سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
@siminsagh 🌿

موذنا به اميد كه مي زني فرياد؟!
تو هم بخواب كه ما خويش را به خواب زديم

#فاضل_نظری
پ.ن: پاکبان ها از سپاهیان یزید نیستند. کمرشان را خم نکنیم.
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Leila Mokhtari)
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سربرسد
#وحيد_قاسمي 🌿
@siminsagh 🌿

هنوز
مهر تو باشد
در استخوان ای دوست

#سعدی_جانم
#ارتش_سرخ
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (Leila Mokhtari)
مثل آیینه‌ی در خاک مکدر شده‌ای

چشم من تار شده؟ یا تو مکرر شده‌ای؟!

#حمیدرضا_برقعی 🌿

⚫️ @siminsagh ⚫️
@siminsagh 🌿

پنجره را
گشودم...
شب، بوی غم می‌داد...

#احمدرضا_احمدی
پ.ن: تسلیت تکراری ترین واژه برای ایرانی هاست. تا به این لحظه ۲۱ زندگی و آرزو و جان از میان ما و کرمان پرکشیدند. یادشان گرامی 🥀
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم !
دا سنین تایین تاپیلماز...


سالمرگ والای شعر و ادب استاد #شهریار 🌿 @siminsagh
🖤 @siminsagh 🖤

ای حرمت قبلهٔ حاجات ما
یاد تو تسبیح ومناجات ما

مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو صدق و صفاست

شمع شده آب شده سوخته
روح ادب را ادب آموخته

#سید_محمدعلی_ریاضی 🌿
#شب_نهم ⚫️
👍1
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
@siminsagh

نمود سوی درت ذره ذره ام پرواز

مرا به کوی تو قسمت
جدا
جدا
آورد...

#طالب_آملی 🌿
@siminsagh 🌿

بی‌حرمتی به ساحتِ‌خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
 
سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست


#محمد_سلمانی
#هر‌مرد‌پا‌شکسته‌که‌تیمور‌لنگ‌نیست
⚫️غیر قمر هیچ مگو...

#مولانا 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
⚫️داری از قصد می‌زنی یک ریز
با سرانگشت خود به شیشهٔ من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشهٔ من⚫️

#حسین_زحمت‌کش 🌿
#شب_دهم 🖤
@siminsagh 🌿

هر انتخاب، یک عاشورا

در هزاران عاشورای فردی به کدام طرف پیوسته ایم؟ سپاه حسین(ع) یا لشکر یزید؟!

قرن هاست که می گوییم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!" و آن گاه با نوحه ای جانسوز، گریه سر می دهیم و به پهنای صورت، اشک می ریزیم و حسرت مان را تکرار می کنیم: "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!"

عاشورا اما مکرر در مکرر، هر لحظه بازآفرینی می شود بی آن که حواس مان باشد. گو این که تصور می کنیم عاشورا در 61 هجری تمام شد و آنان که وسعت دید بیشتری دارند، هر جا جنگ مسلحانه ای بین حق و باطل باشد را عاشورا می دانند و چنین می پندارند که تکرار عاشورا، فقط در هنگامه چنین نبردی است.

واقعیت اما، چیز دیگری است. ما چه در صلح و چه در جنگ، هر روز و هر روز، در بطن عاشوراییم، ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم که در سپاه حسین(ع) باشیم یا در لشکر یزید و شمر و عبیدالله و ابن سعد و حرمله.

حسین (ع)، قبل از آغاز عاشورا، آنگاه که به او پیشنهاد بیعت با یزید داده شد، انتخابش را کرد و سخنی گفت که برای همیشه تاریخ ماندگار شد: مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می کند.
اینک به استناد همین انتخاب و همین یک جمله، همه ما هر روز، بارها عاشوراهای کوچکی را در حد و اندازه زندگی هایمان تجربه می کنیم.

بسیاری مان در این عاشوراها، یکراست سراغ لشکر یزید می رویم و به آنها می پیوندیم و بسیاری دیگر نیز حسینی می شویم و گروهی نیز یک پایمان در بارگاه عبیدالله است و پای دیگرمان در خیمه گاه اباعبدالله(ع).

عاشوراهای ما، انتخاب هایی است که لحظه های عمرمان را فرا گرفته است. راننده تاکسیی که می تواند از ناآشنایی مسافرش به مسیر سوء استفاده کند ، کارمندی که در معرض گرفتن رشوه قرار دارد، بانکداری که می تواند با دستکاری در حساب ها، اختلاس کند، قاضیی که قدرت دارد حقی را جابجا کند، روزنامه نگاری که برای جلب بیشتر مخاطب بین تیتر درست و غلط انتخاب می کند، مدیری که در استخدام بین متخصص کارآمد و آشنای ناکارآمد مردد است یا برای ارتقاء مقامش می تواند علیه رقیبش توطئه کند، تولید کننده ای که می تواند مشخصات نادرست برای معرفی محصولش بنویسد، سیاستمداری که برای رأی آوردن، بین حفظ حرمت یا آبروریزی مخیر است و بین راست و دروغ انتخاب می کند و همه و همه در معرض انتخاب های روزانه هستند.

در این میان، کسی که نمی تواند از چند رأی، از مبلغی پول، از یک پست اداری یا از تعدادی مخاطب بگذرد، چگونه می تواند ادعا کند که اگر در روز عاشورا بود، از جانش می گذشت؟!

بزرگ ترین کار امام حسین(ع) در عاشورا، انتخاب درست بود، انتخاب بین عزت و ذلت ؛ و ما هر لحظه در معرض انتخاب هستیم. انتخاب بین عزت و ذلت، حلال و حرام، مردانگی و نامردی، مردم داری و مردم آزاری، حسن خلق یا بداخلاقی، راستگویی یا دروغ، احقاق حق یا حق خوری و ... .

درست است که ما عاشورای 61 را درک نکردیم ولی اگر نیک بنگریم، هر کدام مان هزاران عاشورای فردی را پشت سرگذاشته ایم، با سربلندی یا سرافکندگی.

یادمان باشد که برای بودن در رکاب حسین(ع) ، لازم نیست حتماً به عاشورای 61 برگردیم یا حتماً منتظر میدان جنگی باشیم که مردان مسلح در دو سوی آن، آرایش نظامی گرفته اند. ما هر جا که در معرض انتخاب هستیم، درست مانند حسین(ع) که در معرض انتخاب بود، در بطن عاشورا قرار گرفته ایم. درست انتخاب کنیم، در کنار حسین (ع) و ابوالفضل(ع) هستیم و اگر انتخاب مان حرام باشد، در رکاب یزید و شمر و حرمله ایم.

هر انتخابی در هر لحظه ای از زندگی، یک عاشورای کوچک است؛ این است که گفته اند و چه زیبا هم گفته اند که "کل یوم عاشور و کل ارض کربلا".

راستی، شما در آخرین عاشورای زندگی تان، کدام سمت رفتید؟

#جعفر_محمدی
#عاشورا
#تفکر
1
@siminsagh 🌿

یادآر
ز شمع مرده، یاد آر...

#دهخدا
#عاشورا_۸۸
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (e.s133)
به خيمه ها خبر رسيد :
شمرِ لعينِ شر رسيد

نشست روي سينه و ...
قصه ي مابه سر رسيد

#علی_محمد_محمدی 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿

بختِ پیروز که با ما به خصومت می‌بود 
بامداد از در ِ من صلح‌کنان باز آمد

#سعدی_جان
#روز_جهانی_صلح
برای دنیایی بهتر و صلح پایدار جهانی بکوشیم.
@siminsagh

هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنهٔ اوست
مثل گل، صحبت دوست
مثل پرواز کبوتر
می و موسیقی و مهتاب و کتاب
کوه، دریا، جنگل، یاس، سحر
این همه یک سو،
یک سوی دگر
چهرهٔ همچو گل تازهٔ تو!
دوست دارم همه عالم را لیک
هیچ‌کس را نه به اندازهٔ تو !

#فریدون_مشیری 🌿
#زادروز_شاعر
"آلزایمر"
مادرم با سلاخ پسرش عشق بازی می‌کند
می‌گوید عاشق ظرافات اعدام پسرش شده
و من در انتظار تکرار ظرافت و آلزایمر مادر!
#مهدی_قاسمی🌿
@siminsagh
@siminsagh

تو می روی و دل ز دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود..

#هوشنگ_ابتهاج 🌿
Sharabi
Rastaak
@siminsagh 🌿

مثلِ آخرین روز شهریوره
همه ترسم اینه بِره بگذره ...

#رستاک
#دوپامین_موزیک
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
از من برسان این دوسه خط محضرِ سلطان
سرباز اگر مُرد، فدای سرِ سلطان

خونِ دوسه سرباز اگر ریخت غمی نیست،
لبریز بُوَد تا به ابد ساغرِ سلطان

تا حشر، فروزان بُوَد آن تاجِ همایون
خاکی ننشیند به رخِ گوهرِ سلطان

گَـردی به دلِ شاه نبینیم اگـرچند
یک‌یک همگی کشته شود لشکرِ سلطان

«از خونِ جوانانِ وطن لاله دمیده»
دشتی‌ست پُر از لاله و گُل، کشورِ سلطان
                                                  

#حسین_جنتی 🌿