🌴🕋🕌
هرگز نه از دزدان بترسیم
نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیند
خطرات کوچکند
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های
ما هستند. آدمکش های واقعی
نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای
ما را یا کیسه های پولمان را
تهدید می کند ..نیندیشیم جز
در آنچه که روحمان را تهدید می کند!
ویکتور هوگو
@siratalrasool
هرگز نه از دزدان بترسیم
نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیند
خطرات کوچکند
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های
ما هستند. آدمکش های واقعی
نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای
ما را یا کیسه های پولمان را
تهدید می کند ..نیندیشیم جز
در آنچه که روحمان را تهدید می کند!
ویکتور هوگو
@siratalrasool
🌴🕋🕌
هنگامی که در زندگی اوج میگیری
دوستانت می فهمند
تو چه کسی بودی
اما هنگامی که تو زندگی،
زمین میخوری...
آنوقت تو می فهمی
که دوستانت چه کسانی بودند.!!
سقراط
@siratalrasool
هنگامی که در زندگی اوج میگیری
دوستانت می فهمند
تو چه کسی بودی
اما هنگامی که تو زندگی،
زمین میخوری...
آنوقت تو می فهمی
که دوستانت چه کسانی بودند.!!
سقراط
@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
6⃣2⃣قسمت بیست و ششم
موضوع:تولد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم
(نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
6⃣2⃣قسمت بیست و ششم
موضوع:تولد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم
(نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
Audio
🌴🕋🕌
سوره ی مبارکه ی اعراف آیات 88-128 با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی )
https://t.me/siratalrasool
سوره ی مبارکه ی اعراف آیات 88-128 با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی )
https://t.me/siratalrasool
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 0⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۰﴾ فعالیتهای بارزگانی و صادرات و واردات: قریشیها به منظور تجارت، دو مسافرت انجام میدادند ۔ یکی به طرف «شام» در فصل تابستان و دیگری به سوی «یمن» در زمستان ۔ ماههای رجب، ذی القعده، ذوالحجه و محرم را بسیار محترم میشمردند…
🌴🕋🕌
1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾
اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازهگیری:
بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایههای هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از «شام» برمیگشت و سبب جنگ «بدر» شد ۔ این کاروان مشتمل بر یک هزار شتر بود که مبلغ دارایی و اموال آن بالغ بر ۵۰ هزار دینار بود ۔ اهل «مکه» با پول و اسکناسهای رومی، بیزانسی و ایرانی داد و ستد میکردند ۔
در «مکه» و جزیرهٔ العرب در آن زمان دو نوع سکه رواج داشت ۔ یکی درهم و دیگری دینار، دراهم بر دو قسم بودند . یکی دراهمی که بر آن مهر «فارس» زده شده بود، به این نوع دراهم «بغلیهٔ» و «سوداء دامیه» میگفتند ۔
نوع دوم دراهمی بودند که مهر «روم» بر آن قرار داشت به این نوع دراهم «طبریهٔ و بیزانسیه» میگفتند ۔ همه این دراهم از نقره ساخته میشدند ۔ اوزان آنها مختلف بود، به همین دلیل اهل «مکه» با وزن آنها را معامله میکردند ۔
از اقوال علما چنین بر میآید که درهمی که در شرع اعتبار شده وزن آن معادل پنجاه و پنج دانه جو بوده است و ده درهم برابر با هشت مثقال طلا میباشد، که هر مثقال طلای خالص معادل با ۷۲ دانه جو بوده است، طبق گفتار «ابن خلدون» اجماع بر همین بوده است ۔
سکّههای رایج در عهد نبوت اغلب از نقره بود، علما میگویند که در آن زمان رواج طلا کم بود ۔(¹)
امّا سکّههای دینار از طلا بود، این سکهها در زمان جاهلیت و در آغاز اسلام در «شام» و «حجاز» رایج بود، سکههای دینار در روم مسکوک میشد، و عکس پادشاه «روم» بر آن منقّش شده بود ۔ نام پادشاه را نیز بر روی آن حک کرده بودند ۔
طبق گفتار علّامه «ابن عـبدالبرؒ»، کلمه دینار در زبان عربی در اصل سکه قدیم «روم» (Denasius) گرفته شده است ۔ که هنوز در بعضی از کشورهای عربی رواج دارد و در «انجیل» نیز بارها ذکر شده است ۔ وزن دینار برابر با یک مثقال بود ۔
و یک مثقال خالص طلا، چنان که قبلاً گفته شد هموزن ۷۲ دانه جو متوسط بود و مشهور این است که وزن دینار در عهد جاهلیت و اسلام تغییر نیافت ۔
در «دائرهٔ المعارف الاسلامیهٔ» آمده است که دینار بیزانسی برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد ۔
بعضی از محققان میگویند: که وزن استاندارد دینار ۴/۵۵ گرم بوده است، امّا خلیفه «عبدالملک» وزن آن را به ۴/۲۵ گرم کاهش داد ۔
دانشمند خاورشناس، «زمبارو» ثابت کرده است که: مثقال «مکه» برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد، (مراجعه کنید به ماده دینار (۲۷۰/۹) نسبت بین درهم و دینار نسبت هفت با ده بود ۔ امّا مبادله سکههای دینار و درهم طبق کتابهای فقه و حدیث و تاریخ بدین صورت بود که هر دینار مساوی با ده درهم حساب میشد ۔
امام «ابوداودؒ» از «عمرو بن شعیب» روایت کرده است که بهای دیه در زمان رسول اکرم «۸۰۰ دینار یا هشت هزار درهم بود ۔ بعد از آن عمل صحابهؓ نیز بر همین بود ۔ بالاخره اجماع امت نیز بر همین قرار گرفت ۔ در احادیث معروف که درباره نصاب درهم بحث شده است و نیز طبق رأی جمهور فقها نصاب طلا بیست دینار است، از این گفتهها معلوم میشود که در جاهلیت و آغاز اسلام قیمت یک دینار ده درهم بوده است ۔ امام «مالکؓ» در «موطا» مینویسد: «طبق مذهب صحیح که اختلافی در آن نزد ما نیست، زکات بر بیست دینار و دویست درهم نقره واجب است۔»(²)
آنان از اوزان رایج نیز استفاده میکردند، از میان این اوزان و پیمانهها صاع، مد، رطل، اوقیه و مثقال رواج داشتند ۔ عربها از این اوزان، واحدهای دیگری نیز ساخته بودند، با علم حساب نیز آشنایی داشتند ۔ قرآن مجید نیز در مورد توزیع ارث و تعیین سهام وارثان، طبق اصطلاح آنان سخن گفته است ۔
۔۔۔۔۔۔
منابع:
(¹) - مصنف ابن ابی شیبة: ۲۲۲/۳ ۔
(²) - «بلوغ الارب» از آلوسی ۔ و «التراتیب الاداریه» از عبد الحی کتانی ۔ «فقه الزکاة» دکتر یوسف قرضاوی ۔ «تفسیر ماجدی» از مولانا عبد الماجد دریابادی ۔
https://t.me/siratalrasool
1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾
اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازهگیری:
بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایههای هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از «شام» برمیگشت و سبب جنگ «بدر» شد ۔ این کاروان مشتمل بر یک هزار شتر بود که مبلغ دارایی و اموال آن بالغ بر ۵۰ هزار دینار بود ۔ اهل «مکه» با پول و اسکناسهای رومی، بیزانسی و ایرانی داد و ستد میکردند ۔
در «مکه» و جزیرهٔ العرب در آن زمان دو نوع سکه رواج داشت ۔ یکی درهم و دیگری دینار، دراهم بر دو قسم بودند . یکی دراهمی که بر آن مهر «فارس» زده شده بود، به این نوع دراهم «بغلیهٔ» و «سوداء دامیه» میگفتند ۔
نوع دوم دراهمی بودند که مهر «روم» بر آن قرار داشت به این نوع دراهم «طبریهٔ و بیزانسیه» میگفتند ۔ همه این دراهم از نقره ساخته میشدند ۔ اوزان آنها مختلف بود، به همین دلیل اهل «مکه» با وزن آنها را معامله میکردند ۔
از اقوال علما چنین بر میآید که درهمی که در شرع اعتبار شده وزن آن معادل پنجاه و پنج دانه جو بوده است و ده درهم برابر با هشت مثقال طلا میباشد، که هر مثقال طلای خالص معادل با ۷۲ دانه جو بوده است، طبق گفتار «ابن خلدون» اجماع بر همین بوده است ۔
سکّههای رایج در عهد نبوت اغلب از نقره بود، علما میگویند که در آن زمان رواج طلا کم بود ۔(¹)
امّا سکّههای دینار از طلا بود، این سکهها در زمان جاهلیت و در آغاز اسلام در «شام» و «حجاز» رایج بود، سکههای دینار در روم مسکوک میشد، و عکس پادشاه «روم» بر آن منقّش شده بود ۔ نام پادشاه را نیز بر روی آن حک کرده بودند ۔
طبق گفتار علّامه «ابن عـبدالبرؒ»، کلمه دینار در زبان عربی در اصل سکه قدیم «روم» (Denasius) گرفته شده است ۔ که هنوز در بعضی از کشورهای عربی رواج دارد و در «انجیل» نیز بارها ذکر شده است ۔ وزن دینار برابر با یک مثقال بود ۔
و یک مثقال خالص طلا، چنان که قبلاً گفته شد هموزن ۷۲ دانه جو متوسط بود و مشهور این است که وزن دینار در عهد جاهلیت و اسلام تغییر نیافت ۔
در «دائرهٔ المعارف الاسلامیهٔ» آمده است که دینار بیزانسی برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد ۔
بعضی از محققان میگویند: که وزن استاندارد دینار ۴/۵۵ گرم بوده است، امّا خلیفه «عبدالملک» وزن آن را به ۴/۲۵ گرم کاهش داد ۔
دانشمند خاورشناس، «زمبارو» ثابت کرده است که: مثقال «مکه» برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد، (مراجعه کنید به ماده دینار (۲۷۰/۹) نسبت بین درهم و دینار نسبت هفت با ده بود ۔ امّا مبادله سکههای دینار و درهم طبق کتابهای فقه و حدیث و تاریخ بدین صورت بود که هر دینار مساوی با ده درهم حساب میشد ۔
امام «ابوداودؒ» از «عمرو بن شعیب» روایت کرده است که بهای دیه در زمان رسول اکرم «۸۰۰ دینار یا هشت هزار درهم بود ۔ بعد از آن عمل صحابهؓ نیز بر همین بود ۔ بالاخره اجماع امت نیز بر همین قرار گرفت ۔ در احادیث معروف که درباره نصاب درهم بحث شده است و نیز طبق رأی جمهور فقها نصاب طلا بیست دینار است، از این گفتهها معلوم میشود که در جاهلیت و آغاز اسلام قیمت یک دینار ده درهم بوده است ۔ امام «مالکؓ» در «موطا» مینویسد: «طبق مذهب صحیح که اختلافی در آن نزد ما نیست، زکات بر بیست دینار و دویست درهم نقره واجب است۔»(²)
آنان از اوزان رایج نیز استفاده میکردند، از میان این اوزان و پیمانهها صاع، مد، رطل، اوقیه و مثقال رواج داشتند ۔ عربها از این اوزان، واحدهای دیگری نیز ساخته بودند، با علم حساب نیز آشنایی داشتند ۔ قرآن مجید نیز در مورد توزیع ارث و تعیین سهام وارثان، طبق اصطلاح آنان سخن گفته است ۔
۔۔۔۔۔۔
منابع:
(¹) - مصنف ابن ابی شیبة: ۲۲۲/۳ ۔
(²) - «بلوغ الارب» از آلوسی ۔ و «التراتیب الاداریه» از عبد الحی کتانی ۔ «فقه الزکاة» دکتر یوسف قرضاوی ۔ «تفسیر ماجدی» از مولانا عبد الماجد دریابادی ۔
https://t.me/siratalrasool
Telegram
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
موضوع کانال:
سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی
ارائهدهنده:
مولوی عبدالرحمن خوافی
هدف:
معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی
ارائهدهنده:
مولوی عبدالرحمن خوافی
هدف:
معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
🌴🕋🕌
به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ؛
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ
میدﺍﻧﻨﺪ!!!
آلپاچينو
@siratalrasool
به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ؛
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ
میدﺍﻧﻨﺪ!!!
آلپاچينو
@siratalrasool
🌴🕋🕌
اهمیت نماز
کسی نماز نمیخواند و در بارگاه الله تعالی سر تعظیم فرود نمیآورد، اگر صدها خوبی داشته باشد، گویا چیزی ندارد؛ زیرا وی با الله تعالی ارتباط ندارد و از دستور مهم و اکید او سرپیچی میکند، پس خوبی او با دیگران، چندان اعتباری ندارد.
دوش مرغی به صبح مینالید // عقل و صبرم ببُرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلِص را // مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را // بانگِ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم: این شرطِ آدمیّت نیست // مرغْ تسبیحگوی و من خاموش
@siratalrasool
اهمیت نماز
کسی نماز نمیخواند و در بارگاه الله تعالی سر تعظیم فرود نمیآورد، اگر صدها خوبی داشته باشد، گویا چیزی ندارد؛ زیرا وی با الله تعالی ارتباط ندارد و از دستور مهم و اکید او سرپیچی میکند، پس خوبی او با دیگران، چندان اعتباری ندارد.
دوش مرغی به صبح مینالید // عقل و صبرم ببُرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلِص را // مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را // بانگِ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم: این شرطِ آدمیّت نیست // مرغْ تسبیحگوی و من خاموش
@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
7⃣2⃣قسمت بیست و هفتم
موضوع:،محمد در دامن صحرا وقبیله بنی سعد
(نشر کلیب های سيرت آزاد و صدقه جاریه هست)
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
7⃣2⃣قسمت بیست و هفتم
موضوع:،محمد در دامن صحرا وقبیله بنی سعد
(نشر کلیب های سيرت آزاد و صدقه جاریه هست)
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾ اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازهگیری: بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایههای هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از…
🌴🕋🕌
2⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۲﴾
طبقه مرفه و ثروتمند قریش:
بعضی از خانوادههای «قریش» به داشتن مال و ثروت و رفاه معروف بودند ۔ از آنجمله «بنو امیه» و «بنو مخزوم» را میتوان نام برد ۔ از میان افراد، «ولید بن المغیره»، «عبدالعزی» و «ابولهب» و «ابوالحیحه بن سعید بن العاص بن امیه» (که در کاروان «قریش» که «ابو سفیان» آن را قیادت میکرد سی هزار دینار سرمایه گذاری کرده بود) و «عبداللّٰه بن ابی ربیعهٔ المخزومی» شهرت داشتند ۔ «عبداللّٰه بن جدعان التیمی» هم خیلی معروف بود، او کسی بود که در لیوان طلایی آب مینوشید و به فقرا و مساکین خوراک میداد، «عباس بن عبدالمطلب» نیز از ثروتمندان «قریش» بشمار میرفت، او ثروتش را برای مردم خرج میکرد و با ربا و بهره معامله مینمود تا این که اسلام آمد و رسول اکرم ﷺ «الغای ربا را اعلام نمود و از عموی خود «عباس» آغاز کرد و در موقع «حج الوداع» فرمود: اول ربا أصغه ربا العباس بن عبدالمطلب» (نخستین ربایی که من آن را ملغی علام میکنم ربای «عباس بن عبدالمطلب» است) ۔
در میان «قریش» افرادی خوشگذران بودند که مجالس شب نشینی ترتیب میدادند، در اتاقهای مبل دار و در کنار سفرههای رنگارنگ به مشروب خواری و میگساری میپرداختند ۔ معمولاً مجلس اشراف روبروی بیت اللّٰه برگزار میشد و بازار شعر گویی گرم میگشت ۔ شاعران بزرگ جاهلی مانند «لبید بن ربیعه» نویسنده «معلقه سبعه» شرکت میکردند ۔ میگویند فرشی برای «عبدالمطلب بن هاشم» در سایه خانه کعبه گذاشته میشد، فرزندانش به احترام وی دورادور فرش مینشستند و تا زمانی که او نمیآمد، هیچکس از فرزندانش بالای فرش نمینشست ۔
https://t.me/siratalrasool
2⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۲﴾
طبقه مرفه و ثروتمند قریش:
بعضی از خانوادههای «قریش» به داشتن مال و ثروت و رفاه معروف بودند ۔ از آنجمله «بنو امیه» و «بنو مخزوم» را میتوان نام برد ۔ از میان افراد، «ولید بن المغیره»، «عبدالعزی» و «ابولهب» و «ابوالحیحه بن سعید بن العاص بن امیه» (که در کاروان «قریش» که «ابو سفیان» آن را قیادت میکرد سی هزار دینار سرمایه گذاری کرده بود) و «عبداللّٰه بن ابی ربیعهٔ المخزومی» شهرت داشتند ۔ «عبداللّٰه بن جدعان التیمی» هم خیلی معروف بود، او کسی بود که در لیوان طلایی آب مینوشید و به فقرا و مساکین خوراک میداد، «عباس بن عبدالمطلب» نیز از ثروتمندان «قریش» بشمار میرفت، او ثروتش را برای مردم خرج میکرد و با ربا و بهره معامله مینمود تا این که اسلام آمد و رسول اکرم ﷺ «الغای ربا را اعلام نمود و از عموی خود «عباس» آغاز کرد و در موقع «حج الوداع» فرمود: اول ربا أصغه ربا العباس بن عبدالمطلب» (نخستین ربایی که من آن را ملغی علام میکنم ربای «عباس بن عبدالمطلب» است) ۔
در میان «قریش» افرادی خوشگذران بودند که مجالس شب نشینی ترتیب میدادند، در اتاقهای مبل دار و در کنار سفرههای رنگارنگ به مشروب خواری و میگساری میپرداختند ۔ معمولاً مجلس اشراف روبروی بیت اللّٰه برگزار میشد و بازار شعر گویی گرم میگشت ۔ شاعران بزرگ جاهلی مانند «لبید بن ربیعه» نویسنده «معلقه سبعه» شرکت میکردند ۔ میگویند فرشی برای «عبدالمطلب بن هاشم» در سایه خانه کعبه گذاشته میشد، فرزندانش به احترام وی دورادور فرش مینشستند و تا زمانی که او نمیآمد، هیچکس از فرزندانش بالای فرش نمینشست ۔
https://t.me/siratalrasool
Telegram
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
موضوع کانال:
سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی
ارائهدهنده:
مولوی عبدالرحمن خوافی
هدف:
معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی
ارائهدهنده:
مولوی عبدالرحمن خوافی
هدف:
معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
Audio
🌴🕋🕌
تلاوت سوره ی جمعه با صوت خاشع امیـرالقراء استاد صدیق منشاوی تقدیم به شما همراهان عزیز
شایان ذکر است که این فایل در استودیو لیبی به ضبط رسیده است.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
https://t.me/siratalrasool
تلاوت سوره ی جمعه با صوت خاشع امیـرالقراء استاد صدیق منشاوی تقدیم به شما همراهان عزیز
شایان ذکر است که این فایل در استودیو لیبی به ضبط رسیده است.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌
مصیبت بزرگ
بزرگترین مصیبت امت (اقرا) این است که کتاب خدا را نمیخوانندوبه علوم دیگر نیز اهمیت نمیدهند !
الله متعال از میان هزاران امر، در نخستین آیهی قرآنی به خواندن دستور میدهد و در پنج آیهی نخست، هشت مرتبه به علم و خواندن و پژوهش اشاره نموده است.
و نیز از میان صدها فریضه، در نخستین آیات به فرضیت خواندن و علم و دانش دستور میدهد.
اگر ما کتاب نخوانیم و به علم و دانش اهمیت ندهیم، چقدر از امتیاز بهترین امت برخوردار خواهیم بود؟
باید درین زمینه تأمل نموده و خویشتن را محاسبه کنیم.
@siratalrasool
مصیبت بزرگ
بزرگترین مصیبت امت (اقرا) این است که کتاب خدا را نمیخوانندوبه علوم دیگر نیز اهمیت نمیدهند !
الله متعال از میان هزاران امر، در نخستین آیهی قرآنی به خواندن دستور میدهد و در پنج آیهی نخست، هشت مرتبه به علم و خواندن و پژوهش اشاره نموده است.
و نیز از میان صدها فریضه، در نخستین آیات به فرضیت خواندن و علم و دانش دستور میدهد.
اگر ما کتاب نخوانیم و به علم و دانش اهمیت ندهیم، چقدر از امتیاز بهترین امت برخوردار خواهیم بود؟
باید درین زمینه تأمل نموده و خویشتن را محاسبه کنیم.
@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
8⃣2⃣قسمت بیست و هشتم
موضوع:،شق صدر و ووفات مادر بزرگوار ایشان آمنه بنت وهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
8⃣2⃣قسمت بیست و هشتم
موضوع:،شق صدر و ووفات مادر بزرگوار ایشان آمنه بنت وهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
از دل درسهای سيرت...
هر که وارد خانه ابوسفیان شود در امان است
قریش تلاش کرد تا جلوی دعوتش را بگیرد؛ اما موفق نشد؛ نه ترغیب ثمرببخش بود و نه ترساندن و ترهیب.
به قول عرب آخرین علاج، داغ کردن است. از این رو قریش عزمش را برای به قتل رساندن او جزم نمود. نقشه بسیار دقیق و عاقلانه بود: از هر قبیله یک مرد انتخاب شد تا اینکه خونش در میان قبایل پخش شود و بنی هاشم از انتقام گرفتن عاجز ماند و به دیه راضی شود؛ اما رسول خداﷺمشمول عنایت الهی بود. مطابق فرمان وحی علی را به جای خویش در رختخوابش قرار داد و در تاریکی شب همراه با ابوبکر قدم در مسیر هجرتی نهاد که قرار است چهره زمین را برای همیشه تغییر دهد.
روزها و سالها گذشته و مردی که دیروز تک و تنها از غار حرا خارج میشد، تبدیل به امتی گشته است. سپاهی آماده به خدمت و سربازانی جان بر کف دارد. ترازوی قدرت تغییر کرده و او امروز در آستانه مکه قرار گرفته و میخواهد روز روشن وارد شهر شود. او برای انتقام نیامده اما این شهر باید هویت خویش را پس بگیرد و خانه کعبه باید از آثار شرک و جهالت عاری شود.
پیش از ورود به مکه عباس به پیامبرﷺ میگوید ای رسول خدا! ابوسفیان مردی است که بزرگی و فخر را دوست دارد، اگر صلاح است چیزی را برایش قرار بده. وقتی وارد مکه شد به منادی خویش دستور داد که بگوید: هر که وارد کعبه شود ایمن است و هر که وارد خانه خودش شود نیز در امان است و هر کس وارد خانه ابوسفیان شود هم در امان است.
او تنها و تنها میخواست با این جمله دل ابوسفیان را به دست آورد وگرنه هیچ یک از مردم مکه مادامی که میتوانستند در خانه خود ایمن باشند نیازی به ورود به خانه ابوسفیان نداشتند.
این یکی از درسهای بزرگ زندگی است. مضمون این درس از این قرار است: آنچه را که مردم دوست دارند، مادامی که گناه نباشد به آنها عطا کن؛ زیرا این کار موجب تثبیت محبت و به دست آوردن دلهاست. انسانها فقط از نظر ظاهری شبیه یکدیگر هستند؛ اما از درون طبیعتهای گوناگونی دارند. برخی از مردم چنانند که اگر ایشان را در صدر مجلس ننشانی احساس میکنند که به آنها اهانت شده و برای برخی نیز مهم نیست که کجا بنشینند. برخی از مردم دوست دارند در حضور دیگران از ایشان تعریف شود اما برخی دیگر از این کار احساس خجالت میکنند و آن را نمیپسندند. با برخیها اگر شوخی کنی عصبانی میشوند و معرکهای به پا میکنند و تلاش برای راضی کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا نفوذ به اندیشه و درونشان کاری بس دشوار است. اما برخی دیگر چنانند که اگر خشمگینشان کنی و سپس در پی رضایتشان برآیی، فورا راضی میشوند. برخی را اگر دو روز ملاقات نکنی سرزنشت میکنند که چرا احوال ایشان را جویا نشدهای اما برخی دیگر چنانند که اگر بعد یک سال به دیدارشان بروی تو را مقصر ندانسته و این احساس را به تو میدهند که گویا همین دیروز با هم بودهاید.
خوی و سرشت مردم پیرامونت را بشناس و با آنها بر حسب خوی و طبیعتشان برخورد کن و به یاد داشته باش که پزشکان، تمام بیماریها را با یک دارو درمان نمیکنند. دارو باید از جنس بیماری باشد. برخورد با مردم نیز اینگونه است و دانستن طبیعت هر فرد و برخورد با وی بر آن اساس، هم برای تو و هم برای آنها بهتر و مناسبتر است.
@siratalrasool
از دل درسهای سيرت...
هر که وارد خانه ابوسفیان شود در امان است
قریش تلاش کرد تا جلوی دعوتش را بگیرد؛ اما موفق نشد؛ نه ترغیب ثمرببخش بود و نه ترساندن و ترهیب.
به قول عرب آخرین علاج، داغ کردن است. از این رو قریش عزمش را برای به قتل رساندن او جزم نمود. نقشه بسیار دقیق و عاقلانه بود: از هر قبیله یک مرد انتخاب شد تا اینکه خونش در میان قبایل پخش شود و بنی هاشم از انتقام گرفتن عاجز ماند و به دیه راضی شود؛ اما رسول خداﷺمشمول عنایت الهی بود. مطابق فرمان وحی علی را به جای خویش در رختخوابش قرار داد و در تاریکی شب همراه با ابوبکر قدم در مسیر هجرتی نهاد که قرار است چهره زمین را برای همیشه تغییر دهد.
روزها و سالها گذشته و مردی که دیروز تک و تنها از غار حرا خارج میشد، تبدیل به امتی گشته است. سپاهی آماده به خدمت و سربازانی جان بر کف دارد. ترازوی قدرت تغییر کرده و او امروز در آستانه مکه قرار گرفته و میخواهد روز روشن وارد شهر شود. او برای انتقام نیامده اما این شهر باید هویت خویش را پس بگیرد و خانه کعبه باید از آثار شرک و جهالت عاری شود.
پیش از ورود به مکه عباس به پیامبرﷺ میگوید ای رسول خدا! ابوسفیان مردی است که بزرگی و فخر را دوست دارد، اگر صلاح است چیزی را برایش قرار بده. وقتی وارد مکه شد به منادی خویش دستور داد که بگوید: هر که وارد کعبه شود ایمن است و هر که وارد خانه خودش شود نیز در امان است و هر کس وارد خانه ابوسفیان شود هم در امان است.
او تنها و تنها میخواست با این جمله دل ابوسفیان را به دست آورد وگرنه هیچ یک از مردم مکه مادامی که میتوانستند در خانه خود ایمن باشند نیازی به ورود به خانه ابوسفیان نداشتند.
این یکی از درسهای بزرگ زندگی است. مضمون این درس از این قرار است: آنچه را که مردم دوست دارند، مادامی که گناه نباشد به آنها عطا کن؛ زیرا این کار موجب تثبیت محبت و به دست آوردن دلهاست. انسانها فقط از نظر ظاهری شبیه یکدیگر هستند؛ اما از درون طبیعتهای گوناگونی دارند. برخی از مردم چنانند که اگر ایشان را در صدر مجلس ننشانی احساس میکنند که به آنها اهانت شده و برای برخی نیز مهم نیست که کجا بنشینند. برخی از مردم دوست دارند در حضور دیگران از ایشان تعریف شود اما برخی دیگر از این کار احساس خجالت میکنند و آن را نمیپسندند. با برخیها اگر شوخی کنی عصبانی میشوند و معرکهای به پا میکنند و تلاش برای راضی کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا نفوذ به اندیشه و درونشان کاری بس دشوار است. اما برخی دیگر چنانند که اگر خشمگینشان کنی و سپس در پی رضایتشان برآیی، فورا راضی میشوند. برخی را اگر دو روز ملاقات نکنی سرزنشت میکنند که چرا احوال ایشان را جویا نشدهای اما برخی دیگر چنانند که اگر بعد یک سال به دیدارشان بروی تو را مقصر ندانسته و این احساس را به تو میدهند که گویا همین دیروز با هم بودهاید.
خوی و سرشت مردم پیرامونت را بشناس و با آنها بر حسب خوی و طبیعتشان برخورد کن و به یاد داشته باش که پزشکان، تمام بیماریها را با یک دارو درمان نمیکنند. دارو باید از جنس بیماری باشد. برخورد با مردم نیز اینگونه است و دانستن طبیعت هر فرد و برخورد با وی بر آن اساس، هم برای تو و هم برای آنها بهتر و مناسبتر است.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
اگر وفاداری به خاک و سرزمین میبود، پیامبر صلی الله علیه و سلم مکه را ترک نمیکرد،
اگر وفاداری به قبیله میبود، هرگز با قریش نمیجنگید،
و اگر به خانواده میبود، از ابولهب بیزاری نمیجست،
اما این عقیده است که از خاک و خون ارزشمندتر است!
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
اگر وفاداری به خاک و سرزمین میبود، پیامبر صلی الله علیه و سلم مکه را ترک نمیکرد،
اگر وفاداری به قبیله میبود، هرگز با قریش نمیجنگید،
و اگر به خانواده میبود، از ابولهب بیزاری نمیجست،
اما این عقیده است که از خاک و خون ارزشمندتر است!
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
Audio
🌴🕋🕌
تلاوت آیات آخر سوره ی زمر را با صدای استاد محمد صدیق منشاوی
تقدیم میکنیم به دوستداران ایشان
(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
@siratalrasool
تلاوت آیات آخر سوره ی زمر را با صدای استاد محمد صدیق منشاوی
تقدیم میکنیم به دوستداران ایشان
(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
@siratalrasool
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 2⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۲﴾ طبقه مرفه و ثروتمند قریش: بعضی از خانوادههای «قریش» به داشتن مال و ثروت و رفاه معروف بودند ۔ از آنجمله «بنو امیه» و «بنو مخزوم» را میتوان نام برد ۔ از میان افراد، «ولید بن المغیره»، «عبدالعزی» و «ابولهب» و «ابوالحیحه…
🌴🕋🕌
3⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۳﴾
صنایع و فرهنگ و ادب در مکه:
در «مکه» صنعتهای بزرگی وجود نداشت، زیرا اهل «مکه» کارهای صنعتی را حقیر میشمردندو از آن احساس عار میکردند معمولاً این کارها را عجمها و بردگان انجام میدادند، البته بعضی از هنرها و کارها بود که اهل «مکه» به انجام آن مجبور بودند، میگویند حضرت «خبّاب بن أرت» آهنگری بود که شمشیر میساخت ۔
اهل «مکه» در کارهای ساختمانی (که چارهای جز آن نبود) به کارگران و کارشناسان «ایران» و «روم» متوسل میشدند ۔
در «مکه» تعدادی از مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولی اکثریت آنها بیسواد بودند و بی سوادی بر آنها غالب بود ۔ به همین دلیل قرآن آنان را به «الامیین» لقب داده و فرموده است:
﴿هُوَ اَلَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّیْنَ رَسُولاً مِنْهُمْ﴾ (¹)
«اوست خدایی که در میان بیسوادان پیامبری از خودشان مبعوث فرمود» ۔
مردم «مکه» در ظریف پسندی و حسن سلیقه در میان تمام مناطق شبه جزیرهٔ العرب ضرب المثل بودند ۔ موقعیت «مکه» مانند پایتخت یک کشور بود ۔
زبان «مکه» معیار و مورد اعتماد برای مردم اطراف شبه جزیره بود، اهل «مکه» از نظر تعبیر و نطق، بلیغترین و فصیحترین عربها بشمار میآمدند و زبانشان از آمیزش زبانهای عجمی و لهجههای دیگر محفوظ تر بود ۔
از نظر تناسب اندام و زیباییهای آفرینش و خوش تیپی و صفات خوب از میان سایر مردم ممتاز بودند، مجموعه صفات و خوبیهای آن را میتوان با لفظ مروت و جوانمردی تعبیر نمود، شعرا و سخنرانان عربی نیز در اشعار و سخنان خود مروت و جوانمردی اهل «مکه» را مورد ستایش قرار داده اند، آری به همین دلیل بود که، آنها در خوبی و بدی پیشوای مردم بودند ۔
اهل «مکه» به نسب شناسی، شعر، علم نجوم و قیافه شناسی توجه خاصی داشتند و تا حدی به علم طب نیز که به تجربه رسیده یا از گذشتگان منقول بود، علاقه مند بودند ۔ در مورد شناخت دقیق اسبها و صفات آنان مهارت داشتند ۔ بعضی از روشهای معالجه و درمان عبارت بودند از: داغ کردن، قطع اعضای فاسد، حجامت و استعمال دارو ۔
منبع:
(¹) - سورة الجمعة: ۲ ۔
https://t.me/siratalrasool
3⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۳﴾
صنایع و فرهنگ و ادب در مکه:
در «مکه» صنعتهای بزرگی وجود نداشت، زیرا اهل «مکه» کارهای صنعتی را حقیر میشمردندو از آن احساس عار میکردند معمولاً این کارها را عجمها و بردگان انجام میدادند، البته بعضی از هنرها و کارها بود که اهل «مکه» به انجام آن مجبور بودند، میگویند حضرت «خبّاب بن أرت» آهنگری بود که شمشیر میساخت ۔
اهل «مکه» در کارهای ساختمانی (که چارهای جز آن نبود) به کارگران و کارشناسان «ایران» و «روم» متوسل میشدند ۔
در «مکه» تعدادی از مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولی اکثریت آنها بیسواد بودند و بی سوادی بر آنها غالب بود ۔ به همین دلیل قرآن آنان را به «الامیین» لقب داده و فرموده است:
﴿هُوَ اَلَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّیْنَ رَسُولاً مِنْهُمْ﴾ (¹)
«اوست خدایی که در میان بیسوادان پیامبری از خودشان مبعوث فرمود» ۔
مردم «مکه» در ظریف پسندی و حسن سلیقه در میان تمام مناطق شبه جزیرهٔ العرب ضرب المثل بودند ۔ موقعیت «مکه» مانند پایتخت یک کشور بود ۔
زبان «مکه» معیار و مورد اعتماد برای مردم اطراف شبه جزیره بود، اهل «مکه» از نظر تعبیر و نطق، بلیغترین و فصیحترین عربها بشمار میآمدند و زبانشان از آمیزش زبانهای عجمی و لهجههای دیگر محفوظ تر بود ۔
از نظر تناسب اندام و زیباییهای آفرینش و خوش تیپی و صفات خوب از میان سایر مردم ممتاز بودند، مجموعه صفات و خوبیهای آن را میتوان با لفظ مروت و جوانمردی تعبیر نمود، شعرا و سخنرانان عربی نیز در اشعار و سخنان خود مروت و جوانمردی اهل «مکه» را مورد ستایش قرار داده اند، آری به همین دلیل بود که، آنها در خوبی و بدی پیشوای مردم بودند ۔
اهل «مکه» به نسب شناسی، شعر، علم نجوم و قیافه شناسی توجه خاصی داشتند و تا حدی به علم طب نیز که به تجربه رسیده یا از گذشتگان منقول بود، علاقه مند بودند ۔ در مورد شناخت دقیق اسبها و صفات آنان مهارت داشتند ۔ بعضی از روشهای معالجه و درمان عبارت بودند از: داغ کردن، قطع اعضای فاسد، حجامت و استعمال دارو ۔
منبع:
(¹) - سورة الجمعة: ۲ ۔
https://t.me/siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
9⃣2⃣قسمت بیست و نهم
موضوع:،سفر به شام همراه عمویش ابوطالب و ماجرای معرکه الاراءبحیری راهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
9⃣2⃣قسمت بیست و نهم
موضوع:،سفر به شام همراه عمویش ابوطالب و ماجرای معرکه الاراءبحیری راهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید؛
آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه هرگز احساس حماقت نمیکنند، چون خوب بودن برای آنها عادت شده آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند.
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند.
آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند.
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست
سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید.
توانايى صحبت كردن به زبان هاى مختلف سرمايه اى با ارزش است. اما توانايى بسته نگه داشتن دهان و سكوت كردن به هر زبانى گرانبها و بى قيمت است.
@siratalrasool
هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید؛
آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه هرگز احساس حماقت نمیکنند، چون خوب بودن برای آنها عادت شده آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند.
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند.
آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند.
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست
سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید.
توانايى صحبت كردن به زبان هاى مختلف سرمايه اى با ارزش است. اما توانايى بسته نگه داشتن دهان و سكوت كردن به هر زبانى گرانبها و بى قيمت است.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
از هیچکس ناامید مشو:
جادوگرانی که برای مقابله با موسی آمده بودند، به دار آویخته شدند،
اما دارآویختن، آنها را از ایمانشان بازنگرداند.
به هیچکس بیش از حد اعتماد نکن:
همانهایی که با موسی از دریا گذشته و نجات یافتند، گوسالهپرست شدند.
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
از هیچکس ناامید مشو:
جادوگرانی که برای مقابله با موسی آمده بودند، به دار آویخته شدند،
اما دارآویختن، آنها را از ایمانشان بازنگرداند.
به هیچکس بیش از حد اعتماد نکن:
همانهایی که با موسی از دریا گذشته و نجات یافتند، گوسالهپرست شدند.
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
Forwarded from {تــوشــــۀ آخــرت}
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا وقتی زندگی سخت میشود، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است: «حتماً جادو شدهام!»
استاد مفتی محمدقاسم قاسمی (حفظه الله)
✨🕋࿐ʲᵒᶦⁿ↷
@Quran_AZimoshan
استاد مفتی محمدقاسم قاسمی (حفظه الله)
✨🕋࿐ʲᵒᶦⁿ↷
@Quran_AZimoshan
یس 55 تا آخر - رادیو دمشق
منشاوی - کانال محمد سلیمی
🌴🕋🕌
سوره مبارکه یس از آیات ۵۵ تا آخر
با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
https://t.me/siratalrasool
سوره مبارکه یس از آیات ۵۵ تا آخر
با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
https://t.me/siratalrasool