سیمین ساق | شعر فارسی
18.6K subscribers
4.39K photos
366 videos
17 files
274 links
شعر نو
و
شعر کهن
همین
siminsagh.net
Download Telegram
@siminsagh

دوباره از سرِ آن پهلوان "عمود" گذشت...
زِ کاسبانِ عزا دوره‌ی رکود گذشت!

#حسین_جنتی 🌿
@siminsagh

عشق جانست، عشق تو جانتر...

#مولانا 🌿
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت:
صعب روزی
بوالعجب کاری
پریشان عالمی

#حافظ 🌿 @siminsagh
@siminsagh

اللیلُ تاریخُ الحنین؛
وَ انتَ لَیلی‌

شب تاریخ دلتنگی‌ست
و تو شبِ منی..

#محمود_درویش 🌿
_اگر دلتنگی شکل داشت شاید شبیه این تصویر بود!
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما

از تيغ بی ملاحظه آه ما بترس!

#وحشی_بافقی 🌿 @siminsagh
زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من
زندگی مشغله‌ای جدّی است
درست مثل دوست داشتن تو..

#ناظم_حکمت 🌿
@siminsagh

سر می‌زنی به سودا،
اما نه دل به دریا ...

#محبوب_من
مبادا مرد خطر نباشی...

#حسین_منزوی 🌿
@siminsagh

حتی حباب‌های کوچک چایی هم
بی‌هوده نیستند
بی‌هوده نیست که سیگار می‌کشی
و لبخندهایت تلخ می‌شود
نمی‌شود برگشت
و رد پاییز را
از نیمکت‌های خیس برداشت

نمی‌بینمت
نه توی حلقه‌های خاکستری دود
نه انتهای قهوه‌ای فنجان
نه توی دایره‌ای که
قسمت ام نبود

چهارشنبه بود
من نام تمام نیمکت‌ها را
چهارشنبه ای گذاشتم که نیامدی
چای سرد شد چهارشنبه بود
تلخ‌تر شدم چهارشنبه بود
حتی چهارشنبه بود که ما
از کنار هم گذشتیم
و من از خانه دورتر شدم
از چارخانه‌ی پیراهنت

هنوز فکر می‌کنم
می‌توانستم توی دایره‌ها چرخ بزنم
انگشتم را توی حلقه‌های دود فرو ببرم
با چهارشنبه و تو
عکس‌های یادگاری خوشحال بگیرم
هنوز فکر می‌کنم
توی چارخانه‌ی پیراهنت
خوشبخت می‌شدم

#ناهید_عرجونی 🌿
@siminsagh

اما دختر [پسر] شدم که تو را آرزو کنم
هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو
از شرم ناتوانی خود جان به سر شود

#حسین_صفا 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش جان باید سپرد بر این صدا، این شعر، این سوز وساز! 🌿
و درکنار تو صبحی است
که رنجِ شبان را
از یاد می‌بَرد!

بگذار صبحم را به نام تو بیاغازم
تا پریشانیِ دوشینم
از یاد برده شود...

#شمس_لنگرودی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

به
خاک
پایِ عزیزت
که عهد نشکستم...

#سعدی_جانم 🌿
@siminsagh


(ای یار) آن همه دلداری و
پیمان و عهد!

نِیک نَکَردِی، کِه نَکَردِی وَفا...

#سعدی 🌿
«حکومت نظامی»

چه کار می شد کرد؟ گزمه بر در بود،
چه کار می شد کرد؟ در خانه زندانی بودیم،
چه کار می شد کرد؟ راه کوچه بسته بود،
چه کار می شد کرد؟ شهر به زانو درآمده بود،
چه کار می شد کرد؟ مردم شهر گرسنه بودند،
چه کار می شد کرد؟ خلع سلاح شده بودیم،
چه کار می شد کرد؟ شب فرا رسیده بود،
چه کار می شد کرد؟ عاشق همدیگر شدیم.

#پل_الوار 🌿
#ترجمه‌محمدتقی‌غیاثی @siminsagh
سحرم روی چو ماهت
شب من زلف سیاهت
به خدا بی‌رخ و زلفت نه بخسبم نه بخیزم!

#مولانا 🌿
Forwarded from سیمین ساق | شعر فارسی (شیوا رشیدی)
عاشق شدن، دیوانه گشتن، شعر خواندن...
پاییز هم وقتی نباشی سوت و کور است

با گریه ها شب تا سحر، آواره بودن
آری... کماکان دفترم سنگ صبور است...

#فرشاد_کولیوند 🌿

@siminsagh
صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ...
تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم

#سید_علی_صالحی 🌿
@siminsagh 🌿

دختر شدم که سرزنشم پاکدامنی است
تا زن شدن که ارزش من بچه آوری است
مادر شدم که کودک من سهم دیگری است
هرکس مرا زمین زده در شرع محرم است!

#اهورا_فروزان
#برابری‌و‌صلح‌
Forwarded from تاریخ ما
🏛‌این عکس دسته جمعی زنان دوره #قاجار بیشتر از یک قرن پیش توسط "آنتوان خان سوریوگین" گرفته شده
احسان هاشمی نهایت تلاش خودش را کرده که با رنگی کردنش به آن روح بدمد.
t.me/joinchat/BAlNIkEP6VxI_OW_sO7D-w
رفتی و در رکابت
دل رفت و صبر و دانش..

بازآ که نیم جانی بهر نثار دارم

#سعدی 🌿 @siminsagh
@siminsagh

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟
بخواست جام مِی و گفت:
«عیب پوشیدن»

#حافظ 🌿