در چهل سالگى
شايد
به ياد نيارى كدام كافه ها را
رفته اى
يا كدام سفر بيشتر از هميشه
تو را غرق در آرامش كرد
و حتى شايد
خيلى از دوستانَت را فراموش
كرده باشى
فقط ..
يادت مى آيد
كسى بود
كه عميقاً دوستَت داشت..
علاقه اى كه در بيست سالگى
از دست داده اى..
#رضا_ناظمى 🍂
شايد
به ياد نيارى كدام كافه ها را
رفته اى
يا كدام سفر بيشتر از هميشه
تو را غرق در آرامش كرد
و حتى شايد
خيلى از دوستانَت را فراموش
كرده باشى
فقط ..
يادت مى آيد
كسى بود
كه عميقاً دوستَت داشت..
علاقه اى كه در بيست سالگى
از دست داده اى..
#رضا_ناظمى 🍂
@siminsagh
بخت آنم کو
که در صبحِ بیاضِ گردَنَش
از مَکیدن بِشکُفانم گُلشنِ نیلوفری!
#وحید_قزوینی 🌿
کاش خدا بودم و از رگ گردن به تو نزدیک تر
بخت آنم کو
که در صبحِ بیاضِ گردَنَش
از مَکیدن بِشکُفانم گُلشنِ نیلوفری!
#وحید_قزوینی 🌿
کاش خدا بودم و از رگ گردن به تو نزدیک تر
@siminsagh 🍂
به جهنم که نیستی!
مگر مغولها
یک قرن تمام حمله نکردند ؟
مگر نگذشت؟
نبودن تو هم
میگذرد . . . !
#مهدیه_لطیفی 🌿
به جهنم که نیستی!
مگر مغولها
یک قرن تمام حمله نکردند ؟
مگر نگذشت؟
نبودن تو هم
میگذرد . . . !
#مهدیه_لطیفی 🌿
پائیز که میشه دلم آشوب میشه
پاییز من بدجور دلگیرم همیشه
انقدر با تو زندگی کردم تو این فصل
حس میکنم پائیز میمیرم همیشه
#روزبه_بمانی 🍂
انتخاب خانم مهرو🙏
پاییز من بدجور دلگیرم همیشه
انقدر با تو زندگی کردم تو این فصل
حس میکنم پائیز میمیرم همیشه
#روزبه_بمانی 🍂
انتخاب خانم مهرو🙏
ز بس که تلخی دوران کشیدهام #صائب
دهان مار شود تلخ از گزیدن من! 🍂
دهان مار شود تلخ از گزیدن من! 🍂
باید کسی را
پیدا کنم دوستم داشته باشد!
آنقدر که یکی از این
شب های لعنتی
آغوشش را
برای من و یک دنیا خستگی
بگشاید!
هیچ نگوید ..
هیچ نپرسد ..
#نزار_قبانی 🍂 @siminsagh
پیدا کنم دوستم داشته باشد!
آنقدر که یکی از این
شب های لعنتی
آغوشش را
برای من و یک دنیا خستگی
بگشاید!
هیچ نگوید ..
هیچ نپرسد ..
#نزار_قبانی 🍂 @siminsagh
@siminsagh 🌿
عبدالله مبارك به حج رفته بود وقتي در خواب ديد كه فرشته اي به او گفت : از ششصد حاجي كسي حاجي نيست، مگر علي بن موفق، كفشگري در دمشق كه به حج نيامد . عبدالله به دمشق رفت و علي بن موفق را ديد كه پاره دوزي ميكند. پرسيد: چه كرده اي كه با اينكه امسال به حج نرفته اي از ميان همه حجاج فقط حج تو پذيرفته شد؟
گفت؛ سي سال بود كه مرا آرزوي حج بود و از پاره دوزي سيصد درهم جمع كردم و امسال عزم حج كردم، عيالم حامله بود، از خانه همسايه بوي طعام مي آمد، مرا گفت: برو و پاره اي از طعام بستان . من رفتم و همسايه گفت : بدان كه هفت شبانه روز بود كه أطفال من هيچ نخورده بودند ، امروز خري مرده ديدم. پاره اي از آن جدا كردم و طعام سأختم. بر شما حلال نباشد.
چون اين بشنيدم آتشي در جانم بيفتاد . آن سيصد درهم برداشتم و بدو دادم و گفتم نفقه أطفال كن كه حج ما اين است.
#تذکرهالاولیا
#عطار
عبدالله مبارك به حج رفته بود وقتي در خواب ديد كه فرشته اي به او گفت : از ششصد حاجي كسي حاجي نيست، مگر علي بن موفق، كفشگري در دمشق كه به حج نيامد . عبدالله به دمشق رفت و علي بن موفق را ديد كه پاره دوزي ميكند. پرسيد: چه كرده اي كه با اينكه امسال به حج نرفته اي از ميان همه حجاج فقط حج تو پذيرفته شد؟
گفت؛ سي سال بود كه مرا آرزوي حج بود و از پاره دوزي سيصد درهم جمع كردم و امسال عزم حج كردم، عيالم حامله بود، از خانه همسايه بوي طعام مي آمد، مرا گفت: برو و پاره اي از طعام بستان . من رفتم و همسايه گفت : بدان كه هفت شبانه روز بود كه أطفال من هيچ نخورده بودند ، امروز خري مرده ديدم. پاره اي از آن جدا كردم و طعام سأختم. بر شما حلال نباشد.
چون اين بشنيدم آتشي در جانم بيفتاد . آن سيصد درهم برداشتم و بدو دادم و گفتم نفقه أطفال كن كه حج ما اين است.
#تذکرهالاولیا
#عطار
@siminsagh 🍂
کاش میﺷﺪ
ﯾﮏ صبح
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ و ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩﺍم
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦها
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ...
#سيدعلى_صالحى 🌿
کاش میﺷﺪ
ﯾﮏ صبح
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ و ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩﺍم
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦها
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ...
#سيدعلى_صالحى 🌿
@siminsagh 🌿
صبح فردا شلوغ خواهد شد
خانه ی کوچک قراضه ی من
استراحت کنید و بگذارید
استراحت کند جنازه ی من...
#امید_روزبه
#شعر_جوان
صبح فردا شلوغ خواهد شد
خانه ی کوچک قراضه ی من
استراحت کنید و بگذارید
استراحت کند جنازه ی من...
#امید_روزبه
#شعر_جوان
👍1
@siminsagh 🌿
ثبت نام رایگان کتابخانههای تهران
به مناسبت ۱۴مهر «روز تهران» کلیه کتابخانههای عمومی شهر تهران از متقاضیان عضویت به صورت رایگان ثبتنام میکنند.
#خارج_از_شعر
ثبت نام رایگان کتابخانههای تهران
به مناسبت ۱۴مهر «روز تهران» کلیه کتابخانههای عمومی شهر تهران از متقاضیان عضویت به صورت رایگان ثبتنام میکنند.
#خارج_از_شعر
@siminsagh
من
پری کوچک غمگینی را میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
#فروغ_فرخزاد 🌿
من
پری کوچک غمگینی را میشناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
می نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
#فروغ_فرخزاد 🌿
سیمین ساق | شعر فارسی
خرّم آن روز که دیده بگشاییم و بینیم صبحمان اینجا بخیر است... @siminsagh 🍂
@siminsagh 🌿
رهگذاری خواهد گفت:
راستیرا شبِ تاریکیست.
کهکشانی خواهم دادش
روی پل، دخترکی بیپاست
دُبّ ِ اکبر را بر گردن او خواهم آویخت
هرچه دشنام از لبها خواهم برچید
هرچه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت:
کاروانی آمد، بارَش لبخند
#سهراب_سپهری
#زادروز_شاعر
رهگذاری خواهد گفت:
راستیرا شبِ تاریکیست.
کهکشانی خواهم دادش
روی پل، دخترکی بیپاست
دُبّ ِ اکبر را بر گردن او خواهم آویخت
هرچه دشنام از لبها خواهم برچید
هرچه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت:
کاروانی آمد، بارَش لبخند
#سهراب_سپهری
#زادروز_شاعر