انجمن همسفران سیمرغ
418 subscribers
271 photos
94 videos
28 files
78 links
شرح متون کهن ادبی عرفانی تاریخی
#میگوید
دکتر عاطفه باقری
Download Telegram
Tamoomesh Kon (Unplugged)
Farzad Farzin
جمعه
پاییز...
15💔1
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود...

#سعدی
@simorghetus
15
همیشه دوست‌داشتم گوشه‌ای بنشینم و از دور، فراموش شدنم را تماشا کنم. دلم نمی‌خواست کسی مرا ببیند، بخواند یا بشنود. می‌خواستم آرام آرام از ذهن‌شان محو شوم.
حالا هم وقتی کسی می‌گوید سلام، از پیش می‌دانم که، دشنه‌ای را پنهان کرده است. من فقط منتظرِ لحظه‌ی فرود آن دشنه‌ام.


@simorghetus
🔥112
وقتی سکوت می کند دیوار می ریزد
آسمان می غرد
و زمین زانو می زند
من اما بادبان می‌کشم
آماده‌ی رفتن
ایستاده روی عرشه
خداحافظیِ نگفته اش را
تماشا می کنم.
لنگرم گیر می کند
دلم می افتد توی آب
دریا سیاه می‌شود
و سایه ی مردی
روحم را می خورد
غرق می شوم
اقیانوس عاشق می شود
سپس
صدای کسی از دور؛
کاش دستش را گرفته بودم!


#عاطفه_باقری
۲۰ آبان ۱۴۰۴

@simorghetus
14
پر پرواز؛ شادمهر عقیلی.
@monadchannel
اسم تو برای من مقدسه تا نفس تو سینه پر پر می زنه🦋


این روزها، گرما و شکل دوباره ای از انتخاب، مرا یاد نوجوانی، شور و شوق و آنچه از دست رفته است می اندازد....آرزوها و امیدها،
اشک ها و لبخندها...
ما برای بودن از چه ننگ ها عبور کرده ایم
ما عاشقانه ترین سرود خودمان را در کوچه های ناگزیر تاریخ رها کردیم
که چه شود؟ و چه شد؟
غمی سنگین در هزارتوی خودمان...
می نشینم و واکمن قدیمی ام را از کشوی پایینی کمدم درمیاورم، کاست آهنگ های شادمهر و جمله ای نامفهوم که با خودکار روی آن نوشته بودم، زمانی که غیرمجازِ بازار بود،
ما در خانه ماهواره نداشتیم و برای پیدا کردن آهنگ های خواننده مورد علاقه ام که به تازگی پرواز کرده بود، آنهم فقط برای خواندن، با مامان به بازار میدان امام حسین می رفتیم و سفارش می دادیم،
_لطفا اگر میشود عکس خواننده را هم کپی کنید برای جلد کاست.
این را همیشه می گفتم، دلم میخواست باور کنم مثل آدم این کاست موجود بوده و راحت تهیه شده یا اینکه وقتی روی میزم میگذارم نگاهش کنم، پر پرواز را....یاس کبود را...


از خاطرات یک دهه شصتی.
#عاطفه_باقری
#خود_نویس
17🕊1
ما را به خود کردی رها شرمی نکردی از خدا
اکنون بیا در کوی ما آن دل که بردی باز ده

#مولانا
17💔2🕊1
منم و این صنم و
        عاشقی و باقی عمر
من از او گر بکشی
          جای دگر می نروم

#مولانا
@simorghetus
14🥰1
Hiçbir Şeyimsin; Ahmet Kaya.
@monadchannel
تو هیچ‌ چیز منی!
صدای کودکی‌ام در میان خوابم هستی.

انگار همیشه احمد کایا چیزی برای رو کردن دارد. امشب در جادّه‌ای که از نم باران خیس شده بود و بوی باران مشام‌مان را تازه کرده بود، در ماشین بابا شنیدیم.
12🕊2❤‍🔥1🤩1


شب
شبیه توست؛
وقتی می آید
آدم دوست دارد
شعر بگوید
20
Forwarded from انجمن همسفران سیمرغ (Atefeh Bagheri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🤍 علی مردی است که  در خیبر را از جا کند

و اما

عاشقی ست که پیکر بی جان فاطمه
برایش سنگین بود 💔




🖤
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری


@simorghetus
💔11❤‍🔥2
1_22193988225.pdf
4.5 MB
یادداشت منتشر شده از من درباره‌ی
«بحران بی‌سوادی پنهان»
در صفحه‌ی اول روزنامه‌ی «صبح ایران»
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴


@simorghetus
6
از_رنگ_گل_تا_رنج_خار_شکل_شناسی_قصه_های_شاهنامه_از_قدمعلی_سرامی.pdf
15.9 MB
از رنگ گل تا رنج خار
شکل‌شناسی قصه‌های شاهنامه
نوشته : قدمعلی سرامی


@simorghetus
6
Taem Eshgh
Mohsen Onikzi
من دلم تنگ می شود
و هوای پاییز
دلم را
لای برگ های خشک و نارنجی اش
راهی کوچه های ناپیدای چشم هایت می کند،
چشم هایی که شب بود،
نخستین بود
و آغازِ من..
بیا
قدم بزنیم
عاشقانه ها را


#عاطفه_باقری
#دفتر_چهارم

تا پاییز تمام نشده
تا برگ‌ریزان است
قدم بزنیم
13
شب خوانی💎

#فریدون‌_مشیری میگه در طبقه ی دوّم منزلی که بنده زندگی می‌کنم، آپارتمانی هست که همسایه‌ی محترم دیگری در آن زندگی می‌کند. یک شب، بنده که به خانه آمدم تا ماشینم را در گاراژ بگذارم، دیدم مهمان‌های همسایه‌ی محترم، ماشین‌های خود را ردیف گذاشته‌اند جلوی خانه و از قرار معلوم، دسته‌جمعی با میزبان رفته‌اند شمیران. من هم ناچار ماشینم را بردم پارکینگ خصوصی  و نامه‌ای نوشتم و جلوی یکی از ماشین‌ها گذاشتم به این مضمون:
«امیدوارم که امشب به شما خوش گذشته باشد! اگر شما ماشینتان را چند متر جلوتر گذاشته بودید، من مجبور نبودم که چند کیلومتر تا پارکینگ بروم...

ارادتمند:  "فریدون مشیری"

صبح که از منزل بیرون آمدم، دیدم یکی از مهمان‌ها - که خطاط معروفی است و نامشان استاد بوذری است از قرار جزو مهمان‌ها بوده - با خط‌ خوش، نامه‌ای نوشته و به در منزل من چسبانده. او نوشته بود:
آقای مشیری، در پاسخ مرقومه‌ی عالی: «گر ما مقصّریم، تو دریای رحمتی!» و در خاتمه به عرض،می‌رساند، اطاعت می‌کنم؛ چرا که از جان دوست‌تر دارند، جوانان سعادتمند، پندِ پیرِ دانا را!

من هم برای ایشان نامه‌ای نوشتم؛ البته منظوم و به این شرح:

هنوز خطِ خوش  تو، نوازش بَصَر است
  هنوز مستی این جام جانفزا به سَر است

فضای سینه‌ام از نامه‌ی تو باغ گل است
هوای خانه‌ام، از خامه‌ی تو مُشک  تَر است

تو را به «خطِّ» تو می‌بخشم، ای خجسته قلم
که آنچه در بَرِ من جلوه می‌کند، هنر است

جواب خطّ تو را هم به شعر خواهم گفت
اگرچه خطّ تو از شعر من قشنگ تر است:
 
به این هنر که تو کردی، دلم اسیر تو شد
هنوز ذوق و هنر، دام و دانه‌ی بشر است

  شبی ز راه محبّت بیا به خانه‌ی ما
ببین که دیده‌ی مشتاقِ شاعری، به در است

چقدر جامعه‌ی ما به ادب، هنر، مسوولیت‌پذیری، محبت، صبوری، فرهنگ‌مداری و  بسیاری از چیزهای دیگر  نیاز شدید دارد.

🌺

شبِ اندیشمندان پُر فروغ

@simorghetus
11
آقای صائب تبریزی می گوید👆
در تعریفِ عشق...



#میگوید
#صائب_تبریزی
#انجمن_همسفران_سیمرغ

@simorghetus
13
گفتی خط بزنم روی اسمت
و تکرار کنم رفتنت را
گفتی کلمه ی «فعلا»
خطِ ارتباطی چشم هایمان باشد
و بعد در را باز کردی
یعنی خواستی بروی، برو!

گفتم تاریک است،
گفتی چراغ ببر!

گفتم سرد است، دلم را گرم کن
گفتی آتشی روشن کن!

گفتم و گفتی
حالا خیابانی
پُر از سکوتِ قدم های من
به ترافیک می افتد
و من جریمه می‌شوم
به جرم تک سرنشین بودن
به جرم فرد بودن
در هوا و روزی که
همه زوج‌ زوج
پاییز را
قدم می زنند.


#عاطفه_باقری
دفتر پنجم
14💔2🕊1