صُحُفٍ مُطَهَّرَه
2.36K subscribers
114 photos
23 videos
97 files
322 links
موضوع:
احادیث اهل بیت ع در موضوعات مختلف

مدیر:
@amid3
@Alinajma

کانالهای وابسته:

فضائل اهل بیت علیهم السلام @motahharoun
نقد غلو و تفویض @gholow
Download Telegram
🌸 مراحل علم آموزی

🔶 عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْعِلْمُ قَالَ الْإِنْصَاتُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الِاسْتِمَاعُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الْحِفْظُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الْعَمَلُ بِهِ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ ثُمَّ نَشْرُهُ.

🔸از امام صادق ع روایت است، مردي خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: يا رسول الله علم چيست؟ فرمود: سكوت كردن،
گفت سپس چه؟ فرمود: گوش فرا دادن،
گفت سپس چه؟ فرمود: حفظ كردن،
گفت سپس چه؟ فرمود به آن عمل كردن،
گفت سپس چه اي رسول خدا: فرمود: انتشارش دادن.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 48، كافي (مصطفوی) جلد 1 ص :61 رواية: 4 و الخصال، ج‏1، ص: 287

👌 متأسفانه امروزه کم نیست مواردی که برخی از همان اول در پله آخر علم رفته اند و ناشر و مبلغ معارف شده اند!
جالب است اشاره کنم که در روایتی در الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 48 در مورد علم آمده: «حفظه الفحص» که شاید بی تناسب با مرحله دوم علم آموزی نباشد. برخی از عزیزان بدون جست و جو از تفسیر روایات و دلیل های معارض و یا شناخت صحیح از غیر صحیح و محکم از متشابه اقدام به نشر هر مطلبی می کنند. که البته آسیب های بسیارش مخفی نیست.
@sohof2
(در دیدار با حضرت آیت الله سیستانی):
ارتباط با اهل سنت و چند نکتۀ تراثی

مدتی قبل در محضر حضرت آیت الله سیستانی ـ دام ظلّه ـ صحبت از ارتباط میان ما با اهل سنت شد، ایشان کلامی فرمودند که نص فرمایششان چنین است: «اگر ما از اهل سنت دوری کنیم و بینمان شکاف شود، بیشتر از آنها ما متضرر خواهیم شد.»
این کلام ناظر بر چند مسأله بود که به مناسبت مسائل میراث شیعه و انتشار آن در میان اهل سنت صورت گرفت و مثال‌هایی هم در این میان زده شد، که بنده آن را به این شکل برای خوانندگان محترم توسعه می دهم:
در طول تاریخ هر بار به دانشمندی از اهل سنت نزدیک شدیم او به نفع ما قلم زد، و هرگاه دور شدیم نام ما و یاد اهل بیت علیهم الصلاة والسلام را مخفی نمود. برای درک اين مطلب نمونه‌های فراوانی است که می‌توان به کتابهایی اشاره کرد که اهل سنت در فضائل اهل بیت علیهم السلام نگاشته‌اند که به قول مرحوم مولی محمد طاهر قمی، مؤلفین آنها «سنی دوازده امامی» هستند، مانند: «مطالب السؤل» ابن طلحهٔ شافعی، «تذکرة الخواص» سبط ابن الجوزی، «ینابیع المودهٔ» قندوزی شافعی و کتاب‌های دیگر که خارج از حوصلۀ این مقال است.
نگارندۀ این نوشتار در حال حاضر، در حال تحقیق اثری از این دست است که مؤلف از علمای اهل سنت قرن هفتم است، که اگر او را نمی‌شناختم، به قطع ادعا می‌کردم وی از علمای شیعۀ این قرن است! جالب آنکه این نویسندگان در کتاب‌های خود، ابوابی به تعداد ائمهٔ اثنا عشر و وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها دارند و فضائل و مناقب تمامی ائمه را متذکر شده‌اند. حتی برخی بابی برای مهدی موعود (عج) بعد از باب فضائل امام عسگری علیه السلام آورده و آن حضرت را از فرزندان امام عسگری علیه السلام می‌دانند.
آنها در نگارش اثر خود، از منابع شیعی و مشایخ و علمای شیعه و میراث آنها بهره‌ور بوده‌اند، که می‌توان به شيخ الإسلام إبراهيم بن محمد حموينی جوینی شافعی اشاره کرد که اسانید کتاب «فرائد السمطين في فضائل المرتضى والبتول والسبطين والأئمة من ذريتهم عليهم السلام» مملو از مشایخ شیعه در شهر حله است؛ که اگر او را نمی‌شناختیم هر آینه می‌گفتیم مؤلف این کتاب شیعه است که مشایخ سنی هم داشته، و یا قندوزی که در فصل مهدی موعود (عج) مکرراً از کمال‌الدین شیخ صدوق نقل می‌کند.
مثالی دیگر از کتاب معروف «الاعلام» خیر الدین زرکلی که از علمای سنی مذهب است که در لبنان ساکن بوده؛ کتاب او را تمام سیره پژوهان دیده و می‌شناسند و می‌دانند مملو از اسامی علمای شیعه می‌باشد و به طور گسترده از دانشمندان شیعه یاد کرده است، این در حالی است که بعد از آن چند استدراک بر این کتاب نوشته شده ولی در هیچ یک از آنان یاد و نامی از علمای شیعه نیامده، و این را باید مرهون زحمات مرحوم علامه حسین علی محفوظ بغدادی، دانشمند شیعی در عراق باشیم که از شاگردان مرحوم آقا بزرگ تهرانی بوده است. وی با ایجاد ارتباط و دوستی با زرکلی کتاب برای او ارسال می‌کرد تا او نام علمای شیعه را در کتاب خود بیاورد. وی حتی ترجمهٔ بعضی از علمای شیعه را با قلم خود می‌نوشت و برای زرکلی ارسال می‌کرد تا او آنها را در کتاب خود درج کند، از این‌رو زرکلی در پایان این ترجمه‌ها دائما عبارت: «عن حسین علی محفوظ» را تکرار می‌کند.
بنده شخصا تجربهٔ چنین کاری را با یکی از مشاهیر علمای اهل سنت در ریاض داشتم که با اهداء کتب به او چاپ دوم کتابش دقیقا دو برابر شد که این اضافات نام علما و مفاخر شیعه بود ـ که به تصریح خودش ـ از همان منابع استخراج کرده بود.
حال باید اندیشید ما چگونه باید با اهل سنت تعایش علمی داشته باشیم تا خود را به آنها معرفی کرده و در این اوضاع وانفسا که غول سیاست سایه بر تاریخ تمدن شیعی انداخته و اهل سنت ما را به عنوان شیعهٔ صفوی و حزب سیاسی می شناسند.
متأسفانه نوع عملکرد ما و خصوصاً خصومت‌های سیاسی آتشی بر پا کرده که رسانه‌های غیر هدفمند مذهبی نیز بنزین بر این آتش ریخته و وضعیت را آشفته تر کرده اند... متأسفانه هیچ کس راهکاری صحیح و روشمند نداشته و ارائه نمی‌دهد، ارگانهایی هم که مکلّف به این موضوع هستند قسمتی از فعالیتشان بر سنی جلوه دادن شیعه هست تا اینکه از مبانی تشیع و فکر اهل بیت (علیهم السلام) دفاع کنند، تا جایی که باعث شده جمع زیادی از مردم به آنها اطمینان نداشته باشند، و لذا فعالیت‌های آنان بیشتر نتیجۀ عکس در جامعۀ دینی داشته تا جایی که در مواردی از گرو های مردمی افعالی صادر می شود که در آن اظهار به ضدیت با جریان وحدت در ایران بیشتر به مشام می آید تا تبلیغ و انتشار فکر اهل بیت علیهم السلام. به طور مثال بعضی از میراث و رموز شیعه و ارکان پذیرش ولایت به عنوان مسائل درون مذهبی را به صورت فایل پی دی اف (PDF) در می آید و در فضای مجازی رها می‌شود تا برای همه و همه و همه دستیاب شود؛ از آن سو ادعا می ‌کنیم با وجود انتشار آنها تقیه دیگر معنایی ندارد.
@majlesilib
اگر این نوع نگاه نبود، شاید می‌توانستیم برای آن عده‌ای که این اعتقادات درون مذهبی به آنها رسیده یک ذریعۀ سستی بیاوریم. اصلا چرا باید این دست کتب به این آسانی در بازار چاپ و منتشر شود و به شکل وسیع در تمام بازارهای دنیا برای همه که از ما چیزی نمی‌دانند دستیاب باشد.
نکته‌ای که به آن توجه نمی‌شود این است که آن عالم سنی که با من و شما ارتباط و دوستی برقرار می‌کند می‌داند که من اعتقادم دربارۀ اعتقادات او چیست؛ منتهی برای هم کتاب سلیم نمی‌خوانیم و من هم به او کتاب سلیم هدیه نمی‌دهم و یا لا اقل اسم مقدسات یکدیگر را رودررو نمی‌آوریم.
جالب است بدانید که آن عالم و دوست اهل ریاض ما، حداقل سالی یک‌مرتبه به ایران می‌آمد و حجم انبوهی کتاب خریداری می‌کرد و لذا بسیار متأثر به حوزۀ فکری شیعی شده بود. زمانی به توصیهٔ استادمان مرحوم علامه سیدمحمدعلی روضاتی به مشهد آمد و بنده میزبان ایشان بودم. وی آنقدر مجذوب و شیفتۀ شخصیت مرحوم علامه روضاتی شده بود که به شکل عجیبی از من خواست قبل از هر چیز من باید به زیارت امام رضا (علیه السلام) بروم. او گفت: آقای روضاتی به من گفتند که به مشهد برو و دو دعای شما تحت قبۀ شریف مستجاب است. با من به حرم آمد، زیارت امین الله خواند و تحت قبه دستهای خود را تا جایی که بلند می‌شد به طرف آسمان برد و دعا کرد. اما اکنون متأسفانه به خاطر عملکرد ما ـ سیاسیون در درجۀ اول و مذهبیون در درجۀ پایین تر ـ او چند سالی است به ایران نمی آید.
در پایان دو نمونۀ جالبی را از نوع برخورد مشایخ بزرگ اهل سنت با شیعه و معتقدات آنها برایتان بزنم و سؤال کنم که چگونه می شود وضعیت فعلی اصلاح شود:
همانطور که می‌دانید حاکم نیشابوری (متوفای 405 قمری) از محدثین بلند پایۀ اهل سنت و ساکن نیشابور بود. وی دچار بیماری خشکی مفاصل می شود که جز با سختی نمی توانسته راه برود و عبارتی لطیف را دربارۀ مضجع شریف علی بن موسی الرضا (علیه السلام) دارد که این است: «خداوند از کرامات این خاک بهترین کرامات را نشان داده است... پس بیرون آمدم و (آن تربت را) زیارت کردم و به نوقان با دو کفش کرباسی بازگشتم؛ صبح فردا در نوقان بودم، در حالی که آن درد رفته بود و تندرست به نیشابور برگشتم».
حال عملکرد همین مرد را در مقابل مسلم و بخاری ببینید. او با همان موازین و شروطی که مسلم و بخاری برای تصحیح روایات دارند احادیث بسیاری را در فضائل اهل بیت (علیهم السلام) در کتاب خود «المستدرک علی الصحیحین» آورده و بر آن دو کتاب استدراک زده که در نتیجه در بعضی از منابع سیره‌نگاری اهل سنت او را متهم به تشیع کرده اند. او کتابی هم در فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها تألیف کرد که اخیراً در مصر منتشر شد، ولی متأسفانه محقق آن که ظاهراً فردی متعصب است اسانید بسیاری از آن احادیث را در هامش تضعیف کرده.. والی الله المشتکی!
نمونۀ دیگر ابو محمد خلدی (از شیوخ و ائمۀ اهل سنت) می گوید که بیماری پوستی شدیدی داشتم پس تربت قبر حسین را به خود کشیدم و بعد از آن خوابیدم. وقتی بیدار شدم اثری از بیماری نیافتم.
سمعت أحمد یقول: سمعت أبا بکر یقول: سمعت الخلدی یقول: «کَانَ فِیَّ جَرَبٌ عَظِیمٌ کَثِیرٌ، قَالَ: فَمَسَحْتُ بِتُرَابِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ، قَالَ: فَغَفَوْتُ فَانْتَبَهْتُ، وَلَیْسَ عَلَیَّ مِنْهُ شَیْءٌ». (الطیوریات، ج 3، ص 912، ح 847 ط اضواء السلف)
این قبیل مطالب که در منابع خود اهل سنت آمده و بازخورد آن کاری است که توسط امام معصوم (ع) صورت پذیرفته نه کاتب این سطور که نقد شود. ای کاش ما معنای این مطالب را می فهمیدیم و کمی نسبت به رفتارهای خود در مقابل اهل سنت تعاطف داشتیم و قلوب آنها را به اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین نزدیک می کردیم.

سید حسن موسوي بروجردی
@majlesilib
هامش کتاب رو ببینید، محقق کتاب و اهل سنت فعلی چگونه با صحیح دانستن این خبر و اینکه رجال آن جملگی از ثقات هستند مشایخ ثقات خودشان را متهم به خرافه زدگی می کند
@majlesilib
این نص داستان حاکم نیشابوری که توسط حموینی شافعی نقل شده
@majlesilib
⚠️ آمیختن حق و باطل، حربه شیطان!

و عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع النَّاسَ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ يَتَوَلَّى فِيهَا رِجَالٌ رِجَالًا فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ يَخْفَ عَلَى ذِي حِجًى وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ لَمْ يَكُنِ اخْتِلَافٌ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ‏ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَيَجِيئَانِ مَعاً فَهُنَالِكَ اسْتَحْوَذَ الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ نَجَا الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَى.

🔸امير المؤمنين عليه السلام براى مردم سخنرانى كرد و فرمود: اى مردم همانا آغاز پيدايش آشوبها فرمانبرى هوس ها و بدعت نهادن احكامى است بر خلاف قرآن كه مردمى بدنبال مردمى آن را بدست گيرند، اگر باطل برهنه مى‏بود بر خردمندى نهان نمى‏گشت و اگر حق ناآميخته مينمود اختلافى پيدا نميشد ولى مشتى از حق و مشتى از باطل گرفته و آميخته شود و با هم پيش آيند، اينجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره شود و آنها كه از جانب خدا سبقت نيكى داشتند نجات يابند.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 54 بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْيِ وَ الْمَقَايِيسِ‏/ ح1 به سند صحیح.
▶️ @sohof2
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در نهج البلاغه (3)

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلي الله عليه وآله ) إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَيْتِهِ فَوَقَي بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّيُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ فَقُتِلَ عُبَيْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ يَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ يَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ يَوْمَ مُؤْتَةَ وَ أَرَادَ مَنْ لَوْ شِئْتُ ذكَرْتُ اسْمَهُ مِثْلَ الَّذِي أَرَادُوا مِنَ الشَّهَادَةِ وَ لَكِنَّ آجَالَهُمْ عُجِّلَتْ وَ مَنِيَّتَهُ أُجِّلَتْ

🔸هرگاه آتش جنگ شعله ور مى شد و دشمنان حمله مى کردند، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)اهل بيت خود را پيشاپيش لشکر قرار مى داد و بدين وسيله اصحابش را از آتش شمشيرها و نيزه ها مصون مى داشت، عبيدة بن حارث روز بدر شهيد شد، و حمزه در روز احد، و جعفر در موته. کسى را هم سراغ دارم که اگر می خواستم نامش را میبردم ، که دوست داشت همانند آنان شهادت نصيبش شود، ولى اجل آن گروه به سر رسيده بود و مرگ او به تأخير افتاد.

📚 بخشی از نامه 9 نهج البلاغه خطاب به معاویه
@sohof2
🌙 صلوات در شب جمعه

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَكْثِرُوا مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ فِي اللَّيْلَةِ الْغَرَّاءِ وَ الْيَوْمِ الْأَزْهَرِ لَيْلَةِ الْجُمُعَةِ وَ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَسُئِلَ إِلَى كَمِ الْكَثِيرُ قَالَ إِلَى مِائَةٍ وَ مَا زَادَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.

🔸رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در شب سپید و درخشان و روز روشن و نورانی یعنی شب و روز جمعه بر من بسیار صلوات بفرستید. پرسیدند: بسیار چه قدر است؟ فرمود: صد بار و هر چه بیشتر بهتر.

📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج‏3 ؛ ص428
▶️ @sohof2
🌹 مؤمنین آخر الزمان

أَعْجَبُ النَّاسِ إِيمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَيَاض‏.

🔸از امام صادق ع از حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم:
شگفت انگيز ترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين مردمي هستند كه در آخرالزّمان خواهند بود چون پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند، اما به سوادي كه بر بياضي رقم خورده ( نوشته هاي روي كاغذ) ايمان دارند!
📗 كمال الدين ج١ باب ٢٥ ح٨ و من لا یحضره الفقیه مثله.

👌 البته در روایات بسیاری بر شرایط سخت ایمان در آخر الزمان و کمی مومنان تاکید شده، و به همین خاطر در روایاتی ایمان در شرایط سخت تقیه، صریحاً برتر شمرده شده است.
▶️ @sohof2
🌹 مؤمنین آخر الزمان (2)

من ماتَ مِنكُم و هُوَ مُنتَظِرٌ لِهذا الاَمرِ كَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ في فُسطاطِهِ، لا، بَل كَمَن قارَعَ مَعَهُ بِسَيفِهِ، لا، وَاللّهِ اِلّا كَمَنِ استُشهِدَ مَعَ رَسولِ اللّهِ.

🔸 هر کس از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر (ظهور امام) باشد مانند کسی است که با حضرت قائم (عجل اللّه فرجه) در خیمه ایشان بوده باشد .نه , بلکه مانند کسی است که همراه با حضرت شمشیر بزن؛ نه، به خدا قسم نیست مگر مانند کسی که همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده است.

📚 المحاسن، ج‏1، ص : 156، باب 22 و ص : 174، باب 38 من مات على هذا الأمر كان كمن استشهد مع رسول الله ص، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، 372. الإمامة و التبصرة من الحيرة، ص : 122، و الغيبة للنعماني، ص : 330، باب 25 ما جاء في أن من عرف إمامه لم يضره تقدم هذا الأمر أو تأخر، به اسناد متعدد.
▶️ @sohof2
⚠️ پرهیز از شخصیت زدگی

مبادا فریب سیادت و انتساب به اهل بیت علیهم السلام را بخوریم!

امام صادق علیه السلام خطاب به مؤمن طاق:
إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا يَزَالُ الشَّيْطَانُ يُدْخِلُ فِينَا مَنْ لَيْسَ مِنَّا وَ لَا مِن‏ أَهْلِ دِينِنَا فَإِذَا رَفَعَهُ وَ نَظَرَ إِلَيْهِ النَّاسُ أَمَرَهُ الشَّيْطَانُ فَيَكْذِبُ عَلَيْنَا وَ كُلَّمَا ذَهَبَ وَاحِدٌ جَاءَ آخَر...

🔸ای پسر نعمان،
ما خاندانی هستیم که همواره شیطان در میان ما فردی نفوذی را داخل می کند، که نه از ماست و نه از اهل دین ما، پس وقتی شیطان او را پرآوازه ساخت، به طوری که مورد توجه مردم قرار گرفت، به او فرمان می دهد که بر ما دروغ ببندد.

📚 تحف العقول، ص: 309.

در روایات دیگری در رجال کشی نیز بر استمرار دروغ کذابین بر اهل بیت علیهم السلام تاکید شده است. و البته در هر دوره ای عده ای نیز به دفع تحریفات این کذابین می پردازند.
▶️ @sohof2
#امام ✳️جایگاه و مقام #امامت

َ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ :
مَنِ ادَّعَی مَقَامَنَا یَعْنِی الْإِمَامَةَ فَهُوَ کَافِرٌ أَوْ قَالَ مُشْرِکٌ

🌹 امام باقر علیه‌السلام 🌹 فرمود:

هر کس مقام ما یعنی امامت را ادّعا کند کافر است (یا اینکه فرمود مشرک است.)

📚جلد ۲۵، صفحه ۱۱۴ - بحارالانوار
📚غیبة النعمانیّ: ۵۶ و ۵۷.
⚠️ خطر نا امیدی از درگاه خداوند

... و اللّهِ الَّذي لَا إلهَ إلّا هُو لايُعَذِّبُ اللّهُ مُؤمِناً بعدَ التَّوبَةِ و الِاستِغفارِ إلّا بِسوءِ ظَنِّه و تَقصيرٍ مِن رَجائِه لِلّه و سوءِ خُلقِه و اغتِيابِه لِلْمُؤمِنين

🔸 امام باقر علیه السلام به نقل از مصحف امیر المؤمنین :
قسم به خدایی که غیر از او معبودی نیست، تاکنون خداوند هیچ مومنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نکرده است مگر بخاطر بدبین بودن به خدا، کوتاهی در امیدوار بودن به او، بد اخلاقی و غیبت مومنان.

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 72 به سند صحیح.
▶️ @sohof2
🔴 چه بد وضعى داشتى اگر در آن حال مرده بودى!

عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! إِنَّنِي أَدْخُلُ كَنِيفاً لِي وَ لِي‏ جِيرَانٌ‏ عِنْدَهُمْ‏ جَوَارٍ يَتَغَنَّيْنَ‏ وَ يَضْرِبْنَ بِالْعُودِ، فَرُبَّمَا أَطَلْتُ الْجُلُوسَ اسْتِمَاعاً مِنِّي لَهُنَّ. فَقَالَ: لَا تَفْعَلْ. فَقَالَ الرَّجُلُ: وَ اللَّهِ مَا آتِيهِنَّ، إِنَّمَا هُوَ سَمَاعٌ أَسْمَعُهُ بِأُذُنِي. فَقَالَ: لِلَّهِ أَنْتَ، أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً»؟ فَقَالَ: بَلَى، وَ اللَّهِ لَكَأَنِّي لَمْ أَسْمَعْ بِهَذِهِ الْآيَةِ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مِنْ أَعْجَمِيٍّ وَ لَا عَرَبِيٍّ، لَا جَرَمَ أَنَّنِي لَا أَعُودُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ، وَ أَنِّي أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ. فَقَالَ لَهُ: قُمْ فَاغْتَسِلْ، وَ سَلْ مَا بَدَا لَكَ، فَإِنَّكَ كُنْتَ مُقِيماً عَلَى أَمْرٍ عَظِيمٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ حَالَكَ، لَوْ مِتَّ عَلَى ذَلِكَ! اِحْمَدِ اللَّهَ وَ سَلْهُ التَّوْبَةَ مِنْ كُلِّ مَا يَكْرَهُ، فَإِنَّهُ لَا يَكْرَهُ إِلَّا كُلَّ قَبِيحٍ، وَ الْقَبِيحَ دَعْهُ لِأَهْلِهِ، فَإِنَّ لِكُلٍّ أَهْلاً.

🔸 مسعَده گفت: شخصى محضر حضرت صادق عليه السلام آمد و گفت: پدر و مادرم فدایت! من همسايه ای دارم كه داراى كنيزكانى هستند كه آوازه خوانى مي كنند و عود مي نوازند. مواردی پيش مى آيد که من به دستشویی می روم و برای شنیدن آواز آن كنيزكان، ماندنِ در دستشویی را طولانى مي كنم. حضرت صادق علیه السلام به او فرمود: دیگر چنین کاری نکن. آن شخص گفت: به خدا سوگند! من قصد ندارم که به دستشویی بروم تا آواز آنان را بشنوم، بلکه وقتی آنجا می روم، (ناگزیر) صدای آنان به گوشم می رسد. حضرت فرمود: تو را به خدا این کار را تکرار نکن. آیا نشنیده ای که خداوند عزّوجلّ می فرماید: همانا گوش و چشم و دل، همگی در پيشگاه خداوند مورد باز پرسى قرار مي گيرند. پس آن مرد گفت: گويا من هرگز اين آيه از كتاب خداوند عزّ و جلّ را از هيچ عرب و عجمی تاكنون نشنيده بودم، پس اگر خدا بخواهد، دیگر این کار را نخواهم کرد و از خداوند طلب بخشش می کنم. حضرت صادق عليه السّلام به او فرمود: برخيز و غسل كن و هر عملی به خاطرت رسيد به جاى آر، كه تو بر امر و گناهى بس بزرگ مُصِرّ و پایدار بودى و چه بد وضعى داشتى اگر در آن حال مرده بودى! حمد خدا کن، و از او از همه آنچه ناپسند می شمارد، طلب توبه و بخشایش کن، زیرا خداوند، جز امور قبیح را ناپسند نمی شمارد. امور قبیح و زشت را به اهلش واگذار کن که برای هر فعلی، اهلی است (که شایسته آن فعل می باشند.)

📚 الكافي، ج‏6، ص432

👈 القول، قول آل محمد عليهم السلام
@kalameahlebait
@sohof2
💰 اهمیت تجارت

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الزَّعْفَرَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ التِّجَارَةَ اسْتَغْنَى عَنِ النَّاسِ قُلْتُ وَ إِنْ كَانَ مُعِيلًا قَالَ وَ إِنْ كَانَ مُعِيلًا إِنَّ تِسْعَةَ أَعْشَارِ الرِّزْقِ فِي التِّجَارَةِ.

🔸 محمّد زعفرانى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هركس در پى تجارت باشد از مردم بى‌نياز مى‌شود. عرض كردم: حتى اگر داراى خانواده و نان‌خور باشد؟ فرمود: حتّى اگر داراى خانواده باشد؛ در واقع نه دهم رزق و روزى، در تجارت است.

📚الكافي (ط - الإسلامية)؛ بَابُ فَضْلِ التِّجَارَةِ وَ الْمُوَاظَبَةِ عَلَيْهَا؛ ج5؛ ص148

👌 علامه مجلسی در ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار ؛ ج10 ؛ ص453 می نویسد:
شاید راوی "و إن كان معيلا" را بدین جهت پرسیده که باوجود کثرت عیال، دیگر تجارت بتنهایی کفاف نمیدهد؛ و رفع حوائج نمی کند[و لااقل فرد غنی-ثروتمند- نمیشود] و شاید مراد از تجارت در این اخبار شامل حرفه ها و صنعتها نیز باشد.

بنا بر روایتی، ترک تجارت، موجب کاستی عقل می‌شود!

أحمد بن عبد الله عن أحمد بن محمد عن أبيه عن ابن أبي عمير عن أبي الجهم عن فضيل الأعور قال: شهدت معاذ بن كثير و قال لأبي عبد الله ع إني قد أيسرت فأدع التجارة فقال إنك إن فعلت قل عقلك أو نحوه. (الكافي، ج‏5، ص148)

فضیل اعور گوید: من حاضر بودم که معاذ بن کثیر به امام صادق (ع) عرضه داشت: من دیگر ثروتمند شده‌ام؛ آیا تجارت را رها کنم؟ حضرت فرمود: اگر تجارت را رها کنی عقلت کم می‌شود - یا جمله‌ای شبیه این.
@sohof2
@sohof2
🌱 شکوه مرد در بازار

مُحَمَّدٌ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ ع يَقُولُ لِمُصَادِفٍ اغْدُ إِلَى عِزِّكَ يَعْنِي السُّوقَ.

🔸 هشام بن احمر گويد: امام ابو الحسن عليه السّلام همواره به مصادف مى‌فرمود: هرروز بامدادان در پى عزّت و شكوه خود-يعنى بازار-باش!

📚 الكافي (ط - الإسلامية)؛ بَابُ فَضْلِ التِّجَارَةِ وَ الْمُوَاظَبَةِ عَلَيْهَا؛ ج5؛ ص149
@sohof2
🌹 خدمت به خانواده

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةً.

🔸 «برای من به بازار رفتن و خرید چند درهم گوشت برای خانواده ام که میل به گوشت دارند، از بنده آزاد کردن دوست داشتنی تر است.»

📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 12 به سند صحیح
@sohof2
🌺 تعامل شایسته با بانوان

عَن جَابِرٍ عَن أَبِي جَعفَرٍ ع‏ فِي قَولِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَمَتِّعُوهُنَ‏ وَ سَرِّحُوهُنَ‏ سَراحاً جَمِيلًا قَالَ مَتِّعُوهُنَّ جَمِّلُوهُنَّ مِمَّا قَدَرتُم عَلَيهِ مِن مَعرُوفٍ فَإِنَّهُنَّ يَرجِعنَ بِكَآبَةٍ وَ خَشيَةٍ وَ هَمٍّ عَظِيمٍ وَ شَمَاتَةٍ مِن أَعدَائِهِنَّ فَإِنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ يَستَحِي وَ يُحِبُّ أَهلَ الحَيَاءِ إِنَّ أَكرَمَكُم أَشَدُّكُم إِكرَاماً لِحَلَائِلِهِم.

🔸 جابر بن يزيد جعفى گويد: امام باقر عليه السّلام در معنى اين آيه كه‏ خدا ميفرمايد ثُمَّ طَلَّقتُمُوهُنَّ مِن قَبلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُم عَلَيهِنَّ مِن عِدَّةٍ تَعتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا احزاب: 49 (و چون زنانتان را پيش از اينكه با آنها همبستر شويد طلاق گفتيد ديگر حقّ عدّه نداريد كه آنان براى شما مدّتى صبر نمايند پس مالى بايشان بپردازيد و روانه خانه پدرشان كنيد با كمال آراستگى و خرسندى) فرمود؟ با نيكوئى با آنان رفتار كنيد بقدر وسع و طاقت مالى خود به آنها بابت متعه (که هدیه ای فراتر از مهريه است) بدهيد؛ زيرا با كمال سرشكستگى و رنج و ناراحتى و اندوه بسيار و سرزنش دشمنان به خانه پدران خود باز ميگردند، و براستى كه خداوند عزّ و جلّ كريم است و حيا مى‏ كند و شخص باحيا را دوست دارد و به راستی كه كريمترين شما کسی است که زنانش را گرامی تر دارد.

📚 من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص506. تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏8، ص141

عن الرضا ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَقرَبُكُم مِنِّي مَجلِساً يَومَ القِيَامَةِ أَحسَنُكُم خُلُقاً وَ خَيرُكُم لِأَهلِهِ‏
وَ بِهَذَا الإِسنَادِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَحسَنُ النَّاسِ إِيمَاناً أَحسَنُهُم خُلُقاً وَ أَلطَفُهُم بِأَهلِهِ وَ أَنَا أَلطَفُكُم‏ بِأَهلِي‏

🔸بهترين مردم از نظر ايمان خوشخوترين و نيك رفتارترين آنان است به خانواده ‏اش، و من از تمام شما نسبت بخانواده‏ام نيك رفتارتر هستم.

📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص38 (با سه سند)

و مانند آن روایت نبوی مشهور«خَيرُكُم خَيرُكُم‏ لِأَهلِهِ» است.
👈 در مورد احادیث نحوه برخورد با بانوان فراوان به لزوم تکریم و مدارا و ملاطفت برمی خوریم. اما با این حال خیلی اوقات کم دقتی نسبت به معانی دسته ای دیگر از روایات که ویژگی های جنسیت ها را بر می شمرد، موجب کج فهمی هایی شده است.
در این مساله مهم این است که مومنین به تفاوت های دو جنس آگاهی داشته باشند و انتظار و سخت گیری بی جا نداشته باشند:

- فَدَارُوهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحسِنُوا لَهُنَّ المَقَالَ لَعَلَّهُنَّ يُحسِنَّ الفِعَالَ. (الأمالي للصدوق، ص206)،
- عَن أَبِي عَبدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّمَا مَثَلُ المَرأَةِ مَثَلُ الضِّلعِ المُعوَجِّ إِن تَرَكتَهُ انتَفَعتَ بِهِ وَ إِن أَقَمتَهُ كَسَرتَهُ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ استَمتَعتَ بِهِ. (الكافي ط - الإسلامية، ج‏5، ص513 بَابُ مُدَارَاةِ الزَّوجَةِ بسند صحیح)

پس دانستن ویژگی های دیگرن به این معنا نیست که نقایص مؤمنین را به رخ آنان بکشیم. (مَن أَذَلَّ مُؤمِناً أَذَلَّهُ اللَّه‏)
هر چند چنانکه گذشت همین تفاوت ها و نقص ها هم مطلق نیست.
به عنوان نمونه در روایات بررسی ویژگی های زن و مرد و مقایسه آنان، اگرچه کاستی و زیادی هایی از هریک از دو جنس را نشان داده شده، اما نه هرگز به معنای به رخ کشیدن آنها است، و نه اصلا مساله ای کلی است. مثلاً در روایات، عقل و ایمان مردان ترجیح داده شده است، یعنی اینکه جنس مرد در کل در این جهات بر زن برتری دارد، و این منافاتی با آن ندارد که چه بسا زنی مثال عقل و ایمان باشد. (سوره تحریم، در مورد آسیه و حضرت مریم) و یا به تعبیر روایات «فَرُبَّ امرَأَةٍ أَفقَهُ‏ مِن رَجُلٍ» (الكافي، ج‏4، ص306) و یا مثلا همسر حلبی با آنکه از فقهای اصحاب بود، فقیه تر از خود او شمرده شده است. (الكافي، ج‏4، ص441)

از سوی ديگر در روایات زن در حیا و صبر بر مرد ترجیح داده شده است (الخصال، ج‏2، ص439؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص468)، و یا حتی روایت است که بیشتر اهل بهشت زنان هستند (همان) و یا بهشت زیر پای مادران است. البته، این منافاتی با آن ندارد که مردانی در صبر و حیا بر عموم زنان ترجیح داشته باشند.
با عنایت به نکات فوق در می یابیم، که این نوع تفاوت‌های جنسیتی موضوعی عینی است که گاه حتی محققین علوم تجربی نیز به شواهد بسیار آن اذعان دارند.

#تعامل_شایسته_با_بانوان
@sohof2
👌باید تذکر داد گاه روایاتی در مصادر نه چندان معتبر نیز وجود دارد که تصویری عجیب از تفاوت های جنسیتی ارائه می دهد. که از آن جمله کتاب غرر الحکم است، که ضمن حکمت های جالبش، گاه در موضوعی دهها روایت را در بابی گنجانده که در مصادر معتبر یافت نمی شود. بلکه حتی گاه این روایات نامعلوم به کتب معتبرتر هم یافت می شود. مانند روایتی در نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص510 که زن را به کلی شر خوانده که به ظاهر اولیه با آیات و روایات بیشماری در تعارض است. (مانند آیه 21 روم و حدیث من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص385 رُوِيَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ أَكْثَرُ الْخَيْرِ فِي‏ النِّسَاءِ. و...)
که البته گرچه تاویلاتی سازگار با روایات برای آن ارائه شده است، اما احتمالاً به اشتباه به امیر المؤمنین ع نسبت داده شده است، و در برخی منابع متقدم از خلیفه عباسی مأمون روایت شده است. (مثلا در آثار ابن عبد البر، ثعالبی، ابن ابی الحدید و...)
@sohof2
💰 اهمیت تجارت (2)

مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَةِ فَإِنَّ فِيهَا غِنًى لَكُمْ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ.

🔸از محمّد بن مسلم، امام صادق عليه السّلام فرمود: امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود: دست به تجارت بزنيد كه براى شما بى‌نيازى از مال و دارايى‌هاى مردم را به ارمغان مى‌آورد.

📚الكافي (ط - الإسلامية)؛ بَابُ فَضْلِ التِّجَارَةِ وَ الْمُوَاظَبَةِ عَلَيْهَا؛ ج5؛ ص149. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج19؛ ص130
@sohof2
💰 آداب تجارت و کسب و کار

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ عِنْدَكُمْ يَغْتَدِي كُلَّ يَوْمٍ بُكْرَةً مِنَ الْقَصْرِ فَيَطُوفُ فِي أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ الدِّرَّةُ عَلَى عَاتِقِهِ وَ كَانَ لَهَا طَرَفَانِ وَ كَانَتْ تُسَمَّى السَّبِيبَةَ فَيَقِفُ عَلَى أَهْلِ كُلِّ سُوقٍ فَيُنَادِي يَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِذَا سَمِعُوا صَوْتَهُ ع أَلْقَوْا مَا بِأَيْدِيهِمْ وَ أَرْعَوْا إِلَيْهِ بِقُلُوبِهِمْ وَ سَمِعُوا بِآذَانِهِمْ فَيَقُولُ ع قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَةَ وَ تَبَرَّكُوا بِالسُّهُولَةِ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُبْتَاعِينَ وَ تَزَيَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْيَمِينِ وَ جَانِبُوا الْكَذِبَ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ ... وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ* فَيَطُوفُ ع فِي جَمِيعِ أَسْوَاقِ الْكُوفَةِ ثُمَّ يَرْجِعُ فَيَقْعُدُ لِلنَّاسِ.

🔸 جابر گويد: امام باقر عليه السّلام مى‌فرمايد: امير مؤمنان على عليه السّلام همواره در كوفه هرروز صبح از مقرّ حكومتى نزد شما مى‌آمد و در بازارهاى كوفه، يكى يكى گردش مى‌كرد و چوب دستى نيز برشانه نهاده بود كه دو لبه داشت و نامش سبيبه (يعنى دولبه) بود. آن حضرت مى‌آمد و نزد اهل هريك از بازارها مى‌ايستاد و بانگ مى‌زد:اى تاجران! از خداوند عزّ و جلّ بترسيد و تقوا پيشه كنيد!
وقتى صداى امير مؤمنان على عليه السّلام را مى‌شنيدند، هرچه در دست داشتند مى‌افكندند و مى‌آمدند و دل و جانشان با او بود و گوش به سخنانش مى‌سپردند؛ مى‌فرمود: پيش از كار استخاره و طلب خير از خدا كنيد و با آسان كردن خريد و فروشتان بركت بيابيد، خودتان را به خريداران نزديك كنيد (و گران مفروشيد) ، و خود را به حلم و بردبارى بياراييد، و از سوگند خوردن خوددارى كنيد، از دروغ گفتن بپرهيزيد، از ستم كردن بگريزيد، با ستمديدگان مدارا كنيد، نزديك ربا مشويد، پيمانه و ترازو را كامل و درست بگيريد، اجناس مردم را به ارزانى مخريد و در زمين فساد مكنيد. آن حضرت بدين سان در همۀ بازارهاى كوفه گردش و سركشى مى‌كرد، آن‌گاه باز مى‌گشت و براى انجام كارهاى مردم می نشست.

📚 الكافي(ط - الإسلامية)؛ بَابُ آدَابِ التِّجَارَة؛ ج5؛ ص150. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج19؛ ص133
@sohof2