This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@siminsagh 🌿
نظر چارلز بوکفسکی در مورد عشق:
عشق فقط یه مهِ و با اولین پرتو واقعیت از بین میره!
اگر هم نظر هستید 👍
اگر مخالف هستید👎
نظر چارلز بوکفسکی در مورد عشق:
عشق فقط یه مهِ و با اولین پرتو واقعیت از بین میره!
اگر هم نظر هستید 👍
اگر مخالف هستید👎
@siminsagh 🌿
می خواهم حکم کنم سرت را ببرّند؛
چه وصیت داری؟
- هیچ
کسانت اینجا هست؛
پسرت را می خواهی ببینی؟
- نه
زنت را چه؟
- نه
مادرت؟
- نه
چرا؟ قلب در سینه نداری؟
گلمحمد لبخندی زد.
از چه می خندی؟
گلمحمد پلکها فروبست و گفت:
- از پا افتادنِ مرد،
دیدنی نیست ...
#کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
#اعدام_فقط_مرگ_یک_نفر_نیست_روح_جامعه_میمیرد
#رامین_حسین_پناهی
می خواهم حکم کنم سرت را ببرّند؛
چه وصیت داری؟
- هیچ
کسانت اینجا هست؛
پسرت را می خواهی ببینی؟
- نه
زنت را چه؟
- نه
مادرت؟
- نه
چرا؟ قلب در سینه نداری؟
گلمحمد لبخندی زد.
از چه می خندی؟
گلمحمد پلکها فروبست و گفت:
- از پا افتادنِ مرد،
دیدنی نیست ...
#کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
#اعدام_فقط_مرگ_یک_نفر_نیست_روح_جامعه_میمیرد
#رامین_حسین_پناهی
سیمین ساق | شعر فارسی
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین همهی غمم بود از همین که خدا نکرده خطا کنی #هاتف_اصفهانی 🌿 #غمگینترین_شعر_فارسی_به_روایتی😞
با هیچکس
به کشتن من
مشورت مکن...
ترسم
خدا نکرده
پشیمان کند تو را...
#فروغی_بسطامی 🌿
#شما_فرستادید @siminsagh
به کشتن من
مشورت مکن...
ترسم
خدا نکرده
پشیمان کند تو را...
#فروغی_بسطامی 🌿
#شما_فرستادید @siminsagh
یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند، نمی شود گفت، آدم را مسخره می کنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت می کند. زبان آدمیزاد مثل خودِ او ناقص و ناتوان است.
#صادق_هدایت 🌿 @siminsagh
#صادق_هدایت 🌿 @siminsagh
@siminsagh 🌿
ياد بعضي نفرات
روشنم ميدارد.
#نیما_یوشیج
#سیمین_ساقی_ها
#رفاقت_فاصله_نمیشناسد
#ادبیات_مرزی_برنمیتابد
#سپاس_که_همراه_ما_هستید
ياد بعضي نفرات
روشنم ميدارد.
#نیما_یوشیج
#سیمین_ساقی_ها
#رفاقت_فاصله_نمیشناسد
#ادبیات_مرزی_برنمیتابد
#سپاس_که_همراه_ما_هستید
سیمین ساق | شعر فارسی
@siminsagh 🌿 ياد بعضي نفرات روشنم ميدارد. #نیما_یوشیج #سیمین_ساقی_ها #رفاقت_فاصله_نمیشناسد #ادبیات_مرزی_برنمیتابد #سپاس_که_همراه_ما_هستید
صبح امروز کسی گفت به من
تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ :
تو چقدر حساسی!
تن من گر تنهاست
دل من با دلهاست!
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم...
#منسوببه_سهراب_سپهری 🌿
#من_بی_شما_گمان_مبرید_که_یک_دم!
تو چقدر تنهایی!
گفتمش در پاسخ :
تو چقدر حساسی!
تن من گر تنهاست
دل من با دلهاست!
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم...
#منسوببه_سهراب_سپهری 🌿
#من_بی_شما_گمان_مبرید_که_یک_دم!
@siminsagh
پیر ریاضتِ ما عشقِ تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری، چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم، پنهان و آشکارا
#اوحدی 🌿
پیر ریاضتِ ما عشقِ تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
پنهان اگر چه داری، چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم، پنهان و آشکارا
#اوحدی 🌿
@siminsagh
اللیلُ تاریخُ الحنین؛
وَ انتَ لَیلی
شب تاریخ دلتنگیست
و تو شبِ منی..
#محمود_درویش 🌿
_اگر دلتنگی شکل داشت شاید شبیه این تصویر بود!
اللیلُ تاریخُ الحنین؛
وَ انتَ لَیلی
شب تاریخ دلتنگیست
و تو شبِ منی..
#محمود_درویش 🌿
_اگر دلتنگی شکل داشت شاید شبیه این تصویر بود!
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
از تيغ بی ملاحظه آه ما بترس!
#وحشی_بافقی 🌿 @siminsagh
ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما
از تيغ بی ملاحظه آه ما بترس!
#وحشی_بافقی 🌿 @siminsagh
@siminsagh
حتی حبابهای کوچک چایی هم
بیهوده نیستند
بیهوده نیست که سیگار میکشی
و لبخندهایت تلخ میشود
نمیشود برگشت
و رد پاییز را
از نیمکتهای خیس برداشت
نمیبینمت
نه توی حلقههای خاکستری دود
نه انتهای قهوهای فنجان
نه توی دایرهای که
قسمت ام نبود
چهارشنبه بود
من نام تمام نیمکتها را
چهارشنبه ای گذاشتم که نیامدی
چای سرد شد چهارشنبه بود
تلختر شدم چهارشنبه بود
حتی چهارشنبه بود که ما
از کنار هم گذشتیم
و من از خانه دورتر شدم
از چارخانهی پیراهنت
هنوز فکر میکنم
میتوانستم توی دایرهها چرخ بزنم
انگشتم را توی حلقههای دود فرو ببرم
با چهارشنبه و تو
عکسهای یادگاری خوشحال بگیرم
هنوز فکر میکنم
توی چارخانهی پیراهنت
خوشبخت میشدم
#ناهید_عرجونی 🌿
حتی حبابهای کوچک چایی هم
بیهوده نیستند
بیهوده نیست که سیگار میکشی
و لبخندهایت تلخ میشود
نمیشود برگشت
و رد پاییز را
از نیمکتهای خیس برداشت
نمیبینمت
نه توی حلقههای خاکستری دود
نه انتهای قهوهای فنجان
نه توی دایرهای که
قسمت ام نبود
چهارشنبه بود
من نام تمام نیمکتها را
چهارشنبه ای گذاشتم که نیامدی
چای سرد شد چهارشنبه بود
تلختر شدم چهارشنبه بود
حتی چهارشنبه بود که ما
از کنار هم گذشتیم
و من از خانه دورتر شدم
از چارخانهی پیراهنت
هنوز فکر میکنم
میتوانستم توی دایرهها چرخ بزنم
انگشتم را توی حلقههای دود فرو ببرم
با چهارشنبه و تو
عکسهای یادگاری خوشحال بگیرم
هنوز فکر میکنم
توی چارخانهی پیراهنت
خوشبخت میشدم
#ناهید_عرجونی 🌿
@siminsagh
اما دختر [پسر] شدم که تو را آرزو کنم
هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو
از شرم ناتوانی خود جان به سر شود
#حسین_صفا 🌿
اما دختر [پسر] شدم که تو را آرزو کنم
هی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
پیوسته آرزو کنمت بلکه آرزو
از شرم ناتوانی خود جان به سر شود
#حسین_صفا 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوش جان باید سپرد بر این صدا، این شعر، این سوز وساز! 🌿