انجمن همسفران سیمرغ
417 subscribers
271 photos
96 videos
28 files
78 links
شرح متون کهن ادبی عرفانی تاریخی
#میگوید
دکتر عاطفه باقری
Download Telegram
اين درختانند همچون خاکيان
دستها بر کرده اند از خاکدان

سوی خلقان صد اشارت می کنند
وانک گوشستش عبارت می کنند

با زبان سبز و با دست دراز
از ضمير خاک می گويند راز

همچو بطان سر فرو برده بآب
گشته طاووسان و بوده چون غراب

در زمستانشان اگر محبوس کرد
آن غرابان را خدا طاووس کرد

در زمستانشان اگر چه داد مرگ
زنده شان کرد از بهار و داد برگ

غراب= کلاغ
بطان= مرغابی ها

دفتر اول مثنوی


📕
#انجمن_همسفران_سیمرغ
9👍2
حال‌ها موقوف عزم و رای او
زنده از نفخ مسیح‌آسای او

عاشق‌ِ حالی‌، نه عاشق بر منی
بر امید حال بر من می‌تنی

#مولانای_جان


#انجمن_همسفران_سیمرغ
6👍3
Audio
#صد_میدان
#میدان_بیست_دوم_لجا
#خواجه_عبدالله_انصاری


🌱ساقی خبرت نیست که ایام بهارست
این بیخبری مژده صد بوس و کنارست

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم🌱



شرح عرفان عملی به زبان ساده

🤍

شرح و تفسیر توسط خانم #دکتر_عاطفه_باقری

🦋

#انجمن_همسفران_سیمرغ

https://t.me/simorghetus
5
عشق را از عشقه گرفته‌اند و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آید در بن درخت، اول بیخ در زمین سخت کند، پس سر برآرد و خود را در درخت می‌پیچد و همچنان می‌رود تا جمله درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کشد که نم در میان رگ درخت نماند و هر غذا که به واسطه آب و هوا به درخت می‌رسد به تاراج می‌برد تا آنگاه که درخت خشک شود.

#روزنگار_۸ مرداد_بزرگداشت
#شیخ_شهاب_الدین_سهروردی



شیخِ اشراق من!
تو را به بلندترین مقامِ «جان ها»
در روشن ترین کلام ها
می خوانم
که بهشت نیز
اندازه‌ ی این «زن»
برای زادگاهت «زنجان»
نمی تپد...


#عاطفه_باقری


#انجمن_همسفران_سیمرغ
7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚غزل شماره ۲۰۳۹ مولانا، دیوان غزلیات؛

رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرک من خراب شب‌گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده
بر آب دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن

خیره‌کُشی است ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کسش نگوید، تدبیر خون‌بها کن

بر شاه خوب‌رویان، واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره، عشقی است چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفع اژدها کن

بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن

🌱🤍
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری
9🔥1
چون خود را به دست آوردی،
خوش می‌رو!
اگر کسی دیگر را یابی،
دست به گردن او در آور!
و اگر کسی دیگر نیابی،
دست به گردنِ خویشتن در آور!

#شمس_تبریزی
7
به شبنمی می‌ماند آدمی
و عمر چهل روایتش ،
به لحظه رؤیت نور
بر سطح سبز برگی
می‌لغزد و بر زمین می‌چکد...
تا باری دیگر
و کی ؟
و چگونه ؟
و كجا ؟!

#روزنگار
١۴ مرداد، درگذشت
#حسین_پناهی


#انجمن_همسفران_سیمرغ
8
«عاشقان را به ترازوی عقل خود مسنج، که عشق از آن منزّه بوَد که او‌ را به ترازوی عقل بر توان سَختن.»

- عین‌القضات همدانی.


#انجمن_همسفران_سیمرغ
6
Forwarded from fasleparvaanegii
گمان می کنم در زندگی هیچ چیز به اندازه آسودگی نمی تواند کرختی و بیهودگی را در ما بیدار کند. و چه غریب است این تعریف با تعاریف معمول از آسایش
و چه قریب است که در ادبیات با اشاره ای موجه به این مورد؛
موجیم که آسودگی ما عدم ماست

تلاش می شود هیاهو و اضطراب را در قاعده زندگی دانست.
من نیز در خودم این حس را بسیار شناخته ام، در کشاکش تکرار، به مرضی دچار می شوم که نامش بیهودگی است اما در چالش و فراکنش حس زندگی دارم،
انتظار و دلتنگی هم اضطرابی عشق آلود و دلچسب است که انسان را معناگرا و البته عاشق تر می کند.


#عاطفه_باقری
#ادبیات_زندگیست
8
Audio
#صد_میدان
#میدان_بیست_سوم_رضا
#خواجه_عبدالله_انصاری


🌱گر درد دهد به ما و گر راحت، دوست
از دوست هر آنچه آید نیکوست

ما را نبود نظر به نیکی و بدی
مقصود رضا و خشنودی اوست🌱



شرح عرفان عملی به زبان ساده
(دوستی چیست و جایگاه صبر)

🤍

شرح و تفسیر توسط خانم #دکتر_عاطفه_باقری

🦋

#انجمن_همسفران_سیمرغ

https://t.me/simorghetus
6
قلندرانِ حقیقت به نیم جُو نخرند !
قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاریست!

🦋

<<حضرت حافظ لسان الغیب>>



#انجمن_همسفران_سیمرغ
4👍1👏1
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
۱۷ مرداد روز خبرنگار نیست!



هشت ساله بودم، پر از شوق کودکی، پر از مهرِ زندگی. خانه ما در وسط شهر بود و هر بار که به دیدن اقوام می رفتیم، چیزی که این روزها کمرنگ شده، مثل سفری هیجان انگیز بود.
عموی بزرگترم، حیدر علی ساکن شرق تهران بود، او هشت فرزند داشت و خانه اش گرم، صمیمی، بزرگ با حیاطی دوست داشتنی، بهترین اردوی عمرم بود. با دخترعموها و پسرعموها مجسمه های گِلی می ساختیم و گاهی هم تیاتر بازی می کردیم.
عمویم هربار به خانه اش می رفتیم، کسی را می فرستاد شیرینی بخرد، کنار نهار خوش طعم زنعموجان همیشه نوشابه کوکا بود و آن روز یک میهمانی واقعی بود، واقعی و واقعی.
عمو حیدر در وزارت امور خارجه کار می کرد، نه از آن کارهای سیاسی! او تخصص برق داشت و به امور فنی رسیدگی می کرد. به تازگی ماموریتی گرفته بود، برود کنسولگری ایران در افغانستان یا اوکراین. انتخاب با او بود.
بنظر می آمد اوکراین اروپایی بهتر باشد اما عمو افعانستان را برای نزدیکی به ایران و خانواده انتخاب کرد. او از آن سفر برای من هم سوغاتی آورده بود. من هم یعنی هیچ انتظار نداشتم! یک کت پشمی پوستی طور به رنگ قهوه ای روشن که رویش گل های ریز نقاشی شده بودند. هنوز دارَمَش! عمو خیلی مهربان بود، همیشه لبخند می زند، من اینطور بیاد دارمش، هنوز!
روزی تلفن زنگ خورد
بزرگترها پریشان شدند و خبری غریب؛
دیپلمات ها اسیر شدند،در حال رایزنی برای آزادی شان هستیم.
تابستان و گرمای مرداد، نفس را در سینه حبس کرده بود، همه در فامیل نذر و نذورات می کردند، صد تا صد تا صلوات و ختم یاسین..
ما انقدر ایمان داشتیم، به وطن، به رایزنی...
چرخ خیاطی کوچکی که بابا برایم خریده بود واقعی می دوخت، واقعیِ واقعی. می خواستم کاری کنم، من هم کاری کنم که انتظار نمی رود!
از بین بقچه پارچه های مامان، تکه پارچه ای برداشتم و رویش با مداد با همان خط غریب هشت سالگی نوشتم؛
عمو حیدر جان، بازگشتت به وطن مبارک!

همین را گذاشتم زیر سوزن چرخ تا بدوزم
ایمان داشتم؛ انقدر...
تلفن زنگ خورد، متاسفیم، شهید شدند!

عمو حیدر جان، بازگشتت به وطن، مبارک!

#عاطفه_باقری

برای شهید حیدر علی باقری و باقی شهدای دیپلمات حادثه تلخ کنسولگری ایران در مزار شریف افغانستان که ناجوانمردانه به دست طالبان کشته شدند.

هفده مرداد،روز خبرنگار نیست!
12
ما را مکنید یاد هرگز
ما خود هستیم یاد بی‌ما

بی ما شده‌ایم شاد گوییم
ای ما که همیشه باد بی‌ما

#مولانای_جان

#انجمن_همسفران_سیمرغ
🔥81
‏یکی از نتایج ملاقات شمس با مولانا آن بود که فهمید تنها اصل ثابت جهان، بی‌ثباتی است.

فقط بی‌ثباتی است که ثبات دارد
و ما مدام در حال نقض این مهم‌ترین قانون جهان هستیم.
مدام می‌خواهیم قرار و ثبات را حفظ کنیم در حالی‌که
اصل جهان بر بی‌ثباتی و تغییر است!

📕 داشتن يا بودن
👤اریک فروم

بودن و زندگی کردن زیباست🌱

#انجمن_همسفران_سیمرغ
11
«نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم
‏دریچه آه می‌کشد
‏تو از کدام راه می‌رسی؟
‏خیال دیدنت چه دلپذیر بود
‏جوانی‌ام درین امید پیر شد
‏نیامدی و دیر شد…
»

- یادی از هوشنگ ابتهاج، شاعر بزرگ ایرانی، در دومین سالگرد درگذشتش.

#هوشنگ_ابتهاج
#انجمن_همسفران_سیمرغ
8💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لَنْ تَستطيعَ سِنينُ البُعْدِ تَمنَعُنا
إنَّ القُلوبَ بِرَغْمِ البُعدِ تَتَّصِلُ..

تو آن نه‌ای که چو غایب شوی ز دل بروی
تفاوتی نکند قرب دل به بُعد مکان!

عبدالعزيز جويده
سعدی

#تطبیق

@sodqaihaa
7
Audio
غزل شماره ۱۹۵۵
#صائب_تبریزی

خوانش:
#عاطفه_باقری
🍀
پیوسته است سلسله ی موج ها به هم
خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
🍀

#انجمن_همسفران_سیمرغ
9
عِندَما کُنتُ طفلةً
کُنتُ أتَصَوَّرُ أنَّ الشجرةَ هِی أعلى مکانٍ فی العالمِ
وَ عِندَما أصبحتُ امرأةً
وَ تسلقتُ عَلى کتفیکَ
عرفتُ أنَّکَ أکثر ارتفاعاً مِن کلِّ الشجرِ
وَ أنَّ النَّومَ بینَ ذِراعیکَ لذیذٌ
لذیذٌ کَالنَّومِ تحتَ ضَوءِ القَمرِ...

وقتی کودک بودم
گمان می کردم که درخت مرتفع‌ترین جای دنیاست
و هنگامی که زن شدم 
و بر شانه های تو صعود کردم 
فهمیدم که تو از همه درختان بلندتری
و خوابیدن بین بازوانت لذت بخش است
لذت بخش به مانند خوابیدن زیر نور ماه...

سعاد الصباح
سپیده متولی

@sodqaihaa
🔥62
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
امروز
روز شاعر است

🍀🤍
9
دکتر پرویز ناتِل خانلَری

(متولد ۲۹ اسفند ۱۲۹۲، درگذشت ۱ شهریور ۱۳۶۹) سیاستمدار، ادیب و استاد‌ زبان و ادبیات فارسی
.


شأن و اعتبار را جز از راه دانش و ادب حاصل نمی‌توان کرد. ملتی که رو به انقراض می‌رود نخست به دانش و فضیلت بی‌اعتنا می‌شود...اما پدران ما این نکته را خوب می‌دانستند...امروز ما از آن پدران نشانی نداریم. آنچه را ایشان بزرگ داشتند ما به مسخره و بازی گرفته‌ایم. دیو فساد در گوش ما افسانه و افسون می‌خواند...اگر وضع چنین بماند هیچ لازم نیست که حادثه‌ای عظیم ریشه‌ی وجود ما را بکند. ما خود به آغوش فنا می‌شتابیم.

دکتر پرویز ناتل خانلری، نامه‌ای به پسرم، مجله‌ی بخارا، شماره‌ی ۹۴، ص ۳۳۲_۳۳۳.




#انجمن_همسفران_سیمرغ
👍53
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

پناه به باران از این دنیای ظلمانی:

🌧️🍂



#انجمن_همسفران_سیمرغ
7👍1