بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد
بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد
غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب
بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد
#حضرت_حافظ
@simorghetus
بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد
غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب
بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد
#حضرت_حافظ
@simorghetus
❤14🕊1💔1
Forwarded from خبرگزاری خبرآنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌 متن گفتوگوی ریحانه اسکندری را اینجا بخوانید:
khabaronline.ir/xnWSw
@KhabarOnline_ir | khabaronline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👏1
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند...
#مولانا
@simorghetus
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند...
#مولانا
@simorghetus
❤14
❤15
همیشه دوستداشتم گوشهای بنشینم و از دور، فراموش شدنم را تماشا کنم. دلم نمیخواست کسی مرا ببیند، بخواند یا بشنود. میخواستم آرام آرام از ذهنشان محو شوم.
حالا هم وقتی کسی میگوید سلام، از پیش میدانم که، دشنهای را پنهان کرده است. من فقط منتظرِ لحظهی فرود آن دشنهام.
@simorghetus
حالا هم وقتی کسی میگوید سلام، از پیش میدانم که، دشنهای را پنهان کرده است. من فقط منتظرِ لحظهی فرود آن دشنهام.
@simorghetus
🔥11❤2
وقتی سکوت می کند دیوار می ریزد
آسمان می غرد
و زمین زانو می زند
من اما بادبان میکشم
آمادهی رفتن
ایستاده روی عرشه
خداحافظیِ نگفته اش را
تماشا می کنم.
لنگرم گیر می کند
دلم می افتد توی آب
دریا سیاه میشود
و سایه ی مردی
روحم را می خورد
غرق می شوم
اقیانوس عاشق می شود
سپس
صدای کسی از دور؛
کاش دستش را گرفته بودم!
#عاطفه_باقری
۲۰ آبان ۱۴۰۴
@simorghetus
آسمان می غرد
و زمین زانو می زند
من اما بادبان میکشم
آمادهی رفتن
ایستاده روی عرشه
خداحافظیِ نگفته اش را
تماشا می کنم.
لنگرم گیر می کند
دلم می افتد توی آب
دریا سیاه میشود
و سایه ی مردی
روحم را می خورد
غرق می شوم
اقیانوس عاشق می شود
سپس
صدای کسی از دور؛
کاش دستش را گرفته بودم!
#عاطفه_باقری
۲۰ آبان ۱۴۰۴
@simorghetus
❤14
پر پرواز؛ شادمهر عقیلی.
@monadchannel
اسم تو برای من مقدسه تا نفس تو سینه پر پر می زنه🦋
این روزها، گرما و شکل دوباره ای از انتخاب، مرا یاد نوجوانی، شور و شوق و آنچه از دست رفته است می اندازد....آرزوها و امیدها،
اشک ها و لبخندها...
ما برای بودن از چه ننگ ها عبور کرده ایم
ما عاشقانه ترین سرود خودمان را در کوچه های ناگزیر تاریخ رها کردیم
که چه شود؟ و چه شد؟
غمی سنگین در هزارتوی خودمان...
می نشینم و واکمن قدیمی ام را از کشوی پایینی کمدم درمیاورم، کاست آهنگ های شادمهر و جمله ای نامفهوم که با خودکار روی آن نوشته بودم، زمانی که غیرمجازِ بازار بود،
ما در خانه ماهواره نداشتیم و برای پیدا کردن آهنگ های خواننده مورد علاقه ام که به تازگی پرواز کرده بود، آنهم فقط برای خواندن، با مامان به بازار میدان امام حسین می رفتیم و سفارش می دادیم،
_لطفا اگر میشود عکس خواننده را هم کپی کنید برای جلد کاست.
این را همیشه می گفتم، دلم میخواست باور کنم مثل آدم این کاست موجود بوده و راحت تهیه شده یا اینکه وقتی روی میزم میگذارم نگاهش کنم، پر پرواز را....یاس کبود را...
از خاطرات یک دهه شصتی.
#عاطفه_باقری
#خود_نویس
این روزها، گرما و شکل دوباره ای از انتخاب، مرا یاد نوجوانی، شور و شوق و آنچه از دست رفته است می اندازد....آرزوها و امیدها،
اشک ها و لبخندها...
ما برای بودن از چه ننگ ها عبور کرده ایم
ما عاشقانه ترین سرود خودمان را در کوچه های ناگزیر تاریخ رها کردیم
که چه شود؟ و چه شد؟
غمی سنگین در هزارتوی خودمان...
می نشینم و واکمن قدیمی ام را از کشوی پایینی کمدم درمیاورم، کاست آهنگ های شادمهر و جمله ای نامفهوم که با خودکار روی آن نوشته بودم، زمانی که غیرمجازِ بازار بود،
ما در خانه ماهواره نداشتیم و برای پیدا کردن آهنگ های خواننده مورد علاقه ام که به تازگی پرواز کرده بود، آنهم فقط برای خواندن، با مامان به بازار میدان امام حسین می رفتیم و سفارش می دادیم،
_لطفا اگر میشود عکس خواننده را هم کپی کنید برای جلد کاست.
این را همیشه می گفتم، دلم میخواست باور کنم مثل آدم این کاست موجود بوده و راحت تهیه شده یا اینکه وقتی روی میزم میگذارم نگاهش کنم، پر پرواز را....یاس کبود را...
از خاطرات یک دهه شصتی.
#عاطفه_باقری
#خود_نویس
❤17🕊1
❤17💔2🕊1
❤14🥰1
Hiçbir Şeyimsin; Ahmet Kaya.
@monadchannel
تو هیچ چیز منی!
صدای کودکیام در میان خوابم هستی.
انگار همیشه احمد کایا چیزی برای رو کردن دارد. امشب در جادّهای که از نم باران خیس شده بود و بوی باران مشاممان را تازه کرده بود، در ماشین بابا شنیدیم.
صدای کودکیام در میان خوابم هستی.
انگار همیشه احمد کایا چیزی برای رو کردن دارد. امشب در جادّهای که از نم باران خیس شده بود و بوی باران مشاممان را تازه کرده بود، در ماشین بابا شنیدیم.
❤12🕊2❤🔥1🤩1
❤8👏1
Forwarded from انجمن همسفران سیمرغ (Atefeh Bagheri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🤍 علی مردی است که در خیبر را از جا کند
و اما
عاشقی ست که پیکر بی جان فاطمه
برایش سنگین بود 💔
🖤
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری
@simorghetus
و اما
عاشقی ست که پیکر بی جان فاطمه
برایش سنگین بود 💔
🖤
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری
@simorghetus
💔11❤🔥2
1_22193988225.pdf
4.5 MB
یادداشت منتشر شده از من دربارهی
«بحران بیسوادی پنهان»
در صفحهی اول روزنامهی «صبح ایران»
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴
@simorghetus
«بحران بیسوادی پنهان»
در صفحهی اول روزنامهی «صبح ایران»
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴
@simorghetus
❤6
Taem Eshgh
Mohsen Onikzi
من دلم تنگ می شود
و هوای پاییز
دلم را
لای برگ های خشک و نارنجی اش
راهی کوچه های ناپیدای چشم هایت می کند،
چشم هایی که شب بود،
نخستین بود
و آغازِ من..
بیا
قدم بزنیم
عاشقانه ها را
#عاطفه_باقری
#دفتر_چهارم
تا پاییز تمام نشده
تا برگریزان است
قدم بزنیم✨
و هوای پاییز
دلم را
لای برگ های خشک و نارنجی اش
راهی کوچه های ناپیدای چشم هایت می کند،
چشم هایی که شب بود،
نخستین بود
و آغازِ من..
بیا
قدم بزنیم
عاشقانه ها را
#عاطفه_باقری
#دفتر_چهارم
تا پاییز تمام نشده
تا برگریزان است
قدم بزنیم✨
❤13