@siminsagh
به تو فکر می کنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر می کنم
مثل ابونواس به می
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف
#سیدعلی_صالحی 🌿
به تو فکر می کنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر می کنم
مثل ابونواس به می
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف
#سیدعلی_صالحی 🌿
@siminsagh
چون حسنک بیامد خواجه احمد بر پای خاست. چون او این مکرمت بکرد، همه اگر خواستند یا نه بر پای خاستند. بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و برخویشتن می ژکید! خواجه احمد او را گفت: در همه کارها ناتمامی!
#تاریخ_بیهقی 🌿
چون حسنک بیامد خواجه احمد بر پای خاست. چون او این مکرمت بکرد، همه اگر خواستند یا نه بر پای خاستند. بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و برخویشتن می ژکید! خواجه احمد او را گفت: در همه کارها ناتمامی!
#تاریخ_بیهقی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
یکبار خدای را در خواب دیدم که گفت: یا ابوالحسن! خواهی که تو را باشم؟ گفتم: نه. گفت: خواهی که مرا باشی؟ گفتم: نه. گفت: یا ابوالحسن! خلق اولین و آخرین در اشتیاق این بسوختند تا من کسی را باشم، تو مرا این چرا گفتی؟ گفتم: بار خدایا این اختیار که تو به من کردی از مکر تو ایمن کی توانم بود؟ که تو به اختیار هیچکس کار نکنی.
#ابوالحسن_خرقانی 🍂
#تذکرة_الأولیاء_را_بخوانیم
#ابوالحسن_خرقانی 🍂
#تذکرة_الأولیاء_را_بخوانیم
@siminsagh
من و تو ناره، تو دوسی، مه دیری
دلِ مه ییلاقه تو گرمهسیری
چنی دیری، یهرو کاشکا ایواره
چی خاکِ دیلرو (خرموعه) دامونْمه بیری
#سالم_پوراحمد 🌿
من و تو ناره، تو دوسی، مه دیری
دلِ مه ییلاقه تو گرمهسیری
چنی دیری، یهرو کاشکا ایواره
چی خاکِ دیلرو (خرموعه) دامونْمه بیری
#سالم_پوراحمد 🌿
@siminsagh
مرا امید وصال تو زنده میدارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
#حافظ 🌿
مرا امید وصال تو زنده میدارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
#حافظ 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh مرا امید وصال تو زنده میدارد و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک #حافظ 🌿
@siminsagh
صبحدم از عرش میآمد خروشی، عشق گفت
قدسيان گويی كه شعر حافظ از بر میکنند
#بزرگداشت_حضرت_حافظ 🌿
صبحدم از عرش میآمد خروشی، عشق گفت
قدسيان گويی كه شعر حافظ از بر میکنند
#بزرگداشت_حضرت_حافظ 🌿
@siminsagh
از دم صبح ازل، تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود...
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود...
#حافظ 🌿
#بیتهای_ماندگار ✒️
از دم صبح ازل، تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود...
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود...
#حافظ 🌿
#بیتهای_ماندگار ✒️
@siminsagh 🌿
یا وفا،یا خبر وصل تو،یا مرگ رقیب
بوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
#حافظ
#نامهربانجفاکار
یا وفا،یا خبر وصل تو،یا مرگ رقیب
بوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
#حافظ
#نامهربانجفاکار
@siminsagh 🌿
امشب پاسام و میدانم سه ساعت تمام نصفه شب همهاش را با تو خواهم بود. خیال تو را نمیتوانم از خودم دور کنم و وضع روحیام در حال متلاشی شدن است، از تو خواهش میکنم شبهای جمعه شمعی روشن کنی، همان جایی که سابق شمع روشن میکردیم مرا دعا کن، مرا دعا کن تا از این دنیای تاریک خلاص بشوم.
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک راحت و آسوده شوم.
تاریخ : ۴۰/۱۲/۶
غلامحسین ساعدی
از نامههای #غلامحسین_ساعدی
به طاهره کوزه گرانی
کتاب #طاهره_طاهره_عزیزم
از کانال ادبی #گیانان
امشب پاسام و میدانم سه ساعت تمام نصفه شب همهاش را با تو خواهم بود. خیال تو را نمیتوانم از خودم دور کنم و وضع روحیام در حال متلاشی شدن است، از تو خواهش میکنم شبهای جمعه شمعی روشن کنی، همان جایی که سابق شمع روشن میکردیم مرا دعا کن، مرا دعا کن تا از این دنیای تاریک خلاص بشوم.
مرا دعا کن تا هرچه زودتر رها شوم و به نزدت برگردم.
مرا دعا کن از این تنهایی کشنده و خطرناک راحت و آسوده شوم.
تاریخ : ۴۰/۱۲/۶
غلامحسین ساعدی
از نامههای #غلامحسین_ساعدی
به طاهره کوزه گرانی
کتاب #طاهره_طاهره_عزیزم
از کانال ادبی #گیانان