🦋عشق _جاودان🦋
بخش دوم کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی به چیزی دست نزن، یعنی کلید را نزن. کلید دیگر چیست؟ کلید همیشه یک کلید هست و آن کلید روشن کننده ی این دنیا هست.تا الان این دنیا با چه چیزی بازی می کند؟ یک کلمه هست و بی نهایت داستان ساخته. …
بخش سوم
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست.
اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی.
بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد، نه مثبت و نه منفی، همیشه فراسوی حسها و تجربیات انسانی است.
شاید آن غم برایت پیامی دارد. شاید بدون این غم، تو نمیتوانستی پیامش را دریافت کنی. تو نیاز به پخته شدن، بالغ شدن و عمیق شدن داری.
یک زندگی شاد سطحی نمیتواند تو را زیبا، عمیق و پخته کند.
جان عالم، این صدا، صدای تو، همیشه شنیده خواهد شد. تو هرگز تنها نیستی.
این را قول میدهم که وقتی خالصانه با هستی خویش حرف میزنی، در آن لحظه همهچیز در عشق به لرزش میافتد و تمامی کیهان این صدا را میشنود و این صدای خالصانه همیشه کارش را میکند.
وقتی میگویی دیگر نمیدانم چه کنم، چه درست است یا غلط، بیا پاروهای کوچکم را بگیر. میخواهم شناور در جریان تو باشم.
و این صدا که از عمق قلب پخش میشود، همیشه و همیشه توسط کیهان شنیده میشود و همیشه تو در آغوش گرفته میشوی، چرا که تو سزاوار عشق و آرامشی.
اوشو میگوید زمانی که تسلیم میشوید، کودکِ هستی میگردید. آری، کودکِ هستی همیشه توسط کیهان حمایت میشود.
پس جان عالم، آگاه باش که حضورت چقدر اهمیت دارد و آنچه تو در شرایط خودت انجام میدهی، کسی دیگر نمیتواند انجام دهد؛ چون تو هستی که در آن موقعیتی، نه دیگری.
تو معجزه آگاهی و عشق خود را در آن تجربه میکنی، نه دیگری.
تو میتوانی پیامهایی را که مختص خود تو در آن موقعیت هستند، بهطور عملی تجربه کنی. دیگری هم در موقعیت خودش همان کار را انجام میدهد که تو در موقعیت خودت انجام میدهی.
شما هرکدام الهههای معجزهگر در موقعیت خود هستید که با موضوعهای مختلف و جواب یکسان میتوانید معجزه کنید؛ زیرا جواب همیشه یکسان است.
ببین چه هستی. ببین در حقیقت چه هستی و جادو شروع میشود.
موقعیتها متفاوت هستند، درست مانند ژانر فیلمها، اما موقعیت شاهد یکی است. آن در هر صورت شاهد است و فیلم در هر صورت یک فیلم میماند.
تو نمیتوانی موقعیت شاهد را با فیلمهای سخت و پررنج یا فیلمهای شاد و راحت و در آسایش عوض کنی.
شاهد مطلق است. فیلم بدون بیننده وجود ندارد.
جان عالم، این فیلم انسانی و دنیا توسط نیرویی غیرشخصی اداره میشود. لطفاً نگران سکانسهای آن نباش. این نگرانی از توهمِ "من درون فیلم هستم " میآید. در حقیقت، تو بیننده ی آن هستی.
از این رو، مشکل و حل مشکل در فیلم است، نه در حقیقت.
تو میتوانی با توجه و هوشیاری به هوشیاری خویش، انرژی الهی را به کار گیری. در این حالت، خودبهخود به چیزی دست نمیزنی و اجازه میدهی هر چیزی دوره کاملش را سپری کند.
فرزانه بسیار صبور و با اعتماد اجازه میدهد چیزها اتفاق بیفتند.
چگونه؟ آیا با زور و تمرین؟ نه، با درک اینکه هیچچیز شخصی در نگاه فرزانه معنا ندارد.
او واقف است که حرکتها، صحبتها و اعمال، همه طبق برنامه هستی پیش میروند، نه طبق برنامه شخصی تو.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام چیزی بسیار تقلا کرده باشید. هرچقدر که تلاش کردید، انگار هیچ حرکتی روی نداد. انگار تمامی دویدنها هیچ بودند و چیزی پیش نرفته است و فقط جسم تو را خسته کرده است.
در این حالت، بهجای تقلا و نگرانی بیشتر، کمی نگاه کن. کمی حس کن. شاید تو گرفتار اشتباهی هستی.
برای پیدا کردن مسیر درست، اول بایست و صبر کن.
آن، دست نزدن و دخالت نکردن است.
تو تلاشت را کردی، پس بایست و بگذار از اینجا به بعد، هستی از طریق تو پیش برود.
این را حس کن.
آنچه که هست، کامل است؛ دوستش بدار.
آنچه که هست، برایت لازم، ضروری و خوب است.
آن علیه تو نیست و از تو میخواهد علیه آن نباشی.
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست.
اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی.
بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد، نه مثبت و نه منفی، همیشه فراسوی حسها و تجربیات انسانی است.
شاید آن غم برایت پیامی دارد. شاید بدون این غم، تو نمیتوانستی پیامش را دریافت کنی. تو نیاز به پخته شدن، بالغ شدن و عمیق شدن داری.
یک زندگی شاد سطحی نمیتواند تو را زیبا، عمیق و پخته کند.
جان عالم، این صدا، صدای تو، همیشه شنیده خواهد شد. تو هرگز تنها نیستی.
این را قول میدهم که وقتی خالصانه با هستی خویش حرف میزنی، در آن لحظه همهچیز در عشق به لرزش میافتد و تمامی کیهان این صدا را میشنود و این صدای خالصانه همیشه کارش را میکند.
وقتی میگویی دیگر نمیدانم چه کنم، چه درست است یا غلط، بیا پاروهای کوچکم را بگیر. میخواهم شناور در جریان تو باشم.
و این صدا که از عمق قلب پخش میشود، همیشه و همیشه توسط کیهان شنیده میشود و همیشه تو در آغوش گرفته میشوی، چرا که تو سزاوار عشق و آرامشی.
اوشو میگوید زمانی که تسلیم میشوید، کودکِ هستی میگردید. آری، کودکِ هستی همیشه توسط کیهان حمایت میشود.
پس جان عالم، آگاه باش که حضورت چقدر اهمیت دارد و آنچه تو در شرایط خودت انجام میدهی، کسی دیگر نمیتواند انجام دهد؛ چون تو هستی که در آن موقعیتی، نه دیگری.
تو معجزه آگاهی و عشق خود را در آن تجربه میکنی، نه دیگری.
تو میتوانی پیامهایی را که مختص خود تو در آن موقعیت هستند، بهطور عملی تجربه کنی. دیگری هم در موقعیت خودش همان کار را انجام میدهد که تو در موقعیت خودت انجام میدهی.
شما هرکدام الهههای معجزهگر در موقعیت خود هستید که با موضوعهای مختلف و جواب یکسان میتوانید معجزه کنید؛ زیرا جواب همیشه یکسان است.
ببین چه هستی. ببین در حقیقت چه هستی و جادو شروع میشود.
موقعیتها متفاوت هستند، درست مانند ژانر فیلمها، اما موقعیت شاهد یکی است. آن در هر صورت شاهد است و فیلم در هر صورت یک فیلم میماند.
تو نمیتوانی موقعیت شاهد را با فیلمهای سخت و پررنج یا فیلمهای شاد و راحت و در آسایش عوض کنی.
شاهد مطلق است. فیلم بدون بیننده وجود ندارد.
جان عالم، این فیلم انسانی و دنیا توسط نیرویی غیرشخصی اداره میشود. لطفاً نگران سکانسهای آن نباش. این نگرانی از توهمِ "من درون فیلم هستم " میآید. در حقیقت، تو بیننده ی آن هستی.
از این رو، مشکل و حل مشکل در فیلم است، نه در حقیقت.
تو میتوانی با توجه و هوشیاری به هوشیاری خویش، انرژی الهی را به کار گیری. در این حالت، خودبهخود به چیزی دست نمیزنی و اجازه میدهی هر چیزی دوره کاملش را سپری کند.
فرزانه بسیار صبور و با اعتماد اجازه میدهد چیزها اتفاق بیفتند.
چگونه؟ آیا با زور و تمرین؟ نه، با درک اینکه هیچچیز شخصی در نگاه فرزانه معنا ندارد.
او واقف است که حرکتها، صحبتها و اعمال، همه طبق برنامه هستی پیش میروند، نه طبق برنامه شخصی تو.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام چیزی بسیار تقلا کرده باشید. هرچقدر که تلاش کردید، انگار هیچ حرکتی روی نداد. انگار تمامی دویدنها هیچ بودند و چیزی پیش نرفته است و فقط جسم تو را خسته کرده است.
در این حالت، بهجای تقلا و نگرانی بیشتر، کمی نگاه کن. کمی حس کن. شاید تو گرفتار اشتباهی هستی.
برای پیدا کردن مسیر درست، اول بایست و صبر کن.
آن، دست نزدن و دخالت نکردن است.
تو تلاشت را کردی، پس بایست و بگذار از اینجا به بعد، هستی از طریق تو پیش برود.
این را حس کن.
آنچه که هست، کامل است؛ دوستش بدار.
آنچه که هست، برایت لازم، ضروری و خوب است.
آن علیه تو نیست و از تو میخواهد علیه آن نباشی.
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
❤40🙏7🕊7🦄1
درک کنید که وقتی یک درب بسته میشود،
درب دیگری باز میشود.
جهان در سمت شماست.
زندگی در کنار شماست.
هیچ چیز مخالف شما نیست...
همیشه سعی کنید شاد باشید،
مشکلات خود را به مردم نگویید.
اگر فقط از قدرت درون خود آگاه باشید، شما به یک نیروگاه شادی و عشق تبدیل میشوید.
#رابرت_آدامز
درب دیگری باز میشود.
جهان در سمت شماست.
زندگی در کنار شماست.
هیچ چیز مخالف شما نیست...
همیشه سعی کنید شاد باشید،
مشکلات خود را به مردم نگویید.
اگر فقط از قدرت درون خود آگاه باشید، شما به یک نیروگاه شادی و عشق تبدیل میشوید.
#رابرت_آدامز
❤83🥰6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر از چیزهای کوچک زندگی نتوانید لذت ببرید، هرگز معنوی نیستید
شما ممکن است به زیارت خانهی خدا و اماکن مقدس بروید، ولی در هیچ کجا معنوی نمیشوید.
تنها در آن زمان معنوی هستید که:
کارهایی مثل آشپزی و شستن زمین برایتان تبدیل به نوعی عبادت و مراقبه شود
اگر نتوانید چای خود را با شادی بنوشید و عطر و بوی مطبوعی را که از آن به مشام میرسد احساس کنید، قادر نخواهید بود که خدا را احساس کنید…
زیرا خدا مرکز همه چیز است...
#اشو
@sofiasananda
شما ممکن است به زیارت خانهی خدا و اماکن مقدس بروید، ولی در هیچ کجا معنوی نمیشوید.
تنها در آن زمان معنوی هستید که:
کارهایی مثل آشپزی و شستن زمین برایتان تبدیل به نوعی عبادت و مراقبه شود
اگر نتوانید چای خود را با شادی بنوشید و عطر و بوی مطبوعی را که از آن به مشام میرسد احساس کنید، قادر نخواهید بود که خدا را احساس کنید…
زیرا خدا مرکز همه چیز است...
#اشو
@sofiasananda
❤54🙏5
Forwarded from 💜من حضور هستم💜
هرچه را که بپذیری
فراتر از آن میروی.
اگر با آن بجنگی
در آن گیر میکنی.
#اکهارت_تول
#تغییر
#تسلیم_پذیرش
@aferinesh412
فراتر از آن میروی.
اگر با آن بجنگی
در آن گیر میکنی.
#اکهارت_تول
#تغییر
#تسلیم_پذیرش
@aferinesh412
❤58🙏7🥰1
سلام و درود بر همراهان نوری عزیزم
عزیزانی پیام دادند به علت اختلال در اینترنت و فیلترشکن ،به سختی دسترسی به مطالب تلگرام را دارند از این به بعد همزمان
پستهای دو کانال تلگرامی
"عشق جاودان"
@sofiasananda
و "من حضور هستم "
@aferinesh412
به آدرس زیر در روبیکا گذاشته میشود
👇👇👇💜💜💜
عزیزانی پیام دادند به علت اختلال در اینترنت و فیلترشکن ،به سختی دسترسی به مطالب تلگرام را دارند از این به بعد همزمان
پستهای دو کانال تلگرامی
"عشق جاودان"
@sofiasananda
و "من حضور هستم "
@aferinesh412
به آدرس زیر در روبیکا گذاشته میشود
👇👇👇💜💜💜
❤14🙏3
.
دوستان عزیز و همراهان گرامی🙏
به درخواست شما عزیزان
و برای اینکه در شرایط قطع اینترنت یا محدودیتهای شبکه، همچنان بتوانیم در کنار هم باشیم و از محتوای کانال بهرهمند شویم، فضای اختصاصی خود را در روبیکا نیز فعال کردیم.
لینک کانال در روبیکا
> 👇👇👇
> https://rubika.ir/manhuzoorhastam
@sofiasananda
دوستان عزیز و همراهان گرامی🙏
به درخواست شما عزیزان
و برای اینکه در شرایط قطع اینترنت یا محدودیتهای شبکه، همچنان بتوانیم در کنار هم باشیم و از محتوای کانال بهرهمند شویم، فضای اختصاصی خود را در روبیکا نیز فعال کردیم.
لینک کانال در روبیکا
> 👇👇👇
> https://rubika.ir/manhuzoorhastam
@sofiasananda
❤14🙏4
🦋عشق _جاودان🦋
بخش سوم #کتاب_به_چیزی_دست_نزن آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست. اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی. بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد،…
بخش چهارم
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
اگر بدانی این یک رؤیا است، واکنش، تلاش و نگرانی خاموش می شود. شاید تلاش و نگرانی باز هم بیایند و کار کنند ولی کسی برای نگرانی نیست. اگر کسی برای چسبیدن به نگرانی نباشد، نگرانی و تلاش خود به خود خاموش می شود.
اگر هنوز چیزی روشن مانده که در اطرافت اذیتت می کند، برای این است که خودت را با واکنش یکی کرده ای. برای این است که خودت با واکنش کلید بازی و ترویجِ آن را ادامه می دهید. تو به بقای آن کمک می کنی، با مخالفت با هر چیزی آن را ادامه می دهی
تصور کن چیزی به لباست یا به جایی گیر کرده است. ذهن با دیوانگی فقط آن را می کشد تا جدا شود. ولی فرزانه با صبر و دقت نگاه می کند که چه چیزی کجا گیر کرده است و وقتی مشکل را دید به آرامی آن را جدا می کند نه که آنرا بکشد و بکشد.
ما چیزهایی داریم که برای بقای من آنها را حفظ می کنیم و آن می تواند تمامی معانی و مفاهیمی باشد که به تو اعتبار می بخشد. مثلا این را دوست دارم، آن را دوست ندارم، این رفتار بد بود، آن بی احترامی بود، آن خوب بود، آن یکی را دوست دارم. اینجا خودت دوباره کلید را روشن کردی، فقط
حواست نیست
وقتی چیزی را دوست داری مثل رفتاری یا هر چیزی یک مقاومت علیه ضد آن خلق می کنی زیرا که ذهن همواره احترام و مهرمانی را از دیگری می خواهد. وقتی دیگری مطابق میل تو عمل نکند، تو آن را خط می زنی و دنبال ارتباطی دیگر می روی. تو نمی توانی مشکل را از بیرون حل کنی.
آیا می توانی فراتر از این روی؟ رفتار دیگران موقعیت بیرونی و غیره به شما ارزش نمی دهد. تمام این خواستنها، تمام این تمناها به یک نیازمند باز می گردد، آن را ببین. نبین دیگری دوستت ندارد، ببین چرا می خواهی همه دوستت بدارند.
نبین دیگری مقصر است، ببین خودت آن را انتخاب کردی. تو داری به بقای این حالت که دیگری می تواند حال خوب یا بدت را تعیین کند کمک می کنی. رنج از تو برمی خیزد و هیچ دلیل بیرونی را قبول نکن.
این حقیقت برای ایگو سخت است که او وجود ندارد. من و شما بازیگرانی موقت روی این صحنه ی ابدی هستیم. ماهیت دنیا ناپایدار است، این را همه می دانند، اما فقط می دانند.
و این دانسته ی سطحی هیچ آگاهی برای مردم نیاورده است زیرا آنها از تغییر و پایان می ترسند و هر کاری می کنند تا این جریان طبیعی متوقف شود. حتی سراغ معنویت می آیند برای طول عمر بیشتر. من مخالف آن نیستم، اما تو باید بخاطر خود حقیقت و ارزش خود حقیقت و نه هیچ دلیل و نفعی سراغش بیایی و نه بخاطر ترس از مرگ، طول عمر طلب کنی.
فرم فرم است، شروع و پایانی دارد، این را قبول کن تا ابدی شوی
#کتاب به چیزی دست نزن
#سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
اگر بدانی این یک رؤیا است، واکنش، تلاش و نگرانی خاموش می شود. شاید تلاش و نگرانی باز هم بیایند و کار کنند ولی کسی برای نگرانی نیست. اگر کسی برای چسبیدن به نگرانی نباشد، نگرانی و تلاش خود به خود خاموش می شود.
اگر هنوز چیزی روشن مانده که در اطرافت اذیتت می کند، برای این است که خودت را با واکنش یکی کرده ای. برای این است که خودت با واکنش کلید بازی و ترویجِ آن را ادامه می دهید. تو به بقای آن کمک می کنی، با مخالفت با هر چیزی آن را ادامه می دهی
تصور کن چیزی به لباست یا به جایی گیر کرده است. ذهن با دیوانگی فقط آن را می کشد تا جدا شود. ولی فرزانه با صبر و دقت نگاه می کند که چه چیزی کجا گیر کرده است و وقتی مشکل را دید به آرامی آن را جدا می کند نه که آنرا بکشد و بکشد.
ما چیزهایی داریم که برای بقای من آنها را حفظ می کنیم و آن می تواند تمامی معانی و مفاهیمی باشد که به تو اعتبار می بخشد. مثلا این را دوست دارم، آن را دوست ندارم، این رفتار بد بود، آن بی احترامی بود، آن خوب بود، آن یکی را دوست دارم. اینجا خودت دوباره کلید را روشن کردی، فقط
حواست نیست
وقتی چیزی را دوست داری مثل رفتاری یا هر چیزی یک مقاومت علیه ضد آن خلق می کنی زیرا که ذهن همواره احترام و مهرمانی را از دیگری می خواهد. وقتی دیگری مطابق میل تو عمل نکند، تو آن را خط می زنی و دنبال ارتباطی دیگر می روی. تو نمی توانی مشکل را از بیرون حل کنی.
آیا می توانی فراتر از این روی؟ رفتار دیگران موقعیت بیرونی و غیره به شما ارزش نمی دهد. تمام این خواستنها، تمام این تمناها به یک نیازمند باز می گردد، آن را ببین. نبین دیگری دوستت ندارد، ببین چرا می خواهی همه دوستت بدارند.
نبین دیگری مقصر است، ببین خودت آن را انتخاب کردی. تو داری به بقای این حالت که دیگری می تواند حال خوب یا بدت را تعیین کند کمک می کنی. رنج از تو برمی خیزد و هیچ دلیل بیرونی را قبول نکن.
این حقیقت برای ایگو سخت است که او وجود ندارد. من و شما بازیگرانی موقت روی این صحنه ی ابدی هستیم. ماهیت دنیا ناپایدار است، این را همه می دانند، اما فقط می دانند.
و این دانسته ی سطحی هیچ آگاهی برای مردم نیاورده است زیرا آنها از تغییر و پایان می ترسند و هر کاری می کنند تا این جریان طبیعی متوقف شود. حتی سراغ معنویت می آیند برای طول عمر بیشتر. من مخالف آن نیستم، اما تو باید بخاطر خود حقیقت و ارزش خود حقیقت و نه هیچ دلیل و نفعی سراغش بیایی و نه بخاطر ترس از مرگ، طول عمر طلب کنی.
فرم فرم است، شروع و پایانی دارد، این را قبول کن تا ابدی شوی
#کتاب به چیزی دست نزن
#سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
❤28🙏2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://www.instagram.com/hanie.mz73?xtok=MTA3cmQwNGJpdmplZw==
یک موسیقیدان بهسادگی میتواند به یک مراقبهگر بدل شود؛ او در یک قدمیِ آن ایستاده است.
هیچچیز بیش از موسیقی به مراقبه نزدیک نیست؛ موسیقی، بیواژه و بیمعناست، اما بهشکلی وصفناپذیر، پرمغز و بااهمیت است.
#اشو
مدرس و نوازنده: #حانیه_معزی
@sofiasananda
یک موسیقیدان بهسادگی میتواند به یک مراقبهگر بدل شود؛ او در یک قدمیِ آن ایستاده است.
هیچچیز بیش از موسیقی به مراقبه نزدیک نیست؛ موسیقی، بیواژه و بیمعناست، اما بهشکلی وصفناپذیر، پرمغز و بااهمیت است.
#اشو
مدرس و نوازنده: #حانیه_معزی
@sofiasananda
❤49🥰5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا را بر دوش خود حمل نکن .
چنین مسئولیتی نداشته باش .
مسئولیت تو یافتن و خویش خود بودن است .
هیچکس نمیتواند این دنیا را نجات دهد . همهاش را به خدا واگذار کن .
و همینطور خوب است که بدانی و این شیوه برخورد را داشته باشی ...
که هیچ چیز در این جهان به تو تعلق ندارد – حتی 'خود تو '.
همه چیز به او تعلق دارد .
وقتی که این را بدانی , همه رنج و اندوه خواهد رفت .
آن فضایی که باقی میماند خویش واقعی تو است – که او است .
#موجی
@sofiasananda
چنین مسئولیتی نداشته باش .
مسئولیت تو یافتن و خویش خود بودن است .
هیچکس نمیتواند این دنیا را نجات دهد . همهاش را به خدا واگذار کن .
و همینطور خوب است که بدانی و این شیوه برخورد را داشته باشی ...
که هیچ چیز در این جهان به تو تعلق ندارد – حتی 'خود تو '.
همه چیز به او تعلق دارد .
وقتی که این را بدانی , همه رنج و اندوه خواهد رفت .
آن فضایی که باقی میماند خویش واقعی تو است – که او است .
#موجی
@sofiasananda
❤45🕊11🥰1🎄1
Forwarded from 💜من حضور هستم💜
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین فریب ذهن این است
که همیشه خوشبختی را به فردا موکول میکند.
میگوید:
«وقتی به آن شغل برسم…
وقتی پول بیشتری داشته باشم…
وقتی آدم مناسبی وارد زندگیام شود…
آن وقت آرام میشوم.»
اما آن فردا هرگز نمیآید؛
زیرا ذهن،
به محض رسیدن به یک خواسته، خواستهای تازه میسازد...
#اشو
@aferinesh412
که همیشه خوشبختی را به فردا موکول میکند.
میگوید:
«وقتی به آن شغل برسم…
وقتی پول بیشتری داشته باشم…
وقتی آدم مناسبی وارد زندگیام شود…
آن وقت آرام میشوم.»
اما آن فردا هرگز نمیآید؛
زیرا ذهن،
به محض رسیدن به یک خواسته، خواستهای تازه میسازد...
#اشو
@aferinesh412
❤62🥰2🕊2🎄1
🦋عشق _جاودان🦋
بخش چهارم کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی اگر بدانی این یک رؤیا است، واکنش، تلاش و نگرانی خاموش می شود. شاید تلاش و نگرانی باز هم بیایند و کار کنند ولی کسی برای نگرانی نیست. اگر کسی برای چسبیدن به نگرانی نباشد، نگرانی و تلاش خود…
بخش پنجم
کتاب به چیزی دست نزن
نويسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
به چیزی دست نزن و از دنیا رد شو. کمی گنگ است. این انفعال نیست؟ نوعی بی مسئولیتی نیست؟ بیاییم راجع به این سوال که قطعا در ذهن شما روشن می شود صحبت کنیم.
اول راجع به انفعال. آیا در هستی، موجودی، و یا بخشی را دیده اید که منفعل باشد؟ آیا مثلا یک درخت در نظر ما بیکار، بیمصرف، یا منفعل است؟ زیرا آن فقط ایستاده و خودش را در اختیار طبیعت قرار داده است؟
نه، آن در آرام و ایستا بودنش مهمترین کار را برای زمین می کند که شاید یک شخص با فریاد و خودنمایی آن را نکند. بدون درختان اکسیژن و زندگی ناممکن بود.
یادتان باشد، انفعال از مرگ می آید، فقط زمانی می توانی منفعل شوی که بمیری. حالا یا در بدن، با افسرده بودنت، یا به خاک سپاردن جسم. پس تو اگر هم به خواهی در این دنیا، دنیای حرکتها، نمی توانی منفعل باشی.
نمی توانی. تو نمی توانی همیشه به یک روال زندگی کنی. این طبیعت زمین است.
تو باید زمین را در طبیعت خودش بشناسی که در این خصوص در کتاب دو نیرو صحبت کرده ام. پس یک بار برای همیشه بدان و این نگرانی ذهنی را شاهد باش. چیزی منفعل نیست حتی اگر تو فکر کنی هست.
حالا با قرار گرفتن در سمت الهی خویش، تو تمامی صحبتها، اعمال، حرکات را از چنگال ذهن خارج و به بی نهایت می سپاری. تو می بینی، تو مشاهده می کنی که کیهان تمامی پتانسیل و استعداد تو را به کار می گیرد. همه ی آنها خودشان می آیند.
مثلا اکنون نگاه می کنم هستی دستان این بدن را گرفته و می نویسد. همیشه حیرت می کنم که همه چیز خودش برای خودش عمل می کند، اما حالا بدون تقلا، فشار و زور. به چیزی دست نزن و بگذار، هستی کارش را بکند.
انسانی که این را درک کند همانند یک فلوت هست. فلوتی خالی که خودش را در اختیار کیهان قرار داده تست. تا کیهان دران بخواند و نوای ملکوتیش را پخش کند.
فلوتی که جادویی است و جادو می کند. پس موضوع منفعل بودن با این قانون الهی را فراموش کن. این ذهن هست که راکد است، آگاهی همیشه نو و جاری است.
موضوع دوم بی مسئولیتی در قبال وظایف بدن انسانی و مسئولیت و اداره اطرافیان است. مسئولیت حقیقی و ناب تنها در زمانی عمل می کند که تو ذات جهان و موجودات را بشناسی. یک انسان کور نمی تواند مراقب همه چیز باشد.
یک انسان بینای حقیقی می تواند از همه چیز محافظت کند. وقتی بدانی تو واسطه ای هستی برای مراقبت از اطرافیانت نه غروری، نه خشمی، نه مالک بودنی وجود ندارد. تا قبل از آگاهی خویش، مسئولیت تنها خشک و همانند یک وظیفه سنگین بود.
بعد از دریافت حقیقت، وظایف و مسئولیتها با عشق، دانائی و هوش کل آمیخته می شود. باز تو نگاه می کنی چقدر کامل، چقدر شهودی و چقدر خردمندانه گام بر می داری. اشتباهی که همه در ذهن خود دارند و از آن می ترسند این است که معنویت را نوعی بی مسئولیتی یا فرار برای زندگی روزمره می دانند یا فکر می کنند اگر آگاه هستند، باید فرزند و کار و خانه را رها کند.
باید به نوعی متفاوت باشند. این معنویت نیست. معنوی بودن، وسط معمولی بودن و ساده بودن زندگی است.
وقتی تمام و کمال به رودخانه رفتید، هستی تمامی اهداف انسانی تو را به کار می گیرد. نه یک هدف بزرگ. هدف بزرگ از فهم لحظات کوچک هست.
همانند یک کار دستی ارزشمند. ممکن است مهمانی دادن امروز تو باشد یا دم کردن یک چایی. اما این بار فرق دارد.
دستانی که آن را انجام می دهد توسط روبانهای طلایی و نامرئی زندگی انجام می دهد آن را. همه می بینند که تو انجام می دهی اما روبان نامرئی دیده نمی شود. پس تو بدون دلشوره، بدون نگرانی، بدون محاسبات و ترس از چیزی که اتفاق نیفتاده است این لحظه را با تمام کارهایش کامل انجام می دهی.
در واقع انجام می دهی نه، انجام می دهیم. شاید جمع معنای درست تری باشد زیرا من و تو نیستیم. اما می شود گفت ما به عنوان یک کل واحد هستیم و ما یعنی زندگی آن را به انجام می رساند.
پس برای مسئولیت پذیری، آگاهی لازم است. برای منفعل نبودن و جاری گشتن، آگاهی لازم است. یک بار برای همیشه این نگرانی را از خود دور کن و شاهد آن باش.
زندگی تنها در آگاهی ممکن است.
زندگی منفعل بودن را نمی شناسد
کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
@sofiasananda
کتاب به چیزی دست نزن
نويسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
به چیزی دست نزن و از دنیا رد شو. کمی گنگ است. این انفعال نیست؟ نوعی بی مسئولیتی نیست؟ بیاییم راجع به این سوال که قطعا در ذهن شما روشن می شود صحبت کنیم.
اول راجع به انفعال. آیا در هستی، موجودی، و یا بخشی را دیده اید که منفعل باشد؟ آیا مثلا یک درخت در نظر ما بیکار، بیمصرف، یا منفعل است؟ زیرا آن فقط ایستاده و خودش را در اختیار طبیعت قرار داده است؟
نه، آن در آرام و ایستا بودنش مهمترین کار را برای زمین می کند که شاید یک شخص با فریاد و خودنمایی آن را نکند. بدون درختان اکسیژن و زندگی ناممکن بود.
یادتان باشد، انفعال از مرگ می آید، فقط زمانی می توانی منفعل شوی که بمیری. حالا یا در بدن، با افسرده بودنت، یا به خاک سپاردن جسم. پس تو اگر هم به خواهی در این دنیا، دنیای حرکتها، نمی توانی منفعل باشی.
نمی توانی. تو نمی توانی همیشه به یک روال زندگی کنی. این طبیعت زمین است.
تو باید زمین را در طبیعت خودش بشناسی که در این خصوص در کتاب دو نیرو صحبت کرده ام. پس یک بار برای همیشه بدان و این نگرانی ذهنی را شاهد باش. چیزی منفعل نیست حتی اگر تو فکر کنی هست.
حالا با قرار گرفتن در سمت الهی خویش، تو تمامی صحبتها، اعمال، حرکات را از چنگال ذهن خارج و به بی نهایت می سپاری. تو می بینی، تو مشاهده می کنی که کیهان تمامی پتانسیل و استعداد تو را به کار می گیرد. همه ی آنها خودشان می آیند.
مثلا اکنون نگاه می کنم هستی دستان این بدن را گرفته و می نویسد. همیشه حیرت می کنم که همه چیز خودش برای خودش عمل می کند، اما حالا بدون تقلا، فشار و زور. به چیزی دست نزن و بگذار، هستی کارش را بکند.
انسانی که این را درک کند همانند یک فلوت هست. فلوتی خالی که خودش را در اختیار کیهان قرار داده تست. تا کیهان دران بخواند و نوای ملکوتیش را پخش کند.
فلوتی که جادویی است و جادو می کند. پس موضوع منفعل بودن با این قانون الهی را فراموش کن. این ذهن هست که راکد است، آگاهی همیشه نو و جاری است.
موضوع دوم بی مسئولیتی در قبال وظایف بدن انسانی و مسئولیت و اداره اطرافیان است. مسئولیت حقیقی و ناب تنها در زمانی عمل می کند که تو ذات جهان و موجودات را بشناسی. یک انسان کور نمی تواند مراقب همه چیز باشد.
یک انسان بینای حقیقی می تواند از همه چیز محافظت کند. وقتی بدانی تو واسطه ای هستی برای مراقبت از اطرافیانت نه غروری، نه خشمی، نه مالک بودنی وجود ندارد. تا قبل از آگاهی خویش، مسئولیت تنها خشک و همانند یک وظیفه سنگین بود.
بعد از دریافت حقیقت، وظایف و مسئولیتها با عشق، دانائی و هوش کل آمیخته می شود. باز تو نگاه می کنی چقدر کامل، چقدر شهودی و چقدر خردمندانه گام بر می داری. اشتباهی که همه در ذهن خود دارند و از آن می ترسند این است که معنویت را نوعی بی مسئولیتی یا فرار برای زندگی روزمره می دانند یا فکر می کنند اگر آگاه هستند، باید فرزند و کار و خانه را رها کند.
باید به نوعی متفاوت باشند. این معنویت نیست. معنوی بودن، وسط معمولی بودن و ساده بودن زندگی است.
وقتی تمام و کمال به رودخانه رفتید، هستی تمامی اهداف انسانی تو را به کار می گیرد. نه یک هدف بزرگ. هدف بزرگ از فهم لحظات کوچک هست.
همانند یک کار دستی ارزشمند. ممکن است مهمانی دادن امروز تو باشد یا دم کردن یک چایی. اما این بار فرق دارد.
دستانی که آن را انجام می دهد توسط روبانهای طلایی و نامرئی زندگی انجام می دهد آن را. همه می بینند که تو انجام می دهی اما روبان نامرئی دیده نمی شود. پس تو بدون دلشوره، بدون نگرانی، بدون محاسبات و ترس از چیزی که اتفاق نیفتاده است این لحظه را با تمام کارهایش کامل انجام می دهی.
در واقع انجام می دهی نه، انجام می دهیم. شاید جمع معنای درست تری باشد زیرا من و تو نیستیم. اما می شود گفت ما به عنوان یک کل واحد هستیم و ما یعنی زندگی آن را به انجام می رساند.
پس برای مسئولیت پذیری، آگاهی لازم است. برای منفعل نبودن و جاری گشتن، آگاهی لازم است. یک بار برای همیشه این نگرانی را از خود دور کن و شاهد آن باش.
زندگی تنها در آگاهی ممکن است.
زندگی منفعل بودن را نمی شناسد
کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
@sofiasananda
❤34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیش از هر کاری بعد از بیدار شدنت
پیش از ایمیلها،
پیش از قهوه،
پیش از پیام دادن،
پیش از به یاد آوردن هر چیزی،
پیش از ...،
خودت را با یک ارتعاش بالاتر تنظیم کن.
آنگاه روز تو متفاوت از تمام روزهایی که تاکنون تجربه کردهای خواهد بود.
هر قدر بر این تاکید کنیم کافی نیست.
#آبراهام_هیکس
#عادت
@sofiasananda
پیش از ایمیلها،
پیش از قهوه،
پیش از پیام دادن،
پیش از به یاد آوردن هر چیزی،
پیش از ...،
خودت را با یک ارتعاش بالاتر تنظیم کن.
آنگاه روز تو متفاوت از تمام روزهایی که تاکنون تجربه کردهای خواهد بود.
هر قدر بر این تاکید کنیم کافی نیست.
#آبراهام_هیکس
#عادت
@sofiasananda
❤52🙏3
پروردگارا ذات تو نور است...
پروردگارا ما فرزندان تو هستیم
و ذات ما نیز نور است...
کمکمان کن با نور عشق تو
بر تاریکی چیره گردیم...
کمکمان کن هر کجا که هستیم
و در هر شرایطی که هستیم
با یاد تو در دلهایمان و با آرامش
و کردار مهرآمیز و خردمندانه
پیام آور نور تو گردیم…
#پاراماهانسا_یوگاناندا
@sofiasananda
پروردگارا ما فرزندان تو هستیم
و ذات ما نیز نور است...
کمکمان کن با نور عشق تو
بر تاریکی چیره گردیم...
کمکمان کن هر کجا که هستیم
و در هر شرایطی که هستیم
با یاد تو در دلهایمان و با آرامش
و کردار مهرآمیز و خردمندانه
پیام آور نور تو گردیم…
#پاراماهانسا_یوگاناندا
@sofiasananda
❤48🕊10🙏7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا عهدی است با شادی که شادی آن من
باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
#مولانا
@sofiasananda
باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
#مولانا
@sofiasananda
❤56🕊7🥰5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رنگها زیبا هستند،
اَشکال زیبا هستند،
هنرمندیِ طبیعت، خارق العاده است.
در رنگ ها حل شو،
با اَشکال یکی شو،
این واقعیت، بی حد زیباست!
درست است که دنیا حقیقت ندارد ولی واقعیتی زیباست.
دنیا واقعیت دارد نه حقیقت، یعنی چه؟
مثالِ معروفِ آینه!
تصویرِ شما در آینه، واقعیت دارد اما حقیقت، شما هستید که آن را می بینید.
"خویش" حقیقت است و در خود این واقعیتِ رنگارنگ و رویایی را جای داده است...
درست مثلِ قصه ها...افسانه ها...
و حالا آنچه افسانه بود حقیقت شد!
و انچه که به ما از حقیقتِ خود گفته بودند خیالی بیش نبود...
#سوفيا_ساناندا🦋
#صدای_ما
@sofiasananda
اَشکال زیبا هستند،
هنرمندیِ طبیعت، خارق العاده است.
در رنگ ها حل شو،
با اَشکال یکی شو،
این واقعیت، بی حد زیباست!
درست است که دنیا حقیقت ندارد ولی واقعیتی زیباست.
دنیا واقعیت دارد نه حقیقت، یعنی چه؟
مثالِ معروفِ آینه!
تصویرِ شما در آینه، واقعیت دارد اما حقیقت، شما هستید که آن را می بینید.
"خویش" حقیقت است و در خود این واقعیتِ رنگارنگ و رویایی را جای داده است...
درست مثلِ قصه ها...افسانه ها...
و حالا آنچه افسانه بود حقیقت شد!
و انچه که به ما از حقیقتِ خود گفته بودند خیالی بیش نبود...
#سوفيا_ساناندا🦋
#صدای_ما
@sofiasananda
❤36🕊17🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدرت، در پذیرفتنِ کاملِ خودت است.
در همین جایی که هستی و در آنچه که زندگی دارد برایت پیش می برد.
تو نباید سعی کنی شبیه کسی باشی.
هرگز نخواه که جای دیگری بودی.
آیا تا به حال درختان و گل ها خواسته اند مانند هم باشند؟
زیبایی در خودت بودن است
نظم در این است که تو فقط باید خودت باشی تا سیستمِ بینظیرِ طبیعت کامل باشد.
تا هارمونی و زیبایی در وجودت در جریان باشد و راکد نشود.
#سوفیا_ساناندا🦋
#صدای_ما
نوازنده #حانیه_معزی (سوفیا_ساناندا )
#هنگدرام_آرامبخش
@playpann
@sofiasananda
در همین جایی که هستی و در آنچه که زندگی دارد برایت پیش می برد.
تو نباید سعی کنی شبیه کسی باشی.
هرگز نخواه که جای دیگری بودی.
آیا تا به حال درختان و گل ها خواسته اند مانند هم باشند؟
زیبایی در خودت بودن است
نظم در این است که تو فقط باید خودت باشی تا سیستمِ بینظیرِ طبیعت کامل باشد.
تا هارمونی و زیبایی در وجودت در جریان باشد و راکد نشود.
#سوفیا_ساناندا🦋
#صدای_ما
نوازنده #حانیه_معزی (سوفیا_ساناندا )
#هنگدرام_آرامبخش
@playpann
@sofiasananda
❤45🕊8🙏3🥰1
Forwarded from 💜من حضور هستم💜
نگران این دنیا نباش.
این دنیا معیوب و شکسته نیست.
و نگران دیگران هم نباش.
تو بیشتر از آنچه آنها نگران خودشان باشند نگران آنهایی.
افرادی هستند که جنگ میخواهند.
افرادی در میدان نبرد هستند که آنجا بیشتر از هر زمان دیگری زندهاند.
سعی نکن مردم را از زندگی محافظت کنی.
فقط بگذار آنها تجربیات خودشان را داشته باشند در حالی که
تو بر روی تجربه خودت تمرکز کردهای.
#آبراهام_هیکس
@aferinesh412
این دنیا معیوب و شکسته نیست.
و نگران دیگران هم نباش.
تو بیشتر از آنچه آنها نگران خودشان باشند نگران آنهایی.
افرادی هستند که جنگ میخواهند.
افرادی در میدان نبرد هستند که آنجا بیشتر از هر زمان دیگری زندهاند.
سعی نکن مردم را از زندگی محافظت کنی.
فقط بگذار آنها تجربیات خودشان را داشته باشند در حالی که
تو بر روی تجربه خودت تمرکز کردهای.
#آبراهام_هیکس
@aferinesh412
❤40🕊6🙏5🥰1
🦋عشق _جاودان🦋
بخش پنجم کتاب به چیزی دست نزن نويسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی به چیزی دست نزن و از دنیا رد شو. کمی گنگ است. این انفعال نیست؟ نوعی بی مسئولیتی نیست؟ بیاییم راجع به این سوال که قطعا در ذهن شما روشن می شود صحبت کنیم. اول راجع به انفعال. آیا در هستی، موجودی،…
بخش ششم
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
وقتی بیش از حد راجع به چیزی فکر میکنید بیش از حد آن را تحلیلش میکنید همانگونه که لائوتزو میگوید همانند سرخ کردن بیش از حد چیزی کوچک است با دخالت زیاد قطعاً آن را خراب خواهید کرد
این تصویر اکنون هرگونه که باید طی شود طی میشود حالا تو دو انتخاب داری
به آن واکنش نشان دهید و کلید بازی شخص را شروع کنیم یا در جای حقیقی خود قرار بگیرید و اجازه دهید راه حل هستی جاری گردد
واقعیت این است که هیچ چیز بیشتری به جز این لحظه در ابدیت بودن وجود ندارد و رنج از زمانی آغازگشت که ما بیشتر خواستیم به امید نقطهای که نگرانی و آرزو نباشد.
اما هر بار که به منظور خود رسیدیم از آن، یک خواستن دیگر تولید شد دنیا مانند طبقات بیشمار است طبقات بیشمار طبقات بیشمار با پلههای بیشمار پلههای بیشمار برای بالا رفتن...
هیچ طبقه نهایی وجود ندارد که تو برسی و بگویی همین خوب است باز هم بیشتر وجود دارد طبقات خواستن تمام نمیشود ما در این بازی گرفتار شدیم بازی که هدفی جز بیداری ندارد اما ما فراموش کردیم چرا اینجا هستیم چه هستیم
آیا ما اینجا هستیم تا یک خدا ما را قضاوت کند و سرانجام ما را در بهشت یا جهنم بیندازد یعنی خدایی برای تک تک کتابهای دینی وجود دارد که هر کدام بر اساس قانونهای خودش ما را مجازات یا پاداش دهد پس چگونه یگانگی را قبول داریم وقتی خدا را تقسیم بندی کردهایم؟
من نمیگویم درست یا غلط چیست خودتان تامل کنید و جواب را در قلببتان بیابید جهنم و بهشت حالتهایی از آگاهی هستند نه یک مکان
به چیزی دست نزن یعنی سعی نکن با کنترل چیزی را عوض کنی به محض کنار بردن خودت روی تو حرکت میکند نگران حرکتها نباش تو که بیحرکت شدی تو که در اعتماد ، سکون یافتی قدمها برداشته میشود آنها از روی شجاعت برداشته خواهند شد
این لحظه کامل است اگر تو آن را ناقص میبینی باید توقعی باشد انتظاری باشد امیدی به کسی یا وضعیتی بیرونی باید که وجود داشته باشد حتما کسی را چراغ خودت کردی و خیال میکنی بدون آن شخص یا وضعیت دیگر نوری وجود ندارد شادی وجود ندارد تو گیرنده شدهای و فقط از موقعیتهای بیرونی استفاده میکنی
برای شادی خودت
به جای یافتن نور خودت شادی خودت آن را در بیرون میگردی سرگردانی حتماً که رنج دارد این لحظه کامل است اما ذهن همیشه دنبال تکهای میگردد تا به اکنون بچسباند و بگوید اگر این هم بود بهتر بود
این لحظه کامل است آن را ببین و به آن دست نزن رد شو چرا کامل است ؟ زیرا خویش گرفتار لذت و غم نیست خویش فراسوی رنج و لذت است چرا ؟ چون در اختیار چیزی نیست زندگیش نه در رنج جا گرفته نه در لذت ، نه در خوشی معنا مییابد نه در غم
آن قبل خوشی و غم بوده است در استقلالی کامل و رهایی کامل ،استقلال در عین اتصال با همه چیز
مثل آبرنگ آبی که مستقل از رنگهاست اما رنگها را مشخص میکند چیز حقیقی در طبقات ِ همیشه در حرکت ، از خوشی و غم، نه بالا میرود نه پایین میآید
آن استقراری مطلق برای بازی حرکات است اما ذهن از خود استقلالی ندارد چیز بدل هرگز از خود مرکزیتی ندارد و وصل به عقیدهای باوری چیزی برای اثبات خود است
معنویت یک باور یا یک عقیده یا یک مد روز نیست چیزی است که هست چیزی است که هست تمام این دنیا تمام این دنیا فقط برای ایده "من" وجود دارد "من" یک باور فردی است که به واسطه این باور تو خودت را جدا از زندگی میدانی
حالا باید خدایی جدا، موفقیت و شکستهایی جدا ، زندگی شخصی جدا، عقایدی جدا و دیگرانی جدا از خودت وجود داشته باشند
وقتی تو در اتصال کامل با خویش قرار داری پیشاپیش مفید هستی نیاز به چیزی برای نشان دادن خودت نداری
تو پیشاپیش مفید هستی در حقیقت تو بینندهای هستی که در فیلم دیده میشود تو زمینهای هستی که نقشها به خاطر تو دیده میشوند در این نقوش از دید صفحه ی زمینه واقعاً چه چیز جدایی وجود دارد؟
تصویر جدا چه معنایی دارد؟
چگونه تصویر از زمینه و زمینه از تصویر جدا میشود؟
چه چیزی میتواند شخصی باشد و تمام این ادراک در این جمله جمع شده است :
"به چیزی دست نزن و از آن رد شو" و این جمله بینهایتها را در خودش جمع کرده است.
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
@sofiasananda
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
وقتی بیش از حد راجع به چیزی فکر میکنید بیش از حد آن را تحلیلش میکنید همانگونه که لائوتزو میگوید همانند سرخ کردن بیش از حد چیزی کوچک است با دخالت زیاد قطعاً آن را خراب خواهید کرد
این تصویر اکنون هرگونه که باید طی شود طی میشود حالا تو دو انتخاب داری
به آن واکنش نشان دهید و کلید بازی شخص را شروع کنیم یا در جای حقیقی خود قرار بگیرید و اجازه دهید راه حل هستی جاری گردد
واقعیت این است که هیچ چیز بیشتری به جز این لحظه در ابدیت بودن وجود ندارد و رنج از زمانی آغازگشت که ما بیشتر خواستیم به امید نقطهای که نگرانی و آرزو نباشد.
اما هر بار که به منظور خود رسیدیم از آن، یک خواستن دیگر تولید شد دنیا مانند طبقات بیشمار است طبقات بیشمار طبقات بیشمار با پلههای بیشمار پلههای بیشمار برای بالا رفتن...
هیچ طبقه نهایی وجود ندارد که تو برسی و بگویی همین خوب است باز هم بیشتر وجود دارد طبقات خواستن تمام نمیشود ما در این بازی گرفتار شدیم بازی که هدفی جز بیداری ندارد اما ما فراموش کردیم چرا اینجا هستیم چه هستیم
آیا ما اینجا هستیم تا یک خدا ما را قضاوت کند و سرانجام ما را در بهشت یا جهنم بیندازد یعنی خدایی برای تک تک کتابهای دینی وجود دارد که هر کدام بر اساس قانونهای خودش ما را مجازات یا پاداش دهد پس چگونه یگانگی را قبول داریم وقتی خدا را تقسیم بندی کردهایم؟
من نمیگویم درست یا غلط چیست خودتان تامل کنید و جواب را در قلببتان بیابید جهنم و بهشت حالتهایی از آگاهی هستند نه یک مکان
به چیزی دست نزن یعنی سعی نکن با کنترل چیزی را عوض کنی به محض کنار بردن خودت روی تو حرکت میکند نگران حرکتها نباش تو که بیحرکت شدی تو که در اعتماد ، سکون یافتی قدمها برداشته میشود آنها از روی شجاعت برداشته خواهند شد
این لحظه کامل است اگر تو آن را ناقص میبینی باید توقعی باشد انتظاری باشد امیدی به کسی یا وضعیتی بیرونی باید که وجود داشته باشد حتما کسی را چراغ خودت کردی و خیال میکنی بدون آن شخص یا وضعیت دیگر نوری وجود ندارد شادی وجود ندارد تو گیرنده شدهای و فقط از موقعیتهای بیرونی استفاده میکنی
برای شادی خودت
به جای یافتن نور خودت شادی خودت آن را در بیرون میگردی سرگردانی حتماً که رنج دارد این لحظه کامل است اما ذهن همیشه دنبال تکهای میگردد تا به اکنون بچسباند و بگوید اگر این هم بود بهتر بود
این لحظه کامل است آن را ببین و به آن دست نزن رد شو چرا کامل است ؟ زیرا خویش گرفتار لذت و غم نیست خویش فراسوی رنج و لذت است چرا ؟ چون در اختیار چیزی نیست زندگیش نه در رنج جا گرفته نه در لذت ، نه در خوشی معنا مییابد نه در غم
آن قبل خوشی و غم بوده است در استقلالی کامل و رهایی کامل ،استقلال در عین اتصال با همه چیز
مثل آبرنگ آبی که مستقل از رنگهاست اما رنگها را مشخص میکند چیز حقیقی در طبقات ِ همیشه در حرکت ، از خوشی و غم، نه بالا میرود نه پایین میآید
آن استقراری مطلق برای بازی حرکات است اما ذهن از خود استقلالی ندارد چیز بدل هرگز از خود مرکزیتی ندارد و وصل به عقیدهای باوری چیزی برای اثبات خود است
معنویت یک باور یا یک عقیده یا یک مد روز نیست چیزی است که هست چیزی است که هست تمام این دنیا تمام این دنیا فقط برای ایده "من" وجود دارد "من" یک باور فردی است که به واسطه این باور تو خودت را جدا از زندگی میدانی
حالا باید خدایی جدا، موفقیت و شکستهایی جدا ، زندگی شخصی جدا، عقایدی جدا و دیگرانی جدا از خودت وجود داشته باشند
وقتی تو در اتصال کامل با خویش قرار داری پیشاپیش مفید هستی نیاز به چیزی برای نشان دادن خودت نداری
تو پیشاپیش مفید هستی در حقیقت تو بینندهای هستی که در فیلم دیده میشود تو زمینهای هستی که نقشها به خاطر تو دیده میشوند در این نقوش از دید صفحه ی زمینه واقعاً چه چیز جدایی وجود دارد؟
تصویر جدا چه معنایی دارد؟
چگونه تصویر از زمینه و زمینه از تصویر جدا میشود؟
چه چیزی میتواند شخصی باشد و تمام این ادراک در این جمله جمع شده است :
"به چیزی دست نزن و از آن رد شو" و این جمله بینهایتها را در خودش جمع کرده است.
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
@sofiasananda
❤31🕊5🦄2🥰1