انجمن همسفران سیمرغ
418 subscribers
270 photos
94 videos
28 files
78 links
شرح متون کهن ادبی عرفانی تاریخی
#میگوید
دکتر عاطفه باقری
Download Telegram
جناب مولانا می‌گوید👆
در تعریفِ عشق...


#میگوید
#مولانا
#انجمن_همسفران_سیمرغ


@simorghetus
16
همراهان و دوستان عزیزم سلام 🌼
امیدواریم حال همگی شما خوب باشه. 🦋
همیشه معتقد بودیم که دعای دسته جمعی زودتر مستجاب میشه. این روزها و این شب ها برای پدر و مادر نازنین یکی از دانش آموزانم،سخت و طاقت فرساست.
در این روزها به دعای شما بیشتر از هر زمان دیگه نیاز داریم تا بار دیگه دختر نازنینم رو سر کلاس ببینم.
بیایید امشب، مقارن با اذان مغرب، زمزمه گر دعای امن یجیب باشیم برای تمام بیماران، مخصوصا این دختر ناز خوبم.
مثل همیشه قدردانم 🍀
37
IMG_4772.MOV
110 MB
این دانشجوی خوش ذوق
با سرودن شعرش در وصف کلاس فارسی
و این تدوین هنرمندانه با قصه های مجید



فارسی شکر است

#عاطفه_باقری
کلاس فارسی عمومی
پاییز ۱۴۰۴

@simorghetus
14
از اتاق فرمان اشاره می کنند که امروز روز دانشجو است و باید خاطرات را روی موج بی نهایت تنظیم کرده و شما رو ببرم وسط شاه نشین علامه،
بعد از وارد شدن به دانشگاه در دوره کارشناسی، قریب به هزاران کتاب را مطالعه و امتحان آن را پس دادیم. ما قبول شدگان در رشته (زبان و ادبیات ترکی استانبولی)، مترجمی و ادبیات  بودیم. یعنی علاوه بر آموختن زبان خارجه می بایست در ادبیات آن نیز کارشناس شویم. ما با الفبا شروع کردیم و نوشتن، خواندن، گوش کردن، درک مطلب و صرف و نحو پیشرفته و همینطور مطالعه تاریخ سیاسی و تحولات ادبی فرهنگی آن کشور. زبان و ادبیات عثمانی خط و داستان دیگری داشت که ما را به نوعی مترجم نُسَخِ خطی نیز می کرد. ما تلاش کردیم تا زبان دیگری را با تمام متعلقاتش بیاموزیم و به رسمِ محصلِ دانشگاهِ ملی(سراسری) بودن، سوگند خوردیم به جامعه ی مان خدمت کنیم و جبران تحصیلِ رایگان مان را با تمام وجود انجام دهیم. ما تاوان دادیم، تاوان سخت دنبال کار گشتن و عاشق بودن، گاه پشیمان شدیم، گاه سخت این در و آن در زدیم، ما کارشناس، ما ادیب، ما پژوهش گر، ما زبان شناس، ما مترجم، ما شاعر، ما معلم..ما، مادر و پدر زبان شدیم، ما همین جا در میانِ بی مهری های کنکور و سهمیه و بچه پولدار و شلوغی متولدین دهه شصت و هزار عجایب دیگر، علامه ای شدیم. اسمش را یدک کشیدیم تا ده سال بعد در قعر خاطراتمان بسوزیم و هم دیگر را هی سنجاق کنیم هی لایک کنیم هی بگوییم فلانی،  یادت هست؟ ما هر ترم یک فلسفه برای زندگی داشتیم؛ یا کامو میخواندیم یا نیچه، یا عاشق بودیم یا فارغ، یا موافق بودیم یا مبارز، یا غرق بودیم یا ناجی..ما، افتاده از درختِ انگور بودیم، اما در زیرِ سایه معرفت، ما..ما نیز شراب شدیم. تقدیم به همه ی دوستان علامه ای عزیزم( خصوصا آنها که به رسم معرفت خواندند و در علم اموزی و گسترشِ آن از بُخل به دور ماندند و بخشندگی کردند)؛ زبان شناسان، مترجمان و ادیبان.

روزتون مبارک 🍀 دانشجویان جدید و قدیم و فردا💚💚💚💚💚

#عاطفه_باقری

@simorghetus
16
Yare Dabestani
Freydon Froughi
یار دبستانی من...
اینم نوستالژی روز دانشجو ♥️

@simorghetus
19
خدا در عرفان چیست؟
در عرفان اسلامی (مثل عرفان ابن عربی، مولانا، عطار، حلاج، و دیگران)، خدا نه کسی‌ست که بیرون از ما نشسته باشد، بلکه "هستی مطلق" است.
یعنی همه‌چیز، از ذره‌ی خاک تا ستاره‌ی دور، جلوه‌ای از اویند.

مولانا می‌گه:
هر چه بینی جز خدا آن بت بُوَد
آن‌که او بُد ز اول و آخر تویی"

پس از دیدگاه عرفانی:
خدا «جدا» از ما نیست.
خدا درون ماست، بلکه ما جلوه‌ای از اوییم.
هرچه هست، اسم و صفتی از او دارد.

کجا پیدایش کنیم؟

نه در مسجد، نه در کلیسا، نه در کعبه...
در دلِ انسانِ عاشق، در نَفَس‌های بی‌ادعا، در اشکِ یک مادر، در لبخند بی‌دلیل.

ابن عربی می‌گوید:

خدا در هر دلی ظهور می‌کند به اندازه‌ی آن دل.
دلِ عاشق، آینه‌ی تمام‌نمای خداست.


خدا چه کار می‌کند؟
در عرفان، خدا «ناظر بیرونی» نیست که بنشیند و قضاوت کند.
او خودِ هستی‌ست.
یعنی:

خدا نه جدا از زندگی‌ست، بلکه خودِ زندگی‌ست.

او «عشق» است؛ همان عشقی که جهان را به گردش درآورده.

او در حال شدن است؛ هر لحظه در تجلّی و آشکار شدن.

مولانا می‌گوید:
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
(تمام صداها از خداست، حتی اگر از دهان انسان بیرون بیاد.)



خدا در درون توست.
او را باید در سکوت، در عشق، در رهایی از نفس پیدا کرد.
نیازی نیست به دنبالش بروی، فقط باید حجاب‌ها را کنار بزنی.
خدا را نمی‌توان یافت، مگر آن‌گاه که "خودت" را فراموش کنی...

#خدا
#عرفان

@simorghetus
16
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
زندگی خالی نیست
عشق هست
ایمان هست
تا شقایق هست
زندگی باید کرد🥰🥰
18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلاس فارسی عمومی
درس شعر نو بود
و سوال های بچه ها

کمی طنز

بچه ها فرستادند☺️


فارسی عمومی
دکتر عاطفه باقری

@simorghetus
24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلاس جذاب ادبیات همراه با موسیقی و شعر

۱ـ تمرین حرف اضافه و متمم
۲ـ تمرین آرایه‌ی تشخیص و تشبیه


@simorghetus
15
أوصیتُ الریحَ
أن تُمَشِّطَ خُصلات شَعرك الفاحم
فاعتذرتْ بأنّ وقتها قصیرٌ
و شَعرك طویلٌ

گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!

نزار قباني

@simorghetus
12
☀️۱ دی ماه جشن دی گان ؛ روز میلاد خورشید یا خرم روز، نخستین جشن دیگان است

در ایران باستان، روز اول دی را روز تولد خورشید می‌دانستند
روزی که خورشید دوباره بعد از بلندترین شب سال، طلوع می‌کند و باز به دنیا زندگی می‌بخشد
زیرا از این روز، شب‌ها کوتاه‌تر و روزها بلندتر می‌شوند

جشن باستانی خرم روز و میلاد خورشید بر همه ایرانیان خجسته باد☀️

@simorghetus
20
وفا؛ محمّد اصفهانی.
@monadchannel
برای پنجشنبه‌ای چنین دلتنگ؛

عشق است و آتش و خون...

گفتی از روزِ سفر، از من نگذر...

با صدای دکتر محمد اصفهانی

و ترانه ی بی نظیر اهورا ایمان


از طرف معلم فارسی که دلش خون است
برای «نازنینی» که دیگر صدای شعر خواندنش را ندارم💔

@simorghetus
🕊14💔6💯2
انجمن همسفران سیمرغ
@monadchannel – وفا؛ محمّد اصفهانی.
برای روح این دختر نازم که در آسمان هاست، فاتحه ای نثار کنید
و برای آرامش قلب مادر و پدرش
دعا کنید🌼💎💌💔
💔213
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«وقتی شعر از سیاست پیشی گرفت!»

🔸۴ دی، بزرگداشت شاعری که با چند بیت، تصمیم پادشاهی را عوض کرد.👑

بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی

ریگِ آموی و دُرشتی‌های او
زیر پایم پَرنیان آیَد هَمی

آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست
خِنگِ ما را تا میان آیَد هَمی

ای بخارا! شاد‌‌‌ باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آیَد هَمی

میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سویِ آسمان آیَد هَمی

میر سَرو است و بخارا بوستان
سَرو سوی بوستان آیَد هَمی


@simorghetus
10
وقتی عاشق می‌شویم - خواه یک شریک زندگی باشد، یا یک کودک یا حتی عاشق یک ایده شده باشیم - یک افسون ناگهانی روی می‌دهد. این موهبت تا زمانی که بتوانیم آن را برای خود حفظ کنیم ادامه خواهد یافت. در این مواقع ما مورد جادو و افسون قرار گرفته ایم و از این روست که سرخوش و شاد هستیم.
سرخوشی به معنای بیداری است. ما نسبت به میراث معنوی خویش برای قرن ها در خواب بوده ایم و بزرگترین شانس ما برای بیدار شدن، به بیدار کردن یکدیگر بستگی دارد.


حُسنت به ازل نظر چو‌ در کارم کرد
بنمود جمال و عاشقِ زارم کرد
من خفته بُدم به ناز در کِتمِ عدم
حُسنِ تو به دست خویش بیدارم کرد

آدینه بخیر💜

@simorghetus
15🥰2
IMG_3955.MP4
28.1 MB
یلدا و کلاس شیرین فارسی عمومی

با دانشجویان نازنینم

@simorghetus
17
از دردِ تو
           هیـــچ روی درمانم نیست
درمان کِه کند مرا که دردم هیچست...

#مولانا
@simorghetus
12
✔️در سوگ بهرام

✍🏻سهند ایرانمهر

درگذشت بهرام بیضایی، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود.

بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت.

شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت.

نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست.

از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستق از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند.

نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است.

همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند.

اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

@simorghetus
🕊73👍1💔1
من عاشق روی تو نگارم چکنم
وز چشم خوش تو شرمسارم چکنم

هر لحظه یکی شور برآرم چکنم
والله به خدا خبر ندارم چکنم

#مولانا
@simorghetus
12🕊3
فروغ‌الزمان فرّخزاد (۸ دی ۱۳۱۳ – ۲۴ بهمن ۱۳۴۵) شاعر ایرانی بود. او شش کتاب شعر منتشر کرد که از نمونه‌های شایان شعر نوی فارسی هستند. فرّخ‌زاد با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. او یکی از پیشگامان شعر نوی فارسی دانسته شده‌است

@simorghetus
10
Forwarded from انجمن همسفران سیمرغ (Atefeh Bagheri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تولدت مبارک فروغ جاویدان


شعر فروغ یعنی زنانگی و ابراز هر آنچه ساده است و
صمیمی
عشق شیرین به خسرو از زبان واقعی یک زن و نیازهایش
نگاه به جامعه ای مردسالار با ظرافت و بدون تنفر





#دکتر_عاطفه_باقری
#فروغ_فرخزاد


@simorghetus
16