انجمن همسفران سیمرغ
418 subscribers
270 photos
94 videos
28 files
78 links
شرح متون کهن ادبی عرفانی تاریخی
#میگوید
دکتر عاطفه باقری
Download Telegram
ترا می بایست ،

آمدن به زیارت بی آنکه بفرستند.

عشق این باشد...




#شمس_تبریزی

بامداد انديشمندان نيكو،عشق باشيد.



💜
4
سلام
نگاهی به فروغ فرخزاد

به مناسبت ۸ دی زاد روزفروغ
فرخزاد


آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
فروغ فرخزاد

دراین اشعار  فروغ یادی از دروان کودکی کرده است.
دورانی سرشار از معصومیت و صداقت
و رویا که همیشه چون سایه ای آدم را رها نمی کند ،سایه ای خنک ودلپذیر.

نوستالژی دوران کودکی و یادی از آن روزهای شاد و سبکبال و پر از احساس وامید، پیوسته  برای همگان لذت بخش است.

فروغ درشعرش به دوران کودکی
توجه ی خاصی دارد. ممکن است
غم ودردجدایی از فرزند
وسرزنش کج اندیشان   ورنجهای جامعه او رابه دوران  رویایی ومعصوم کودکی  کشاند
واز کودکی سخن هاگفت.

"علی کوچیکه
علی بونه گیر
نصف شب از خواب پرید"

حس مادری فروغ و دوری از فرزند
برتوجه فروغ به کودکان می افزود.

فروغ با کتاب تولدی دیگر به قول اخوان متولد شد.
فروغ اشعارقبل از تولد دیگررا
حاصل خواندن و پر شدن و پس دادن می داند.
می گوید،"دیوارو عصیان  درواقع دست وپا زدنی  درمیان دومرحله از زندگی بود"
(تاریخ تحلیلی شعرنو لنگرودی ص۱۰۶)

فروغ در مجموعه شعرتولدی دیگر وایمان بیاوریم به آعاز فصل سرد جهان بینی دیگری پیدا کردوبا بینشی مدرن به شعروزندگی نگریست .
فروغ می گوید:" نیما واشعارش جهان بینی ام را تغییرداد."
البته نیما درتغییر جهان بینی شعری افراد زیادی موثربود
ولی فروغ توانست با صمیمیت ،استعداد و.تجربیات شخصی.پشتکارونظم درردیف شاعرانی
چون شاملوواخوان وسپهری قرارگیرد.

فروغ وزن را رها نکردوگفت :"وزن مانند نخی می  باشد که کلمه هارا به هم مربوط می کند.نه اینکه خودش را به کلمات تحمیل کند"

شعرفروغ را که می خوانی فکر می کنی شعر منثوراست ولی کم کم وزن شعر خودرانشان می دهد.
تاکنون کسی به روشنی فروغ نتوانسته است از زبان زنان این سرزمین سخن بگوید.
سیمین دانشورهم درقصه نویسی توجه خاصی به زنان جامعه ما داردولی به روشنی وصراحت فروغ نیست.

فروع نسبت به جامعه .مردم.واوضاع سیاسی واجتماعی زمانه ی خود دیدی عمگینانه ونومیدانه دارد.

این ناشی از زندگی وفضای اجتماعی بعداز بیست وهشت مردادسال سی ودو وسقوط دولت مصدق است.
درتولدی دیگرمی سراید"

پری غمگینی رامی شناسم

که دراقیانوسی مسکن داردودلش راارام ارام دریک نی لبک چوبین می نوازد"

این پری غمگین خودشاعراست.
شاعری که (همه هستی اوآیه ی تاریکی است.)
وسهم اواز زندگی

(تنها گردش حزن آلودی درباغ خاطره هاست.)
از زمانه خود برتر بودن دردورنجهای عظیمی به همراه دارد.

فروغ در مصاحبه ای می گوید:"من از آن آدمها نیستم  که از دیدن کسی که سرش به سنگ بخورد عبرت بگیرم من باید خودم  زندگی خودم را تجربه کنم".

همین تجربه و خطر کردنها  فروغ را ساخت.
شعر و زندگی فروغ چنان درهم تنیده است که نمی توان جداگانه به این دو  پرداخت
به قول اخوان ثالث"
دریغا آن زن مردانه تر از هرچه مردانند
آن آزاده ،آن ازاد"
منابع
پریشا دخت شعر ..محمود آزاد
مجله آرش .بهمن ۴۵
تاریخ تحلیلی شعر نو .شمس لنگرودی
9
فروغ فرخزاد/آیه های زمینی
@aragh_khorha
شعر و صدا: فروغ فرخ زاد
موسیقی: مجید انتظامی
6
⚫️⚫️
گیسـوی چنگ ببُرّید به مـرگِ مِیِ نـاب
تا حریفان همه خون از مُژه‌ها بگشایند

درگذشت دکتر امیر‌بانو کریمی (فرزندِ زنده‌یاد استاد امیریِ فیروزکوهی و همسرِ زنده‌یاد استاد مظاهر مصفّا) را به همراهانِ عزیزِ کانال، جامعه‌ی فرهنگی و ادبی، به‌ویژه فرزندان گرامیِ این استاد بزرگِ زبان و ادبیات فارسی تسلیّت عرض می‌کنیم.
................................
🖤 در آستانه‌ی چهلمین روزِ خاک‌سپاری استاد اسلامی ندوشن، گنجینه‌ای دیگر از فرهنگِ غنیِ ایران‌زمین را از دست دادیم!
«نامِشان زمزمه‌ی نیمه‌شبِ مستان باد
     تا نگویند که از یــاد فـراموشانَنـد»
.................................
8
Forwarded from شفیعی کدکنی
«شعر او [مظاهر مصفا] را بسیار می‌پسندم و دوست دارم. سیمای او در این آینهٔ روشن همان است که من می‌خواهم، عزت نفس و بی‌نیازی از هرکس و هرچیز، ستیز با ظلم، سرکشی و طغیان، درشتی با قدرتمندان و بالادستان، وطن‌پرستی و مردم‌دوستی...»
امیربانوی کریمی (امیری فیروزکوهی)
از مقدمهٔ کتاب «نسخهٔ اقدم»


▪️استاد فقید و آزادهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران امیر‌بانو کریمی (فیروزکوهی) دیگر در میان ما نیست. پژوهشگر توانا و معلمِ مهربان چندین نسل از دانشجویان دانشکدهٔ ادبیات.
یاد ایشان، پدرشان، شاعر فقید امیری فیروزکوهی و همسرشان استاد مظاهر مصفا زنده باد!
به خانوادهٔ فرهیخته و هنرمندِ ایشان غم‌مباد می‌گوییم.

پیش از من و تو بسیار، بودند و نقش بستند
دیوارِ زندگی را زین‌گونه یادگاران
وین نغمهٔ محبت بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقی‌ست آوازِ باد و باران

رسانهٔ فرهنگی شفیعی کدکنی
8
خویش را در خویش پیدا کن، کمال این است و بس.

🍃🍃🍃شروع قسمت ویژه امتحانی🍃🍃🍃
15
امتحانی ۱

دوبیتی زیر از خیام نیشابوری را بخوانید و هر چه درباره آن می دانید بنویسید. (معنا، آرایه،مفهوم)

برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به خود نیامدی از دگران


#انجمن_همسفران_سیمرغ
جواب در فایل صوتی👇
31👍1🥰1
امتحانی ۲

انواع سبک شعر فارسی را نام ببرید و درباره ادبیات مشروطه توضیح دهید.


#انجمن_همسفران_سیمرغ
جواب در فایل صوتی👇
21🙏3
امتحانی ۳

شاهنامه فردوسی، اثر برجسته ای در کدام نوع ادبی است؟ و درباره شاهنامه و بخش ها و ویژگی های آن به تفصیل بنویسید.


#انجمن_همسفران_سیمرغ
جواب در فایل صوتی👇
21🙏1
🍃🍃🍃پایان قسمت امتحانی🍃🍃🍃


برای دوستان دیگر هم جنبه علمی دارد
28
دل در بر من زنده برای غم تست
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست

لطفی است که می‌کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست

#مولانای_جان


#انجمن_همسفران_سیمرغ
4👍2
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
امروز را کنارِ تو چای دم کردم، از همان ها که دوست داشتی؛ هل و گلاب و گل محمدی...
توی استکان کمر باریک و نعلبکی قرمزِ ناصری،
و صدای شجریان و زمزمه محبت مرغ عشق های ایوان خانه، خانه ای که شمعدانی دارد و پنجره های اُرُسی و نور ملایم خورشید که رنگارنگ شده روی فرش لاکی باغ بهشت وسطِ اندرونی... شیرین زبانی کردم و دلت را بردم وقتی انارهای سرخ را توی حوض فیروزه ای حیاط با دستهای ظریفم برداشتم و سبد را در بغلم زدم و یکی را توی بغلت انداختم.
مَرَنجان دلم‌را.....تو این را گفتی
و من نگاه غمزه آلودم‌ را دزدیدم و در اندرونی خرامان خرامان رفتم تا با سینی چای برگردم..

تو می گفتی وفا دارم و محبت را خریدارم...

و چای را با هزار رنگ و عشوه و گلدان چینی نرگس های شیراز آوردم کنار حوض، زیر آن مجنون که با دستانت کاشته بودی

هنوز می خواند؛ زدی آتش بر دل من و چنان در خون نشاندی

حالا که چای سرد شده،
حالا که مرغ عشق خاموش است و انارهای دلم ترک خورده،
حالا که شعر خودش را به خاطرات خاک خورده سپرده، حالا که قند و گل محمدی بوی گلاب و اشک شور گرفته، حالا که دست هایم یخ زده
لااقل نرگس ها را با خودت می بردی
شاید عطرِ توست که مرا مجنون کرده
که هر روز مرا شعر می کند
شاید این هوای شیراز است که بوی تو را می دهد
شاید این زن است که در جفای تو شاعر شده است....



#عاطفه_باقری

#داستانک
11👍2
Forwarded from اَبَرکانال کتاب‌خور
شاهنامه_فردوسی_به_نثر_برای_جوانان_از_مسعود_خیام.pdf
18 MB
شاهنامه فردوسی
به نثر / برای جوانان
نوشته : مسعود خیام
13