"وقتی درخواست بخشش می کنید یا شخص دیگری را می بخشید، این منیت است که این کار را انجام می دهد زیرا فکر می کنید خوب هستید.ناخودآگاه با خود می گویید "اکنون من آن شخص را بخشیدم. من از آن شخص خواسته ام که مرا ببخشد."دقیقا مثل این است که بگویید "من می توانم این کار را دوباره و دوباره انجام دهم." آن را فراموش کنید، اما به درون خود بروید و این سوال را بپرسید: "چه کسی به بخشش و بخشیده شدن نیاز دارد؟"
و متوجه خواهید شد که بخشش و منیت شما مترادف هستند. وقتی نفس وجود نداشته باشد، هیچ ایده ای از بخشش وجود ندارد. فقط محبت و مهربانی وجود دارد و همه چیز با هم آشتی دارد. و همه چیز از خود مراقبت می کند."
#رابرت_آدامز
و متوجه خواهید شد که بخشش و منیت شما مترادف هستند. وقتی نفس وجود نداشته باشد، هیچ ایده ای از بخشش وجود ندارد. فقط محبت و مهربانی وجود دارد و همه چیز با هم آشتی دارد. و همه چیز از خود مراقبت می کند."
#رابرت_آدامز
❤54🙏7🕊5
🦋عشق _جاودان🦋
بخش اول☀️ کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی به چیزی دست نزن و از آن بگذر. این حرف چه معنایی دارد؟ آن عصاره ی خرد است، آن در جملات باز نمی شود. فقط در قلب معنوی تو روشن می شود و اگر هم نشد، به آن دست نزن. دخالت نکن، نگران نشو، به آن…
بخش دوم کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
به چیزی دست نزن، یعنی کلید را نزن. کلید دیگر چیست؟ کلید همیشه یک کلید هست و آن کلید روشن کننده ی این دنیا هست.تا الان این دنیا با چه چیزی بازی می کند؟
یک کلمه هست و بی نهایت داستان ساخته. آن واکنش هست. واکنش در مقابل آن چه که هست حالا تجربه ای از خودم رو می گویم. روزی رفته بودم به گربه ها غذا دهم که با صحنه ای دلخراش مواجه شدم.
پسری حدود 9-10 ساله آزاری به گربه ای که می شناختمش رساند. گرچه که من به آن پسر هشدار دادم که دیگر این کار را نکند و بسیار دلم آزرده شد. بعد از آن بلا فاصله دردی در پای چپم حس شد و ضربه ای که به آن حیوان خورد در جا در بدن من لمس شد. در آن لحظه چیزی در من به مخالفت و کینه علیه آن رویداد بالا می آمد.
صداهای مختلف. همه اش ضد آن رویداد بود و کینه ای که حس می کردم از آن پسر بچه. بعد شروع به آزاد کردن حس منفی ام کردم و گذاشتم گریه جاری گردد.
سپس چیزی در من دمید و دیدم عشق از همه جا می آید از کلماتی که می آمد جاری می شد و در جسمم می خواند عشق بده.... به این رویداد عشق بده...
به آن گربه عشق بده.
به آن پسر ناآگاه عشق بده.
به درد گربه عشق بده.
به جهل و نادانی انسانها عشق بده.
حرفی از مسیح همان لحظه در ذهنم تکرار شد که او گفت او را ببخش. او نمی داند چه می کند. در ادامه درکی عمیق در قلبم چون خوشید درخشید.
شاید شاید این رویداد ناگوار، قرار داد چهارتایی ما بود. من، پسربچه، گربه.
آنها نمایشی پیش چشمان من بازی کردند تا دستشان را روی ضعف و درد من بگذارند. آنها باعث شدند چیزی در وسط درد روشن شود. و آن این بود: کنار برو. کنترل نکن. چیزی که بخواهد در این نمایش اجرا می شود هر چقدر تلاش کنی نشود به چیزها ورود نکن دخالت نکن و فقط در این صورت هست که به طور عمیق و کامل مسائل را می دانی.
من نمی توانم همه حیوانات را در مقابل انسانهایی که در اثر جهل به آنان آسیب می زنند تنبیه و نفرین کنم. نفرین و کینه اکنون کمکی به من نمی کند. ولی لحظه بعدی ام را مملو از نفرینی بیشتر می کند. و عشق و بخشایش لحظات بعدی ام را روشن می کند.
این که تو طرف خیر داستان را ببینی یا طرف منفی و دردآلودش را کاملا به سطح ادراک و آگاهی شما باز میگردد شما فقط با هماهنگی با منبع که آن عشق است می توانید از همه چیز محافظت کنید. حتی از همان کسی که از طرفش احساس کینه و شکایت می کند.
پس آنچه اکنون برای تو دردی را تازه می کند به دلیل اتفاق یا وضعیت تو نیست. به دلیل واکنش و مقابله تو علیه آن است. تو داری داستان را می نویسی. تو آن را ادامه می دهی. فقط تو. لحظات قصدی ندارند. اما تو داری. تو آن را می چینی و ادامه می دهی. دست به چیزی نزن. همه چیز آنگونه که هست برای تو پیامی دارد.
اگر می خواهی آن را تجربه نکنی، نخواه که آن را رد کنی. تو باید صلاح دید خودت را تقدیم به کل کنی. تا از دنیای ذهن فراتر را ببینی. هر لحظه و اتفاق پر از درد و خشم را ببخش تو با خشم و کینه آن را بیشتر می کنی. اما با بخشایش ، آن ناآگاهی که باعث اتفاق دردناک شده است را پاک می کنی. تو دانائی باش که خشم را در خود خاموش می کند. تو بی نهایتی باش که کوچک را در خود حل می کند.
اگر می خواهی دنیا را اصلاح کنی، فقط با عشق و بخشایش می توانی. زیرا که عشق و بخشایش چیزی را قضاوت نمی کند اما به همه چیز نیرو می بخشد. تو با خشم و جنگ و توهین نمی توانی انسانی را علاقه مند به مهربانی و محبت کنی. تو اول باید خودت آن باشی تا بتوانی آن را انتشار دهی. تکرار کن و امشب همه چیز را در خودت ببخش. تمام اطرافیانت را، تمام دردهایت را، تمام غمهایت را...
شروع به بخشایش کن و تکرار کن دوستتان دارم و می دانم که شما نمی دانستید که چه کار کردید و شما را در عشق الهی می بخشم. حتی خودم را برای آن چه که نمی دانستم و اکنون می دانم می بخشم.
زیرا که ما سزاوار آرامش و عشق هستیم. ما با کنترل و جنگ و خشم نمی توانیم مهربانی را انتشار دهیم.
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده: #سوفیا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
#حانیه_معزی
به چیزی دست نزن، یعنی کلید را نزن. کلید دیگر چیست؟ کلید همیشه یک کلید هست و آن کلید روشن کننده ی این دنیا هست.تا الان این دنیا با چه چیزی بازی می کند؟
یک کلمه هست و بی نهایت داستان ساخته. آن واکنش هست. واکنش در مقابل آن چه که هست حالا تجربه ای از خودم رو می گویم. روزی رفته بودم به گربه ها غذا دهم که با صحنه ای دلخراش مواجه شدم.
پسری حدود 9-10 ساله آزاری به گربه ای که می شناختمش رساند. گرچه که من به آن پسر هشدار دادم که دیگر این کار را نکند و بسیار دلم آزرده شد. بعد از آن بلا فاصله دردی در پای چپم حس شد و ضربه ای که به آن حیوان خورد در جا در بدن من لمس شد. در آن لحظه چیزی در من به مخالفت و کینه علیه آن رویداد بالا می آمد.
صداهای مختلف. همه اش ضد آن رویداد بود و کینه ای که حس می کردم از آن پسر بچه. بعد شروع به آزاد کردن حس منفی ام کردم و گذاشتم گریه جاری گردد.
سپس چیزی در من دمید و دیدم عشق از همه جا می آید از کلماتی که می آمد جاری می شد و در جسمم می خواند عشق بده.... به این رویداد عشق بده...
به آن گربه عشق بده.
به آن پسر ناآگاه عشق بده.
به درد گربه عشق بده.
به جهل و نادانی انسانها عشق بده.
حرفی از مسیح همان لحظه در ذهنم تکرار شد که او گفت او را ببخش. او نمی داند چه می کند. در ادامه درکی عمیق در قلبم چون خوشید درخشید.
شاید شاید این رویداد ناگوار، قرار داد چهارتایی ما بود. من، پسربچه، گربه.
آنها نمایشی پیش چشمان من بازی کردند تا دستشان را روی ضعف و درد من بگذارند. آنها باعث شدند چیزی در وسط درد روشن شود. و آن این بود: کنار برو. کنترل نکن. چیزی که بخواهد در این نمایش اجرا می شود هر چقدر تلاش کنی نشود به چیزها ورود نکن دخالت نکن و فقط در این صورت هست که به طور عمیق و کامل مسائل را می دانی.
من نمی توانم همه حیوانات را در مقابل انسانهایی که در اثر جهل به آنان آسیب می زنند تنبیه و نفرین کنم. نفرین و کینه اکنون کمکی به من نمی کند. ولی لحظه بعدی ام را مملو از نفرینی بیشتر می کند. و عشق و بخشایش لحظات بعدی ام را روشن می کند.
این که تو طرف خیر داستان را ببینی یا طرف منفی و دردآلودش را کاملا به سطح ادراک و آگاهی شما باز میگردد شما فقط با هماهنگی با منبع که آن عشق است می توانید از همه چیز محافظت کنید. حتی از همان کسی که از طرفش احساس کینه و شکایت می کند.
پس آنچه اکنون برای تو دردی را تازه می کند به دلیل اتفاق یا وضعیت تو نیست. به دلیل واکنش و مقابله تو علیه آن است. تو داری داستان را می نویسی. تو آن را ادامه می دهی. فقط تو. لحظات قصدی ندارند. اما تو داری. تو آن را می چینی و ادامه می دهی. دست به چیزی نزن. همه چیز آنگونه که هست برای تو پیامی دارد.
اگر می خواهی آن را تجربه نکنی، نخواه که آن را رد کنی. تو باید صلاح دید خودت را تقدیم به کل کنی. تا از دنیای ذهن فراتر را ببینی. هر لحظه و اتفاق پر از درد و خشم را ببخش تو با خشم و کینه آن را بیشتر می کنی. اما با بخشایش ، آن ناآگاهی که باعث اتفاق دردناک شده است را پاک می کنی. تو دانائی باش که خشم را در خود خاموش می کند. تو بی نهایتی باش که کوچک را در خود حل می کند.
اگر می خواهی دنیا را اصلاح کنی، فقط با عشق و بخشایش می توانی. زیرا که عشق و بخشایش چیزی را قضاوت نمی کند اما به همه چیز نیرو می بخشد. تو با خشم و جنگ و توهین نمی توانی انسانی را علاقه مند به مهربانی و محبت کنی. تو اول باید خودت آن باشی تا بتوانی آن را انتشار دهی. تکرار کن و امشب همه چیز را در خودت ببخش. تمام اطرافیانت را، تمام دردهایت را، تمام غمهایت را...
شروع به بخشایش کن و تکرار کن دوستتان دارم و می دانم که شما نمی دانستید که چه کار کردید و شما را در عشق الهی می بخشم. حتی خودم را برای آن چه که نمی دانستم و اکنون می دانم می بخشم.
زیرا که ما سزاوار آرامش و عشق هستیم. ما با کنترل و جنگ و خشم نمی توانیم مهربانی را انتشار دهیم.
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده: #سوفیا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
❤38🙏7🕊4
.
دوستان و همراهان عزیزان
در لینک کانال زیر 👇
https://t.me/BookSofiasananda
کتابهای زیر به نویسندگی #سوفیا_ساناندا (حانیه_معزی ) به صورت رایگان در اختیار عزیزان قرار گرفته :
1: کتاب از اشتیاق تا انجام
https://t.me/BookSofiasananda/30
2: کتاب هر قدم با عشق
https://t.me/BookSofiasananda/48
3: کتاب دروازه های معبد درون
https://t.me/BookSofiasananda/62
4: کتاب دو نیرو
https://t.me/BookSofiasananda/98
5: کتاب به چیزی دست نزن
https://t.me/BookSofiasananda/81
6: کتاب او یک گربه نبود
https://t.me/BookSofiasananda/17
برای تهيه کتابهای "عشق جاودان" و
"از تو به تو" به آیدی هاي ذکر شده پیام دهید🙏🦋
7: کتاب عشق جاودان در دو جلد
https://t.me/BookSofiasananda/27
لطفا برای تهیه به انتشارت نشر ترنگ پیام دهید
@nashretorang
8: کتاب جدیدِ "از تو به تو"
https://t.me/BookSofiasananda/117
برای تهیه ی آن به آیدی زیر پیام دهید
@Saahell42
@sofiasananda
دوستان و همراهان عزیزان
در لینک کانال زیر 👇
https://t.me/BookSofiasananda
کتابهای زیر به نویسندگی #سوفیا_ساناندا (حانیه_معزی ) به صورت رایگان در اختیار عزیزان قرار گرفته :
1: کتاب از اشتیاق تا انجام
https://t.me/BookSofiasananda/30
2: کتاب هر قدم با عشق
https://t.me/BookSofiasananda/48
3: کتاب دروازه های معبد درون
https://t.me/BookSofiasananda/62
4: کتاب دو نیرو
https://t.me/BookSofiasananda/98
5: کتاب به چیزی دست نزن
https://t.me/BookSofiasananda/81
6: کتاب او یک گربه نبود
https://t.me/BookSofiasananda/17
برای تهيه کتابهای "عشق جاودان" و
"از تو به تو" به آیدی هاي ذکر شده پیام دهید🙏🦋
7: کتاب عشق جاودان در دو جلد
https://t.me/BookSofiasananda/27
لطفا برای تهیه به انتشارت نشر ترنگ پیام دهید
@nashretorang
8: کتاب جدیدِ "از تو به تو"
https://t.me/BookSofiasananda/117
برای تهیه ی آن به آیدی زیر پیام دهید
@Saahell42
@sofiasananda
❤15🕊2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخواه و رها کن.
بخواه و آن را گرفته حساب کن.
پس شاد باش. تو مجبور نیستی همینطور پشت سر هم بخواهی.
ما صدای تو را شنیدیم و همه چیزهای ممکن را برای تو ردیف کردهایم.
#آبراهام_هیکس
@sofiasananda
بخواه و آن را گرفته حساب کن.
پس شاد باش. تو مجبور نیستی همینطور پشت سر هم بخواهی.
ما صدای تو را شنیدیم و همه چیزهای ممکن را برای تو ردیف کردهایم.
#آبراهام_هیکس
@sofiasananda
❤65🕊8🙏3
در مراقبه افکارهجوم نمی آورند،
آنها همیشه هستند. باهمان شدت،
درمراقبه فقط نسبت به آنها
هوشیار می شوی....
#اشو
@sofiasananda
آنها همیشه هستند. باهمان شدت،
درمراقبه فقط نسبت به آنها
هوشیار می شوی....
#اشو
@sofiasananda
❤49🙏7🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرام میگیرم
و هر نوع بار ذهنی را کنار میگذارم،
و میگذارم که خداوند،
عشق و آرامش و خرد کاملش را
توسط من بیان دارد.
#پاراماهانسا_یوگاناندا
@sofiasananda
و هر نوع بار ذهنی را کنار میگذارم،
و میگذارم که خداوند،
عشق و آرامش و خرد کاملش را
توسط من بیان دارد.
#پاراماهانسا_یوگاناندا
@sofiasananda
❤62🥰2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«الوهیت همیشه حضور دارد"
هیچ زمانی وجود ندارد که الوهیت اینجا نباشد.
هیچ تفاوتی بین الوهیت و خودِ شما وجود ندارد.
وقتی آماده هستید،
وقتی آمادهاید،
یک معلم جذب شما میشود یا گاهی اوقات یک کتاب یا یک کوه یا یک درخت است و شما آن را دوباره به عنوان خودِ خود تشخیص میدهید.
هر کجا که نگاه کنید،
خودِ خود را میبینید.
الوهیت همیشه در حال بازی است،
همیشه حاضر است.
هیچ جایی نیست که نباشد.
آنچه شما الوهیت مینامید، خودِ خود، آگاهی خالص است.
تو آن هستی! همه چیز در آگاهی اتفاق میافتد.
فقط یک آگاهی وجود دارد و تو آن یکی هستی
و آن یکی همه جا حاضر و فراگیر است.»
#رابرت_آدامز
@sofiasananda
هیچ زمانی وجود ندارد که الوهیت اینجا نباشد.
هیچ تفاوتی بین الوهیت و خودِ شما وجود ندارد.
وقتی آماده هستید،
وقتی آمادهاید،
یک معلم جذب شما میشود یا گاهی اوقات یک کتاب یا یک کوه یا یک درخت است و شما آن را دوباره به عنوان خودِ خود تشخیص میدهید.
هر کجا که نگاه کنید،
خودِ خود را میبینید.
الوهیت همیشه در حال بازی است،
همیشه حاضر است.
هیچ جایی نیست که نباشد.
آنچه شما الوهیت مینامید، خودِ خود، آگاهی خالص است.
تو آن هستی! همه چیز در آگاهی اتفاق میافتد.
فقط یک آگاهی وجود دارد و تو آن یکی هستی
و آن یکی همه جا حاضر و فراگیر است.»
#رابرت_آدامز
@sofiasananda
❤35🕊11🥰3
سوال: وقتی که من در شرایط ِطوفانی و سخت هستم، چگونه میانِ گردابه های جان فرسا، بنشینم و مراقبه کنم؟
جواب: شرایط وجود دارند، وضعیت های سخت یا آسان، اتفاق های خوب یا بد، و البته این اسم گذاری ها برای تعریف ِ"من" از آن اتفاقات است.
از این ها که بگذریم،
سوالی که از شما دارم این است:
"تو" (منظور هویت ناموجود) وسط ِاین طوفان چه کار می کنی!؟
طوفان هست ! این را درک می کنیم،
طوفان هست بله!
اما "تو" وسط ِطوفان چه کار می کنی؟
آیا طوفان به اندازه ی کافی سخت نیست؟
حالا آن "من"، طوفان را دوچندان سخت می کند.
چرا آن "من" باید در شرایط ِسخت، وجود داشته باشد؟که احساس ِدرد و ضعف و ترس را بیشتر کند؟
چرا اصرار داریم آن "تو" را در شرایط ِ سخت نگه داریم، که حالا نگران باشیم، در آن میان باید چه کنیم! یا چگونه مسلط بر آرامش باشیم؟
اگر "تو" در طوفان نباشی،طوفان به سادگی، حول ِمحور ِمرکز(منبع)می چرخد.
"مرکز" تحت تاثیر گردابه ها نیست، پس قدرتش از وجود ِ خودش برمی خیزد، و هر عمل و کردارش از روی خِرد می باشد.
اما "تو" وسط ِشرایط ِسخت، چه کار می کنی؟
بگذار "تو" نباشد و فقط وضعیت ها باشند.
باز هم تکرار می کنم،
می گویی: وسط ِوضعیتی سخت، چگونه آرام باشم؟
و زندگی می پرسد:
آن "تو" وسط ِشرایط و طوفان چه کار می کند؟!
آن کیست...؟
چه نیازی است، چیزی را که سخت است ، با حضورِ یک منِ ساخته ی افکار،سخت تر و سخت تر کنیم؟
قطعات ِفیلم، موجود است، سکانس به سکانس، قطعا تمامش به خنده نمی گذرد!
نمی گویم سکانس ها نیستند،
میگویم :"تو"(منِ مجزا) در سکانس ها نیستی و فقط زندگی، یعنی انواع وضعیت ها وجود دارد.
و این به تعبیر آن "من"، بد یا خوب است،
و به نگاه ِزندگی،برداشتی وجود ندارد.
برداشت های شخصی، یک وضعیت را، بسیار سخت تر و غیر قابل تحمل تر می کنند.
طوفان هست می کوبد... می شکند...
می سازد... پرت می کند...
غیر قابل ِکنترل، در دستان ما...
اما "تو" در طوفان نیستی!
#سوفیا_ساناندا🦋
#صدای_ما
@sofiasananda
جواب: شرایط وجود دارند، وضعیت های سخت یا آسان، اتفاق های خوب یا بد، و البته این اسم گذاری ها برای تعریف ِ"من" از آن اتفاقات است.
از این ها که بگذریم،
سوالی که از شما دارم این است:
"تو" (منظور هویت ناموجود) وسط ِاین طوفان چه کار می کنی!؟
طوفان هست ! این را درک می کنیم،
طوفان هست بله!
اما "تو" وسط ِطوفان چه کار می کنی؟
آیا طوفان به اندازه ی کافی سخت نیست؟
حالا آن "من"، طوفان را دوچندان سخت می کند.
چرا آن "من" باید در شرایط ِسخت، وجود داشته باشد؟که احساس ِدرد و ضعف و ترس را بیشتر کند؟
چرا اصرار داریم آن "تو" را در شرایط ِ سخت نگه داریم، که حالا نگران باشیم، در آن میان باید چه کنیم! یا چگونه مسلط بر آرامش باشیم؟
اگر "تو" در طوفان نباشی،طوفان به سادگی، حول ِمحور ِمرکز(منبع)می چرخد.
"مرکز" تحت تاثیر گردابه ها نیست، پس قدرتش از وجود ِ خودش برمی خیزد، و هر عمل و کردارش از روی خِرد می باشد.
اما "تو" وسط ِشرایط ِسخت، چه کار می کنی؟
بگذار "تو" نباشد و فقط وضعیت ها باشند.
باز هم تکرار می کنم،
می گویی: وسط ِوضعیتی سخت، چگونه آرام باشم؟
و زندگی می پرسد:
آن "تو" وسط ِشرایط و طوفان چه کار می کند؟!
آن کیست...؟
چه نیازی است، چیزی را که سخت است ، با حضورِ یک منِ ساخته ی افکار،سخت تر و سخت تر کنیم؟
قطعات ِفیلم، موجود است، سکانس به سکانس، قطعا تمامش به خنده نمی گذرد!
نمی گویم سکانس ها نیستند،
میگویم :"تو"(منِ مجزا) در سکانس ها نیستی و فقط زندگی، یعنی انواع وضعیت ها وجود دارد.
و این به تعبیر آن "من"، بد یا خوب است،
و به نگاه ِزندگی،برداشتی وجود ندارد.
برداشت های شخصی، یک وضعیت را، بسیار سخت تر و غیر قابل تحمل تر می کنند.
طوفان هست می کوبد... می شکند...
می سازد... پرت می کند...
غیر قابل ِکنترل، در دستان ما...
اما "تو" در طوفان نیستی!
#سوفیا_ساناندا🦋
#صدای_ما
@sofiasananda
❤38🕊11🙏1
🦋عشق _جاودان🦋
بخش دوم کتاب به چیزی دست نزن نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی به چیزی دست نزن، یعنی کلید را نزن. کلید دیگر چیست؟ کلید همیشه یک کلید هست و آن کلید روشن کننده ی این دنیا هست.تا الان این دنیا با چه چیزی بازی می کند؟ یک کلمه هست و بی نهایت داستان ساخته. …
بخش سوم
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست.
اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی.
بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد، نه مثبت و نه منفی، همیشه فراسوی حسها و تجربیات انسانی است.
شاید آن غم برایت پیامی دارد. شاید بدون این غم، تو نمیتوانستی پیامش را دریافت کنی. تو نیاز به پخته شدن، بالغ شدن و عمیق شدن داری.
یک زندگی شاد سطحی نمیتواند تو را زیبا، عمیق و پخته کند.
جان عالم، این صدا، صدای تو، همیشه شنیده خواهد شد. تو هرگز تنها نیستی.
این را قول میدهم که وقتی خالصانه با هستی خویش حرف میزنی، در آن لحظه همهچیز در عشق به لرزش میافتد و تمامی کیهان این صدا را میشنود و این صدای خالصانه همیشه کارش را میکند.
وقتی میگویی دیگر نمیدانم چه کنم، چه درست است یا غلط، بیا پاروهای کوچکم را بگیر. میخواهم شناور در جریان تو باشم.
و این صدا که از عمق قلب پخش میشود، همیشه و همیشه توسط کیهان شنیده میشود و همیشه تو در آغوش گرفته میشوی، چرا که تو سزاوار عشق و آرامشی.
اوشو میگوید زمانی که تسلیم میشوید، کودکِ هستی میگردید. آری، کودکِ هستی همیشه توسط کیهان حمایت میشود.
پس جان عالم، آگاه باش که حضورت چقدر اهمیت دارد و آنچه تو در شرایط خودت انجام میدهی، کسی دیگر نمیتواند انجام دهد؛ چون تو هستی که در آن موقعیتی، نه دیگری.
تو معجزه آگاهی و عشق خود را در آن تجربه میکنی، نه دیگری.
تو میتوانی پیامهایی را که مختص خود تو در آن موقعیت هستند، بهطور عملی تجربه کنی. دیگری هم در موقعیت خودش همان کار را انجام میدهد که تو در موقعیت خودت انجام میدهی.
شما هرکدام الهههای معجزهگر در موقعیت خود هستید که با موضوعهای مختلف و جواب یکسان میتوانید معجزه کنید؛ زیرا جواب همیشه یکسان است.
ببین چه هستی. ببین در حقیقت چه هستی و جادو شروع میشود.
موقعیتها متفاوت هستند، درست مانند ژانر فیلمها، اما موقعیت شاهد یکی است. آن در هر صورت شاهد است و فیلم در هر صورت یک فیلم میماند.
تو نمیتوانی موقعیت شاهد را با فیلمهای سخت و پررنج یا فیلمهای شاد و راحت و در آسایش عوض کنی.
شاهد مطلق است. فیلم بدون بیننده وجود ندارد.
جان عالم، این فیلم انسانی و دنیا توسط نیرویی غیرشخصی اداره میشود. لطفاً نگران سکانسهای آن نباش. این نگرانی از توهمِ "من درون فیلم هستم " میآید. در حقیقت، تو بیننده ی آن هستی.
از این رو، مشکل و حل مشکل در فیلم است، نه در حقیقت.
تو میتوانی با توجه و هوشیاری به هوشیاری خویش، انرژی الهی را به کار گیری. در این حالت، خودبهخود به چیزی دست نمیزنی و اجازه میدهی هر چیزی دوره کاملش را سپری کند.
فرزانه بسیار صبور و با اعتماد اجازه میدهد چیزها اتفاق بیفتند.
چگونه؟ آیا با زور و تمرین؟ نه، با درک اینکه هیچچیز شخصی در نگاه فرزانه معنا ندارد.
او واقف است که حرکتها، صحبتها و اعمال، همه طبق برنامه هستی پیش میروند، نه طبق برنامه شخصی تو.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام چیزی بسیار تقلا کرده باشید. هرچقدر که تلاش کردید، انگار هیچ حرکتی روی نداد. انگار تمامی دویدنها هیچ بودند و چیزی پیش نرفته است و فقط جسم تو را خسته کرده است.
در این حالت، بهجای تقلا و نگرانی بیشتر، کمی نگاه کن. کمی حس کن. شاید تو گرفتار اشتباهی هستی.
برای پیدا کردن مسیر درست، اول بایست و صبر کن.
آن، دست نزدن و دخالت نکردن است.
تو تلاشت را کردی، پس بایست و بگذار از اینجا به بعد، هستی از طریق تو پیش برود.
این را حس کن.
آنچه که هست، کامل است؛ دوستش بدار.
آنچه که هست، برایت لازم، ضروری و خوب است.
آن علیه تو نیست و از تو میخواهد علیه آن نباشی.
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست.
اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی.
بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد، نه مثبت و نه منفی، همیشه فراسوی حسها و تجربیات انسانی است.
شاید آن غم برایت پیامی دارد. شاید بدون این غم، تو نمیتوانستی پیامش را دریافت کنی. تو نیاز به پخته شدن، بالغ شدن و عمیق شدن داری.
یک زندگی شاد سطحی نمیتواند تو را زیبا، عمیق و پخته کند.
جان عالم، این صدا، صدای تو، همیشه شنیده خواهد شد. تو هرگز تنها نیستی.
این را قول میدهم که وقتی خالصانه با هستی خویش حرف میزنی، در آن لحظه همهچیز در عشق به لرزش میافتد و تمامی کیهان این صدا را میشنود و این صدای خالصانه همیشه کارش را میکند.
وقتی میگویی دیگر نمیدانم چه کنم، چه درست است یا غلط، بیا پاروهای کوچکم را بگیر. میخواهم شناور در جریان تو باشم.
و این صدا که از عمق قلب پخش میشود، همیشه و همیشه توسط کیهان شنیده میشود و همیشه تو در آغوش گرفته میشوی، چرا که تو سزاوار عشق و آرامشی.
اوشو میگوید زمانی که تسلیم میشوید، کودکِ هستی میگردید. آری، کودکِ هستی همیشه توسط کیهان حمایت میشود.
پس جان عالم، آگاه باش که حضورت چقدر اهمیت دارد و آنچه تو در شرایط خودت انجام میدهی، کسی دیگر نمیتواند انجام دهد؛ چون تو هستی که در آن موقعیتی، نه دیگری.
تو معجزه آگاهی و عشق خود را در آن تجربه میکنی، نه دیگری.
تو میتوانی پیامهایی را که مختص خود تو در آن موقعیت هستند، بهطور عملی تجربه کنی. دیگری هم در موقعیت خودش همان کار را انجام میدهد که تو در موقعیت خودت انجام میدهی.
شما هرکدام الهههای معجزهگر در موقعیت خود هستید که با موضوعهای مختلف و جواب یکسان میتوانید معجزه کنید؛ زیرا جواب همیشه یکسان است.
ببین چه هستی. ببین در حقیقت چه هستی و جادو شروع میشود.
موقعیتها متفاوت هستند، درست مانند ژانر فیلمها، اما موقعیت شاهد یکی است. آن در هر صورت شاهد است و فیلم در هر صورت یک فیلم میماند.
تو نمیتوانی موقعیت شاهد را با فیلمهای سخت و پررنج یا فیلمهای شاد و راحت و در آسایش عوض کنی.
شاهد مطلق است. فیلم بدون بیننده وجود ندارد.
جان عالم، این فیلم انسانی و دنیا توسط نیرویی غیرشخصی اداره میشود. لطفاً نگران سکانسهای آن نباش. این نگرانی از توهمِ "من درون فیلم هستم " میآید. در حقیقت، تو بیننده ی آن هستی.
از این رو، مشکل و حل مشکل در فیلم است، نه در حقیقت.
تو میتوانی با توجه و هوشیاری به هوشیاری خویش، انرژی الهی را به کار گیری. در این حالت، خودبهخود به چیزی دست نمیزنی و اجازه میدهی هر چیزی دوره کاملش را سپری کند.
فرزانه بسیار صبور و با اعتماد اجازه میدهد چیزها اتفاق بیفتند.
چگونه؟ آیا با زور و تمرین؟ نه، با درک اینکه هیچچیز شخصی در نگاه فرزانه معنا ندارد.
او واقف است که حرکتها، صحبتها و اعمال، همه طبق برنامه هستی پیش میروند، نه طبق برنامه شخصی تو.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که برای انجام چیزی بسیار تقلا کرده باشید. هرچقدر که تلاش کردید، انگار هیچ حرکتی روی نداد. انگار تمامی دویدنها هیچ بودند و چیزی پیش نرفته است و فقط جسم تو را خسته کرده است.
در این حالت، بهجای تقلا و نگرانی بیشتر، کمی نگاه کن. کمی حس کن. شاید تو گرفتار اشتباهی هستی.
برای پیدا کردن مسیر درست، اول بایست و صبر کن.
آن، دست نزدن و دخالت نکردن است.
تو تلاشت را کردی، پس بایست و بگذار از اینجا به بعد، هستی از طریق تو پیش برود.
این را حس کن.
آنچه که هست، کامل است؛ دوستش بدار.
آنچه که هست، برایت لازم، ضروری و خوب است.
آن علیه تو نیست و از تو میخواهد علیه آن نباشی.
#کتاب_به_چیزی_دست_نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
❤40🙏7🕊7🦄1
درک کنید که وقتی یک درب بسته میشود،
درب دیگری باز میشود.
جهان در سمت شماست.
زندگی در کنار شماست.
هیچ چیز مخالف شما نیست...
همیشه سعی کنید شاد باشید،
مشکلات خود را به مردم نگویید.
اگر فقط از قدرت درون خود آگاه باشید، شما به یک نیروگاه شادی و عشق تبدیل میشوید.
#رابرت_آدامز
درب دیگری باز میشود.
جهان در سمت شماست.
زندگی در کنار شماست.
هیچ چیز مخالف شما نیست...
همیشه سعی کنید شاد باشید،
مشکلات خود را به مردم نگویید.
اگر فقط از قدرت درون خود آگاه باشید، شما به یک نیروگاه شادی و عشق تبدیل میشوید.
#رابرت_آدامز
❤83🥰6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر از چیزهای کوچک زندگی نتوانید لذت ببرید، هرگز معنوی نیستید
شما ممکن است به زیارت خانهی خدا و اماکن مقدس بروید، ولی در هیچ کجا معنوی نمیشوید.
تنها در آن زمان معنوی هستید که:
کارهایی مثل آشپزی و شستن زمین برایتان تبدیل به نوعی عبادت و مراقبه شود
اگر نتوانید چای خود را با شادی بنوشید و عطر و بوی مطبوعی را که از آن به مشام میرسد احساس کنید، قادر نخواهید بود که خدا را احساس کنید…
زیرا خدا مرکز همه چیز است...
#اشو
@sofiasananda
شما ممکن است به زیارت خانهی خدا و اماکن مقدس بروید، ولی در هیچ کجا معنوی نمیشوید.
تنها در آن زمان معنوی هستید که:
کارهایی مثل آشپزی و شستن زمین برایتان تبدیل به نوعی عبادت و مراقبه شود
اگر نتوانید چای خود را با شادی بنوشید و عطر و بوی مطبوعی را که از آن به مشام میرسد احساس کنید، قادر نخواهید بود که خدا را احساس کنید…
زیرا خدا مرکز همه چیز است...
#اشو
@sofiasananda
❤54🙏5
Forwarded from 💜من حضور هستم💜
هرچه را که بپذیری
فراتر از آن میروی.
اگر با آن بجنگی
در آن گیر میکنی.
#اکهارت_تول
#تغییر
#تسلیم_پذیرش
@aferinesh412
فراتر از آن میروی.
اگر با آن بجنگی
در آن گیر میکنی.
#اکهارت_تول
#تغییر
#تسلیم_پذیرش
@aferinesh412
❤58🙏7🥰1
سلام و درود بر همراهان نوری عزیزم
عزیزانی پیام دادند به علت اختلال در اینترنت و فیلترشکن ،به سختی دسترسی به مطالب تلگرام را دارند از این به بعد همزمان
پستهای دو کانال تلگرامی
"عشق جاودان"
@sofiasananda
و "من حضور هستم "
@aferinesh412
به آدرس زیر در روبیکا گذاشته میشود
👇👇👇💜💜💜
عزیزانی پیام دادند به علت اختلال در اینترنت و فیلترشکن ،به سختی دسترسی به مطالب تلگرام را دارند از این به بعد همزمان
پستهای دو کانال تلگرامی
"عشق جاودان"
@sofiasananda
و "من حضور هستم "
@aferinesh412
به آدرس زیر در روبیکا گذاشته میشود
👇👇👇💜💜💜
❤14🙏3
.
دوستان عزیز و همراهان گرامی🙏
به درخواست شما عزیزان
و برای اینکه در شرایط قطع اینترنت یا محدودیتهای شبکه، همچنان بتوانیم در کنار هم باشیم و از محتوای کانال بهرهمند شویم، فضای اختصاصی خود را در روبیکا نیز فعال کردیم.
لینک کانال در روبیکا
> 👇👇👇
> https://rubika.ir/manhuzoorhastam
@sofiasananda
دوستان عزیز و همراهان گرامی🙏
به درخواست شما عزیزان
و برای اینکه در شرایط قطع اینترنت یا محدودیتهای شبکه، همچنان بتوانیم در کنار هم باشیم و از محتوای کانال بهرهمند شویم، فضای اختصاصی خود را در روبیکا نیز فعال کردیم.
لینک کانال در روبیکا
> 👇👇👇
> https://rubika.ir/manhuzoorhastam
@sofiasananda
❤14🙏4
🦋عشق _جاودان🦋
بخش سوم #کتاب_به_چیزی_دست_نزن آنچه که هست، کامل هست. دوستش بدار. آنچه که هست، برایت لازم و خوب هست. اگر در غم هستی، بهطور کامل این اندوه را قبول کن. ضد این احساس نباش. نخواه منفی را به مثبت تبدیل کنی. بهجایش آگاهی را وارد کن که همواره جایگاه شاهد،…
بخش چهارم
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
اگر بدانی این یک رؤیا است، واکنش، تلاش و نگرانی خاموش می شود. شاید تلاش و نگرانی باز هم بیایند و کار کنند ولی کسی برای نگرانی نیست. اگر کسی برای چسبیدن به نگرانی نباشد، نگرانی و تلاش خود به خود خاموش می شود.
اگر هنوز چیزی روشن مانده که در اطرافت اذیتت می کند، برای این است که خودت را با واکنش یکی کرده ای. برای این است که خودت با واکنش کلید بازی و ترویجِ آن را ادامه می دهید. تو به بقای آن کمک می کنی، با مخالفت با هر چیزی آن را ادامه می دهی
تصور کن چیزی به لباست یا به جایی گیر کرده است. ذهن با دیوانگی فقط آن را می کشد تا جدا شود. ولی فرزانه با صبر و دقت نگاه می کند که چه چیزی کجا گیر کرده است و وقتی مشکل را دید به آرامی آن را جدا می کند نه که آنرا بکشد و بکشد.
ما چیزهایی داریم که برای بقای من آنها را حفظ می کنیم و آن می تواند تمامی معانی و مفاهیمی باشد که به تو اعتبار می بخشد. مثلا این را دوست دارم، آن را دوست ندارم، این رفتار بد بود، آن بی احترامی بود، آن خوب بود، آن یکی را دوست دارم. اینجا خودت دوباره کلید را روشن کردی، فقط
حواست نیست
وقتی چیزی را دوست داری مثل رفتاری یا هر چیزی یک مقاومت علیه ضد آن خلق می کنی زیرا که ذهن همواره احترام و مهرمانی را از دیگری می خواهد. وقتی دیگری مطابق میل تو عمل نکند، تو آن را خط می زنی و دنبال ارتباطی دیگر می روی. تو نمی توانی مشکل را از بیرون حل کنی.
آیا می توانی فراتر از این روی؟ رفتار دیگران موقعیت بیرونی و غیره به شما ارزش نمی دهد. تمام این خواستنها، تمام این تمناها به یک نیازمند باز می گردد، آن را ببین. نبین دیگری دوستت ندارد، ببین چرا می خواهی همه دوستت بدارند.
نبین دیگری مقصر است، ببین خودت آن را انتخاب کردی. تو داری به بقای این حالت که دیگری می تواند حال خوب یا بدت را تعیین کند کمک می کنی. رنج از تو برمی خیزد و هیچ دلیل بیرونی را قبول نکن.
این حقیقت برای ایگو سخت است که او وجود ندارد. من و شما بازیگرانی موقت روی این صحنه ی ابدی هستیم. ماهیت دنیا ناپایدار است، این را همه می دانند، اما فقط می دانند.
و این دانسته ی سطحی هیچ آگاهی برای مردم نیاورده است زیرا آنها از تغییر و پایان می ترسند و هر کاری می کنند تا این جریان طبیعی متوقف شود. حتی سراغ معنویت می آیند برای طول عمر بیشتر. من مخالف آن نیستم، اما تو باید بخاطر خود حقیقت و ارزش خود حقیقت و نه هیچ دلیل و نفعی سراغش بیایی و نه بخاطر ترس از مرگ، طول عمر طلب کنی.
فرم فرم است، شروع و پایانی دارد، این را قبول کن تا ابدی شوی
#کتاب به چیزی دست نزن
#سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
کتاب به چیزی دست نزن
نویسنده #سوفيا_ساناندا #حانیه_معزی
اگر بدانی این یک رؤیا است، واکنش، تلاش و نگرانی خاموش می شود. شاید تلاش و نگرانی باز هم بیایند و کار کنند ولی کسی برای نگرانی نیست. اگر کسی برای چسبیدن به نگرانی نباشد، نگرانی و تلاش خود به خود خاموش می شود.
اگر هنوز چیزی روشن مانده که در اطرافت اذیتت می کند، برای این است که خودت را با واکنش یکی کرده ای. برای این است که خودت با واکنش کلید بازی و ترویجِ آن را ادامه می دهید. تو به بقای آن کمک می کنی، با مخالفت با هر چیزی آن را ادامه می دهی
تصور کن چیزی به لباست یا به جایی گیر کرده است. ذهن با دیوانگی فقط آن را می کشد تا جدا شود. ولی فرزانه با صبر و دقت نگاه می کند که چه چیزی کجا گیر کرده است و وقتی مشکل را دید به آرامی آن را جدا می کند نه که آنرا بکشد و بکشد.
ما چیزهایی داریم که برای بقای من آنها را حفظ می کنیم و آن می تواند تمامی معانی و مفاهیمی باشد که به تو اعتبار می بخشد. مثلا این را دوست دارم، آن را دوست ندارم، این رفتار بد بود، آن بی احترامی بود، آن خوب بود، آن یکی را دوست دارم. اینجا خودت دوباره کلید را روشن کردی، فقط
حواست نیست
وقتی چیزی را دوست داری مثل رفتاری یا هر چیزی یک مقاومت علیه ضد آن خلق می کنی زیرا که ذهن همواره احترام و مهرمانی را از دیگری می خواهد. وقتی دیگری مطابق میل تو عمل نکند، تو آن را خط می زنی و دنبال ارتباطی دیگر می روی. تو نمی توانی مشکل را از بیرون حل کنی.
آیا می توانی فراتر از این روی؟ رفتار دیگران موقعیت بیرونی و غیره به شما ارزش نمی دهد. تمام این خواستنها، تمام این تمناها به یک نیازمند باز می گردد، آن را ببین. نبین دیگری دوستت ندارد، ببین چرا می خواهی همه دوستت بدارند.
نبین دیگری مقصر است، ببین خودت آن را انتخاب کردی. تو داری به بقای این حالت که دیگری می تواند حال خوب یا بدت را تعیین کند کمک می کنی. رنج از تو برمی خیزد و هیچ دلیل بیرونی را قبول نکن.
این حقیقت برای ایگو سخت است که او وجود ندارد. من و شما بازیگرانی موقت روی این صحنه ی ابدی هستیم. ماهیت دنیا ناپایدار است، این را همه می دانند، اما فقط می دانند.
و این دانسته ی سطحی هیچ آگاهی برای مردم نیاورده است زیرا آنها از تغییر و پایان می ترسند و هر کاری می کنند تا این جریان طبیعی متوقف شود. حتی سراغ معنویت می آیند برای طول عمر بیشتر. من مخالف آن نیستم، اما تو باید بخاطر خود حقیقت و ارزش خود حقیقت و نه هیچ دلیل و نفعی سراغش بیایی و نه بخاطر ترس از مرگ، طول عمر طلب کنی.
فرم فرم است، شروع و پایانی دارد، این را قبول کن تا ابدی شوی
#کتاب به چیزی دست نزن
#سوفيا_ساناندا
#حانیه_معزی
@sofiasananda
❤28🙏2🥰1