سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
@siminsagh 🌿

سیروس [کوروش]
در حال، دیواری خراب شده، از نظرها محو می‌شود، سیروس با هیکل پرابهت و قیافهٔ باعظمت که درخور شاهان بزرگ است پیدا می‌شود و دستش را سخت به پیشانی فشرده و می‌خواند:

ای داد اگر من سرم از شرم به زیر است 
شرم من از ارواح سلاطین اسیر است
که بودند به بندم
کنون طعنه زنندم
کای اسیر تو، ما سلاطین
حال، اسارتِ مِلکِ خود بین
اين خرابهْ قبرستان نه ايران ماست
اين خرابهْ ايران نيست، ايران كجاست؟‌

#میرزاده_عشقی
رستاخیز شهریاران ایران در مداین
#بزرگداشت_کورش_بزرگ
@siminsagh

هنوز دایره چرخ بود بی‌ پرگار
که طوق عشق تو را بر گلوی ما بستند

#صائب_تبریزی 🌿
تا قبل از در آغوش گرفتنش
گمان می‌کردم، زندگی
فقط زنده بودن است...

#سید_علی_صالحی 🍂
@siminsagh 🌿

ایرانِ من زنی‌ست کتک خورده
با دست پاک میکند اشکش را
از #انقلاب تا شبِ #آزادی
با گریه میکشد چمدانش را...

#اهورا_فروزان
#دختران_خیابان_انقلاب
#نه_به_حجاب_اجباری
👍1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@siminsagh

در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت
گفتم که در نبود #تو شبها بخیر نیست

#فرامرز_عرب_عامری 🌿
نان از سفره و کلمه از کتاب
چراغ از خانه و شکوفه از انار
آب از پیاله و پروانه از پسین
ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفته اید

با رویاهایمان چه می کنید...؟!

#سید_علی_صالحی 🍂 @siminsagh
@siminsagh

‎بر ما رقم خطا پرستی همه هست
‎بدنامی
‎و عشق
‎و شور
‎و مستی
‎همه هست

‎ای دوست چو از میانه مقصود توئی
‎جای گله نیست
‎چون تو هستی همه هست

#مولانا 🌿
🖤 #حسین_یجمعنا 🖤
1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
وقاف
حرفِ
آخرِ
عشق
است

آنجا که
نام کوچک من
آغاز می‌شود...

#قیصر_امین_پور 🌿
⚫️هشتم آبان،سالروز درگذشت شاعر

📎telegram.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
محبوبِ من،
از دوست داشتنم می ترسد!
از داشتنم می ترسد!
از نداشتنم هم می ترسد!
با اینهمه اما، مبادا گمان کنید
مردِ شجاعی نیست...
وطنش بودم اگر بخاطر من می‌جنگید
و مادرش اگر، به خاطرِ من جان...
من اما هیچکسش نیستم!
من هیچکسش هستم...!

#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿
@siminsagh

تنها منم که می دانم
چرا اغلب اوقات ساکتی
به اولین صبح پس از پایان جنگ شبیهی
آرامی و زیبا
اما غمگین
به اولین صبحانه
در اولین روز صلح می مانی
شیرینی و دلچسب اما
تنها با گریه می توان به تو دست زد

#حسن_آذری 🌿
تو باد و شکوفه و ميوه ای،
ای همه ی فصول من
بر من چنان چون سالی بگذر
تا جاودانگی را آغاز کنم

#احمد_شاملو 🌿
لبت کجاست!؟
که خاک،
چشم به راه است...

#محمد_مختاری 🍂
@Siminsagh
مرا تا نقره باشد می‌فشانم
تو را تا بوسه باشد می‌ستانم
و گر فردا به زندان می‌برندم
به نقد این ساعت اندر بوستانم
جهان بگذار تا بر من سر آید
که کام دل تو بودی از جهانم

#سعدی 🍂 @siminsagh
@siminsagh 🌿

ألعن تلك اللحظة المبارکة
حین اصطدم مرکبي بجزیرتك
وتحطم
وأسعده حطامه
وعشق شطآنك

ألعن تلك اللحظة المبارکة
وأنا أهرول کعادتي
في دروب مدینة لیست لي
لأحلم برجل لیس لي …!!


نفرین بر آن لحظه مبارک
که قایقم به جزیره تو برخورد
شکست
و شاد از شکستن اش
به ساحل تو دل باخت

نفرین می کنم آن لحظه مبارک را
و طبق عادت شتابان می دوم
در جاده های شهری که برای من نیست
در رؤیای مردی که از آن من نیست...!

#غادة_السمان
ترجمه از #محبوبه_افشاری
یک تک بیت از #سعدی به صورت تصادفی:

کلیک کنید👇
https://siminsagh.net/faal/saadi
گاهی فکر می‌ کنم
مهم‌ترین حرف‌هایِ من،
همان حرف‌هایی ‌ست
که حوصله ندارم بگویم.
احتمالا به این دلیل که آدم‌‌ها
اغلب برایِ اینکه حرفِ مهمی بزنند
باید تمرکز کنند و من هیچوقت
نتوانسته ‌ام رویِ چیزی تمرکز کنم.

#مصطفی_مستور 🍂
عشق و چیزهایِ دیگر📚
@siminsagh

گفت: خواب بدی دیدم.

دیدم که خلایق به هیئت گاوان و گوسپندان جملگی سر در آخوری فروبرده به چریدن مشغولند.

پرسیدم: تو چه می کردی؟
گفت: من نیز چون خلایق.
پرسیدم: پس چه فرق میانِ تو و ایشان؟
گفت: آن ها می خوردند و می خندیدند.
من می خوردم و می گریستم...

#تذکره‌الاولیا 🌿
@siminsagh

گفتی: ز فراق ما پشیمان گشتی؟

ای جان، چه پشیمانِ پشیمانی‌ها...


#مولانا 🌿
@siminsagh

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟
بنشین که با خیال تو، شب‌ها نخفته‌ایم...

#فریدون_مشیری 🌿