انجمن همسفران سیمرغ
418 subscribers
271 photos
94 videos
28 files
78 links
شرح متون کهن ادبی عرفانی تاریخی
#میگوید
دکتر عاطفه باقری
Download Telegram


شب
شبیه توست؛
وقتی می آید
آدم دوست دارد
شعر بگوید
20
Forwarded from انجمن همسفران سیمرغ (Atefeh Bagheri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🤍 علی مردی است که  در خیبر را از جا کند

و اما

عاشقی ست که پیکر بی جان فاطمه
برایش سنگین بود 💔




🖤
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری


@simorghetus
💔11❤‍🔥2
1_22193988225.pdf
4.5 MB
یادداشت منتشر شده از من درباره‌ی
«بحران بی‌سوادی پنهان»
در صفحه‌ی اول روزنامه‌ی «صبح ایران»
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴


@simorghetus
6
از_رنگ_گل_تا_رنج_خار_شکل_شناسی_قصه_های_شاهنامه_از_قدمعلی_سرامی.pdf
15.9 MB
از رنگ گل تا رنج خار
شکل‌شناسی قصه‌های شاهنامه
نوشته : قدمعلی سرامی


@simorghetus
6
Taem Eshgh
Mohsen Onikzi
من دلم تنگ می شود
و هوای پاییز
دلم را
لای برگ های خشک و نارنجی اش
راهی کوچه های ناپیدای چشم هایت می کند،
چشم هایی که شب بود،
نخستین بود
و آغازِ من..
بیا
قدم بزنیم
عاشقانه ها را


#عاطفه_باقری
#دفتر_چهارم

تا پاییز تمام نشده
تا برگ‌ریزان است
قدم بزنیم
13
شب خوانی💎

#فریدون‌_مشیری میگه در طبقه ی دوّم منزلی که بنده زندگی می‌کنم، آپارتمانی هست که همسایه‌ی محترم دیگری در آن زندگی می‌کند. یک شب، بنده که به خانه آمدم تا ماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان‌های همسایه‌ی محترم، ماشین‌های خود را ردیف گذاشته‌اند جلوی خانه و از قرار معلوم، دسته‌جمعی با میزبان رفته‌اند شمیران. من هم ناچار ماشینم را بردم پارکینگ خصوصی  و نامه‌ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین‌ها گذاشتم به این مضمون:
«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان را چند متر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا پارکینگ بروم...

ارادتمند:  "فریدون مشیری"

صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از مهمان‌ها - که خطاط معروفی است و نامشان استاد بوذری است از قرار جزو مهمان‌ها بوده - با خط‌ خوش، نامه‌ای نوشته و به در منزل من چسبانده. او نوشته بود:
آقای مشیری، در پاسخ مرقومه‌ی عالی: «گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!» و در خاتمه به عرض،می‌رساند، اطاعت می‌کنم؛ چرا که از جان دوست‌تر دارند، جوانان سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را!

من هم برای ایشان نامه‌ای نوشتم؛ البته منظوم و به این شرح:

هنوز خطِ خوش  تو، نوازش بَصَر است
  هنوز مستی این جام جانفزا به سَر است

فضای سینه‌ام از نامه‌ی تو باغ گل است
هوای خانه‌ام، از خامه‌ی تو مُشک  تَر است

تو را به «خطِّ» تو می‌بخشم، ای خجسته قلم
که آنچه در بَرِ من جلوه می‌کند، هنر است

جواب خطّ تو را هم به شعر خواهم گفت
اگرچه خطّ تو از شعر من قشنگ تر است:
 
به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد
هنوز ذوق و هنر، دام و دانه‌ی بشر است

  شبی ز راه محبّت بیا به خانه‌ی ما
ببین که دیده‌ی مشتاقِ شاعری، به در است

چقدر جامعه‌ی ما به ادب، هنر، مسوولیت‌پذیری، محبت، صبوری، فرهنگ‌مداری و  بسیاری از چیزهای دیگر  نیاز شدید دارد.

🌺

شبِ اندیشمندان پُر فروغ

@simorghetus
11
آقای صائب تبریزی می گوید👆
در تعریفِ عشق...



#میگوید
#صائب_تبریزی
#انجمن_همسفران_سیمرغ

@simorghetus
13
گفتی خط بزنم روی اسمت
و تکرار کنم رفتنت را
گفتی کلمه ی «فعلا»
خطِ ارتباطی چشم هایمان باشد
و بعد در را باز کردی
یعنی خواستی بروی، برو!

گفتم تاریک است،
گفتی چراغ ببر!

گفتم سرد است، دلم را گرم کن
گفتی آتشی روشن کن!

گفتم و گفتی
حالا خیابانی
پُر از سکوتِ قدم های من
به ترافیک می افتد
و من جریمه می‌شوم
به جرم تک سرنشین بودن
به جرم فرد بودن
در هوا و روزی که
همه زوج‌ زوج
پاییز را
قدم می زنند.


#عاطفه_باقری
دفتر پنجم
14💔2🕊1
جناب مولانا می‌گوید👆
در تعریفِ عشق...


#میگوید
#مولانا
#انجمن_همسفران_سیمرغ


@simorghetus
16
همراهان و دوستان عزیزم سلام 🌼
امیدواریم حال همگی شما خوب باشه. 🦋
همیشه معتقد بودیم که دعای دسته جمعی زودتر مستجاب میشه. این روزها و این شب ها برای پدر و مادر نازنین یکی از دانش آموزانم،سخت و طاقت فرساست.
در این روزها به دعای شما بیشتر از هر زمان دیگه نیاز داریم تا بار دیگه دختر نازنینم رو سر کلاس ببینم.
بیایید امشب، مقارن با اذان مغرب، زمزمه گر دعای امن یجیب باشیم برای تمام بیماران، مخصوصا این دختر ناز خوبم.
مثل همیشه قدردانم 🍀
37
IMG_4772.MOV
110 MB
این دانشجوی خوش ذوق
با سرودن شعرش در وصف کلاس فارسی
و این تدوین هنرمندانه با قصه های مجید



فارسی شکر است

#عاطفه_باقری
کلاس فارسی عمومی
پاییز ۱۴۰۴

@simorghetus
14
از اتاق فرمان اشاره می کنند که امروز روز دانشجو است و باید خاطرات را روی موج بی نهایت تنظیم کرده و شما رو ببرم وسط شاه نشین علامه،
بعد از وارد شدن به دانشگاه در دوره کارشناسی، قریب به هزاران کتاب را مطالعه و امتحان آن را پس دادیم. ما قبول شدگان در رشته (زبان و ادبیات ترکی استانبولی)، مترجمی و ادبیات  بودیم. یعنی علاوه بر آموختن زبان خارجه می بایست در ادبیات آن نیز کارشناس شویم. ما با الفبا شروع کردیم و نوشتن، خواندن، گوش کردن، درک مطلب و صرف و نحو پیشرفته و همینطور مطالعه تاریخ سیاسی و تحولات ادبی فرهنگی آن کشور. زبان و ادبیات عثمانی خط و داستان دیگری داشت که ما را به نوعی مترجم نُسَخِ خطی نیز می کرد. ما تلاش کردیم تا زبان دیگری را با تمام متعلقاتش بیاموزیم و به رسمِ محصلِ دانشگاهِ ملی(سراسری) بودن، سوگند خوردیم به جامعه ی مان خدمت کنیم و جبران تحصیلِ رایگان مان را با تمام وجود انجام دهیم. ما تاوان دادیم، تاوان سخت دنبال کار گشتن و عاشق بودن، گاه پشیمان شدیم، گاه سخت این در و آن در زدیم، ما کارشناس، ما ادیب، ما پژوهش گر، ما زبان شناس، ما مترجم، ما شاعر، ما معلم..ما، مادر و پدر زبان شدیم، ما همین جا در میانِ بی مهری های کنکور و سهمیه و بچه پولدار و شلوغی متولدین دهه شصت و هزار عجایب دیگر، علامه ای شدیم. اسمش را یدک کشیدیم تا ده سال بعد در قعر خاطراتمان بسوزیم و هم دیگر را هی سنجاق کنیم هی لایک کنیم هی بگوییم فلانی،  یادت هست؟ ما هر ترم یک فلسفه برای زندگی داشتیم؛ یا کامو میخواندیم یا نیچه، یا عاشق بودیم یا فارغ، یا موافق بودیم یا مبارز، یا غرق بودیم یا ناجی..ما، افتاده از درختِ انگور بودیم، اما در زیرِ سایه معرفت، ما..ما نیز شراب شدیم. تقدیم به همه ی دوستان علامه ای عزیزم( خصوصا آنها که به رسم معرفت خواندند و در علم اموزی و گسترشِ آن از بُخل به دور ماندند و بخشندگی کردند)؛ زبان شناسان، مترجمان و ادیبان.

روزتون مبارک 🍀 دانشجویان جدید و قدیم و فردا💚💚💚💚💚

#عاطفه_باقری

@simorghetus
16
Yare Dabestani
Freydon Froughi
یار دبستانی من...
اینم نوستالژی روز دانشجو ♥️

@simorghetus
19
خدا در عرفان چیست؟
در عرفان اسلامی (مثل عرفان ابن عربی، مولانا، عطار، حلاج، و دیگران)، خدا نه کسی‌ست که بیرون از ما نشسته باشد، بلکه "هستی مطلق" است.
یعنی همه‌چیز، از ذره‌ی خاک تا ستاره‌ی دور، جلوه‌ای از اویند.

مولانا می‌گه:
هر چه بینی جز خدا آن بت بُوَد
آن‌که او بُد ز اول و آخر تویی"

پس از دیدگاه عرفانی:
خدا «جدا» از ما نیست.
خدا درون ماست، بلکه ما جلوه‌ای از اوییم.
هرچه هست، اسم و صفتی از او دارد.

کجا پیدایش کنیم؟

نه در مسجد، نه در کلیسا، نه در کعبه...
در دلِ انسانِ عاشق، در نَفَس‌های بی‌ادعا، در اشکِ یک مادر، در لبخند بی‌دلیل.

ابن عربی می‌گوید:

خدا در هر دلی ظهور می‌کند به اندازه‌ی آن دل.
دلِ عاشق، آینه‌ی تمام‌نمای خداست.


خدا چه کار می‌کند؟
در عرفان، خدا «ناظر بیرونی» نیست که بنشیند و قضاوت کند.
او خودِ هستی‌ست.
یعنی:

خدا نه جدا از زندگی‌ست، بلکه خودِ زندگی‌ست.

او «عشق» است؛ همان عشقی که جهان را به گردش درآورده.

او در حال شدن است؛ هر لحظه در تجلّی و آشکار شدن.

مولانا می‌گوید:
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
(تمام صداها از خداست، حتی اگر از دهان انسان بیرون بیاد.)



خدا در درون توست.
او را باید در سکوت، در عشق، در رهایی از نفس پیدا کرد.
نیازی نیست به دنبالش بروی، فقط باید حجاب‌ها را کنار بزنی.
خدا را نمی‌توان یافت، مگر آن‌گاه که "خودت" را فراموش کنی...

#خدا
#عرفان

@simorghetus
16
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
زندگی خالی نیست
عشق هست
ایمان هست
تا شقایق هست
زندگی باید کرد🥰🥰
18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلاس فارسی عمومی
درس شعر نو بود
و سوال های بچه ها

کمی طنز

بچه ها فرستادند☺️


فارسی عمومی
دکتر عاطفه باقری

@simorghetus
24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلاس جذاب ادبیات همراه با موسیقی و شعر

۱ـ تمرین حرف اضافه و متمم
۲ـ تمرین آرایه‌ی تشخیص و تشبیه


@simorghetus
15
أوصیتُ الریحَ
أن تُمَشِّطَ خُصلات شَعرك الفاحم
فاعتذرتْ بأنّ وقتها قصیرٌ
و شَعرك طویلٌ

گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!

نزار قباني

@simorghetus
12