Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
⚫️داری از قصد میزنی یک ریز
با سرانگشت خود به شیشهٔ من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشهٔ من⚫️
#حسین_زحمتکش 🌿
#شب_دهم 🖤
با سرانگشت خود به شیشهٔ من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشهٔ من⚫️
#حسین_زحمتکش 🌿
#شب_دهم 🖤
@siminsagh 🌿
هر انتخاب، یک عاشورا
در هزاران عاشورای فردی به کدام طرف پیوسته ایم؟ سپاه حسین(ع) یا لشکر یزید؟!
قرن هاست که می گوییم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!" و آن گاه با نوحه ای جانسوز، گریه سر می دهیم و به پهنای صورت، اشک می ریزیم و حسرت مان را تکرار می کنیم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!"
عاشورا اما مکرر در مکرر، هر لحظه بازآفرینی می شود بی آن که حواس مان باشد. گو این که تصور می کنیم عاشورا در 61 هجری تمام شد و آنان که وسعت دید بیشتری دارند، هر جا جنگ مسلحانه ای بین حق و باطل باشد را عاشورا می دانند و چنین می پندارند که تکرار عاشورا، فقط در هنگامه چنین نبردی است.
واقعیت اما، چیز دیگری است. ما چه در صلح و چه در جنگ، هر روز و هر روز، در بطن عاشوراییم، ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که در سپاه حسین(ع) باشیم یا در لشکر یزید و شمر و عبیدالله و ابن سعد و حرمله.
حسین (ع)، قبل از آغاز عاشورا، آنگاه که به او پیشنهاد بیعت با یزید داده شد، انتخابش را کرد و سخنی گفت که برای همیشه تاریخ ماندگار شد: مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می کند.
اینک به استناد همین انتخاب و همین یک جمله، همه ما هر روز، بارها عاشوراهای کوچکی را در حد و اندازه زندگی هایمان تجربه می کنیم.
بسیاری مان در این عاشوراها، یکراست سراغ لشکر یزید می رویم و به آنها می پیوندیم و بسیاری دیگر نیز حسینی می شویم و گروهی نیز یک پایمان در بارگاه عبیدالله است و پای دیگرمان در خیمه گاه اباعبدالله(ع).
عاشوراهای ما، انتخاب هایی است که لحظه های عمرمان را فرا گرفته است. راننده تاکسیی که می تواند از ناآشنایی مسافرش به مسیر سوء استفاده کند ، کارمندی که در معرض گرفتن رشوه قرار دارد، بانکداری که می تواند با دستکاری در حساب ها، اختلاس کند، قاضیی که قدرت دارد حقی را جابجا کند، روزنامه نگاری که برای جلب بیشتر مخاطب بین تیتر درست و غلط انتخاب می کند، مدیری که در استخدام بین متخصص کارآمد و آشنای ناکارآمد مردد است یا برای ارتقاء مقامش می تواند علیه رقیبش توطئه کند، تولید کننده ای که می تواند مشخصات نادرست برای معرفی محصولش بنویسد، سیاستمداری که برای رأی آوردن، بین حفظ حرمت یا آبروریزی مخیر است و بین راست و دروغ انتخاب می کند و همه و همه در معرض انتخاب های روزانه هستند.
در این میان، کسی که نمی تواند از چند رأی، از مبلغی پول، از یک پست اداری یا از تعدادی مخاطب بگذرد، چگونه می تواند ادعا کند که اگر در روز عاشورا بود، از جانش می گذشت؟!
بزرگ ترین کار امام حسین(ع) در عاشورا، انتخاب درست بود، انتخاب بین عزت و ذلت ؛ و ما هر لحظه در معرض انتخاب هستیم. انتخاب بین عزت و ذلت، حلال و حرام، مردانگی و نامردی، مردم داری و مردم آزاری، حسن خلق یا بداخلاقی، راستگویی یا دروغ، احقاق حق یا حق خوری و ... .
درست است که ما عاشورای 61 را درک نکردیم ولی اگر نیک بنگریم، هر کدام مان هزاران عاشورای فردی را پشت سرگذاشته ایم، با سربلندی یا سرافکندگی.
یادمان باشد که برای بودن در رکاب حسین(ع) ، لازم نیست حتماً به عاشورای 61 برگردیم یا حتماً منتظر میدان جنگی باشیم که مردان مسلح در دو سوی آن، آرایش نظامی گرفته اند. ما هر جا که در معرض انتخاب هستیم، درست مانند حسین(ع) که در معرض انتخاب بود، در بطن عاشورا قرار گرفته ایم. درست انتخاب کنیم، در کنار حسین (ع) و ابوالفضل(ع) هستیم و اگر انتخاب مان حرام باشد، در رکاب یزید و شمر و حرمله ایم.
هر انتخابی در هر لحظه ای از زندگی، یک عاشورای کوچک است؛ این است که گفته اند و چه زیبا هم گفته اند که "کل یوم عاشور و کل ارض کربلا".
راستی، شما در آخرین عاشورای زندگی تان، کدام سمت رفتید؟
#جعفر_محمدی
#عاشورا
#تفکر
هر انتخاب، یک عاشورا
در هزاران عاشورای فردی به کدام طرف پیوسته ایم؟ سپاه حسین(ع) یا لشکر یزید؟!
قرن هاست که می گوییم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!" و آن گاه با نوحه ای جانسوز، گریه سر می دهیم و به پهنای صورت، اشک می ریزیم و حسرت مان را تکرار می کنیم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!"
عاشورا اما مکرر در مکرر، هر لحظه بازآفرینی می شود بی آن که حواس مان باشد. گو این که تصور می کنیم عاشورا در 61 هجری تمام شد و آنان که وسعت دید بیشتری دارند، هر جا جنگ مسلحانه ای بین حق و باطل باشد را عاشورا می دانند و چنین می پندارند که تکرار عاشورا، فقط در هنگامه چنین نبردی است.
واقعیت اما، چیز دیگری است. ما چه در صلح و چه در جنگ، هر روز و هر روز، در بطن عاشوراییم، ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که در سپاه حسین(ع) باشیم یا در لشکر یزید و شمر و عبیدالله و ابن سعد و حرمله.
حسین (ع)، قبل از آغاز عاشورا، آنگاه که به او پیشنهاد بیعت با یزید داده شد، انتخابش را کرد و سخنی گفت که برای همیشه تاریخ ماندگار شد: مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می کند.
اینک به استناد همین انتخاب و همین یک جمله، همه ما هر روز، بارها عاشوراهای کوچکی را در حد و اندازه زندگی هایمان تجربه می کنیم.
بسیاری مان در این عاشوراها، یکراست سراغ لشکر یزید می رویم و به آنها می پیوندیم و بسیاری دیگر نیز حسینی می شویم و گروهی نیز یک پایمان در بارگاه عبیدالله است و پای دیگرمان در خیمه گاه اباعبدالله(ع).
عاشوراهای ما، انتخاب هایی است که لحظه های عمرمان را فرا گرفته است. راننده تاکسیی که می تواند از ناآشنایی مسافرش به مسیر سوء استفاده کند ، کارمندی که در معرض گرفتن رشوه قرار دارد، بانکداری که می تواند با دستکاری در حساب ها، اختلاس کند، قاضیی که قدرت دارد حقی را جابجا کند، روزنامه نگاری که برای جلب بیشتر مخاطب بین تیتر درست و غلط انتخاب می کند، مدیری که در استخدام بین متخصص کارآمد و آشنای ناکارآمد مردد است یا برای ارتقاء مقامش می تواند علیه رقیبش توطئه کند، تولید کننده ای که می تواند مشخصات نادرست برای معرفی محصولش بنویسد، سیاستمداری که برای رأی آوردن، بین حفظ حرمت یا آبروریزی مخیر است و بین راست و دروغ انتخاب می کند و همه و همه در معرض انتخاب های روزانه هستند.
در این میان، کسی که نمی تواند از چند رأی، از مبلغی پول، از یک پست اداری یا از تعدادی مخاطب بگذرد، چگونه می تواند ادعا کند که اگر در روز عاشورا بود، از جانش می گذشت؟!
بزرگ ترین کار امام حسین(ع) در عاشورا، انتخاب درست بود، انتخاب بین عزت و ذلت ؛ و ما هر لحظه در معرض انتخاب هستیم. انتخاب بین عزت و ذلت، حلال و حرام، مردانگی و نامردی، مردم داری و مردم آزاری، حسن خلق یا بداخلاقی، راستگویی یا دروغ، احقاق حق یا حق خوری و ... .
درست است که ما عاشورای 61 را درک نکردیم ولی اگر نیک بنگریم، هر کدام مان هزاران عاشورای فردی را پشت سرگذاشته ایم، با سربلندی یا سرافکندگی.
یادمان باشد که برای بودن در رکاب حسین(ع) ، لازم نیست حتماً به عاشورای 61 برگردیم یا حتماً منتظر میدان جنگی باشیم که مردان مسلح در دو سوی آن، آرایش نظامی گرفته اند. ما هر جا که در معرض انتخاب هستیم، درست مانند حسین(ع) که در معرض انتخاب بود، در بطن عاشورا قرار گرفته ایم. درست انتخاب کنیم، در کنار حسین (ع) و ابوالفضل(ع) هستیم و اگر انتخاب مان حرام باشد، در رکاب یزید و شمر و حرمله ایم.
هر انتخابی در هر لحظه ای از زندگی، یک عاشورای کوچک است؛ این است که گفته اند و چه زیبا هم گفته اند که "کل یوم عاشور و کل ارض کربلا".
راستی، شما در آخرین عاشورای زندگی تان، کدام سمت رفتید؟
#جعفر_محمدی
#عاشورا
#تفکر
❤1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (e.s133)
به خيمه ها خبر رسيد :
شمرِ لعينِ شر رسيد
نشست روي سينه و ...
قصه ي مابه سر رسيد
#علی_محمد_محمدی 🌿 @siminsagh
شمرِ لعينِ شر رسيد
نشست روي سينه و ...
قصه ي مابه سر رسيد
#علی_محمد_محمدی 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿
بختِ پیروز که با ما به خصومت میبود
بامداد از در ِ من صلحکنان باز آمد
#سعدی_جان
#روز_جهانی_صلح
برای دنیایی بهتر و صلح پایدار جهانی بکوشیم.
بختِ پیروز که با ما به خصومت میبود
بامداد از در ِ من صلحکنان باز آمد
#سعدی_جان
#روز_جهانی_صلح
برای دنیایی بهتر و صلح پایدار جهانی بکوشیم.
@siminsagh
هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنهٔ اوست
مثل گل، صحبت دوست
مثل پرواز کبوتر
می و موسیقی و مهتاب و کتاب
کوه، دریا، جنگل، یاس، سحر
این همه یک سو،
یک سوی دگر
چهرهٔ همچو گل تازهٔ تو!
دوست دارم همه عالم را لیک
هیچکس را نه به اندازهٔ تو !
#فریدون_مشیری 🌿
#زادروز_شاعر
هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنهٔ اوست
مثل گل، صحبت دوست
مثل پرواز کبوتر
می و موسیقی و مهتاب و کتاب
کوه، دریا، جنگل، یاس، سحر
این همه یک سو،
یک سوی دگر
چهرهٔ همچو گل تازهٔ تو!
دوست دارم همه عالم را لیک
هیچکس را نه به اندازهٔ تو !
#فریدون_مشیری 🌿
#زادروز_شاعر
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Mgh)
"آلزایمر"
مادرم با سلاخ پسرش عشق بازی میکند
میگوید عاشق ظرافات اعدام پسرش شده
و من در انتظار تکرار ظرافت و آلزایمر مادر!
#مهدی_قاسمی🌿
@siminsagh
مادرم با سلاخ پسرش عشق بازی میکند
میگوید عاشق ظرافات اعدام پسرش شده
و من در انتظار تکرار ظرافت و آلزایمر مادر!
#مهدی_قاسمی🌿
@siminsagh
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
از من برسان این دوسه خط محضرِ سلطان
سرباز اگر مُرد، فدای سرِ سلطان
خونِ دوسه سرباز اگر ریخت غمی نیست،
لبریز بُوَد تا به ابد ساغرِ سلطان
تا حشر، فروزان بُوَد آن تاجِ همایون
خاکی ننشیند به رخِ گوهرِ سلطان
گَـردی به دلِ شاه نبینیم اگـرچند
یکیک همگی کشته شود لشکرِ سلطان
«از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده»
دشتیست پُر از لاله و گُل، کشورِ سلطان
#حسین_جنتی 🌿
سرباز اگر مُرد، فدای سرِ سلطان
خونِ دوسه سرباز اگر ریخت غمی نیست،
لبریز بُوَد تا به ابد ساغرِ سلطان
تا حشر، فروزان بُوَد آن تاجِ همایون
خاکی ننشیند به رخِ گوهرِ سلطان
گَـردی به دلِ شاه نبینیم اگـرچند
یکیک همگی کشته شود لشکرِ سلطان
«از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده»
دشتیست پُر از لاله و گُل، کشورِ سلطان
#حسین_جنتی 🌿
آدمیت مُرد
گر چه آدم زنده بود ...
#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh
▪️جانباز ۷۵ درصدجنگ تحميلي حسين منجزي از شهرستان گتوند که در حادثه تروريستي شهر اهواز شهید شد
گر چه آدم زنده بود ...
#فریدون_مشیری 🌿
@siminsagh
▪️جانباز ۷۵ درصدجنگ تحميلي حسين منجزي از شهرستان گتوند که در حادثه تروريستي شهر اهواز شهید شد
سیاست مدارها به جنگ نمیروند!
تعدادشان کم است و طول عمرهایِ
بلندی دارند!
و سربازها،
سربازها داستانهای کوتاهِ غم انگیزند!
#ناهید_عرجونی
🌿 @siminsagh
تعدادشان کم است و طول عمرهایِ
بلندی دارند!
و سربازها،
سربازها داستانهای کوتاهِ غم انگیزند!
#ناهید_عرجونی
🌿 @siminsagh
@siminsagh
پاییز تو سر میرسد
قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو میشوی،
من در بهارت نیستم
#افشین_یداللهی 🌿
پاییز تو سر میرسد
قدری زمستانی و بعد
گل میدهی، نو میشوی،
من در بهارت نیستم
#افشین_یداللهی 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Sahar Karami)
مادرم به من نگفت دوستم دارد
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما
دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿 @siminsagh
وقت نداشت
دستش همیشه بند بود
من اما
دوست داشتنش را
زنگ های تفریح
در سیب قرمزی که ته کیفم گذاشته بود
گاز می زدم
#رویا_شاه_حسین_زاده 🌿 @siminsagh
❤1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه ی #حافظ
هنوز پر ز صداست
زادروزت خجسته #استاد_جان
سایه ات بر سرمان مانا و نفست گرم🌿
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضای سینه ی #حافظ
هنوز پر ز صداست
زادروزت خجسته #استاد_جان
سایه ات بر سرمان مانا و نفست گرم🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Mohammad)
تقویم را معطل #پاییز کرده است،
در من مرور باغ همیشه بهار تو...
اولین روز پاییز زادروز
#حسین_منزوی 🍁
☑️بهسیمینساقیهابپیوندید👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ 🌿
در من مرور باغ همیشه بهار تو...
اولین روز پاییز زادروز
#حسین_منزوی 🍁
☑️بهسیمینساقیهابپیوندید👇
http://t.me/joinchat/BAlNIjvMQc6yl3tU5zghEQ 🌿