سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
رنگ دستت نه به‌ حناست،
که خون دل ماست..
خوردن خون دل خلق به دستان تا چند؟

#سعدی🍂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تویی بهانه این ابرها

که می‌گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی


#قیصر_امین_پور 🌿
@siminsagh

من و تو ناره، تو دوسی، مه دیری
دلِ مه ییلاقه تو گرمه‌سیری

چنی دیری، یه‌رو کاشکا ایواره
چی خاکِ دیلرو (خرموعه) دامونْمه بیری

#سالم_پوراحمد 🌿
@siminsagh

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

#حافظ 🌿
تو نیم دیگر من نیستی؛
تمام منی...

#امید_صباغ_نو 🌿
@siminsagh

هان مشو نومید،
چون واقف نه‌ای از سر غیب!
باشد اندر پرده بازیهای پنهان، غم مخور👌

#حافظ 🍂
@siminsagh

از دم صبح ازل، تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود...

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود...

#حافظ 🌿
#بیت‌های_ماندگار ✒️
@siminsagh 🌿

یا وفا،یا خبر وصل تو،یا مرگ رقیب
بوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟

#حافظ
#نامهربان‌جفاکار
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

#حافظ 🌿
@siminsagh 🌿

امشب پاس‌ام و می‌دانم سه ساعت تمام نصفه شب همه‌اش را با تو خواهم بود. خیال تو را نمی‌توانم از خودم دور کنم و وضع روحی‌ام در حال متلاشی شدن است، از تو خواهش می‌کنم شب‌های جمعه شمعی روشن کنی، همان جایی که سابق شمع روشن می‌کردیم مرا دعا کن، مرا دعا کن تا از این دنیای تاریک خلاص بشوم.‏
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.‏
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک راحت و آسوده شوم.‏

تاریخ : ۴۰/۱۲/۶
غلامحسین ساعدی


از نامه‌های #غلامحسین_ساعدی
به طاهره کوزه گرانی
کتاب #طاهره_طاهره‌_عزیزم
از کانال ادبی #گیانان
@siminsagh

ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو
موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف

جانها و دلها چون خسی در راهش آب هر کسی
می رفت جان و دل بسی گیسوکشان از هر طرف

#امیر_خسرو_دهلوی 🌿
بی نجوای انگشتانت،
جهان
از هر سلامی
خالی‌ست.

#احمد_شاملو 🍂 @simnsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh 🌿
تو ماه را
بیشتر از همه دوست داشتی
و حالا ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود

#رسول_یونان
عکس از #هدایت_آقایی
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم

تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت؟
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم..

بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان!
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من!
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم..

#سعدی 🍂 @siminsagh
بی رنگ رخ‌ات ،
زمانه زندان من است ...

#مولانا 🍂

@siminsagh
👍1
@siminsagh

به یاد تو هستم
کاش
خداحافظی نمی‌کردی و می‌رفتی
من عمری خداحافظی تو را
به یاد داشتم...
پاییز پشت پنجره
استوار ایستاده است
مرا نظاره می‌کند
که چرا من
هنوز جهان را ترک نکرده‌ام
من که قلب فرسوده دارم
من که باید با قلب فرسوده
کم کم تو را فراموش کنم

#احمدرضا_احمدی 🌿
گفتم اگر نَبینمت
مهر فرامُشم شود

می‌روی و مُقابلی
غایب و در تَصوری...

#سعدی 🌿