Forwarded from اتچ بات
#داستان_شب 😴
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_هفدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_هفدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
Telegram
attach 📎
Forwarded from Nahid parpinchi
در یاب که ایام گل و صبح جوانی
چون برق کند جلوه و چون باد گریزد
شادی کن اگر طالب آسایش خویشی
آسودگی از خاطر نا شاد گریزد
رهی معیری
درود صبحتون زیبا
@sobhosher
چون برق کند جلوه و چون باد گریزد
شادی کن اگر طالب آسایش خویشی
آسودگی از خاطر نا شاد گریزد
رهی معیری
درود صبحتون زیبا
@sobhosher
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
*خداوند بهترین ياور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#شعرجهان
━•··•✦❁💠❁✦•··•━
«میترسی سرِ وقت نرسی »
دستت را تکان میدهی
مثلِ همیشه.
میخواهی ببینی ساعت چند است
ولی ساعتی به دستت نبستهای
ساعتت را بردهاند
مثلِ خیلی چیزهای دیگر
دستت را تکان میدهی
با اینکه ساعتی به دست نداری.
با اینکه قراری با کسی نداری.
با اینکه کاری برای انجام دادن نداری.
ساعتهای تو را دزدیدهاند
زمانَت را دزدیدهاند
و تاریکی و ترس را برایت گذاشتهاند
میترسی سرِ وقت نرسی
به قلبت
به آرزویت
به کارت
به مرگَت
میترسی نرسی
میترسی زمان از دست برود…
✍🏻: #یانیس_ریتسوس
ترجمه: محسن آزرم
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼درود و ادب ، به روز، پیروز و فرخ روز
#زامیاد_ایزد
چون روز زامیاد نیاری ز می تو یاد
زیرا كه خوشتر آید می روز زامیاد 🌸☘️
#مسعود سعدسلمان
زامیاد: زمین ، سرچشمهٔ زندگی
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
*خداوند بهترین ياور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#شعرجهان
━•··•✦❁💠❁✦•··•━
«میترسی سرِ وقت نرسی »
دستت را تکان میدهی
مثلِ همیشه.
میخواهی ببینی ساعت چند است
ولی ساعتی به دستت نبستهای
ساعتت را بردهاند
مثلِ خیلی چیزهای دیگر
دستت را تکان میدهی
با اینکه ساعتی به دست نداری.
با اینکه قراری با کسی نداری.
با اینکه کاری برای انجام دادن نداری.
ساعتهای تو را دزدیدهاند
زمانَت را دزدیدهاند
و تاریکی و ترس را برایت گذاشتهاند
میترسی سرِ وقت نرسی
به قلبت
به آرزویت
به کارت
به مرگَت
میترسی نرسی
میترسی زمان از دست برود…
✍🏻: #یانیس_ریتسوس
ترجمه: محسن آزرم
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼درود و ادب ، به روز، پیروز و فرخ روز
#زامیاد_ایزد
چون روز زامیاد نیاری ز می تو یاد
زیرا كه خوشتر آید می روز زامیاد 🌸☘️
#مسعود سعدسلمان
زامیاد: زمین ، سرچشمهٔ زندگی
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
😉#پنجشنبه ها و #طنازى_ادبى
🔹شاعران برجسته و بلندپایه
روزی با #حسین_منزوی به نمایشگاهی رفته بودیم. آن موقع منزوی خیلی چاق شده بود.
او را به دوستی معرفی کردم و با اشاره به شکم برآمدهاش گفتم:
«شاعر برجستهٔ معاصر.» 😄
او هم اشاره کرد به قد بلند و دیلاق من و گفت:
«ایشان هم شاعر بلندپایهٔ معاصر.»😅
✍🏻: #عمران_صلاحی
📚: کمال تعحب
@sobhosher
🔹شاعران برجسته و بلندپایه
روزی با #حسین_منزوی به نمایشگاهی رفته بودیم. آن موقع منزوی خیلی چاق شده بود.
او را به دوستی معرفی کردم و با اشاره به شکم برآمدهاش گفتم:
«شاعر برجستهٔ معاصر.» 😄
او هم اشاره کرد به قد بلند و دیلاق من و گفت:
«ایشان هم شاعر بلندپایهٔ معاصر.»😅
✍🏻: #عمران_صلاحی
📚: کمال تعحب
@sobhosher
Forwarded from اتچ بات
#داستان_شب 😴
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_هجدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_هجدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
Telegram
attach 📎
Forwarded from Nahid parpinchi
🌹🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
از پنجرهی صبح به خورشید #سلام
بر سبزه و باغ عطر امید #سلام
گیسوی سحر باز شد و نور دمید
بر آنکه به صبح عشق خندید #سلام
بانو #صفیه_قومنجانی
@sobhosher
از پنجرهی صبح به خورشید #سلام
بر سبزه و باغ عطر امید #سلام
گیسوی سحر باز شد و نور دمید
بر آنکه به صبح عشق خندید #سلام
بانو #صفیه_قومنجانی
@sobhosher
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
*خداوند بهترین یاور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#مشاهير
━•··•✦❁✳️❁✦•··•━
«چه موجهای بلندی. ببین چه طور در زنجیره ای بی پایان یکی بعد از دیگری بیهوده و عبث پیش میآیند و سر به ساحل میکوبند. با این همه، مثل هر چیز ساده و ضروری ای آرامش بخش و تسلا دهنده اند. در این چند روز من دلبستهٔ دریا شدهام.»
«شاید به دلیل دوری راه بود که بیشترها کوهستان را ترجیح میدادم. حالا دیگر شوق کوهستان در دلم نیست. به گمانم در کوهستان بترسم و خجل بشوم. کوهستان بیش از اندازه خودکامه، بی نظم و متنوع است. شک ندارم که در کوهستان احساس حقارت میکنم. راستی کسانی که یکنواختی دریا را ترجیح میدهند، چه کسانی هستند؟»
📚: بودنبروکها(زوال یک خاندان) (Buddenbrooks verfall einer familie)
✍🏻: #توماس_مان، نویسنده و منتقد برجستهی آلمانی است که تاریخچهی خانوادگی خود را دست مایهی رمانی پر صفحه، پر توصیف، و پر از نظم و ترتیب آلمانی کرده که به خاطرش او را نابغه میخوانند:
داستان از میانهی زندگی خاندان بودنبروکها شروع میشود، جایی که در اوج قدرت مادی هستند و پدربزرگ هنوز زنده است ... و امتداد مییابد تا زوال خاندان: مرگ آخرین وارث و تنها زنانی که برجای ماندهاند و از گذشته حرف میزنند ...
رمان در یک مهمانی خانوادهگی شروع میشود. همه هستند، پدربزرگی که بانی ثروت خانواده بوده، در زمان جنگ آذوقه به جنوب برده، پدر نگران همه چیز، دختری جوان و آمادهی ازدواج، که روایت بیشتر فصلهای کتاب را از آن خود خواهد داشت، و نوهها، هنوز بچه و بیخیال همه چیز و البته پسرها، کسانی که جنگ قدرت را در خانواده بازی خواهند کرد...
مهمانی هست و یک نامه رسیده، از پسری ناخلف که باز هم پول میخواهد...
رمان آقای مان ترکیبی است از خانواده و زندگی روزمره و تاریخ آلمان.
او در ۱۹۲۹ برندهی جایزهی #نوبل_ادبیات شد.
🔅#ارنست_همینگوی گفته است یکی از حسرتهایش این است که بتواند بارِ دیگر «بودنبروکها» را برای اولین بار بخواند.
ترجمه: علی اصغر حداد
فایل pdf كتاب را در صبح و شعر بخوانيد👇🏻👇🏻
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼درود و ادب ، به روز، پیروز و فرخ روز #مانتره_سپند ایزد سال ۳۷۶۰ مزدیسنی
مانتره سپند = سخن اندیشه برانگیز
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
*خداوند بهترین یاور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#مشاهير
━•··•✦❁✳️❁✦•··•━
«چه موجهای بلندی. ببین چه طور در زنجیره ای بی پایان یکی بعد از دیگری بیهوده و عبث پیش میآیند و سر به ساحل میکوبند. با این همه، مثل هر چیز ساده و ضروری ای آرامش بخش و تسلا دهنده اند. در این چند روز من دلبستهٔ دریا شدهام.»
«شاید به دلیل دوری راه بود که بیشترها کوهستان را ترجیح میدادم. حالا دیگر شوق کوهستان در دلم نیست. به گمانم در کوهستان بترسم و خجل بشوم. کوهستان بیش از اندازه خودکامه، بی نظم و متنوع است. شک ندارم که در کوهستان احساس حقارت میکنم. راستی کسانی که یکنواختی دریا را ترجیح میدهند، چه کسانی هستند؟»
📚: بودنبروکها(زوال یک خاندان) (Buddenbrooks verfall einer familie)
✍🏻: #توماس_مان، نویسنده و منتقد برجستهی آلمانی است که تاریخچهی خانوادگی خود را دست مایهی رمانی پر صفحه، پر توصیف، و پر از نظم و ترتیب آلمانی کرده که به خاطرش او را نابغه میخوانند:
داستان از میانهی زندگی خاندان بودنبروکها شروع میشود، جایی که در اوج قدرت مادی هستند و پدربزرگ هنوز زنده است ... و امتداد مییابد تا زوال خاندان: مرگ آخرین وارث و تنها زنانی که برجای ماندهاند و از گذشته حرف میزنند ...
رمان در یک مهمانی خانوادهگی شروع میشود. همه هستند، پدربزرگی که بانی ثروت خانواده بوده، در زمان جنگ آذوقه به جنوب برده، پدر نگران همه چیز، دختری جوان و آمادهی ازدواج، که روایت بیشتر فصلهای کتاب را از آن خود خواهد داشت، و نوهها، هنوز بچه و بیخیال همه چیز و البته پسرها، کسانی که جنگ قدرت را در خانواده بازی خواهند کرد...
مهمانی هست و یک نامه رسیده، از پسری ناخلف که باز هم پول میخواهد...
رمان آقای مان ترکیبی است از خانواده و زندگی روزمره و تاریخ آلمان.
او در ۱۹۲۹ برندهی جایزهی #نوبل_ادبیات شد.
🔅#ارنست_همینگوی گفته است یکی از حسرتهایش این است که بتواند بارِ دیگر «بودنبروکها» را برای اولین بار بخواند.
ترجمه: علی اصغر حداد
فایل pdf كتاب را در صبح و شعر بخوانيد👇🏻👇🏻
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼درود و ادب ، به روز، پیروز و فرخ روز #مانتره_سپند ایزد سال ۳۷۶۰ مزدیسنی
مانتره سپند = سخن اندیشه برانگیز
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
〰️🔅✅🔅〰️
🔍 #راز_واژه
درود
🔅#جلوگیری
واژۀ ترکیِ «جلو» در اصل به معنیِ افسار، دهنه، یا لِگامِ اسب است.
در قدیم، «جلودار» یا «جلوگیر» نوکری بود که افسارِ اسب را به دست میگرفت و پیشاپیشِ حیوان راه میرفت و آن را دنبالِ خود میبرد.
کارِ چنین شخصی جلوداری یا جلوگیری بود، یعنی کنترل و هدایتِ اسب. اگر نوکر افسار را رها میکرد، میگفتند «جلوِ اسب را ول کرد/ داد».
بعدها کمکم «جلوگیری» معنیِ ممانعت از وقوعِ چیزی را پیدا کرد و «جلو» به معنیِ پیش و مقابل و رو به رو به کار رفت و واژۀ «پیشگیری» را هم به قیاسِ جلوگیری و به عنوانِ مترادفش ساختند.
✍🏻: بهروز صفرزاده
کاش جلوداران دولتی اسب سرکش تورم را رها نمیکردند.☹️
در واپسين روز هفته برای كشف راز واژگان همراه ما باشيد 💐
@sobhosher
🔍 #راز_واژه
درود
🔅#جلوگیری
واژۀ ترکیِ «جلو» در اصل به معنیِ افسار، دهنه، یا لِگامِ اسب است.
در قدیم، «جلودار» یا «جلوگیر» نوکری بود که افسارِ اسب را به دست میگرفت و پیشاپیشِ حیوان راه میرفت و آن را دنبالِ خود میبرد.
کارِ چنین شخصی جلوداری یا جلوگیری بود، یعنی کنترل و هدایتِ اسب. اگر نوکر افسار را رها میکرد، میگفتند «جلوِ اسب را ول کرد/ داد».
بعدها کمکم «جلوگیری» معنیِ ممانعت از وقوعِ چیزی را پیدا کرد و «جلو» به معنیِ پیش و مقابل و رو به رو به کار رفت و واژۀ «پیشگیری» را هم به قیاسِ جلوگیری و به عنوانِ مترادفش ساختند.
✍🏻: بهروز صفرزاده
کاش جلوداران دولتی اسب سرکش تورم را رها نمیکردند.☹️
در واپسين روز هفته برای كشف راز واژگان همراه ما باشيد 💐
@sobhosher
Forwarded from اتچ بات
#داستان_شب 😴
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_نوزدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_نوزدهم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
━•··•✦❁☀️❁✦•··•━
🌞 #طلوع در #شاهنامه
🔅🔅🔅🔅🔅🔆🔅🔅🔅🔅🔅
ز دریای جوشان چو خور بردمید
شد آن چادر قیرگون ناپدید
#فردوسی
🎤: #مریم_رضوی
🎼: رنگ شکسته
#داریوش_پیرنیاکان
🔅🔅🔅🔅🔅🔆🔅🔅🔅🔅🔅
صبحتان دلچسب
@sobhosher
🌞 #طلوع در #شاهنامه
🔅🔅🔅🔅🔅🔆🔅🔅🔅🔅🔅
ز دریای جوشان چو خور بردمید
شد آن چادر قیرگون ناپدید
#فردوسی
🎤: #مریم_رضوی
🎼: رنگ شکسته
#داریوش_پیرنیاکان
🔅🔅🔅🔅🔅🔆🔅🔅🔅🔅🔅
صبحتان دلچسب
@sobhosher
Telegram
attach 📎
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
*خداوند بهترین یاور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#شاهنامه
━•··•✦❁✳️❁✦•··•━
گیتی سپنج است و پر درد و رنج
بـد آن را کــه با غـم بود در سپنج
به رامش بباش و به شادی خَرام
مــیِ و جام با من چرا شد حـرام
تو دل را بجز شادمانه مدار
روان را به بد در گمانه مدار
✍🏻: #فردوسی
داستان سیاوَخش
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼
درود و ادب، به روز، پیروز، فروغ و روشنایی بیپایانِ #انارم_ایزد سهم امروزتان
🙏🏻💐
🌀
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
*خداوند بهترین یاور ماست*
━•··•✦❁🧿❁✦•··•━
#شاهنامه
━•··•✦❁✳️❁✦•··•━
گیتی سپنج است و پر درد و رنج
بـد آن را کــه با غـم بود در سپنج
به رامش بباش و به شادی خَرام
مــیِ و جام با من چرا شد حـرام
تو دل را بجز شادمانه مدار
روان را به بد در گمانه مدار
✍🏻: #فردوسی
داستان سیاوَخش
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
✋🏼
درود و ادب، به روز، پیروز، فروغ و روشنایی بیپایانِ #انارم_ایزد سهم امروزتان
🙏🏻💐
🌀
━•··•✦❁💟❁✦•··•━
@sobhosher
Forwarded from اتچ بات
#داستان_شب 😴
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_بیستم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
📖 هزار و یک شب مجموعهایست از داستانهای افسانهای قدیمی عربی، ایرانی و هندی به نقل از شهریار پادشاه ایرانی، که راوی آن شهرزاد دختر وزیر است و اکثر ماجراهای آن در بغداد و ایران میگذرد.
#هزار_و_یک_شب
🔸 #شب_دویست_بیستم
داستانگو: #ليلا_پراشيده
@sobhosher
Telegram
attach 📎
Forwarded from Nahid parpinchi
خنده کن هر صبح
بر رخسارهٔ نیکوی عشق
خانه ی دل را گلستان کن
به عطر و بوی عـشق
خوشه ای از نور برچین
صبحگاهان با طرب
چون پرستوهای عاشق
پرگشا تا کوی عـشق
؟
ســلام صبح بخیر❤️
@sobhosher
بر رخسارهٔ نیکوی عشق
خانه ی دل را گلستان کن
به عطر و بوی عـشق
خوشه ای از نور برچین
صبحگاهان با طرب
چون پرستوهای عاشق
پرگشا تا کوی عـشق
؟
ســلام صبح بخیر❤️
@sobhosher