Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رسم الخط یک قرارداد است
برای نوشتن به یک زبان متحد
با رعایت قواعد زبانی.
زبان ترکی عثمانی یک فرهنگ و یک هویت تاریخی دارد.
#دکتر_عاطفه_باقری
اولین نشست سیری در نثر زبان و ادبیات ترکی استانبولی
@simorghetus
برای نوشتن به یک زبان متحد
با رعایت قواعد زبانی.
زبان ترکی عثمانی یک فرهنگ و یک هویت تاریخی دارد.
#دکتر_عاطفه_باقری
اولین نشست سیری در نثر زبان و ادبیات ترکی استانبولی
@simorghetus
❤11🙏4👏1🍓1
Saat Divari
Mohsen Chavoshi
❤🔥9❤3🍓1
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
نیس؛ اوّل اوت ۱۹۷۲:
«آرزو میکنم سفری دراز با تو داشته باشم. به هر جا. به هر گوشهی جهان. من در سفر میخواهم تو را دوست بدارم. میخواهم روزها با هم راه برویم. شبها در کنار آتش کوچک بالای تپههای بلند ترکیه بنشینیم و چای بنوشیم و حرف بزنیم...»
- از میان نامهی پرویز اسلامپور به یدالله رؤیایی .
«آرزو میکنم سفری دراز با تو داشته باشم. به هر جا. به هر گوشهی جهان. من در سفر میخواهم تو را دوست بدارم. میخواهم روزها با هم راه برویم. شبها در کنار آتش کوچک بالای تپههای بلند ترکیه بنشینیم و چای بنوشیم و حرف بزنیم...»
- از میان نامهی پرویز اسلامپور به یدالله رؤیایی .
❤22🔥2🍓1
Ze Man Negaram - Doholchi.com
Mohammad Reza Shajarian - Doholchi.com
🎵 ز من نگارم
🎙آواز :محمدرضا شجریان
🎼آهنگ :درویش خان
📝شعر :ملک الشعرای بهار
📀آلبوم :آهنگ وفا
🎙آواز :محمدرضا شجریان
🎼آهنگ :درویش خان
📝شعر :ملک الشعرای بهار
📀آلبوم :آهنگ وفا
🕊5❤2🥰1🍓1
و من
به زندگی برگشتم
آنگاه
آه
آن لحظه ی مقدس
که ورق می خورد
اسمت
آن لحظه ی سرانگشت های پریشان
لای کتاب
آه که دیر بود
آن رسیدنِ معصومانه
چه آشنا بود
و من
در انتهای کوچه ها
به نبودنت
رسیده ام
آه ندیدی نفس نفس زدن های پریشان را
عصری که سخت باریده بود
از عبور ناآگاهانه ی یک چتر
و چراغی خندان
می گریست
آخرین ایستگاه ما را
چه زود
دیر می شود
حالا فهمیدی؟!
#عاطفه_باقری
#دفتر_پنجم_تنهایی_یا_عشق_در_مراجعه_است
@simorghetus
به زندگی برگشتم
آنگاه
آه
آن لحظه ی مقدس
که ورق می خورد
اسمت
آن لحظه ی سرانگشت های پریشان
لای کتاب
آه که دیر بود
آن رسیدنِ معصومانه
چه آشنا بود
و من
در انتهای کوچه ها
به نبودنت
رسیده ام
آه ندیدی نفس نفس زدن های پریشان را
عصری که سخت باریده بود
از عبور ناآگاهانه ی یک چتر
و چراغی خندان
می گریست
آخرین ایستگاه ما را
چه زود
دیر می شود
حالا فهمیدی؟!
#عاطفه_باقری
#دفتر_پنجم_تنهایی_یا_عشق_در_مراجعه_است
@simorghetus
❤14🕊2🥰1🍓1
❤14🍓2
گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد. خود را در آب می دید و می رمید. او می پنداشت که از دیگری می رمد.نمی دانست که از خود می رمد.
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
فیه ما فیه
@simorghetus
همه اخلاق بد_ از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر _ چون در توست، نمی رنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی.
فیه ما فیه
@simorghetus
❤17🕊3🍓2
کتاب عالیجناب میپرسد اثر عاطفه باقری | ایران کتاب
https://www.iranketab.ir/book/154634-the-king-asks
https://www.iranketab.ir/book/154634-the-king-asks
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب عالیجناب میپرسد اثر عاطفه باقری | ایران کتاب
خرید کتاب عالیجناب میپرسد نویسنده عاطفه باقری انتشارات ایجاز
❤15🔥4🍓1
🥀هر حیوان که از دور دیدی و ندانستی سگ و گرگ است یا آهو ،
ببین به سوی مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟
🥀آدمی را نیز چون نشناسی ، ببین به کدام سوی می رود؟!
📕 #مجالس_سبعه
✍ #مولانا
@simorghetus
ببین به سوی مرغزار و سبزینه است یا لاشه و استخوان؟
🥀آدمی را نیز چون نشناسی ، ببین به کدام سوی می رود؟!
📕 #مجالس_سبعه
✍ #مولانا
@simorghetus
❤17👏5🥰2🍓1
هر که با ما تعلّق گرفت و از این شراب مست شد، هر جا که رود، با هر که نشیند، و با هر قومی که صحبت کند، او فیالحقیقه با ما مینشیند و با این جنس میآمیزد.
.
📙 فیه ما فیه از مولانا
#مولانای_جان
@simorghetus
.
📙 فیه ما فیه از مولانا
#مولانای_جان
@simorghetus
❤6🔥5🍓2
در یازدهم آبان سال ۱۳۴۰ در تبریز صمد بهرنگی نامهای برای یوسف نوشت به این شرح:
#نامه
#پستچی
@simorghetus
«تو نوشته بودی که غیر از من دوستی نداری که با او مکاتبه کنی، و درد دلت را پیش او بگویی. عیب ندارد، غصهاش را نخور. آدم بعضیوقتها حس میکند که احتیاج به همدردی دارد و اگر نتواند عقدهی دلش را باز کند کارش سخت خواهد بود. من هم اوقاتی برایم پیش میآید که حرفها از دهنم بیرون میریزد، اما کسی را نمییابم که آنها را به او بگویم.»
#نامه
#پستچی
@simorghetus
❤9
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب...
#مولانای_جان
🕊️💕
@simorghetus
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب...
#مولانای_جان
🕊️💕
@simorghetus
❤16
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
#سعدی_شیرازی
به تصویر این بیت فکر کنید و شب بخیر
@simorghetus
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگ است
#سعدی_شیرازی
به تصویر این بیت فکر کنید و شب بخیر
@simorghetus
🔥8❤3
خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست
دل نیست که او معتکف کوی تو نیست
موی سر چیست جمله سرهای جهان
چون مینگرم فدای یک موی تو نیست
#مولانا
@simorghetus
دل نیست که او معتکف کوی تو نیست
موی سر چیست جمله سرهای جهان
چون مینگرم فدای یک موی تو نیست
#مولانا
@simorghetus
❤16
در ۵ تیر ماه ۱۳۱۴، از تهران به رشت، نامهای نوشته شد از پروین اعتصامی به مهکامه محصص که دوست دبستانشان بوده؛
#نامه
#پستچی
@simorghetus
«خانم عزیزم قربانت گردم
چگونه ممکن است که یگانه دوستِ با محبت و ادیبه و فاضله را که برای من بمنزله جواهری است که در میان تمام دوستان دارم فراموش کنم، از این راه دور،
دستِ پر محبتت را برای عرض پوزش میبوسم.»
#نامه
#پستچی
@simorghetus
❤16🕊2