امتحانی✨ ۳
شاهنامه فردوسی، اثر برجسته ای در کدام نوع ادبی است؟ و درباره شاهنامه و بخش ها و ویژگی های آن به تفصیل بنویسید.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
جواب در فایل صوتی👇
شاهنامه فردوسی، اثر برجسته ای در کدام نوع ادبی است؟ و درباره شاهنامه و بخش ها و ویژگی های آن به تفصیل بنویسید.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
جواب در فایل صوتی👇
❤21🙏1
🍃🍃🍃پایان قسمت امتحانی🍃🍃🍃
برای دوستان دیگر هم جنبه علمی دارد✨
برای دوستان دیگر هم جنبه علمی دارد✨
❤28
دل در بر من زنده برای غم تست
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست
لطفی است که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست
#مولانای_جان
#انجمن_همسفران_سیمرغ
بیگانهٔ خلق و آشنای غم تست
لطفی است که میکند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم تست
#مولانای_جان
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤4👍2
افسون سخن_سالار عقیلی
@jarasmusic
❄️✨
«افسون سخن»
بازخوانی: #سالار_عقیلی
آهنگ: #نصرالله_زرین_پنجه
ترانه سرا: #نظام_فاطمی
#انجمن_همسفران_سیمرغ
«افسون سخن»
بازخوانی: #سالار_عقیلی
آهنگ: #نصرالله_زرین_پنجه
ترانه سرا: #نظام_فاطمی
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤6
Forwarded from fasleparvaanegii (Atefeh Bagheri)
امروز را کنارِ تو چای دم کردم، از همان ها که دوست داشتی؛ هل و گلاب و گل محمدی...
توی استکان کمر باریک و نعلبکی قرمزِ ناصری،
و صدای شجریان و زمزمه محبت مرغ عشق های ایوان خانه، خانه ای که شمعدانی دارد و پنجره های اُرُسی و نور ملایم خورشید که رنگارنگ شده روی فرش لاکی باغ بهشت وسطِ اندرونی... شیرین زبانی کردم و دلت را بردم وقتی انارهای سرخ را توی حوض فیروزه ای حیاط با دستهای ظریفم برداشتم و سبد را در بغلم زدم و یکی را توی بغلت انداختم.
مَرَنجان دلمرا.....تو این را گفتی
و من نگاه غمزه آلودم را دزدیدم و در اندرونی خرامان خرامان رفتم تا با سینی چای برگردم..
تو می گفتی وفا دارم و محبت را خریدارم...
و چای را با هزار رنگ و عشوه و گلدان چینی نرگس های شیراز آوردم کنار حوض، زیر آن مجنون که با دستانت کاشته بودی
هنوز می خواند؛ زدی آتش بر دل من و چنان در خون نشاندی
حالا که چای سرد شده،
حالا که مرغ عشق خاموش است و انارهای دلم ترک خورده،
حالا که شعر خودش را به خاطرات خاک خورده سپرده، حالا که قند و گل محمدی بوی گلاب و اشک شور گرفته، حالا که دست هایم یخ زده
لااقل نرگس ها را با خودت می بردی
شاید عطرِ توست که مرا مجنون کرده
که هر روز مرا شعر می کند
شاید این هوای شیراز است که بوی تو را می دهد
شاید این زن است که در جفای تو شاعر شده است....
#عاطفه_باقری
#داستانک
توی استکان کمر باریک و نعلبکی قرمزِ ناصری،
و صدای شجریان و زمزمه محبت مرغ عشق های ایوان خانه، خانه ای که شمعدانی دارد و پنجره های اُرُسی و نور ملایم خورشید که رنگارنگ شده روی فرش لاکی باغ بهشت وسطِ اندرونی... شیرین زبانی کردم و دلت را بردم وقتی انارهای سرخ را توی حوض فیروزه ای حیاط با دستهای ظریفم برداشتم و سبد را در بغلم زدم و یکی را توی بغلت انداختم.
مَرَنجان دلمرا.....تو این را گفتی
و من نگاه غمزه آلودم را دزدیدم و در اندرونی خرامان خرامان رفتم تا با سینی چای برگردم..
تو می گفتی وفا دارم و محبت را خریدارم...
و چای را با هزار رنگ و عشوه و گلدان چینی نرگس های شیراز آوردم کنار حوض، زیر آن مجنون که با دستانت کاشته بودی
هنوز می خواند؛ زدی آتش بر دل من و چنان در خون نشاندی
حالا که چای سرد شده،
حالا که مرغ عشق خاموش است و انارهای دلم ترک خورده،
حالا که شعر خودش را به خاطرات خاک خورده سپرده، حالا که قند و گل محمدی بوی گلاب و اشک شور گرفته، حالا که دست هایم یخ زده
لااقل نرگس ها را با خودت می بردی
شاید عطرِ توست که مرا مجنون کرده
که هر روز مرا شعر می کند
شاید این هوای شیراز است که بوی تو را می دهد
شاید این زن است که در جفای تو شاعر شده است....
#عاطفه_باقری
#داستانک
❤11👍2
fasleparvaanegii
امروز را کنارِ تو چای دم کردم، از همان ها که دوست داشتی؛ هل و گلاب و گل محمدی... توی استکان کمر باریک و نعلبکی قرمزِ ناصری، و صدای شجریان و زمزمه محبت مرغ عشق های ایوان خانه، خانه ای که شمعدانی دارد و پنجره های اُرُسی و نور ملایم خورشید که رنگارنگ شده روی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥰11❤5👍1👏1
Forwarded from اَبَرکانال کتابخور
شاهنامه_فردوسی_به_نثر_برای_جوانان_از_مسعود_خیام.pdf
18 MB
شاهنامه فردوسی
به نثر / برای جوانان
نوشته : مسعود خیام
به نثر / برای جوانان
نوشته : مسعود خیام
❤13
مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ.
خداوند در سینه ی مردان، بیش از یک قلب قرار نداده است.
آیه ۴. سوره احزاب.
رجل= مرد
قلبین= دو قلب
جوف= سینه
جعل= قرار دادن.
نکته:قلب کانون شعور و شور و جایگاه مهر است.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری
#عرفان
خداوند در سینه ی مردان، بیش از یک قلب قرار نداده است.
آیه ۴. سوره احزاب.
رجل= مرد
قلبین= دو قلب
جوف= سینه
جعل= قرار دادن.
نکته:قلب کانون شعور و شور و جایگاه مهر است.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#عاطفه_باقری
#عرفان
❤22
❤22
ای یار من
ای یار من
ای یار بی زنهار من
ای هجر تو دلسوز من ، ای لطف تو غمخوار من...
#مولانا
#انجمن_همسفران_سیمرغ
ای یار من
ای یار بی زنهار من
ای هجر تو دلسوز من ، ای لطف تو غمخوار من...
#مولانا
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤14👍1
#مبالغه_اغراق_غلو
قسمت اول
🔴مبالغه آن است که گوینده چیزی را ادعا میکند که هم ازدیدگاه عقل وخردوهم بصورت عادت در ازمونهای زندگی وجود دارد.
سعدی می گوید:
👈اندرون با تو چنان انس گرفته است مرا
که ملالم زهمه خلق جهان می آید
🔴اغراق آن است که عقلا ممکن باشدولی به صورت عادت ناممکن وناشدنی
مثال ازسعدی:
👈زدیدنت نتوانم که دیده بردوزم
وگرمعاینه بینم که تیر می آید
🔴غلو ان است که نه عقلا ونه بصورت عادت ممکن نباشدنه با عقل وخرد جور در می آید.
حافظ می گوید:
👈هیچ است آن دهان ونبینم ازآن نشان
موی است آن میان وندانم که آن چه موست؟
🔴اغراق گاه در پیوند با ترفند های دیگر ادبی است و گاه به طور عادی وخالی از چنین پیوندی در شعر ظهور می یابد. دکتر فشارکی نیز برای اغراق تقسیم بندی های زیر را قایل اند:
👈الف ) اغراق های کنایی: کنایات وقتی با اغراق پیوند می خورند، هنری تر جلوه می کنند. مثلاً دربیت زیر، گریستن آهوی دشت به حال کسی، کنایه ای است که با اغراق همراه است:
🔹ببایست بر کوه آتش گذشت
مرا زار بگریست آهو به دشت (فردوسی)
به خون جگر طهارت کردن،کنایه ای اغراق آمیز از شدت حزن و اندوه است.
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز (حافظ)
👈ب) اغراق تشبیهی: اغراقی است که با تشبیه درآمیزد و«اصولاً تشبیه مبین نوعی اغراق در کیفیت تشبیه است.»
🔹چنان شد که گفتی طراز نخ است
و گر پیش آتش نهاده یخ است (فردوسی)
شاعر در تشبیه به بیان حال مشبه می پردازد و این بیان حال را برای تقریر در ذهن شنونده همواره با اغراق همراه می کند. چنان که استاد شمیسا می نویسند:« پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال با اغراق همراه است .» ( بیان و معانی ، شمیسا ، ص ۴۷)
🔹گر آفتاب خزان گلبن شکوفه بریخت
بقای سرو روان باد و قامت شمشاد (سعدی)
👈ج) اغراق عادی: بدون هنرنمایی های ویژه بیانی و بدیعی است؛ یعنی در ظاهربا تشبیه ، استعاره ویا کنایه هنری و امثال این ها آمیخته نیست.
آب دریا تا به کعب آید و را
کاو بیابد بوسه بر زانوی تو (مولوی)
🔴اغراق در شعر فارسی بیش ازشعر عربی مورد توجه قرار گرفته است
🔴اغراق، آثار حماسی فارسی را شور انگیز و موثر کرده است،
🔴 اغراق در مدح باعث انحطاط کلام می شود وازلطف و وزیبایی آن می کاهد،
🔴بعضی از علمای بلاغت هرسه اصطلاح اغراق،مبالغه وغلو را به یک معنی دانسته اند.
✅مثال هایی تفکیک نشده از اغراق و مبالغه و غلو:
📕بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
🔹(مانند ابر بهار گریستن و گریه ی درد آلودی که حتا سنگ را هم به ناله وا می دارد، بیانی آمیخته به اغراق است.)
📕هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است
دردا كه این معما شرح و بیان ندارد.
🔹(قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق، صد دریای آتشین تصّور کردن بیانی اغراق آمیزه است .)
📕که گفتت برو دست رستم ببند
نبنددمرا دست، چرخ بلند
📕 ز سمّ ستوران درآن پهن دشت
زمین شش شد و آسمان گشت هشت
📕خروش آمد از باره ی هر دو مرد
تو گفتی بدرّید دشت نبرد
📕بر آن گونه رفتند هر دو به رزم
تو گفتی که اندر جهان نیست بزم
📕شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیاب
📕زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی زشرم تو در غنچه کرد پنهانش
📕از بهر بوسهای ز لبش جان همی دهم
اینم همی ستاند و آنم نمیدهد.
🔹(جان دادن کنایهای اغراقآمیز از نهایت اشتیاق است.)
📕هست طومار دل من به درازای ابد
برنوشته ز سرش تا سوی پایان: تو مرو
🔹(بیان اغراقآمیز وسعت بیکرانهی دل مولانا که از سر تا بن آن نوشته است: «تو مرو».)
📕چنان شد که گویی تراز نخ است
وگر پیش آتش نهاده یخ است
🔹(بیانکنندهی شدت لاغری است.)
📕بدو گفت هم زور تو پیل نیست
چو گرد پی رخش تو نیل نیست
📕ز چوگان او گوی شد ناپدید
تو گفتی سپهرش همی برکشید
📕ندانم این شب قدر است یا ستاره ی روز؟
تویی برابر من یا خیال در نظرم (سعدی)
📕این ماه دو هفته در نقاب است
یا حوری دست در خضاب است (سعدی)
📕و زان جایگه تا به افراسیاب
شده ست آتش ایران و توران چو آب (فردوسی)
📕چنان شد ز گرد سپاه آفتاب
که آتش برآمد ز دریای آب
(فردوسی)
📕باران همه برجای عرق می چکد از ابر
پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد
(سنایی)
📕گرشاهدان نه دنیی و دین می برند و عقل
پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند (سعدی)
📕فغان کان لولیان شوخ شیرین کارشهرآشوب
چنان بردند صبر از من که ترکان خوان یغما را (حافظ)
📕یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می کند (سعدی)
📕تو دانی که سالار توران سپاه
ز اوج فلک برفرازد کلاه
(فردوسی)
#مبالغه_اغراق_غلو
(#بخش_دوم)
📕همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع
همی بدادی تا در ولی نماند فقیر.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
قسمت اول
🔴مبالغه آن است که گوینده چیزی را ادعا میکند که هم ازدیدگاه عقل وخردوهم بصورت عادت در ازمونهای زندگی وجود دارد.
سعدی می گوید:
👈اندرون با تو چنان انس گرفته است مرا
که ملالم زهمه خلق جهان می آید
🔴اغراق آن است که عقلا ممکن باشدولی به صورت عادت ناممکن وناشدنی
مثال ازسعدی:
👈زدیدنت نتوانم که دیده بردوزم
وگرمعاینه بینم که تیر می آید
🔴غلو ان است که نه عقلا ونه بصورت عادت ممکن نباشدنه با عقل وخرد جور در می آید.
حافظ می گوید:
👈هیچ است آن دهان ونبینم ازآن نشان
موی است آن میان وندانم که آن چه موست؟
🔴اغراق گاه در پیوند با ترفند های دیگر ادبی است و گاه به طور عادی وخالی از چنین پیوندی در شعر ظهور می یابد. دکتر فشارکی نیز برای اغراق تقسیم بندی های زیر را قایل اند:
👈الف ) اغراق های کنایی: کنایات وقتی با اغراق پیوند می خورند، هنری تر جلوه می کنند. مثلاً دربیت زیر، گریستن آهوی دشت به حال کسی، کنایه ای است که با اغراق همراه است:
🔹ببایست بر کوه آتش گذشت
مرا زار بگریست آهو به دشت (فردوسی)
به خون جگر طهارت کردن،کنایه ای اغراق آمیز از شدت حزن و اندوه است.
طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز (حافظ)
👈ب) اغراق تشبیهی: اغراقی است که با تشبیه درآمیزد و«اصولاً تشبیه مبین نوعی اغراق در کیفیت تشبیه است.»
🔹چنان شد که گفتی طراز نخ است
و گر پیش آتش نهاده یخ است (فردوسی)
شاعر در تشبیه به بیان حال مشبه می پردازد و این بیان حال را برای تقریر در ذهن شنونده همواره با اغراق همراه می کند. چنان که استاد شمیسا می نویسند:« پس تشبیه بیان مخیل حال مشبه است و این بیان حال با اغراق همراه است .» ( بیان و معانی ، شمیسا ، ص ۴۷)
🔹گر آفتاب خزان گلبن شکوفه بریخت
بقای سرو روان باد و قامت شمشاد (سعدی)
👈ج) اغراق عادی: بدون هنرنمایی های ویژه بیانی و بدیعی است؛ یعنی در ظاهربا تشبیه ، استعاره ویا کنایه هنری و امثال این ها آمیخته نیست.
آب دریا تا به کعب آید و را
کاو بیابد بوسه بر زانوی تو (مولوی)
🔴اغراق در شعر فارسی بیش ازشعر عربی مورد توجه قرار گرفته است
🔴اغراق، آثار حماسی فارسی را شور انگیز و موثر کرده است،
🔴 اغراق در مدح باعث انحطاط کلام می شود وازلطف و وزیبایی آن می کاهد،
🔴بعضی از علمای بلاغت هرسه اصطلاح اغراق،مبالغه وغلو را به یک معنی دانسته اند.
✅مثال هایی تفکیک نشده از اغراق و مبالغه و غلو:
📕بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران
🔹(مانند ابر بهار گریستن و گریه ی درد آلودی که حتا سنگ را هم به ناله وا می دارد، بیانی آمیخته به اغراق است.)
📕هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است
دردا كه این معما شرح و بیان ندارد.
🔹(قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق، صد دریای آتشین تصّور کردن بیانی اغراق آمیزه است .)
📕که گفتت برو دست رستم ببند
نبنددمرا دست، چرخ بلند
📕 ز سمّ ستوران درآن پهن دشت
زمین شش شد و آسمان گشت هشت
📕خروش آمد از باره ی هر دو مرد
تو گفتی بدرّید دشت نبرد
📕بر آن گونه رفتند هر دو به رزم
تو گفتی که اندر جهان نیست بزم
📕شود کوه آهن چو دریای آب
اگر بشنود نام افراسیاب
📕زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی زشرم تو در غنچه کرد پنهانش
📕از بهر بوسهای ز لبش جان همی دهم
اینم همی ستاند و آنم نمیدهد.
🔹(جان دادن کنایهای اغراقآمیز از نهایت اشتیاق است.)
📕هست طومار دل من به درازای ابد
برنوشته ز سرش تا سوی پایان: تو مرو
🔹(بیان اغراقآمیز وسعت بیکرانهی دل مولانا که از سر تا بن آن نوشته است: «تو مرو».)
📕چنان شد که گویی تراز نخ است
وگر پیش آتش نهاده یخ است
🔹(بیانکنندهی شدت لاغری است.)
📕بدو گفت هم زور تو پیل نیست
چو گرد پی رخش تو نیل نیست
📕ز چوگان او گوی شد ناپدید
تو گفتی سپهرش همی برکشید
📕ندانم این شب قدر است یا ستاره ی روز؟
تویی برابر من یا خیال در نظرم (سعدی)
📕این ماه دو هفته در نقاب است
یا حوری دست در خضاب است (سعدی)
📕و زان جایگه تا به افراسیاب
شده ست آتش ایران و توران چو آب (فردوسی)
📕چنان شد ز گرد سپاه آفتاب
که آتش برآمد ز دریای آب
(فردوسی)
📕باران همه برجای عرق می چکد از ابر
پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد
(سنایی)
📕گرشاهدان نه دنیی و دین می برند و عقل
پس زاهدان برای چه خلوت گزیده اند (سعدی)
📕فغان کان لولیان شوخ شیرین کارشهرآشوب
چنان بردند صبر از من که ترکان خوان یغما را (حافظ)
📕یار من اوباش و قلاش است و رند
بر من او خود پارسایی می کند (سعدی)
📕تو دانی که سالار توران سپاه
ز اوج فلک برفرازد کلاه
(فردوسی)
#مبالغه_اغراق_غلو
(#بخش_دوم)
📕همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع
همی بدادی تا در ولی نماند فقیر.
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤7👍2🔥2👎1
❤13👎1
دست نمیدهد مرا بی تو نفس زدن دمی
زانکه دمی که با توام قوت من است عالمی
صبح به یک نفس جهان روشن از آن همی کند
کز سر صدق هر نفس با تو برآورد دمی
#شیخ_عطار_نیشابوری
#انجمن_همسفران_سیمرغ
زانکه دمی که با توام قوت من است عالمی
صبح به یک نفس جهان روشن از آن همی کند
کز سر صدق هر نفس با تو برآورد دمی
#شیخ_عطار_نیشابوری
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤15
کلمه فروتنی در فارسی هم قشنگه، فرو رفتن در تن، فرو رفتن در درون خود، رفتن در عمق خودت و از درون بیرون رو نگاه کردن.
#زبان_پارسی
#انجمن_همسفران_سیمرغ
#زبان_پارسی
#انجمن_همسفران_سیمرغ
❤19👍1
👍4🥰1🤩1