Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
مادرم به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما
دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿 @siminsagh
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما
دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿 @siminsagh
❤1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه ی #حافظ
هنوز پر ز صداست
زادروزت خجسته #استاد_جان
سایه ات بر سرمان مانا و نفست گرم🌿
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه ی #حافظ
هنوز پر ز صداست
زادروزت خجسته #استاد_جان
سایه ات بر سرمان مانا و نفست گرم🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Mohammad)
تقویم را معطل #پاییز کرده است،
در من مرور باغ همیشه بهار تو...
اولین روز پاییز زادروز
#حسین_منزوی 🍁
☑️بهسیمینساقیهابپیوندید👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ 🌿
در من مرور باغ همیشه بهار تو...
اولین روز پاییز زادروز
#حسین_منزوی 🍁
☑️بهسیمینساقیهابپیوندید👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ 🌿
@siminsagh 🌿
چو یک ماه شد همچو یک سال بود
برش چون بر رستم زال بود
چو سه ساله شد زخم چوگان گرفت
به پنجم دل تیر و پیکان گرفت
چو ده ساله شد زان زمین کس نبود
که یارست یا او نبرد آزمود
#فردوسی
چو یک ماه شد همچو یک سال بود
برش چون بر رستم زال بود
چو سه ساله شد زخم چوگان گرفت
به پنجم دل تیر و پیکان گرفت
چو ده ساله شد زان زمین کس نبود
که یارست یا او نبرد آزمود
#فردوسی
خطیب اندرین لختی بیندیشید و گفت: این مبارک خواب است که دیدی که مرا بر عیب خود واقف گردانیدی، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه کردم کزین پس خطبه نگویم مگر به آهستگی.
از صحبت دوستی برنجم
کاخلاق بدم حسن نماید
عیبم هنر و کمال بیند
خارم گل و یاسمن نماید
کو دشمن شوخ چشم ناپاک
تا عیب مرا به من نماید
#گلستان_سعدی 🍂
#درفوایدخاموشی
از صحبت دوستی برنجم
کاخلاق بدم حسن نماید
عیبم هنر و کمال بیند
خارم گل و یاسمن نماید
کو دشمن شوخ چشم ناپاک
تا عیب مرا به من نماید
#گلستان_سعدی 🍂
#درفوایدخاموشی
Tasnife Gholab
Homayoun Shajarian - Sohrab Pournazeri
@siminsagh
#سعدی چو جورش میبری نزدیکِ او دیگر مرو!
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلّاب را
🎼#همایون_شجریان 🌿
#آلبوم_ایران_من 🎻
#سعدی چو جورش میبری نزدیکِ او دیگر مرو!
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلّاب را
🎼#همایون_شجریان 🌿
#آلبوم_ایران_من 🎻
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی!
ما چشم وفا از تو نداریم
جفا کن..
#فیض_کاشانی 🍂
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
ما چشم وفا از تو نداریم
جفا کن..
#فیض_کاشانی 🍂
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
هرکه در عشق سر از قله برآرد هنر است
همه تا دامنهی کوه تحمل دارند
#مژگان_عباسلو 🍂
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
همه تا دامنهی کوه تحمل دارند
#مژگان_عباسلو 🍂
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ
اشتباه از ما بود
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم
دستهامان خالی
دلهامان پر
گفتگوهامان مثلا یعنی ما
کاش می دانستیم
هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد!
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم
از خانه که می آئی
یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است
#سید_علی_صالحی 🍂
اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم
دستهامان خالی
دلهامان پر
گفتگوهامان مثلا یعنی ما
کاش می دانستیم
هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد!
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم
از خانه که می آئی
یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ
و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستن ما بسیار است
#سید_علی_صالحی 🍂
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
باز کن پنجرهها را ای دوست...
هیچ یادت هست؟
که زمین را عطشی وحشی سوخت،
برگها پژمردند...
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شبهای بلند،
سیلی سرما با تاک چه کرد...
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست...
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین...
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است...
تو چرا سنگ شدی؟!
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟!
باز کن پنجرهها را
و بهاران را
باور کن...
#فریدون_مشیری 🌿
باز کن پنجرهها را ای دوست...
هیچ یادت هست؟
که زمین را عطشی وحشی سوخت،
برگها پژمردند...
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شبهای بلند،
سیلی سرما با تاک چه کرد...
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست...
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین...
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است...
تو چرا سنگ شدی؟!
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟!
باز کن پنجرهها را
و بهاران را
باور کن...
#فریدون_مشیری 🌿
چشمان درشتش
دو عدد قهوهی قاجار
مقتولِ دو تا قهوهی اَعلا شده بودم...
ناگه پدرم گفت: که دیوانه شدی رفت
خندیدم و گفتم که نه!
اما شده بودم...
#مجید_احمدی 🍂 @siminsagh
دو عدد قهوهی قاجار
مقتولِ دو تا قهوهی اَعلا شده بودم...
ناگه پدرم گفت: که دیوانه شدی رفت
خندیدم و گفتم که نه!
اما شده بودم...
#مجید_احمدی 🍂 @siminsagh
@siminsagh 🍂🍁
مگر جانی که هرگه آمدی ناگه برون رفتی؟
مگر عمری که هر گه میروی دیگر نمیایی؟!!
#هلالیجغتایی 🌿
مگر جانی که هرگه آمدی ناگه برون رفتی؟
مگر عمری که هر گه میروی دیگر نمیایی؟!!
#هلالیجغتایی 🌿
چرا گرفته دلت
مثل آنکه تنهایی، چقدر هم تنها:
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی عاشق...
و فکر کن چه تنهاست اگر که ماهی کوچک
دچار آبی دریای بیکران باشد...
#سهراب_سپهری 🍂
مثل آنکه تنهایی، چقدر هم تنها:
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی عاشق...
و فکر کن چه تنهاست اگر که ماهی کوچک
دچار آبی دریای بیکران باشد...
#سهراب_سپهری 🍂
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
اما دختر [پسر] شدم که تو را آرزو کنم
هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو
از شرم ناتوانی خود جان به سر شود
#حسین_صفا 🌿
اما دختر [پسر] شدم که تو را آرزو کنم
هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو
از شرم ناتوانی خود جان به سر شود
#حسین_صفا 🌿