سیمین ساق | شعر فارسی
خرّم آن روز که دیده بگشاییم و بینیم صبحمان اینجا بخیر است... @siminsagh 🍂
@siminsagh 🌿
رهگذاری خواهد گفت:
راستیرا شبِ تاریکیست.
کهکشانی خواهم دادش
روی پل، دخترکی بیپاست
دُبّ ِ اکبر را بر گردن او خواهم آویخت
هرچه دشنام از لبها خواهم برچید
هرچه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت:
کاروانی آمد، بارَش لبخند
#سهراب_سپهری
#زادروز_شاعر
رهگذاری خواهد گفت:
راستیرا شبِ تاریکیست.
کهکشانی خواهم دادش
روی پل، دخترکی بیپاست
دُبّ ِ اکبر را بر گردن او خواهم آویخت
هرچه دشنام از لبها خواهم برچید
هرچه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت:
کاروانی آمد، بارَش لبخند
#سهراب_سپهری
#زادروز_شاعر
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش است
میکنم شُکر و ندارم گِله از بیش و کم ات...
#هلالی_جغتایی 🌿
لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش است
میکنم شُکر و ندارم گِله از بیش و کم ات...
#هلالی_جغتایی 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو را ای شعرِ من! هرکس ببیند مست خواهد شد
که چون پای زنان از چاکِ دامن رفتهای بیرون
تو را"احسنت گویان"خواندهاند اما نمیدانند
که از لبهای من با آه و شیون رفتهای بیرون
#حسین_جنتی
#لقمه_شو
#مجلس
که چون پای زنان از چاکِ دامن رفتهای بیرون
تو را"احسنت گویان"خواندهاند اما نمیدانند
که از لبهای من با آه و شیون رفتهای بیرون
#حسین_جنتی
#لقمه_شو
#مجلس
@siminsagh 🌿
اینجا جواب نامه عاشق تغافل است
بیهوده انتظار خبر میکشیم ما
#بیدل_دهلوی
#روز_جهانی_پست
#برای_هم_عشق_را_بنویسیم
اینجا جواب نامه عاشق تغافل است
بیهوده انتظار خبر میکشیم ما
#بیدل_دهلوی
#روز_جهانی_پست
#برای_هم_عشق_را_بنویسیم
تو را دوست می دارم. تو عشق و امید منی. بهار و سرمستی روح من هنگامی است که گل های لبخند تو شکوفه می کند. من چگونه می توانم قلب بدبختم را راضی کنم که از لذت وجود تو برخوردار باشد، اما نتواند اسباب سعادت و نیک بختی تو را فراهم آورد!؟
زود زود برایم نامه بنویس. یک لحظه بی تو نیستم. کاش می توانستی عکسی برایم بفرستی. عکسی که همه ی اجزای آشنای من آن تو پیدا باشد: آن خال کوچکی که اسمش احمد است. آن خطوط موقر و باشکوه روی گونه هایت و آن کشیدگی کبریایی چشم هایی که یقین دارم نگران آینده ی پُربار و شادکام من و توست.
هزار بار می بوسم شان. آن ها را و تو را و خاطره های عزیزت را.
#احمد_شاملو 🍂
هرکسی را احمدی باید...:)💌
زود زود برایم نامه بنویس. یک لحظه بی تو نیستم. کاش می توانستی عکسی برایم بفرستی. عکسی که همه ی اجزای آشنای من آن تو پیدا باشد: آن خال کوچکی که اسمش احمد است. آن خطوط موقر و باشکوه روی گونه هایت و آن کشیدگی کبریایی چشم هایی که یقین دارم نگران آینده ی پُربار و شادکام من و توست.
هزار بار می بوسم شان. آن ها را و تو را و خاطره های عزیزت را.
#احمد_شاملو 🍂
هرکسی را احمدی باید...:)💌
@siminsagh
صدپرسش بی جواب در لب هایت
صدمیکده ی شراب در لب هایت
عشقی و هزار و سیصد و چندی سال
بن مایه ی شعر ناب در لب هایت
#حجت_زرینجو 🌿
صدپرسش بی جواب در لب هایت
صدمیکده ی شراب در لب هایت
عشقی و هزار و سیصد و چندی سال
بن مایه ی شعر ناب در لب هایت
#حجت_زرینجو 🌿
@siminsagh
به تو فکر می کنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر می کنم
مثل ابونواس به می
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف
#سیدعلی_صالحی 🌿
به تو فکر می کنم
مثل آسمان به ستاره و ستاره به شب
به تو فکر می کنم
مثل ابونواس به می
مثل نقطه به خط
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف
#سیدعلی_صالحی 🌿
@siminsagh
چون حسنک بیامد خواجه احمد بر پای خاست. چون او این مکرمت بکرد، همه اگر خواستند یا نه بر پای خاستند. بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و برخویشتن می ژکید! خواجه احمد او را گفت: در همه کارها ناتمامی!
#تاریخ_بیهقی 🌿
چون حسنک بیامد خواجه احمد بر پای خاست. چون او این مکرمت بکرد، همه اگر خواستند یا نه بر پای خاستند. بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت؛ برخاست نه تمام و برخویشتن می ژکید! خواجه احمد او را گفت: در همه کارها ناتمامی!
#تاریخ_بیهقی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
عشق دور و نزديك نميشناسد...
با تعجب نگاهم نکن!
میخواهی بگویم چند تار سفید به موهایت اضافه شده؟!
بگویم روی سیگار سرفه کردن هایت، چندتا بیشتر شده است؟
یا میخواهی چروک های مهربان دور چشمت را بشمارم؟!
میخواهی نگاهت کنم و بگویم از آخرین باری که دیدمت چقدرررر غمگین تری؟!
تو هنوز هم خستگی هایت را به دوش میکشی...
◇◇◇
چای میخوری یا قهوه؟!
اصلا اینها را ول کن!
میخواهی کمی بغلت کنم
دوتایی گریه کنیم؟؟
#اهورا_فروزان 🌿
یکبار خدای را در خواب دیدم که گفت: یا ابوالحسن! خواهی که تو را باشم؟ گفتم: نه. گفت: خواهی که مرا باشی؟ گفتم: نه. گفت: یا ابوالحسن! خلق اولین و آخرین در اشتیاق این بسوختند تا من کسی را باشم، تو مرا این چرا گفتی؟ گفتم: بار خدایا این اختیار که تو به من کردی از مکر تو ایمن کی توانم بود؟ که تو به اختیار هیچکس کار نکنی.
#ابوالحسن_خرقانی 🍂
#تذکرة_الأولیاء_را_بخوانیم
#ابوالحسن_خرقانی 🍂
#تذکرة_الأولیاء_را_بخوانیم