سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
6.06K subscribers
144 photos
165 videos
8 files
1.59K links
موضوع کانال:
سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی
ارائه‌دهنده:
مولوی عبدالرحمن خوافی
هدف:
معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان
Download Telegram
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 7⃣2⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۲۷﴾ واقعه فیل و تأثیر آن بر عرب‌ها: چون خداوند متعال مهاجمان «حبشه» را از «مکه» بیرون راند و عذاب خود  را بر آنان فرو فرستاد، عرب‌ها سخت تحت تأثیر این واقعه قرار گرفتند و به عظمت «قریش» پی برده و گفتند: واقعاً «قریش» خاصان…
🌴🕋🕌
8⃣2⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۲۸﴾

مکه در زمان بعثت

رسول اکرم  و ظهور اسلام

☜︎︎︎مکه شهری بزرگ بود، نه روستایی کوچک:
عده زیادی از مردم که در مورد اوضاع عصر بعثت، تاریخ عرب‌ها و عادات و رسوم آنها اطلاع و آگاهی وسیعی ندارند، چنین فکر می‌کنند «مکه» روستای کوچکی بوده که از نظر تمدن و از حیث اجتماعی در مرحله ابتدایی قرار داشته و صرفاً مسکن و مرکز چند قبیله بوده است که به زندگی چادر نشینی خو کرده بودند، و در میان آغل گوسفندان و اصطبل های حیواناتی مانند شتر و اسب زندگی می‌کرده و در اطراف در‌‌ه‌ها و کوهها پراکنده بوده‌اند، غذایشان نان خشک و گوشت شتر بوده است که بختن آن را نیز خوب نمی‌دانسته‌اند ۔ لباسهایشان از پشم شتر بوده است و از اغذیه لذیذ و پوشاک زیبا و وسعت فکر و اندیشه و حیات مرفه بهره‌ای نداشته اند ۔ اما؛ این تصور تاریک از «مکه» با واقعیت تاریخی و آنچه در دیوان های شعر و ادب آمده است، اصلاً مطابقت ندارد ‌۔ کما این که تصویر فوق با مکه‌ای که قرآن کریم آن را «ام القری» وصف می‌کند کاملاً مغایرت دارد:

﴿وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ اَلْقُرىٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ تُنْذِرَ يَوْمَ اَلْجَمْعِ لاٰ رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي اَلْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي اَلسَّعِيرِ﴾ (¹)

«این چنین قرآن کریمی را که به زبان عربی است، به تو وحی کردیم، تا اهل مکه و اطراف آن را بیم دهی، و (مردم) را از روز گردهمایی که شک و تردیدی در وقوع آن نیست، بترسانی، (در آن روز) گروهی در بهشت به سر می‌برند و دسته‌ای در آتش»

در جایی دیگر می‌فرماید: ﴿وَ اَلتِّيْنِ وَ اَلزَّيْتُونِ ۞ وَ طُورِ سِينِينَ ۞ وَ هَذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِيْنِ﴾(²)

«قسم به انجیر و زیتون و قسم به طور سینا و قسم به این شهر امن»

در جای دیگری آمده است: ﴿لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ ۞ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ﴾ (³)

«سوگند به این شهر، و تو ساکن آن هستی»

آنچه واقعیت دارد این است که «مکه» در نیمه قرن پنجم میلادی به مرحله تمدن رسید، گرچه این تمدن در دایره محدودی بود ۔ در این دوران، «مکه» تحت یک نظام دست جمعی براساس تقسیم کار و واگذاری مسئولیت‌ها به افراد مختلف اداره می‌شد ۔ «قصی بن کلاب» جد پنجم حضرت رسول اکرم ﷺ در رأس این نظام بود ۔ مساحت «مکه» در ابتدا بسیار محدود بود که در میان دو کوه یکی جبل «ابوقبیس» که مشرف بر صفا است و دیگری جبل «احمر» که در جاهلیت بنام «اعرف» معروف بود و مشرف بر وادی «قعیقعان» است، قرار داشت ۔

اما «مکه» با وجود این محدودیت، و با توجه به وقوع بیت اللّٰه و مقام و مرتبه متولیان و خدمتگزاران آن و امنیت و آرامشی که در آنجا حکمفرما بود، کشش و جاذبه خاصی برای سایر قبایل داشت ۔ به همین دلیل جمعیت آن اضافه شد و خانه‌های ساخته شده از سنگ و گل جای چادر و خیمه را گرفتند ۔ بالاخره آبادانی از مسجد الحرام گرفته تا بطحای «مکه» توسعه یافت ۔

نخست سقف خانه‌ها را به احترام بیت‌اللّٰه به شکل مربع نمی‌ساختند، اما کم کم در این زمینه وسعت قایل شدند، البته سقف خانه‌ها را بلندتر از کعبه نمی‌ساختند ۔ بعضی از اهل تاریخ می‌‌گویند که اهالی «مکه» خانه‌هایشان را بنابر احترام کعبه به شکل دایره می‌ساختند و اولین کسی که خانه خود را به شکل مربع ساخت «حمید بن زهیر» بود که «قریش» او را بدیده اکراه می‌نگریستند ۔

خانه‌های بزرگان و ثروتمندان «مکه» معمولاً با سنگ ساخته می‌شد و دارای چند اتاق بود که دو به دو مقابل هم قرار داشتند، تا بیرون شدن زنان از در دیگر، هنگام ورود میهمان مشکلی بهمراه نداشته باشد ۔
منابع:
(¹) - سورة الشوری: ۷ ۔
(²) - سورة التین: ۱-۲-۳ ۔
(³) - سورة البلد: ۱-۲ ۔

https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌

حقیقت تلخ

یکی از سکولارهای فمنیست در یکی از جلسات می گفت:

حق زن است که برای حفظ زیبایی‌اش از بچه دار شدن خودداری کند!

یکی از حاضران جواب داد:

ای کاش که مادرت هم برای حفظ زیبایی‌اش اقدام می‌کرد و تو را به دنیا نمی‌آورد.!!


@siratalrasool
🌴🕋🕌
یاران همدل و همراه

هر ثانیه، هر دقیقه، هر ساعت و هر شبانه روزی که می‌گذرد به همان اندازه عقربه عمر مان بپایان خود نزدیک و نزدیکتر شده و فرصت بی‌بدیل حیات یا زندگی از کف مان می‌رود.
خوش‌بحال آنانی که این ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها و شب و روز های غیر قابل بازگشت زندگی خویش را صرف شناخت خالق، خدمت خلق و اعلای حق می‌نمایند و برعکس صد اسفا به حال آن‌هایی که این ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها و شب و روزهای حیات شان را در غفلت و دوری از خدا جل جلاله و ضرر رساندن به خلق‌الله ضایع می‌کنند.



@siratalrasool
سورة الكهف بتلاوة نجدية تأسر القلوب للشيخ خالد الجليل من رمضان 1438_144p
🌴🕋🕌
سوره مبارکه کهف

قاری خالد جلیل

رسول الله صلی الله علیه وسلم:
«هرکس در روز جمعه سوره کهف را بخواند
فاصلەی بین دو جمعەاش نورانی میشود.»

سنت_های_روز_جمعه:
➊- قرائت سوره‌ی کهف،
➋- غسل نمودن،
➌- مسواک زدن،
➍- استفاده ازخوشبویی،
➎- پوشیدن لباس نو،
➏- دعا نمودن در روز جمعه،
➐- زیاد درود فرستادن بر رسول اللهﷺ
➑- زود رفتن به مسجد.
‌‎‌‌‌‎‌
(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)

@siratalrasool
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 8⃣2⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۲۸﴾ مکه در زمان بعثت رسول اکرم  و ظهور اسلام ☜︎︎︎مکه شهری بزرگ بود، نه روستایی کوچک: عده زیادی از مردم که در مورد اوضاع عصر بعثت، تاریخ عرب‌ها و عادات و رسوم آنها اطلاع و آگاهی وسیعی ندارند، چنین فکر می‌کنند «مکه» روستای کوچکی…
🌴🕋🕌
9⃣2⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۲۹﴾

بازسازی جدید مکه و سازنده آن:

توسعه و بازسازی جدید «مکه» توسط «قصی بن کلاب» صورت گرفت، او کسی بود که «قریش» را متحد کرد و در «مکه» اسکان داد و برای هر فردی جای مخصوصی را نشانه گذاری کرد که در اصطلاح عرب‌ها آن را «رباع» می‌گویند، بعد از «قصی»، فرزندانش نیز مانند او عمل کردند و در واگذاری زمینهای مسکونی روش او را ادامه دادند و در بعضی از زمینها خودشان سکونت نموده و بعضی را به دیگران می‌فروختند ۔ «قریش» به همین منوال در «مکه» زندگی کردند، بدون این که در میانشان اختلاف و نزاعی صورت بگیرد ۔

تنظیم برنامه زندگی و تقسیم
مدیریت‌ها و مسئولیتها:

«قصی بن کلاب» سرپرستی مردم «مکه» و قوم خود را به عهده گرفت، مسئولیت پرده‌داری، سقایه، رفاده، ندوه و لواء بدست او بود۔ (¹) او کسی بود که «دارالندوهٔ» را نزدیک مسجد الحرام تأسیس کرد و دروازه آن را به طرف کعبه قرار داد، «دارالندوهٔ» هم خانه «قصی بن کلاب» بود و هم محل تجمع و مرکز مشورت‌ها و حل و فصل قضایا محسوب می‌شد و مسایل ازدواج و مشورت‌های مهم در همین مرکز انجام می‌گرفت ۔ اگر علیه یکی از قبایل تصمیم جنگ می‌گرفتند در همین جایگاه آن را به تصویب می‌رساندند، حتی دخترانی که به سن بلوغ می‌رسیدند، مراسم روسری پوشی شان در همین محل انجام می‌گرفت، شخصیت «قصی» در میان قومش در زمان حیات و بعد از مرگش بسیار محترم بود و فرمانش جنبه دینی داشت که هیچگاه بر خلاف آن عمل نمی‌شد ۔

قانون بر این بود که بجز فرزندان «قصی» بقیه افراد تنها در صورتی می‌توانستند وارد «دارالندوهٔ» بشوند که سنشان به ۴۰ سال رسیده باشد، اما «بنوقصی» همگی حق شرکت داشتند، حتی هم پیمانهای «قصی»، کوچک و بزرگ شرکت می‌کردند ۔ «دارالندوهٔ» به قبایل ذیل اختصاص داشت: «هاشم»، «امیه»، «مخزوم»، «جمح»، «سهم»، «تیم»، «عدی»، «نوفل» و «زهره»، اینها مجموعاً ده خاندان بودند ۔
بعد از مرگ «قصی» مسئولیت‌ها تقسیم شد، سقایه به «بنی هاشم»، عقاب (پرچم قریش) به «بنی امیه»، رفاده به «بنی نوفل»، لواء و خدمتگزاری خانه کعبه و نگهبانی آن به «بنی عبدالدار» و مشورت به «بنی اسد» تفویض گردید ۔ مسئولیت‌های فوق به کسانی از «قریش» واگذار می‌شد که به فضل و کمال و صلابت رأی معروف بودند ۔

حضرت «ابوبکر صدیقؓ» که از «بنی تمیم» بود، مسئولیت جریمه‌ها و دیات را عهده‌دار بود، وی هرگاه مسئولیتی را قبول می‌کرد، «قریش» او را تأیید می‌کردند ۔ «خالد بن ولیدؓ» از قبیله «بنی مخزوم» مسئول «قبه» و «اعنه» بود، «قبه» به خیمه‌ای می‌گفتند که در آن وسایل جنگی و ابزار و آلات نظامی گذاشته می‌شد، منظور از «اعنه» ابزار و آلاتی بود که در دوران جنگ بر پشت اسب می‌گذاشتند) ۔
حضرت «عمر بن الخطابؓ» مسئولیت سفارت را به عهده داشت، هرگاه بین «قریش» و دیگران جنگی در می‌گرفت، حضرت «عمر» را به عنوان سفیر می‌فرستادند تا با طرف مقابل گفتگو و مذاکره نماید، و اگر با یکی از قبایل مسئله مفاخره پیش می‌آمد حضرت «عمر» را به عنوان مدافع انتخاب می‌کردند .«صفوان بن امیه» از «بنی جمح» مسئول ایسار و ازلام » بود، (²) هیچ اقدام بزرگی بدون این کار صورت نمی‌گرفت، برقراری نظم و انتظامات و جمع آوری اموالی که بنام بتها تقدیم می‌شد، به عهده «حارث بن قیس» بود ۔ این مسئولیت‌های مهم بطور ارث از پدران به فرزندان منتقل می‌شد ۔
۔۔۔۔
(¹) - حجابه: یعنی نگهبانی بیتّ اللّٰه و سقایه یعنی آب دادن به حجاج و رفاده یعنی دعوت عمومی و سالیانه حجاج - ندوه یعنی مجلس شورا - لواء: یعنی امور جنگی ۔
(²) - ایسار و ازلام به تیرهایی گفته می‌شد که برای قرعه و قمار مورد استفاده قرار می گرفتند بر آنها علامت بلی و خیر نوشته شده بود ۔



https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌
انسان موجودی است که ظرفیت بی‌نهایت خوب شدن همچون پیامبران و اولیای الهی را دارد
که خاص بخاطر رضایتمندی او تعالی و نجات بشریت از همه چیز خود از جان و مال خود گذشتند و به تعبیر دیگر خویش را فدا نمودند تا دیگران به آسایش و آرامش برسند.

واز طرفی در سوی مقابل ظرفیت بی‌نهایت بد شدن همچون فرعون، نمرود، چنگیز، مائو، موسولینی، چرچیل، بوش، بایدن، ترامپ، نتانیاهو و سایر مفسدین و مستکبرین حال و گذشته جهان که بخاطر منافع نفسی و شهوانی خویش میلیون‌ها انسان را قتل عام و سلاخی کردند و می‌کنند را دارد.

موسی و فرعون در هستی توست
باید این دو خصم را در خویش جست
((مولانا))


@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌

🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی

#۳۶۵_روز_با_پیامبر

5⃣2⃣قسمت بیست و پنجم

موضوع :ازدواج عبدالله و آمنه بنت وهب


(نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
Audio
🌴🕋🕌

تلاوت صوتی زیبای استاد شحات محمد انور شامل سوره مبارکه قاف آیات37 تا آخر و همچنین سوره های مبارکه انفطار، شمس و کوثر که در سال 1369 در ایران اجراء شده است

https://t.me/siratalrasool
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 9⃣2⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۲۹﴾ بازسازی جدید مکه و سازنده آن: توسعه و بازسازی جدید «مکه» توسط «قصی بن کلاب» صورت گرفت، او کسی بود که «قریش» را متحد کرد و در «مکه» اسکان داد و برای هر فردی جای مخصوصی را نشانه گذاری کرد که در اصطلاح عرب‌ها آن را «رباع»…
🌴🕋🕌
0⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۰﴾

فعالیت‌های بارزگانی و صادرات و واردات:

قریشی‌ها به منظور تجارت، دو مسافرت انجام می‌دادند ۔ یکی به طرف «شام» در فصل تابستان و دیگری به سوی «یمن» در زمستان ۔ ماههای رجب، ذی القعده، ذوالحجه و محرم را بسیار محترم می‌شمردند و گرامی می‌داشتند ۔ در این ماهها از جنگ خوداری می‌کردند ‌۔ بازارهای تجارت را در این ماهها نزدیک کعبه و در داخل حدود حرم برگزار می‌کردند ۔ مردم از نقاط دوردست شبه جزیره برای شرکت در این بازارها می‌آمدند و وسایل مورد نیاز خود را بدست می آوردند ۔ در «مکه» بازارهای متعددی وجود داشت که نشانگر تمدن  و فرهنگ شهر نشینی «مکه» در آن روزگار است ‌۔ از آن جمله می‌توان بازار عطر فروشان، بازار میوه فروشی و بازار رطب را نام برد ۔ آرایش گران و سلمانی‌ها بازار به خصوصی داشتند ۔ این بازارها بسیار وسیع و گسترده بود و در آن گندم، روغن، عسل، حبوبات و غیره که کاروان‌ها از خارج وارد می‌کردند، معامله می‌شد ۔ «یمامه» بازار غله برای اهل «مکه» به شمار می‌رفت، علاوه بر بازارهای فوق کوچه‌ای مخصوص کفش فروشان و بازاری مخصوص پارچه فروشان بود ۔

اهالی «مکه» پارک‌ها و تفریحگاه‌هایی داشتند که جوانان در فصل گرما در آنجا جمع می‌شدند ۔ کسانی که زندگی مرفهی داشتند زمستان‌ها را در «مکه» و تابستان‌ها را در طائف می‌گذراندند ۔ بسیاری از جوانان «مکه» به شیک پوشی و تجمل گرایی شهرت داشتند ‌۔ لباسهای بعضی از آنها تا دویست درهم قیمت داشت ۔ فعالیتهای تجاری «مکه» به اوج خود رسیده بود بطوریکه تجار «مکه» به آفریقا و آسیا مسافرت می‌کردند و از هر شهری چیزهای خوب و ظریف و مورد نیاز را به «مکه» حمل می‌نمودند ‌۔ آنان معمولاً از «آفریقا» صمغ، عاج، خشت‌های طلا، و چوب آبنوس و از «یمن» پوست، بخور و پارچه و از «عراق» ادویه‌جات و از «هند» طلا، حلب، سنگهای گرانبها، چوب صندل، ادویه و زعفران و از «مصر» و «شام» روغن زیتون، غلات، اسلحه، ابریشم و مشروبات وارد می‌کردند ‌۔ بعضی از این اجناس بسیار جالب را برای پادشاهان و امرا به عنوان سوغات می‌فرستادند ۔ بهترین جنس در این خصوص پوست بود ۔ هنگامیکه «قریش» دو نماینده خود «عبداللّٰه بن ربیعه» و «عمرو بن العاص بن وائل» را به ملاقات «نجاشی» پادشاه «حبشه» فرستادند تا مسلمانان مهاجر را از «حبشه» برگردانند، هدیه‌هایی که آنان برای «نجاشی» ارسال کردند، شامل مقداری پوست نیز بود ۔ از میان زنان نیز تعدادی به تجارت مشغول بودند و در ارسال کاروان های تجاری به «شام» و جاهای دیگر فعالیت داشتند ۔ یکی از معروف‌ترین این زنان «خدیجه بنت خویلد» و «حنظلیه مادر «ابوجهل» بود ۔ قرآن کریم نیز اشاره‌ای به همین موضوع دارد ۔

﴿..لِلرِّجَالِ نَصِيْبٌ مِمَّا اِكْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيْبٌ مِمَّا اِكْتَسَبْنَ...﴾ (¹)

«مردان نصیبی دارند از آنچه به دست می‌آورند، و زنان (هم) نصیبی دارند از آنچه کسب می‌کنند»
۔۔۔۔۔۔
منبع:
(¹) - سورة النساء: ۳۲

https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌

هرگز نه از دزدان بترسیم
نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیند
خطرات کوچکند
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های
ما هستند. آدمکش های واقعی
نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای
ما را یا کیسه های پولمان را
تهدید می کند ..نیندیشیم جز
در آنچه که روحمان را تهدید می کند!


ویکتور هوگو


@siratalrasool
🌴🕋🕌

هنگامی که در زندگی اوج میگیری
دوستانت می فهمند
تو چه کسی بودی
اما هنگامی که تو زندگی،
زمین میخوری...
آنوقت تو می فهمی
که دوستانت چه کسانی بودند.!!


سقراط


@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌

🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی

#۳۶۵_روز_با_پیامبر

6⃣2⃣قسمت بیست و ششم

موضوع:تولد رسول اکرم صلی الله علیه و سلم


(نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
Audio
🌴🕋🕌

سوره ی مبارکه ی اعراف آیات 88-128 با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.

(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی )

https://t.me/siratalrasool
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 0⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۰﴾ فعالیت‌های بارزگانی و صادرات و واردات: قریشی‌ها به منظور تجارت، دو مسافرت انجام می‌دادند ۔ یکی به طرف «شام» در فصل تابستان و دیگری به سوی «یمن» در زمستان ۔ ماههای رجب، ذی القعده، ذوالحجه و محرم را بسیار محترم می‌شمردند…
🌴🕋🕌
1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾

اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازه‌گیری:

بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایه‌های هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگ‌ترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از «شام» برمی‌گشت و سبب جنگ «بدر» شد ۔ این کاروان مشتمل بر یک هزار شتر بود که مبلغ دارایی و اموال آن بالغ بر ۵۰ هزار دینار بود ۔ اهل «مکه» با پول و اسکناسهای رومی، بیزانسی و ایرانی داد و ستد می‌کردند ۔

در «مکه» و جزیرهٔ العرب در آن زمان دو نوع سکه رواج داشت ۔ یکی درهم و دیگری دینار، دراهم بر دو قسم بودند . یکی دراهمی که بر آن مهر «فارس» زده شده بود، به این نوع دراهم «بغلیهٔ» و «سوداء دامیه» می‌گفتند ۔

نوع دوم دراهمی بودند که مهر «روم» بر آن قرار داشت به این نوع دراهم «طبریهٔ و بیزانسیه» می‌گفتند ۔ همه این دراهم از نقره ساخته می‌شدند ۔ اوزان آنها مختلف بود، به همین دلیل اهل «مکه» با وزن آنها را معامله می‌کردند ۔
از اقوال علما چنین بر می‌آید که درهمی که در شرع اعتبار شده وزن آن معادل پنجاه و پنج دانه جو بوده است و ده درهم برابر با هشت مثقال طلا می‌باشد، که هر مثقال طلای خالص معادل با ۷۲ دانه جو بوده است، طبق گفتار «ابن خلدون» اجماع بر همین بوده است ۔
سکّه‌های رایج در عهد نبوت اغلب از نقره بود، علما می‌گویند که در آن زمان رواج طلا کم بود ۔(¹)
امّا سکّه‌های دینار از طلا بود، این سکه‌ها در زمان جاهلیت و در آغاز اسلام در «شام» و «حجاز» رایج بود، سکه‌های دینار در روم مسکوک می‌شد، و عکس پادشاه «روم» بر آن منقّش شده بود ۔ نام پادشاه را نیز بر روی آن حک کرده بودند ۔
طبق گفتار علّامه «ابن عـبدالبرؒ»، کلمه دینار در زبان عربی در اصل سکه قدیم «روم» (Denasius) گرفته شده است ۔ که هنوز در بعضی از کشورهای عربی رواج دارد و در «انجیل» نیز بارها ذکر شده است ۔ وزن دینار برابر با یک مثقال بود ۔

و یک مثقال خالص طلا، چنان که قبلاً گفته شد هموزن ۷۲ دانه جو متوسط بود و مشهور این است که وزن دینار در عهد جاهلیت و اسلام تغییر نیافت ۔

در «دائرهٔ المعارف الاسلامیهٔ» آمده است که دینار بیزانسی برابر با ۴/۲۵ گرم می‌باشد ۔

بعضی از محققان می‌گویند: که وزن استاندارد دینار ۴/۵۵ گرم بوده است، امّا خلیفه «عبدالملک» وزن آن را به ۴/۲۵ گرم کاهش داد ۔

دانشمند خاورشناس، «زمبارو» ثابت کرده است که: مثقال «مکه» برابر با ۴/۲۵ گرم می‌باشد، (مراجعه کنید به ماده دینار (۲۷۰/۹) نسبت بین درهم و دینار نسبت هفت با ده بود ۔ امّا مبادله سکه‌های دینار و درهم طبق کتاب‌های فقه و حدیث و تاریخ بدین صورت بود که هر دینار مساوی با ده درهم حساب می‌شد ۔
امام «ابوداودؒ» از «عمرو بن شعیب» روایت کرده است که بهای دیه در زمان رسول اکرم «۸۰۰ دینار یا هشت هزار درهم بود ۔ بعد از آن عمل صحابهؓ نیز بر همین بود ‌۔ بالاخره اجماع امت نیز بر همین قرار گرفت ۔ در احادیث معروف که درباره نصاب درهم بحث شده است و نیز طبق رأی جمهور فقها نصاب طلا بیست دینار است، از این گفته‌ها معلوم می‌شود که در جاهلیت و آغاز اسلام قیمت یک دینار ده درهم بوده است ۔ امام «مالکؓ» در «موطا» می‌نویسد: «طبق مذهب صحیح که اختلافی در آن نزد ما نیست، زکات بر بیست دینار و دویست درهم نقره واجب است۔»(²)

آنان از اوزان رایج نیز استفاده می‌کردند، از میان این اوزان و پیمانه‌ها صاع، مد، رطل، اوقیه و مثقال رواج داشتند ۔ عرب‌ها از این اوزان، واحدهای دیگری نیز ساخته بودند، با علم حساب نیز آشنایی داشتند ۔ قرآن مجید نیز در مورد توزیع ارث و تعیین سهام وارثان، طبق اصطلاح آنان سخن گفته است ۔
۔۔۔۔۔۔
منابع:
(¹) - مصنف ابن ابی شیبة: ۲۲۲/۳ ۔
(²) - «بلوغ الارب» از آلوسی ۔ و «التراتیب الاداریه» از عبد الحی کتانی ۔ «فقه الزکاة» دکتر یوسف قرضاوی ۔ «تفسیر ماجدی» از مولانا عبد الماجد دریابادی ۔


https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌

به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ‌ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺩﻭﺳﺖ ‌ﺷﻮﻧﺪ؛

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﯾﮏ ‌ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!

ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ‌ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ
میدﺍﻧﻨﺪ!!!

آلپاچينو


@siratalrasool
🌴🕋🕌

اهمیت نماز

کسی نماز نمی‌خواند و در بارگاه الله تعالی سر تعظیم فرود نمی‌آورد، اگر صدها خوبی داشته باشد، گویا چیزی ندارد؛ زیرا وی با الله تعالی ارتباط ندارد و از دستور مهم و اکید او سرپیچی می‌کند، پس خوبی او با دیگران، چندان اعتباری ندارد.
دوش مرغی به صبح می‌نالید // عقل و صبرم ببُرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلِص را // مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را // بانگِ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم: این شرطِ آدمیّت نیست // مرغْ تسبیح‌گوی و من خاموش


@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌

🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی

#۳۶۵_روز_با_پیامبر

7⃣2⃣قسمت بیست و هفتم

موضوع:،محمد در دامن صحرا وقبیله بنی سعد

(نشر کلیب های سيرت آزاد و صدقه جاریه هست)
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾ اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازه‌گیری: بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایه‌های هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگ‌ترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از…
🌴🕋🕌
2⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۲﴾

طبقه مرفه و ثروتمند قریش:

بعضی از خانواده‌های «قریش» به داشتن مال و ثروت و رفاه معروف بودند ‌‌۔ از آنجمله «بنو امیه» و «بنو مخزوم» را می‌توان نام برد‌ ۔ از میان افراد، «ولید بن المغیره»، «عبدالعزی» و «ابولهب» و «ابوالحیحه بن سعید بن العاص بن امیه» (که در کاروان «قریش» که «ابو سفیان» آن را قیادت می‌کرد سی هزار دینار سرمایه گذاری کرده بود) و «عبداللّٰه بن ابی ربیعهٔ المخزومی» شهرت داشتند ۔ «عبداللّٰه بن جدعان التیمی» هم خیلی معروف بود، او کسی بود که در لیوان طلایی آب می‌نوشید و به فقرا و مساکین خوراک می‌داد، «عباس بن عبدالمطلب» نیز از ثروتمندان «قریش» بشمار می‌رفت، او ثروتش را برای مردم خرج می‌کرد و با ربا و بهره معامله می‌نمود تا این که اسلام آمد و رسول اکرم ﷺ «الغای ربا را اعلام نمود و از عموی خود «عباس» آغاز کرد و در موقع «حج الوداع» فرمود: اول ربا أصغه ربا العباس بن عبدالمطلب» (نخستین ربایی که من آن را ملغی علام می‌کنم ربای «عباس بن عبدالمطلب» است) ۔

در میان «قریش» افرادی خوشگذران بودند که مجالس شب نشینی ترتیب می‌دادند، در اتاقهای مبل دار و در کنار سفره‌های رنگارنگ به مشروب خواری و میگساری می‌پرداختند‌‌ ۔ معمولاً مجلس اشراف روبروی بیت اللّٰه برگزار می‌شد و بازار شعر گویی گرم می‌گشت ۔ شاعران بزرگ جاهلی مانند «لبید بن ربیعه» نویسنده «معلقه سبعه» شرکت می‌کردند‌ ۔ می‌گویند فرشی برای «عبدالمطلب بن هاشم» در سایه خانه کعبه گذاشته می‌شد، فرزندانش به احترام وی دورادور فرش می‌نشستند و تا زمانی که او نمی‌آمد، هیچکس از فرزندانش بالای فرش نمی‌نشست ۔

https://t.me/siratalrasool
Audio
🌴🕋🕌

تلاوت سوره ی جمعه با صوت خاشع امیـرالقراء استاد صدیق منشاوی تقدیم به شما همراهان عزیز

شایان ذکر است که این فایل در استودیو لیبی به ضبط رسیده است.

(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)

https://t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌

مصیبت بزرگ

بزرگ‌ترین مصیبت امت (اقرا) این است که کتاب خدا را نمی‌خوانندوبه علوم دیگر نیز اهمیت نمی‌دهند !

الله متعال از میان هزاران امر، در نخستین آیه‌ی قرآنی به خواندن دستور می‌دهد و در پنج آیه‌ی نخست، هشت مرتبه به علم و خواندن و پژوهش اشاره نموده است.
و نیز از میان صدها فریضه، در نخستین آیات به فرضیت خواندن و علم و دانش دستور می‌دهد.
اگر ما کتاب نخوانیم و به علم و دانش اهمیت ندهیم، چقدر از امتیاز بهترین امت برخوردار خواهیم بود؟
باید درین زمینه تأمل نموده و خویشتن را محاسبه کنیم.


@siratalrasool
Forwarded from حامد
Audio
🌴🕋🕌

🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی

#۳۶۵_روز_با_پیامبر

8⃣2⃣قسمت بیست و هشتم

موضوع:،شق صدر و ووفات مادر بزرگوار ایشان آمنه بنت وهب

(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)