها ندارد. عجیب آنکه برخی نیز چندان در بند تعصبات افتاده اند، که با تکذیب این مطلب از سوی برخی از دفاتر باز از خرافات دست نمی دارند!
🔸 از امام صادق ع نقل شده: کفی بالمرء کذبا ان یحدث بکل ما سمع (معانی الاخبار، چاپ جامعه مدرسین، ص 159)
براي دروغ گویی شخص همین کافی که هر چه را شنید، باز گوید.
@sohof2
🌷3 مسأله در مورد مبطلات روزه
مسأله1. یکی از کارهایی که بنابر اقوی روزه را باطل و قضای آن را واجب می کند؛ دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمه ع است. (وسائل الشیعة، ج10، ص33)
مسأله2. اگر کسی در شب ماه رمضان جُنُب شود باید تا قبل از فجر (اذان صبح) غسل کند و اگر عمداً غسل نکند (مثلاً از روی خجالت یا ...) بنا بر فتوای قوی تر و مشهور قضای روزه و کفاره آن بر او لازم است. (وسائل الشیعة، ج10، ص63)
مسأله 3. اگر روزه دار جنب شود و فراموش کند غسل کند؛ باید تمام نمازها و روزه هایی را که در حال جنابت انجام داده است؛ قضا کند. (البته اگر غسل جمعه را انجام داده باشد؛ بنا بر برخی روایات و فتاوا فقط روزه ها و نمازهایی که قبل از غسل جمعه به جا آورده باید قضا شود.) (ر.ک الكافي، ط - الإسلامية، ج4، ص: 105)
@sohof2
مسأله1. یکی از کارهایی که بنابر اقوی روزه را باطل و قضای آن را واجب می کند؛ دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمه ع است. (وسائل الشیعة، ج10، ص33)
مسأله2. اگر کسی در شب ماه رمضان جُنُب شود باید تا قبل از فجر (اذان صبح) غسل کند و اگر عمداً غسل نکند (مثلاً از روی خجالت یا ...) بنا بر فتوای قوی تر و مشهور قضای روزه و کفاره آن بر او لازم است. (وسائل الشیعة، ج10، ص63)
مسأله 3. اگر روزه دار جنب شود و فراموش کند غسل کند؛ باید تمام نمازها و روزه هایی را که در حال جنابت انجام داده است؛ قضا کند. (البته اگر غسل جمعه را انجام داده باشد؛ بنا بر برخی روایات و فتاوا فقط روزه ها و نمازهایی که قبل از غسل جمعه به جا آورده باید قضا شود.) (ر.ک الكافي، ط - الإسلامية، ج4، ص: 105)
@sohof2
🏴حضرت خدیجه س و دلتنگی رسول الله ص برای ایشان
رسولالله (ص) به فضائل حضرت خديجه کبري (س) اشاره داشته و به داشتن چنين همسري افتخار ميکرده و با عظمت از ايشان ياد مي کردند چنان چه از ایشان روایت شده:
خَدِيجَةُ وَ أَينَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب. (المناقب خوارزمی، ص380 کشف الغمة، ج1 ص360)
🔸 خديجه و کجاست مانند خديجه! مرا تصديق کرد هنگامي که مردم مرا تکذيب کردند. و بر دين خدا يارى ام کرد و با همه مال خود کمکم نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به قصري از زمرد كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم.
t.me/dinpajoohi/116
▶️@sohof2
رسولالله (ص) به فضائل حضرت خديجه کبري (س) اشاره داشته و به داشتن چنين همسري افتخار ميکرده و با عظمت از ايشان ياد مي کردند چنان چه از ایشان روایت شده:
خَدِيجَةُ وَ أَينَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ وَ آزَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب. (المناقب خوارزمی، ص380 کشف الغمة، ج1 ص360)
🔸 خديجه و کجاست مانند خديجه! مرا تصديق کرد هنگامي که مردم مرا تکذيب کردند. و بر دين خدا يارى ام کرد و با همه مال خود کمکم نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به قصري از زمرد كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم.
t.me/dinpajoohi/116
▶️@sohof2
Telegram
دین پژوهی
🔔#به_مناسبت_وفات_اول_بانوی_مسلمان_امالمومنین_و_امالأئمه_حضرت_خدیجه_کبری
✍️#جرعهای_از_بحر_فضائل_حضرت
در دهمین سال بعثت، در دهم ماه مبارک رمضان، اُمُّالمؤمنین حضرت خدیجه کبری(س)، بانوی مؤمنه و فداکار، پس از شصت و پنج سال عمر پر برکت درگذشت و رسولالله(ص)…
✍️#جرعهای_از_بحر_فضائل_حضرت
در دهمین سال بعثت، در دهم ماه مبارک رمضان، اُمُّالمؤمنین حضرت خدیجه کبری(س)، بانوی مؤمنه و فداکار، پس از شصت و پنج سال عمر پر برکت درگذشت و رسولالله(ص)…
🚫حسادت عایشه نسبت به حضرت خدیجه سلام الله عليها و جایگاه ایشان
حسادت و جسارت عایشه نسبت به ام المؤمنین خانم حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بسیار روایت شده است. (مثلاً ر.ک به صحیح بخاری ج5 ص39، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري، نشر دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ، 9ج)
مسند احمد چنين نقل كرده است:
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْحَاقَ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللهِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مُجَالِدٌ، عَنْ الشَّعْبِيِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عَلَيْهَا، فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ، قَالَتْ: فَغِرْتُ يَوْمًا، فَقُلْتُ: مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ، قَدْ أَبْدَلَكَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَيْرًا مِنْهَا، قَالَ: مَا أَبْدَلَنِي اللهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْرًا مِنْهَا، قَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ بِي النَّاسُ، وَصَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ، وَوَاسَتْنِي بِمَالِهَا إِذْ حَرَمَنِي النَّاسُ، وَرَزَقَنِي اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وَلَدَهَا إِذْ حَرَمَنِي أَوْلَادَ النِّسَاءِ!
عايشه گويد: پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه به ياد خديجه می افتاد، او را به بهترین وجهی می ستود. عایشه گفت: روزی من حسادتم گل كرد و گفتم: چقدر از او ياد میكنى! او پيرزنى بود از پيران قريش كه (از پيرى) دندان در دهان نداشت. هلاك شد و خدا بهتر از او را به تو داد.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
خداوند بهتر از خدیجه به جایش به من نداده است. آنگاه كه مردم مرا قبول نداشتند، او به من ايمان آورد، در آن هنگام که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق نمود، و آن دم که مرا محروم ساختند، مرا با ثروت خود یاری کرد. خدا به من از او فرزندی روزی داد که از دیگران نداد.
📚مسند أحمد بن حنبل (م241ق)، ج41، ص356، تحقیق شعيب الأرنؤوط وآخرون، نشر مؤسسة الرسالة، الأولى، 1421ق.
📚 المعجم الكبير للطبراني، 23/ 13 به سندش از ابن مبارک از مجالد؛ الإفصاح في الإمامة، ص217. در كشف الغمة في معرفة الأئمة (ج1، ص360) نیز روایتی نزدیک این خبر در میانه متنی طولانی به ام سلمه منسوب شده شده است.
البته عامه اخباری نیز در برتری عائشه آوردهاند، که نقد آنها مجالی دیگر میطلبد.
@sohof2
حسادت و جسارت عایشه نسبت به ام المؤمنین خانم حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بسیار روایت شده است. (مثلاً ر.ک به صحیح بخاری ج5 ص39، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري، نشر دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ، 9ج)
مسند احمد چنين نقل كرده است:
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْحَاقَ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللهِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مُجَالِدٌ، عَنْ الشَّعْبِيِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عَلَيْهَا، فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ، قَالَتْ: فَغِرْتُ يَوْمًا، فَقُلْتُ: مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ، قَدْ أَبْدَلَكَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَيْرًا مِنْهَا، قَالَ: مَا أَبْدَلَنِي اللهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْرًا مِنْهَا، قَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ بِي النَّاسُ، وَصَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ، وَوَاسَتْنِي بِمَالِهَا إِذْ حَرَمَنِي النَّاسُ، وَرَزَقَنِي اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وَلَدَهَا إِذْ حَرَمَنِي أَوْلَادَ النِّسَاءِ!
عايشه گويد: پيامبر صلى الله عليه وآله هرگاه به ياد خديجه می افتاد، او را به بهترین وجهی می ستود. عایشه گفت: روزی من حسادتم گل كرد و گفتم: چقدر از او ياد میكنى! او پيرزنى بود از پيران قريش كه (از پيرى) دندان در دهان نداشت. هلاك شد و خدا بهتر از او را به تو داد.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
خداوند بهتر از خدیجه به جایش به من نداده است. آنگاه كه مردم مرا قبول نداشتند، او به من ايمان آورد، در آن هنگام که مردم تکذیبم کردند، مرا تصدیق نمود، و آن دم که مرا محروم ساختند، مرا با ثروت خود یاری کرد. خدا به من از او فرزندی روزی داد که از دیگران نداد.
📚مسند أحمد بن حنبل (م241ق)، ج41، ص356، تحقیق شعيب الأرنؤوط وآخرون، نشر مؤسسة الرسالة، الأولى، 1421ق.
📚 المعجم الكبير للطبراني، 23/ 13 به سندش از ابن مبارک از مجالد؛ الإفصاح في الإمامة، ص217. در كشف الغمة في معرفة الأئمة (ج1، ص360) نیز روایتی نزدیک این خبر در میانه متنی طولانی به ام سلمه منسوب شده شده است.
البته عامه اخباری نیز در برتری عائشه آوردهاند، که نقد آنها مجالی دیگر میطلبد.
@sohof2
خطر بزرگ دروغ و دروغ پردازان!
telegram.me/gholow2/575
telegram.me/gholow2/575
Telegram
غلات و صوفیه
🔥 دروغ، بدتر از کلید بدیها!
البرقي عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ…
البرقي عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ…
❓حد بیمارى كه به واسطه آن بايد افطار كرد چیست؟
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَسْأَلُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يُفْطِرُ فِيهِ صَاحِبُهُ وَ الْمَرَضِ الَّذِي يَدَعُ صَاحِبُهُ الصَّلَاةَ قَائِماً قَالَ بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
وَ قَالَ ذَاكَ إِلَيْهِ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ.
🔸 در حديث معتبر ابن اذينه گوید به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه نامه نوشتم كه حد بیمارى كه به واسطه آن بايد افطار كرد و مرضى كه مريض ایستادن در نماز را ترك مى كند؟ در پاسخ حضرت آيه را نوشتند كه «بلكه آدمى بر حال خود آگاه است» و فرمودند كه اين حد را به او وا گذاشته اند، خود به حال خود از ديگران آگاه تر است.
🔸و در روایت مشابهی از زراره آمده: «خودش به طاقت خود آگاه تر است.»
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجِبُ عَلَى صَاحِبِهِ فِيهِ الْإِفْطَارُ كَمَا يَجِبُ عَلَيْهِ فِي السَّفَرِ مَنْ كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ قَالَ هُوَ مُؤْتَمَنٌ عَلَيْهِ مُفَوَّضٌ إِلَيْهِ فَإِنْ وَجَدَ ضَعْفاً فَلْيُفْطِرْ وَ إِنْ وَجَدَ قُوَّةً فَلْيَصُمْهُ كَانَ الْمَرَضُ مَا كَانَ.
🔸به سند صحیح، سماعه همین سوال را در مورد بیمار و شخص در سفر در آیه شریفه پرسید.
حضرت فرمودند كه او را امين بر خود كرده اند و به او گذاشته اند و ميان اوست و خداى تعالى؛ پس اگر در خود ضعفى یافت افطار كند و اگر قوت یافت، روزه بگيرد؛ هر مرضى كه باشد!
🔸و به اسانيد صحيح حريز گوید كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه روزه دار بر چشمانش به سبب درد بترسد، پس افطار كند.
🔸در روایت دیگری از سليمان بن عمرو از حضرت نقل شده که رسول الله به خاطر ضرر به چشم به ام سلمه دستور افطار دادند.
و قال صلوات اللَّه عليه كلّما أضرّ به الصّوم فالافطار له واجب.
🔸هر بیماری كه روزه به آن ضرر رساند افطار بر او واجب است.
📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 118 بَابُ حَدِّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُفْطِرَ فِيهِ، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 132، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج4، ص: 256، مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص: 171، لوامع صاحبقرانى، ج6، ص: 467.
👈نشر احکام
@sohof2
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَسْأَلُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يُفْطِرُ فِيهِ صَاحِبُهُ وَ الْمَرَضِ الَّذِي يَدَعُ صَاحِبُهُ الصَّلَاةَ قَائِماً قَالَ بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ
وَ قَالَ ذَاكَ إِلَيْهِ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ.
🔸 در حديث معتبر ابن اذينه گوید به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه نامه نوشتم كه حد بیمارى كه به واسطه آن بايد افطار كرد و مرضى كه مريض ایستادن در نماز را ترك مى كند؟ در پاسخ حضرت آيه را نوشتند كه «بلكه آدمى بر حال خود آگاه است» و فرمودند كه اين حد را به او وا گذاشته اند، خود به حال خود از ديگران آگاه تر است.
🔸و در روایت مشابهی از زراره آمده: «خودش به طاقت خود آگاه تر است.»
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجِبُ عَلَى صَاحِبِهِ فِيهِ الْإِفْطَارُ كَمَا يَجِبُ عَلَيْهِ فِي السَّفَرِ مَنْ كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ قَالَ هُوَ مُؤْتَمَنٌ عَلَيْهِ مُفَوَّضٌ إِلَيْهِ فَإِنْ وَجَدَ ضَعْفاً فَلْيُفْطِرْ وَ إِنْ وَجَدَ قُوَّةً فَلْيَصُمْهُ كَانَ الْمَرَضُ مَا كَانَ.
🔸به سند صحیح، سماعه همین سوال را در مورد بیمار و شخص در سفر در آیه شریفه پرسید.
حضرت فرمودند كه او را امين بر خود كرده اند و به او گذاشته اند و ميان اوست و خداى تعالى؛ پس اگر در خود ضعفى یافت افطار كند و اگر قوت یافت، روزه بگيرد؛ هر مرضى كه باشد!
🔸و به اسانيد صحيح حريز گوید كه حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه روزه دار بر چشمانش به سبب درد بترسد، پس افطار كند.
🔸در روایت دیگری از سليمان بن عمرو از حضرت نقل شده که رسول الله به خاطر ضرر به چشم به ام سلمه دستور افطار دادند.
و قال صلوات اللَّه عليه كلّما أضرّ به الصّوم فالافطار له واجب.
🔸هر بیماری كه روزه به آن ضرر رساند افطار بر او واجب است.
📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 118 بَابُ حَدِّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُفْطِرَ فِيهِ، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 132، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج4، ص: 256، مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص: 171، لوامع صاحبقرانى، ج6، ص: 467.
👈نشر احکام
@sohof2
✨ استحباب خواندن نماز مغرب قبل از افطار
آداب روزه
عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَيِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يُسْتَحَبُّ لِلصَّائِمِ إِنْ قَوِيَ عَلَى ذَلِكَ أَنْ يُصَلِّيَ قَبْلَ أَنْ يُفْطِرَ.
🔸حضرت صادق علیه السلام: مستحبّ است که اگر روزه دار توانایی داشت، قبل از افطار ، نماز خود را بخواند.
📚 تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج4، ص: 199 و إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج1، ص: 112 هر دو به نقل از کتاب الصوم ابن فضال. بحارالأنوار، ج98، ص8- 9.
👌مرحوم سید بن طاووس در اقبال زیر این خبر می نویسد:
در روایات ائمه علیهم السلام آمده است که در ماه رمضان ، افطار کردن بعد از نماز خواندن مستحبّ است و به قبولی عبادت نزدیک تر می باشد. البته اگر عده ای بودند که نمی توانند صبر کنند تا نماز خوانده شود و سپس افطار نمایند، و از کسانی می باشند که افطار را مقدّم می شمارند، به خاطر رضای خدا و تعظیم مراسم افطار و کامل کردن عبادت الهی با ایشان افطار نمایید. امّا اگر قومی هستند که می توانند به افطار مشغول شوند و شما نسبت به تأخیر خود عذری بیاورید، نماز را قبل از افطار بخوانید.
🔸 رجاء بن أبی ضحّاک نیز نقل می کند که حضرت رضا علیه السلام در مسیر خراسان، هرگاه روزه می گرفت، قبل از افطار، نماز می خواند. (عيون أخبار الرضا ع، ج2، ص: 181، بحارالأنوار، ج96، ص314)
@sohof2
آداب روزه
عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَيِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يُسْتَحَبُّ لِلصَّائِمِ إِنْ قَوِيَ عَلَى ذَلِكَ أَنْ يُصَلِّيَ قَبْلَ أَنْ يُفْطِرَ.
🔸حضرت صادق علیه السلام: مستحبّ است که اگر روزه دار توانایی داشت، قبل از افطار ، نماز خود را بخواند.
📚 تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج4، ص: 199 و إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج1، ص: 112 هر دو به نقل از کتاب الصوم ابن فضال. بحارالأنوار، ج98، ص8- 9.
👌مرحوم سید بن طاووس در اقبال زیر این خبر می نویسد:
در روایات ائمه علیهم السلام آمده است که در ماه رمضان ، افطار کردن بعد از نماز خواندن مستحبّ است و به قبولی عبادت نزدیک تر می باشد. البته اگر عده ای بودند که نمی توانند صبر کنند تا نماز خوانده شود و سپس افطار نمایند، و از کسانی می باشند که افطار را مقدّم می شمارند، به خاطر رضای خدا و تعظیم مراسم افطار و کامل کردن عبادت الهی با ایشان افطار نمایید. امّا اگر قومی هستند که می توانند به افطار مشغول شوند و شما نسبت به تأخیر خود عذری بیاورید، نماز را قبل از افطار بخوانید.
🔸 رجاء بن أبی ضحّاک نیز نقل می کند که حضرت رضا علیه السلام در مسیر خراسان، هرگاه روزه می گرفت، قبل از افطار، نماز می خواند. (عيون أخبار الرضا ع، ج2، ص: 181، بحارالأنوار، ج96، ص314)
@sohof2
Forwarded from صُحُفٍ مُطَهَّرَه
🔥 غناء و خوانندگی؛ آشیانه نفاق
١. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: بَيْتُ الْغِنَاءِ بَيْتٌ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَةُ وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا تُدْخِلُهُ الْمَلَائِكَة.
امام صادق علیه السلام: خانه ای که در آن غنا باشد، از مصیبت دردناک ناگهانی در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان در آن منزل داخل نمی شود.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 433 به سند صحیح، دعائم الاسلام ج 2، ص 208 ، ح 762
٢. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْغِنَاءُ عُشُّ النِّفَاقِ.
غناء و آوازه خوانی، لانه نفاق و دوروئی است.
📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 431، ثواب الأعمال، دار الشریف الرضیّ، ص 244 و علل الشرائع، مکتبة داوری، ج2 ؛ ص476؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۷
۳. ِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ.
گوش کردن به لهو و غناء, نفاق را می رویاند همان گونه که آب کشتزار را می رویاند.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 434، دعائم الإسلام، ج2، ص: 208، وسائل الشیعه, ج۱۲،ص۲۳۶، و ر.ک الأصول الستة عشر (ط - دار الحديث)، ص: 199
٤. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فی قول الله تعالی: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» قال: قول الزُّورِ الغِناء.
امام صادق – علیه السّلام – درباره سخن خداوند که می فرماید: «از گفتار باطل بپرهیزید» فرمود: گفتار باطل همان غناء است.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 435/ ح2 و 7 و ص: 431 باب الغناء به اسناد صحیح در ح1 و 6 و 13، وسائل الشیعه، ج12، ص227.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ النَّارَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِين
بدانيد که موسيقي و آوازه خواني از جمله چيزهايي است که خداوند تعالي در کتابش بر آن وعده عذاب داده است. و تلاوت فرمود «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشترِى لَهْوَ الْحَدِيثِ ...» (از جمله مردم کسي است که کلام لهو وباطل را ميخرد تا با آن مردم را از راه خدا بدون علم علم گمراه کند، و آن را مسخره گیرد. برای آنان عذابی خوار کننده است.)
(که از مصادیق «لهو الحديث» در اين آيه غنا و آوازه خواني است.)
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 431 و مشابه این تفسیر در احادیث متعددی به اسناد قوی آمده است.
@sohof2
١. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: بَيْتُ الْغِنَاءِ بَيْتٌ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَةُ وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَ لَا تُدْخِلُهُ الْمَلَائِكَة.
امام صادق علیه السلام: خانه ای که در آن غنا باشد، از مصیبت دردناک ناگهانی در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان در آن منزل داخل نمی شود.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 433 به سند صحیح، دعائم الاسلام ج 2، ص 208 ، ح 762
٢. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْغِنَاءُ عُشُّ النِّفَاقِ.
غناء و آوازه خوانی، لانه نفاق و دوروئی است.
📚الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 431، ثواب الأعمال، دار الشریف الرضیّ، ص 244 و علل الشرائع، مکتبة داوری، ج2 ؛ ص476؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۷
۳. ِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ.
گوش کردن به لهو و غناء, نفاق را می رویاند همان گونه که آب کشتزار را می رویاند.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 434، دعائم الإسلام، ج2، ص: 208، وسائل الشیعه, ج۱۲،ص۲۳۶، و ر.ک الأصول الستة عشر (ط - دار الحديث)، ص: 199
٤. عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فی قول الله تعالی: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» قال: قول الزُّورِ الغِناء.
امام صادق – علیه السّلام – درباره سخن خداوند که می فرماید: «از گفتار باطل بپرهیزید» فرمود: گفتار باطل همان غناء است.
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 435/ ح2 و 7 و ص: 431 باب الغناء به اسناد صحیح در ح1 و 6 و 13، وسائل الشیعه، ج12، ص227.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ النَّارَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِين
بدانيد که موسيقي و آوازه خواني از جمله چيزهايي است که خداوند تعالي در کتابش بر آن وعده عذاب داده است. و تلاوت فرمود «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشترِى لَهْوَ الْحَدِيثِ ...» (از جمله مردم کسي است که کلام لهو وباطل را ميخرد تا با آن مردم را از راه خدا بدون علم علم گمراه کند، و آن را مسخره گیرد. برای آنان عذابی خوار کننده است.)
(که از مصادیق «لهو الحديث» در اين آيه غنا و آوازه خواني است.)
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج6، ص: 431 و مشابه این تفسیر در احادیث متعددی به اسناد قوی آمده است.
@sohof2
🔴محو آلات موسیقی یکی از اهداف رسالت
با سند معتبر از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَنِي رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ وَ لِأَمْحَقَ الْمَعَازِفَ وَ الْمَزَامِيرَ وَ أُمُورَ الْجَاهِلِيَّةِ وَ أَوْثَانَهَا وَ أَزْلَامَهَا وَ أَحْدَاثَهَا»
خداوند -تبارک و تعالی- مرا فرستاده است تا رحمتی برای جهانیان باشم و آلات موسیقی، نی ها [و هر نوع ساز]، امور جاهلی، بت ها، ازلام (تیرهای خاصّی برای نوعی قمار) و بدعت های جاهلی را نابود کنم.
📚 أمالي الصدوق، مجلس65، حدیث 1- روضة الواعظين، ج2، ص464. و الكافي، دار الکتب الاسلامیة، ج6، ص396 با قدری اختصار، به سند دیگر.
اهل سنّت متن این روایت را با اندکی تفاوت از چند تن از صحابه نقل کرده اند:
1. ابوامامة (مسند أحمد بن حنبل، ج36، صص551 و 646، مؤسسة الرسالة – الدر المنثور، ج2، ص 323 - الكشف و البيان، ج7، ص310 - كشف الاسرار و عدة الابرار، ج7 ، ص 487 - روض الجنان و روح الجنان، ج15، ص281 - ينابيع النصيحة، ص588، عبقات الأنوار، ج5، صص77 و 78 و ...)
2. انس بن مالک (الدر المنثور، ج2، ص 323 - الغدير، ج8، ص105)
3. ابوسعید الخدری (التفسير الكبير، ج1، صص115 و 116، دار احیاء التراث العربی)
با اسناد دیگری از امام صادق علیه السّلام نقل کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «بعثت بكسر المزامير» = من برای شکستن نی ها مبعوث شده ام. (تلبيس ابلیس، ج1، ص 208 -الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص53)
به طریق دیگر از ابن عبّاس نقل کرده اند که پیامبر (ص) فرمود: «بُعِثْتُ [امرت] بِهَدْمِ الْمِزْمَارِ وَ الطَّبْلِ» =مبعوث شده ام [یا به من امر شده است] تا نی و طبل را نابود کنم. (تلبيس ابلیس، ج1، ص 208 - الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص 53- فردوس الاخبار، ج1، ص 483، ح1612، دار الکتاب العربی-تشیید الاختیار لتحریم الطبل و المزمار، ج 1، ص 18 - کنز العمال، ج 15، ص 216 - کف الرعاع عن محرمات اللهو و السماع، ج1، ص19 و 117 - الجامع الکبیر، ج 1، ص 5723)
در نقل دیگری آمده است: «بعثت بكسر المعازف و المزامير» = مبعوث شده ام تا آلات موسیقی و نی ها را بشکنم. (شمس العلوم، ج7، ص 4512 - تفسير الثمرات اليانعه، ج5، ص 114)
همچنین از عائشه روایت کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ بِنَفْيِ الطُّنْبُورِ وَ الْمِزْمَارِ.» (الکامل فی ضعفاء الرجال، ج1، ص386- لسان المیزان، ج1، ص52- میزان الاعتدال، ج1، ص29)
و روايت شده رسول اکرم (ص) در روز فتح مکه فرمود: «إنّما بعثت بكسر الدفّ و المزمار» = فرستاده شده ام تا دفّ و نی را بشکنم. صحابه تا این را شنیدند، رفتند و آلات موسیقی را از دست کودکان گرفتند و شکستند. (بهجة النفوس، ج2، ص74، مطبعة الصدق، چاپ اول، 1348 ه.ق. - الغدير، ج8، ص107 - الصحيح من سيرة النبي الأعظم، ج23، ص 168)
👈از آن چه ذکر شد خصوصاً روایت کلینی، صدوق و ابن جوزی از امام صادق علیه السلام، اطمینان حاصل می شود که رسول خدا (ص) آلات موسیقی (طنبور، دف، نی، طبل و ...) را در ردیف بت ها، صلیب، آلات قمار، مسکرات، بدعتها و امور جاهلی دانسته و یکی از اهداف بعثت خود را نابودکردن آن ها معرفی کرده است. روشن است که استفاده از این آلات و ساخت، نگهداری، خرید و فروش آنها با این هدف مخالف است. اگر امکان بهره گیری از آلات موسیقی در تبلیغات دینی یا امور حلال وجود داشت، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله مأمور به نابودن کردن آن نمی شد، بلکه کاربرد آن را تغییر می داد، زیرا حکیمانه نیست ابزاری را که هم در راه صحیح و هم در راه باطل قابل استفاده است، از اصل نابود کنند، بلکه باید آن را در راه صحیح به کار گیرند، چنان که ایشان با اصل هنر شاعری –که غالباً در راه خشم و شهوت به کار می رفت- مخالفت نکرد، بلکه آن را در راه دین و ارزشهای متعالی به کار گرفت. همچنین هنر نقاشی و مجسمه سازی را از اساس ممنوع نکرد، بلکه نوع خاصی از آن را حرام اعلام کرد. از این جا معلوم است که اسلام با اصل موسیقی و آلات آن مخالف بوده و آن را ناسازگار با هدف آفرینش می داند.
▶️@sohof2
با سند معتبر از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَنِي رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ وَ لِأَمْحَقَ الْمَعَازِفَ وَ الْمَزَامِيرَ وَ أُمُورَ الْجَاهِلِيَّةِ وَ أَوْثَانَهَا وَ أَزْلَامَهَا وَ أَحْدَاثَهَا»
خداوند -تبارک و تعالی- مرا فرستاده است تا رحمتی برای جهانیان باشم و آلات موسیقی، نی ها [و هر نوع ساز]، امور جاهلی، بت ها، ازلام (تیرهای خاصّی برای نوعی قمار) و بدعت های جاهلی را نابود کنم.
📚 أمالي الصدوق، مجلس65، حدیث 1- روضة الواعظين، ج2، ص464. و الكافي، دار الکتب الاسلامیة، ج6، ص396 با قدری اختصار، به سند دیگر.
اهل سنّت متن این روایت را با اندکی تفاوت از چند تن از صحابه نقل کرده اند:
1. ابوامامة (مسند أحمد بن حنبل، ج36، صص551 و 646، مؤسسة الرسالة – الدر المنثور، ج2، ص 323 - الكشف و البيان، ج7، ص310 - كشف الاسرار و عدة الابرار، ج7 ، ص 487 - روض الجنان و روح الجنان، ج15، ص281 - ينابيع النصيحة، ص588، عبقات الأنوار، ج5، صص77 و 78 و ...)
2. انس بن مالک (الدر المنثور، ج2، ص 323 - الغدير، ج8، ص105)
3. ابوسعید الخدری (التفسير الكبير، ج1، صص115 و 116، دار احیاء التراث العربی)
با اسناد دیگری از امام صادق علیه السّلام نقل کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «بعثت بكسر المزامير» = من برای شکستن نی ها مبعوث شده ام. (تلبيس ابلیس، ج1، ص 208 -الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص53)
به طریق دیگر از ابن عبّاس نقل کرده اند که پیامبر (ص) فرمود: «بُعِثْتُ [امرت] بِهَدْمِ الْمِزْمَارِ وَ الطَّبْلِ» =مبعوث شده ام [یا به من امر شده است] تا نی و طبل را نابود کنم. (تلبيس ابلیس، ج1، ص 208 - الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص 53- فردوس الاخبار، ج1، ص 483، ح1612، دار الکتاب العربی-تشیید الاختیار لتحریم الطبل و المزمار، ج 1، ص 18 - کنز العمال، ج 15، ص 216 - کف الرعاع عن محرمات اللهو و السماع، ج1، ص19 و 117 - الجامع الکبیر، ج 1، ص 5723)
در نقل دیگری آمده است: «بعثت بكسر المعازف و المزامير» = مبعوث شده ام تا آلات موسیقی و نی ها را بشکنم. (شمس العلوم، ج7، ص 4512 - تفسير الثمرات اليانعه، ج5، ص 114)
همچنین از عائشه روایت کرده اند که رسول خدا (ص) فرمود: «أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ بِنَفْيِ الطُّنْبُورِ وَ الْمِزْمَارِ.» (الکامل فی ضعفاء الرجال، ج1، ص386- لسان المیزان، ج1، ص52- میزان الاعتدال، ج1، ص29)
و روايت شده رسول اکرم (ص) در روز فتح مکه فرمود: «إنّما بعثت بكسر الدفّ و المزمار» = فرستاده شده ام تا دفّ و نی را بشکنم. صحابه تا این را شنیدند، رفتند و آلات موسیقی را از دست کودکان گرفتند و شکستند. (بهجة النفوس، ج2، ص74، مطبعة الصدق، چاپ اول، 1348 ه.ق. - الغدير، ج8، ص107 - الصحيح من سيرة النبي الأعظم، ج23، ص 168)
👈از آن چه ذکر شد خصوصاً روایت کلینی، صدوق و ابن جوزی از امام صادق علیه السلام، اطمینان حاصل می شود که رسول خدا (ص) آلات موسیقی (طنبور، دف، نی، طبل و ...) را در ردیف بت ها، صلیب، آلات قمار، مسکرات، بدعتها و امور جاهلی دانسته و یکی از اهداف بعثت خود را نابودکردن آن ها معرفی کرده است. روشن است که استفاده از این آلات و ساخت، نگهداری، خرید و فروش آنها با این هدف مخالف است. اگر امکان بهره گیری از آلات موسیقی در تبلیغات دینی یا امور حلال وجود داشت، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله مأمور به نابودن کردن آن نمی شد، بلکه کاربرد آن را تغییر می داد، زیرا حکیمانه نیست ابزاری را که هم در راه صحیح و هم در راه باطل قابل استفاده است، از اصل نابود کنند، بلکه باید آن را در راه صحیح به کار گیرند، چنان که ایشان با اصل هنر شاعری –که غالباً در راه خشم و شهوت به کار می رفت- مخالفت نکرد، بلکه آن را در راه دین و ارزشهای متعالی به کار گرفت. همچنین هنر نقاشی و مجسمه سازی را از اساس ممنوع نکرد، بلکه نوع خاصی از آن را حرام اعلام کرد. از این جا معلوم است که اسلام با اصل موسیقی و آلات آن مخالف بوده و آن را ناسازگار با هدف آفرینش می داند.
▶️@sohof2
🔒«ربّنا»ی چه کسانی مستجاب نمی شود؟!
شیخ صدوق (ره) روایت کرده است: «مَنْ بَقِيَ فِي بَيْتِهِ طُنْبُورٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»
هر کس چهل روز «طُنبور» (=نوعی ساز زهی) در خانه اش بماند، به غضب خداوند گرفتار آمده است.
📚من لا يحضره الفقيه؛ ج2؛ ص59
روشن است که اگر استفاده از طُنبور در راه حلال ممکن بود، نگه داری آن حرام شمرده نمی شد. ذکر طنبور از باب مثال است و مقصود هر نوع آلت موسیقی است؛ چنان که در نقل دیگری آمده است:
«وَ نَرْوِي أَنَّهُ مَنْ أَبْقَى فِي بَيْتِهِ طُنْبُوراً أَوْ عُوداً أَوْ شَيْئاً مِنَ الْمَلَاهِي مِنَ الْمِعْزَفَةِ وَ الشِّطْرَنْجِ وَ أَشْبَاهِهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ فِي أَرْبَعِينَ مَاتَ فَاجِراً فَاسِقاً مَأْوَاهُ النَّارُ وَ بِئْسَ الْمَصِير.»
هر کس چهل روز در خانه اش، طنبور یا عود یا یکی دیگر از آلات لهو، اعم از آلات موسیقی یا شطرنج و مانند آن، نگه دارد، به خشم خداوند گرفتار آمده و اگر در روز چهلم بمیرد، فاجر و فاسق مرده و جایگاهش آتش است و چه بد بازگشتگاهی است.
📚 الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام؛ ص282
این کتاب گرچه بنا بر تحقیق بازمانده ای از کتاب التکلیف شلمغانی است، که البته استناد ما در این جا بر طبق روایات بسیار نهی از نگه داشتن آلات لهو است.
و مراد از قید «چهل» روز، بیان حدّ اعلای گناه و شدّت خشم خداوند است؛ نه آن که کمتر از آن جایز باشد!! چنان که از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله روایت شده است:
«لا تدخل الملائكة بيتا فيه خمر أو دف أو طنبور أو نرد و لا يستجاب دعاؤهم و رفع اللّه عنهم البركة»
در خانه ای که خمر یا دف یا طنبور یا تخته نرد باشد، ملائکه وارد نمی شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی گردد و برکت از آنان برداشته می شود.
📚 ينابيع النصيحة في العقائد الصحيحة؛ ص588 - إرشاد القلوب؛ ج1؛ ص174- عوالي اللئالي؛ ج1؛ ص261 - وسائل الشيعة؛ ج17؛ ص315
▶️@sohof2
شیخ صدوق (ره) روایت کرده است: «مَنْ بَقِيَ فِي بَيْتِهِ طُنْبُورٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل»
هر کس چهل روز «طُنبور» (=نوعی ساز زهی) در خانه اش بماند، به غضب خداوند گرفتار آمده است.
📚من لا يحضره الفقيه؛ ج2؛ ص59
روشن است که اگر استفاده از طُنبور در راه حلال ممکن بود، نگه داری آن حرام شمرده نمی شد. ذکر طنبور از باب مثال است و مقصود هر نوع آلت موسیقی است؛ چنان که در نقل دیگری آمده است:
«وَ نَرْوِي أَنَّهُ مَنْ أَبْقَى فِي بَيْتِهِ طُنْبُوراً أَوْ عُوداً أَوْ شَيْئاً مِنَ الْمَلَاهِي مِنَ الْمِعْزَفَةِ وَ الشِّطْرَنْجِ وَ أَشْبَاهِهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ فِي أَرْبَعِينَ مَاتَ فَاجِراً فَاسِقاً مَأْوَاهُ النَّارُ وَ بِئْسَ الْمَصِير.»
هر کس چهل روز در خانه اش، طنبور یا عود یا یکی دیگر از آلات لهو، اعم از آلات موسیقی یا شطرنج و مانند آن، نگه دارد، به خشم خداوند گرفتار آمده و اگر در روز چهلم بمیرد، فاجر و فاسق مرده و جایگاهش آتش است و چه بد بازگشتگاهی است.
📚 الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام؛ ص282
این کتاب گرچه بنا بر تحقیق بازمانده ای از کتاب التکلیف شلمغانی است، که البته استناد ما در این جا بر طبق روایات بسیار نهی از نگه داشتن آلات لهو است.
و مراد از قید «چهل» روز، بیان حدّ اعلای گناه و شدّت خشم خداوند است؛ نه آن که کمتر از آن جایز باشد!! چنان که از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله روایت شده است:
«لا تدخل الملائكة بيتا فيه خمر أو دف أو طنبور أو نرد و لا يستجاب دعاؤهم و رفع اللّه عنهم البركة»
در خانه ای که خمر یا دف یا طنبور یا تخته نرد باشد، ملائکه وارد نمی شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی گردد و برکت از آنان برداشته می شود.
📚 ينابيع النصيحة في العقائد الصحيحة؛ ص588 - إرشاد القلوب؛ ج1؛ ص174- عوالي اللئالي؛ ج1؛ ص261 - وسائل الشيعة؛ ج17؛ ص315
▶️@sohof2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ عامل بی عفتی و بی غیرتی
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: إِنَّ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ الْقَفَنْدَرُ إِذَا ضُرِبَ فِي مَنْزِلِ الرَّجُلِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْبَرْبَطِ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذلِكَ الشَّيْطَانُ كُلَّ عُضْوٍ مِنْهُ عَلى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَيْتِ ثُمَّ نَفَخَ فِيهِ نَفْخَةً فَلَا يَغَارُ بَعْدَ هذَا حَتّى تُؤْتى نِسَاؤُهُ فَلَا يَغَارُ.
و عَنْ أَحْمَدَ البَرقيّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاق مثله.
امام صادق علیه السلام:
همانا شیطانی بنام «قفندر» وجود دارد، هرگاه چهل روز در خانه کسی بربط نواخته شود و مجلس غنا برگزار گردد، آن شیطان تمام اعضای خود را بر تمام اعضای صاحبخانه میگذارد و در آن می دمد، و بدین وسیله غیرت از او برداشته میشود...
📚 الكافي (ط - الإسلامية) ج5 ص535 به سند معتبر، و نیز، ج6، ص: 433 به سند موثق دیگر از اسحاق، وسائل الشيعة ج17 ص312
همین خبر در با سند سومی نیز روایت شده که الفاظ انتهایی آن اندکی تفاوت دارد:
فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ نُزِعَ مِنْهُ الْحَيَاءُ وَ لَمْ يُبَالِ مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ. (الكافي، ط - الإسلامية، ج6، ص: 434)
(هر کس چهل روز در خانه اش بربط نواخته شود) ... به این ترتیب حیاء از او کنده می شود و دیگر هر چه بگوید یا درباره اش بگویند؛ برایش مهمّ نیست.
@sohof2
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: إِنَّ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ الْقَفَنْدَرُ إِذَا ضُرِبَ فِي مَنْزِلِ الرَّجُلِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْبَرْبَطِ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذلِكَ الشَّيْطَانُ كُلَّ عُضْوٍ مِنْهُ عَلى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَيْتِ ثُمَّ نَفَخَ فِيهِ نَفْخَةً فَلَا يَغَارُ بَعْدَ هذَا حَتّى تُؤْتى نِسَاؤُهُ فَلَا يَغَارُ.
و عَنْ أَحْمَدَ البَرقيّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاق مثله.
امام صادق علیه السلام:
همانا شیطانی بنام «قفندر» وجود دارد، هرگاه چهل روز در خانه کسی بربط نواخته شود و مجلس غنا برگزار گردد، آن شیطان تمام اعضای خود را بر تمام اعضای صاحبخانه میگذارد و در آن می دمد، و بدین وسیله غیرت از او برداشته میشود...
📚 الكافي (ط - الإسلامية) ج5 ص535 به سند معتبر، و نیز، ج6، ص: 433 به سند موثق دیگر از اسحاق، وسائل الشيعة ج17 ص312
همین خبر در با سند سومی نیز روایت شده که الفاظ انتهایی آن اندکی تفاوت دارد:
فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ نُزِعَ مِنْهُ الْحَيَاءُ وَ لَمْ يُبَالِ مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ. (الكافي، ط - الإسلامية، ج6، ص: 434)
(هر کس چهل روز در خانه اش بربط نواخته شود) ... به این ترتیب حیاء از او کنده می شود و دیگر هر چه بگوید یا درباره اش بگویند؛ برایش مهمّ نیست.
@sohof2
❓مجلس اهل بیت یا مجلس هوای نفس؟
به یاد دارم که سال های گذشته در مسجد محله ای که در آن بودم، (در یکی از مراکز استان ها) در جشنی بزرگ با نام مجلس امام مجتبی ع آلات موسیقی را درون مسجد می آوردند و فضای مجلس را با آهنگ های تند آلوده می ساختند! حتی اعتراض های ما در سال های آینده هم در این حد راهگشا بود که آهنگ های فاسد را از شبستان به فضای حیاط مجلس برند!
آخر نمی دانم اگر واقعاً مجلس برای اهل بیت ع است، آیا حاضرید امام در این جلسات حاضر شوند؟! هرگز...
این تنها یکی از نمونه هایی است که خواسته های خود را با نام دین ترویج داده ایم!
میلاد مولای کریم، امام مجتبی و امام جواد علیهما السلام مبارک باد.🌹
به یاد دارم که سال های گذشته در مسجد محله ای که در آن بودم، (در یکی از مراکز استان ها) در جشنی بزرگ با نام مجلس امام مجتبی ع آلات موسیقی را درون مسجد می آوردند و فضای مجلس را با آهنگ های تند آلوده می ساختند! حتی اعتراض های ما در سال های آینده هم در این حد راهگشا بود که آهنگ های فاسد را از شبستان به فضای حیاط مجلس برند!
آخر نمی دانم اگر واقعاً مجلس برای اهل بیت ع است، آیا حاضرید امام در این جلسات حاضر شوند؟! هرگز...
این تنها یکی از نمونه هایی است که خواسته های خود را با نام دین ترویج داده ایم!
میلاد مولای کریم، امام مجتبی و امام جواد علیهما السلام مبارک باد.🌹
💠 ارزش صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)
عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا قَالَ: قُلْتُ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیهم السلام) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ دَاهَنْتَ مُعَاوِيَةَ وَ صَالَحْتَهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ الْحَقَّ لَكَ دُونَهُ وَ أَنَّ مُعَاوِيَةَ ضَالٌّ بَاغٍ فَقَالَ يَا أَبَا سَعِيدٍ أَ لَسْتُ حُجَّةَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ إِمَاماً عَلَيْهِمْ بَعْدَ أَبِي ع قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ لَسْتُ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِي وَ لِأَخِي الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا قُلْتُ بَلَى- قَالَ فَأَنَا إِذَنْ إِمَامٌ لَوْ قُمْتُ وَ أَنَا إِمَامٌ إِذْ لَوْ قَعَدْتُ يَا أَبَا سَعِيدٍ عِلَّةُ مُصَالَحَتِي لِمُعَاوِيَةَ عِلَّةُ مُصَالَحَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَنِي ضَمْرَةَ وَ بَنِي أَشْجَعَ وَ لِأَهْلِ مَكَّةَ حِينَ انْصَرَفَ مِنَ الْحُدَيْبِيَةِ أُولَئِكَ كُفَّارٌ بِالتَّنْزِيلِ وَ مُعَاوِيَةُ وَ أَصْحَابُهُ كُفَّارٌ بِالتَّأْوِيلِ يَا أَبَا سَعِيدٍ إِذَا كُنْتُ إِمَاماً مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ لَمْ يَجِبْ أَنْ يُسَفَّهَ رَأْيِي فِيمَا أَتَيْتُهُ مِنْ مُهَادَنَةٍ أَوْ مُحَارَبَةٍ وَ إِنْ كَانَ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِيمَا أَتَيْتُهُ مُلْتَبِساً أَ لَا تَرَى الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ سَخِطَ مُوسَى ع فِعْلَهُ لِاشْتِبَاهِ وَجْهِ الْحِكْمَةِ عَلَيْهِ حَتَّى أَخْبَرَهُ فَرَضِيَ هَكَذَا أَنَا سَخِطْتُمْ عَلَيَّ بِجَهْلِكُمْ بِوَجْهِ الْحِكْمَةِ فِيهِ وَ لَوْ لَا مَا أَتَيْتُ لَمَا تُرِكَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ.
🔸از ابو العلا خفاف، از ابى سعيد عقيصا نقل كرده اند كه وى گفت: محضر مبارك حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاويه مداهنه و صلح نموديد و حال آن كه مىدانستيد حقّ مال شما است نه مال او و نيز مىدانستيد كه معاويه گمراه و ستمگر است؟
حضرت فرمودند: آيا بعد از پدرم عليه السّلام من حجّت خدا بر مردم و امام ايشان نيستم؟
عرضه داشتم: چرا؟
فرمود: آيا مگر من نه آن كسى هستم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در باره من و برادرم فرمودند: حسن و حسين دو امام بوده چه قيام كرده و چه بنشينند؟
عرض كردم: آرى همين طور است.
فرمود: پس من امام بوده چه قيام كنم و چه بنشينم، اى ابا سعيد به همان علّتى كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حديبيّه صلح فرمودند من نيز با معاويه صلح نمودهام، آنها كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با ايشان صلح فرمود بنصّ كتاب كافر بودند و معاويه و اصحابش به مقتضاى تأويل قرآن كافر مىباشند، اى ابا سعيد وقتى من امام از جانب خدا بودم نبايد رأى مرا تخطئه كنى و عملى را كه انجام دادهام چه مهادنه و صلح بوده و چه محاربه و جنگ باشد مىبايد بپذيرى اگر چه حكمت كردار من بر تو مخفى و مشتبه باشد، مگر نمىبينى جناب خضر عليه السّلام وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و ديوار را تعمير كرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از كردارش سخت برآشفت، جهت غضبناك شدن موسى اين بود كه حكمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن كه خضر عليه السّلام آن را بازگو كرد و موسى راضى گشت، عمل و كردار من نيز همين طور مىباشد يعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلكه غضبناك هستند زيرا حكمت آن بر شما پنهان مىباشد و آن اين است كه اگر من غير از اين مىنمودم يك نفر از شيعيان ما روى زمين باقى نمىماند مگر آن كه او را مىكشتند.
📚 علل الشرائع، شیخ صدوق ره؛ ط- داوری؛ جلد1؛ صفحه211، به سند ضعیف. و در همین باب کتاب به سندی قوی تر در تأیید بخش پایانی خبر آمده است.
@sohof2
عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا قَالَ: قُلْتُ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیهم السلام) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ دَاهَنْتَ مُعَاوِيَةَ وَ صَالَحْتَهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ الْحَقَّ لَكَ دُونَهُ وَ أَنَّ مُعَاوِيَةَ ضَالٌّ بَاغٍ فَقَالَ يَا أَبَا سَعِيدٍ أَ لَسْتُ حُجَّةَ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ إِمَاماً عَلَيْهِمْ بَعْدَ أَبِي ع قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ لَسْتُ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِي وَ لِأَخِي الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا قُلْتُ بَلَى- قَالَ فَأَنَا إِذَنْ إِمَامٌ لَوْ قُمْتُ وَ أَنَا إِمَامٌ إِذْ لَوْ قَعَدْتُ يَا أَبَا سَعِيدٍ عِلَّةُ مُصَالَحَتِي لِمُعَاوِيَةَ عِلَّةُ مُصَالَحَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) لِبَنِي ضَمْرَةَ وَ بَنِي أَشْجَعَ وَ لِأَهْلِ مَكَّةَ حِينَ انْصَرَفَ مِنَ الْحُدَيْبِيَةِ أُولَئِكَ كُفَّارٌ بِالتَّنْزِيلِ وَ مُعَاوِيَةُ وَ أَصْحَابُهُ كُفَّارٌ بِالتَّأْوِيلِ يَا أَبَا سَعِيدٍ إِذَا كُنْتُ إِمَاماً مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ لَمْ يَجِبْ أَنْ يُسَفَّهَ رَأْيِي فِيمَا أَتَيْتُهُ مِنْ مُهَادَنَةٍ أَوْ مُحَارَبَةٍ وَ إِنْ كَانَ وَجْهُ الْحِكْمَةِ فِيمَا أَتَيْتُهُ مُلْتَبِساً أَ لَا تَرَى الْخَضِرَ ع لَمَّا خَرَقَ السَّفِينَةَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ سَخِطَ مُوسَى ع فِعْلَهُ لِاشْتِبَاهِ وَجْهِ الْحِكْمَةِ عَلَيْهِ حَتَّى أَخْبَرَهُ فَرَضِيَ هَكَذَا أَنَا سَخِطْتُمْ عَلَيَّ بِجَهْلِكُمْ بِوَجْهِ الْحِكْمَةِ فِيهِ وَ لَوْ لَا مَا أَتَيْتُ لَمَا تُرِكَ مِنْ شِيعَتِنَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَحَدٌ إِلَّا قُتِلَ.
🔸از ابو العلا خفاف، از ابى سعيد عقيصا نقل كرده اند كه وى گفت: محضر مبارك حسن بن على بن ابى طالب عرض كردم: اى فرزند رسول خدا براى چه با معاويه مداهنه و صلح نموديد و حال آن كه مىدانستيد حقّ مال شما است نه مال او و نيز مىدانستيد كه معاويه گمراه و ستمگر است؟
حضرت فرمودند: آيا بعد از پدرم عليه السّلام من حجّت خدا بر مردم و امام ايشان نيستم؟
عرضه داشتم: چرا؟
فرمود: آيا مگر من نه آن كسى هستم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در باره من و برادرم فرمودند: حسن و حسين دو امام بوده چه قيام كرده و چه بنشينند؟
عرض كردم: آرى همين طور است.
فرمود: پس من امام بوده چه قيام كنم و چه بنشينم، اى ابا سعيد به همان علّتى كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكّه هنگام برگشت از حديبيّه صلح فرمودند من نيز با معاويه صلح نمودهام، آنها كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با ايشان صلح فرمود بنصّ كتاب كافر بودند و معاويه و اصحابش به مقتضاى تأويل قرآن كافر مىباشند، اى ابا سعيد وقتى من امام از جانب خدا بودم نبايد رأى مرا تخطئه كنى و عملى را كه انجام دادهام چه مهادنه و صلح بوده و چه محاربه و جنگ باشد مىبايد بپذيرى اگر چه حكمت كردار من بر تو مخفى و مشتبه باشد، مگر نمىبينى جناب خضر عليه السّلام وقتى كشتى را شكافت و جوان را كشت و ديوار را تعمير كرد و بپا داشت موسى به غضب آمد و از كردارش سخت برآشفت، جهت غضبناك شدن موسى اين بود كه حكمت عمل خضر بر او مخفى بود تا آن كه خضر عليه السّلام آن را بازگو كرد و موسى راضى گشت، عمل و كردار من نيز همين طور مىباشد يعنى از عمل و فعل من خرسند نبوده بلكه غضبناك هستند زيرا حكمت آن بر شما پنهان مىباشد و آن اين است كه اگر من غير از اين مىنمودم يك نفر از شيعيان ما روى زمين باقى نمىماند مگر آن كه او را مىكشتند.
📚 علل الشرائع، شیخ صدوق ره؛ ط- داوری؛ جلد1؛ صفحه211، به سند ضعیف. و در همین باب کتاب به سندی قوی تر در تأیید بخش پایانی خبر آمده است.
@sohof2
Forwarded from اتچ بات
🔥 غناء و نوازندگی؛ آشیانه نفاق (2)
از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود: «ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ.»
نواختن عود، در دل، نفاق می رویاند؛ آن چنان که آب، سبزه می رویاند. (الكافي؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج6؛ ص434)
عود یکی از سازهای زهی است و در این حدیث، نواختن عود، بدون قید و شرط، مذّمت شده و روشن است که ذکر عود، از باب مثال است و سخن امام، شامل همه سازها است.
همچنین از آن امام بزرگوار روایت شده است: «الْغِنَاءُ يُورِثُ النِّفَاقَ وَ يُعْقِبُ الْفَقْرَ.» غناء، نفاق بر جای می گذارد و فقر را در پی دارد. (الخصال؛ ج1؛ ص24 - دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص207)
شاید کسی بپرسد: پس چرا برخی خواننده ها ثروتمندند؟ پاسخ این است که آثاری که در روایات برای اعمال برشمرده اند، بنا بر بیان عرفی است. مثلاً ممکن است پزشکی بگوید: سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می شود؛ اگر کسی اشکال کند: من افراد زیادی را می شناسم که سیگار می کشند و مبتلا به سرطان هم نشده اند؛ پاسخ می دهیم: مقصود این است که سیگار کشیدن مداوم در شرایط مساعد و با فرض نبود موانع، می تواند باعث سرطان شود؛ نه این که هر کسی به هر مقدار و کیفیتی و در هر شرایطی سیگار کشید، مبتلا به سرطان شود!
از امام باقر علیه السلام هم نقل شده است: «الْغِنَاءُ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ النَّخْلُ الطَّلْعَ.» غناء (آواز) در دل، نفاق می رویاند؛ چنان که درخت خرما، شکوفه می دهد. (دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص208)
و پیشتر در همین معنا چند سند ارائه شد: t.me/sohof2/738
همین مضمون را اهل سنّت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل کرده اند. (سنن أبي داود؛ ج4؛ ص2099 - الدر المنثور فى التفسير بالماثور؛ ج5؛ ص 159- الجامع لأحكام القرآن؛ ج14؛ ص 52 و ...)
در روایتی دیگر، ایشان پس از مذمّتِ شطرنج، چوگان، شکارِ لهوی و غناء می فرمایند: «... وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِيعِ ذَلِكَ لَفِي شُغُلٍ، مَا لَهُ وَ لِلْمَلَاهِي؟ فَإِنَّ الْمَلَاهِيَ تُورِثُ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ.» ... مؤمن از همه اینها [به امر آخرت] مشغول است؛ مؤمن چه کار دارد به ملاهی؟ ملاهی، قساوت قلب بر جای می گذارد و نفاق را در پی دارد. (الأصول الستة عشر، اصل الزید النرسی، ص 199، دار الحدیث)
و فرموده اند: خرید و فروش کنیزان آوازه خوان حرام و تعلیمشان کفر و گوش دادن به آوازشان نفاق است. (الكافي؛ ج5؛ ص120 - تهذيب الأحكام؛ ج6؛ صص356 و 357 - الإستبصار؛ ج3 ؛ ص61- دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص209)
@sohof2
از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود: «ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ.»
نواختن عود، در دل، نفاق می رویاند؛ آن چنان که آب، سبزه می رویاند. (الكافي؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج6؛ ص434)
عود یکی از سازهای زهی است و در این حدیث، نواختن عود، بدون قید و شرط، مذّمت شده و روشن است که ذکر عود، از باب مثال است و سخن امام، شامل همه سازها است.
همچنین از آن امام بزرگوار روایت شده است: «الْغِنَاءُ يُورِثُ النِّفَاقَ وَ يُعْقِبُ الْفَقْرَ.» غناء، نفاق بر جای می گذارد و فقر را در پی دارد. (الخصال؛ ج1؛ ص24 - دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص207)
شاید کسی بپرسد: پس چرا برخی خواننده ها ثروتمندند؟ پاسخ این است که آثاری که در روایات برای اعمال برشمرده اند، بنا بر بیان عرفی است. مثلاً ممکن است پزشکی بگوید: سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می شود؛ اگر کسی اشکال کند: من افراد زیادی را می شناسم که سیگار می کشند و مبتلا به سرطان هم نشده اند؛ پاسخ می دهیم: مقصود این است که سیگار کشیدن مداوم در شرایط مساعد و با فرض نبود موانع، می تواند باعث سرطان شود؛ نه این که هر کسی به هر مقدار و کیفیتی و در هر شرایطی سیگار کشید، مبتلا به سرطان شود!
از امام باقر علیه السلام هم نقل شده است: «الْغِنَاءُ يُنْبِتُ النِّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ النَّخْلُ الطَّلْعَ.» غناء (آواز) در دل، نفاق می رویاند؛ چنان که درخت خرما، شکوفه می دهد. (دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص208)
و پیشتر در همین معنا چند سند ارائه شد: t.me/sohof2/738
همین مضمون را اهل سنّت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل کرده اند. (سنن أبي داود؛ ج4؛ ص2099 - الدر المنثور فى التفسير بالماثور؛ ج5؛ ص 159- الجامع لأحكام القرآن؛ ج14؛ ص 52 و ...)
در روایتی دیگر، ایشان پس از مذمّتِ شطرنج، چوگان، شکارِ لهوی و غناء می فرمایند: «... وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ عَنْ جَمِيعِ ذَلِكَ لَفِي شُغُلٍ، مَا لَهُ وَ لِلْمَلَاهِي؟ فَإِنَّ الْمَلَاهِيَ تُورِثُ قَسَاوَةَ الْقَلْبِ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ.» ... مؤمن از همه اینها [به امر آخرت] مشغول است؛ مؤمن چه کار دارد به ملاهی؟ ملاهی، قساوت قلب بر جای می گذارد و نفاق را در پی دارد. (الأصول الستة عشر، اصل الزید النرسی، ص 199، دار الحدیث)
و فرموده اند: خرید و فروش کنیزان آوازه خوان حرام و تعلیمشان کفر و گوش دادن به آوازشان نفاق است. (الكافي؛ ج5؛ ص120 - تهذيب الأحكام؛ ج6؛ صص356 و 357 - الإستبصار؛ ج3 ؛ ص61- دعائم الإسلام؛ ج2؛ ص209)
@sohof2
Telegram
attach 📎
🔹آیا حضرت داود (ع) نوازنده بود؟!
یهود، نصاری و منافقان این امّت دروغهای زیادی بر حضرت داود (ع) بسته اند و گناهان عجیب و غریبی به ایشان نسبت داده اند. (نمونه: افسانه اوریا) نوازندگی و چنگ زدن حضرت داود (ع) نیز از جمله این تهمت ها است!! انسان از برخی متدینان که این نسبتها را به انبیاء خدا باور می کنند، تعجّب می کند!
به حدیث زیر از «حضرت داود» علیه السّلام توجّه کنید:
یکی از یاران امیرالمؤمنین ع به نام «نوف» می گوید: شبی امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ای نوف، نبیّ خدا، داود (ع) در چنین ساعتی برخاست و فرمود: «إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ ... أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ ...» این ساعتی است که دعای هر بنده ای مستجاب می شود؛ مگر آن که باج گیر و مأمور مالیات يا گزارشگر حكومت یا گزمه [در دولت ستمکاران] يا نوازنده تار و ساز یا نقاره چی و دهل زن باشد.
📚نهج البلاغة، حکمت101 - الأمالي للمفيد، ص132 - الخصال، ج1، ص 338 - خصائص الأئمة، ص97 - حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، ج6، صص52 و 53 - المعيار و الموازنة، ص263 - الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم ؛ ص381 - إرشاد القلوب، ج1، ص20 - غرر الأخبار، ص362 - أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص123 و ...
گفتنی است تعبیر مزامیر داوود که در چند روایت منابع ما نیز آمده، بنا بر فرض صحت آن بر اساس تنها سند متصل گویا اثری نوشته و یا کتابی بدین نام بوده است. (الكافي، ط - الإسلامية، ج1، ص: 478) که خود موافق با آثار بر جامانده از آن در عهد عتیق است. روایت نهج البلاغه نیز توضیحی در مورد معنای آن نمی دهد. در این میان تنها روایتی در فاسد ترین کتاب نصیریه با غالیانه ترین اسناد در بابی در اباحه شراب و قمار و شطرنج و غنا و ملاهی، مزامیر داود را آلتی موسیقی دانسته و آن را عودی با 48 تار وصف کرده است! (حقائق اسرار الدین، ص131) خبر سعد السعود، ص: 48 نیز گرچه مؤید این معناست، اما سند ندارد و متن آن نیز خالی از اشکال نیست.
@sohof2
یهود، نصاری و منافقان این امّت دروغهای زیادی بر حضرت داود (ع) بسته اند و گناهان عجیب و غریبی به ایشان نسبت داده اند. (نمونه: افسانه اوریا) نوازندگی و چنگ زدن حضرت داود (ع) نیز از جمله این تهمت ها است!! انسان از برخی متدینان که این نسبتها را به انبیاء خدا باور می کنند، تعجّب می کند!
به حدیث زیر از «حضرت داود» علیه السّلام توجّه کنید:
یکی از یاران امیرالمؤمنین ع به نام «نوف» می گوید: شبی امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ای نوف، نبیّ خدا، داود (ع) در چنین ساعتی برخاست و فرمود: «إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ ... أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ ...» این ساعتی است که دعای هر بنده ای مستجاب می شود؛ مگر آن که باج گیر و مأمور مالیات يا گزارشگر حكومت یا گزمه [در دولت ستمکاران] يا نوازنده تار و ساز یا نقاره چی و دهل زن باشد.
📚نهج البلاغة، حکمت101 - الأمالي للمفيد، ص132 - الخصال، ج1، ص 338 - خصائص الأئمة، ص97 - حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، ج6، صص52 و 53 - المعيار و الموازنة، ص263 - الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم ؛ ص381 - إرشاد القلوب، ج1، ص20 - غرر الأخبار، ص362 - أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص123 و ...
گفتنی است تعبیر مزامیر داوود که در چند روایت منابع ما نیز آمده، بنا بر فرض صحت آن بر اساس تنها سند متصل گویا اثری نوشته و یا کتابی بدین نام بوده است. (الكافي، ط - الإسلامية، ج1، ص: 478) که خود موافق با آثار بر جامانده از آن در عهد عتیق است. روایت نهج البلاغه نیز توضیحی در مورد معنای آن نمی دهد. در این میان تنها روایتی در فاسد ترین کتاب نصیریه با غالیانه ترین اسناد در بابی در اباحه شراب و قمار و شطرنج و غنا و ملاهی، مزامیر داود را آلتی موسیقی دانسته و آن را عودی با 48 تار وصف کرده است! (حقائق اسرار الدین، ص131) خبر سعد السعود، ص: 48 نیز گرچه مؤید این معناست، اما سند ندارد و متن آن نیز خالی از اشکال نیست.
@sohof2