Forwarded from آثار
#چهل_حدیث
🔆 حدیث ۴۵: انقطاع وحی
ترجمه:
۲. شبیه این حدیث از علی بن جعفر از امام کاظم (ع) نقل شده و در آن آمده است: «يَوْمٍ مَاتَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ انْقَطَعَ فِيهِ وَحْيُ السَّمَاءِ وَ ظُلِمْنَا فِيهِ حَقَّنَا» (الخصال، ج۲، ص۳۸۵؛ قرب الإسناد، ص۲۹۹). به احتمال زیاد اصل روایت علی بن جعفر، همین روایت ابوایوب بوده است (نک: بازشناسی منابع کتاب علی بن جعفر).
۳. روایت دیگری از محمد بن ابی الکرام نقل شده که شبیه روایت ابوایوب است و ممکن است دو نقل از یک ماجرا باشد. در آن آمده است: «إِنَّهُ لَيَوْمٌ مَشُومٌ فِيهِ قُبِضَ النَّبِيُّ ص وَ انْقَطَعَ الْوَحْيُ» (المحاسن، ج۲، ص۳۴۷)
۴. انقطاع وحی و نبوت، منافاتی با امتداد انواعی از ارتباط غیبی مانندِ «تحدیث» ندارد.
۵. این روایات با عقاید اهل تفویض سازگار نیست؛ زیرا به نظر مفوضه، وحی و نبوت، امری نمایشی بود و چیزی بر پیامبر (ص) و امام نمیافزود که با انقطاع آن چیزی از دست برود! به ادعای آنان، وحی به امر و خواستِ خود پیامبر (ص) و امام است و انقطاع آن معنی حقیقی ندارد و اساساً فرقی میانِ رسول و امام متصور نیست و جبرئیل رهاوردی ندارد که کسی حسرتش را بخورد؛ بلکه طبق مبانی آنها قرآن نهایتاً در حد دیگر سخنان عادی پیامبر و امام است!
۶. در فرهنگ عمومی مسلمانان، انقطاع وحی، مصیبتی بزرگ است که اندوهِ فقدان رسول خدا (ص) را مضاعف کرده است. این تلقی در روایاتِ آنها بازتاب یافته است. در زیر ۹ نمونه ذکر میشود که البته بیشتر آنها ضعیف و حتی برخی از آنها به نظر ما جعلی است (مثلا مورد «ب»)؛ ولی نشاندهنده رواج تلقی مذکور در فضای کتب اخبار است و در عین حال برای احتجاج بر مفوضه که کاری به اعتبار روایات ندارند، به کار میآید:
به امیرالمؤمنین (ع) نسبت دادهاند:
الف) «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ ...» (نهج البلاغة، خطبه ۲۳۵؛ و نیز نک: الأمالي للمفيد، ص۱۰۳؛ التعازي للمبرد، ص۴۰؛ أمالي الزجاجي، ص۱۷۵)
ب) يَا حَبِيبِي انْقَطَعَتْ عَنْ مَنْزِلِي أَخْبَارُ السَّمَاءِ وَ فَقَدْتُ بَعْدَكَ جَبْرَئِيلَ فَلَا أُحِسُّ بِهِ (خصائص الأئمة، ص۷۲)
به حضرت فاطمه نسبت دادهاند:
ج) يَا أَبَتَاهْ، انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ (دلائل الإمامة، ص۱۳۱)
د) قَدْ كَانَ جَبْرَئِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا / فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ الْخَيْرِ مُحْتَجِبٌ / فَكُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ / عَلَيْكَ يَنْزِلُ مِنْ ذِي الْعِزَّةِ الْكُتُبُ (الأمالي للمفيد، ص۴۱)
ه) يَا أبتاه انْقَطع عَنَّا أَخْبَار السَّمَاء وَلَا ينزل الْوَحْي إِلَيْنَا من عِنْد اللَّه أبدا (الثقات لابن حبان، ۲/ ۱۶۳)
و) إنا للّه و إنا إليه راجعون، انقطع عنا و اللّه خير [صحیح: خبر] السماء (مقتل الحسین للخوارزمي، ص۱۲۴)
به خویشاوندان رسول خدا (ص) نسبت دادهاند:
ز) نَبْكِي لِفِرَاقِكَ إِيَّانَا، وَ لِانْقِطَاعِ خَبَرِ السَّمَاءِ عَنَّا (الأمالي للطوسي، ص۱۲۲)
از ام ایمن روایت کردهاند که میگفت:
ح) «إنما أبكي على الوحي إذ انْقَطَعَ عَنَّا مِنَ السَّمَاءِ.» / «إِنَّمَا أَبْكِي عَلَى خَبَرِ السَّمَاءِ» (الطبقات الكبرى ط العلمية، ۸/ ۱۸۱).
توصیه شده در زیارت رسول اکرم (ص) گفته شود:
ط) فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ (الجعفريات، ص۷۶؛ و نیز نک: جمال الأسبوع، ص۳۰)
#علم_غیب
@Alasar_1
🔆 حدیث ۴۵: انقطاع وحی
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ قَالَ: أَرَدْنَا أَنْ نَخْرُجَ فَجِئْنَا نُسَلِّمُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ كَأَنَّكُمْ طَلَبْتُمْ بَرَكَةَ الْإِثْنَيْنِ فَقُلْنَا نَعَمْ فَقَالَ وَ أَيُّ يَوْمٍ أَعْظَمُ شُؤْماً مِنْ يَوْمِ الْإِثْنَيْنِ يَوْمٍ فَقَدْنَا فِيهِ نَبِيَّنَا وَ ارْتَفَعَ الْوَحْيُ عَنَّا لَا تَخْرُجُوا وَ اخْرُجُوا يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ.📘الكافي، ج۸، ص۳۱۴
ترجمه:
از ابو ایوب خزاز روایت شده است که گفت: میخواستیم [از مدینه به سوی عراق] خارج شویم. آمدیم تا بر امام صادق (ع) سلام [و با ایشان وداع] کنیم. فرمود: گویا [برای این امروز میخواهید بروید که] برکت روز دوشنبه را میجویید. گفتیم: آری. فرمود: چه روزی شومتر از روز دوشنبه است؟ روزی که در آن پیامبر خود را از دست دادیم و وحی از ما قطع شد. بیرون نروید؛ بلکه روز سهشنبه بروید.۱. سند این روایت طبق ارزیابی سنتی، اصطلاحاً موثق است (مرآة العقول، ج۲۶، ص۴۱۵).
۲. شبیه این حدیث از علی بن جعفر از امام کاظم (ع) نقل شده و در آن آمده است: «يَوْمٍ مَاتَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ انْقَطَعَ فِيهِ وَحْيُ السَّمَاءِ وَ ظُلِمْنَا فِيهِ حَقَّنَا» (الخصال، ج۲، ص۳۸۵؛ قرب الإسناد، ص۲۹۹). به احتمال زیاد اصل روایت علی بن جعفر، همین روایت ابوایوب بوده است (نک: بازشناسی منابع کتاب علی بن جعفر).
۳. روایت دیگری از محمد بن ابی الکرام نقل شده که شبیه روایت ابوایوب است و ممکن است دو نقل از یک ماجرا باشد. در آن آمده است: «إِنَّهُ لَيَوْمٌ مَشُومٌ فِيهِ قُبِضَ النَّبِيُّ ص وَ انْقَطَعَ الْوَحْيُ» (المحاسن، ج۲، ص۳۴۷)
۴. انقطاع وحی و نبوت، منافاتی با امتداد انواعی از ارتباط غیبی مانندِ «تحدیث» ندارد.
۵. این روایات با عقاید اهل تفویض سازگار نیست؛ زیرا به نظر مفوضه، وحی و نبوت، امری نمایشی بود و چیزی بر پیامبر (ص) و امام نمیافزود که با انقطاع آن چیزی از دست برود! به ادعای آنان، وحی به امر و خواستِ خود پیامبر (ص) و امام است و انقطاع آن معنی حقیقی ندارد و اساساً فرقی میانِ رسول و امام متصور نیست و جبرئیل رهاوردی ندارد که کسی حسرتش را بخورد؛ بلکه طبق مبانی آنها قرآن نهایتاً در حد دیگر سخنان عادی پیامبر و امام است!
۶. در فرهنگ عمومی مسلمانان، انقطاع وحی، مصیبتی بزرگ است که اندوهِ فقدان رسول خدا (ص) را مضاعف کرده است. این تلقی در روایاتِ آنها بازتاب یافته است. در زیر ۹ نمونه ذکر میشود که البته بیشتر آنها ضعیف و حتی برخی از آنها به نظر ما جعلی است (مثلا مورد «ب»)؛ ولی نشاندهنده رواج تلقی مذکور در فضای کتب اخبار است و در عین حال برای احتجاج بر مفوضه که کاری به اعتبار روایات ندارند، به کار میآید:
به امیرالمؤمنین (ع) نسبت دادهاند:
الف) «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ ...» (نهج البلاغة، خطبه ۲۳۵؛ و نیز نک: الأمالي للمفيد، ص۱۰۳؛ التعازي للمبرد، ص۴۰؛ أمالي الزجاجي، ص۱۷۵)
ب) يَا حَبِيبِي انْقَطَعَتْ عَنْ مَنْزِلِي أَخْبَارُ السَّمَاءِ وَ فَقَدْتُ بَعْدَكَ جَبْرَئِيلَ فَلَا أُحِسُّ بِهِ (خصائص الأئمة، ص۷۲)
به حضرت فاطمه نسبت دادهاند:
ج) يَا أَبَتَاهْ، انْقَطَعَ عَنَّا خَبَرُ السَّمَاءِ (دلائل الإمامة، ص۱۳۱)
د) قَدْ كَانَ جَبْرَئِيلُ بِالْآيَاتِ يُؤْنِسُنَا / فَغِبْتَ عَنَّا فَكُلُّ الْخَيْرِ مُحْتَجِبٌ / فَكُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ / عَلَيْكَ يَنْزِلُ مِنْ ذِي الْعِزَّةِ الْكُتُبُ (الأمالي للمفيد، ص۴۱)
ه) يَا أبتاه انْقَطع عَنَّا أَخْبَار السَّمَاء وَلَا ينزل الْوَحْي إِلَيْنَا من عِنْد اللَّه أبدا (الثقات لابن حبان، ۲/ ۱۶۳)
و) إنا للّه و إنا إليه راجعون، انقطع عنا و اللّه خير [صحیح: خبر] السماء (مقتل الحسین للخوارزمي، ص۱۲۴)
به خویشاوندان رسول خدا (ص) نسبت دادهاند:
ز) نَبْكِي لِفِرَاقِكَ إِيَّانَا، وَ لِانْقِطَاعِ خَبَرِ السَّمَاءِ عَنَّا (الأمالي للطوسي، ص۱۲۲)
از ام ایمن روایت کردهاند که میگفت:
ح) «إنما أبكي على الوحي إذ انْقَطَعَ عَنَّا مِنَ السَّمَاءِ.» / «إِنَّمَا أَبْكِي عَلَى خَبَرِ السَّمَاءِ» (الطبقات الكبرى ط العلمية، ۸/ ۱۸۱).
توصیه شده در زیارت رسول اکرم (ص) گفته شود:
ط) فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ (الجعفريات، ص۷۶؛ و نیز نک: جمال الأسبوع، ص۳۰)
#علم_غیب
@Alasar_1
Forwarded from کانال معرفة الرجال و الآثار (عمیدرضا اکبری)
درباره تاریخ شهادت امام حسن علیه السلام
چنان که میدانیم در تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع) اختلافاتی شده است و گروهی شهادت ایشان را در آخر ماه صفر و گروهی دیگر در هفتم صفر دانستهاند. گروه اوّل به منابع متقدّم مانند کافیِ کلینی، فرق الشيعة نوبختی، مسار الشيعة، مصباح المتهجد و... استناد میکنند و گروه دوم به منابع متأخّر مانند الدروسِ شهید اوّل. و البته قرائن متعددی در ترجیح دیدگاه نخست ارائه شده است (نک. نوشتههای: مقدسی، ملکی معاف، موسوینژاد، جعفریان).
به نظر میرسد این اختلاف ریشه در یک تصحیفِ ساده دارد. چنان که میدانیم در عربی از پایان ماه به «سلخ» تعبیر میشود. در بعضی کتب مانند دلائل الامامة (ص59) از تاریخ وفات امام حسن (ع) با تعبیر «سلخ صفر» -یعنی پایان ماه صفر- یاد شده است. «سلخ» از نظر شکل ظاهری -در دستنویسها- بسیار شبیه «سابع» است؛ از این رو «سلخ صفر» به «سابع صفر» تصحیف شده است. (کافی است شهید اول اشتباها سلخ را سابع خوانده باشد یا در منبع او چنین تصحیفی رخ داده باشد یا در نسخه اصلی دروس تصحیف رخ داده باشد و این به آثار بعدی نیز سرایت کند.)
و لذا ظاهراً گزارش منابع متقدم از جهات مختلف ترجیح دارد.
هم چنین برخی به نادرست نقل شهادت حضرت مجتبی ع را به کتاب قاسم رسی زیدی (م246) نسبت دادهاند، که البته خطا است، و این افزودهای متأخر است. (نک: مطالب آقای کاشانی)
همچنین دیدگاه میلاد امام کاظم ع در هفتم صفر نیز اشکالات مهمی دارد.
@Al_Rijal
چنان که میدانیم در تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع) اختلافاتی شده است و گروهی شهادت ایشان را در آخر ماه صفر و گروهی دیگر در هفتم صفر دانستهاند. گروه اوّل به منابع متقدّم مانند کافیِ کلینی، فرق الشيعة نوبختی، مسار الشيعة، مصباح المتهجد و... استناد میکنند و گروه دوم به منابع متأخّر مانند الدروسِ شهید اوّل. و البته قرائن متعددی در ترجیح دیدگاه نخست ارائه شده است (نک. نوشتههای: مقدسی، ملکی معاف، موسوینژاد، جعفریان).
به نظر میرسد این اختلاف ریشه در یک تصحیفِ ساده دارد. چنان که میدانیم در عربی از پایان ماه به «سلخ» تعبیر میشود. در بعضی کتب مانند دلائل الامامة (ص59) از تاریخ وفات امام حسن (ع) با تعبیر «سلخ صفر» -یعنی پایان ماه صفر- یاد شده است. «سلخ» از نظر شکل ظاهری -در دستنویسها- بسیار شبیه «سابع» است؛ از این رو «سلخ صفر» به «سابع صفر» تصحیف شده است. (کافی است شهید اول اشتباها سلخ را سابع خوانده باشد یا در منبع او چنین تصحیفی رخ داده باشد یا در نسخه اصلی دروس تصحیف رخ داده باشد و این به آثار بعدی نیز سرایت کند.)
و لذا ظاهراً گزارش منابع متقدم از جهات مختلف ترجیح دارد.
هم چنین برخی به نادرست نقل شهادت حضرت مجتبی ع را به کتاب قاسم رسی زیدی (م246) نسبت دادهاند، که البته خطا است، و این افزودهای متأخر است. (نک: مطالب آقای کاشانی)
همچنین دیدگاه میلاد امام کاظم ع در هفتم صفر نیز اشکالات مهمی دارد.
@Al_Rijal
Telegram
مقالات تحلیلی دین و فرهنگ
🔖بررسی و نقد گزارشهای تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع) - یدالله مقدسی (تاریخ اسلام، سال۱۱، شماره۳و۴)
🔴 چکیده:
گزارشهای متفاوتی درباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع) ارائه شده است که تاریخهای هفتم و بیست و هشتم صفر در میان شیعیان مشهورتر از سایر گزارشها…
🔴 چکیده:
گزارشهای متفاوتی درباره تاریخ شهادت امام حسن مجتبی (ع) ارائه شده است که تاریخهای هفتم و بیست و هشتم صفر در میان شیعیان مشهورتر از سایر گزارشها…
Forwarded from کانال معرفة الرجال و الآثار (عمیدرضا اکبری)
- «تحقیقی در روز وفات پیامبر ص»، (مقاله استاد محمدجواد شبیری با تاکید بر بررسی و مقایسه مناسبتهای نزدیک و روایات برای یافتن روز وفات)
- تاملات دکتر سعید طاووسی بر دیدگاه استاد شبیری (به اتکای روشهای نجومی و برخی پژوهشهای مرتبط)
- گزارشی مختصر از دو تحقیق در تاریخ رحلت پیامبر ص
- روایاتی به مناسب ایام شهادت رسول الله ص
- مروری بر ادله شهادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله.
@Al_Rijal
- تاملات دکتر سعید طاووسی بر دیدگاه استاد شبیری (به اتکای روشهای نجومی و برخی پژوهشهای مرتبط)
- گزارشی مختصر از دو تحقیق در تاریخ رحلت پیامبر ص
- روایاتی به مناسب ایام شهادت رسول الله ص
- مروری بر ادله شهادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله.
@Al_Rijal
Telegram
غلوپژوهی
📜تحقیقی در روز وفات پیامبر ص
استاد محمدجواد شبیری
نویسنده در این مقاله با بررسی تطبیقی مناسبات نزدیک وفات تنها قول مروی از ائمه ع يعنى روز 2ربیع الاول را ترجیح داده است.
@gholow2
استاد محمدجواد شبیری
نویسنده در این مقاله با بررسی تطبیقی مناسبات نزدیک وفات تنها قول مروی از ائمه ع يعنى روز 2ربیع الاول را ترجیح داده است.
@gholow2
نقد آثار شیعهپژوهان غربی درباره امام حسن عسکری (ع):
https://t.me/tavoosimsaeed/2723
https://t.me/tavoosimsaeed/3135
بررسی و نقد مدخل[امام] حسن عسکری(ع) دائرة المعارف اسلام (EI2)
https://hiq.bou.ac.ir/article_5643.html
امام حسن عسکری (ع) و رهبری شیعه:
https://t.me/tavoosimsaeed/4426
https://t.me/tavoosimsaeed/2723
https://t.me/tavoosimsaeed/3135
بررسی و نقد مدخل[امام] حسن عسکری(ع) دائرة المعارف اسلام (EI2)
https://hiq.bou.ac.ir/article_5643.html
امام حسن عسکری (ع) و رهبری شیعه:
https://t.me/tavoosimsaeed/4426
Telegram
جُستارهای سعید طاوسی
نقد آثار شیعهپژوهان غربی درباره امام حسن عسکری (ع)
پژوهشکده تاریخ اسلام
۲۸ دی ۱۳۹۴
@tavoosimsaeed
پژوهشکده تاریخ اسلام
۲۸ دی ۱۳۹۴
@tavoosimsaeed
نمودار اسناد روایت خلقت عقل در منابع امامیه
حَدّثَنِي عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمّا خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمّ قَالَ وَ عِزّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبّ إِلَيّ مِنْكَ وَ لَا أَكْمَلْتُكَ إِلّا فِيمَنْ أُحِبّ أَمَا إِنّي إِيّاكَ آمُرُ وَ إِيّاكَ أَنْهَى وَ إِيّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيّاكَ أُثِيبُ (الکافی، ج1، ص10)
چون خدا عقل را آفريد از او بازپرسى كرده به او گفت پيش آى. پس پيش آمد، گفت بازگرد، پس بازگشت، فرمود بعزت و جلالم سوگند نزدم مخلوقى محبوبتر از تو نيافريدم و تورا تنها به كسانى كه دوستشان دارم بطور كامل دادم. همانا امر و نهى كيفر و پاداشم متوجه تو است.
@sohof2
حَدّثَنِي عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمّا خَلَقَ اللّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمّ قَالَ وَ عِزّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبّ إِلَيّ مِنْكَ وَ لَا أَكْمَلْتُكَ إِلّا فِيمَنْ أُحِبّ أَمَا إِنّي إِيّاكَ آمُرُ وَ إِيّاكَ أَنْهَى وَ إِيّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيّاكَ أُثِيبُ (الکافی، ج1، ص10)
چون خدا عقل را آفريد از او بازپرسى كرده به او گفت پيش آى. پس پيش آمد، گفت بازگرد، پس بازگشت، فرمود بعزت و جلالم سوگند نزدم مخلوقى محبوبتر از تو نيافريدم و تورا تنها به كسانى كه دوستشان دارم بطور كامل دادم. همانا امر و نهى كيفر و پاداشم متوجه تو است.
@sohof2
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
نمودار اسناد روایت خلقت عقل در منابع امامیه حَدّثَنِي عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ…
🔸جایگاه والای عقل در تدین
(ادراج روایت خلقت عقل در خبر حسن بن جهم)
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ أَصْحَابُنَا وَ ذُكِرَ الْعَقْلُ قَالَ فَقَالَ ع لَا يُعْبَأُ بِأَهْلِ الدِّينِ مِمَّنْ لَا عَقْلَ لَهُ- قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ مِمَّنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ قَوْماً لَا بَأْسَ بِهِمْ عِنْدَنَا وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعُقُولُ فَقَالَ لَيْسَ هَؤُلَاءِ مِمَّنْ خَاطَبَ اللَّهُ
[...] إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ شَيْئاً أَحْسَنَ مِنْكَ أَوْ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكَ بِكَ آخُذُ وَ بِكَ أُعْطِي. (الكافي، ج1، ص27-28، ح32)
متن بدون ادراج:
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ صَدِيقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ.
5- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ يَقُولُونَ بِهَذَا الْقَوْلِ فَقَالَ لَيْسَ أُولَئِكَ مِمَّنْ عَاتَبَ [خاطب] اللَّهُ إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ. (الكافي، ج1، ص11)
ترجمه متکی به دو تحریر:
حسن بن جهم گويد: جمعى از ياران ما خدمت حضرت رضا عليه السلام سخن از عقل بهميان آوردند. امام فرمود: از اهل دين آنكه عقل ندارد اعتنائى به او نباشد. گفتم: قربانت گردم. بعضى از مردمى كه بامامت قائلند، در نظر ما اشکالی ندارند، اما چندان عقل (قوی و شایسته) ندارند. فرمود:
ايشان مورد آن خطاب خدا نيستند که «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»
@sohof2
(ادراج روایت خلقت عقل در خبر حسن بن جهم)
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ أَصْحَابُنَا وَ ذُكِرَ الْعَقْلُ قَالَ فَقَالَ ع لَا يُعْبَأُ بِأَهْلِ الدِّينِ مِمَّنْ لَا عَقْلَ لَهُ- قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ مِمَّنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ قَوْماً لَا بَأْسَ بِهِمْ عِنْدَنَا وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعُقُولُ فَقَالَ لَيْسَ هَؤُلَاءِ مِمَّنْ خَاطَبَ اللَّهُ
[...] إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ شَيْئاً أَحْسَنَ مِنْكَ أَوْ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكَ بِكَ آخُذُ وَ بِكَ أُعْطِي. (الكافي، ج1، ص27-28، ح32)
متن بدون ادراج:
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ صَدِيقُ كُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ.
5- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ يَقُولُونَ بِهَذَا الْقَوْلِ فَقَالَ لَيْسَ أُولَئِكَ مِمَّنْ عَاتَبَ [خاطب] اللَّهُ إِنَّمَا قَالَ اللَّهُ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ. (الكافي، ج1، ص11)
ترجمه متکی به دو تحریر:
حسن بن جهم گويد: جمعى از ياران ما خدمت حضرت رضا عليه السلام سخن از عقل بهميان آوردند. امام فرمود: از اهل دين آنكه عقل ندارد اعتنائى به او نباشد. گفتم: قربانت گردم. بعضى از مردمى كه بامامت قائلند، در نظر ما اشکالی ندارند، اما چندان عقل (قوی و شایسته) ندارند. فرمود:
ايشان مورد آن خطاب خدا نيستند که «فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ»
@sohof2
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
نمودار اسناد روایت خلقت عقل در منابع امامیه حَدّثَنِي عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْهُمْ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ…
تحقیق جاشوا لیتل درباره متون و اسانید حدیث خلقت عقل
(با تشکر از کاربران کانال بابت معرفی مقاله)
جاشوا لیتل مقاله مهمی درباره این حدیث مشهور در منابع فریقین دارد که فارغ از نتایج آن، تلاش فراوان مؤلف در نسبتسنجی تحریرهای خبر و تحلیل اسناد و نمودارهای آن اهمیت زیادی دارد.
"When God Created the Intellect": An Analysis of a Weak Hadith
خلاصهای از مقاله:
در نگاه اول، به نظر میرسد حدیث خلقت عقل توسط خداوند، با انبوهی از اسناد پشتیبانی میشود که به تابعین، صحابه و پیامبر (ص) برمیگردند. با این حال، با بررسی دقیقتر، مشخص شد که اکثر این اسناد مشکوک یا نادرست هستند.
این روایت علاوه بر رسول الله (ص) به کریب مولی عباس (م 98ق)، حسن بصری (م 110ق)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) منسوب شده است. با تحلیل اسناد – متن، میتوان نسخههای خاصی منقول از چهرههای متقدم اسلامی (از جمله علی بن ابی طالب ع، امام صادق ع، حفص بن عمر، و حسن بصری از تابعین) را بازسازی کرد، اما گذشته از الحاقات و تغییرات مکرر حتی در اسناد کاملاً معتبر، سایر اسناد به دیگر چهرههای اولیه (به ویژه ابوامامه صحابی و پیامبر (ص)) درست بهنظر نمیآیند.
تحلیل انتقادی شکلی نشان داد که تمام نسخههای موجود این حدیث، علیرغم اینکه اسناد آنها را به عنوان گفتههای چهرههای اولیه مختلف معرفی میکند، به وضوح از یک حدیث واحد مشتق شدهاند.
تحلیل انواع اسناد، با استفاده از معیار عدم تشابه، نشان داد که نسخههای منسوب به تابعین احتمالاً قدیمیتر از نسخههای منسوب به صحابه و به ویژه پیامبر هستند.
تحلیل جغرافیایی اسناد نشان داد که این حدیث احتمالاً در عراق (به ویژه بصره) سرچشمه گرفته است، علیرغم ادعاهای اکثر آنها مبنی بر اینکه از منابع مدنی گرفته شده است.
در مجموع، این تحلیلها نشان میدهد که این حدیث احتمالاً توسط یک تابعی در بصره در حدود قرن دوم میلادی سرچشمه گرفته است، از آنجا که به طور گستردهتری به عراق (و از آنجا به سوریه و شرق) گسترش یافته و با تکثیر در میان فرقههای مختلف، دچار تغییر شده و اسناد جدید و بهبود یافتهای به دست آورده است. اکثر علمای حدیث سنتی اهل سنت این حدیث را به عنوان حدیثی ضعیف یا ساختگی (حداقل به عنوان یک انتساب نبوی) رد کردند. همچنین مؤلف بر خلاف برخی محققان دیگر، با نتایج ICMA در انتساب حدیث شیعی به امام باقر تردید کرده است.
همچنین لیتل گزارش داده که بنا بر استدلال داگلاس کرو در پایاننامه دکترای خود، «نقش عقل در حکمت اولیه اسلامی» (“The Role of al-ʿAql in early Islamic wisdom”) در سال ۱۹۹۶، این حدیث در میان تابعین عراق (همسو با نظر لیتل) و حجاز (مورد تردید لیتل) سرچشمه گرفته و در نهایت از سخنان حکمتآمیز پیش از اسلام (که ممکن ولی در حد حدس است) ناشی شده است. لیتل برای مطالعهای مشهور و قدیمیتر در مورد حدیث، به «عناصر افلاطونی و عرفانی در حدیث» گلدزیهر (“Neuplatonische und gnostische Elemente im Ḥadīṯ”) و دربارۀ مفهوم عقل در اندیشه اسلامی، به اثر بدیوی، «معانی مختلف عقل در صدر اسلام» (“Different Senses of ʿAql in Early Islam”) ارجاع میدهد.
_
نمونه متون روایت خلقت عقل در منابع عامه
(با تشکر از کاربران کانال بابت معرفی مقاله)
جاشوا لیتل مقاله مهمی درباره این حدیث مشهور در منابع فریقین دارد که فارغ از نتایج آن، تلاش فراوان مؤلف در نسبتسنجی تحریرهای خبر و تحلیل اسناد و نمودارهای آن اهمیت زیادی دارد.
"When God Created the Intellect": An Analysis of a Weak Hadith
خلاصهای از مقاله:
در نگاه اول، به نظر میرسد حدیث خلقت عقل توسط خداوند، با انبوهی از اسناد پشتیبانی میشود که به تابعین، صحابه و پیامبر (ص) برمیگردند. با این حال، با بررسی دقیقتر، مشخص شد که اکثر این اسناد مشکوک یا نادرست هستند.
این روایت علاوه بر رسول الله (ص) به کریب مولی عباس (م 98ق)، حسن بصری (م 110ق)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) منسوب شده است. با تحلیل اسناد – متن، میتوان نسخههای خاصی منقول از چهرههای متقدم اسلامی (از جمله علی بن ابی طالب ع، امام صادق ع، حفص بن عمر، و حسن بصری از تابعین) را بازسازی کرد، اما گذشته از الحاقات و تغییرات مکرر حتی در اسناد کاملاً معتبر، سایر اسناد به دیگر چهرههای اولیه (به ویژه ابوامامه صحابی و پیامبر (ص)) درست بهنظر نمیآیند.
تحلیل انتقادی شکلی نشان داد که تمام نسخههای موجود این حدیث، علیرغم اینکه اسناد آنها را به عنوان گفتههای چهرههای اولیه مختلف معرفی میکند، به وضوح از یک حدیث واحد مشتق شدهاند.
تحلیل انواع اسناد، با استفاده از معیار عدم تشابه، نشان داد که نسخههای منسوب به تابعین احتمالاً قدیمیتر از نسخههای منسوب به صحابه و به ویژه پیامبر هستند.
تحلیل جغرافیایی اسناد نشان داد که این حدیث احتمالاً در عراق (به ویژه بصره) سرچشمه گرفته است، علیرغم ادعاهای اکثر آنها مبنی بر اینکه از منابع مدنی گرفته شده است.
در مجموع، این تحلیلها نشان میدهد که این حدیث احتمالاً توسط یک تابعی در بصره در حدود قرن دوم میلادی سرچشمه گرفته است، از آنجا که به طور گستردهتری به عراق (و از آنجا به سوریه و شرق) گسترش یافته و با تکثیر در میان فرقههای مختلف، دچار تغییر شده و اسناد جدید و بهبود یافتهای به دست آورده است. اکثر علمای حدیث سنتی اهل سنت این حدیث را به عنوان حدیثی ضعیف یا ساختگی (حداقل به عنوان یک انتساب نبوی) رد کردند. همچنین مؤلف بر خلاف برخی محققان دیگر، با نتایج ICMA در انتساب حدیث شیعی به امام باقر تردید کرده است.
همچنین لیتل گزارش داده که بنا بر استدلال داگلاس کرو در پایاننامه دکترای خود، «نقش عقل در حکمت اولیه اسلامی» (“The Role of al-ʿAql in early Islamic wisdom”) در سال ۱۹۹۶، این حدیث در میان تابعین عراق (همسو با نظر لیتل) و حجاز (مورد تردید لیتل) سرچشمه گرفته و در نهایت از سخنان حکمتآمیز پیش از اسلام (که ممکن ولی در حد حدس است) ناشی شده است. لیتل برای مطالعهای مشهور و قدیمیتر در مورد حدیث، به «عناصر افلاطونی و عرفانی در حدیث» گلدزیهر (“Neuplatonische und gnostische Elemente im Ḥadīṯ”) و دربارۀ مفهوم عقل در اندیشه اسلامی، به اثر بدیوی، «معانی مختلف عقل در صدر اسلام» (“Different Senses of ʿAql in Early Islam”) ارجاع میدهد.
_
نمونه متون روایت خلقت عقل در منابع عامه
«أخبرنا أبو القاسم، ثنا عبد الرحمن، ثنا يحيى بن صالح، ثنا حفص بن عمر، ثنا الفضل بن عيسى الرقاشي، عن أبي عثمان النهدي، عن أبي هريرة، عن النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم أنه قال: "لما خلق الله عز وجل العقل قال له: قم، فقام، ثم قال له: أدبر، فأدبر، ثم قال له: أقبل، فأقبل، ثم قال له: اقعد، فقعد، فقال: ما خلقت خلقا هو خير منك، بك آخذ، وبك أعطي، وبك أعرف، وإياك أعاقب، لك الثواب وعليك العقاب» (نسخة أبي مسهر وغيره، ص53)
«حدثنا عبد الله، حدثني علي بن مسلم، حدثنا سيار، حدثنا جعفر، حدثنا مالك، عن الحسن، يرفعه قال: لما خلق الله العقل، قال له: أقبل ثم قال له: أدبر فأدبر قال: ما خلقت خلقا أحب إلي منك بك آخذ وبك أعطي» (الزهد لأحمد بن حنبل، ص259)
«حدثنا عبد الله قال: ثنا محمد بن بكار، قال: ثنا عبد الرحمن بن أبي الزناد، عن محمد بن عقبة، عن كريب مولى ابن عباس، قال: لما خلق الله العقل قال له: أقبل فأقبل ثم قال له: أدبر فأدبر قال: يقول وهو أعلم به: وعزتي وجلالي لا أجعلكَ إلا فيمن أحب وما خلقت شيئا هو أحب إلي منك» (العقل ابن ابی الدنیا، ص31)@Al_Rijal
www.leidenarabichumanitiesblog.nl
"When God Created the Intellect": An Analysis of a Weak Hadith
تاریخ_گزاری_حدیث_اول_ما_خلق_الله_العقل.pdf
350.8 KB
تاریخگزاری حدیث اول ما خلق الله العقل
سیفعلی زاهدی فر
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش58، 1394ش.
روایتی مشهور وجود دارد که فیلسوفان، متکلمان، صوفیان، مفسران و فقیهان مسلمان بارها بدان استناد جستهاند: اول ما خلق الله العقل... . این مطالعه انتساب این روایت را به پیامبر اکرم (ص) یا بزرگانی همچون امام باقر و امام صادق (ع) کاویده است. این روایتی در کمتر منبعی از منابع روایی متقدم شیعیان و عامه ذکر شده است، محدثان نیز هرگز انتساب آن را به پیامبر اکرم (ص) جدی نگرفتهاند و آن را از آن دسته از روایات دانستهاند که ریشه و اساسی ندارد. روایت أول ما خلق الله العقل ... در اثر وقوع تحريفي در يک روايت کهنتر، يعنى روايت لما خلق الله العقل... پديد آمده است، و این تحریف چند بار و حتی گاهی در قبال تحریرهای مسند لما خلق الله العقل منسوب به شخصیتهای مختلف رخ داده است.
____
تذکر: این مقاله متکفل پژوهشی عمیق دربارۀ خبر لما خلق الله العقل نشده است.
@sohof2
سیفعلی زاهدی فر
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش58، 1394ش.
روایتی مشهور وجود دارد که فیلسوفان، متکلمان، صوفیان، مفسران و فقیهان مسلمان بارها بدان استناد جستهاند: اول ما خلق الله العقل... . این مطالعه انتساب این روایت را به پیامبر اکرم (ص) یا بزرگانی همچون امام باقر و امام صادق (ع) کاویده است. این روایتی در کمتر منبعی از منابع روایی متقدم شیعیان و عامه ذکر شده است، محدثان نیز هرگز انتساب آن را به پیامبر اکرم (ص) جدی نگرفتهاند و آن را از آن دسته از روایات دانستهاند که ریشه و اساسی ندارد. روایت أول ما خلق الله العقل ... در اثر وقوع تحريفي در يک روايت کهنتر، يعنى روايت لما خلق الله العقل... پديد آمده است، و این تحریف چند بار و حتی گاهی در قبال تحریرهای مسند لما خلق الله العقل منسوب به شخصیتهای مختلف رخ داده است.
____
تذکر: این مقاله متکفل پژوهشی عمیق دربارۀ خبر لما خلق الله العقل نشده است.
@sohof2
فضل رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع)
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَرْثِ النَّضْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْنُ فِي الْأَمْرِ وَ النَّهْيِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ نَجْرِي مَجْرَى وَاحِدٍ فَأَمَّا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِيٌّ فَلَهُمَا فَضْلُهُمَا. (بصائر الدرجات، ج1، ص480؛ الكافي، ج1، ص275)
از حارث بن مغيرة گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام میفرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: ما نسبت به امر و نهی و حلال و حرام در يك روش هستيم و اما پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و على علیه السلام فضيلت خود را دارند. (أصول الكافي ترجمه مصطفوى، ج2، ص22)
@sohof2
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَرْثِ النَّضْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ نَحْنُ فِي الْأَمْرِ وَ النَّهْيِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ نَجْرِي مَجْرَى وَاحِدٍ فَأَمَّا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِيٌّ فَلَهُمَا فَضْلُهُمَا. (بصائر الدرجات، ج1، ص480؛ الكافي، ج1، ص275)
از حارث بن مغيرة گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام میفرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: ما نسبت به امر و نهی و حلال و حرام در يك روش هستيم و اما پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و على علیه السلام فضيلت خود را دارند. (أصول الكافي ترجمه مصطفوى، ج2، ص22)
@sohof2
Forwarded from کانال معرفة الرجال و الآثار (عمیدرضا اکبری)
◾️ بر آن دو خشمگین بود...
- ما رواه علي بن أسباط رفعه إلى الرضا عليه السلام: أن رجلا من أولاد البرامكة عرض لعلي بن موسى الرضا عليه السلام فقال له ما تقول في أبي بكر قال له سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر فألح السائل عليه في كشف الجواب فقال عليه السلام كانت لنا أم صالحة ماتت و هي عليهما ساخطة و لم يأتنا بعد موتها خبر أنها رضيت عنهما. (الطرائف، ج1، ص252)
از امام رضا علیه السلام مروی است که مردی از برمکیان به ایشان گفت نظر شما در مورد ابوبکر چیست؟ پس فرمود: سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر. چون آن مرد بر یافتن پاسخ اصرار ورزید، پس فرمود: ما مادر نیکوکاری داشتیم که در گذشت در حالی که بر آن دو خشمگین بود. و پس از مرگش نیز خبری از رضایتش از آن دو به ما نرسیده است.
▪️گویا اشاره به غضب حضرت صدیقه طاهره بر آن دو با چنین تعابیری، در میان خاندان فاطمه زهراء سلام الله علیها رایج بوده (نیز نک: امالی صدوق، ص756؛ اعتقادات الامامیه، ص105؛ دلائل الإمامة، ص135؛ برای روایت ابن الحنفیه: مصنف عبد الرزاق، ج3، ص521؛ روایات عایشه: بخاری، ط السلطانیة، ج5، ص139؛ ج8، ص146؛ الطبقات الكبرى، ج1، ص23)، و افزون بر ائمه علیهمالسلام، توسط دیگر علویان تکرار شده یا به ایشان نسبت داده شده است:
- ثم قام القاسم بن إبراهيم بن إسماعيل بن إبراهيم بن الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب" فدعا إلى طاعة الله، وكان خروجُهُ بغربي مصر فأجابه منهم كثيرٌ، وبايعوه وأقام معهم مُدّةً قليلةً ثم سألوه عن أبي بكر وعمر فقال: كانت لنا أمٌّ صدِّيقةٌ ابنة صدِّيقةٍ ماتت وهي غضبانة عليهما، ونحن غاضبون لغضبها
(حقائق المعرفة، احمد بن سلیمان زیدی، ج1، ص521؛ الانتصار في الرد على المعتزلة القدرية، ج1، ص110)
- قال أبو بكر [الجوهری] و حدثني المؤمل بن جعفر قال حدثني محمد بن ميمون قال حدثني داود بن المبارك قال أتينا عبد الله بن موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علي بن أبي طالب ع و نحن راجعون من الحج في جماعة فسألناه عن مسائل و كنت أحد من سأله فسألته عن أبي بكر و عمر فقال أجيبك بما أجاب به جدي عبد الله بن الحسن فإنه سئل عنهما فقال كانت أمنا صديقة ابنة نبي مرسل و ماتت و هي غضبى على قوم فنحن غضاب لغضبها.
قلت قد أخذ هذا المعنى بعض شعراء الطالبيين من أهل الحجاز أنشدنيه النقيب جلال الدين عبد الحميد بن محمد بن عبد الحميد العلوي قال أنشدني هذا الشاعر لنفسه و ذهب عني اسمه قال:
يا أبا حفص الهوينى و ما كنت مليا بذاك لو لا الحمام
أ تموت البتول غضبى و نرضى ما كذا يصنع البنون الكرام. (شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج6، ص50)
نمونهای دیگر
@Al_Rijal
- ما رواه علي بن أسباط رفعه إلى الرضا عليه السلام: أن رجلا من أولاد البرامكة عرض لعلي بن موسى الرضا عليه السلام فقال له ما تقول في أبي بكر قال له سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر فألح السائل عليه في كشف الجواب فقال عليه السلام كانت لنا أم صالحة ماتت و هي عليهما ساخطة و لم يأتنا بعد موتها خبر أنها رضيت عنهما. (الطرائف، ج1، ص252)
از امام رضا علیه السلام مروی است که مردی از برمکیان به ایشان گفت نظر شما در مورد ابوبکر چیست؟ پس فرمود: سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أكبر. چون آن مرد بر یافتن پاسخ اصرار ورزید، پس فرمود: ما مادر نیکوکاری داشتیم که در گذشت در حالی که بر آن دو خشمگین بود. و پس از مرگش نیز خبری از رضایتش از آن دو به ما نرسیده است.
▪️گویا اشاره به غضب حضرت صدیقه طاهره بر آن دو با چنین تعابیری، در میان خاندان فاطمه زهراء سلام الله علیها رایج بوده (نیز نک: امالی صدوق، ص756؛ اعتقادات الامامیه، ص105؛ دلائل الإمامة، ص135؛ برای روایت ابن الحنفیه: مصنف عبد الرزاق، ج3، ص521؛ روایات عایشه: بخاری، ط السلطانیة، ج5، ص139؛ ج8، ص146؛ الطبقات الكبرى، ج1، ص23)، و افزون بر ائمه علیهمالسلام، توسط دیگر علویان تکرار شده یا به ایشان نسبت داده شده است:
- ثم قام القاسم بن إبراهيم بن إسماعيل بن إبراهيم بن الحسن بن الحسن بن علي بن أبي طالب" فدعا إلى طاعة الله، وكان خروجُهُ بغربي مصر فأجابه منهم كثيرٌ، وبايعوه وأقام معهم مُدّةً قليلةً ثم سألوه عن أبي بكر وعمر فقال: كانت لنا أمٌّ صدِّيقةٌ ابنة صدِّيقةٍ ماتت وهي غضبانة عليهما، ونحن غاضبون لغضبها
(حقائق المعرفة، احمد بن سلیمان زیدی، ج1، ص521؛ الانتصار في الرد على المعتزلة القدرية، ج1، ص110)
- قال أبو بكر [الجوهری] و حدثني المؤمل بن جعفر قال حدثني محمد بن ميمون قال حدثني داود بن المبارك قال أتينا عبد الله بن موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن علي بن أبي طالب ع و نحن راجعون من الحج في جماعة فسألناه عن مسائل و كنت أحد من سأله فسألته عن أبي بكر و عمر فقال أجيبك بما أجاب به جدي عبد الله بن الحسن فإنه سئل عنهما فقال كانت أمنا صديقة ابنة نبي مرسل و ماتت و هي غضبى على قوم فنحن غضاب لغضبها.
قلت قد أخذ هذا المعنى بعض شعراء الطالبيين من أهل الحجاز أنشدنيه النقيب جلال الدين عبد الحميد بن محمد بن عبد الحميد العلوي قال أنشدني هذا الشاعر لنفسه و ذهب عني اسمه قال:
يا أبا حفص الهوينى و ما كنت مليا بذاك لو لا الحمام
أ تموت البتول غضبى و نرضى ما كذا يصنع البنون الكرام. (شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج6، ص50)
نمونهای دیگر
@Al_Rijal
Telegram
فضائل و معارف
#فاطمیه
📢 چرا حضرت زهرا سلام الله علیها شبانه و مخفیانه دفن شد⁉️
▪️حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ الْقَاسِمِ الْعَلَوِيُّ الْعَبَّاسِيُّ قَالَ…
📢 چرا حضرت زهرا سلام الله علیها شبانه و مخفیانه دفن شد⁉️
▪️حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ الْقَاسِمِ الْعَلَوِيُّ الْعَبَّاسِيُّ قَالَ…
خاطرهای از زیارت شهیدان
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: ذَهَبْتُ أَنَا وَ بُكَيْرٌ مَعَ رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ إِلَى الْمَشَاهِدِ حَتَّى انْتَهَيْنَا إِلَى أُحُدٍ فَأَرَانَا قُبُورَ الشُّهَدَاءِ ثُمَّ دَخَلَ بِنَا الشِّعْبَ فَمَضَيْنَا مَعَهُ سَاعَةً حَتَّى مَضَيْنَا إِلَى مَسْجِدٍ هُنَاكَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَلَّى فِيهِ فَصَلَّيْنَا فِيهِ ثُمَّ أَرَانَا مَكَاناً فِي رَأْسِ جَبَلٍ فَقَالَ إِنَّ النَّبِيَّ ص صَعِدَ إِلَيْهِ فَكَانَ يَكُونُ فِيهِ مَاءُ الْمَطَرِ قَالَ زُرَارَةُ فَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ يَصْعَدْ إِلَى مَاءٍ ثَمَّ فَقُلْتُ أَنَا فَإِنِّي لَا أَجِيءُ مَعَكُمْ أَنَا نَائِمٌ هَاهُنَا حَتَّى تَجِيئُوا فَذَهَبَ هُوَ وَ بُكَيْرٌ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَ جَاءُوا إِلَيَّ فَانْصَرَفْنَا جَمِيعاً حَتَّى إِذَا كَانَ الْغَدُ أَتَيْنَا أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَنَا أَيْنَ كُنْتُمْ أَمْسِ فَإِنِّي لَمْ أَرَكُمْ فَأَخْبَرْنَاهُ وَ وَصَفْنَا لَهُ الْمَسْجِدَ وَ الْمَوْضِعَ الَّذِي زَعَمَ أَنَّ النَّبِيَّ ص صَعِدَ إِلَيْهِ فَغَسَلَ وَجْهَهُ فِيهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مَا أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ذَلِكَ الْمَكَانَ قَطُّ فَقُلْنَا لَهُ وَ رُوِيَ لَنَا أَنَّهُ كُسِرَتْ رَبَاعِيَتُهُ فَقَالَ لَا قَبَضَهُ اللَّهُ سَلِيماً وَ لَكِنَّهُ شُجَّ فِي وَجْهِهِ فَبَعَثَ عَلِيّاً فَأَتَاهُ بِمَاءٍ فِي حَجَفَةٍ فَعَافَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَشْرَبَ مِنْهُ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ. (معاني الأخبار، ص406)
زراره گويد: من و بكير همراه مردى از خاندان على براى زيارت قبور شهداى احد رفتيم تا به احد رسيديم، قبرهاى شهدا را بهما نشان داد، سپس ما را وارد درّه كرد و مدّتى با او رفتيم تا ما را به مسجدى كه در آنجا بود، برد و گفت: پيغمبر خدا (ص) در اينجا نماز خوانده، پس ما در آن مسجد نماز خوانديم، بعد روى قلّه كوه مكانى بما نشان داد، و گفت: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از آنجا بالا رفته تا ببيند آيا آب باران در آن مكان يافت میشود.
زراره گويد: در ذهنم اين خطور کرد كه پيغمبر براى آبى كه در آنجاست بالاى كوه نمیرود. به آنان گفتم: من همراه شما نمیآيم در اينجا میخوابم تا شما بازگرديد. او و بكير رفتند و باز آمدند و همگى به منزل برگشتيم. فرداى آن روز خدمت امام باقر عليه السّلام شرفياب شديم، بهما فرمود: ديروز كجا بوديد؟ شما را نديدم ماجراى خود را به آن حضرت گفتيم، و مسجد و جايى را كه (آن مرد) گمان میكرد، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بالا رفته و صورتش را در آنجا شسته، همه را تعريف كرديم، امام باقر عليه السّلام فرمود: پيغمبر هرگز به آنجا نرفته است.
عرضه داشتيم: و براى ما روايت شده كه دندان ميان ثنايا و انياب آن بزرگوار شكسته شده فرمود: نه. خداوند سالم جان او را گرفت. امّا زخمى در چهرهاش پيدا شد، على را فرستاد در جحفه آبى برايش آورد. پيغمبر آن را گرفت و نخواست تا از آن بياشامد، و صورتش را شست. (معاني الأخبار، ترجمه محمدى، ج2، ص437 با اندکی تصرف)
@sohof2
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: ذَهَبْتُ أَنَا وَ بُكَيْرٌ مَعَ رَجُلٍ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ إِلَى الْمَشَاهِدِ حَتَّى انْتَهَيْنَا إِلَى أُحُدٍ فَأَرَانَا قُبُورَ الشُّهَدَاءِ ثُمَّ دَخَلَ بِنَا الشِّعْبَ فَمَضَيْنَا مَعَهُ سَاعَةً حَتَّى مَضَيْنَا إِلَى مَسْجِدٍ هُنَاكَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَلَّى فِيهِ فَصَلَّيْنَا فِيهِ ثُمَّ أَرَانَا مَكَاناً فِي رَأْسِ جَبَلٍ فَقَالَ إِنَّ النَّبِيَّ ص صَعِدَ إِلَيْهِ فَكَانَ يَكُونُ فِيهِ مَاءُ الْمَطَرِ قَالَ زُرَارَةُ فَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمْ يَصْعَدْ إِلَى مَاءٍ ثَمَّ فَقُلْتُ أَنَا فَإِنِّي لَا أَجِيءُ مَعَكُمْ أَنَا نَائِمٌ هَاهُنَا حَتَّى تَجِيئُوا فَذَهَبَ هُوَ وَ بُكَيْرٌ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَ جَاءُوا إِلَيَّ فَانْصَرَفْنَا جَمِيعاً حَتَّى إِذَا كَانَ الْغَدُ أَتَيْنَا أَبَا جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَنَا أَيْنَ كُنْتُمْ أَمْسِ فَإِنِّي لَمْ أَرَكُمْ فَأَخْبَرْنَاهُ وَ وَصَفْنَا لَهُ الْمَسْجِدَ وَ الْمَوْضِعَ الَّذِي زَعَمَ أَنَّ النَّبِيَّ ص صَعِدَ إِلَيْهِ فَغَسَلَ وَجْهَهُ فِيهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مَا أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ذَلِكَ الْمَكَانَ قَطُّ فَقُلْنَا لَهُ وَ رُوِيَ لَنَا أَنَّهُ كُسِرَتْ رَبَاعِيَتُهُ فَقَالَ لَا قَبَضَهُ اللَّهُ سَلِيماً وَ لَكِنَّهُ شُجَّ فِي وَجْهِهِ فَبَعَثَ عَلِيّاً فَأَتَاهُ بِمَاءٍ فِي حَجَفَةٍ فَعَافَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَشْرَبَ مِنْهُ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ. (معاني الأخبار، ص406)
زراره گويد: من و بكير همراه مردى از خاندان على براى زيارت قبور شهداى احد رفتيم تا به احد رسيديم، قبرهاى شهدا را بهما نشان داد، سپس ما را وارد درّه كرد و مدّتى با او رفتيم تا ما را به مسجدى كه در آنجا بود، برد و گفت: پيغمبر خدا (ص) در اينجا نماز خوانده، پس ما در آن مسجد نماز خوانديم، بعد روى قلّه كوه مكانى بما نشان داد، و گفت: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از آنجا بالا رفته تا ببيند آيا آب باران در آن مكان يافت میشود.
زراره گويد: در ذهنم اين خطور کرد كه پيغمبر براى آبى كه در آنجاست بالاى كوه نمیرود. به آنان گفتم: من همراه شما نمیآيم در اينجا میخوابم تا شما بازگرديد. او و بكير رفتند و باز آمدند و همگى به منزل برگشتيم. فرداى آن روز خدمت امام باقر عليه السّلام شرفياب شديم، بهما فرمود: ديروز كجا بوديد؟ شما را نديدم ماجراى خود را به آن حضرت گفتيم، و مسجد و جايى را كه (آن مرد) گمان میكرد، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بالا رفته و صورتش را در آنجا شسته، همه را تعريف كرديم، امام باقر عليه السّلام فرمود: پيغمبر هرگز به آنجا نرفته است.
عرضه داشتيم: و براى ما روايت شده كه دندان ميان ثنايا و انياب آن بزرگوار شكسته شده فرمود: نه. خداوند سالم جان او را گرفت. امّا زخمى در چهرهاش پيدا شد، على را فرستاد در جحفه آبى برايش آورد. پيغمبر آن را گرفت و نخواست تا از آن بياشامد، و صورتش را شست. (معاني الأخبار، ترجمه محمدى، ج2، ص437 با اندکی تصرف)
@sohof2
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
خصال نیکو🌷 عن ابن أبي عمير. عن عبد الرحمان بن الحجاج، عن أبي عبد الله عليه السلام في (حديث) أن رسول الله صلى الله عليه وآله قال: مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ، وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ،…
🌷ارزش تواضع
ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاه (الزهد، ص62؛ الكافي، ج2، ص122 علی عن ابیه عن ابن ابی عمیر)
معاویة بن عمار گوید از امام صادق عليه السلام شنیدم: همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شدهاند كه هر كسى براى خدا تواضع كند، او را بالا برند، و هر كه تكبر كند پستش كنند.
@sohof2
ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ فِي السَّمَاءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلَيْنِ بِالْعِبَادِ فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَاه (الزهد، ص62؛ الكافي، ج2، ص122 علی عن ابیه عن ابن ابی عمیر)
معاویة بن عمار گوید از امام صادق عليه السلام شنیدم: همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شدهاند كه هر كسى براى خدا تواضع كند، او را بالا برند، و هر كه تكبر كند پستش كنند.
@sohof2
Forwarded from صُحُفٍ مُطَهَّرَه
▪️خشم صدیقه طاهره بر غاصبان خلافت تا آخر عمر، از منابع عامه
بخاری و مسلم هر کدام در صحیح خود مینويسند:
(حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ) حَدَّثَنَا اللَّيْثُ عَنْ عُقَيْلٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ - عَلَيْهَا السَّلاَمُ - بِنْتَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - أَرْسَلَتْ إِلَى أَبِى بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكَ، وَمَا بَقِىَ مِنْ خُمُسِ خَيْبَرَ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ «لاَ نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، إِنَّمَا يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ - صلى الله عليه وسلم - فِى هَذَا الْمَالِ». وَإِنِّى وَاللَّهِ لاَ أُغَيِّرُ شَيْئًا مِنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَنْ حَالِهَا الَّتِى كَانَ عَلَيْهَا فِى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَلأَعْمَلَنَّ فِيهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَبَى أَبُو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ مِنْهَا شَيْئًا فَوَجَدَتْ [«فَغَضِبَتْ» در روايت 3093] فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ... .
يحيي بن بکير به ما حديث گفت که ليث از عُقَيل از ابن شهاب از عروه از عائشه حديث نقل کرده است که گفته است: فاطمه سلام الله عليها دختر پيامبر صلي الله عليه [و آله] و سلم، کسي را نزد ابوبکر فرستاد تا از او ارثش را از رسول خدا صلي الله عليه [و آله] و سلم درخواست کند، از اموال فيء و فدک و آن چه از خمس خيبر مانده بود.
ابوبکر گفت: رسول خدا ص فرموده: «ما ارث نمي گذاريم، هر چه ترک مي کنيم صدقه است...». و من به خدا قسم چيزي از صدقه ي رسول خدا ص را از حالتي که در زمان رسول خدا ص بود تغيير نمي دهم و همان طور در آن ها عمل مي کنم که رسول خدا ص در آن ها عمل مي کرد.
پس ابوبکر امتناع کرد از اين که چيزي از آن اموال به فاطمه بدهد، پس فاطمه بر ابوبکر غَضَب کرد و از او دوري نمود و تا زمانی که زنده بود با او سخن نگفت ... .
📚صحيح البخاري، ط اوقاف مصر، ج6، ص395، صحيح بخاري موجود در «المکتبة الشاملة»، ج11، ص188، حدیث 3092 و 3093، قسمتهائي از اين حديث در احاديث 3093، 3712، 4036، 6726 آمده است. صحيح مسلم، قاهره، دار الحدیث، ج3، ص1380.
بنا بر احتجاج منقول از حضرت زهرا س دربارهٔ فدک فدکیه حدیث ادعایی ابو بکر در ارث ندادن به حضرت س خلاف صریح آیات قرآن است.
گزارش مرتبط
ایام شهادت سیدة نساء العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.
@sohof2
بخاری و مسلم هر کدام در صحیح خود مینويسند:
(حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ) حَدَّثَنَا اللَّيْثُ عَنْ عُقَيْلٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُرْوَةَ عَنْ عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ - عَلَيْهَا السَّلاَمُ - بِنْتَ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - أَرْسَلَتْ إِلَى أَبِى بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِالْمَدِينَةِ وَفَدَكَ، وَمَا بَقِىَ مِنْ خُمُسِ خَيْبَرَ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ «لاَ نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، إِنَّمَا يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ - صلى الله عليه وسلم - فِى هَذَا الْمَالِ». وَإِنِّى وَاللَّهِ لاَ أُغَيِّرُ شَيْئًا مِنْ صَدَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَنْ حَالِهَا الَّتِى كَانَ عَلَيْهَا فِى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَلأَعْمَلَنَّ فِيهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَبَى أَبُو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ مِنْهَا شَيْئًا فَوَجَدَتْ [«فَغَضِبَتْ» در روايت 3093] فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ... .
يحيي بن بکير به ما حديث گفت که ليث از عُقَيل از ابن شهاب از عروه از عائشه حديث نقل کرده است که گفته است: فاطمه سلام الله عليها دختر پيامبر صلي الله عليه [و آله] و سلم، کسي را نزد ابوبکر فرستاد تا از او ارثش را از رسول خدا صلي الله عليه [و آله] و سلم درخواست کند، از اموال فيء و فدک و آن چه از خمس خيبر مانده بود.
ابوبکر گفت: رسول خدا ص فرموده: «ما ارث نمي گذاريم، هر چه ترک مي کنيم صدقه است...». و من به خدا قسم چيزي از صدقه ي رسول خدا ص را از حالتي که در زمان رسول خدا ص بود تغيير نمي دهم و همان طور در آن ها عمل مي کنم که رسول خدا ص در آن ها عمل مي کرد.
پس ابوبکر امتناع کرد از اين که چيزي از آن اموال به فاطمه بدهد، پس فاطمه بر ابوبکر غَضَب کرد و از او دوري نمود و تا زمانی که زنده بود با او سخن نگفت ... .
📚صحيح البخاري، ط اوقاف مصر، ج6، ص395، صحيح بخاري موجود در «المکتبة الشاملة»، ج11، ص188، حدیث 3092 و 3093، قسمتهائي از اين حديث در احاديث 3093، 3712، 4036، 6726 آمده است. صحيح مسلم، قاهره، دار الحدیث، ج3، ص1380.
بنا بر احتجاج منقول از حضرت زهرا س دربارهٔ فدک فدکیه حدیث ادعایی ابو بکر در ارث ندادن به حضرت س خلاف صریح آیات قرآن است.
گزارش مرتبط
ایام شهادت سیدة نساء العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.
@sohof2
Forwarded from کانال معرفة الرجال و الآثار (امیرحسن خوروش)
نگاهی به روایات شهادت امام جواد علیه السلام
✍️ امیرحسن خوروش
دربارۀ کیفیت درگذشت امامان (ع)، در روایت محمد بن موسی بن متوکل از علی بن ابراهیم از پدرش از ابوصلت هروی از امام رضا (ع) آمده است: «والله ما منا إلا مقتول شهيد» (أمالي الصدوق، ص63؛ عیون أخبار الرضا، ج2، ص256). در نقلی از حسین بن روح نوبختی نیز آمده که «النبي والأئمة ع ما ماتوا إلا بالسیف أو السمّ وقد ذكر عن الرضا ع أنه سمّ وكذلك ولده وولد ولده» (الغیبة للطوسي، ص388).
در خصوص امام جواد (ع) شیخ صدوق در مقام برشمردن اعتقادات امامیه میگوید: «أبو جعفر محمد بن علي عليهما السلام قتله المعتصم بالسم» (اعتقادات الإمامیة، ص98). همچنین ابوالحسن مسعودی در این باره میگوید: «وقيل: إن أم الفضل بنت المأمون لما قدمت معه من المدينة إلى المعتصم سمته» (مروج الذهب، ج3، ص464). در سر السلسلة العلویة (ص72) نیز آمده است: «أبوجعفر محمّد بن علي التقي عليهما السلام... زوّجه المأمون ابنته أمّ الفضل ولم تلد له، سقاه المعتصم السمّ، ويقال: هي سقته بأمر المعتصم»؛ روایات مربوط به شهادت حضرت در منابع متقدم از این قرار است:
روایت نخست: مسمومشدن به امر معتصم
عیاشی از زرقان صاحب ابن ابیداود از ابن ابیداود نقل میکند که نزد معتصم عباسی دزدی آورده شد و در خصوص اینکه چه مقدار از دستش باید بریده شود فقهاء حاضر اختلاف کردند. معتصم به امام جواد (ع) اصرار کرد که در این باره نظرشان را بگویند. امام هم با اشاره به آیۀ شریفۀ «وأن المساجد لله» فرمودند: «وما کان لله لم یقطع». معتصم هم بر اساس نظر امام، حکم کرد. ابن ابی داود چند روز بعد معتصم را سرزنش کرد که چرا در چنین مجلسی، نظر فقهاء را کنار نهاده و به نظر کسی بخشی از امّت به امامت او قائلند، حکم رانده است. معتصم ترتیبی میدهد تا امام به مجلسی دعوت شوند و طعامی مسموم به امام خورانده میشود (تفسیر العیاشي، ج1، ص319-320).
چند نکته در خصوص این گزارش:
1) ظاهراً مراد از ابن ابیداود در این نقل، احمد بن ابیدُواد است که قاضی القضاة در روزگار معتصم و واثق عباسی بوده است (المؤتلف والمختلف للدارقطني، ج2، ص965). ابن خلکان دربارۀ ارتباط ویژۀ معتصم و ابن ابی دواد میگوید: «ولما ولي المعتصم الخلافة جعل ابن أبي دواد قاضي القضاة، وعزل يحيى بن أكثم، وخص به أحمد حتى كان لا يفعل فعلاً باطناً ولا ظاهراً إلا برأيه» (وفیات الأعیان، ج1، ص84).
2) در خصوص استناد مروی از امام جواد (ع) به آیه اشکالی نیست؛ چه در روایت حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نیز نقل شده است: «سبعة منها فرض يسجد عليها، وهي التي ذكرها الله في كتابه، فقال: "وأن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا" وهي: الجبهة، والكفان، والركبتان، والإبهامان؛ ووضع الأنف على الأرض سنة» (الکافي، ط دار الحدیث، ج6، ص144؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص82). گفتنی است طبرسی فراز استناد امام جواد (ع) به آیه را در تفسیر خویش بازتاب داده است (مجمع البیان، ج10، ص560).
3) گزارشی در مناقب ابن شهر آشوب آمده که در آن سخن از مجبورشدن امام به نوشیدن شربتی هست و در آن از احمد بن ابیدواد نیز نام برده شده است: «ولما بويع المعتصم جعل يتفقد أحواله فكتب إلى عبد الملك الزيات أن ينفذ إليه التقي وأم الفضل فأنفذ ابن الزيات علي بن يقطين إليه فتجهز وخرج إلى بغداد فأكرمه وعظمه وأنفذ أشناس بالتحف إليه وإلى أم الفضل ثم أنفذ إليه شراب حماض الأترج تحت ختمه على يدي أشناس وقال إن أمير المؤمنين ذاقه قبل أحمد بن أبي داود وسعد بن الخصيب وجماعة من المعروفين ويأمرك أن تشرب منها بماء الثلج وصنع في الحال فقال اشربها بالليل قال إنها ينفع باردا وقد ذاب الثلج وأصر على ذلك فشربها عالما بفعلهم» (مناقب آل أبي طالب، ج4، ص384). با اینکه مصدر این گزارش معلوم نیست، با توجّه به تعابیرش ظاهراً باید مستقل از روایت عیاشی باشد و میتواند مؤید آن به شمار آید.
لازم به ذکر است در نقل ابن شهر آشوب، مراد از «عبد الملك الزیات» ظاهراً باید محمد بن عبد الملك الزیات باشد که وزیر معتصم و واثق عباسی بود (تاریخ بغداد، ج3، ص593). حکایتی نیز نقل شده است در خصوص دستگیری یکی از مرتبطین امام جواد (ع) توسط او (الکافي، ج2، ص584). «أشناس» نیز میتواند اشناس ترکی (د. 252ق) باشد که در جنگی مقدّم الجیش معتصم بوده است (تاریخ الإسلام، ج6، ص54). ذکر علی بن یقطین در این گزارش ممکن است حاصل خلط باشد؛ چه وی در سال 182ق فوت کرده است.
@Al_Rijal
✍️ امیرحسن خوروش
دربارۀ کیفیت درگذشت امامان (ع)، در روایت محمد بن موسی بن متوکل از علی بن ابراهیم از پدرش از ابوصلت هروی از امام رضا (ع) آمده است: «والله ما منا إلا مقتول شهيد» (أمالي الصدوق، ص63؛ عیون أخبار الرضا، ج2، ص256). در نقلی از حسین بن روح نوبختی نیز آمده که «النبي والأئمة ع ما ماتوا إلا بالسیف أو السمّ وقد ذكر عن الرضا ع أنه سمّ وكذلك ولده وولد ولده» (الغیبة للطوسي، ص388).
در خصوص امام جواد (ع) شیخ صدوق در مقام برشمردن اعتقادات امامیه میگوید: «أبو جعفر محمد بن علي عليهما السلام قتله المعتصم بالسم» (اعتقادات الإمامیة، ص98). همچنین ابوالحسن مسعودی در این باره میگوید: «وقيل: إن أم الفضل بنت المأمون لما قدمت معه من المدينة إلى المعتصم سمته» (مروج الذهب، ج3، ص464). در سر السلسلة العلویة (ص72) نیز آمده است: «أبوجعفر محمّد بن علي التقي عليهما السلام... زوّجه المأمون ابنته أمّ الفضل ولم تلد له، سقاه المعتصم السمّ، ويقال: هي سقته بأمر المعتصم»؛ روایات مربوط به شهادت حضرت در منابع متقدم از این قرار است:
روایت نخست: مسمومشدن به امر معتصم
عیاشی از زرقان صاحب ابن ابیداود از ابن ابیداود نقل میکند که نزد معتصم عباسی دزدی آورده شد و در خصوص اینکه چه مقدار از دستش باید بریده شود فقهاء حاضر اختلاف کردند. معتصم به امام جواد (ع) اصرار کرد که در این باره نظرشان را بگویند. امام هم با اشاره به آیۀ شریفۀ «وأن المساجد لله» فرمودند: «وما کان لله لم یقطع». معتصم هم بر اساس نظر امام، حکم کرد. ابن ابی داود چند روز بعد معتصم را سرزنش کرد که چرا در چنین مجلسی، نظر فقهاء را کنار نهاده و به نظر کسی بخشی از امّت به امامت او قائلند، حکم رانده است. معتصم ترتیبی میدهد تا امام به مجلسی دعوت شوند و طعامی مسموم به امام خورانده میشود (تفسیر العیاشي، ج1، ص319-320).
چند نکته در خصوص این گزارش:
1) ظاهراً مراد از ابن ابیداود در این نقل، احمد بن ابیدُواد است که قاضی القضاة در روزگار معتصم و واثق عباسی بوده است (المؤتلف والمختلف للدارقطني، ج2، ص965). ابن خلکان دربارۀ ارتباط ویژۀ معتصم و ابن ابی دواد میگوید: «ولما ولي المعتصم الخلافة جعل ابن أبي دواد قاضي القضاة، وعزل يحيى بن أكثم، وخص به أحمد حتى كان لا يفعل فعلاً باطناً ولا ظاهراً إلا برأيه» (وفیات الأعیان، ج1، ص84).
2) در خصوص استناد مروی از امام جواد (ع) به آیه اشکالی نیست؛ چه در روایت حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نیز نقل شده است: «سبعة منها فرض يسجد عليها، وهي التي ذكرها الله في كتابه، فقال: "وأن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا" وهي: الجبهة، والكفان، والركبتان، والإبهامان؛ ووضع الأنف على الأرض سنة» (الکافي، ط دار الحدیث، ج6، ص144؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص82). گفتنی است طبرسی فراز استناد امام جواد (ع) به آیه را در تفسیر خویش بازتاب داده است (مجمع البیان، ج10، ص560).
3) گزارشی در مناقب ابن شهر آشوب آمده که در آن سخن از مجبورشدن امام به نوشیدن شربتی هست و در آن از احمد بن ابیدواد نیز نام برده شده است: «ولما بويع المعتصم جعل يتفقد أحواله فكتب إلى عبد الملك الزيات أن ينفذ إليه التقي وأم الفضل فأنفذ ابن الزيات علي بن يقطين إليه فتجهز وخرج إلى بغداد فأكرمه وعظمه وأنفذ أشناس بالتحف إليه وإلى أم الفضل ثم أنفذ إليه شراب حماض الأترج تحت ختمه على يدي أشناس وقال إن أمير المؤمنين ذاقه قبل أحمد بن أبي داود وسعد بن الخصيب وجماعة من المعروفين ويأمرك أن تشرب منها بماء الثلج وصنع في الحال فقال اشربها بالليل قال إنها ينفع باردا وقد ذاب الثلج وأصر على ذلك فشربها عالما بفعلهم» (مناقب آل أبي طالب، ج4، ص384). با اینکه مصدر این گزارش معلوم نیست، با توجّه به تعابیرش ظاهراً باید مستقل از روایت عیاشی باشد و میتواند مؤید آن به شمار آید.
لازم به ذکر است در نقل ابن شهر آشوب، مراد از «عبد الملك الزیات» ظاهراً باید محمد بن عبد الملك الزیات باشد که وزیر معتصم و واثق عباسی بود (تاریخ بغداد، ج3، ص593). حکایتی نیز نقل شده است در خصوص دستگیری یکی از مرتبطین امام جواد (ع) توسط او (الکافي، ج2، ص584). «أشناس» نیز میتواند اشناس ترکی (د. 252ق) باشد که در جنگی مقدّم الجیش معتصم بوده است (تاریخ الإسلام، ج6، ص54). ذکر علی بن یقطین در این گزارش ممکن است حاصل خلط باشد؛ چه وی در سال 182ق فوت کرده است.
@Al_Rijal
Forwarded from کانال معرفة الرجال و الآثار (امیرحسن خوروش)
روایت دوم: خبردادن امام رضا (ع) از شهادت امام جواد (ع)
در إثبات الوصیة روایتی مرسل از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت در شب ولادت امام جواد (ع)، ضمن بیان فضائلی از امام جواد (ع) دربارۀ ایشان گفتهاند: «بأبي وأمي شهيد يبكي له وعليه أهل السماء يقتل غيظاً، ويغضب الله جلّ وعزّ على قاتله، فلا يلبث إلّا يسيراً حتّى يعجّل الله به الى عذابه الأليم وعقابه الشديد» (إثبات الوصیة، ت الکثیري، ص360).
در إثبات الوصیة پس از این گزارش روایتی دربارۀ امام جواد (ع) از امام رضا (ع) به این سند نقل شده است: «وروی عبد الرحمن بن محمّد عن کلثم بن عمران قال قلت للرضا…». در مقابل، در عیون المعجزات گزارش مرسل إثبات الوصیة از امام رضا (ع) در خصوص شهادت فرزندشان در میان روایت کلثم بن عمران نقل شده است. ظاهراً در یکی از این دو کتاب -یا نسخ یکی از این دو کتاب- خلطی صورت گرفته است. به هر حال این گزارش دلالت روشنی بر شهادت امام جواد (ع) دارد اما سند واضحی ندارد. گفتنی است در عیون المعجزات به جای «یقتل غیظاً»، «یقتل غصباً» آمده است.
دربارهٔ إثبات الوصیة منسوب به مسعودی باید توجه داشت که این کتاب، مطابق دیدگاه برخی محققان، کتاب الأوصیاء شلمغانی است (نگر: إثبات الوصیة، ت الکثیري، مقدمة حول مؤلف إثبات الوصیة).
روایت سوم: شهادت به دست ام الفضل با انگور مسموم
در إثبات الوصیة همچنین در گزارشی آمده که امام جواد علیه السلام به همراه ام الفضل به عراق رفتند. در همان زمان معتصم عباسی و جعفر بن المأمون (دربارهٔ وی نگر: الوافي بالوفیات، ج11، ص86) در صدد قتل امام بودند و جعفر از طریق ام الفضل به مقصود شوم خویش رسید:
فقال جعفر لأخته أم الفضل وكانت لأمه وأبيه في ذلك؛ لأنه وقف على انحرافها عنه وغيرتها عليه؛ لتفضيله أم أبي الحسن ابنه عليها مع شدّة محبّتها له ولأنها لم ترزق منه ولداً. فأجابت أخاها جعفراً و جعلوا سمّاً في شيء من عنب رازقي وكان يعجبه العنب الرازقي. فلما أكل منه ندمت وجعلت تبكي. فقال لها: ما بكاؤك؟ والله ليضربنك الله بفقر لا ينجي وبلاء لا ينستر. فبليت بعلة في أغمض المواضع من جوارحها صارت ناصوراً ينتقض عليها في كل وقت. فأنفقت مالها وجميع ملكها على تلك العلة حتى احتاجت الى رفد الناس. ويروى ان الناسور كان في فرجها. وتردّى جعفر بن المأمون في بئر فأُخرج ميّتاً وكان سكران (إثبات الوصیة، ص374-375). همین گزارش در عیون المعجزات نیز آمده، با این تفاوت که در آن سخنی از جعفر بن مأمون نیست و این معتصم است که ام الفضل را به این کار تحریک میکند (عیون المعجزات، ص129).
روایت چهارم: شهادت به دست ام الفضل با حولهای مسموم
نویسندۀ دلائل الإمامة ابتدا روایتی مشابه نقل شلمغانی در خصوص شهادت امام به دست ام الفضل ارائه میکند و پس از آن نقل دیگری میآورد: «ويقال: إنها سمته بمنديل يمسح به عند الملامسة، فلما أحس بذلك قال لها: أبلاك الله بداء لا دواء له. فوقعت الأكلة في فرجها، فكانت تنكشف للطبيب، ينظرون إليها، ويشيرون عليها بالدواء، فلا ينفع ذلك شيئا، حتى ماتت في علتها» (دلائل الإمامة، ص395). ابن شهر آشوب نیز نقلی مشابه این نقلِ دلائل آورده است (مناقب آل أبي طالب، ج4، ص391).
گفتنی است نقل شده که از همان ابتدای ازدواج امام با ام الفضل، برخی احتمال میدادند که امام به دست نزدیکان ام الفضل مسموم شوند (الکافي، ج2، ص592، ح6).
گزارشهای شیخ صدوق، مسعودی، شلمغانی، ابن شهرآشوب، نویسندۀ دلائل الإمامة، و ابن عبد الوهاب در مسمومیت امام جواد (ع) به دست برخی از عباسیان اشتراک دارند. بیشتر این گزارشها بر نقش معتصم عباسی و احیاناً ام الفضل بنت مأمون تأکید میکنند. گفتنی است که سن اندک امام در هنگام وفات (25 سال) نیز مؤید این است که ایشان به مرگ طبیعی از دنیا نرفتهاند؛ به ویژه که در مصادر عامه و امامیه که به بیان وفات امام پرداختهاند، بیماریای برای امام ذکر نشده که آن بیماری منجر به وفات شود.
بر این اساس، اصل مسمومشدن حضرت ازسوی بنیعباس مستندات قابل توجهی دارد. اما با اختلاف روایات، چگونگی مسمومیت نیازمند تحقیق بیشتر است.
@Al_Rijal
در إثبات الوصیة روایتی مرسل از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت در شب ولادت امام جواد (ع)، ضمن بیان فضائلی از امام جواد (ع) دربارۀ ایشان گفتهاند: «بأبي وأمي شهيد يبكي له وعليه أهل السماء يقتل غيظاً، ويغضب الله جلّ وعزّ على قاتله، فلا يلبث إلّا يسيراً حتّى يعجّل الله به الى عذابه الأليم وعقابه الشديد» (إثبات الوصیة، ت الکثیري، ص360).
در إثبات الوصیة پس از این گزارش روایتی دربارۀ امام جواد (ع) از امام رضا (ع) به این سند نقل شده است: «وروی عبد الرحمن بن محمّد عن کلثم بن عمران قال قلت للرضا…». در مقابل، در عیون المعجزات گزارش مرسل إثبات الوصیة از امام رضا (ع) در خصوص شهادت فرزندشان در میان روایت کلثم بن عمران نقل شده است. ظاهراً در یکی از این دو کتاب -یا نسخ یکی از این دو کتاب- خلطی صورت گرفته است. به هر حال این گزارش دلالت روشنی بر شهادت امام جواد (ع) دارد اما سند واضحی ندارد. گفتنی است در عیون المعجزات به جای «یقتل غیظاً»، «یقتل غصباً» آمده است.
دربارهٔ إثبات الوصیة منسوب به مسعودی باید توجه داشت که این کتاب، مطابق دیدگاه برخی محققان، کتاب الأوصیاء شلمغانی است (نگر: إثبات الوصیة، ت الکثیري، مقدمة حول مؤلف إثبات الوصیة).
روایت سوم: شهادت به دست ام الفضل با انگور مسموم
در إثبات الوصیة همچنین در گزارشی آمده که امام جواد علیه السلام به همراه ام الفضل به عراق رفتند. در همان زمان معتصم عباسی و جعفر بن المأمون (دربارهٔ وی نگر: الوافي بالوفیات، ج11، ص86) در صدد قتل امام بودند و جعفر از طریق ام الفضل به مقصود شوم خویش رسید:
فقال جعفر لأخته أم الفضل وكانت لأمه وأبيه في ذلك؛ لأنه وقف على انحرافها عنه وغيرتها عليه؛ لتفضيله أم أبي الحسن ابنه عليها مع شدّة محبّتها له ولأنها لم ترزق منه ولداً. فأجابت أخاها جعفراً و جعلوا سمّاً في شيء من عنب رازقي وكان يعجبه العنب الرازقي. فلما أكل منه ندمت وجعلت تبكي. فقال لها: ما بكاؤك؟ والله ليضربنك الله بفقر لا ينجي وبلاء لا ينستر. فبليت بعلة في أغمض المواضع من جوارحها صارت ناصوراً ينتقض عليها في كل وقت. فأنفقت مالها وجميع ملكها على تلك العلة حتى احتاجت الى رفد الناس. ويروى ان الناسور كان في فرجها. وتردّى جعفر بن المأمون في بئر فأُخرج ميّتاً وكان سكران (إثبات الوصیة، ص374-375). همین گزارش در عیون المعجزات نیز آمده، با این تفاوت که در آن سخنی از جعفر بن مأمون نیست و این معتصم است که ام الفضل را به این کار تحریک میکند (عیون المعجزات، ص129).
روایت چهارم: شهادت به دست ام الفضل با حولهای مسموم
نویسندۀ دلائل الإمامة ابتدا روایتی مشابه نقل شلمغانی در خصوص شهادت امام به دست ام الفضل ارائه میکند و پس از آن نقل دیگری میآورد: «ويقال: إنها سمته بمنديل يمسح به عند الملامسة، فلما أحس بذلك قال لها: أبلاك الله بداء لا دواء له. فوقعت الأكلة في فرجها، فكانت تنكشف للطبيب، ينظرون إليها، ويشيرون عليها بالدواء، فلا ينفع ذلك شيئا، حتى ماتت في علتها» (دلائل الإمامة، ص395). ابن شهر آشوب نیز نقلی مشابه این نقلِ دلائل آورده است (مناقب آل أبي طالب، ج4، ص391).
گفتنی است نقل شده که از همان ابتدای ازدواج امام با ام الفضل، برخی احتمال میدادند که امام به دست نزدیکان ام الفضل مسموم شوند (الکافي، ج2، ص592، ح6).
گزارشهای شیخ صدوق، مسعودی، شلمغانی، ابن شهرآشوب، نویسندۀ دلائل الإمامة، و ابن عبد الوهاب در مسمومیت امام جواد (ع) به دست برخی از عباسیان اشتراک دارند. بیشتر این گزارشها بر نقش معتصم عباسی و احیاناً ام الفضل بنت مأمون تأکید میکنند. گفتنی است که سن اندک امام در هنگام وفات (25 سال) نیز مؤید این است که ایشان به مرگ طبیعی از دنیا نرفتهاند؛ به ویژه که در مصادر عامه و امامیه که به بیان وفات امام پرداختهاند، بیماریای برای امام ذکر نشده که آن بیماری منجر به وفات شود.
بر این اساس، اصل مسمومشدن حضرت ازسوی بنیعباس مستندات قابل توجهی دارد. اما با اختلاف روایات، چگونگی مسمومیت نیازمند تحقیق بیشتر است.
@Al_Rijal
حدیث_پشیمانی،_محمد_الله_اکبری،_علوم_حدیث62،_1390ش.pdf
2.2 MB
حدیث پشیمانی
محمد الله اکبری، علوم حدیث ش62، 1390
نقل است که خلیفه اول، در پایان عمر، از انجام دادن و... برخی امور اظهار پشیمانی کرده است. این مقاله به بررسی محتوا، اسناد، منابع، نقلها، طرق نقل، نتایج و پیامدهای صحت حدیث، تعیین صحت و سقم و تطور نقل آن مشتمل بر حذف و تغییر و ابهام و کاستی و افزونیهای این حدیث بر اساس منابع فریقین پرداخته است. همچنین نظر رجالیان و محدثان و مورخان در باره سند و محتوای آن، نقل، بررسی، در آن نقد و مطرح شده است. نتیجۀ مقاله آنکه این نقل تاریخی نقلی صحیح بوده و مورد پذیرش و یقین است.
نمونه نقل این روایت:
«أما إني لا آسى على شيء إلا على ثلاث فعلتهم، وددت أني لم أفعلهم، وثلاث لم أفعلهم ووددت أني فعلتهم، وثلاث وددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنهم، فأما التي فعلتها ووددت أني لم أفعلها: فوددت أني لم أكن فعلت كذا وكذا لخلة ذكرها - قال أبو عبيد: لا أريد ذكرها...» (الأموال - أبو عبيد، ص174)
t.me/Al_Rijal/309
@sohof2
محمد الله اکبری، علوم حدیث ش62، 1390
نقل است که خلیفه اول، در پایان عمر، از انجام دادن و... برخی امور اظهار پشیمانی کرده است. این مقاله به بررسی محتوا، اسناد، منابع، نقلها، طرق نقل، نتایج و پیامدهای صحت حدیث، تعیین صحت و سقم و تطور نقل آن مشتمل بر حذف و تغییر و ابهام و کاستی و افزونیهای این حدیث بر اساس منابع فریقین پرداخته است. همچنین نظر رجالیان و محدثان و مورخان در باره سند و محتوای آن، نقل، بررسی، در آن نقد و مطرح شده است. نتیجۀ مقاله آنکه این نقل تاریخی نقلی صحیح بوده و مورد پذیرش و یقین است.
نمونه نقل این روایت:
«أما إني لا آسى على شيء إلا على ثلاث فعلتهم، وددت أني لم أفعلهم، وثلاث لم أفعلهم ووددت أني فعلتهم، وثلاث وددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنهم، فأما التي فعلتها ووددت أني لم أفعلها: فوددت أني لم أكن فعلت كذا وكذا لخلة ذكرها - قال أبو عبيد: لا أريد ذكرها...» (الأموال - أبو عبيد، ص174)
t.me/Al_Rijal/309
@sohof2
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
🌺 مدارا و کرامت نبوی ص عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: دَخَلَ يَهُودِيٌّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَائِشَةُ عِنْدَهُ فَقَالَ السَّامُ عَلَيْكُمْ فَقَالَ…
🌺عفو و گذشت نبوی
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أُتِيَ بِالْيَهُودِيَّةِ الَّتِي سَمَّتِ الشَّاةَ لِلنَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهَا مَا حَمَلَكِ عَلَى مَا صَنَعْتِ فَقَالَتْ قُلْتُ إِنْ كَانَ نَبِيّاً لَمْ يَضُرَّهُ وَ إِنْ كَانَ مَلِكاً أَرَحْتُ النَّاسَ مِنْهُ قَالَ فَعَفَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْهَا. (الكافي، ج2، ص108. نمونه روایت مشابه در منابع عامه: مسند الدارمي ت الزهراني، ج1، ص77)
از ابو جعفر باقر (ع): آن زن يهودى را كه با گوسفند بريان رسول خدا ص را مسموم كرده بود حاضر نمودند. رسول خدا گفت: از چه سبب گوسفند را مسموم كردى؟ آن زن گفت: من با خود فكر كردم كه اگر واقعاً پيامبر خدا باشد مطلع میشود و اگر پادشاه باشد، مردم را از شر او راحت كردهام. رسول خدا از جرم او درگذشت.
@sohof2
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أُتِيَ بِالْيَهُودِيَّةِ الَّتِي سَمَّتِ الشَّاةَ لِلنَّبِيِّ ص فَقَالَ لَهَا مَا حَمَلَكِ عَلَى مَا صَنَعْتِ فَقَالَتْ قُلْتُ إِنْ كَانَ نَبِيّاً لَمْ يَضُرَّهُ وَ إِنْ كَانَ مَلِكاً أَرَحْتُ النَّاسَ مِنْهُ قَالَ فَعَفَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْهَا. (الكافي، ج2، ص108. نمونه روایت مشابه در منابع عامه: مسند الدارمي ت الزهراني، ج1، ص77)
از ابو جعفر باقر (ع): آن زن يهودى را كه با گوسفند بريان رسول خدا ص را مسموم كرده بود حاضر نمودند. رسول خدا گفت: از چه سبب گوسفند را مسموم كردى؟ آن زن گفت: من با خود فكر كردم كه اگر واقعاً پيامبر خدا باشد مطلع میشود و اگر پادشاه باشد، مردم را از شر او راحت كردهام. رسول خدا از جرم او درگذشت.
@sohof2
Forwarded from صُحُفٍ مُطَهَّرَه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابتکار جالب یک دانشجوی مقیم هلند
(مصاحبه با دانشجویان در مورد قوانین جنگی امیر المؤمنین ع)
Ali & war
از توصیههای مکرر امام علی (ع) به سربازانش:
🔻إِذَا هَزَمْتُمُوهُمْ فَلاَ تُجْهِزُوا عَلَى قَتِيلٍ وَ لاَ جَرِيحٍ وَ لاَ تَقْتُلُوا أَسِيراً وَ لاَ تَطْلُبُوا مُوَلِّياً وَ لاَ تُتْبِعُوا مُدْبِراً وَ لاَ تَكْشِفُوا عَوْرَةً وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ وَ لاَ تَهْتِكُوا سِتْراً وَ لاَ تَرُبُّوا شَيْئاً مِنْ أَمْوَالِهِمْ إِلاَّ أَنْ تَجِدُوهُ فِي مُعَسْكَرِهِمْ… (وقعة الجمل ج۱ ص۱۱۹ و بسیاری از منابع کهن)
چون آنان را شکست دادید، به هیچ كشته و زخمى حمله نکنید و اسيری را نكشيد و به دنبال گريختگان نیفتيد و فراريان را تعقيب نكنيد و با برهنه کردن، عورتى را آشكار نسازيد و کشتهای را مثله ننمائيد و پردهای را ندريد و اموالشان را تصرف نکنید مگر آنچه در لشكرگاهشان مىيابيد…
@Estedlale_Ma
(مصاحبه با دانشجویان در مورد قوانین جنگی امیر المؤمنین ع)
Ali & war
از توصیههای مکرر امام علی (ع) به سربازانش:
🔻إِذَا هَزَمْتُمُوهُمْ فَلاَ تُجْهِزُوا عَلَى قَتِيلٍ وَ لاَ جَرِيحٍ وَ لاَ تَقْتُلُوا أَسِيراً وَ لاَ تَطْلُبُوا مُوَلِّياً وَ لاَ تُتْبِعُوا مُدْبِراً وَ لاَ تَكْشِفُوا عَوْرَةً وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ وَ لاَ تَهْتِكُوا سِتْراً وَ لاَ تَرُبُّوا شَيْئاً مِنْ أَمْوَالِهِمْ إِلاَّ أَنْ تَجِدُوهُ فِي مُعَسْكَرِهِمْ… (وقعة الجمل ج۱ ص۱۱۹ و بسیاری از منابع کهن)
چون آنان را شکست دادید، به هیچ كشته و زخمى حمله نکنید و اسيری را نكشيد و به دنبال گريختگان نیفتيد و فراريان را تعقيب نكنيد و با برهنه کردن، عورتى را آشكار نسازيد و کشتهای را مثله ننمائيد و پردهای را ندريد و اموالشان را تصرف نکنید مگر آنچه در لشكرگاهشان مىيابيد…
@Estedlale_Ma
صُحُفٍ مُطَهَّرَه
💠 ضروری دین (1) نخستین معنایی که در روایات برای این مفهوم مییابیم، معارفی است که نه تنها تکذیب آن جایز نیست، بلکه شناخت و معرفت به آن برای صحت ایمان ضروری است. و کسی که به این معارف معتقد نباشد، در زمره اهل نجات نیست، مگر مستضعفینی که حجت بر آنان تمام نشده،…
روش خوارج را در پیش گرفتهاید!
جَابِرٌ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: دَخَلَ عَلَى أَبِي قَوْمٌ، فَقَالَ لَهُمْ: مَا لَكُمْ وَ لِلْبَرَاءَةِ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ؟ إِنَّمَا أَخَذْتُمْ أَخْذَ الْخَوَارِجِ، ضَيَّقُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى بَرِئَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ، إِنَّ أَمْرَنَا أَوْسَعُ مِمَّا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا أَبْغَضْتَ الرَّجُلَ فَقَدْ بَرِئْتَ مِنه (اصول سته عشر، ص۲۲۹ اصل جعفر بن محمد حضرمی)
جابر گفت: از او شنیدم که میگفت:
عدهای نزد پدرم آمدند، و او به آنها گفت: شما را با تبری جستن از یکدیگر چه کار؟ شما فقط روش خوارج را در پیش گرفتهاید، آنها کار را بر خود دشوار کردهاند تا جایی که برخی از آنها از یکدیگر تبری جستهاند. امر ما وسیعتر از آن چیزی است که بین آسمان و زمین است، و اگر از مردی نفرت کنی، از او بیزاری جستهای.
برای روایت مشابه، نیز نگر: الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص405
@sohof2
جَابِرٌ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: دَخَلَ عَلَى أَبِي قَوْمٌ، فَقَالَ لَهُمْ: مَا لَكُمْ وَ لِلْبَرَاءَةِ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ؟ إِنَّمَا أَخَذْتُمْ أَخْذَ الْخَوَارِجِ، ضَيَّقُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى بَرِئَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ، إِنَّ أَمْرَنَا أَوْسَعُ مِمَّا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا أَبْغَضْتَ الرَّجُلَ فَقَدْ بَرِئْتَ مِنه (اصول سته عشر، ص۲۲۹ اصل جعفر بن محمد حضرمی)
جابر گفت: از او شنیدم که میگفت:
عدهای نزد پدرم آمدند، و او به آنها گفت: شما را با تبری جستن از یکدیگر چه کار؟ شما فقط روش خوارج را در پیش گرفتهاید، آنها کار را بر خود دشوار کردهاند تا جایی که برخی از آنها از یکدیگر تبری جستهاند. امر ما وسیعتر از آن چیزی است که بین آسمان و زمین است، و اگر از مردی نفرت کنی، از او بیزاری جستهای.
برای روایت مشابه، نیز نگر: الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص405
@sohof2
Forwarded from آکادمی بینالمللی حکمت
✨ دوره تخصصی نهجالبلاغه پژوهی ✨
🔼 دورهای جامع در جهت آشنایی روشمند با نهجالبلاغه با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه
⏳ ۲۰ جلسه ویژه ماه مبارک رمضان
⏱️ شروع دوره از ۳ اسفند
📌 ویژگیهای دوره:
✅ شرکت رایگان در دوره
✅ بیش از ۲۰ ساعت محتوای آموزشی
✅ امکان شرکت به صورت حضوری و مجازی
✅ گواهی مشترک توسط آکادمی بینالمللی حکمت و مرکز مطالعات میراث علوی و پژوهشگاه قرآن و حدیث
📍شرکت حضوری در مرکز مطالعات میراث علوی
📎 ثبتنام:
https://hekmat.academy/courses/nahj-al-balagha-studies
@MahadTurathAlawi
#نهج_البلاغه
📲 با ما همراه ما باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
🔼 دورهای جامع در جهت آشنایی روشمند با نهجالبلاغه با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه
⏳ ۲۰ جلسه ویژه ماه مبارک رمضان
⏱️ شروع دوره از ۳ اسفند
📌 ویژگیهای دوره:
✅ شرکت رایگان در دوره
✅ بیش از ۲۰ ساعت محتوای آموزشی
✅ امکان شرکت به صورت حضوری و مجازی
✅ گواهی مشترک توسط آکادمی بینالمللی حکمت و مرکز مطالعات میراث علوی و پژوهشگاه قرآن و حدیث
📍شرکت حضوری در مرکز مطالعات میراث علوی
📎 ثبتنام:
https://hekmat.academy/courses/nahj-al-balagha-studies
@MahadTurathAlawi
#نهج_البلاغه
📲 با ما همراه ما باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
Forwarded from آثار
⚖ آنها به تو ظلم کنند بهتر از این است که تو به آنها ظلم کنی!
▪️ترجمه:
۱. حمزة بن عمران ظاهراً تصحیف حمزة بن حمران است.
۲. طبرسی این حدیث را از محاسن برقی نقل کرده؛ ولی سند برقی تا حمزة بن حمران را حذف کرده و در نتیجه طریق حدیث معلوم نیست.
۳. درباره بستن در به روی کنیزان، روایاتِ ظاهراً معارضی نیز وجود دارد (مشکاة الأنوار، ص۲۳۶؛ الکافی، ج۸، ص۳۹۲) که میتواند ناظر به شرایط متفاوتی باشد.
۴. در پایان حدیث، قاعده اخلاقی مهمی بیان شده که البته عقلی و وجدانی است و میتواند به مثابه یک قاضی و مرشد درونی در برخی دوراهیهای زندگی، تکلیف ما را مشخص کند. هر چند التزام به آن همیشه آسان نیست و نیازمند یاری و توفیق خدا است.
#حدیث
@Alasar_1
عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ: قَدِمْتُ الْمَدِينَةَ بِجَوَارٍ لِي وَ كُنْتُ أُدْخِلُهُنَّ الْبَيْتَ وَ أُغْلِقُ عَلَيْهِنَّ الْبَابَ إِذَا خَرَجْتُ فِي حَوَائِجِي فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَأَخْبَرْتُهُ الْخَبَرَ فَقَالَ وَ يُشَارُّ الرَّجُلُ عَلَى مَا لَا يَرَى أَمَا إِنَّهُنَّ إِنْ يَظْلِمْنَكَ فِي أَنْفُسِهِنَّ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَظْلِمَهُنَّ.📘مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص۲۳۷
▪️ترجمه:
از حمزة بن حمران روایت شده است که گفت: به همراه کنیزانم به مدینه آمدم و هر گاه به دنبال کارهایم بیرون میرفتم، [از روی بدگمانی] آنها را وارد اتاقی میکردم و در را بر آنها قفل میکردم. خدمت امام صادق (ع) رسیدم و ماجرا را برای او گفتم. فرمود: آیا انسان به خاطر چیزی که نمیبیند [یعنی گناهی که ندیده]، دشمنی میکند و آزار میدهد؟ بدان که اگر کنیزانت درباره خودشان به تو ظلم کنند، بهتر از آن است که تو به آنها ظلم کنی.✍ توضیحات:
۱. حمزة بن عمران ظاهراً تصحیف حمزة بن حمران است.
۲. طبرسی این حدیث را از محاسن برقی نقل کرده؛ ولی سند برقی تا حمزة بن حمران را حذف کرده و در نتیجه طریق حدیث معلوم نیست.
۳. درباره بستن در به روی کنیزان، روایاتِ ظاهراً معارضی نیز وجود دارد (مشکاة الأنوار، ص۲۳۶؛ الکافی، ج۸، ص۳۹۲) که میتواند ناظر به شرایط متفاوتی باشد.
۴. در پایان حدیث، قاعده اخلاقی مهمی بیان شده که البته عقلی و وجدانی است و میتواند به مثابه یک قاضی و مرشد درونی در برخی دوراهیهای زندگی، تکلیف ما را مشخص کند. هر چند التزام به آن همیشه آسان نیست و نیازمند یاری و توفیق خدا است.
#حدیث
@Alasar_1